WEBVTT

﻿
1
00:00:03.200 --> 00:00:50.000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:02:41.291 --> 00:02:48.291
‫«مسابقات آزاد»

3
00:02:52.375 --> 00:02:53.541
‫این آخرین فراخوانه

4
00:02:53.625 --> 00:02:56.250
‫برای تمام شرکت‌کننده‌های دورِ بعد.

5
00:02:56.333 --> 00:02:59.333
‫شناگرها لطفاً برن روی سکوی استارت.

6
00:03:13.833 --> 00:03:14.666
‫«همه‌شون رو ببر!»

7
00:03:14.750 --> 00:03:16.083
‫«تو یه قهرمانی»

8
00:03:19.208 --> 00:03:22.000
‫«مسابقات آزاد
‫به سوی افتخار بشتابید»

9
00:03:37.333 --> 00:03:39.541
‫برو «سامایرا»!

10
00:03:42.916 --> 00:03:47.125
‫خیلی از شماها آرزو دارین وکیل بشین،
‫اما دادگاه کلاس درس نیست.

11
00:03:47.750 --> 00:03:50.083
‫اونجا عدالت رو به کسی کادو نمی‌دن، بلکه باید از چنگشون درش بیاری.

12
00:03:50.833 --> 00:03:54.416
‫و هیچ‌کس بهتر از «ایکا»
‫نمی‌دونه چطوری باید اون رو به دست آورد.

13
00:03:54.500 --> 00:03:56.708
‫وقتی همه فکر می‌کنن پرونده بسته شده،

14
00:03:57.541 --> 00:03:59.041
‫اون یه دلیل قاطع میاره

15
00:03:59.125 --> 00:04:01.833
‫که کل جریان پرونده رو زیر و رو می‌کنه.

16
00:04:01.916 --> 00:04:06.458
‫لطفاً برای وکیل شکست‌ناپذیر،
‫آقای «آرجون مهرا» دست بزنید!

17
00:04:06.541 --> 00:04:08.541
‫«عدالت و قانون
‫برای...»

18
00:04:14.875 --> 00:04:17.916
‫خانم‌ها و آقایان، لطفاً به استقبالِ...

19
00:04:40.041 --> 00:04:44.791
‫چشماتون رو ببندید و با دقت
‫به جزئیات این پرونده گوش بدید.

20
00:04:48.625 --> 00:04:53.583
‫در دل شب،
‫توی یه جاده خلوت در شهر «پونا»،

21
00:04:54.541 --> 00:04:58.250
‫یه ماشین لوکس که با سرعت ۲۰۰ کیلومتر در ساعت می‌روند،
‫از جاده منحرف شد،

22
00:04:58.333 --> 00:05:00.708
‫و وارد پیاده رو شد.

23
00:05:01.500 --> 00:05:06.125
‫بی‌خانمان‌هایی که روی پیاده رو خوابیده بودن، زیر گرفته شدن.

24
00:05:08.541 --> 00:05:11.333
‫سه نفرشون کشته شدن...

25
00:05:13.000 --> 00:05:17.041
‫و بقیه هم زخمی شدن.

26
00:05:18.041 --> 00:05:22.458
‫راننده این ماشین یه آدم معمولی نبود،

27
00:05:23.791 --> 00:05:26.666
‫بلکه پسرِ لوسِ یه بابای پولدار بود.

28
00:05:28.625 --> 00:05:34.000
‫می‌تونید حکم قاضی رو توی این پرونده حدس بزنید؟

29
00:05:36.958 --> 00:05:38.666
‫چشماتون رو باز کنید و به چیزی که می‌گم فکر کنید.

30
00:05:40.958 --> 00:05:44.083
‫اگه متهم داشت یه کامیون باربری رو می‌روند چی؟

31
00:05:44.166 --> 00:05:48.833
‫راننده‌ کامیونا و راننده‌ ماشینا
‫از نظر قانون با هم برابرن؟

32
00:05:50.875 --> 00:05:53.083
‫یا از نظر هیئت دادگاه؟

33
00:05:58.750 --> 00:05:59.875
‫«تمام تلاشت رو بکن!»

34
00:06:36.250 --> 00:06:37.125
‫«سامایرا»!

35
00:06:43.458 --> 00:06:50.375
‫سال‌هاست که با فقرا بدرفتاری می‌شه،
‫و قانون تو چشم اونا شده یه وسیله واسه مجازات.

36
00:06:52.041 --> 00:06:53.500
‫قانون کوره،

37
00:06:55.000 --> 00:06:59.458
‫ولی بعضی وقتا چشماش باز می‌شه

38
00:07:00.291 --> 00:07:02.875
‫تا بین متهم پولدار و متهم فقیر فرق بذاره.

39
00:07:03.500 --> 00:07:06.541
‫واسه رسیدن به عدالت، باید ضعف‌های قانون رو
‫به گوش قانون‌گذارها برسونیم.

40
00:07:07.750 --> 00:07:10.291
‫و این چیزیه که توی دانشکده حقوق درس نمی‌دن.

41
00:07:10.375 --> 00:07:13.541
‫درک کردن عدالت یه حس غریزیه.

42
00:07:14.375 --> 00:07:17.250
‫این حس تو رو به سمت پرونده‌هایی هدایت می‌کنه
‫که باید مسئولیتشون رو قبول کنی.

43
00:07:17.333 --> 00:07:19.625
‫توی دادگاه، ما واسه برنده شدن دفاع نمی‌کنیم،

44
00:07:21.291 --> 00:07:22.958
‫بلکه واسه رسیدن به حق می‌جنگیم.

45
00:07:23.750 --> 00:07:24.625
‫با ملایمت.

46
00:07:27.625 --> 00:07:29.750
‫«سامایرا»، خوبی؟

47
00:07:36.375 --> 00:07:37.333
‫«سامایرا»!

48
00:07:37.833 --> 00:07:39.166
‫«آوانتیکا»!

49
00:07:39.250 --> 00:07:41.250
‫«ناجی»

50
00:07:41.333 --> 00:07:42.750
‫لطفاً راه رو باز کنید.

51
00:07:42.833 --> 00:07:44.875
‫«ناجی»

52
00:07:46.041 --> 00:07:47.666
‫شما یه وکیل خیلی سرشناس هستید،

53
00:07:47.750 --> 00:07:49.458
‫و تا حالا هیچ پرونده‌ای رو نباختید قربان.

