WEBVTT

﻿
1
00:00:25.465 --> 00:00:31.218
‫[ ارائه‌‌ای از گروه ترجمه فرانکوفیلم ]
‫FRANCOFILMS@

2
00:00:33.890 --> 00:00:38.020
‫بخور، عزیزم، دوباره جون بگیری!
‫به چی فکر می‌کنی؟

3
00:00:38.250 --> 00:00:42.340
‫به خدا که دوباره افتادم تو فاز فلسفه ‌بافی.

4
00:00:42.710 --> 00:00:44.460
‫تو که با طبیعتش مخالف نیستی.

5
00:00:45.910 --> 00:00:50.420
‫آره، حق با توئه، باید قانونمون رو قبول کنیم.

6
00:00:51.070 --> 00:00:53.080
‫زندگی زیبا نیست، ولی قشنگه.

7
00:00:53.770 --> 00:00:56.029
‫شور و اشتیاق‌های بزرگ فقط یه شب دووم دارن.

8
00:00:56.030 --> 00:01:01.300
‫زیباترین سینه‌ها فقط باعث دردسر میشن
‫و دلرباترین‌ها هم کم‌خرج‌ترن.

9
00:01:02.290 --> 00:01:06.040
‫زنگ به صدا در میاد، شور و شوق شعله‌ور میشه.

10
00:01:07.190 --> 00:01:09.176
‫اینم اولین آهنگ

11
00:01:09.386 --> 00:01:11.826
‫و جشن دوباره شروع میشه.

12
00:01:27.410 --> 00:01:31.360
‫خانم‌ها و آقایان، لطفاً صحبت نکنید،
‫یه سورپرایز براتون داریم.

13
00:01:37.852 --> 00:01:39.873
‫آقای پنیول؟

14
00:01:41.285 --> 00:01:43.196
‫آقای پنیول؟

15
00:01:43.362 --> 00:01:45.428
‫[ بر اساس داستانی واقعی ]

16
00:01:45.613 --> 00:01:46.900
‫کجاست؟

17
00:01:47.314 --> 00:01:50.047
‫[ پاریس - 1956 ]

18
00:01:50.290 --> 00:01:53.227
‫آها، اینجاست! از این طرف،

19
00:01:54.147 --> 00:01:55.920
‫استاد. منتظرتونن.

20
00:02:01.970 --> 00:02:07.580
‫خانم‌ها و آقایان، نویسنده پنیول،
‫آقای مارسل پنیول!

21
00:02:13.488 --> 00:02:16.700
‫به خاطر کانال سوئزه.
‫مردم به سختی بنزین پیدا می‌کنن.

22
00:02:17.010 --> 00:02:18.140
‫فردا بهتر میشه.

23
00:02:24.690 --> 00:02:27.800
‫کمبود بنزین همه چیز رو توضیح نمیده.

24
00:02:28.390 --> 00:02:31.660
‫باید باور کنیم که پنیول پیر
‫دیگه برای مردم جذاب نیست.

25
00:02:31.930 --> 00:02:34.569
‫چطور جرأت می‌کنی همچین حرفی بزنی؟

26
00:02:34.570 --> 00:02:37.448
‫این جوون‌ها هستن که دنیا رو جلو می‌برن، پیر.

27
00:02:37.710 --> 00:02:39.029
‫باباتو راحت بذار، فردریک.

28
00:02:39.590 --> 00:02:42.296
‫بیا، فرناند برات یه سورپرایز داره.

29
00:02:43.770 --> 00:02:48.740
‫قبل از اینکه تو پیپت رو تموم کنی،
‫جوون‌ها ما رو زیر فرش جارو کرده‌ان.

30
00:02:49.210 --> 00:02:53.296
‫چطور میشه ازشون ایراد گرفت؟ ما هم تو
‫دوره خودمون همین کارو کردیم.

31
00:02:53.550 --> 00:02:59.080
‫،آقای لازارف دوره والس موزتِ و لینا پارک
‫و پیپ‌های ماهاگونی تموم شده

32
00:02:59.470 --> 00:03:01.709
‫باید بلد باشیم کی کنار بکشیم.

33
00:03:01.830 --> 00:03:04.609
‫نه بابا، اصلاً حرفشم نزنید
‫که دست از نوشتن بردارید.

34
00:03:05.095 --> 00:03:06.755
‫هلن عزیزم،

35
00:03:07.281 --> 00:03:11.169
‫نوشتن چه فایده‌ای داره
‫وقتی دیگه کسی نمی‌خواد بخوندت؟

36
00:03:11.170 --> 00:03:14.469
‫مارسل، مجله زنانه‌ای که
‫من مدیرش هستم رو می‌شناسید؟

37
00:03:14.470 --> 00:03:16.380
‫مجله «اِل».

38
00:03:16.543 --> 00:03:17.629
‫«اِل»؟

39
00:03:17.630 --> 00:03:20.440
‫خب، خواننده‌های من عاشق کار شما هستن.

40
00:03:20.450 --> 00:03:24.380
‫اونا می‌خوان همه چیزو راجع به شما بدونن،
‫از بچگیتون، از اولین عشق‌هاتون.

41
00:03:24.650 --> 00:03:30.329
‫می‌تونیم چاپ‌های قسمتی رو تصور کنیم،
‫مثلاً ماهی یک بار،

42
00:03:30.330 --> 00:03:32.040
‫یا هر هفته.

43
00:03:34.410 --> 00:03:35.466
‫«اِل».

44
00:03:38.410 --> 00:03:41.600
‫مارسل؟ هنوز پای این دستگاهی؟

45
00:03:41.950 --> 00:03:44.720
‫آکادمی دوباره زنگ زده،
‫دیگه نمی‌دونم چی بهشون بگم.

46
00:03:44.930 --> 00:03:50.380
‫بهشون بگو یکی از آکادمیسین‌هاشون
‫داره حرکت دائمی رو اختراع می‌کنه.

47
00:03:51.170 --> 00:03:52.220
‫اینجا یخ زدیم.

48
00:03:52.890 --> 00:03:54.469
‫تو تو دفترت فکر می‌کنی؟

49
00:03:54.470 --> 00:03:57.480
‫اونجا پر از برگه‌های سفیده
‫که منتظرن من خط خطیشون کنم.

50
00:03:57.570 --> 00:04:00.720
‫اینجا حداقل ادبیات فرانسه کاری باهام نداره.

51
00:04:03.170 --> 00:04:06.815
‫باید برم. به خدمتکار گفتم که تو اینجایی.

52
00:04:08.957 --> 00:04:13.043
‫مترجم:
‫علی کلان

53
00:04:42.194 --> 00:04:43.549
‫چی شده؟

54
00:04:44.300 --> 00:04:48.930
‫یه جوونیه که میگه باید
‫یه دست‌نوشته رو بگیره.

55
00:04:49.280 --> 00:04:50.499
‫یه دست‌نوشته؟

56
00:04:50.500 --> 00:04:52.650
‫برای مجله «اِل».

57
00:04:59.614 --> 00:05:01.775
‫چی بهش بگم؟

58
00:05:01.800 --> 00:05:04.270
‫بهش بگید... نمی‌دونم.

59
00:05:04.480 --> 00:05:07.410
‫بهش بگید نیم ساعت دیگه
‫فصل اول رو می‌گیره.

60
00:05:07.720 --> 00:05:11.310
‫نمی‌دونستم آقا خاطراتش رو می‌نویسه.

61
00:05:11.520 --> 00:05:13.890
‫و منم کاملاً فراموش کرده بودم.

62
00:05:16.820 --> 00:05:17.863
‫صبر کنید.

63
00:05:19.300 --> 00:05:20.470
‫چرخ دوچرخه‌اش کج شده.

64
00:05:22.160 --> 00:05:25.170
‫براش چای، بیسکویت و این انبردست رو بیارید.

65
00:05:25.400 --> 00:05:28.710
‫تا وقتی چرخشو صاف کنه،
‫من سه ساعت وقت دارم.

66
00:05:28.940 --> 00:05:31.610
‫برای تعمیر یه چرخ خیلی زیاده.

67
00:05:31.880 --> 00:05:33.350
‫برای یه تعمیرکار، آره.

68
00:05:33.680 --> 00:05:36.530
‫ولی با این قیافش، بعیده
‫که بلد باشه.

69
00:05:37.120 --> 00:05:41.023
‫اگه حق با من باشه، سه ساعت
‫دیگه چرخ دوچرخه‌اش مربع میشه.

70
00:06:03.167 --> 00:06:05.553
‫" پنیول "

71
00:06:06.460 --> 00:06:08.193
‫" پنیول "

72
00:06:08.640 --> 00:06:10.126
‫" پنیول "

73
00:06:10.206 --> 00:06:11.619
‫بنویس.

74
00:06:12.236 --> 00:06:14.312
‫کاشکی به سادگی گفتنش بود.

75
00:06:18.590 --> 00:06:21.802
‫متاسفم رفقا، این روش خیلی کمکم نمی‌کنه.

76
00:06:23.183 --> 00:06:25.489
‫" پنیول. بنویس "

77
00:06:27.466 --> 00:06:29.136
‫من به دنیا اومدم...

78
00:06:30.880 --> 00:06:33.010
‫من به دنیا اومدم...

79
00:06:33.480 --> 00:06:34.770
‫آره خب، من به دنیا اومدم.

80
00:06:35.180 --> 00:06:37.030
‫اونا می‌خوان یه کم بیشتر بدونن.

81
00:06:38.820 --> 00:06:41.919
‫چی شد که من این قول رو دادم؟

82
00:06:41.920 --> 00:06:44.666
‫چون تو هیچ‌وقت نتونستی به یه زن «نه» بگی.

83
00:06:45.360 --> 00:06:48.010
‫والریک؟ مدرسه نرفتی؟

84
00:06:48.353 --> 00:06:49.819
‫پسرم؟

85
00:06:50.640 --> 00:06:51.739
‫تویی؟

86
00:06:51.740 --> 00:06:54.070
‫هی، آروم باش!

87
00:06:56.660 --> 00:06:57.870
‫مارسل؟

88
00:06:59.660 --> 00:07:00.870
‫مارسل؟

89
00:07:05.680 --> 00:07:07.859
‫داری چی بازی می‌کنی، مارسل؟

90
00:07:07.860 --> 00:07:11.010
‫بگو، چرا برگشتی؟

91
00:07:16.040 --> 00:07:17.410
‫تغییر کردم.

92
00:07:17.580 --> 00:07:19.719
‫حالا چند سالمون شده؟

93
00:07:19.720 --> 00:07:20.930
‫شصت و یک.

94
00:07:21.140 --> 00:07:23.430
‫بیخیال! ولی این حسابی منو گیج میکنه.

95
00:07:25.680 --> 00:07:27.819
‫چی می‌خوای، مارسل؟

96
00:07:27.820 --> 00:07:31.550
‫انقدر خاطراتت رو زیر و رو کردی، آخرش
‫منو از روی دراور انداختی.

97
00:07:32.380 --> 00:07:34.830
‫و بعدش هم، من نمی‌خوام هرچیزی در مورد ما بنویسی.

98
00:07:34.840 --> 00:07:37.170
‫چون هرجا که تو رفتی، منم رفتم.

99
00:07:37.633 --> 00:07:39.403
‫باید یه چیزی سرهم کنم.

100
00:07:39.820 --> 00:07:43.870
‫حافظه من مثل یه نوار کاست
‫قدیمی نیمه‌پاک‌شده‌ست.

101
00:07:44.060 --> 00:07:45.739
‫هنوز که فکر می‌کنی درسته؟

102
00:07:45.740 --> 00:07:48.579
‫یه ماشینی که هیچ‌وقت متوقف نشه؟

103
00:07:48.580 --> 00:07:52.624
‫نمی‌دونم. ولی این کمکم می‌کنه سرپا بمونم.

104
00:07:53.401 --> 00:07:54.991
‫اینطور که معلومه، اوضاع خوب نیست.

105
00:07:55.427 --> 00:07:57.137
‫تو نمی‌تونی بفهمی.

106
00:07:57.395 --> 00:07:59.910
‫پیرها میمون‌های عجیبی هستن.

107
00:08:00.220 --> 00:08:05.330
‫دیگه نمی‌دونن به کدوم شاخه آویزون بشن
‫تا تو خاطراتشون بالا برن.

108
00:08:09.090 --> 00:08:10.983
‫داری چیکار می‌کنی؟

109
00:08:11.110 --> 00:08:13.259
‫دارم برات یه نردبون می‌فرستم.

110
00:08:29.378 --> 00:08:30.978
‫بابابزرگ.

111
00:08:31.540 --> 00:08:33.459
‫پیر بودن چه حسی داره؟

112
00:08:33.460 --> 00:08:36.779
‫تو چرا این سوالا رو می‌پرسی؟

113
00:08:36.780 --> 00:08:39.009
‫خب، من می‌خوام مثل تو پیر بشم.

114
00:08:39.200 --> 00:08:41.530
‫و مثل تو سنگ‌تراشی کنم.

115
00:08:41.554 --> 00:08:44.160
‫مهم اون شغلی نیست که انجام میدی.

116
00:08:44.256 --> 00:08:48.604
‫مهم اینه که خوب انجامش بدی و کارت زیبا باشه.

117
00:08:48.674 --> 00:08:51.294
‫چون هرچیزی که زیباست، واقعیه.

118
00:08:51.574 --> 00:08:55.284
‫و هرچیزی که واقعیه، شایسته احترام الهیه.

119
00:08:55.974 --> 00:08:58.884
‫پدربزرگت که از کشیش‌ها متنفر بود،

120
00:08:59.074 --> 00:09:01.344
‫چطوریه مثل پیامبرا حرف میزنه.
‫[ مارسی - 1905 ]

121
00:09:01.734 --> 00:09:04.904
‫من میگم احترام چیز خوبیه.

122
00:09:05.435 --> 00:09:07.725
‫ولی لازم نیست الهی باشه.

123
00:09:07.794 --> 00:09:11.617
‫جمهوری هم به همون اندازه که خدا به بچه‌هاش احترام می‌ذاره،

124
00:09:11.760 --> 00:09:15.122
‫همون خدایی که علم هیچ‌وقت وجودشو ثابت نکرده.

125
00:09:15.189 --> 00:09:18.232
‫این حرفا رو به آدمای بافرهنگ مثل تو میگیم.

126
00:09:18.446 --> 00:09:22.036
‫ولی برای اونایی که خیلی باهوش نیستن،
‫خدا کاملاً کافیه.

127
00:09:22.223 --> 00:09:25.036
‫و بعد، جمهوری تو هم همینطور.

128
00:09:25.113 --> 00:09:27.542
‫علم هیچ‌وقت ثابت نکرده که وجود داره.

129
00:09:27.813 --> 00:09:29.899
‫آها، خودشه!

130
00:09:36.480 --> 00:09:39.499
‫و خواهرم، بعداً میخواد چیکاره بشه؟

131
00:09:39.524 --> 00:09:40.754
‫نمی‌دونم.

132
00:09:41.044 --> 00:09:42.934
‫چرا، تو میدونی، ژوزف.

133
00:09:43.344 --> 00:09:45.654
‫بهت گفت که میخواد میلیونر بشه.

134
00:09:45.884 --> 00:09:47.463
‫این عصبانیت کرد.

135
00:09:47.644 --> 00:09:49.603
‫آگوستین، من عصبانی شدم

136
00:09:49.604 --> 00:09:52.554
‫چون هیچ میلیونر صادقی رو نمی‌شناسم.

137
00:09:52.682 --> 00:09:55.544
‫ولی این به خاطر اینه که تو هیچ
‫میلیونری رو نمی‌شناسی. همین و بس.

138
00:09:55.624 --> 00:09:59.414
‫ژول عزیزم، برای اینکه یه اقلیت کوچیک بتونه پولدار بشه،

139
00:09:59.424 --> 00:10:01.654
‫باید یه اکثریت بزرگ فقیر بشن.

140
00:10:01.964 --> 00:10:04.487
‫این سیستم ظروف مرتبط‌کننده‌ست.

141
00:10:05.244 --> 00:10:07.297
‫مارسل، هرکاری که دلش بخواد انجام میده.

142
00:10:07.464 --> 00:10:10.434
‫به من، گفت که میخواد مهندس بشه.

143
00:10:10.704 --> 00:10:13.534
‫پس، هیچ‌وقت از کارگاهش بیرون نمیاد.

144
00:10:13.684 --> 00:10:16.723
‫رنگ‌وروش پریده میشه، زیر چشماش گود میفته

145
00:10:16.724 --> 00:10:19.574
‫و آخرش فقیر و سل‌زده میمیره.

146
00:10:19.664 --> 00:10:21.034
‫فقیر اما صادق.

147
00:10:21.244 --> 00:10:22.914
‫آره، کاملاً درسته، ژول.

148
00:10:23.384 --> 00:10:25.488
‫فقیر اما صادق.

149
00:10:33.594 --> 00:10:35.284
‫بهت قول میدم، مامان.

150
00:10:35.294 --> 00:10:37.084
‫یه روزی، به من افتخار می‌کنی.

151
00:10:37.114 --> 00:10:38.904
‫ولی من همین الانشم بهت افتخار می‌کنم.

152
00:10:38.981 --> 00:10:41.024
‫تو برام شعرهای قشنگ می‌نویسی.

153
00:10:41.105 --> 00:10:42.344
‫ولی این که چیزی نیست.

154
00:10:42.354 --> 00:10:44.934
‫تو هنوز ندیدی من چه کارهایی ازم برمیاد.

155
00:10:45.174 --> 00:10:47.575
‫پس، مشتاقم که ببینم.

156
00:10:54.354 --> 00:10:55.804
‫ژوزف بیچاره.

157
00:10:56.154 --> 00:10:58.404
‫زندگی یه تراژدیه.

158
00:11:12.874 --> 00:11:15.875
‫چرا، مامان
‫دیگه نمیاد شب بخیر بگه؟

159
00:11:16.134 --> 00:11:18.111
‫باید صبر کنیم تا حالش بهتر بشه.

160
00:11:18.394 --> 00:11:20.075
‫و کی حالش بهتر میشه؟

161
00:11:23.194 --> 00:11:24.244
‫بابا؟

162
00:11:25.534 --> 00:11:27.224
‫اون آخرین شعرمو دوست داشت.

163
00:11:34.784 --> 00:11:36.307
‫پسر کوچولوی من،

164
00:11:36.744 --> 00:11:38.514
‫به پرنده‌های بدشگون گوش ندیم.

165
00:11:39.044 --> 00:11:40.795
‫زندگی یه تراژدی نیست.

166
00:11:41.044 --> 00:11:44.174
‫زندگی قشنگه، پر از نور و رنگه،

167
00:11:44.244 --> 00:11:47.747
‫مثل شعرهای تو، که خیلی حالمو خوب می‌کنن.

168
00:11:48.264 --> 00:11:52.060
‫وقتی میخونمشون،
‫دور و برم روی تخت پخششون می‌کنم

169
00:11:52.564 --> 00:11:54.740
‫قول بده هزاران برگ از اینا برام بنویسی.

170
00:11:54.884 --> 00:11:57.911
‫اونا برای من بهترین شعرهای دنیا میشن.
‫مثل یه دسته گل.

171
00:12:01.374 --> 00:12:05.822
‫[ به یاد مادرمان ]

172
00:12:10.714 --> 00:12:13.604
‫- مامان کی برمی‌گرده؟
‫- دیگه برنمی‌گرده.

173
00:12:13.834 --> 00:12:17.004
‫مارسل، این حرف خیلی بدیه
‫که به خواهر کوچیکت بگی.

174
00:12:17.014 --> 00:12:18.284
‫من عصبانیم.

175
00:12:18.474 --> 00:12:19.513
‫از کی؟

176
00:12:19.514 --> 00:12:22.062
‫از خدا، که مامان رو اینقدر شکننده آفریده.

177
00:12:22.334 --> 00:12:24.966
‫از علم، که نتونست حالشو بهتر، قوی‌تر کنه.

178
00:12:37.064 --> 00:12:39.423
‫مامان، مارسل چش شده؟

179
00:12:39.424 --> 00:12:42.955
‫داره بزرگ میشه،
‫واسه همین دیگه به تو نیاز نداره.

180
00:12:43.084 --> 00:12:46.083
‫و قولی که بهت داده بودم،
‫کی میخواد بهش عمل کنه؟

181
00:12:46.084 --> 00:12:48.434
‫مهم اینه که تو اون قول رو دادی.

182
00:12:48.824 --> 00:12:50.134
‫این برای من کافی نیست، مامان.

183
00:12:50.224 --> 00:12:52.654
‫من میتونم بهت بگم کی به قولش عمل می‌کنه.

184
00:12:56.184 --> 00:12:59.754
‫بز پشت سرش صدای خش‌خش برگ‌ها رو شنید.

185
00:13:00.244 --> 00:13:04.214
‫برگشت و تو سایه دو تا گوش کوتاه دید،

186
00:13:04.224 --> 00:13:08.071
‫کاملاً سیخ، با چشمایی که دوباره نگاه می‌کردن.

187
00:13:08.190 --> 00:13:09.961
‫یه گرگ بود.

188
00:13:11.347 --> 00:13:12.763
‫-پل.
‫-چیه؟

189
00:13:12.878 --> 00:13:14.771
‫مجبوری بلند بخونی؟

190
00:13:14.804 --> 00:13:18.033
‫و تو، هنوزم میخوای برای مدت طولانی بنویسی؟

191
00:13:18.144 --> 00:13:20.374
‫مامان میگفت چشات ضعیف میشه.

192
00:13:20.624 --> 00:13:21.634
‫و تو مامان نیستی.

193
00:13:26.004 --> 00:13:28.113
‫اونا می‌دونن شعرات در مورد چی هستن؟

194
00:13:28.114 --> 00:13:30.071
‫چون دیگه نیست که بخوندشون.

195
00:13:30.274 --> 00:13:32.064
‫بخواب، اگه قراره چرت و پرت بگی.

196
00:13:39.154 --> 00:13:42.264
‫درست مثل مادر مهربونی که مراقب مارسیه،

197
00:13:42.388 --> 00:13:44.808
‫میدونم که آگوستین مراقب ماست.

198
00:14:03.834 --> 00:14:05.314
‫مادلن حق داره.

199
00:14:05.504 --> 00:14:07.254
‫شاعری شغل نیست.

200
00:14:07.264 --> 00:14:09.774
‫-چرا؟
‫-برای اینکه میدونم. همین و بس.

201
00:14:09.864 --> 00:14:11.320
‫تو همیشه بهتر از همه میدونی.

202
00:14:11.344 --> 00:14:14.514
‫مارسل، تو شونزده سالگی،
‫آدم هیچی از زندگی نمیدونه،

203
00:14:14.924 --> 00:14:17.414
‫حتی اگه پاهای یه بزرگسال رو داشته باشه.