54
00:07:49.541 --> 00:07:52.416
‫اگه واقعاً دنبال اجرای عدالت هستید،

55
00:07:52.500 --> 00:07:54.333
‫پس چرا دادستان نشدید؟

56
00:07:54.416 --> 00:07:58.458
‫آدم لازم نیست حتماً دادستان باشه
‫تا بتونه به اجرای عدالت کمک کنه.

57
00:07:58.541 --> 00:08:01.916
‫چون وکلای مدافع هم می‌تونن
‫واسه برقراری عدالت بجنگن.

58
00:08:02.583 --> 00:08:04.916
‫منم به این معروفم که از مظلوم‌ها دفاع می‌کنم.

59
00:08:05.750 --> 00:08:07.750
‫- قربان!
‫- بله؟

60
00:08:07.833 --> 00:08:08.958
‫یه مورد اضطراریه.

61
00:08:10.041 --> 00:08:12.416
‫امروز با این ایده تنهاتون می‌ذارم،

62
00:08:13.083 --> 00:08:16.333
‫به عدالت از دریچه قانون نگاه نکنید.

63
00:08:17.583 --> 00:08:21.166
‫قانون ابزاری برای رسیدن به عدالته،

64
00:08:21.875 --> 00:08:24.583
‫اما خودِ عدالت نیست.

65
00:08:26.125 --> 00:08:26.958
‫ممنونم ازتون.

66
00:08:33.958 --> 00:08:35.125
‫چی شده «آوانتیکا»؟

67
00:08:40.208 --> 00:08:41.416
‫«آوانتیکا»!

68
00:08:44.208 --> 00:08:45.041
‫عزیزم!

69
00:08:45.750 --> 00:08:46.708
‫حالت چطوره؟

70
00:08:46.791 --> 00:08:48.750
‫فقط یه خون‌دماغ ساده‌ست.

71
00:08:48.833 --> 00:08:50.083
‫- من خوبم.
‫- خون‌دماغ؟

72
00:08:51.041 --> 00:08:54.791
‫زیر آب ممکنه این اتفاق بیفته
‫چون آب میره توی بینی.

73
00:08:55.291 --> 00:08:57.250
‫فقط ظاهرش بدتر از چیزیه که واقعاً هست.

74
00:08:57.333 --> 00:08:58.583
‫چقدر تو دختر فهمیده‌ای هستی.

75
00:08:59.541 --> 00:09:01.500
‫در حال مرگ نیستم که رفقا.

76
00:09:01.583 --> 00:09:03.125
‫- اینو نگو!
‫- اینو نگو!

77
00:09:04.916 --> 00:09:06.750
‫«سامایرا» الان می‌تونه مرخص بشه.

78
00:09:06.833 --> 00:09:07.958
‫- شنیدی؟
‫- عالیه!

79
00:09:08.458 --> 00:09:09.958
‫- من خوبم.
‫- ممنون.

80
00:09:10.041 --> 00:09:11.833
‫دکتر «گالوانکار» منتظر شماست.

81
00:09:11.916 --> 00:09:12.750
‫- باشه.
‫- خیلی خب.

82
00:09:13.541 --> 00:09:16.625
‫- الان برمی‌گردم.
‫- همین‌جا منتظر بمون «سام». زود برمی‌گردم، باشه؟

83
00:09:20.958 --> 00:09:23.333
‫آقای دکتر، چه اتفاقی برای دخترم افتاده؟

84
00:09:23.916 --> 00:09:25.583
‫این خون‌دماغ شدن عادیه؟

85
00:09:26.208 --> 00:09:28.041
‫همچین غیرعادی هم نیست.

86
00:09:28.125 --> 00:09:29.208
‫ممکنه پیش بیاد.

87
00:09:29.958 --> 00:09:32.666
‫ولی می‌خوام برای اطمینان چندتا آزمایش انجام بدم.

88
00:09:33.458 --> 00:09:34.750
‫اطمینان از چی؟

89
00:09:35.333 --> 00:09:37.250
‫آقای «مهرا»، لطفاً نگران نباشید.

90
00:09:38.166 --> 00:09:39.541
‫بذارید چندتا آزمایش انجام بدیم.

91
00:09:40.416 --> 00:09:41.833
‫ببخشید...

92
00:09:41.916 --> 00:09:44.166
‫«سامایرا» تنها دخترتونه؟

93
00:09:45.375 --> 00:09:46.625
‫بله.

94
00:09:47.583 --> 00:09:48.416
‫آره.

95
00:09:48.500 --> 00:09:50.083
‫- چرا این سوال رو پرسیدین؟
‫- آره.

96
00:09:50.916 --> 00:09:54.083
‫این یه روال عادیه که برای
‫ثبت اطلاعاتش توی پرونده پزشکی انجام می‌دیم.

97
00:09:54.833 --> 00:09:56.583
‫باید از هر دوتون آزمایش خون بگیریم.

98
00:09:57.291 --> 00:10:00.416
‫از هر دوشون نمونه خون بگیر
‫و نتایج رو توی دیتابیس ثبت کن.

99
00:10:00.500 --> 00:10:01.375
‫چشم قربان.

100
00:10:02.833 --> 00:10:03.666
‫ممنونم.

101
00:10:14.291 --> 00:10:18.083
‫متاسفم «آوانتیکا»،
‫باید پیشتون می‌بودم.

102
00:10:20.291 --> 00:10:22.125
‫طاقت دیدن اون همه خون توی استخر رو نداشتی.

103
00:10:24.666 --> 00:10:26.166
‫هنوز تو شوکم.

104
00:10:27.458 --> 00:10:29.125
‫شانس آوردیم که حالش وخیم نیست.

105
00:10:29.208 --> 00:10:31.083
‫برعکس، این بدشانسیه.

106
00:10:31.750 --> 00:10:33.958
‫وسط مسابقه‌ی انتخابی خون‌دماغ شدم؟

107
00:10:35.041 --> 00:10:37.583
‫الان دیگه رتبه‌م رو توی لیست تیم عوض می‌کنن.

108
00:10:37.666 --> 00:10:39.375
‫اگه دیگه جایی برام توی تیم نباشه چی...

109
00:10:39.458 --> 00:10:42.333
‫ای بابا! یعنی چطوری می‌خوان از شرت خلاص بشن؟

110
00:10:43.333 --> 00:10:45.875
‫بابا! شلوغش نکن.

111
00:10:45.958 --> 00:10:47.416
‫تویی که داری شلوغش می‌کنی عزیزم.

112
00:10:49.041 --> 00:10:50.791
‫یالا، بیا یه چیزی بخوریم.

113
00:10:50.875 --> 00:10:52.875
‫من مرغ کره‌ای رو پیشنهاد می‌دم. نظرت چیه؟

114
00:10:52.958 --> 00:10:54.583
‫من مرغ کره‌ای نمی‌خورم.

115
00:10:54.666 --> 00:10:55.958
‫کالریش خیلی بالاست.

116
00:10:56.041 --> 00:10:58.041
‫- ای بابا!
‫- یه تیکه‌شم بهت نمی‌دیم.

117
00:10:58.958 --> 00:11:00.250
‫امروز باید سوپ بخوری.

118
00:11:00.333 --> 00:11:01.208
‫فقط سوپ؟

119
00:11:01.708 --> 00:11:05.041
‫نظرتون چیه «سوشی» بخوریم؟

120
00:11:05.916 --> 00:11:07.791
‫ایول! «سوشی»؟

121
00:11:09.083 --> 00:11:11.041
‫- هیچ مزه‌ای نداره.
‫- ای وای!

122
00:11:12.958 --> 00:11:14.750
‫«»

123
00:11:14.916 --> 00:11:17.166
‫- الو؟
‫- قربان، همه چی مرتبه؟

124
00:11:17.250 --> 00:11:19.250
‫الان دیگه همه چی روبراهه.

125
00:11:19.333 --> 00:11:22.958
‫قربان، آقای «آمریت‌پال» می‌خواد
‫درباره یه موضوع فوری باهاتون صحبت کنه.

126
00:11:23.041 --> 00:11:25.625
‫نه، امکان نداره. امروز نه.

127
00:11:25.708 --> 00:11:28.958
‫قربان، موضوع خیلی فوریه.

128
00:11:29.541 --> 00:11:31.000
‫چرا نمی‌فهمی...

129
00:11:31.500 --> 00:11:33.333
‫امروز مخصوص خانواده‌مه، باشه؟

130
00:11:33.416 --> 00:11:35.083
‫«»

131
00:11:39.000 --> 00:11:40.208
‫«آوانتیکا».

132
00:11:41.500 --> 00:11:44.125
‫هیچ‌وقت از خطِ هیچ دکتری سر در نیاوردم،

133
00:11:44.666 --> 00:11:47.833
‫ولی امروز حرفای دکتر رو هم نفهمیدم.

134
00:11:49.208 --> 00:11:52.583
‫بیا زیاد به حرفاش فکر نکنیم، «آرجون».

135
00:12:00.666 --> 00:12:06.416
‫«شوریامان گور» پسرِ «هارشواردان گور»
‫صنعتگر مشهور و کاندیدای انتخابات.

136
00:12:06.500 --> 00:12:09.291
‫متهم به اقدام به قتله.

137
00:12:09.375 --> 00:12:13.208
‫این افشاگری توی محافل سیاسی و تجاری
‫حسابی ولوله به پا کرده.

138
00:12:13.291 --> 00:12:14.333
‫بله؟

139
00:12:15.125 --> 00:12:18.375
‫فردا ساعت ۱۱ صبح، آقای «گور» رو
‫توی خونه‌ش ملاقات می‌کنیم.

140
00:12:19.333 --> 00:12:20.791
‫مخصوصاً خواسته که تو هم باشی

141
00:12:20.875 --> 00:12:22.791
‫تا درباره پرونده «شوریامان گور» باهات صحبت کنه.

142
00:12:22.875 --> 00:12:24.625
‫فردا باید بیای، حله؟

143
00:12:24.708 --> 00:12:25.875
‫حله.

144
00:12:25.958 --> 00:12:32.833
‫...و هیچ اظهار نظری نکرده.
‫خشم افکار عمومی نسبت به این پرونده داره بالا می‌گیره.

145
00:12:32.916 --> 00:12:34.708
‫طبق گفته پزشک‌ها، «سوما»...

146
00:12:34.791 --> 00:12:36.041
‫حال کوچولو چطوره؟

147
00:12:36.750 --> 00:12:37.875
‫خوابیده.

148
00:12:37.958 --> 00:12:41.166
‫سوال اینه که آیا این پرونده هم
‫مثل بقیه پرونده‌های کله‌گنده‌ها می‌شه

149
00:12:41.250 --> 00:12:45.958
‫که توش حقیقت پایمال می‌شه،
‫یا این بار عدالت اجرا می‌شه؟

150
00:12:46.041 --> 00:12:48.291
‫برای اطلاع از آخرین اخبار این پرونده، با ما همراه باشید.

151
00:12:48.375 --> 00:12:50.916
‫«شوریامان گور» واقعاً گناهکاره؟

152
00:12:51.000 --> 00:12:53.625
‫«سوما میتال» به کُمای مصنوعی رفته.

153
00:12:53.708 --> 00:13:00.333
‫وضعیتش وخیمه و تا الان کسی دستگیر نشده.

154
00:13:16.875 --> 00:13:20.250
‫آقای «گوپال کریشنان»،
‫چرا خودتون شخصاً این پرونده رو به عهده گرفتین؟

155
00:13:21.000 --> 00:13:22.125
‫مگه مشکلی داره؟

156
00:13:22.208 --> 00:13:24.750
‫همه وکیلا آرزوی داشتن همچین پرونده راحتی رو دارن.

157
00:13:24.833 --> 00:13:28.208
‫پرونده‌ای با این حساسیت سیاسی رو راحت می‌دونین؟

158
00:13:29.333 --> 00:13:32.750
‫این شمایین که این پرونده رو سیاسی و حساسش می‌کنین،

159
00:13:33.416 --> 00:13:35.791
‫ولی برای من، این پرونده خیلی راحته.

160
00:13:36.416 --> 00:13:41.250
‫«شوریامان گور» با خشونت به «سوما میتال» حمله کرده،

161
00:13:41.333 --> 00:13:45.333
‫و بعد از اینکه سعی کرد بهش تجاوز کنه، ولش کرد تا بمیره.