204
00:14:18.444 --> 00:14:20.900
‫پس اونا به اندازه کافی بزرگ هستن
‫که لگد بزنن به کون مادلن تو.

205
00:14:20.924 --> 00:14:21.934
‫مارسل!

206
00:14:23.117 --> 00:14:24.273
‫مارسل!

207
00:14:29.244 --> 00:14:31.074
‫خب، آروم باش، کوچولو.

208
00:14:31.584 --> 00:14:34.434
‫قبلاً بهت گفتم عصبانیتت رو بذاری تو رختکن.

209
00:14:35.804 --> 00:14:39.394
‫آدم برای تسویه حساب کردن روی صحنه نمیره.

210
00:14:39.484 --> 00:14:40.862
‫قبلاً بهت گفتم.

211
00:14:44.614 --> 00:14:47.444
‫تو باید عصبانیتت رو بذاری تو رختکن.

212
00:14:50.674 --> 00:14:56.724
‫من معلم شما خواهم بود تا تعطیلات سال 1922.

213
00:14:56.748 --> 00:14:58.947
‫برای اونایی که منو نمی‌شناسن،

214
00:14:58.948 --> 00:15:00.268
‫اسم من...

215
00:15:01.088 --> 00:15:02.808
‫آقای پنیوله.

216
00:15:03.125 --> 00:15:06.056
‫و من معلم انگلیسی شما هستم.

217
00:15:08.168 --> 00:15:10.638
‫اسم همسرم چیه؟

218
00:15:11.828 --> 00:15:13.688
‫- آقا؟
‫- بله؟

219
00:15:14.148 --> 00:15:16.354
‫خب، شوبرت.

220
00:15:17.388 --> 00:15:21.687
‫سوال اینه: اسم همسرم چیه؟

221
00:15:21.835 --> 00:15:22.871
‫آقا، آقا.

222
00:15:23.148 --> 00:15:25.618
‫همسر شما سیمونه.

223
00:15:26.394 --> 00:15:27.518
‫خوبه.

224
00:15:28.838 --> 00:15:29.988
‫خیلی خوبه.

225
00:15:36.281 --> 00:15:39.638
‫و اینم از این، اینجوری که معروف نمیشیم، هان؟

226
00:15:42.236 --> 00:15:44.185
‫میتونی بری دم در، عزیزم؟

227
00:15:48.388 --> 00:15:51.527
‫سیمون! تموم شد، من به پاریس منتقل شدم!

228
00:15:51.583 --> 00:15:53.592
‫و البته که تو ردش میکنی.

229
00:15:53.617 --> 00:15:56.205
‫-چرا؟
‫- چون همه همکارات این کارو کردن.

230
00:15:56.388 --> 00:15:59.125
‫پاریس، سیمون! ما میریم پاریس!

231
00:15:59.241 --> 00:16:00.625
‫اونجاست که همه چی اتفاق میفته.

232
00:16:00.954 --> 00:16:02.514
‫برای امروز کافیه، ژانت.

233
00:16:03.368 --> 00:16:05.958
‫به این فکر کردی که پدرت چی میگه؟

234
00:16:06.114 --> 00:16:07.724
‫هرچی دلش میخواد بگه.

235
00:16:07.808 --> 00:16:10.626
‫به هر حال از وقتی ازدواج کردیم باهام حرف نمیزنه.

236
00:16:15.478 --> 00:16:17.828
‫میتونی به تدریست تو پاریس ادامه بدی.

237
00:16:22.731 --> 00:16:24.590
‫ما میریم پاریس!

238
00:16:27.278 --> 00:16:29.849
‫پاریس، پاریس، پاریس.

239
00:16:29.998 --> 00:16:32.477
‫مردمش شیک و خونگرم.

240
00:16:32.511 --> 00:16:35.683
‫پیشخدمت‌های مهربون و باحواسش.

241
00:16:35.783 --> 00:16:38.510
‫هنرمندان مرموز و باذوقش.

242
00:16:38.671 --> 00:16:40.281
‫پاریس، یعنی جذابیت.

243
00:16:40.398 --> 00:16:41.968
‫پاریس، یعنی جشن.

244
00:16:42.158 --> 00:16:43.348
‫پاریس، یعنی عشق.

245
00:16:43.718 --> 00:16:45.928
‫پاریس همیشه پاریس خواهد بود.

246
00:16:46.378 --> 00:16:49.628
‫از مارسی، فقط در پانزده ساعت،

247
00:16:49.818 --> 00:16:52.308
‫به لطف قطار پاریس-لیون-مارسی،

248
00:16:52.558 --> 00:16:54.288
‫پاریس دیگه فقط منتظر شماست.

249
00:16:54.918 --> 00:16:56.747
‫پاریس دیگه فقط منتظر ماست.

250
00:16:57.118 --> 00:16:59.748
‫فعلاً که ما منتظر پاریسیم.

251
00:17:00.638 --> 00:17:04.168
‫ببخشید، قطار، دو ساعته تو لیون گیر کرده.

252
00:17:04.297 --> 00:17:06.316
‫میدونید کِی دوباره به سمت پاریس حرکت می‌کنه؟

253
00:17:06.317 --> 00:17:08.149
‫مثل اینکه برای این اطراف نیستی.

254
00:17:08.958 --> 00:17:10.748
‫اونجا چی نوشته؟

255
00:17:12.498 --> 00:17:13.748
‫ایستگاه لیون.

256
00:17:14.198 --> 00:17:16.296
‫و ایستگاه لیون کجاست؟

257
00:17:16.297 --> 00:17:18.327
‫ایستگاه لیون تو لیون قرار داره.

258
00:17:18.597 --> 00:17:20.228
‫خب نه، جانم.

259
00:17:20.398 --> 00:17:22.547
‫ایستگاه لیون تو پاریس قرار داره.

260
00:17:24.817 --> 00:17:26.608
‫ای بابا!

261
00:17:33.244 --> 00:17:34.934
‫آفرین، پنیول.

262
00:17:48.117 --> 00:17:50.870
‫[ هتل آویاتور ]
‫[ تکمیل ظرفیت ]

263
00:17:54.050 --> 00:17:56.437
‫[ هتل مدرن ]
‫[ تکمیل ظرفیت ]

264
00:17:58.299 --> 00:17:59.952
‫مگه دیوونه شدی؟

265
00:18:00.155 --> 00:18:01.254
‫عذر میخوام آقا!

266
00:18:01.284 --> 00:18:02.384
!دهاتی

267
00:18:03.098 --> 00:18:05.014
‫پر شده.

268
00:18:05.698 --> 00:18:08.327
‫جای ارزون تر هم ندارید.

269
00:18:08.718 --> 00:18:10.454
‫حداقلش اینه که
‫دیگه قرار نیست زیر پل بخوابیم.

270
00:18:10.478 --> 00:18:11.788
‫ارزون.

271
00:18:12.218 --> 00:18:14.928
‫می‌خواید چیکار کنم؟

272
00:18:15.518 --> 00:18:18.012
‫پُر شده، یعنی پُر شده.

273
00:18:18.393 --> 00:18:21.617
‫چی شد که اومدید پاریس؟

274
00:18:21.618 --> 00:18:26.068
‫با این بحران مسکن، تو شهرستان بهتر بودید.

275
00:18:26.698 --> 00:18:28.348
‫پاریس، مارسل، پاریس.

276
00:18:28.638 --> 00:18:30.182
‫اونجاست که همه چی اتفاق میفته.

277
00:18:30.330 --> 00:18:33.740
‫یالا، ژانو، عصبانی نشو.

278
00:18:33.898 --> 00:18:35.828
‫برو به ساعت شصت و هفت.

279
00:18:35.858 --> 00:18:38.117
‫و ماری-برت؟

280
00:18:38.118 --> 00:18:41.848
‫رفته روستا تا حالش بهتر بشه.

281
00:18:42.518 --> 00:18:44.838
‫با این وضعیتش، حالا حالاها برنمی‌گرده.

282
00:18:45.396 --> 00:18:48.708
‫طبقه آخر ته راهرو.

283
00:18:49.351 --> 00:18:50.846
‫ممنون، خانم.

284
00:18:51.578 --> 00:18:54.408
‫عاشقها، خوش اومدید به پانام (پاریس).

285
00:18:56.318 --> 00:18:58.268
‫تو پاریس، واقعاً همه چی گَنده..

286
00:18:59.278 --> 00:19:00.728
‫اینجا یه انرژی هست،

287
00:19:01.318 --> 00:19:03.373
‫یه چیزی که توضیح دادنش سخته،

288
00:19:03.419 --> 00:19:05.208
‫مثل یه نیروی از درون زمین.

289
00:19:05.598 --> 00:19:07.588
‫خوشبختانه چیزایی از زمین میاد،

290
00:19:07.718 --> 00:19:09.948
‫چون از آسمون فقط آب میاد.

291
00:19:10.498 --> 00:19:12.008
‫و این، نگاه کن.

292
00:19:13.938 --> 00:19:16.008
‫این هرگز تو مارسی اتفاق نمیفته.

293
00:19:16.458 --> 00:19:17.868
‫اوضاع درست میشه.

294
00:19:19.058 --> 00:19:20.628
‫بهت قول میدم.

295
00:19:54.908 --> 00:19:56.118
‫از این طرف، آقا.

296
00:19:57.808 --> 00:19:59.798
‫-تندتر.
‫- بِپا.

297
00:20:00.028 --> 00:20:01.331
‫هی، کوچولو.

298
00:20:03.528 --> 00:20:04.644
‫پل؟

299
00:20:05.208 --> 00:20:07.298
‫پل نیووا، رفیق.

300
00:20:07.688 --> 00:20:09.278
‫پنیول، باورم نمیشه.

301
00:20:09.308 --> 00:20:10.367
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

302
00:20:10.368 --> 00:20:12.247
‫ولی من تو پاریس زندگی می‌کنم، تو همین محله.

303
00:20:12.248 --> 00:20:14.498
‫نه، این بچه منو آورد اینجا.

304
00:20:15.068 --> 00:20:16.878
‫گفت که گم شده.

305
00:20:18.288 --> 00:20:20.618
‫با لهجه‌ات چیکار کردی؟

306
00:20:21.028 --> 00:20:22.438
‫گذاشتمش تو مارسی.

307
00:20:22.608 --> 00:20:25.018
‫با این همه آب، ترسیدم بپوسه.

308
00:20:30.758 --> 00:20:32.528
‫پل قراره ما رو با آدمای جدید آشنا کنه،

309
00:20:32.998 --> 00:20:34.848
‫روشنفکرها، آدمهای تئاتری.

310
00:20:34.878 --> 00:20:36.237
‫آدمای تئاتری؟

311
00:20:36.238 --> 00:20:39.088
‫یه مشت دائم‌الخمر و هرزه؟

312
00:20:42.578 --> 00:20:45.988
‫و این کبوترهای چاق، دیگه تحملشون رو ندارم.

313
00:20:58.748 --> 00:21:00.387
‫چی شده؟

314
00:21:00.388 --> 00:21:03.218
‫صداتو بیار پایین وگرنه زنگ می‌زنم پلیس.

315
00:21:03.242 --> 00:21:05.581
‫اوه، پنیول!

316
00:21:06.975 --> 00:21:08.463
‫فقط منتظر تو بودیم.

317
00:21:10.457 --> 00:21:14.597
‫مارسل پنیول، یه روزی اسم ما رو زیاد می‌شنوی.

318
00:21:23.692 --> 00:21:25.411
‫اینجاست که همه چی اتفاق میفته.

319
00:21:25.412 --> 00:21:29.642
‫اجازه هست این بازیگر بزرگ، اوران دو مازی،
‫رو بهتون معرفی کنم؟

320
00:21:29.695 --> 00:21:31.602
‫ولی نه از نظر قد و بالا.

321
00:21:33.572 --> 00:21:35.168
‫منو با پاپ اشتباه گرفتی.

322
00:21:35.257 --> 00:21:37.437
‫مارسل مثل من اهل روستاست.

323
00:21:37.712 --> 00:21:40.752
‫این مارسل اهل روستا
‫تو زندگیش چیکار می‌کنه؟

324
00:21:40.885 --> 00:21:42.465
‫-استاد آنگلوفیزیک...
‫-همینی که میگه...

325
00:21:42.532 --> 00:21:46.722
‫چطور اینو میگی؟
‫انگار یه پسر کوچولوی نمونه‌ست.

326
00:21:47.278 --> 00:21:51.642
‫بیا، این تو رو بزرگ می‌کنه، مارسل اهل روستا.

327
00:21:53.892 --> 00:21:59.502
‫اما، مارسل زیبای من، اینجا همه
‫اصلاً براشون تراژدی‌های یونانی مهم نیست.

328
00:22:01.492 --> 00:22:03.442
‫حق با شماست.

329
00:22:03.896 --> 00:22:05.951
‫کاتول بره به جهنم!

330
00:22:05.952 --> 00:22:07.942
‫اونیس و نائوزیکا!

331
00:22:08.892 --> 00:22:12.222
‫پل، فردا یه گوساله شهری می‌نویسیم.

332
00:22:12.612 --> 00:22:15.291
‫چی؟ واقعاً تصمیم گرفتی بابات رو اذیت کنی؟

333
00:22:15.292 --> 00:22:21.002
‫مارسل پنیول، پسر کوچولوی نمونه‌ای که
‫بالاخره به باباش فحش میده.

334
00:22:21.492 --> 00:22:23.922
‫فحش به بابا!

335
00:22:29.392 --> 00:22:31.071
‫دیگه خوشت نمیاد؟

336
00:22:31.072 --> 00:22:33.335
‫عمو، فقط عنوانش...

337
00:22:33.425 --> 00:22:36.995
‫چی به سرمون زده بود؟ خیلی مبتذله.

338
00:22:37.065 --> 00:22:38.827
‫از واکنش پدرت می‌ترسی؟

339
00:22:38.925 --> 00:22:42.215
‫نه، فقط نمی‌خوام با این مزخرفات کاری داشته باشم.

340
00:22:43.265 --> 00:22:44.842
‫خودت تنها امضاش کن.

341
00:22:46.571 --> 00:22:47.714
‫دیگه خیلی دیره.

342
00:22:48.492 --> 00:22:52.322
‫من اونو تو انجمن نویسندگان ثبت کردم.
‫حالا، اسم تو کاستروئه.

343
00:22:53.495 --> 00:22:55.035
‫چرا کاسترو؟

344
00:22:55.332 --> 00:22:58.222
‫باید با این نام مستعار ثبت میشد.

345
00:22:58.551 --> 00:23:00.601
‫کوتاهه، ولی جذابه.

346
00:23:00.670 --> 00:23:02.307
‫شما اینو جذاب می‌دونید؟

347
00:23:02.332 --> 00:23:05.062
‫کورنِی، اِل سید، گیلِم دو کاسترو.

348
00:23:05.432 --> 00:23:07.392
‫در واقع، این تنها چیزی بود
‫که به ذهنم رسید.

349
00:23:07.531 --> 00:23:09.101
‫ذهن؟

350
00:23:19.072 --> 00:23:20.242
‫صدای کبوترهاست.

351
00:23:20.518 --> 00:23:23.588
‫اونا عمو رو حدود بیست بار
‫تو مارسی بازی کردن.

352
00:23:23.806 --> 00:23:26.096
‫البته پنهانی از بابا پنیول.

353
00:23:26.229 --> 00:23:27.009
‫معلومه.

354
00:23:27.143 --> 00:23:30.982
‫و آقای کاسترو، که همینجا حضور داره،
‫با کمال تعجب...

355
00:23:31.075 --> 00:23:32.875
‫و با شادی پنهان‌ناپذیر.

356
00:23:32.932 --> 00:23:35.802
‫آقای کاسترو هفتصد فرانک
‫حق‌التألیف دریافت کرد.

357
00:23:35.878 --> 00:23:39.928
‫که حدود صد و پنجاه وعده غذا
‫تو رستورانی مثل این میشه.

358
00:23:40.233 --> 00:23:41.372
‫یکی دیگه می‌نویسی؟

359
00:23:41.415 --> 00:23:42.520
‫حتی یه موضوع هم داریم.

360
00:23:42.592 --> 00:23:44.202
‫یه موضوع انفجاری.

361
00:23:44.325 --> 00:23:46.425
‫-جنگ
‫-نه بابا، باحاله.

362
00:23:46.495 --> 00:23:48.155
‫[ سوداگران افتخار - 1925 ]

363
00:23:48.272 --> 00:23:49.767
‫همه پاریس اینجا هستن.

364
00:23:49.832 --> 00:23:51.422
‫بهم گفته بودن سیاست ممنوعه.

365
00:23:51.512 --> 00:23:52.842
‫پر از سیاستمدار شده.

366
00:23:53.132 --> 00:23:54.342
‫حتی نماینده‌ها رو هم می‌بینم.

367
00:23:54.472 --> 00:23:55.591
‫خب که چی؟

368
00:23:55.767 --> 00:23:57.455
‫خب که چی، کارمون تمومه.

369
00:23:58.052 --> 00:24:00.662
‫می‌دونید، پسرم یه آدم فروتن بود.

370
00:24:00.852 --> 00:24:03.371
‫دقیقاً دنبال چی تو این نامه‌ها می‌گردید؟

371
00:24:03.372 --> 00:24:04.942
‫اون مثل یه قهرمان حرف میزنه.

372
00:24:05.052 --> 00:24:06.522
‫فکر کنم چیزی که لازمه رو دارم.

373
00:24:08.072 --> 00:24:12.602
‫دوست من تیبون، گروهبان مثل خودم،
‫دیروز با یه گلوله تو قلبش کشته شد.

374
00:24:12.872 --> 00:24:15.762
‫اون تو میدان افتخار
‫به عنوان قهرمان برای میهن مرد.

375
00:24:15.772 --> 00:24:17.542
‫اوه، آفرین. آفرین.

376
00:24:17.652 --> 00:24:18.935
‫شوخی خوب و جالبیه.

377
00:24:19.012 --> 00:24:20.772
‫با این حرفا ما رو جلو می‌برن.

378
00:24:20.853 --> 00:24:22.062
‫اون مُرد و همین و بس.

379
00:24:22.072 --> 00:24:26.762
‫من، انقدر ناامید و منزجر شدم از این کشتار بی‌فایده
‫که بعضی وقتا بهش حسودی می‌کنم.

380
00:24:26.907 --> 00:24:28.637
‫آره، دلم می‌خواد جای اون باشم.

381
00:24:28.798 --> 00:24:31.648
‫خوب شروع میشه، ولی بد تموم میشه.

382
00:24:34.812 --> 00:24:39.482
‫وقتی فکر می‌کنم اون از عمو هم بدتر عمل کرده،
‫حالم بد میشه.

383
00:24:39.492 --> 00:24:42.182
‫نقد تو خوب بود، ولی مردم نیومدن.

384
00:24:42.692 --> 00:24:44.982
‫من، می‌دونم که تو موفق میشی.

385
00:24:45.464 --> 00:24:46.747
‫ممنون، خانم.

386
00:24:47.972 --> 00:24:49.766
‫این بچه رو می‌شناسی؟

387
00:24:49.844 --> 00:24:51.105
‫کدوم بچه؟

388
00:24:51.181 --> 00:24:54.331
‫یه بچه‌ای که شبیه تو بود،
‫ولی با یه بینی قشنگ‌تر.

389
00:25:04.760 --> 00:25:06.162
‫خداحافظ، کاسترو.

390
00:25:06.892 --> 00:25:09.611
‫و پنیول، ازش خداحافظی نمی‌کنی؟

391
00:25:09.752 --> 00:25:11.862
‫پنیول؟ دیگه نمی‌شناسمش.

392
00:25:12.452 --> 00:25:14.062
‫سیمون، وقت نمیشه.

393
00:25:14.452 --> 00:25:17.082
‫من از آموزش ملی مرخصی بدون حقوق گرفتم.

394
00:25:17.372 --> 00:25:19.972
‫اگه نویسندگی جواب نده، می‌تونم دوباره تدریس کنم.

395
00:25:20.334 --> 00:25:23.484
‫و جلوی تخته‌سیاهت تا آخر عمرت بدبخت باشی،

396
00:25:23.792 --> 00:25:28.522
‫من نمیخوام با یه روستایی در هم پیچیده
‫تو صدف پاریسی‌اش زندگی کنم.

397
00:25:55.352 --> 00:25:58.282
‫کی قصد داری
‫دوباره کلاس‌های دبیرستانت رو شروع کنی؟

398
00:25:58.597 --> 00:26:01.222
‫کلاس منتظر می‌مونه. دوباره شروع کردم به نوشتن.

399
00:26:01.872 --> 00:26:03.048
‫این بار تنها.

400
00:26:03.372 --> 00:26:05.582
‫یه نمایشنامه خیلی ادبی.
‫باید ازش خوشت بیاد.

401
00:26:05.592 --> 00:26:08.311
‫-و اسمش تاتاست؟
‫-تاتا؟

402
00:26:08.312 --> 00:26:12.542
‫آره خب، بعد از عمو،
‫ادامه منطقی‌ش تاتاست.

403
00:26:14.472 --> 00:26:15.772
‫فائتون!

404
00:26:15.852 --> 00:26:17.942
‫اسم نمایشنامه فائتونه.

405
00:26:18.683 --> 00:26:20.593
‫مثل اساطیر یونان.

406
00:26:20.752 --> 00:26:22.831
‫پسر اِدیور، از کلیمنه؟

407
00:26:22.832 --> 00:26:23.888
‫دقیقاً.

408
00:26:24.572 --> 00:26:25.591
‫خوشت میاد؟

409
00:26:25.592 --> 00:26:26.735
‫یه پیشرفته.

410
00:26:26.932 --> 00:26:28.922
‫این مزیت رو داره که کلاسیکه.

411
00:26:31.572 --> 00:26:32.742
‫کلاسیک.

412
00:26:33.338 --> 00:26:34.521
‫کلاسیک.

413
00:26:40.245 --> 00:26:41.941
‫آره، تو کلاسیک میخوای.

414
00:26:42.818 --> 00:26:44.793
‫[ فائتون - 1926 ]

415
00:26:45.593 --> 00:26:47.387
‫[ جاز - 1926 ]

416
00:26:47.582 --> 00:26:49.672
‫بازی شروع شد. دیگه راه برگشتی نیست.

417
00:26:50.682 --> 00:26:52.592
‫شما یه آدم خاصی هستید.

418
00:26:52.616 --> 00:26:55.006
‫داریم نمایشنامه شما رو اجرا می‌کنیم،

419
00:26:55.269 --> 00:26:59.336
‫و شما اینجائید و،
‫دارید پولتون رو از دست میدید.

420
00:26:59.416 --> 00:27:02.466
‫اینا ژتون‌هایی هستن که
‫مدیر تئاتر بهم داده.

421
00:27:02.796 --> 00:27:05.035
‫دیگه نمی‌تونه ببینه که من
‫پشت صحنه ناخن‌هامو می‌جوم.