162
00:13:45.416 --> 00:13:47.500
‫پدر «شوریامان» یکی از کاندیداهای انتخاباته،

163
00:13:47.583 --> 00:13:49.625
‫نظرتون در این باره چیه؟

164
00:13:50.208 --> 00:13:52.416
‫بفرما بشین «آرجون».

165
00:13:56.500 --> 00:13:57.541
‫«آرجون»،

166
00:13:59.000 --> 00:14:01.291
‫وقتی کسی بخواد از شر یه درخت بزرگ خلاص بشه،

167
00:14:03.208 --> 00:14:06.375
‫از ریشه درش میاره.

168
00:14:08.958 --> 00:14:11.791
‫خانواده هم ریشه‌ی یه سیاست‌مداره.

169
00:14:13.916 --> 00:14:16.833
‫دفترت سال‌هاست که کارهای حقوقی ما رو انجام میده.

170
00:14:17.583 --> 00:14:23.250
‫اگه این پرونده رو قبول نکنی،
‫همه می‌پرسن که چرا ردش کردی.

171
00:14:24.958 --> 00:14:26.875
‫رسانه‌ها رو هم که می‌شناسی.

172
00:14:27.541 --> 00:14:31.833
‫اونا قبل از اینکه اصلاً بازجویی شروع بشه،
‫تصمیم گرفتن که «شوریا» گناهکاره.

173
00:14:33.416 --> 00:14:35.041
‫«آرجون»، انتخابات یه ماه دیگه است.

174
00:14:37.000 --> 00:14:38.333
‫می‌دونم تو فکرت چی می‌گذره.

175
00:14:39.375 --> 00:14:41.541
‫بین تو و «شوریا» کینه و کدورت هست.

176
00:14:42.291 --> 00:14:46.458
‫اما اگه بتونی کارایی که کرده رو فراموش کنی
‫و بیخیال گذشته بشی،

177
00:14:47.125 --> 00:14:48.333
‫می‌تونم ازت بخوام

178
00:14:48.416 --> 00:14:50.958
‫که فقط یه بار با «شوریا» ملاقات کنی؟

179
00:14:54.958 --> 00:14:55.958
‫«شوریا» کجاست؟

180
00:15:02.625 --> 00:15:05.083
‫صبح بخیر. ببخشید که دیر شد.

181
00:15:05.833 --> 00:15:07.250
‫بیا درمورد پرونده گپ بزنیم.

182
00:15:12.208 --> 00:15:16.708
‫لطفاً منو ببخشید آقای «هارشفاردان».

183
00:15:17.458 --> 00:15:19.208
‫- نمی‌تونم وکالت پرونده رو قبول کنم.
‫- «آرجون».

184
00:15:19.291 --> 00:15:22.291
‫اگه تصمیمت قطعی بود،
‫چرا از قبل توی «واتس‌اپ» بهمون خبر ندادی؟

185
00:15:23.666 --> 00:15:24.916
‫چرا باید همچین کاری می‌کردم؟

186
00:15:25.000 --> 00:15:30.208
‫می‌خواستم حضوری ببینمش
‫تا بهش بگم که نمی‌تونم وکالت این پرونده رو قبول کنم.

187
00:15:32.000 --> 00:15:33.583
‫حالا هم با اجازه‌تون، من دیگه برم.

188
00:15:34.625 --> 00:15:36.291
‫این همون وکیلیه که شکست‌ناپذیره...

189
00:15:37.416 --> 00:15:40.416
‫چون فقط پرونده‌های آسون رو قبول می‌کنه.

190
00:15:41.833 --> 00:15:44.708
‫اگه واسه کسی اهمیت داره، من بی‌گناهم.

191
00:15:48.625 --> 00:15:50.500
‫باید یه راه حلی باشه «آرجون».

192
00:15:51.291 --> 00:15:53.625
‫چیکار باید بکنم تا وکالت این پرونده رو قبول کنی؟

193
00:15:55.791 --> 00:15:56.708
‫به یه معجزه نیاز داری.

194
00:16:04.166 --> 00:16:06.500
‫این کارت اصلاً درست نبود «آرجون».

195
00:16:07.333 --> 00:16:11.458
‫«شوریامان گور» وکیلی بود که زیر دستت کار می‌کرد،
‫و تو باعث شدی اسمش از کانون وکلا خط بخوره.

196
00:16:11.958 --> 00:16:16.125
‫این گذشته‌ای که با هم دارین،
‫ربطی به این پرونده نداره.

197
00:16:17.208 --> 00:16:19.625
‫ما یه دفتر وکالتیم.

198
00:16:20.708 --> 00:16:22.541
‫گوش کن «آرجون»،

199
00:16:22.625 --> 00:16:25.500
‫«شوریا» هم مثل هر متهم دیگه‌ایه،

200
00:16:26.666 --> 00:16:30.625
‫یعنی حق کامل داره که یه دفاع قانونی محکم ازش بشه.

201
00:16:31.291 --> 00:16:32.250
‫حق با شماست قربان.

202
00:16:33.125 --> 00:16:36.125
‫منم این حق رو دارم که موکل‌هام رو خودم انتخاب کنم.

203
00:16:36.208 --> 00:16:38.541
‫- آره…
‫- من این پرونده رو قبول نمی‌کنم.

204
00:16:38.625 --> 00:16:40.750
‫حتی اگه نتیجه‌ش اعدام یا زندانی شدنش باشه.

205
00:16:41.250 --> 00:16:42.541
‫برام مهم نیست چه بلایی سرش میاد.

206
00:16:42.625 --> 00:16:44.708
‫یعنی از الان به این نتیجه رسیدی که اون گناهکاره؟

207
00:16:45.833 --> 00:16:50.333
‫چرا «هارشواردان» با اینکه می‌دونست بین ما چی گذشته،
‫منو انتخاب کرد؟

208
00:16:51.500 --> 00:16:56.333
‫می‌خواد از اعتبار من سوءاستفاده کنه تا پسرش رو بی‌گناه جلوه بده.

209
00:16:57.541 --> 00:16:58.500
‫اون دنبال دفاع کردن نیست،

210
00:16:58.583 --> 00:17:01.916
‫بلکه می‌خواد حقیقت رو ماست‌مالی کنه.

211
00:17:03.333 --> 00:17:07.166
‫من «شوریا» رو خوب می‌شناسم، ولی شما دوتا نمی‌شناسینش.

212
00:17:07.250 --> 00:17:09.166
‫- ولی این بی‌انصافیه...
‫- معذرت می‌خوام قربان.

213
00:17:09.250 --> 00:17:10.458
‫یه خبر فوری رسیده.

214
00:17:10.541 --> 00:17:12.000
‫« و »

215
00:17:12.083 --> 00:17:17.208
‫پرونده‌ی «شوریامان گور» و «سوما میتال»
‫وارد مرحله‌ی حساسی شده.

216
00:17:17.291 --> 00:17:21.208
‫دادستان «گوپال کریشنان» توی کنفرانس خبری مربوط به این پرونده،
‫دچار حمله‌ی قلبی شد،

217
00:17:21.291 --> 00:17:24.958
‫و دیگه نمی‌تونه به این پرونده رسیدگی کنه.

218
00:17:25.791 --> 00:17:28.208
‫حالا سرنوشت پرونده‌ی «سوما میتال» چی می‌شه؟

219
00:17:28.958 --> 00:17:30.583
‫«جوناید»، خبر جدیدی داری؟

220
00:17:30.666 --> 00:17:32.583
‫بله «سنیهال»، همین الان خبری به دستمون رسید

221
00:17:32.666 --> 00:17:36.416
‫مبنی بر اینکه «مادورا بانرجی»
‫به عنوان دادستان این پرونده انتخاب شده.

222
00:17:36.500 --> 00:17:37.875
‫«مادورا» دیگه کیه؟

223
00:17:37.958 --> 00:17:40.291
‫«بانرجی» قربان.
‫یه وکیل تازه‌کاره.

224
00:17:40.375 --> 00:17:41.458
‫اون کیه؟

225
00:17:41.958 --> 00:17:43.000
‫اون هدیه‌ای از طرف خداست!

226
00:18:03.083 --> 00:18:05.708
‫گوش کن! اون گل کدو رو می‌خوام.

227
00:18:05.791 --> 00:18:07.875
‫ـ آره.
‫ـ می‌شه برام بیاریش، لطفاً؟

228
00:18:07.958 --> 00:18:09.291
‫آره، فردا برات میارمش.

229
00:18:17.791 --> 00:18:19.041
‫حرفت رو بزن «گوکالی».

230
00:18:19.125 --> 00:18:20.416
‫خبر تایید شده خانم.

231
00:18:21.833 --> 00:18:24.083
‫شما جایگزین «گوپال کریشنان» توی دادگاه هستید.

232
00:18:24.166 --> 00:18:27.375
‫شاید فقط شایعه باشه، نه؟
‫خبرنگارهای دادگاه همیشه از این شایعه‌ها درست می‌کنن.

233
00:18:27.458 --> 00:18:29.666
‫ـ یه فنجون چای، نون و کره و یه کیک شیری.
‫ـ باشه.

234
00:18:29.750 --> 00:18:32.041
‫«مادو»، کی صبحونه رو حاضر می‌کنی؟

235
00:18:32.125 --> 00:18:34.166
‫خودت درستش کن «توپلو».

236
00:18:34.250 --> 00:18:35.708
‫نمی‌بینی داره کار می‌کنه؟

237
00:18:36.208 --> 00:18:37.583
‫یعنی منظورم اینه که ایشون دارن کار می‌کنن.

238
00:18:37.666 --> 00:18:39.125
‫جلسه دادگاه هم چهار روز دیگه است.

239
00:18:40.250 --> 00:18:43.125
‫دیوان عالی به خاطر فشار رسانه‌ها،
‫به روند پرونده سرعت داده.

240
00:18:43.208 --> 00:18:44.166
‫چهار روز؟

241
00:18:44.666 --> 00:18:45.708
‫آره.

242
00:18:45.791 --> 00:18:48.041
‫این خیلی سرعتش زیاده.

243
00:18:49.041 --> 00:18:52.125
‫چطوری از پسش بربیایم «گوکالی»؟
‫خب، بهم بگو قاضی کیه؟

244
00:18:52.708 --> 00:18:53.625
‫«کامرا».

245
00:18:54.750 --> 00:18:56.208
‫«کامرا»یِ سخت‌گیر؟

246
00:18:56.291 --> 00:18:57.125
‫آره.

247
00:18:57.958 --> 00:18:59.666
‫عجب بدشانسی‌ای آوردیم «گوکالی».

248
00:18:59.750 --> 00:19:01.666
‫باید خیلی حواسمون رو جمع کنیم.

249
00:19:01.750 --> 00:19:02.833
‫«مادو»!

250
00:19:02.916 --> 00:19:04.458
‫باشه، فعلاً قطع می‌کنم.

251
00:19:06.041 --> 00:19:07.416
‫بعداً حرف می‌زنیم.

252
00:19:07.500 --> 00:19:08.458
‫تا...

253
00:19:16.083 --> 00:19:19.125
‫آزمایش‌های کامل رو انجام دادیم.

254
00:19:19.208 --> 00:19:22.958
‫اون به سرطان خونِ پیشرفته مبتلا شده.

255
00:19:24.666 --> 00:19:25.625
‫سرطان!

256
00:19:26.791 --> 00:19:28.583
‫اما... آخه چطور؟

257
00:19:29.833 --> 00:19:32.166
‫تو خانواده‌ی ما هیچ‌کس سرطان نداره.

258
00:19:32.750 --> 00:19:34.791
‫شاید آزمایشگاه اشتباه کرده باشه.

259
00:19:34.875 --> 00:19:36.041
‫خواهش می‌کنم، یه آزمایش دیگه بگیرین.

260
00:19:36.125 --> 00:19:38.541
‫این روزا بیماریِ خیلی از بچه‌ها همین تشخیص داده می‌شه.

261
00:19:38.625 --> 00:19:40.333
‫فقط بحث وراثت مطرح نیست.

262
00:19:40.416 --> 00:19:42.750
‫ممکنه دلیلش محیطی هم باشه.

263
00:19:43.291 --> 00:19:44.791
‫دلایل زیادی وجود داره.