422
00:27:05.036 --> 00:27:09.326
‫پانزده، سیاه، فرد.

423
00:27:09.996 --> 00:27:13.035
‫شما بیشتر مضطرب هستید، نه؟

424
00:27:13.036 --> 00:27:15.746
‫من کلی روش برای محدود کردن یه مرد بلدم.

425
00:27:17.216 --> 00:27:20.646
‫آقا، باید برگردید،
‫تقریباً تموم شده.

426
00:27:20.656 --> 00:27:21.765
‫شرط‌هاتون رو ببندید.

427
00:27:24.016 --> 00:27:25.046
‫همه‌اش به قرمز بلند.

428
00:27:32.252 --> 00:27:35.738
‫اوه، دوستان من، مرا ببخشید.

429
00:27:36.278 --> 00:27:38.576
‫آه، شما قلب مردگان بزرگ هستید،

430
00:27:38.886 --> 00:27:41.116
‫بالاترین اشرافیت جهان،

431
00:27:41.266 --> 00:27:43.996
‫زیبایی ابدی زندگی.

432
00:27:44.586 --> 00:27:47.136
‫فقط اندیشه هست.

433
00:27:56.434 --> 00:27:59.060
‫پنیول، امروز روز شانستونه.

434
00:27:59.128 --> 00:28:01.688
‫آقا، آقا....
‫قرمز برنده شد.

435
00:28:01.926 --> 00:28:03.136
‫و باز هم ادامه داره.

436
00:28:04.626 --> 00:28:07.896
‫پدرت رو دعوت کرده بودی، خوشش اومد؟

437
00:28:09.246 --> 00:28:10.605
‫خب؟

438
00:28:10.606 --> 00:28:12.696
‫خیلی خوب نوشته شده،

439
00:28:12.986 --> 00:28:14.536
‫بدون شک،

440
00:28:14.666 --> 00:28:17.356
‫اما یه سوال ذهنمو درگیر کرده.

441
00:28:17.406 --> 00:28:18.449
‫بگو.

442
00:28:18.546 --> 00:28:20.996
‫چطور زندگی‌تو می‌گذرونی؟

443
00:28:21.826 --> 00:28:24.496
‫به خاطر اینکه دوستت داره اینجوریه.

444
00:28:24.826 --> 00:28:26.556
‫و منم دوسش دارم.

445
00:28:27.139 --> 00:28:28.169
‫مارسل،

446
00:28:29.646 --> 00:28:32.216
‫دلت برای شهرستان تنگ نشده؟

447
00:28:32.566 --> 00:28:34.036
‫اگه بدونی چقدر دلم تنگ شده.

448
00:28:34.706 --> 00:28:36.365
‫و چرا یه نمایشنامه نمی‌نویسی

449
00:28:36.366 --> 00:28:38.965
‫که داستانش تو خونه‌ات، تو مارسی باشه؟

450
00:28:38.966 --> 00:28:39.996
‫ببین، اوران،

451
00:28:40.686 --> 00:28:41.816
‫مارسی بدون لهجه،

452
00:28:41.826 --> 00:28:43.106
‫واقعاً مارسی نیست.

453
00:28:43.186 --> 00:28:44.836
‫ولی دقیقاً، فادا،

454
00:28:44.966 --> 00:28:47.296
‫باید اونو به زبان مارسیایی بنویسی.

455
00:28:47.306 --> 00:28:49.095
‫ولی هیچ‌کس هیچی نمی‌فهمه.

456
00:28:49.606 --> 00:28:50.936
‫بلژیکی‌ها که این کارو کردن.

457
00:28:51.066 --> 00:28:52.296
‫اگه بلژیکی‌ها می‌تونن این کارو بکنن،

458
00:28:52.306 --> 00:28:53.945
‫پس چرا تو نتونی؟

459
00:28:53.946 --> 00:28:55.125
‫بلژیکی‌ها؟

460
00:28:55.126 --> 00:28:56.305
‫کدوم بلژیکی‌ها؟

461
00:28:56.306 --> 00:28:58.396
‫عصبانیت داشت از سرم بالا می‌زد.
‫[ ازدواج دوشیزه بولمانس ]

462
00:28:58.406 --> 00:29:00.556
‫نمی‌خواستم منو احمق فرض کنن.
‫[ ازدواج دوشیزه بولمانس ]

463
00:29:00.566 --> 00:29:02.026
‫و اون بهتون چی گفت؟

464
00:29:02.050 --> 00:29:03.419
‫هیچی، خجالت‌زده بود.

465
00:29:03.444 --> 00:29:06.365
‫بهم گفت، آیا حساب بانکیتون
‫یه کم به دردتون نمی‌خوره، آقا؟

466
00:29:06.366 --> 00:29:07.425
‫اون بهتون چی گفت؟

467
00:29:07.426 --> 00:29:09.436
‫شما صورتتون اینقدر قرمزه.

468
00:29:11.526 --> 00:29:13.465
‫ماشین تحریر چنده؟

469
00:29:13.466 --> 00:29:14.996
‫اوه، مفت نمی‌ارزه.

470
00:29:15.186 --> 00:29:16.436
‫صفحه کلیدش انگلیسیه.

471
00:29:17.426 --> 00:29:18.556
‫دارم یاد می‌گیرم.

472
00:29:19.486 --> 00:29:20.856
‫و حالا، عزیزم،

473
00:29:21.106 --> 00:29:23.596
‫بهت یاد میدم چطور به زبان مارسیایی بنویسی.

474
00:29:25.526 --> 00:29:27.636
‫وقتی پرده بالا میره،

475
00:29:27.686 --> 00:29:30.365
‫آیا دختر به بازیش نگاه می‌کنه

476
00:29:30.366 --> 00:29:32.676
‫و سرش رو می‌خارونه؟

477
00:29:33.126 --> 00:29:34.896
‫من روی دو تا نمایشنامه کار می‌کنم.

478
00:29:34.906 --> 00:29:35.925
‫همین و بس.

479
00:29:35.926 --> 00:29:38.616
‫آقای پنیول نویسنده‌ای حریص است.

480
00:29:38.986 --> 00:29:40.736
‫دو نمایشنامه خیلی متفاوت.

481
00:29:40.746 --> 00:29:44.196
‫-یکیش تو پاریس اتفاق میفته.
‫- نه، نه، نه انقدر سریع.

482
00:29:44.366 --> 00:29:46.205
‫عنوانش؟

483
00:29:46.206 --> 00:29:47.736
‫زیبای خفته.

484
00:29:47.746 --> 00:29:51.396
‫خیلی اورجینال نیست، ولی خب، ادامه بدید.

485
00:29:51.686 --> 00:29:53.616
‫اون یکی تو شهرستان اتفاق میفته.

486
00:29:53.626 --> 00:29:54.956
‫هنوز عنوان نداره.

487
00:29:54.966 --> 00:29:57.236
‫آهاااا، شهرستان.

488
00:29:57.386 --> 00:30:00.316
‫عالیه. شما مارسی رو می‌شناسید؟

489
00:30:00.609 --> 00:30:01.876
‫اسمشو شنیدم.

490
00:30:01.886 --> 00:30:05.956
‫یه نمایش تو آلکازار مارسی دیدم با بازیگرای محلی.

491
00:30:06.116 --> 00:30:08.255
‫خب؟ نظرتون چی بود؟

492
00:30:08.256 --> 00:30:10.366
‫خیلی کنجکاو برانگیزه، ممنون.

493
00:30:10.916 --> 00:30:12.055
‫کنجکاو برانگیز؟

494
00:30:12.056 --> 00:30:17.026
‫آره، عجیبه. این آدما استعداد کمی ندارن،
‫ولی نصف حرفاشونو نمی‌فهمی.

495
00:30:18.076 --> 00:30:19.635
‫مثل بلژیکی‌ها؟

496
00:30:19.636 --> 00:30:23.486
‫بدتر از بلژیکی‌ها.
‫خیلی بدتر از بلژیکی‌ها.

497
00:30:24.936 --> 00:30:28.086
‫این یه ایده مسخره‌ست.
‫هیچ‌وقت جواب نمیده.

498
00:30:35.276 --> 00:30:36.346
‫متاسفم، عزیزم.

499
00:30:37.836 --> 00:30:39.086
‫خداحافظ، مارسی.

500
00:30:40.156 --> 00:30:45.886
‫به همکارات تو کندورسه فکر کن، که الان
‫با کلید تو دستشون جلوی تخته‌سیاه وایسادن.

501
00:30:46.156 --> 00:30:50.306
‫تو، قراره چند روزی رو تو بایون بگذرونی،
‫پیش یکی از زیباترین زن‌های پاریس.

502
00:30:50.616 --> 00:30:52.706
‫اون مطمئناً
‫از سگش هم خوشگل‌تره.

503
00:30:53.416 --> 00:30:55.615
‫دقیقاً چه نژادی هست؟

504
00:30:55.616 --> 00:30:57.926
‫تقریباً به اندازه یه الاغ گنده است
‫با سر گوساله.

505
00:30:57.936 --> 00:31:00.815
‫دعوت کرده. من که نمی‌تونستم رد کنم که بیارمش.

506
00:31:00.816 --> 00:31:03.875
‫حالا که صحبت از زیبا و هیولا شد،
‫به پرده دوم رسیدی؟

507
00:31:03.876 --> 00:31:06.546
‫نه، حال به هم زنه.

508
00:31:07.496 --> 00:31:09.166
‫گیلهم تاپیه، ادامه بده.

509
00:31:10.416 --> 00:31:11.512
‫پرده دوم.

510
00:31:11.936 --> 00:31:13.315
‫-مارسل؟
‫-چیه؟

511
00:31:13.316 --> 00:31:18.135
‫معلم مدرسه تاپیه، این مرد
‫غیرقابل فساد، پدرته، مگه نه؟

512
00:31:18.136 --> 00:31:20.884
‫پیچ‌ها رو آروم برو.
‫سگه حالش خوب نیست.

513
00:31:23.916 --> 00:31:25.506
‫این، خطرناکه.

514
00:31:26.336 --> 00:31:28.386
‫-با قطار بریم؟
‫-با قطار بریم.

515
00:31:29.596 --> 00:31:32.646
‫با این همه، دیگه نمی‌دونم
‫تو پرده دوم کجا بودم.

516
00:31:32.736 --> 00:31:35.486
‫تقریباً آخرش، وقتی توپاز
‫میاد سُنامین رو ببینه.

517
00:31:35.616 --> 00:31:37.715
‫توپاز؟ کدوم توپاز؟

518
00:31:37.716 --> 00:31:40.346
‫اون پیرمرد، همونی که
‫تو پانسیون موشه موند.

519
00:31:40.536 --> 00:31:41.675
‫منظورت تامیزه؟

520
00:31:41.699 --> 00:31:43.149
‫آره، همینه، تامیز.

521
00:31:43.879 --> 00:31:45.142
‫همه چی رو گفتم.

522
00:31:46.739 --> 00:31:50.349
‫از امروز، ساعت ده، شما دیگه
‫متعلق به این موسسه نیستید.
‫[ دیو و دلبر - 1928 ]

523
00:31:50.444 --> 00:31:52.209
‫بیا، ارنستین.
‫[ توپاز - 1928 ]

524
00:31:52.319 --> 00:31:54.278
‫آقای مدیر، آقا...

525
00:31:54.279 --> 00:31:56.738
‫-آقای موش.
‫-آقای موش.

526
00:31:56.739 --> 00:31:59.749
‫یه بازیگر که حافظه‌اش مشکل داره،
‫دکورهایی که آماده نیستن،

527
00:31:59.759 --> 00:32:01.649
‫رزروهایی که هنوز شروع نشده.

528
00:32:01.999 --> 00:32:04.098
‫این نشونه بدیه، نه؟

529
00:32:04.099 --> 00:32:05.998
‫این مرد رو می‌بینید؟

530
00:32:05.999 --> 00:32:09.108
‫-خب؟
‫-اون چهل سال تئاتر تو سرش داره.

531
00:32:09.118 --> 00:32:11.248
‫و میتونم بهتون بگم که به ندرت اشتباه کرده.

532
00:32:11.819 --> 00:32:14.669
‫برای نمایشنامه ما، اون یه دید تازه‌ست.

533
00:32:15.312 --> 00:32:16.382
‫آقا.

534
00:32:16.545 --> 00:32:17.582
‫آقا.

535
00:32:17.825 --> 00:32:19.002
‫بیدار شید.

536
00:32:19.039 --> 00:32:20.489
‫پرده اول تموم شد.

537
00:32:21.679 --> 00:32:22.989
‫کی اونجاست؟

538
00:32:24.319 --> 00:32:26.629
‫فکر کنم باید برگردم خونه.

539
00:32:26.719 --> 00:32:28.489
‫حالم خیلی خوب نیست.

540
00:32:28.859 --> 00:32:30.149
‫این دلگرم‌کننده‌ست.

541
00:32:30.259 --> 00:32:32.049
‫این احمق حتماً زیاد خورده.

542
00:32:32.059 --> 00:32:34.249
‫همه ما به " توپاز " باور داریم.

543
00:32:34.259 --> 00:32:37.769
‫و قطعاً خروپف‌های یه مست
‫ما رو از نظرمون برنمی‌گردونه.

544
00:32:37.779 --> 00:32:39.489
‫جای نا امیدی نیست.

545
00:32:40.379 --> 00:32:43.229
‫تو تئاتر، آدم هیچ‌وقت از هیچی مطمئن نیست.

546
00:32:43.859 --> 00:32:45.089
‫حتی از یه شکست کامل.

547
00:32:56.118 --> 00:32:58.329
‫-نمیای بخوابی؟
‫-الان میام.

548
00:33:07.809 --> 00:33:09.819
‫اونجا به تو نگاه می‌کنم، مرد زیبای من.

549
00:33:10.429 --> 00:33:11.799
‫مورد تحسین همه.

550
00:33:12.429 --> 00:33:13.879
‫اطرافش پر از زن‌های زیبا.

551
00:33:16.069 --> 00:33:18.905
‫هیچ‌وقت یادت نره چرا عاشقم بودی، مارسل.

552
00:33:19.508 --> 00:33:21.158
‫لهجه‌ام رو فراموش نکن.

553
00:33:21.789 --> 00:33:25.139
‫این لهجه، موسیقی کوچک دوران بچگی توئه.

554
00:33:25.729 --> 00:33:27.439
‫این لهجه اولین شعرهای توئه.

555
00:33:28.289 --> 00:33:31.159
‫شعرهایی که قلب منو به تپش می‌‌انداختن.

556
00:33:40.529 --> 00:33:41.968
‫مارسل، خوبی؟

557
00:33:41.969 --> 00:33:44.139
‫حتی خیلی هم خوبم.

558
00:33:44.829 --> 00:33:47.674
‫ممکنه تو نیروی دریایی فرانسه
‫رو دوست داشته باشی.

559
00:33:47.789 --> 00:33:50.861
‫اما نیروی دریایی فرانسه بهت فحش میده.

560
00:33:55.649 --> 00:33:58.219
‫پنیول، یه خبر خوب دارم برات.

561
00:33:58.229 --> 00:34:00.539
‫- چی؟
‫- اون یارو یه‌وَریه مُرد.

562
00:34:00.549 --> 00:34:01.688
‫به این میگی خبر خوب؟

563
00:34:01.689 --> 00:34:03.519
‫کاملاً نگران‌کننده است، حق با توئه.

564
00:34:03.629 --> 00:34:04.828
‫در واقع، این آرامش‌بخشه.

565
00:34:04.829 --> 00:34:07.948
‫میتونیم بگیم تا اینجا،
‫فقط یه تماشاگر داشتیم

566
00:34:07.949 --> 00:34:09.868
‫که فقط نصف پرده اول رو دیده

567
00:34:09.869 --> 00:34:11.339
‫و از دنیا رفته.

568
00:34:15.889 --> 00:34:17.179
‫گوسفندها.

569
00:34:18.289 --> 00:34:23.559
‫گوسفندهایی تو یه پارک
‫محصور شده بودن.

570
00:34:25.029 --> 00:34:26.319
‫گوسفندها.

571
00:34:27.229 --> 00:34:28.559
‫گوسفندها.

572
00:34:29.849 --> 00:34:31.708
‫ببین، بچه‌ام، یه تلاشی بکن.

573
00:34:31.709 --> 00:34:35.079
‫یعنی اینکه فقط یه گوسفند نبود،

574
00:34:35.389 --> 00:34:38.619
‫چندین گوسفند بودن.

575
00:34:45.209 --> 00:34:46.819
‫پنیول بیچاره من.

576
00:34:47.769 --> 00:34:49.139
‫این یه شکسته.

577
00:34:49.669 --> 00:34:51.939
‫باید بیای از مردم عذرخواهی کنی.

578
00:34:53.349 --> 00:34:55.279
‫- تا این حد؟
‫- آره.

579
00:35:02.109 --> 00:35:03.348
‫خانم‌ها و آقایان،

580
00:35:03.349 --> 00:35:06.149
‫ما مقصر واقعی رو پیدا کردیم،

581
00:35:06.409 --> 00:35:08.439
‫آقای مارسل پنیول.

582
00:35:11.699 --> 00:35:13.809
‫از این طرف، آقای پنیول.

583
00:35:14.299 --> 00:35:17.349
‫توپاز واقعی رو بهت معرفی می‌کنم.

584
00:35:17.679 --> 00:35:18.689
‫خوشوقتم.

585
00:35:20.559 --> 00:35:21.769
‫عجب خری هستی.

586
00:35:22.039 --> 00:35:23.849
‫چه ترسی تو جونم انداختید.

587
00:35:23.859 --> 00:35:26.609
‫مارسل، کسی باهات کار داره.

588
00:35:28.839 --> 00:35:30.229
‫بابا؟

589
00:35:31.772 --> 00:35:33.182
‫آفرین، پسرم.

590
00:35:34.879 --> 00:35:36.318
‫ای بدبخت،

591
00:35:36.319 --> 00:35:38.509
‫ای بچه بیچاره،
‫[ تئاتر لالکازآر - مارسی ]

592
00:35:38.559 --> 00:35:40.449
‫ای رقت‌انگیز.

593
00:35:40.499 --> 00:35:44.389
‫تو که فکر نمی‌کنی
‫من این نمایشنامه رو اینجا اجرا می‌کنم.

594
00:35:44.399 --> 00:35:45.658
‫چرا منو آوردی اینجا؟

595
00:35:45.659 --> 00:35:47.429
‫چون این ماریوس،

596
00:35:48.219 --> 00:35:50.289
‫یه شاهکاره.

597
00:35:50.419 --> 00:35:51.689
‫ولی تو نمی‌خوای بازی کنی.

598
00:35:51.699 --> 00:35:53.509
‫اوه چرا، بازی می‌کنم.

599
00:35:54.959 --> 00:35:57.229
‫ولی بعد از سیصدمین اجرا تو پاریس،

600
00:35:57.459 --> 00:35:59.678
‫چی میگم، سیصدمین؟

601
00:35:59.679 --> 00:36:02.078
‫پانصدمین!

602
00:36:02.079 --> 00:36:03.638
‫نمایشنامه‌ت رو به رِمی نشون بده.

603
00:36:03.639 --> 00:36:06.829
‫نقش پانیس، برای اون، کاملاً مناسبه.

604
00:36:07.159 --> 00:36:09.009
‫اون با گروه تو وولترا هست،

605
00:36:09.039 --> 00:36:11.029
‫صاحب تئاتر پاریس.

606
00:36:11.139 --> 00:36:12.869
‫اونا همش دعوا می‌کنن،

607
00:36:12.879 --> 00:36:14.749
‫اما تو پایتخت،

608
00:36:14.759 --> 00:36:16.529
‫اونا حرف اول و آخر رو میزنن.

609
00:36:17.179 --> 00:36:18.869
‫رمی امشب اینجا بازی می‌کنه.

610
00:36:19.219 --> 00:36:20.289
‫بهت هشدار میدم،

611
00:36:20.439 --> 00:36:22.009
‫این شکسپیر نیست.

612
00:36:24.065 --> 00:36:27.309
‫اوه خدای من، عزیزم، تویی.

613
00:36:27.399 --> 00:36:30.625
‫آدلاید، چه خوشحالم که دوباره می‌بینمت.

614
00:36:33.639 --> 00:36:36.849
‫آره. از دوران صومعه خیلی وقته گذشته.

615
00:36:36.859 --> 00:36:40.918
‫و اون دو تا کوچولوی نازنین رو ببین چی شدن؟

616
00:36:40.919 --> 00:36:43.338
‫آه، اون دو تا کوچولوی نازنین

617
00:36:43.362 --> 00:36:46.552
‫تبدیل شدن به دو گنده بیکاره!

618
00:36:47.182 --> 00:36:48.932
‫خب من، عزیزم،

619
00:36:49.102 --> 00:36:51.181
‫مال من اینقدر تیز موندن

620
00:36:51.182 --> 00:36:54.532
‫که هر روز صبح با سنباده صافشون می‌کنم.

621
00:36:54.582 --> 00:36:57.152
‫وگرنه، سوتین‌هامو پاره می‌کنن.

622
00:37:00.862 --> 00:37:03.912
‫چیزی که نگرانم می‌کنه اینه که
‫چند سال پیش،

623
00:37:03.922 --> 00:37:05.752
‫یه گروه از اینجا رفتن پاریس،

624
00:37:05.902 --> 00:37:08.272
‫و یه نمایشنامه به سبک مارسیایی بازی کردن.

625
00:37:08.297 --> 00:37:09.381
‫خب که چی؟

626
00:37:09.382 --> 00:37:12.421
‫خب که چی، منتقدا اونا رو
‫به خاک و خون کشیدن

627
00:37:12.422 --> 00:37:14.012
‫و تماشاچیا هوشون کردن.

628
00:37:14.382 --> 00:37:16.172
‫شاید نمایشنامه خوب نبوده.

629
00:37:16.562 --> 00:37:18.362
‫با این حال، این یه سابقه بدی برای ماست.

630
00:37:19.046 --> 00:37:20.652
‫شاید وولترا فراموشش کرده باشه.

631
00:37:21.662 --> 00:37:24.232
‫خب، اگه نمایشنامه شما خوبه،
‫پس امتحانش می‌کنیم.

632
00:37:24.642 --> 00:37:25.652
‫ولی بهم بگید،

633
00:37:26.182 --> 00:37:29.281
‫این ماریوس پسر خوش‌تیپیه؟

634
00:37:29.282 --> 00:37:30.572
‫بهت گوش میدم.

635
00:37:31.275 --> 00:37:32.365
‫من رمی رو می‌خوام.

636
00:37:33.668 --> 00:37:35.213
‫برای نقش اصلی.

637
00:37:35.515 --> 00:37:37.226
‫تو اخلاقشو می‌شناسی.

638
00:37:37.322 --> 00:37:38.772
‫اون غیرقابل تحمله.

639
00:37:38.782 --> 00:37:40.113
‫اون نمایشنامه رو دوست داره.