264
00:19:46.166 --> 00:19:48.625
‫مرحله‌ی پیشرفته تو یه دختربچه؟

265
00:19:52.375 --> 00:19:54.291
‫من همیشه پیششم.

266
00:19:54.791 --> 00:19:56.458
‫یعنی چیزی رو از قلم انداختم؟

267
00:19:58.416 --> 00:20:00.958
‫می‌ریم پیش یه دکتر دیگه، باشه؟

268
00:20:01.541 --> 00:20:04.375
‫می‌دونم که شوکه شدین.

269
00:20:05.083 --> 00:20:07.416
‫هضم کردن این خبر سخته.

270
00:20:08.166 --> 00:20:10.833
‫اما علم پزشکی پیشرفت زیادی کرده.

271
00:20:11.333 --> 00:20:13.250
‫می‌تونیم جون «سام» رو نجات بدیم.

272
00:20:13.875 --> 00:20:16.708
‫ولی باید درمان رو بلافاصله شروع کنیم.

273
00:20:18.125 --> 00:20:20.208
‫آره. لطفاً شروع کنید.

274
00:20:20.833 --> 00:20:24.083
‫«سامایرا» به پیوند سلول‌های بنیادی نیاز داره.

275
00:20:24.916 --> 00:20:28.750
‫تو این‌جور مواقع،
‫این سلول‌ها رو از مغز استخوان والدین می‌گیریم.

276
00:20:28.833 --> 00:20:30.125
‫طبق یه قاعده کلی،

277
00:20:30.208 --> 00:20:33.750
‫دی‌ان‌اِیِ مادر یا پدر

278
00:20:33.833 --> 00:20:36.166
‫با دی‌ان‌اِیِ بچه مطابقت داره.

279
00:20:36.666 --> 00:20:39.375
‫- یعنی چی؟
‫- یعنی تطابق کامل.

280
00:20:44.375 --> 00:20:46.625
‫دی‌ان‌اِیِ هیچ‌کدوم از شما
‫با «سامایرا» مطابقت نداره.

281
00:20:50.250 --> 00:20:53.125
‫چیزی هست که من ندونم؟

282
00:20:58.291 --> 00:21:00.291
‫ممکنه اهداکننده‌های دیگه‌ای هم باشن.

283
00:21:00.375 --> 00:21:01.500
‫درسته.

284
00:21:02.500 --> 00:21:05.000
‫ولی پیدا کردن همچین اهداکننده‌ای
‫تو این زمانِ کم خیلی سخته.

285
00:21:05.958 --> 00:21:09.208
‫سرطانِ «سامایرا» هم خیلی پیشرفت کرده.

286
00:21:10.125 --> 00:21:12.625
‫هر یه دقیقه‌اش هم می‌تونه سرنوشت‌ساز باشه.

287
00:21:13.833 --> 00:21:18.250
‫فقط پدر و مادر واقعی‌ان که
‫تطابق ژنتیکی‌شون کامله.

288
00:21:19.041 --> 00:21:20.500
‫اونا بهترین گزینه‌ان.

289
00:21:22.291 --> 00:21:24.125
‫امیدوارم درک کنید.

290
00:22:46.333 --> 00:22:47.375
‫«آرجون».

291
00:22:51.958 --> 00:22:53.250
‫این همون مردیه

292
00:22:54.791 --> 00:22:59.291
‫که بچه رو گردن نگرفت
‫و ازم خواست سقطش کنم.

293
00:23:04.000 --> 00:23:06.708
‫فکر می‌کنی اون‌قدر دل‌رحم باشه که...

294
00:23:08.625 --> 00:23:10.125
‫بخواد بهمون کمک کنه؟

295
00:23:11.416 --> 00:23:12.833
‫نمی‌دونم.

296
00:23:15.416 --> 00:23:17.833
‫ولی چاره‌ی دیگه‌ای ندارم.

297
00:23:18.541 --> 00:23:19.625
‫باید تلاشم رو بکنم.

298
00:23:20.166 --> 00:23:21.916
‫باید هر راهی که هست رو امتحان کنم.

299
00:23:36.250 --> 00:23:37.416
‫معجزه شد.

300
00:23:39.041 --> 00:23:41.083
‫این همون چیزیه که صبح گفتم.

301
00:23:41.750 --> 00:23:43.166
‫گفتی که این کار یه معجزه می‌خواد.

302
00:23:45.750 --> 00:23:50.250
‫سرطان گرفتن دخترم رو یه معجزه می‌دونی؟

303
00:23:52.125 --> 00:23:53.416
‫یه نگاه به خودت بنداز.

304
00:23:54.541 --> 00:23:56.125
‫غرورت بعد از این همه تکبر بالاخره شکست.

305
00:23:59.875 --> 00:24:01.083
‫معجزه همینه.

306
00:24:02.458 --> 00:24:05.125
‫جلوی بابام غرورم رو شکستی.

307
00:24:06.958 --> 00:24:08.875
‫من تنها پسرشم.

308
00:24:09.583 --> 00:24:10.666
‫یعنی غرور من هیچ اهمیتی نداره؟

309
00:24:13.208 --> 00:24:16.875
‫بابام پیشنهاد داد بهت زنگ بزنیم.
‫این ایده مزخرف فکر من نبود.

310
00:24:18.083 --> 00:24:19.125
‫ولی تو اومدی،

311
00:24:20.125 --> 00:24:22.333
‫و بدجوری غرورم رو جریحه‌دار کردی.

312
00:24:24.541 --> 00:24:26.541
‫این حرف رو خیلی تکرار می‌کنی «آرجون».

313
00:24:27.916 --> 00:24:30.875
‫مشکل تو با منه.

314
00:24:32.500 --> 00:24:35.125
‫پای دخترم رو وسط نکش.

315
00:24:36.416 --> 00:24:38.291
‫من پدر بیولوژیکی دخترتم.

316
00:24:40.500 --> 00:24:42.041
‫واسه همینه که لحنت با من عوض شد.

317
00:24:45.208 --> 00:24:46.458
‫بیخیالِ این قضیه شو.

318
00:24:47.833 --> 00:24:49.666
‫وکالت پرونده‌م رو قبول نکردی، درسته؟

319
00:24:50.875 --> 00:24:52.416
‫ولی من مثل تو رفتار نمی‌کنم.

320
00:24:54.083 --> 00:24:56.958
‫ازم دفاع کن، پرونده رو ببر و قهرمان شو.

321
00:24:58.375 --> 00:25:00.791
‫لبخند رو به لب‌های پدرم برگردون،

322
00:25:02.541 --> 00:25:04.625
‫اون‌وقت منم مغز استخونم رو بهت می‌دم.

323
00:25:07.375 --> 00:25:08.833
‫یه زندگی در برابر یه زندگی.

324
00:25:11.208 --> 00:25:12.041
‫قبوله؟

325
00:25:15.208 --> 00:25:17.708
‫هنوز تایید رسمی نشده،

326
00:25:17.791 --> 00:25:19.916
‫ولی منابع خبر می‌دن
‫که دفتر «آمریت‌پال و مهرا»

327
00:25:20.000 --> 00:25:23.000
‫دارن برای بر عهده گرفتن این پرونده مذاکره می‌کنن.

328
00:25:23.083 --> 00:25:25.666
‫گفته می‌شه وکیل مشهور «آرجون مهرا»

329
00:25:25.750 --> 00:25:29.958
‫کسی که همیشه از بی‌گناه‌ها دفاع می‌کنه،
‫وکیل مدافع این پرونده خواهد بود.

330
00:25:30.458 --> 00:25:34.500
‫جای تعجب داره که «آرجون مهرا»
‫یک‌شبه با قبول کردن این پرونده موافقت کرد.

331
00:25:35.000 --> 00:25:39.958
‫آیا «مادورا بانرجی» می‌تونه
‫پرونده‌ی «سوما» رو با موفقیت پیش ببره؟

332
00:25:42.000 --> 00:25:44.291
‫تا الان هیچ‌کسی تو این پرونده دستگیر نشده،

333
00:25:44.375 --> 00:25:48.916
‫اما گفته می‌شه که «شوریامان گور»
‫مظنون اصلیه.

334
00:25:50.333 --> 00:25:52.625
‫اگه «آرجون مهرا»
‫وکالت پرونده‌ی «شوریامان گور» رو قبول کنه،

335
00:25:52.708 --> 00:25:56.666
‫بعید نیست که
‫«شوریامان گور» بی‌گناه از آب دربیاد.

336
00:26:03.916 --> 00:26:08.666
‫«شوریامان گور» مظنون اصلی
‫پرونده‌ی اقدام به قتل «سوما میتال»ـه.

337
00:26:08.750 --> 00:26:12.125
‫با توجه به پیشینه‌ی تجاری و سیاسی‌ش،
‫این سوال پیش می‌آد که...

338
00:26:12.208 --> 00:26:14.958
‫آیا این بازجویی عادلانه‌ست؟

339
00:26:15.041 --> 00:26:17.541
‫یا فقط یه بازی سیاسی کثیف دیگه است؟

340
00:26:17.625 --> 00:26:20.083
‫تو چند روز گذشته،
‫این پرونده پیچ‌وخم‌های جدیدی پیدا کرده...

341
00:26:20.166 --> 00:26:23.041
‫که باعث شده تو محافل سیاسی
‫سر و صدای زیادی به پا بشه...

342
00:26:23.125 --> 00:26:24.250
‫دکتر زنگ زد.

343
00:26:26.625 --> 00:26:28.083
‫دی‌ان‌ایِ «شوریا» مطابقت داره.

344
00:26:39.875 --> 00:26:41.166
‫متاسفم.

345
00:26:42.500 --> 00:26:45.708
‫باعث شدم از اصول خودت کوتاه بیای.

346
00:26:46.375 --> 00:26:47.958
‫اصول و قواعد دیگه هیچ معنی‌ای ندارن،

347
00:26:49.541 --> 00:26:52.208
‫وقتی جون دخترمون در خطره.

348
00:27:04.916 --> 00:27:07.791
‫نتایج تحقیقات و مدارک پرونده‌ی «سوما میتال» اون‌قدر قویه...

349
00:27:07.875 --> 00:27:10.833
‫که «شوریامان گور» رو توی خونه‌ی مجللش دستگیر کردن.

350
00:27:10.916 --> 00:27:13.166
‫«شوریامان گور» بازداشت شد.

351
00:27:13.250 --> 00:27:16.916
‫با نزدیک شدن به زمان انتخابات، این ضربه‌ی سنگینی برای خانواده‌ی «گور» محسوب می‌شه.

352
00:27:17.000 --> 00:27:19.000
‫روند رسیدگی به پرونده سرعت گرفته...

353
00:27:19.083 --> 00:27:21.791
‫و زمان جلسه به پنج روز دیگه جلو افتاده.

354
00:27:27.666 --> 00:27:30.083
‫- چطوری «آجی»؟
‫- خوبم. چرا انقدر زود اومدی؟

355
00:27:30.166 --> 00:27:31.333
‫خیلی کار سرم ریخته.

356
00:27:42.541 --> 00:27:44.791
‫- صبح بخیر خانم.
‫- صبح بخیر خانم.

357
00:27:45.833 --> 00:27:47.916
‫یالا، جزئیات پرونده رو بهم بگین.

358
00:27:48.958 --> 00:27:50.166
‫جزئیات پرونده چیه؟

359
00:27:50.916 --> 00:27:53.208
‫اسم قربانی «سوما میتال» هستش، ۲۷ سالشه.

360
00:27:53.291 --> 00:27:56.666
‫فوق‌لیسانس اقتصاد با رتبه‌ی عالی داره و اهل «بمبئی» هستش.

361
00:27:56.750 --> 00:27:59.750
‫شب ۳۰ آوریل،
‫«شوریامان» توی کلوب شبانه‌ی «زایار» بود.

362
00:27:59.833 --> 00:28:01.666
‫از ساعت ۱۰ تا ۱۱ و ۴۵ دقیقه.

363
00:28:04.583 --> 00:28:06.083
‫اینم یه نسخه از صورت‌حسابه. ۲۷ هزار روپیه.

364
00:28:06.166 --> 00:28:07.291
‫«کلوب شبانه»

365
00:28:07.375 --> 00:28:08.208
‫«۲۷ هزار روپیه»

366
00:28:10.208 --> 00:28:12.000
‫تازه، طبق گفته‌های بارمن...