640
00:37:40.362 --> 00:37:43.072
‫من فکر نمی‌کنم اون توانایی
‫بازی در یه نقش کمدی بزرگ رو داشته باشه.

641
00:37:43.082 --> 00:37:44.325
‫من بهش اعتماد دارم.

642
00:37:44.422 --> 00:37:47.252
‫خوبه. تو اونو می‌خوای، پس به دستش بیار.

643
00:37:47.422 --> 00:37:49.532
‫اما اگه بعداً اومدی شکایت کردی،

644
00:37:49.662 --> 00:37:51.352
‫بهت می‌خندم.

645
00:37:52.302 --> 00:37:53.681
‫داری میری؟

646
00:37:53.682 --> 00:37:55.741
‫باید برم لونا پارک
‫تا یه مشکلی رو حل کنم

647
00:37:55.742 --> 00:37:57.412
‫بین غول و زن ریشو.

648
00:37:57.902 --> 00:37:59.672
‫اینا موجودات اعصاب‌خردکن هیولایی هستن.

649
00:37:59.682 --> 00:38:02.912
‫ولی باور کن، اینا هیچی
‫در مقایسه با رمی تو نیستن.

650
00:38:06.475 --> 00:38:09.241
‫-رفتم بازی شارپن رو دیدم.
‫-خب چی شد؟

651
00:38:09.242 --> 00:38:11.772
‫خیلی خوبه. برای نقش پانیس عالیه.

652
00:38:11.902 --> 00:38:13.152
‫- باهاش حرف زدی؟
‫- نه.

653
00:38:13.582 --> 00:38:15.081
‫پس از کجا میدونی
‫میخواد نقش پانیس رو بازی کنه؟

654
00:38:15.082 --> 00:38:16.852
‫چون من سزار رو بازی می‌کنم.

655
00:38:16.962 --> 00:38:19.372
‫ببین، ژول، این یه نقش فرعیه.

656
00:38:19.382 --> 00:38:20.812
‫تو برام متن بیشتری اضافه کن.

657
00:38:20.942 --> 00:38:22.481
‫ببین، ژول، زیاد چیز خاصی نیست.

658
00:38:22.482 --> 00:38:24.852
‫من می‌خوام صاحب بار باشم.

659
00:38:24.862 --> 00:38:27.212
‫من می‌خوام نمایشنامه تو خونه من اتفاق بیفته.

660
00:38:27.342 --> 00:38:29.172
‫این رمی نیست که باید بره پیش شارپن.

661
00:38:29.182 --> 00:38:30.952
‫این شارپنه که باید بیاد پیش رمی.

662
00:38:30.962 --> 00:38:32.952
‫بهش فکر می‌کنم.

663
00:38:33.382 --> 00:38:34.692
‫ولی خواهش می‌کنم، با زنش حرف نزن.

664
00:38:34.702 --> 00:38:37.171
‫خب که چی؟

665
00:38:39.602 --> 00:38:41.321
‫فرنه داره چیکار می‌کنه؟

666
00:38:41.322 --> 00:38:45.232
‫بهت که گفته بودم! سپردن نقش یه آدم خونگرمِ
‫مارسیایی به یه آلزاسیِ یبس، دیگه رسماً کفر ابلیسه

667
00:38:45.842 --> 00:38:48.812
‫مادر مقدس حتماً دو تا پاشو شکسته. تموم.

668
00:38:48.822 --> 00:38:51.012
‫یا ساده‌تر بگم، قطارش تأخیر داشته.

669
00:38:51.082 --> 00:38:52.781
‫اون تازه پونزده روز رو تو مارسی گذرونده

670
00:38:52.782 --> 00:38:54.372
‫تو یه بار کوچیک تو بندر قدیمی،

671
00:38:54.382 --> 00:38:55.881
‫میزها رو پاک می‌کرده و لیوان‌ها رو می‌شسته

672
00:38:55.882 --> 00:38:57.792
‫تا تو مکالمات مشتری‌ها شرکت کنه.

673
00:38:57.802 --> 00:39:00.392
‫پس، آلزاسیایی تو شاید الکلی شده باشه،

674
00:39:00.402 --> 00:39:02.191
‫ولی قطعاً
‫مارسیایی نشده.

675
00:39:02.302 --> 00:39:03.852
‫حق با توئه، مثل همیشه.

676
00:39:04.142 --> 00:39:05.397
‫بیا، من بهت دیالوگ میدم.

677
00:39:05.521 --> 00:39:07.974
‫از «بخاطر قهوه‌اش نیست» دوباره شروع می‌کنیم.

678
00:39:08.041 --> 00:39:10.211
‫بخاطر قهوه‌اش نیست، بخاطر طرز رفتارته.

679
00:39:10.241 --> 00:39:12.711
‫- چه طرز رفتاری؟
‫- اینکه تا من می‌خوابم، کل مغازه رو هورت می‌کشی بالا.

680
00:39:12.781 --> 00:39:14.741
‫اگه می‌خواستی بهم توهین کنی، کاملاً موفق شدی.

681
00:39:15.941 --> 00:39:17.420
‫توهین؟ چه توهینی؟

682
00:39:17.421 --> 00:39:20.620
‫آخه اگه من توی این سن نتونم یه فنجون قهوه
‫تعارف کنم، پس من اصلاً چی‌کاره‌ام این وسط؟

683
00:39:20.621 --> 00:39:23.131
‫یه بچه! یه بچه‌ای که باید از حرف باباش اطاعت کنه.

684
00:39:23.141 --> 00:39:24.611
‫- توی این سنش؟
‫- بله خوشگلم.

685
00:39:24.621 --> 00:39:26.680
‫خودِ من، مجبور شدم تا سن سی و دو سالگی صبر کنم...

686
00:39:26.681 --> 00:39:29.117
‫تا بابام آخرین اردنگی رو بهم بزنه.

687
00:39:29.141 --> 00:39:30.991
‫خانواده توی زمان ما این شکلی بود.

688
00:39:31.001 --> 00:39:33.431
‫کلی احترام و محبت بینمون بود.

689
00:39:33.461 --> 00:39:35.097
‫با اردنگی؟!

690
00:39:37.294 --> 00:39:38.320
‫خب پنیول؟

691
00:39:38.321 --> 00:39:41.151
‫دیدی بهت می‌گفتم یه آلزاسی هم می‌تونه
‫نقش یه مارسیایی رو خوب بازی کنه؟

692
00:39:41.161 --> 00:39:43.201
‫کل چیزی که لازم داره، فقط یه دستمال گردنِ مناسبه.

693
00:39:44.141 --> 00:39:46.791
‫راستی، دیدم که صحنه کارت‌بازی رو حذف کردی.

694
00:39:46.901 --> 00:39:47.991
‫نمایشنامه خیلی طولانی شده.

695
00:39:48.001 --> 00:39:49.460
‫ولی اون صحنه کارت‌بازی
‫واسه خودش یه پا کمدیه.

696
00:39:49.461 --> 00:39:51.200
‫به نظرت جلف و چیپ میاد، آره؟

697
00:39:51.201 --> 00:39:53.691
‫چطور بگم، در شأن تئاتری مثل اینجا نیست.

698
00:39:54.461 --> 00:39:55.971
‫کارگردان تویی دیگه.

699
00:39:56.161 --> 00:39:57.231
‫رئیس تویی.

700
00:39:59.521 --> 00:40:02.051
‫پایان پرده دوم. پونزده دقیقه استراحت.

701
00:40:05.501 --> 00:40:07.551
‫می‌خوام یه نگاه تازه به کار بندازی و نظرت رو بگی.

702
00:40:07.581 --> 00:40:08.731
‫می‌شنوم، بفرمایید.

703
00:40:09.341 --> 00:40:11.000
‫نمایش به نظرتون جذاب میاد؟

704
00:40:11.001 --> 00:40:14.051
‫فکر کنم اگه می‌فهمیدم چی داره میگه، خوشم می‌اومد.

705
00:40:14.201 --> 00:40:16.271
‫- به اندازه کافی بلند حرف نمی‌زنه؟
‫- نه، موضوع این نیست.

706
00:40:16.401 --> 00:40:18.360
‫جمله‌بندی‌هاش خیلی غلط غلوط و نادرسته.

707
00:40:18.361 --> 00:40:22.291
‫این لهجه‌اش هم که صداها
‫رو دگرگون می‌کنه، دیگه اصلاً غیرقابل‌فهمه.

708
00:40:22.301 --> 00:40:25.551
‫اوه، به حرف‌های این آقا گوش نکنید.

709
00:40:25.661 --> 00:40:27.471
‫این آقا به احمق بودنش معروفه.

710
00:40:27.501 --> 00:40:29.111
‫چی گفتی؟ من؟!

711
00:40:29.161 --> 00:40:30.896
‫بله جناب، دقیقاً خودِ شما!

712
00:40:30.921 --> 00:40:32.331
‫بهتون اجازه نمی‌دم این‌طوری با من حرف بزنید!

713
00:40:32.341 --> 00:40:33.929
‫ژول، این بحث‌ها کمکی به من نمی‌کنه.

714
00:40:33.969 --> 00:40:37.076
‫آخه کی به این احمق
‫اجازه داده بیاد اینجا جاسوسیِ ما رو بکنه؟

715
00:40:37.173 --> 00:40:40.846
‫پرده رو بکشید پایین. وقتی این یارو چپ‌چشم رفت،
‫بقیه کار رو می‌ریم.

716
00:40:41.073 --> 00:40:42.474
‫این چپ‌چشم؟

717
00:40:42.498 --> 00:40:46.322
‫من نیومدم اینجا که بهم توپ‌وتشر بزنی.
‫حالا می‌بینیم!

718
00:40:53.358 --> 00:40:56.209
‫می‌خوای کل تایم آنتراکت رو همین‌جا بمونی؟

719
00:40:56.243 --> 00:40:57.688
‫کار اصلاً خنده‌دارشون نمی‌کنه.

720
00:40:57.858 --> 00:40:59.378
‫انگار به جای کمدی، تراژدی نوشتم!

721
00:40:59.658 --> 00:41:02.748
‫دلشون می‌خواد بخندن،
‫ولی جلوی خودشون رو می‌گیرن.

722
00:41:03.298 --> 00:41:04.508
‫نگران نباش بابا، بی‌خیال.

723
00:41:04.518 --> 00:41:06.008
‫توی پرده سوم میخکوبشون می‌کنیم.

724
00:41:07.058 --> 00:41:08.388
‫خب چیه؟ نوبت توئه دیگه.

725
00:41:08.498 --> 00:41:10.828
‫خودم می‌دونم، ولی مرددم.

726
00:41:10.838 --> 00:41:12.807
‫خب که چی؟
‫می‌خوای تا فردا همین‌طور دو دل بمونی؟

727
00:41:12.854 --> 00:41:14.608
‫زود باش ناخدا، منتظرتیم!

728
00:41:14.958 --> 00:41:16.748
‫آخه موضوعِ خیلی مهمیه.

729
00:41:16.758 --> 00:41:18.717
‫پس باید شما دوتا برید با هم خلوت کنید و هماهنگ بشید.

730
00:41:18.742 --> 00:41:20.432
‫صحنه کارت‌بازی رو برگردوندن!

731
00:41:20.521 --> 00:41:22.534
‫رِموِ مخفیانه باهاشون تمرین کرده.

732
00:41:22.727 --> 00:41:24.428
‫چطور جرأت کرده همچین کاری بکنه؟!

733
00:41:24.858 --> 00:41:26.028
‫دردسرسازه.

734
00:41:26.318 --> 00:41:28.428
‫به جای نق زدن، ببین چه‌کارش کردن!

735
00:41:28.438 --> 00:41:32.477
‫نکنه تو هم دستت با این توطئه‌گرا توی یه کاسه‌ست؟

736
00:41:32.478 --> 00:41:33.708
‫دهنت رو ببند، پنیول!

737
00:41:33.733 --> 00:41:35.108
‫ولی گوش کن.

738
00:41:40.928 --> 00:41:44.838
‫پاریس تازه داره جذابیتِ لحن مارسیایی‌ها رو کشف می‌کنه.

739
00:41:45.008 --> 00:41:47.358
‫صداقتِ اوران دو مازی،

740
00:41:47.508 --> 00:41:48.767
‫تسلطِ فرنه

741
00:41:48.768 --> 00:41:50.767
‫و شور و سرزندگیِ رِموِ.

742
00:41:50.768 --> 00:41:53.338
‫که خودش رو به عنوان
‫یکی از بزرگترین بازیگرهامون ثابت می‌کنه.

743
00:41:53.608 --> 00:41:54.918
‫جا واسه سوزن انداختن نیست!

744
00:41:54.928 --> 00:41:57.402
‫مثل یه رویاست. این واسه تو چه فایده‌ای داره، ژول؟

745
00:41:57.502 --> 00:42:00.298
‫الان بهت می‌گم چه فایده‌ای داره، لئون.

746
00:42:00.589 --> 00:42:02.467
‫این تیکه کوچیکِ کاغذ دیواریه

747
00:42:02.468 --> 00:42:04.138
‫که از دیوار اتاق گریمم کندم.

748
00:42:04.148 --> 00:42:05.178
‫باریکلا!

749
00:42:05.448 --> 00:42:08.498
‫روش نوشته: «جناب رِموِ یه نابغه‌ست.»

750
00:42:09.028 --> 00:42:11.438
‫و امضای مارسل پنیول هم پاشه.

751
00:42:11.463 --> 00:42:12.658
‫دمت گرم رفیق.

752
00:42:12.668 --> 00:42:14.878
‫رفیقت؟! رفیقت؟! شما دوتا یه مشت خرابکارِ به تمام معنایید!

753
00:42:14.888 --> 00:42:17.147
‫قصد دارید تئاتر من رو ویران کنید، آره؟

754
00:42:17.148 --> 00:42:18.666
‫ای بابا، ولترا!

755
00:42:18.700 --> 00:42:22.418
‫دیگه واسه یه تیکه کاغذ دیواریِ مسخره،
‫این‌قدر قشقرق به پا نکن!

756
00:42:22.428 --> 00:42:23.825
‫این کاغذ دیواری رو خودم انتخاب کرده بودم!

757
00:42:23.865 --> 00:42:25.188
‫نه بابا، تو اصلاً سلیقه نداری.

758
00:42:25.248 --> 00:42:27.338
‫این کاغذ دیواری هم مثل کراوات‌هات زشته!

759
00:42:30.088 --> 00:42:32.798
‫انگار این موفقیت زیاد خوشحالت نکرده، مارسل؟

760
00:42:33.108 --> 00:42:34.487
‫حالا از اینجا به بعد باید چی‌کار کنم؟

761
00:42:34.488 --> 00:42:36.458
‫نمایشنامه‌های دیگه بنویس، دیوانه خُل!

762
00:42:36.608 --> 00:42:39.938
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم چیزی بهتر ازاین بنویسم،
‫حالا که اون به قولش عمل کرده.

763
00:42:39.988 --> 00:42:41.667
‫کی به قولش عمل کرده؟

764
00:42:41.691 --> 00:42:42.776
‫یه پسربچه.

765
00:42:42.811 --> 00:42:44.261
‫کدوم پسربچه؟

766
00:42:44.991 --> 00:42:46.681
‫قضیه‌اش مفصله.

767
00:42:48.831 --> 00:42:51.441
‫من که می‌دونستم دیگه دلت نمی‌خواد بنویسی،

768
00:42:51.451 --> 00:42:53.688
‫چون تئاتر دیگه برات خیلی راحت شده بود.

769
00:42:53.764 --> 00:42:55.914
‫خیلی راحت؟ فکر نمی‌کنم.

770
00:42:56.830 --> 00:42:58.881
‫بگیم احساس می‌کردم برام کوچیکه و جام تنگ شده.

771
00:43:03.781 --> 00:43:05.854
‫و این‌طور شد که نور پدید اومد.

772
00:43:09.799 --> 00:43:14.074
‫[ تا حالا به سینما فکر کردی مارسل پنیول؟ ]

773
00:43:15.800 --> 00:43:18.041
‫چه فاجعه‌ای!

774
00:43:21.269 --> 00:43:25.469
‫[ این بازیگرای بیچاره که انقدر غلو‌آمیز بازی میکنن ]

775
00:43:27.809 --> 00:43:31.800
‫[ تا حواس ما رو پرت کنن که عین ماهی لال‌مونی گرفتن. ]

776
00:43:33.441 --> 00:43:35.521
‫[ حالا با صدا چطور؟ ]

777
00:43:36.767 --> 00:43:42.499
‫[ سعی کردن رو تصویر صدا بذارن ولی
‫همیشه افتضاح از آب دراومده. ]

778
00:43:43.832 --> 00:43:46.599
‫[ شاید این بار کار کنه! ]

779
00:43:48.606 --> 00:43:54.628
‫[ به نظر اطلاعات خوبی داری، پسر جون.
‫حالا این فیلم ناطق رو کجا میشه دید ؟ ]

780
00:43:55.661 --> 00:43:57.942
‫[ اونور آب... ]

781
00:43:59.277 --> 00:44:01.528
‫[ همین اونطرف خیابون؟ ]

782
00:44:03.500 --> 00:44:06.734
‫[ آقا، اونور کانال مانش!
‫پیش انگلیسی‌ها! ]

783
00:44:10.742 --> 00:44:13.623
‫[ سفر به لندن... ]

784
00:44:27.831 --> 00:44:30.124
‫[ بالاخره سینما ناطق شد! ]

785
00:44:40.577 --> 00:44:44.390
‫واسه امشب همه بلیت‌ها
‫فروش رفته، این سیصد و پنجاهمین اجرامونه!

786
00:44:44.430 --> 00:44:46.211
‫آره، ولی این وضعیت موندگار نیست.

787
00:44:46.257 --> 00:44:47.211
‫چرا اونوقت؟

788
00:44:47.257 --> 00:44:49.277
‫آقای پنیول تازه از لندن برگشته.

789
00:44:49.344 --> 00:44:51.604
‫رفته یه فیلم ناطق رو سه بار تماشا کرده.

790
00:44:51.726 --> 00:44:52.881
‫افتضاحه!

791
00:44:52.891 --> 00:44:54.704
‫بهم میگه تئاترها قراره تخته بشن.

792
00:44:54.737 --> 00:44:56.630
‫آره، منم بهش میگم واقعاً مسخره‌ست...

793
00:44:56.631 --> 00:44:58.950
‫که بخوایم اجرای «ماریوس» رو ادامه بدیم...

794
00:44:58.951 --> 00:45:01.130
‫وقتی این‌قدر احمقانه فرم تئاتری داره.

795
00:45:01.291 --> 00:45:02.881
‫داری پیازداغش رو زیاد می‌کنی، من این رو نگفتم.

796
00:45:02.891 --> 00:45:06.021
‫دیگه فقط مونده برم
‫یه فانوس جادویی و یه گرامافون بخرم!

797
00:45:06.046 --> 00:45:08.980
‫بدبخت روزگار! بذار یه چیزی بهت بگم.

798
00:45:09.073 --> 00:45:11.721
‫این قضیه فیلم ناطق، این اسباب‌بازیِ جدید،

799
00:45:11.746 --> 00:45:13.193
‫فقط یه جور سرگرمیِ گذراست.

800
00:45:13.260 --> 00:45:14.814
‫برو اون رو واسه شهربازیت بخر.

801
00:45:14.847 --> 00:45:16.370
‫شاید بتونه یه فصل ملت رو سرگرم کنه.

802
00:45:16.371 --> 00:45:18.581
‫نه، نه. حق با پنیوله.

803
00:45:18.777 --> 00:45:20.364
‫تازه، من خودم هم بهش علاقه‌مند شدم.

804
00:45:20.444 --> 00:45:22.610
‫چون تو قراره این نمایش رو فقط یه بار بازی کنی.

805
00:45:22.670 --> 00:45:24.344
‫منم فقط یه بار بهت دستمزد میدم.

806
00:45:24.390 --> 00:45:26.150
‫ولی اون فیلمِ سخنگوت روی پرده سینما...

807
00:45:26.151 --> 00:45:29.281
‫واسم هزار تا دو هزار بار اجرای مجانی میره!

808
00:45:29.306 --> 00:45:30.390
‫پنیول!

809
00:45:30.391 --> 00:45:32.541
‫میخوای بذاری این کلاهبردار جیب من رو خالی کنه؟

810
00:45:32.642 --> 00:45:35.510
‫مگه این سینمای ناطق چی داره
‫که این‌قدر بزرگش می‌کنی؟ هان؟

811
00:45:35.511 --> 00:45:37.701
‫- بگو، سراپا گوشم.
‫- باز شروع شد!

812
00:45:37.971 --> 00:45:40.581
‫ژول، به لطف این اختراع شگفت‌انگیز،

813
00:45:40.657 --> 00:45:43.150
‫دیگه محدود به ابعاد و اندازه سالن تئاتر نیستم.

814
00:45:43.151 --> 00:45:45.970
‫می‌تونم صورتِ طرف رو از فاصله پنچاه سانتی‌متری نشون بدم...

815
00:45:45.971 --> 00:45:47.381
‫تا سرازیر شدنِ اشک رو روش ببینی.

816
00:45:47.391 --> 00:45:49.370
‫دلت می‌خواد منم گریه کنم؟

817
00:45:49.371 --> 00:45:51.830
‫می‌تونم صحنه‌ای رو بنویسم که توش دارن پچ‌پچ می‌کنن...

818
00:45:51.831 --> 00:45:53.781
‫و کاری کنم که صداش واضح و شفاف شنیده بشه.

819
00:45:53.807 --> 00:45:55.975
‫دلت میخواد منم پچ‌پچ کنم؟

820
00:45:56.022 --> 00:45:57.821
‫ایده فوق‌العاده‌ایه، پنیول.

821
00:45:57.886 --> 00:45:59.816
‫ژول، به لطف دوربین،

822
00:45:59.855 --> 00:46:02.173
‫می‌تونم توی آسمون به پرواز دربیام،

823
00:46:02.220 --> 00:46:03.981
‫از دور نظاره‌گرِ صحنه باشم،

824
00:46:04.080 --> 00:46:06.961
‫درست مثل یه پرنده، یا یه فرشته نگهبان.

825
00:46:07.271 --> 00:46:08.361
‫یا مثل خدا.

826
00:46:08.711 --> 00:46:10.833
‫پس باید کچلی‌ت رو قایم کنی، ژول!

827
00:46:10.857 --> 00:46:11.907
‫فقط تصور کن!

828
00:46:11.997 --> 00:46:13.867
‫می‌تونم از کادر بزنم بیرون،

829
00:46:14.137 --> 00:46:15.587
‫دور صحنه بچرخم،

830
00:46:15.757 --> 00:46:17.747
‫تمام دیوارهای تئاتر رو خراب کنم،

831
00:46:18.117 --> 00:46:19.807
‫و دکور رو تیکه‌تیکه کنم.

832
00:46:20.057 --> 00:46:21.907
‫- یا بازیگر رو!
‫- ایده خوبیه.

833
00:46:22.417 --> 00:46:24.927
‫به این فکر کردی که «وان دير» چجور برادری بود؟

834
00:46:24.977 --> 00:46:26.467
‫شما دارین از ول کردن تئاتر حرف می‌زنین،

835
00:46:26.477 --> 00:46:27.677
‫ولی حق این کار رو ندارین.

836
00:46:27.757 --> 00:46:29.996
‫این مگه فرار از خدمت نیست؟

837
00:46:29.997 --> 00:46:32.087
‫یه بزدلیِ تمام‌عیار.

838
00:46:32.357 --> 00:46:35.156
‫برای همیشه بی‌آبرو نمی‌شین؟

839
00:46:35.157 --> 00:46:37.847
‫اونم بعد از این‌همه کاری که تئاتر براتون کرده؟

840
00:46:38.029 --> 00:46:41.195
‫سینما رو فراموش کنین،
‫اگه نمی‌خواین کارتون به ورشکستگی بکشه.

841
00:46:41.277 --> 00:46:42.647
‫فقط واسه نمای بیرونش،

842
00:46:42.657 --> 00:46:45.267
‫باید هفته‌ای دست‌کم پونصد تا لامپ عوض کنیم.

843
00:46:45.277 --> 00:46:46.516
‫از این آمار و ارقامتون مطمئنین؟

844
00:46:46.517 --> 00:46:50.167
‫دیگه نمی‌خواین بهم بگین که...
‫از لامپ هم سردرمیارین!

845
00:46:50.336 --> 00:46:52.576
‫اگه باور نمی‌کنین، خودتون نگاه کنین.

846
00:46:58.157 --> 00:47:00.347
‫باب، دوست من!

847
00:47:00.737 --> 00:47:02.516
‫از هالیوود چه خبر؟

848
00:47:02.517 --> 00:47:05.807
‫باب، بذار مارسل پنیول رو بهت معرفی کنم.

849
00:47:05.837 --> 00:47:08.276
‫سلام! حالتون چطوره؟

850
00:47:08.277 --> 00:47:09.727
‫خوبم، ممنون.

851
00:47:09.936 --> 00:47:14.087
‫بالاخره! یه فرانسوی پیدا شد که انگلیسی حرف بزنه.

852
00:47:14.377 --> 00:47:16.336
‫گرسنته، مارسل؟

853
00:47:16.337 --> 00:47:18.596
‫بریم رستوران؟

854
00:47:18.597 --> 00:47:21.756
‫لامپ‌هات رو خودت می‌ساختی؟

855
00:47:21.757 --> 00:47:22.895
‫کدوم لامپ‌ها؟

856
00:47:22.896 --> 00:47:25.646
‫اوه، همون‌هایی که به پارامونت می‌فروختی.

857
00:47:25.656 --> 00:47:27.287
‫فوق‌العاده‌ان!

858
00:47:27.577 --> 00:47:29.507
‫اگه من رو یه ویزیتور فرض کردین،

859
00:47:29.517 --> 00:47:31.596
‫پس چرا من رو به ناهار دعوت کردین؟

860
00:47:31.597 --> 00:47:34.396
‫واسه اینکه تو قلب مهربونی داری

861
00:47:34.397 --> 00:47:36.547
‫و انگلیسی هم بلدی.

862
00:47:37.837 --> 00:47:41.116
‫جدی، اصلاً شغلت چیه؟

863
00:47:41.117 --> 00:47:43.567
‫باب به قولی کلید استودیو رو داده دست من.

864
00:47:44.177 --> 00:47:46.027
‫برات توضیح میدم چطوری کار میکنه.

865
00:47:46.377 --> 00:47:48.127
‫اون بالا بالاها هالیووده؛

866
00:47:48.517 --> 00:47:49.887
‫کعبه‌ی آمالِ سینما.

867
00:47:50.257 --> 00:47:52.007
‫درست زیر پاش، کمپانی پارامونته.

868
00:47:52.117 --> 00:47:54.296
‫همه باید جلوی قبله‌اش سر خم کنن.

869
00:47:55.477 --> 00:47:57.587
‫بعدش مدیران اجرایی هستن،

870
00:47:57.597 --> 00:47:58.867
‫ستاد فرماندهی استودیوها.

871
00:47:59.317 --> 00:48:01.027
‫بعد از اون‌ها هم نگهبان استودیوئه،

872
00:48:01.037 --> 00:48:02.927
‫یه رئیس قدرتمند که هر روز،

873
00:48:02.937 --> 00:48:04.136
‫در رو به روی دویست نفر باز می‌کنه

874
00:48:04.137 --> 00:48:05.547
‫و توی صورت سه هزار نفر دیگه میبنده!

875
00:48:05.590 --> 00:48:07.240
‫مدیر تبلیغات،

876
00:48:07.250 --> 00:48:09.180
‫که هم‌زمان داره با سه تا تلفن حرف می‌زنه.

877
00:48:09.396 --> 00:48:10.549
‫واقعاً معرکه‌ست!

878
00:48:10.550 --> 00:48:11.929
‫<i>دست از سرم بردارین!</i>

879
00:48:11.930 --> 00:48:15.740
‫شرکت «وسترن الکتریک»،
‫که صاحبِ دستگاهِ ضبط و ثبتِ صداست.

880
00:48:17.010 --> 00:48:18.780
‫مدیر آزمایشگاه‌ها.

881
00:48:19.690 --> 00:48:20.860
‫تدوین‌گر.

882
00:48:21.610 --> 00:48:22.900
‫مدیر بخش موسیقی.

883
00:48:24.010 --> 00:48:25.420
‫مدیر لباس.

884
00:48:27.190 --> 00:48:29.120
‫بعدش هم نوبتِ کارگردانه،

885
00:48:29.430 --> 00:48:32.270
‫که هرچی از راه دورتری اومده باشه
‫احترامش بیشتره، درست مثل خالی‌بندها!

886
00:48:32.395 --> 00:48:33.295
‫کااات!

887
00:48:33.370 --> 00:48:35.000
‫انگار جون تو تنم نبود.

888
00:48:35.229 --> 00:48:37.009
‫باورنکردنیه!

889
00:48:37.010 --> 00:48:39.360
‫خیلی وقت‌ها خودش همون خالی‌بنده است.

890
00:48:40.210 --> 00:48:42.740
‫بعدش هم شورای بازخوانیه،

891
00:48:42.890 --> 00:48:44.949
‫کسایی که هیچ‌وقت نتونستن یه رمان بنویسن،

892
00:48:44.950 --> 00:48:46.120
‫یا حتی یه نمایشنامه،

893
00:48:46.130 --> 00:48:48.140
‫ولی اثر بقیه رو بالا و پایین می‌کُنن و ور میرن باهاش.

894
00:48:48.570 --> 00:48:50.680
‫درست بعد از اون‌ها، ستاره‌ی فیلمه.

895
00:48:50.710 --> 00:48:53.540
‫دستمزد یه ستاره باید خیلی نجومی باشه.

896
00:48:53.790 --> 00:48:56.089
‫اون هم آخرش با خودش فکر می‌کنه که موفقیت و ثروتش...

897
00:48:56.090 --> 00:48:57.560
‫فقط و فقط به خاطرِ استعدادِ خودشه.

898
00:48:57.950 --> 00:49:01.500
‫این‌جور موجودات معمولاً خیلی ساده‌لوح و زودباورن.

899
00:49:02.090 --> 00:49:05.080
‫و در نهایت، در آخرین رتبه، نویسنده قرار داره.

900
00:49:05.270 --> 00:49:07.800
‫بهش پول میدن، براش جشن تجلیل می‌گیرن،

901
00:49:07.810 --> 00:49:09.780
‫به سلامتیِ پیشرفتِ کمپانی مینوشه،

902
00:49:09.790 --> 00:49:12.900
‫برای موفقیت فیلم و آینده‌ی سینما پیک می‌زنه.

903
00:49:13.010 --> 00:49:15.960
‫لبخند می‌زنه، دست میده و خوشحاله.

904
00:49:16.190 --> 00:49:17.620
‫امروز خوب نگاهش کن،

905
00:49:17.890 --> 00:49:21.500
‫چون دیگه هیچ‌وقت
‫این قیافه‌ی سرخوش و مغرور رو ازش نمی‌بینی.

906
00:49:24.230 --> 00:49:25.280
‫بسیار خب.

907
00:49:25.410 --> 00:49:27.680
‫من حق امتیازِ نمایشنامه‌ی «ماریوس»ت رو می‌خرم،

908
00:49:27.690 --> 00:49:29.360
‫و قراره یه فیلم فوق‌العاده بسازیم.

909
00:49:29.370 --> 00:49:31.780
‫- واقعاً؟
‫- من فرانسوی‌ها رو درک نمی‌کنم.

910
00:49:32.130 --> 00:49:34.280
‫برای فیلم‌های خوبی که براشون می‌سازم، هو میکشن.

911
00:49:34.490 --> 00:49:36.620
‫آخه فیلمِ ناطق دیگه برای کسی عجیب نیست.

912
00:49:36.850 --> 00:49:38.260
‫الان دیگه فقط حرف زدن کافی نیست.

913
00:49:38.270 --> 00:49:39.820
‫باید حرفی هم برای گفتن داشته باشی.

914
00:49:40.730 --> 00:49:43.086
‫خب، پس موافقی؟

915
00:49:43.290 --> 00:49:46.040
‫قبوله. ولی با گروهِ تئاتر مارسیِ خودم.

916
00:49:46.110 --> 00:49:48.560
‫نه، نه، نه! اونا اصلاً معروف نیستن.

917
00:49:49.010 --> 00:49:50.829
‫آخه باید لهجه‌ی واقعی مارسی رو داشته باشن.

918
00:49:50.830 --> 00:49:54.740
‫حالا این لهجه‌ی لعنتی مارسی دقیقاً چطوریه؟

919
00:49:54.750 --> 00:49:57.280
‫چطور برات توضیح بدم آخه...

920
00:49:58.470 --> 00:50:01.640
‫تصور کن که فکت فنری شده باشه.

921
00:50:02.010 --> 00:50:03.020
‫فنری؟

922
00:50:03.170 --> 00:50:04.557
‫آره، همون فنر.

923
00:50:04.890 --> 00:50:06.245
‫اوکی.

924
00:50:06.270 --> 00:50:08.200
‫حالا بعد از من تکرار کن.

925
00:50:08.470 --> 00:50:12.340
‫با این قیافه‌ی نگران و مضطربت بهم زل نزن.

926
00:50:12.870 --> 00:50:16.940
‫با این قیافه‌ی نگران و مضطربت بهم زل نزن.

927
00:50:17.138 --> 00:50:18.845
‫مضطربت...

928
00:50:19.311 --> 00:50:21.371
‫مضطربت...

929
00:50:21.821 --> 00:50:23.561
‫مضطربت...

930
00:50:23.976 --> 00:50:25.246
‫همه‌چی روبراهه، آقا؟

931
00:50:25.543 --> 00:50:26.726
‫آره، آره.

932
00:50:26.830 --> 00:50:28.000
‫لهجه همینه!

933
00:50:28.010 --> 00:50:30.160
‫باید تا چند کیلومتریِ این‌ور اون‌ور قشنگ شنیده بشه.

934
00:50:30.230 --> 00:50:31.800
‫خیلی سخت و دردآوره.

935
00:50:31.810 --> 00:50:33.848
‫واسه همین هم هست که ما به کارشناس نیاز داریم.

936
00:50:33.890 --> 00:50:35.420
‫خیلی‌خب، قبوله.

937
00:50:35.710 --> 00:50:38.029
‫منم از طرف خودم، میگم از آمریکا بیاد...

938
00:50:38.030 --> 00:50:40.700
‫معروف‌ترین کارگردانِ دنیا،

939
00:50:40.950 --> 00:50:42.280
‫الکساندر کوردا.

940
00:50:42.810 --> 00:50:44.820
‫- فرانسوی بلده؟
‫- بهتر از من حرف می‌زنه.

941
00:50:45.030 --> 00:50:46.529
‫اینو میگم که فقط دلم رو خوش کنم.

942
00:50:46.530 --> 00:50:49.460
‫مارسل، اون مجارستانیه.

943
00:50:49.590 --> 00:50:53.040
‫یه مجارستانی بیاد فیلمِ مارسی بسازه؟

944
00:50:53.050 --> 00:50:54.940
‫از همین الان ری‌اکشنِ «رِمی» رو می‌بینم.

945
00:50:55.050 --> 00:50:56.760
‫مثلاً این‌جوری میگه:

946
00:50:57.450 --> 00:51:00.820
‫یه تاتارِ از‌فرنگ‌ اومده از ما فیلم‌برداری کنه؟

947
00:51:00.910 --> 00:51:02.520
‫کارگردانِ آلزاسی دیگه‌ای دمِ دستت نبود؟

948
00:51:02.530 --> 00:51:04.872
‫که پاشدی رفتی از تو کوه‌های کارپات یکی رو پیدا کردی؟

949
00:51:04.950 --> 00:51:06.549
‫اگه فکر کردی من میذارم...

950
00:51:06.550 --> 00:51:08.660
‫این غریبه‌ی بربر بیاد ازم فیلم بگیره،

951
00:51:08.670 --> 00:51:11.120
‫باید بری یه «سزار»ِ دیگه واسه خودت پیدا کنی!

952
00:51:11.190 --> 00:51:12.929
‫آره دیگه، دنیا خیلی بزرگه!

953
00:51:12.930 --> 00:51:17.575
‫حالا که این‌طوره، اصلاً چرا یه چینی نمیاری؟

954
00:51:18.456 --> 00:51:20.028
‫ازت ممنونم، الکساندر.
‫[ فیلمبرداری فیلم ماریوس - 1931 ]

955
00:51:20.130 --> 00:51:21.340
‫بابتِ چی، مارسل؟

956
00:51:21.690 --> 00:51:24.600
‫اینکه گذاشتی بازیگرها رو خودم هدایت کنم،
‫خیالِ رمی رو خیلی راحت کرد.

957
00:51:24.710 --> 00:51:26.820
‫من تا حالا کار با بازیگرهایی
‫که حرف می‌زنن رو هدایت نکرده بودم.

958
00:51:26.830 --> 00:51:28.980
‫تو هم که تا حالا دستت به دوربین نخورده بود.

959
00:51:29.050 --> 00:51:30.694
‫باید به همدیگه کمک کنیم دیگه.

960
00:51:31.830 --> 00:51:32.860
‫آقای کوردا.

961
00:51:33.170 --> 00:51:34.205
‫چی شده؟

962
00:51:34.230 --> 00:51:36.220
‫صدای آقای رمی اصلاً برای ضبط مناسب نیست.

963
00:51:36.230 --> 00:51:37.540
‫نمی‌تونیم صداش رو ضبط کنیم.

964
00:51:37.550 --> 00:51:38.860
‫خب این بدشانسیِ شماست،

965
00:51:38.870 --> 00:51:40.749
‫چون ما نمی‌تونیم جایگزینی برای «ژول» پیدا کنیم.

966
00:51:40.750 --> 00:51:42.540
‫ولی جای شما رو میشه پر کرد!

967
00:51:42.550 --> 00:51:45.240
‫اصلاً کی حرف از جایگزین کردنِ ژول زده؟

968
00:51:45.750 --> 00:51:46.800
‫سلام، آقا.

969
00:51:47.010 --> 00:51:49.180
‫آها، پس شما همون تلفن‌چی هستین؟

970
00:51:49.350 --> 00:51:51.220
‫شمایی که صدای منو نمی‌شنوی؟

971
00:51:51.570 --> 00:51:53.120
‫میخوای داد بزنم، آره؟

972
00:51:54.370 --> 00:51:57.029
‫آقای برن، به کسی نگین...

973
00:51:57.030 --> 00:51:58.980
‫که زنش به آرتوفیگ خیانت کرده.

974
00:51:58.990 --> 00:52:00.220
‫آروم‌تر!

975
00:52:00.230 --> 00:52:03.060
‫دارم بهت میگم زنش به آرتوفیگ خیانت کرده!

976
00:52:03.070 --> 00:52:04.720
‫این آخرش منو کر می‌کنه!

977
00:52:05.110 --> 00:52:09.572
‫آقا، دستگاه‌های آمریکاییِ شما هنوز فرانسوی بلد نیستن!

978
00:52:09.596 --> 00:52:12.666
‫بیاین با من یه نوشیدنی بخورین.

979
00:52:12.796 --> 00:52:16.566
‫تا گوش‌هاتون به صدای شیپوریم عادت کنه،
‫تا براتون چندتا قصه تعریف ‌کنم.

980
00:52:16.776 --> 00:52:19.026
‫ولی مگه اینم قصه‌ست؟

981
00:52:19.639 --> 00:52:23.039
‫آدم وقتی فکر می‌کنه این پاریسی‌های طفلک

982
00:52:23.136 --> 00:52:26.446
‫صف می‌کشن تا براشون قصه‌های مارسی تعریف کنن...

983
00:52:27.016 --> 00:52:28.506
‫داری دلم رو کباب می‌کنی!

984
00:52:29.776 --> 00:52:32.246
‫داری دلم رو کباب می‌کنی!

985
00:52:33.876 --> 00:52:34.972
‫هووو!

986
00:52:35.256 --> 00:52:37.609
‫یعنی دیگه به کار من فکر نمی‌کنین؟

987
00:52:37.709 --> 00:52:39.126
‫واسه من، اون دلم رو ریش می‌کنه.

988
00:52:39.136 --> 00:52:41.126
‫ولی تو رو خنده‌ت میندازه.

989
00:52:42.196 --> 00:52:46.486
‫رفیق، این فیلم تو رو محبوبِ دل‌ها می‌کنه.

990
00:52:52.486 --> 00:52:54.816
‫فهمیدن کار این آمریکایی‌هات واقعاً سخته.

991
00:52:55.086 --> 00:52:57.696
‫یه عالمه پول براشون درمیاری و بعد دکّت می‌کنن.

992
00:52:57.846 --> 00:52:59.076
‫اونا مثل بچه‌کوچولوها می‌مونن.

993
00:52:59.586 --> 00:53:01.596
‫و اسباب‌بازیِ پنیول دیگه براشون تکراری شده.

994
00:53:02.046 --> 00:53:03.716
‫یعنی دیگه بی‌خیال سینما می‌شی؟

995
00:53:04.126 --> 00:53:05.262
‫برعکس!

996
00:53:05.606 --> 00:53:06.996
‫با پولِ ماریوس،

997
00:53:07.146 --> 00:53:08.865
‫می‌خوام استودیوهای خودم رو توی مارسی راه بندازم.

998
00:53:08.866 --> 00:53:12.256
‫این‌طوری آزادم هر فیلمی که
‫دلم می‌خواد رو با هرکی دلم می‌خواد بسازم.

999
00:53:12.486 --> 00:53:15.776
‫در عوض، باید سریع حق امتیازِ «فانی» رو پس بگیرم.

1000
00:53:17.671 --> 00:53:19.716
‫ظاهراً خودت قصد نداری ازشون استفاده کنی.

1001
00:53:19.801 --> 00:53:21.416
‫دقیقاً همین‌طوره.

1002
00:53:21.646 --> 00:53:22.716
‫شوخی می‌کنی؟

1003
00:53:22.881 --> 00:53:24.296
‫اصلاً و ابداً.

1004
00:53:24.386 --> 00:53:26.076
‫با وجود این‌همه موفقیتِ ماریوس؟

1005
00:53:26.126 --> 00:53:28.236
‫- آره.
‫- چرا آخه؟

1006
00:53:28.546 --> 00:53:31.365
‫چون فانی دنباله‌ی ماریوسه،

1007
00:53:31.366 --> 00:53:34.136
‫و هیچ‌وقتِ خدا یه دنباله پرفروش نمیشه.

1008
00:53:34.146 --> 00:53:36.182
‫- هیچ‌وقت؟
‫- هیچ‌وقت.

1009
00:53:38.086 --> 00:53:39.528
‫هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت.

1010
00:53:39.646 --> 00:53:43.056
‫این قانونیه که با حروف طلا روی پیشونی هالیوود حک شده.

1011
00:53:44.066 --> 00:53:46.196
‫داری چیکار می‌کنی؟ من پولشو دادم!

1012
00:53:46.206 --> 00:53:48.576
‫شرمنده باب، ولی کاغذ فقط کاغذه.

1013
00:53:48.664 --> 00:53:49.776
‫لطفاً اینجا رو امضا کن.

1014
00:53:50.537 --> 00:53:53.596
‫واقعاً که من هیچ‌وقت از
‫کار شما فرانسوی‌ها سر درنمیارم.

1015
00:53:54.916 --> 00:53:57.743
‫[ فیلمبرداری فانی - 1932 ]

1016
00:53:58.419 --> 00:53:59.455
‫دوربین!

1017
00:53:59.480 --> 00:54:02.249
‫- مانوش.
‫- شش روی یک، برداشت دوم.

1018
00:54:02.872 --> 00:54:04.216
‫و،حرکت!

1019
00:54:10.046 --> 00:54:11.076
‫یالا، رد شو.

1020
00:54:11.846 --> 00:54:13.056
‫بابای عزیزم،

1021
00:54:13.568 --> 00:54:16.616
‫منو ببخش بابای عزیزم، بابت تموم عذابی که بهت دادم.

1022
00:54:16.946 --> 00:54:19.876
‫خوب می‌دونم از وقتی رفتم چقدر باید دلت گرفته باشه.

1023
00:54:20.066 --> 00:54:21.716
‫و من هر شب به فکرتم.

1024
00:54:21.726 --> 00:54:23.136
‫تو هر شب به فکر منی،

1025
00:54:23.146 --> 00:54:25.182
‫و منم تمام روز به فکرتم، احمقِ گنده!

1026
00:54:25.206 --> 00:54:26.341
‫یالا، رد شو.

1027
00:54:26.366 --> 00:54:28.465
‫واسه اینکه بگی همه‌چیز رو توضیح دادی...

1028
00:54:28.489 --> 00:54:30.319
‫و اینکه چقدر دلم پر می‌کشید واسه این کار،

1029
00:54:30.329 --> 00:54:31.759
‫اصلاً نمی‌تونم برات بنویسم.

1030
00:54:31.829 --> 00:54:33.599
‫ولی کافیه از فانی بپرسی،

1031
00:54:33.669 --> 00:54:34.888
‫اون تمام دیوونه‌بازی‌هام رو دیده.

1032
00:54:34.889 --> 00:54:38.679
‫آره، دقیقاً کلمه‌ش همینه. می‌دونی، خوشحال میشم
‫می‌بینم سرِ کیف اومده و می‌خنده.

1033
00:54:48.672 --> 00:54:51.199
‫مامان، فکر کنم نباید مزاحمشون بشیم.

1034
00:54:51.629 --> 00:54:54.399
‫دارن یه کارهایی می‌کنن که سردرنمیارم.
‫کارهای آدم‌بزرگ‌هاست.

1035
00:54:54.889 --> 00:54:56.328
‫با اوراله؟

1036
00:54:56.329 --> 00:54:57.459
‫امشب آره.

1037
00:54:59.009 --> 00:55:02.119
‫دیدی مامان؟ بهت گفته بودم یه روز میلیونر میشم.

1038
00:55:02.869 --> 00:55:06.599
‫نگرانشم. می‌ترسم موفقیت کاری کنه خودش رو گم کنه.

1039
00:55:06.929 --> 00:55:09.088
‫این‌طور نمیشه. من حواسم بهش هست.

1040
00:55:10.849 --> 00:55:12.399
‫چی داری می‌کشی؟

1041
00:55:12.515 --> 00:55:16.199
‫یه زَنجِره. نماد استودیوهای مارسی‌مون.

1042
00:55:16.609 --> 00:55:17.868
‫اسباب‌بازی جدیدته؟

1043
00:55:17.869 --> 00:55:22.839
‫که قراره بدیمش دست کل خونواده.
‫ژرمن و رنه هم کار پیدا می‌کنن، حتی پل.

1044
00:55:23.429 --> 00:55:26.779
‫اون هیچ‌وقت تپه‌هاش رو ول نمی‌کنه.
‫پول براش مهم نیست.

1045
00:55:27.009 --> 00:55:30.879
‫مامان، با این پول، پل بالاخره می‌تونه دماغش رو عمل کنه.

1046
00:55:31.169 --> 00:55:33.179
‫دیگه موقع نفس کشیدن اذیت نمیشه.

1047
00:55:33.729 --> 00:55:37.179
‫خدا از دهنت بشنوه مارسل، خدا از دهنت بشنوه.

1048
00:55:52.059 --> 00:55:54.009
‫روی پاتختیش بود.

1049
00:56:04.569 --> 00:56:06.448
‫مارسل!

1050
00:56:06.449 --> 00:56:08.568
‫پل!

1051
00:56:08.569 --> 00:56:12.859
‫اینو بهت پس میدم. بین ما دوتا،
‫تو کسی بودی که به دوران بچگی‌مون وفادارتر موند.

1052
00:56:12.869 --> 00:56:14.839
‫من با رفتنم به پاریس بهت خیانت کردم.

1053
00:56:15.169 --> 00:56:17.689
‫چون من تو همین تپه‌هامون موندم و بز پرورش دادم؟

1054
00:56:18.029 --> 00:56:20.119
‫من کاری رو کردم که دوست داشتم، درست مثل تو.

1055
00:56:20.509 --> 00:56:23.579
‫تازه، فیلم که توی صحرا سبز نمیشه.

1056
00:56:24.809 --> 00:56:25.979
‫هنوز نه.

1057
00:56:27.509 --> 00:56:29.579
‫میخوای بغلش کنی؟

1058
00:56:30.169 --> 00:56:32.399
‫داره بیدار میشه. قلقلکم میاد.

1059
00:56:34.689 --> 00:56:38.259
‫خوب مواظب بابا، خواهرمون و رنه کوچولو باش.

1060
00:56:38.409 --> 00:56:41.259
‫رنه کوچولو الان یه سر و گردن از من بلندتره.

1061
00:56:41.829 --> 00:56:44.239
‫یه روز دوباره همدیگه رو می‌بینیم، بهت قول می‌دم.

1062
00:56:47.089 --> 00:56:51.128
‫آقای پنیول!

1063
00:56:51.129 --> 00:56:57.099
‫آقای پنیول که توی تئاتر برتریِ خودش رو ثابت کرده بود،

1064
00:56:57.291 --> 00:57:02.279
‫حالا به زیباترین شکل نشون میده
‫که هیچ‌چی از سینما سرش نمیشه.

1065
00:57:03.869 --> 00:57:05.948
‫ممنون رنه. همین؟
‫[ مارسی - 1936 ]

1066
00:57:05.949 --> 00:57:08.248
‫بهترین جاش رو گذاشتم واسه آخر سر.
‫[ مارسی - 1936 ]

1067
00:57:08.389 --> 00:57:10.819
‫آقای پنیول، این حقه‌بازِ موذی،

1068
00:57:10.869 --> 00:57:13.968
‫با اون دماغ بی‌غضروفش زیر چشم‌های قلمبه‌ش،

1069
00:57:13.969 --> 00:57:16.299
‫و اون دهن کج و کوله‌ش،

1070
00:57:16.929 --> 00:57:20.619
‫واقعاً آدم رو یاد یه مورچه‌خوارِ کم‌خون میندازه.

1071
00:57:20.649 --> 00:57:26.139
‫یه مورچه‌خوار کم‌خون
‫که مورچه‌قرمزها تا مغز استخونش رو مکیدن.

1072
00:57:26.449 --> 00:57:27.879
‫این یکی دیگه واقعاً شاعره!

1073
00:57:31.783 --> 00:57:32.676
‫خوبی، رنه؟

1074
00:57:32.729 --> 00:57:35.188
‫آقای پنیول! آقای پنیول!

1075
00:57:35.189 --> 00:57:38.704
‫- کدومشون؟
‫- آقای مارسی. افتضاحِ بدی پیش اومده!

1076
00:57:38.729 --> 00:57:40.708
‫- باز هم نقدهای بد؟
‫- بدتر از اون.

1077
00:57:40.709 --> 00:57:44.388
‫یادتونه اون بره کوچولویی که توی
‫اون تئاتر روستایی بازی کرده بود؟

1078
00:57:44.389 --> 00:57:45.424
‫خب؟

1079
00:57:45.449 --> 00:57:48.519
‫آخه من اون رو فقط
‫واسه 211 سال بهتون اجاره داده بودم.

1080
00:57:49.129 --> 00:57:50.959
‫نباید بهش وابسته میشدین.

1081
00:57:51.292 --> 00:57:54.299
‫شما وقتی بهش نگاه می‌کنین،
‫یه عروسک پشمالوی بامزه می‌بینین.

1082
00:57:54.529 --> 00:57:56.359
‫ولی من جاش دنده‌کباب می‌بینم!

1083
00:57:56.369 --> 00:57:58.272
‫من به قیمتِ همون دنده‌کباب‌ها ازتون می‌خرمش.

1084
00:57:58.297 --> 00:57:59.280
‫رون‌هاش چی؟

1085
00:57:59.349 --> 00:58:02.479
‫رون‌هاش هم همین‌طور،
‫به شرطی که یه تیکه و سالم بمونن.

1086
00:58:02.489 --> 00:58:05.819
‫بهم گفته بودن این جوون‌های سینمایی عجب تحفه‌هایی‌ان‌ هااا!

1087
00:58:06.929 --> 00:58:09.908
‫ببینم، این کار براتون کلی آب می‌خوره ها.

1088
00:58:09.909 --> 00:58:14.119
‫اگه یه روز تصمیم بگیرین یه گاوِ نر رو بیارین توی فیلم.

1089
00:58:14.144 --> 00:58:15.382
‫بوف!

1090
00:58:15.429 --> 00:58:18.982
‫این اسمیه که دخترهای آزمایشگاه روش گذاشتن.

1091
00:58:19.329 --> 00:58:21.515
‫بوف یه سینمادوستِ واقعی مونه!

1092
00:58:21.592 --> 00:58:24.832
‫مچش رو موقع خوردن نگاتیوهای آغلش گرفتن.

1093
00:58:24.857 --> 00:58:28.859
‫میگن سی متر فیلم رو بلعیده،
‫یعنی به اندازه‌ی کل تیتراژِ یه فیلم!

1094
00:58:28.999 --> 00:58:30.859
‫می‌ترسیدیم مسموم بشه،

1095
00:58:30.869 --> 00:58:33.788
‫واسه همین بردیمش کارگاه نجاری روی یه بستر پر از پوشال،

1096
00:58:33.789 --> 00:58:36.528
‫که اونم بلافاصله به عنوان صبحانه خورد!

1097
00:58:36.529 --> 00:58:40.408
‫بعدازظهرها هم جنابِ «بوفِ گوسفند» میره به
‫اتاق‌های تدوین سر می‌زنه،

1098
00:58:40.409 --> 00:58:43.839
‫تا اونجا صفحه‌های کامل فیلم‌نامه رو بجوه و بخوره.

1099
00:58:44.109 --> 00:58:46.039
‫پوشالِ صندلی‌ها رو میخوره،

1100
00:58:46.089 --> 00:58:47.739
‫پاک‌کن‌ها رو می‌جوه،

1101
00:58:47.889 --> 00:58:49.319
‫و حتی میکروفون‌های قدیمی رو.

1102
00:58:50.255 --> 00:58:51.740
‫استودیوی شماره 3.
‫[ یکسال بعد ]

1103
00:58:51.769 --> 00:58:54.794
‫اینجاست که قراره بیشترِ فیلم‌برداری‌های شب رو انجام بدیم.
‫[ یکسال بعد ]

1104
00:58:59.409 --> 00:59:00.799
‫عجیبه.

1105
00:59:04.679 --> 00:59:07.718
‫این وسیله دیگه چیه؟

1106
00:59:07.719 --> 00:59:08.829
‫توپازت.

1107
00:59:09.099 --> 00:59:10.438
‫اختراعِ برادرمه.

1108
00:59:10.439 --> 00:59:12.869
‫ماشینِ مردم.

1109
00:59:13.179 --> 00:59:16.909
‫سه چرخ، سه سرنشین، سه دنده.

1110
00:59:18.871 --> 00:59:20.078
‫سه لیتر مصرف در صد کیلومتر.

1111
00:59:20.111 --> 00:59:22.218
‫توی اولین امتحان، سه تا دور زد.

1112
00:59:22.782 --> 00:59:24.915
‫واقعاً نمیشه جلوی خودت رو بگیری و نخریش.

1113
00:59:24.986 --> 00:59:26.879
‫یکی رو برامون کنار بذارین.

1114
00:59:26.979 --> 00:59:28.719
‫یالا، برو جلو!

1115
00:59:29.099 --> 00:59:30.689
‫ببر بالا! ببر بالا!

1116
00:59:31.199 --> 00:59:32.738
‫یه کم محکم‌تر!

1117
00:59:32.739 --> 00:59:34.758
‫همینطور برو!

1118
00:59:34.839 --> 00:59:36.478
‫یالا، بوف!

1119
00:59:36.586 --> 00:59:37.786
‫برو بالا، حرکت کن!

1120
00:59:37.939 --> 00:59:39.649
‫این یکی اینجا چیکار می‌کنه؟

1121
00:59:39.899 --> 00:59:42.865
‫این کل عمرش یه بارم یه مشت علف ندیده.

1122
00:59:43.379 --> 00:59:46.109
‫اینجا دیگه قراره اون‌قدر بخوره که شکمش بترکه!

1123
00:59:49.099 --> 00:59:51.449
‫تا خرخره توی علفه،

1124
00:59:51.559 --> 00:59:53.849
‫ولی ترجیح میده تنه درخت‌ها رو بجوه.

1125
00:59:53.979 --> 00:59:58.509
‫که این ثابت می‌کنه تربیت میتونه
‫ذاتِ موجودات رو تغییر بده.

1126
01:00:01.889 --> 01:00:02.932
‫رونکیه.

1127
01:00:03.929 --> 01:00:05.599
‫- رونکیه.
‫- بله، مارسل.

1128
01:00:06.209 --> 01:00:08.759
‫من هیچ‌وقت موقع فیلم‌برداری این‌قدر خوشحال نبودم.

1129
01:00:10.008 --> 01:00:13.591
‫دوباره برگشتم به این تپه‌های خشک،
‫پیش دوستای دوران بچگی‌م.

1130
01:00:13.675 --> 01:00:16.008
‫درست مثل وقتی که ده سالمون بود.

1131
01:00:16.091 --> 01:00:18.174
‫اعتراف کن، ساختن این روستا واسه فیلم

1132
01:00:18.258 --> 01:00:20.341
‫فقط یه بهونه بود تا دوباره برگردی به خونه‌ت.

1133
01:00:20.425 --> 01:00:22.550
‫اینجا تقریباً می‌تونم فراموش کنم...

1134
01:00:22.633 --> 01:00:24.765
‫دردسرهایی رو که توی مارسی منتظرمه.

1135
01:00:25.008 --> 01:00:26.508
‫لذتش رو ببر مارسل.

1136
01:00:26.591 --> 01:00:29.300
‫قشنگی‌ها قرار نیست تا ابد بمونن.

1137
01:00:35.717 --> 01:00:37.508
‫بوف!

1138
01:00:37.591 --> 01:00:40.966
‫حیوون دیوونه! داری خودت رو به کشتن میدی!

1139
01:00:41.841 --> 01:00:43.341
‫چی شده؟

1140
01:00:43.425 --> 01:00:45.675
‫اوه، یه عالمه گچ قورت داده.

1141
01:00:45.758 --> 01:00:47.258
‫معده‌ش سفت شده مثل سنگ.

1142
01:00:47.341 --> 01:00:49.258
‫نمی‌دونم! یه چاقو بیار، باید عملش کنیم!

1143
01:01:05.091 --> 01:01:06.091
‫خیلی بی‌معرفتی.

1144
01:01:06.174 --> 01:01:08.800
‫آره، اصلاً مهربون نیستی.

1145
01:01:08.962 --> 01:01:12.588
‫من تمام روز مثل یه آدم بدبخت پشت میزم سگ‌ دو میز‌نم.
‫[ اتاق اکران فیلم - سکوت! ]

1146
01:01:12.841 --> 01:01:14.717
‫تمام روز دارم حساب و کتاب می‌کنم،

1147
01:01:14.800 --> 01:01:18.174
‫تا بتونم واسه فیلم بعدی‌م پول جور کنم.

1148
01:01:18.258 --> 01:01:21.466
‫وکیلا هم که واسه خودشون یه پا شاعرن،
‫میخوان منو بندازن زندان،

1149
01:01:21.550 --> 01:01:23.838
‫در حالی که فیلم‌سازهای واقعی شمایین.

1150
01:01:23.944 --> 01:01:25.882
‫کلی شیطنت‌های باحال و خنده‌دار می‌کنین

1151
01:01:25.966 --> 01:01:27.717
‫ولی هیچ‌وقت منو دعوت نمی‌کنین.

1152
01:01:27.806 --> 01:01:28.872
‫چرا؟

1153
01:01:28.979 --> 01:01:31.508
‫راستش جرئتش رو نداریم آقای مایربورگ، واسه اینکه...

1154
01:01:31.591 --> 01:01:33.882
‫یعنی، واسه اینکه... خب...

1155
01:01:33.966 --> 01:01:37.474
‫آره، واسه اینکه من پیرم.

1156
01:01:37.654 --> 01:01:39.800
‫می‌دونی یه مرد کی پیر میشه؟

1157
01:01:39.882 --> 01:01:42.425
‫وقتی جوون‌ترها دیگه بازی‌ش نمیدن.

1158
01:01:42.508 --> 01:01:44.216
‫وقتی می‌تونه بقیه رو به اسم کوچیک صدا بزنه،

1159
01:01:44.300 --> 01:01:46.591
‫ولی هیچ‌کس اون رو با اسم کوچیکش صدا نمی‌کنه.

1160
01:01:46.675 --> 01:01:48.425
‫از فیلم «شپونتز» راضی نیستی؟
‫[ Le schpountz - 1938 ]

1161
01:01:48.508 --> 01:01:50.591
‫چرا، هستم. فیلم خوبیه.

1162
01:01:50.675 --> 01:01:52.300
‫- روز خوش آقایان.
‫- روز خوش.

1163
01:01:53.591 --> 01:01:55.466
‫اون دختر خانم زیبا کیه؟

1164
01:01:55.550 --> 01:01:56.924
‫نمی‌شناسمش.

1165
01:01:57.008 --> 01:01:58.726
‫- روز خوش.
‫- روز بخیر.

1166
01:01:59.133 --> 01:02:00.800
‫چقدر آدم اینجا ریخته.

1167
01:02:00.882 --> 01:02:03.717
‫دلم واسه اون انبار
‫کوچیکی که همه‌چیز ازش شروع شد تنگ شده.

1168
01:02:03.800 --> 01:02:05.717
‫این استودیوها قرار بود بهم آزادی بدن،

1169
01:02:05.800 --> 01:02:07.633
‫ولی الان دارن خفه‌م میکنن.

1170
01:02:07.717 --> 01:02:11.133
‫خب، اگه داری خفه میشی، باید یه هوایی به سرت بخوره.

1171
01:02:11.216 --> 01:02:13.383
‫یه گیلاس نوشیدنی توی یه دستت،

1172
01:02:13.466 --> 01:02:15.698
‫و یه گوی فلزیِ پتانک هم توی اون یکی دستت.

1173
01:02:17.633 --> 01:02:20.174
‫- امتیاز مال منه.
‫- تند نرو.

1174
01:02:20.258 --> 01:02:22.298
‫پنیول، خودت برو مترش کن.

1175
01:02:24.091 --> 01:02:26.508
‫راستش فکرامو کردم،
‫نقش اون نونوای خیانت‌دیده رو بازی می‌کنم.

1176
01:02:26.591 --> 01:02:28.341
‫خب چی شد نظرت عوض شد؟

1177
01:02:28.425 --> 01:02:30.717
‫چون کار و بارت باید بچرخه و سود بده،

1178
01:02:30.800 --> 01:02:32.466
‫و منم رفیقتم.

1179
01:02:32.550 --> 01:02:34.800
‫فکر کنم فقط نمی‌خوای بذاری
‫این نقش به فرناندل برسه.

1180
01:02:34.882 --> 01:02:36.425
‫حرف‌های خنده‌دار نزن!

1181
01:02:36.508 --> 01:02:38.178
‫تازه، اون نونوا علاوه بر اینکه زنش بهش خیانت کرده،

1182
01:02:38.231 --> 01:02:40.966
‫یه قیافه شبیه اسب هم پیدا میکرد!

1183
01:02:41.049 --> 01:02:44.383
‫آره! شاید قیافه‌ش شبیه اسب باشه،

1184
01:02:44.466 --> 01:02:49.550
‫ولی باز هم سگش شرف داره
‫به ریخت و قیافه‌ی یه آواره‌ی بیابون‌گرد.

1185
01:02:57.966 --> 01:02:59.633
‫داری خفه‌م می‌کنی، مارسل.

1186
01:02:59.717 --> 01:03:02.550
‫دیگه طاقت حسادت‌هات رو ندارم. میدونی چیه؟

1187
01:03:02.633 --> 01:03:04.174
‫من دارم میرم!

1188
01:03:04.258 --> 01:03:05.623
‫نه، ژوزت!

1189
01:03:07.425 --> 01:03:09.550
‫رفیق، خیالم رو راحت کن.

1190
01:03:09.633 --> 01:03:12.546
‫بهم بگو اون نونوای خیانت‌دیده خودِ تو نیستی.

1191
01:03:13.882 --> 01:03:16.717
‫ژول، من بدجوری عاشق شدم.

1192
01:03:16.800 --> 01:03:19.591
‫اوه، خب این دقیقاً نسخه‌ی خودآزاری و درد کشیدنه.

1193
01:03:19.675 --> 01:03:21.800
‫یعنی توی سن و سال من،
‫حق ندارم یه عشق واقعی رو تجربه کنم؟

1194
01:03:21.882 --> 01:03:23.383
‫معلومه که حق داری.

1195
01:03:23.466 --> 01:03:26.216
‫ولی اگه همین‌طور از این شاخه به
‫اون شاخه بپری، آخرش تنها میمونی.

1196
01:03:26.300 --> 01:03:28.550
‫به جای این عشق و عاشقی‌های پرشور و حرارت،

1197
01:03:28.633 --> 01:03:32.966
‫بهتره روی یه عشق بی‌سروصدا حساب کنی
‫که آروم ‌آروم خودش رو نشون میده.

1198
01:03:33.049 --> 01:03:35.174
‫باور کن، تنهایی توی سن و سال ما...

1199
01:03:35.258 --> 01:03:37.990
‫بدترین چیزیه که می‌تونه واسه یه مرد اتفاق بیفته.

1200
01:03:38.633 --> 01:03:41.466
‫درسته. کاملاً درسته.

1201
01:03:41.550 --> 01:03:44.091
‫یالا دیگه! بالاخره این فیلم رو می‌سازیم یا نه؟

1202
01:03:44.174 --> 01:03:45.675
‫منتظر چی هستین؟

1203
01:03:45.758 --> 01:03:48.445
‫منتظرین درخت مصنوعی‌تون زیر نور پروژکتورها ذوب بشه؟

1204
01:03:49.258 --> 01:03:50.924
‫ببین کی اینجاست!

1205
01:03:51.008 --> 01:03:54.091
‫نگاهش کن! می‌بینی چطور پاورچین ‌پاورچین داره برمیگرده؟

1206
01:03:54.174 --> 01:03:56.075
‫پومپونت. نه؟

1207
01:03:57.322 --> 01:03:58.675
‫زنیکه‌ی چشم‌سفید.

1208
01:03:58.758 --> 01:03:59.882
‫سلیطه.

1209
01:03:59.966 --> 01:04:02.209
‫عفریته‌ی کثیف.

1210
01:04:02.425 --> 01:04:05.216
‫بالاخره گذرت به خونه افتاد، هان؟

1211
01:04:05.300 --> 01:04:07.924
‫پس تکلیف این گربه‌نر بدبخت چی میشه؟

1212
01:04:08.008 --> 01:04:09.758
‫دیروز از نگرانی نصف‌جون شد.

1213
01:04:09.841 --> 01:04:11.550
‫یعنی من حتی واسه سه روز هم نمی‌تونم برم بیرون...

1214
01:04:11.633 --> 01:04:12.924
‫بدون اینکه تو معرکه راه بندازی؟!

1215
01:04:13.002 --> 01:04:15.295
‫- خونه‌ی یکی از دوستام بودم.
‫- آره، حتماً!

1216
01:04:15.362 --> 01:04:17.383
‫دارم خفه میشم مارسل!

1217
01:04:17.466 --> 01:04:18.966
‫هیتلر به لهستان حمله کرده...

1218
01:04:19.049 --> 01:04:20.466
‫پای هیتلر رو وسط نکش!

1219
01:04:20.550 --> 01:04:22.758
‫ما وسط جنگیم!
‫اونوقت تو به جای اینکه آرومم کنی،

1220
01:04:22.841 --> 01:04:25.508
‫همه‌ش به این فکر می‌کنی که
‫منو توی مارسی حبس کنی.

1221
01:04:25.591 --> 01:04:27.216
‫اینجا خیلی حوصله‌ام سر میره.

1222
01:04:27.300 --> 01:04:31.133
‫من بازیگرم، با کارم زنده‌ام،
‫اونوقت استودیوهای تو بسته‌ست.

1223
01:04:31.216 --> 01:04:33.174
‫همه‌ی نیروهای من اعزام شدن به خدمت.

1224
01:04:33.258 --> 01:04:34.133
‫دارم دیوونه میشم!

1225
01:04:34.216 --> 01:04:35.924
‫آروم باش.

1226
01:04:36.008 --> 01:04:37.425
‫یه نقش واست در نظر گرفتم،

1227
01:04:37.508 --> 01:04:39.133
‫واسه وقتی که فرناندل از مرخصی برگشت.

1228
01:04:39.216 --> 01:04:41.300
‫نقش؟ چه نقشی؟

1229
01:04:42.591 --> 01:04:43.758
‫کات! فیلم‌برداری تمومه.

1230
01:04:47.213 --> 01:04:48.466
‫آفرین.

1231
01:04:48.550 --> 01:04:50.591
‫جبهه‌ی رودخونه‌ی «سُم» سقوط کرده...

1232
01:04:52.049 --> 01:04:53.924
‫ارتش تارومار شده.

1233
01:04:54.008 --> 01:04:55.591
‫چیزی نمی‌گذره که می‌بینیم نازی‌ها...

1234
01:04:55.675 --> 01:04:57.425
‫دارن توی مارسی رژه میرن.

1235
01:04:57.508 --> 01:04:59.216
‫باید فیلم‌برداری رو ادامه بدیم؟

1236
01:04:59.300 --> 01:05:02.341
‫خودت رو نباز مارسل، جوگیر نشو.

1237
01:05:02.425 --> 01:05:05.008
‫فرض کن بدترین اتفاق ممکن بیفته.

1238
01:05:05.091 --> 01:05:06.633
‫آیا وظیفه‌ی اخلاقی‌مون حکم نمی‌کنه...

1239
01:05:06.717 --> 01:05:10.133
‫که بدون ترس به کارمون ادامه بدیم؟

1240
01:05:10.216 --> 01:05:13.966
‫نیاکان ما، گل‌ها... نیاکان ما.
‫[ مارسی - ژوئن 1940 ]

1241
01:05:21.008 --> 01:05:22.675
‫وای خدای من!

1242
01:05:25.800 --> 01:05:30.508
‫آخه چرا موسولینی داره
‫بچه‌های ما رو به کشتن میده؟

1243
01:05:30.591 --> 01:05:33.550
‫اونا هم مثل خودش از گوشت و خونِ ایتالیا هستن!

1244
01:05:33.633 --> 01:05:35.675
‫دقیقاً مثل خودش!

1245
01:05:35.758 --> 01:05:37.675
‫هیولا!

1246
01:05:37.758 --> 01:05:40.008
‫هیولا!

1247
01:05:42.717 --> 01:05:44.091
‫امروز با قلبی اندوهگین...

1248
01:05:44.174 --> 01:05:45.717
‫بهتون اعلام می‌کنم...

1249
01:05:45.800 --> 01:05:48.008
‫که باید جنگ رو متوقف کنیم.

1250
01:05:48.091 --> 01:05:50.924
‫دیشب با دشمنمون صحبت کردم،

1251
01:05:51.008 --> 01:05:54.383
‫و ازش پرسیدم که آیا حاضره با من،

1252
01:05:54.466 --> 01:05:56.300
‫به عنوان دو سرباز،

1253
01:05:56.383 --> 01:05:58.633
‫و با حفظ شرافت جنگی،

1254
01:05:58.717 --> 01:06:01.635
‫راهی برای پایان دادن به این خصومت‌ها پیدا کنه.

1255
01:06:02.375 --> 01:06:06.785
‫از تمام مردم فرانسه میخواهم که
‫پشت دولتی که ریاستش با منه، متحد بشن،

1256
01:06:06.845 --> 01:06:10.591
‫توی این روزهای سخت ترس‌هاشون رو کنار بذارن،

1257
01:06:10.675 --> 01:06:14.508
‫و فقط به آینده‌ی میهن‌مون ایمان داشته باشن.

1258
01:06:14.959 --> 01:06:17.216
‫این غیرقابل تحمله!

1259
01:06:17.300 --> 01:06:20.133
‫دستورالعمل‌هایی که بهتون داده شده بود
‫این بود که احساساتی رو نشون بدین...

1260
01:06:20.216 --> 01:06:22.174
‫که با جریان انقلاب ملی‌مون همسو باشه.

1261
01:06:22.258 --> 01:06:24.714
‫تو رو خدا بس کنین، مارشال پِتَن که لولوخرخره نیست!

1262
01:06:24.780 --> 01:06:27.774
‫اون نیومده که اشک فرانسوی‌ها رو دربیاره!

1263
01:06:28.924 --> 01:06:31.466
‫به نظرم می‌تونستن قیافه‌ش رو از اینم گنده‌تر بکشن.

1264
01:06:32.633 --> 01:06:34.341
‫این دیگه چیه؟

1265
01:06:34.425 --> 01:06:39.966
‫این دیگه پوستر «دختر چاه‌کن» نیست
‫این پوستر«سفیدبرفی و جزیره سیاه‌پورستانه!»

1266
01:06:40.049 --> 01:06:41.800
‫حواست رو جمع کن پنیول.

1267
01:06:41.882 --> 01:06:43.550
‫میگن عشق آدم رو کور می‌کنه،

1268
01:06:43.633 --> 01:06:46.178
‫ولی واسه تو فقط چشمت رو ضعیف کرده.

1269
01:06:46.338 --> 01:06:48.633
‫فیلم توی منطقه‌ی آزاد داره خوب میفروشه.

1270
01:06:48.717 --> 01:06:51.305
‫ولی توی پاریس، آلمانی‌ها کلاً توقیفش کردن.

1271
01:06:51.633 --> 01:06:54.930
‫آقای پنیول، یه آلمانی اومده سراغتون رو می‌گیره.

1272
01:06:58.675 --> 01:07:01.300
‫- این اصلاً نشانه‌ی خوبی نیست.
‫- ولی از سگ‌ها خوشش میاد.

1273
01:07:01.383 --> 01:07:03.269
‫هیتلر هم عاشق سگ‌هاست.

1274
01:07:03.841 --> 01:07:05.383
‫از این طرف بفرمایید آقایون.

1275
01:07:06.717 --> 01:07:08.591
‫پنیول!

1276
01:07:08.675 --> 01:07:11.425
‫- تو عشق واقعی منی.
‫- جدی؟

1277
01:07:11.508 --> 01:07:14.550
‫منظورم یه عشق ادبی و شاعرانه‌ست.

1278
01:07:14.633 --> 01:07:16.425
‫خدا رو شکر که همینطوره.

1279
01:07:16.508 --> 01:07:19.008
‫یادت نمیاد؟ واقعاً منو نشناختی؟

1280
01:07:19.091 --> 01:07:21.133
‫آلفرد، آلفرد گرون.

1281
01:07:21.216 --> 01:07:23.049
‫سال 1931 توی برلین بودیم،

1282
01:07:23.133 --> 01:07:25.320
‫واسه دویستمین اجرای نمایش «ماریوس».

1283
01:07:25.354 --> 01:07:26.466
‫یادت اومد؟

1284
01:07:26.550 --> 01:07:28.341
‫چه عجب راه گم کردین؟

1285
01:07:28.425 --> 01:07:32.133
‫من مدیر سینمای آلمان تو کل اروپا هستم.

1286
01:07:32.216 --> 01:07:34.966
‫سینمای فرانسه دیگه دست یهودی‌ها نیست.

1287
01:07:35.049 --> 01:07:37.383
‫همه‌شون گذاشتن رفتن.

1288
01:07:37.466 --> 01:07:40.717
‫من و تو قراره سینمای فرانسه رو دوباره از نو بسازیم.

1289
01:07:40.800 --> 01:07:43.341
‫و واسه اینکه این اتفاق بیفته،
‫تو باید استودیو‌ت رو رها کنی

1290
01:07:43.431 --> 01:07:45.940
‫و بیای پاریس تا استودیوهای ما رو مدیریت کنی.

1291
01:07:46.080 --> 01:07:47.717
‫متأسفم، من نمی‌تونم مارسی رو ترک کنم.

1292
01:07:47.800 --> 01:07:49.300
‫نمی‌تونم پرسنلم رو به امون خدا رها کنم.

1293
01:07:51.008 --> 01:07:53.841
‫چه حیف، واقعاً مایه‌ی تأسفه.

1294
01:07:53.924 --> 01:07:56.383
‫هروقت نظرت عوض شد، بیا پاریس دیدنم.

1295
01:07:58.717 --> 01:08:00.216
‫شک نکن این نازی‌ها جنگ رو می‌بازن!
‫[ مارسی - 1041 ]

1296
01:08:00.300 --> 01:08:03.008
‫یه سال بهشون وقتمیدم،
‫بعدش همه‌شون غزل خداحافظی رو میخونن.

1297
01:08:03.091 --> 01:08:04.633
‫شنیدی چی گفت؟

1298
01:08:04.717 --> 01:08:07.966
‫اون شاید تو کارِ ماهی تخصص داشته باشه،
‫ولی فقط در همین حد سرش میشه.

1299
01:08:08.049 --> 01:08:10.425
‫حکومت رایش مدام داره پیروزی پشت پیروزی به دست میاره.

1300
01:08:10.508 --> 01:08:11.966
‫اگه نمی‌خوای واسه گِرِِون کار کنی،

1301
01:08:12.049 --> 01:08:13.466
‫بهتره بری یه جا قایم بشی.

1302
01:08:14.456 --> 01:08:15.790
‫ترجیح میدم بمیرم!

1303
01:08:16.109 --> 01:08:17.133
‫کات!

1304
01:08:17.349 --> 01:08:19.633
‫باز چه مشکلی پیش اومده؟

1305
01:08:19.717 --> 01:08:21.341
‫سوراخ‌های فیلم میزون نیستن.

1306
01:08:21.425 --> 01:08:22.550
‫این تنها نوار خامی بود که تونستم پیدا کنم.

1307
01:08:22.633 --> 01:08:23.800
‫چاره‌ای نیست، باید با همین سر کنی!

1308
01:08:23.882 --> 01:08:26.758
‫تازه، نورها و تجهیزات صدا هم درست کار نمیکنن.

1309
01:08:26.841 --> 01:08:28.383
‫خب، پس باید هرجوری شده ردیفشون کنی.

1310
01:08:28.422 --> 01:08:30.133
‫هروقت نوبت من شد صدام کن.

1311
01:08:30.762 --> 01:08:32.679
‫باشه عزیزم، چیزی نمونده.

1312
01:08:34.633 --> 01:08:36.133
‫اگه قرار باشه همه‌چیز رو با وصله‌پینه جلو ببریم،

1313
01:08:36.216 --> 01:08:37.966
‫بدجوری کارمون زار میشه.

1314
01:08:38.049 --> 01:08:40.675
‫رنه، اگه فیلم‌برداری رو متوقف کنیم که بدبخت‌تر میشیم.

1315
01:08:40.758 --> 01:08:42.383
‫- آقای پنیول.
‫- باز چیه؟

1316
01:08:42.466 --> 01:08:44.109
‫آقای گرون.

1317
01:08:47.008 --> 01:08:48.508
‫خیلی دوست داشتم فیلم‌هام رو بهت بدم،

1318
01:08:48.591 --> 01:08:50.133
‫ولی نمی‌تونی اکرانشون کنی،

1319
01:08:50.216 --> 01:08:51.800
‫چون فیلم‌ها آسیب دیدن.

1320
01:08:51.882 --> 01:08:54.133
‫اگه اجازه بدی،
‫می‌خوام یه حلقه از فیلم «نیایش با ستاره‌ها» رو ببینم،

1321
01:08:54.216 --> 01:08:55.758
‫البته اگه رخصت بدی.

1322
01:08:55.841 --> 01:08:59.882
‫خیلی خب. اگه این چیزیه که می‌خوای،
‫می‌تونم بیست حلقه بهت نشون بدم،

1323
01:08:59.966 --> 01:09:02.550
‫خراب‌ترین حلقه‌اش رو واسم بیار.

1324
01:09:02.633 --> 01:09:05.133
‫خب، می‌تونیم کاری کنیم فکر کنه با هم نامزدیم.
‫[ La prière aux étoiles - 1941 ]

1325
01:09:05.216 --> 01:09:07.633
‫اونوقت کل گذشته‌مون رو موبه‌مو برامون تعریف میکنه،

1326
01:09:07.717 --> 01:09:09.591
‫و کلی برامون آرزوی خوشبختی و بچه‌دار شدن میکنه.

1327
01:09:14.882 --> 01:09:16.341
‫نمی‌تونیم این‌طوری ادامه بدیم.

1328
01:09:22.665 --> 01:09:24.852
‫چرا دست از سر پنیول برنمی‌داری؟

1329
01:09:29.717 --> 01:09:32.091
‫- تو کی هستی؟
‫- من مارسلم!

1330
01:09:33.841 --> 01:09:34.758
‫مارسل پنیول!

1331
01:09:37.049 --> 01:09:38.300
‫چی شده؟

1332
01:09:38.383 --> 01:09:39.300
‫آقای گرون؟

1333
01:09:46.841 --> 01:09:48.762
‫بعضی وقت‌ها از من متنفر میشی، فلورانس.

1334
01:09:49.841 --> 01:09:51.300
‫و اصلاً نمی‌تونم دلیلش رو بفهمم.

1335
01:09:53.300 --> 01:09:56.250
‫چطور میشه عاشق کسی شد
‫که هیچ حسی بهت نداره؟

1336
01:09:56.966 --> 01:09:59.850
‫چطور میشه یکی عاشقت باشه
‫ولی تو دوستش نداشته باشی؟

1337
01:10:01.258 --> 01:10:02.924
‫این بی‌رحمانه‌ترین راز دنیاست.

1338
01:10:09.049 --> 01:10:12.314
‫آقای مأمور اجرا، صورت‌جلسه‌ت رو بنویس.

1339
01:10:14.008 --> 01:10:15.425
‫«نیایش با ستاره‌ها»...

1340
01:10:15.508 --> 01:10:18.073
‫«نیایش با ستاره‌ها» هیچ‌وقت مال آلمانی‌ها نمیشه!

1341
01:10:25.008 --> 01:10:26.966
‫از ژوزت خبر داری؟

1342
01:10:27.049 --> 01:10:28.591
‫چی شده؟ باز هم ژوزت؟

1343
01:10:28.675 --> 01:10:30.120
‫اون ترکم کرد.

1344
01:10:31.091 --> 01:10:33.966
‫نتونست با این کنار بیاد که من فیلمش رو نابود کردم.

1345
01:10:34.049 --> 01:10:35.754
‫فیلم خودش رو.

1346
01:10:41.008 --> 01:10:43.174
‫باید با «گومون» تماس بگیری. داریم می‌فروشیم.

1347
01:10:43.398 --> 01:10:44.675
‫مطمئنی؟

1348
01:10:44.778 --> 01:10:46.095
‫مطمئنم.

1349
01:10:57.466 --> 01:10:59.429
‫اتفاقی افتاده، آقای پنیول؟

1350
01:11:03.008 --> 01:11:05.508
‫از اونجا بود که دیگه راهت رو دنبال نکردم.

1351
01:11:05.591 --> 01:11:08.397
‫و دقیقاً همونجا بود که خودم رو گم کردم.

1352
01:11:08.571 --> 01:11:11.174
‫وسط جنگی که داشت فرسایشی میشد،

1353
01:11:11.258 --> 01:11:12.831
‫به یه معجزه نیاز داشتم.

1354
01:11:13.174 --> 01:11:14.777
‫ولی دیگه ناامید شده بودم.

1355
01:11:20.049 --> 01:11:22.966
‫و زمان گذشت و چرخ زندگی رو چرخوند،
‫[ دره لوآر - 1944 ]

1356
01:11:23.049 --> 01:11:25.216
‫درست مثل آبی که آسیاب رو می‌چرخونه.

1357
01:11:25.300 --> 01:11:26.498
‫درست شد؟

1358
01:11:26.718 --> 01:11:27.924
‫دست‌مریزاد پسرهای پنیول!

1359
01:11:28.008 --> 01:11:29.551
‫تازه این همه‌اش نیست.

1360
01:11:34.758 --> 01:11:37.258
‫بالاخره این آسیاب هم برق‌کشی میشه.

1361
01:11:37.341 --> 01:11:39.425
‫- جدی میگی؟
‫- باورت نمیشه؟

1362
01:11:40.081 --> 01:11:40.914
‫بیا.

1363
01:11:43.091 --> 01:11:44.666
‫از این طرف.

1364
01:11:45.882 --> 01:11:48.886
‫ژاکلین، افتخارش با شما.

1365
01:11:51.717 --> 01:11:55.512
‫از این به بعد می‌تونی بدون اینکه
‫به چشمهات فشار بیاری مطالعه کنی.

1366
01:11:56.882 --> 01:11:58.932
‫- کار میکنه؟
‫- روشنش کن.

1367
01:12:01.091 --> 01:12:02.717
‫...از سپیده‌دم امروز،

1368
01:12:02.800 --> 01:12:05.300
‫نیروهای متفقین شهر " بایو " رو آزاد کردن

1369
01:12:05.383 --> 01:12:07.966
‫و حالا دارن به سمت " کان " پیشروی می‌کنن.

1370
01:12:08.049 --> 01:12:11.591
‫نورماندی در حال حاضر صحنه‌ی یک پیاده‌سازی بزرگِ نیروهاست،

1371
01:12:11.675 --> 01:12:14.383
‫حادثه‌ای که سرنوشت فرانسه رو رقم میزنه.

1372
01:12:23.425 --> 01:12:25.800
‫این صدا خون رو توی رگهام منجمد میکنه.

1373
01:12:25.882 --> 01:12:28.425
‫این صدای آزادیه.

1374
01:12:28.508 --> 01:12:31.383
‫وقتی همه‌چیز تموم بشه، ما چیکار می‌کنیم؟

1375
01:12:31.466 --> 01:12:33.758
‫تو به زندگی جوون و پرامیدت ادامه میدی،

1376
01:12:33.841 --> 01:12:35.633
‫و یه بازیگر بزرگ میشی.

1377
01:12:35.717 --> 01:12:37.466
‫و تو چی؟

1378
01:12:37.550 --> 01:12:40.383
‫منم به زندگی پیر و رو به زوالم ادامه میدم.

1379
01:12:40.466 --> 01:12:41.924
‫میگی پیر شدی مارسل،

1380
01:12:42.008 --> 01:12:44.258
‫ولی برقی که توی چشماته نشون میده هنوز جوونی.

1381
01:12:44.341 --> 01:12:47.558
‫پس جفتمون با هم به زندگیِ جوونمون ادامه می‌دیم.

1382
01:12:48.117 --> 01:12:49.867
‫دیگه باورم رو از دست داده بودم.

1383
01:12:49.924 --> 01:12:51.383
‫اینکه جنگ تموم میشه؟

1384
01:12:51.466 --> 01:12:52.841
‫اینکه پیدات ‌کنم.

1385
01:13:05.216 --> 01:13:07.010
‫آمریکایی‌ها!

1386
01:13:09.881 --> 01:13:11.921
‫تمام چیزی که لیاقتش رو داری.

1387
01:13:14.468 --> 01:13:16.334
‫-باهاشون رو هم ریخته بودی، هان؟!
‫- کثافت!

1388
01:13:18.841 --> 01:13:19.924
‫بسیار خب، آقایون.

1389
01:13:20.008 --> 01:13:21.769
‫می‌خواین سرِ یه عده بره بالای دار.
‫[ انجمن نویسندگان و آهنگسازان درام ]

1390
01:13:21.855 --> 01:13:24.133
‫ولی واسه قضاوت و محکوم کردن هم‌نوع‌هاتون،

1391
01:13:24.216 --> 01:13:26.216
‫خودتون باید بی‌عیب‌ونقص باشین.

1392
01:13:26.300 --> 01:13:29.998
‫اونایی که بین شما جونِ یهودی‌ها رو
‫نجات دادن، لطفاً دستشون رو ببرن بالا؟

1393
01:13:33.882 --> 01:13:36.633
‫دیگه حرفی واسه گفتن ندارم.

1394
01:13:36.717 --> 01:13:39.341
‫این آزادی هم شروعِ رقت‌انگیزی داره.

1395
01:13:39.425 --> 01:13:41.924
‫فرانسه یه توافق‌نامه‌ی تجاری با آمریکایی‌ها امضا کرده.

1396
01:13:42.008 --> 01:13:43.800
‫مگه این چه ضرری داره؟

1397
01:13:43.882 --> 01:13:46.425
‫دولت فرانسه داره تلاش می‌کنه غلات و سوخت به دست بیاره.

1398
01:13:46.508 --> 01:13:47.758
‫این که خیلی هم شایسته‌ی تقدیره.

1399
01:13:47.841 --> 01:13:48.964
‫ولی در عوض،

1400
01:13:49.037 --> 01:13:52.491
‫دارن اجازه میدن
‫محصولات هالیوود سینمای ما رو تسخیر کنن.

1401
01:13:52.531 --> 01:13:53.884
‫خب که چی؟

1402
01:13:54.717 --> 01:13:57.744
‫این یعنی فاتحه‌ی صنعت سینمای ما خونده‌ست.

1403
01:13:58.142 --> 01:14:01.729
‫چه واژه‌های قلمبه‌سلمبه‌ای
‫واسه یه توافق ساده‌ی تجاری!

1404
01:14:02.383 --> 01:14:06.383
‫جناب وزیر، آمریکایی‌ها میخوان
‫فرانسه رو هم آمریکایی کنن.

1405
01:14:06.466 --> 01:14:08.966
‫اگه قرار باشه بازارمون پر از فیلم‌های آمریکایی بشه،

1406
01:14:09.049 --> 01:14:11.091
‫ده سال دیگه، مردم ما...

1407
01:14:11.174 --> 01:14:13.174
‫بت‌شون میشه بازیگرهای هالیوود.

1408
01:14:13.258 --> 01:14:15.758
‫اون آدامس‌جوهای بی‌نقص و اتوکشیده،

1409
01:14:15.841 --> 01:14:17.966
‫که چپ و راست به هم پس‌گردنی و اردنگی میزنن،

1410
01:14:18.049 --> 01:14:20.717
‫خیلی زود میشن الگوی بچه‌هامون.

1411
01:14:22.800 --> 01:14:26.216
‫اون وقت، طرز فکرشون شبیه آمریکایی‌ها میشه.

1412
01:14:26.300 --> 01:14:28.924
‫مثل آمریکایی‌ها عاشق میشن،

1413
01:14:29.008 --> 01:14:31.156
‫مثل آمریکایی‌ها لباس می‌پوشن.

1414
01:14:33.550 --> 01:14:36.591
‫مثل آمریکایی‌ها غذا میخورن...

1415
01:14:36.675 --> 01:14:38.550
‫.مثل آمریکایی‌ها حرف میزنن

1416
01:14:40.300 --> 01:14:42.565
‫و وقتی زبان مادری خودشون رو از دست بدن...

1417
01:14:45.216 --> 01:14:47.705
‫پس بهم بگو، باید چیکار کنیم؟

1418
01:14:54.882 --> 01:14:57.758
‫روی فیلم‌های آمریکایی مالیات می‌بندیم
‫تا خرج فیلم‌های خودمون دربیاد.

1419
01:14:57.841 --> 01:15:00.717
‫سینمای فرانسه فعلاً واسه خودش وقت خریده.

1420
01:15:00.800 --> 01:15:02.882
‫دوباره فیلم‌برداری رو شروع میکنی؟

1421
01:15:02.966 --> 01:15:05.162
‫یه دلیل خوب بیار که چرا باید این کار رو بکنم.

1422
01:15:05.215 --> 01:15:07.758
‫- چون دوستم داری.
‫- یه دلیل فوق‌العاده.

1423
01:15:07.841 --> 01:15:10.189
‫و به‌زودی یه دلیلِ دیگه هم بهش اضافه میشه.

1424
01:15:10.758 --> 01:15:11.841
‫نه!

1425
01:15:14.966 --> 01:15:16.810
‫فردریک کوچولوی عزیزم.

1426
01:15:19.966 --> 01:15:23.023
‫صمیمانه‌ترین خوش‌آمدگویی‌ها رو بهت می‌گیم، پسرم.

1427
01:15:29.717 --> 01:15:31.425
‫خداحافظ، رفیق من.

1428
01:15:31.508 --> 01:15:35.870
‫[ آرامگاه ژول موره معروف به رِمو، 1883 - 1946 ]
‫[ عضو رسمی تئاتر کمدی فرانسه - افسر نشان لژیون دونور ]

1429
01:15:40.508 --> 01:15:42.966
‫زانوی غم بغل نگیر، خنگِ خدا.

1430
01:15:43.049 --> 01:15:44.550
‫تو هنوز فیلم‌هام رو داری.

1431
01:15:44.633 --> 01:15:46.924
‫من جایگاهم رو روی پرده‌ی نقره‌ای حفظ می‌کنم،

1432
01:15:47.008 --> 01:15:49.133
‫و مردم رو می‌خندونم و می‌گریونم.

1433
01:15:49.216 --> 01:15:52.245
‫من فقط با شجاعت به کارم ادامه میدم.

1434
01:15:52.882 --> 01:15:54.924
‫و تو هم دقیقاً باید همین کار رو بکنی.

1435
01:15:55.008 --> 01:15:57.216
‫میتونی سپاس‌گزار باشی، مارسل.

1436
01:15:57.300 --> 01:15:59.174
‫سپاس‌گزارِ این فانوس خیال،

1437
01:15:59.258 --> 01:16:01.341
‫که دوباره به نابغه‌های فراموش‌شده نور می‌تابونه،

1438
01:16:01.425 --> 01:16:04.133
‫رقصنده‌های فوت‌شده رو دوباره به رقص درمیاره،

1439
01:16:04.216 --> 01:16:08.626
‫لبخندِ رفقای قدیمی و از دست رفته رو
‫دوباره به جمع ما برمی‌گردونه

1440
01:16:12.800 --> 01:16:14.717
‫عزیزم، یه نامه‌ی سفارشی برات اومده.

1441
01:16:14.800 --> 01:16:17.482
‫خب ببینم، این دیگه چیه؟

1442
01:16:18.591 --> 01:16:21.675
‫لابد باز هم برادران روکس هستن،
‫میخوان فرآیند رنگی جدیدشون رو بفروشن.

1443
01:16:21.758 --> 01:16:23.550
‫یه چیزهایی هم درباره‌ی رنگ سبز توش نوشته.

1444
01:16:23.633 --> 01:16:24.675
‫کتِ یقه‌سبز آکادمی!

1445
01:16:25.485 --> 01:16:26.550
‫سبز؟

1446
01:16:26.633 --> 01:16:28.078
‫وای، مارسل!

1447
01:16:29.675 --> 01:16:31.717
‫خوب شد رمو زنده نیست تا این رو ببینه.
‫[ آکادمی فرانسه - 1947 ]

1448
01:16:31.800 --> 01:16:32.966
‫جدی، چرا؟

1449
01:16:33.049 --> 01:16:35.049
‫واقعاً دستت می‌انداخت و مسخره‌ات می‌کرد.

1450
01:16:35.133 --> 01:16:36.633
‫آقای همه‌چیز‌دون!

1451
01:16:36.723 --> 01:16:39.367
‫فقط همین دست‌ کت و ‌شلوار سبز رو کم داشتی.

1452
01:16:39.467 --> 01:16:42.425
‫تبریک می‌گم، مرتیکه‌ی ازخودراضیِ افاده‌ای!

1453
01:16:42.508 --> 01:16:45.133
‫«حالا دیگه رسماً یه پیرمردِ خرفت شدی.»

1454
01:16:45.216 --> 01:16:46.717
‫پدرت همیشه آرزوی چنین روزی رو داشت.

1455
01:16:46.800 --> 01:16:49.508
‫یادت میاد چقدر تلاش می‌کرد تا نشان «نخل آکادمیک» رو بگیره؟

1456
01:16:49.591 --> 01:16:51.187
‫فکر کن الان چقدر بهت افتخار می‌کنه.

1457
01:16:53.153 --> 01:16:56.220
‫تو الان دیگه به قول معروف، «جاودانه» شدی.

1458
01:16:56.593 --> 01:16:58.300
‫خب، اینا همه‌ش نسبیه.

1459
01:16:58.383 --> 01:17:00.206
‫تعداد اعضای آکادمی که ریق رحمت رو سر کشیدن...

1460
01:17:00.240 --> 01:17:02.353
‫خیلی بیشتر از کساییه که توی این تالارها حضور دارن.

1461
01:17:02.420 --> 01:17:06.091
‫اگه حق انتخاب داشتم، ترجیح میدادم...
‫تا وقتی زنده‌ام جاودانه باشم.

1462
01:17:06.174 --> 01:17:09.258
‫بعد از جنگ، اصلاً قصد نداشتی دوباره به فیلم‌سازی برگردی.

1463
01:17:10.012 --> 01:17:11.216
‫ولی با این حال برگشتم.

1464
01:17:11.300 --> 01:17:15.591
‫اول از همه فیلم «نائیس» بود که سال 1945 اکران شد.
‫[ Naïs - 1945 ]

1465
01:17:15.675 --> 01:17:17.966
‫اگه فردریک بتونه از اینجا بره...

1466
01:17:18.049 --> 01:17:19.591
‫بدون اینکه آسیبی ببینه...

1467
01:17:19.675 --> 01:17:21.174
‫مامان!

1468
01:17:21.258 --> 01:17:23.966
‫و اگه منو بخوای، مال تو میشم.

1469
01:17:24.049 --> 01:17:26.966
‫نائیس، چطوری باید بخوامت؟

1470
01:17:27.049 --> 01:17:29.383
‫- به عنوان همسر؟
‫- خب، هرجور که خودت دوست داری.

1471
01:17:29.466 --> 01:17:32.800
‫بعدش فیلم «آسیابان زیبا» رو کارگردانی کردی،
‫[ La belle meunière - 1948 ]

1472
01:17:32.882 --> 01:17:35.550
‫فیلمی که واسه جذب تماشاچی حسابی به دست‌ و پا زدن افتاد.

1473
01:17:35.633 --> 01:17:37.966
‫دلم می‌خواست یه فیلم رنگی بسازم،

1474
01:17:38.049 --> 01:17:40.675
‫اونم با استفاده از یه روش فرانسوی به اسم «روکس‌کالر»،

1475
01:17:40.758 --> 01:17:44.919
‫تا مجبور نشم یه پول قلمبه به کمپانی
‫«تکنی‌کالر» بدم، که انحصارِ بازار دستش بود.

1476
01:17:45.133 --> 01:17:46.800
‫ولی اون فیلم چنان شکست مفتضحانه‌ای خورد...

1477
01:17:46.882 --> 01:17:48.591
‫که بهتره اصلاً حرفش رو هم نزنیم.

1478
01:17:48.675 --> 01:17:51.216
‫پس لطفاً از آخرین موفقیتت برام بگو،

1479
01:17:51.300 --> 01:17:52.800
‫«مانونِ چشمه‌ها».
‫[ Manon des sources - 1952 ]

1480
01:17:53.008 --> 01:17:54.464
‫مانون...

1481
01:17:54.882 --> 01:17:56.675
‫واسه همسرم نوشتمش.

1482
01:17:56.758 --> 01:18:00.133
‫تازه بزرگ‌ترین هدیه‌ای رو بهم داده بود که
‫یه مرد می‌تونه از یه زن هدیه بگیره.

1483
01:18:00.216 --> 01:18:02.591
‫یه هدیه‌ی آسمونی به اسم اِستل.

1484
01:18:02.675 --> 01:18:04.425
‫مو نمی‌زنن با هم، عین سیبی که از وسط نصف کرده باشی.

1485
01:18:04.508 --> 01:18:06.508
‫من روی ترکیبات خاک مطالعه کردم.

1486
01:18:06.591 --> 01:18:08.300
‫اگه همین‌جا رو حفر کنیم،

1487
01:18:08.383 --> 01:18:10.133
‫بهت قول میدم به اورانیوم می‌رسیم.

1488
01:18:10.216 --> 01:18:12.008
‫اورانیوم؟!

1489
01:18:12.091 --> 01:18:14.174
‫یا نفت خام، اگه عمیق‌تر زمین رو بکنیم.

1490
01:18:15.341 --> 01:18:17.008
‫تو داری واسه آب زمین رو می‌کنی.

1491
01:18:17.091 --> 01:18:20.740
‫منم اجازه نمیدم این تیکه از بهشت‌مون رو
‫واسه چیز دیگه‌ای خراب کنی.

1492
01:18:22.049 --> 01:18:24.550
‫مارسل، دارم بهت هشدار میدم!

1493
01:18:24.633 --> 01:18:27.300
‫عجب زن کله‌شق و با اراده‌ای نصیبت شده.

1494
01:18:27.383 --> 01:18:29.654
‫به صلاحته که اون چشمه‌ی آب رو براش پیدا کنی.

1495
01:18:31.258 --> 01:18:34.174
‫باریکلا، فردریک
‫[ موناکو - 1952 ]

1496
01:18:34.258 --> 01:18:35.253
‫اِستل.

1497
01:18:38.258 --> 01:18:41.717
‫نترس مانون، دیگه نزدیکت نمیام.

1498
01:18:41.800 --> 01:18:44.466
‫دوستت دارم. به خدا راست میگم، دوستت دارم.

1499
01:18:44.550 --> 01:18:46.800
‫حالم از این حرفت به هم میخوره!

1500
01:18:46.882 --> 01:18:48.800
‫باورت نمی‌کنم. فقط داری لجبازی میکنی!

1501
01:18:48.882 --> 01:18:50.800
‫کله‌شقی، عین یکی از همین بزهات!

1502
01:18:50.882 --> 01:18:53.216
‫ولی من جدی میگم، دوستت دارم!

1503
01:18:53.300 --> 01:18:55.924
‫من همونم که هر شب توی دره زوزه می‌کشم!

1504
01:18:56.008 --> 01:18:58.216
‫تو رو خدا تمومش کن، می‌ترسم.

1505
01:18:58.300 --> 01:19:01.091
‫تا حالا به نوشتن رمان فکر کردی؟

1506
01:19:01.174 --> 01:19:02.924
‫دست و پام رو گم می‌کنم.

1507
01:19:03.008 --> 01:19:05.341
‫من همه‌ی قصه‌هام رو از فیلتر دیالوگ رد می‌کنم.

1508
01:19:06.258 --> 01:19:07.882
‫بابا، بابا!

1509
01:19:08.361 --> 01:19:11.041
‫اِستل، فرشته کوچولوی من.

1510
01:19:11.216 --> 01:19:12.966
‫داری درخت زیتون رو میبُری؟

1511
01:19:13.049 --> 01:19:16.341
‫مگه دیوونه شدم؟ این درخت دوهزار سال عمر داره.

1512
01:19:16.425 --> 01:19:17.966
‫حتی عیسی مسیح هم می‌تونسته
‫زیتون‌هاش رو چشیده باشه.

1513
01:19:18.049 --> 01:19:19.508
‫عیسی دیگه کیه؟

1514
01:19:19.591 --> 01:19:21.758
‫عیسی گربه‌ی همسایه‌ست.

1515
01:19:21.841 --> 01:19:24.709
‫آره، گربه‌ها واقعاً زیتون دوست دارن.

1516
01:19:25.383 --> 01:19:29.633
‫شما دوتا! فکر خوبیه که
‫استخدامتون کنم واسم دیالوگ بنویسین.

1517
01:19:29.717 --> 01:19:32.216
‫کتاب‌های کودکان چطور؟

1518
01:19:32.300 --> 01:19:34.508
‫اوه، خیلی بعید می‌دونم قصه‌های من

1519
01:19:34.591 --> 01:19:36.341
‫درباره‌ی مردهای خیانت‌دیده و مادرهای مجرد،

1520
01:19:36.425 --> 01:19:39.258
‫واسه دختربچه‌ها و پسربچه‌ها جذابیت چندانی داشته باشه.

1521
01:19:39.341 --> 01:19:42.966
‫ولی دخترم عاشق اینه که براش شعر بنویسم.

1522
01:19:43.049 --> 01:19:45.717
‫از فیلمی که الان داری میسازی بگو.

1523
01:19:46.665 --> 01:19:47.909
‫«نامه‌هایی از آسیاب من»
‫[ Les lettres de mon moulin - 1954 ]

1524
01:19:47.942 --> 01:19:49.438
‫من امروز غروب برمی‌گردم جنوب.

1525
01:19:49.508 --> 01:19:50.550
‫کات!

1526
01:19:50.633 --> 01:19:52.216
‫طاقت ندارم تا دوباره به گروه فیلم‌برداریم ملحق بشم.

1527
01:19:52.966 --> 01:19:54.133
‫ببین اینجا رو...

1528
01:19:54.216 --> 01:19:55.966
‫آقای پنیول، یه تلگراف دارین.

1529
01:20:01.800 --> 01:20:04.133
‫اتفاقی افتاده، مارسل؟

1530
01:20:04.216 --> 01:20:06.091
‫دخترم تو بیمارستانه.

1531
01:20:06.174 --> 01:20:07.550
‫باید برگردم موناکو.

1532
01:20:14.117 --> 01:20:15.737
‫دکتر.

1533
01:20:15.857 --> 01:20:18.991
‫دچار حمله‌ی شدید کِتوز شده.

1534
01:20:19.015 --> 01:20:20.640
‫ولی حالش خوب میشه دیگه؟

1535
01:20:23.142 --> 01:20:23.977
‫نه!

1536
01:20:25.231 --> 01:20:26.857
‫نه!

1537
01:20:30.510 --> 01:20:32.457
‫به ذهنم رسید که ستاره‌های اون بالا

1538
01:20:32.550 --> 01:20:35.310
‫هیچ‌وقت آواز زَنجِره‌ها رو نشنیدن.

1539
01:20:35.483 --> 01:20:37.384
‫اگه می‌تونستم یکی‌شون رو برات بگیرم،

1540
01:20:37.470 --> 01:20:39.615
‫می‌آوردمش توی اتاقت.

1541
01:20:39.989 --> 01:20:43.640
‫آخر شب که از پنجره خم میشدی،

1542
01:20:43.723 --> 01:20:46.556
‫شکمش رو قلقلک می‌دادم،

1543
01:20:46.640 --> 01:20:49.672
‫و خودِ آسمون شروع می‌کرد به رقصیدن.

1544
01:21:13.864 --> 01:21:15.632
‫میز تحریر رو بذارین اینجا.

1545
01:21:16.667 --> 01:21:19.578
‫حالا باید یه کاربردی واسه این میز پیدا کنم.

1546
01:21:24.953 --> 01:21:27.640
‫زندگی می‌تونه خیلی بی‌رحم باشه.

1547
01:21:28.707 --> 01:21:31.653
‫ولی چاره‌ای نیست، باید به زندگی کردن ادامه بدی.

1548
01:21:31.766 --> 01:21:34.514
‫خانم‌ها و آقایان، نویسنده‌ی اثرِ «فابین»،

1549
01:21:34.598 --> 01:21:36.611
‫آقای مارسل پنیول!

1550
01:21:39.431 --> 01:21:40.941
‫همه چی یهو وایساد.

1551
01:21:41.039 --> 01:21:42.414
‫نگران نباش.

1552
01:21:42.587 --> 01:21:44.723
‫چون این یکیِ این بالا دوباره شروع به کار کرده.

1553
01:21:44.806 --> 01:21:46.254
‫شروع کنیم، مارسل.

1554
01:21:47.556 --> 01:21:48.765
‫سراپا گوشم.

1555
01:21:48.848 --> 01:21:50.681
‫من متولد شدم...

1556
01:21:50.765 --> 01:21:52.848
‫من در شهر اوبانی به دنیا اومدم،

1557
01:21:52.931 --> 01:21:55.473
‫دامنه‌ی کوهستان گارلابان که بزها توش پراکنده بودن،

1558
01:21:55.556 --> 01:21:57.973
‫در دورانِ آخرین گله‌های بزرگ.

1559
01:21:58.057 --> 01:22:01.473
‫گارلابان صخره‌ی آبی‌رنگ عظیمی شبیه به یه برج بلنده،

1560
01:22:01.556 --> 01:22:04.217
‫که دشت عقاب‌ها مثل تاجی روی سرشه.

1561
01:22:04.744 --> 01:22:09.677
‫پدرم پنجمین فرزندیه سنگ‌تراش
‫اهل والریس، حوالی اورانژ بود.

1562
01:22:09.790 --> 01:22:11.544
‫به محض اینکه یه روز تعطیل پیدا می‌کرد،

1563
01:22:11.630 --> 01:22:14.249
‫یعنی سالی پنج یا شش بار،

1564
01:22:14.273 --> 01:22:17.143
‫اون کل خانواده رو با خودش می‌برد،
‫و منم ماهی‌های سفید رو می‌آوردم،

1565
01:22:17.293 --> 01:22:18.983
‫سیب‌های چیده‌شده و طلایی‌رنگ رو.

1566
01:22:19.153 --> 01:22:21.863
‫من افتخار پدرم رو رو به آسمون بالا می‌بردم،

1567
01:22:22.173 --> 01:22:24.532
‫رو به خورشید درخشان و طلایی.

1568
01:22:24.533 --> 01:22:27.416
‫رنگ‌پریده، لرزان و برای همیشه تسلی‌ناپذیر،

1569
01:22:27.536 --> 01:22:30.523
‫اون اصلاً نمی‌دونست که توی املاکِ پسرش ایستاده.

1570
01:22:37.008 --> 01:22:38.841
‫مردم در کناره‌های جاده به صف ایستادن

1571
01:22:38.924 --> 01:22:41.591
‫تا اهالی مارسی آخرین ادای احترام خودشون رو به جا بیارن

1572
01:22:41.675 --> 01:22:43.882
‫به این نویسنده‌ی بزرگ و برجسته.

1573
01:22:43.966 --> 01:22:48.174
‫از این پس پیکر مارسل پنیول
‫توی قبرستون کوچیکِ «لا تِری»، آروم می‌گیره

1574
01:22:48.258 --> 01:22:50.841
‫در کنار پدر و مادرش، برادرش پل

1575
01:22:50.924 --> 01:22:52.966
‫و دختر کوچولوش، اِستل.

1576
01:22:53.049 --> 01:22:55.924
‫روی سنگ قبرش، وصیت کرده بود این عبارت رو به لاتین حک کنن:

1577
01:22:56.008 --> 01:22:59.924
‫«چشمه‌ها، دوستان و همسرش رو دوست داشت.»

1578
01:23:00.008 --> 01:23:03.633
‫اون عاشق چشمه‌ها، رفقاش و زنش بود.

1579
01:23:07.717 --> 01:23:11.046
‫بالاخره اومدی!
‫همه منتظرتن، مارسل.

1580
01:23:13.425 --> 01:23:16.049
‫اون حرکت دائمی و ابدی که دنبالش بودی رو پیدا کردن.

1581
01:23:20.173 --> 01:23:22.508
‫می‌بینی؟ مردی که می‌نویسه،

1582
01:23:22.559 --> 01:23:24.706
‫مردیه که داره خودش رو تسلی میده.

1583
01:23:24.900 --> 01:23:26.900
‫شاید بپرسی «از چی؟»

1584
01:23:27.026 --> 01:23:29.383
‫از اینکه دمِ دستش کسی رو نداره تا باهاش هم‌کلام بشه.

1585
01:23:29.851 --> 01:23:30.637
‫واسه همین،

1586
01:23:30.789 --> 01:23:32.597
‫من با قلمِ پرَم حرف می‌زنم.

1587
01:23:32.675 --> 01:23:34.800
‫دستِ خودم نیست، نمی‌تونم جلوش رو بگیرم.

1588
01:23:34.882 --> 01:23:37.924
‫و به محض اینکه با قلمم شروع به صحبت میکنم،

1589
01:23:38.008 --> 01:23:41.547
‫خب، یهو می‌بینم کلی آدمِ خوب دور و برم جمع شدن.

1590
01:23:41.708 --> 01:23:44.750
‫من با عزیزانم حرف می‌زنم، با زنده‌ها و مرده‌ها،

1591
01:23:45.008 --> 01:23:47.425
‫با تمام کسایی که عاشقشون بودم.

1592
01:23:47.508 --> 01:23:51.008
‫اون‌ها همین‌جا کنارم حضور دارن، با پوست و گوشت و استخون،

1593
01:23:51.091 --> 01:23:54.633
‫حتی با همون لبخندهای محوشون
‫و کوچک‌ترین لحنِ خاصِ حرف‌هاشون.

1594
01:23:56.578 --> 01:23:58.424
‫خیلی وقت‌ها باهاشون میخندم،

1595
01:23:58.992 --> 01:24:01.110
‫بعضی وقتها هم اشک می‌ریزم.

1596
01:24:01.690 --> 01:24:05.015
‫و کسی حق نداره بهم بگه که به‌زودی هشتاد سالم میشه.

1597
01:24:05.122 --> 01:24:09.122
‫نه، من فقط یه پسرِ دوازده ساله‌ام.
‫یک سالی هم میشه که رفتم دبیرستان،

1598
01:24:09.177 --> 01:24:11.402
‫و کل زندگی رو پیش رو دارم.

1599
01:24:12.190 --> 01:24:15.664
‫مترجم:
‫علی کلان

1600
01:24:15.863 --> 01:24:18.588
‫[ برای کَمیی، ژنتی و لودو ]

1601
01:24:20.984 --> 01:24:24.784
‫فیلمی از:
‫سیلوِن شومه

1602
01:24:24.263 --> 01:24:33.463
‫[ ارائه‌‌ای از گروه ترجمه فرانکوفیلم ]
‫FRANCOFILMS@