367
00:28:12.083 --> 00:28:14.708
‫اون شب «سوما» داشت با «شوریا»
‫حسابی خوش می‌گذروند،

368
00:28:14.791 --> 00:28:16.958
‫و به مرور زمان حسابی مست شد.

369
00:28:17.041 --> 00:28:18.333
‫حدود ساعت ۱۱ و ۴۵ دقیقه،

370
00:28:18.416 --> 00:28:22.125
‫همراه «شوریا» از کلوب رفت بیرون
‫و بعدش بیهوش توی «وُرلی» پیداش کردن.

371
00:28:22.208 --> 00:28:24.083
‫یعنی دوستاش گذاشتن با اون حالش بره؟

372
00:28:25.916 --> 00:28:27.958
‫- یه نمونه دیگه از خونش رو آزمایش کنین.
‫- چشم.

373
00:28:28.041 --> 00:28:30.083
‫- احتمال وجود داروی «روهیپنول» رو بررسی کنین.
‫- باشه.

374
00:28:31.708 --> 00:28:33.375
‫آره، یه عکس هست.

375
00:28:35.208 --> 00:28:38.166
‫«شوریامان» و «سوما»
‫با دوتا از دوستاش بودن، درسته؟

376
00:28:38.250 --> 00:28:40.458
‫بله خانم. «گریشما رائو» و «هافوفی میتا».

377
00:28:40.541 --> 00:28:42.708
‫«- ۲۶ ساله
‫- ۲۷ ساله»

378
00:28:44.083 --> 00:28:44.916
‫بفرمایید.

379
00:28:45.625 --> 00:28:49.958
‫پلیس فقط فیلم‌های دوربین مداربسته رو دیده،
‫اما شما دوتا با «سوما» بودید.

380
00:28:50.041 --> 00:28:54.375
‫پس بهم بگید، اوضاع چطور بود؟

381
00:28:54.458 --> 00:28:56.916
‫نسبت بهش چه حسی داشت؟ باهاش راحت بود؟

382
00:29:01.041 --> 00:29:03.083
‫آره، خیلی راحت به نظر می‌رسید.

383
00:29:03.166 --> 00:29:05.000
‫چیزی رو که مخفی نمی‌کنید، درسته؟

384
00:29:05.083 --> 00:29:09.166
‫چون حس ششم شما ممکنه به دوستتون کمک کنه
‫تا عدالت در حقش اجرا بشه.

385
00:29:09.250 --> 00:29:12.500
‫«سوما» از مردهای پخته خوشش میاد، نه بچه‌سال‌ها.
‫اون دنبال مردهای پولداریه که براش خرج کنن.

386
00:29:13.541 --> 00:29:15.416
‫«حساب‌های شبکه‌های اجتماعی»

387
00:29:15.500 --> 00:29:20.166
‫- ردپای دیجیتالیش توی شبکه‌های اجتماعی...
‫- نه. ما آبروی زن‌ها رو نمی‌بریم.

388
00:29:20.458 --> 00:29:21.541
‫حرفم واضح بود؟

389
00:29:22.291 --> 00:29:24.250
‫بعد از اینکه حدود ساعت ۱ صبح کلاب رو ترک کردن،

390
00:29:24.333 --> 00:29:26.958
‫یه چای‌فروش به اسم «ویجی کامتی»
‫اون‌ها رو توی ماشین دید.

391
00:29:27.041 --> 00:29:29.416
‫گفت ماشین پارک بود،
‫وقتی بهش نزدیک شد،

392
00:29:29.500 --> 00:29:31.208
‫«سوما» از ماشین افتاد بیرون.

393
00:29:31.291 --> 00:29:32.500
‫«صحنه جرم در...»

394
00:29:33.083 --> 00:29:36.583
‫ببینید «ویجی کامتی»، شاهد دادستان،
‫چه اطلاعاتی داره.

395
00:29:37.333 --> 00:29:38.666
‫- «ویجی کامتی»؟
‫- آره.

396
00:29:38.750 --> 00:29:45.208
‫بهم بگو توی این عکس کجا بودی
‫و حادثه کجا اتفاق افتاد؟

397
00:29:46.125 --> 00:29:49.208
‫- خانم، من اینجا بودم.
‫- خیلی خب.

398
00:29:53.250 --> 00:29:57.333
‫توی دادگاه هم این سوال ازت پرسیده می‌شه،
‫«آیا این همون دختر مصدوم بود؟»

399
00:29:57.416 --> 00:30:00.041
‫«زندان مرکزی
‫اصلاح و تربیت»

400
00:30:06.375 --> 00:30:11.875
‫یه گزارش مفصل از «شوریامان» می‌خوام
‫در مورد اتفاقات اون شب.

401
00:30:12.375 --> 00:30:14.083
‫مطمئن شو که تمام جزئیات رو بگه.

402
00:30:17.666 --> 00:30:20.416
‫«شوریامان» یه مدتی رو با قربانی گذروند،

403
00:30:20.500 --> 00:30:22.875
‫و نیم ساعت بعد رسید خونه‌ش.

404
00:30:22.958 --> 00:30:24.125
‫حدود ساعت یک صبح.

405
00:30:24.208 --> 00:30:26.166
‫با توجه به وضعیت ترافیک اون موقع...

406
00:30:26.291 --> 00:30:27.250
‫«خونه‌ی خاندان آل»

407
00:30:27.333 --> 00:30:30.375
‫...قاعدتاً رسیدن به خونه‌ش باید
‫حدود ۲۰ دقیقه طول بکشه.

408
00:30:30.458 --> 00:30:32.625
‫ترافیک شبونه‌ی این مسیر رو تحلیل کردیم.

409
00:30:32.708 --> 00:30:36.541
‫این یعنی نیمه‌شب رسیده خونه.

410
00:30:36.625 --> 00:30:38.125
‫- آره.
‫- بله خانم.

411
00:30:38.208 --> 00:30:39.541
‫شاهدی هم براش هست؟

412
00:30:39.625 --> 00:30:41.708
‫زنش، «گوری گور».

413
00:30:41.791 --> 00:30:46.125
‫اون شب «شوریامان» خونه بود
‫یا بیرون؟

414
00:30:46.208 --> 00:30:48.541
‫اون شب ساعت ۱ صبح خونه بود.

415
00:30:49.083 --> 00:30:51.958
‫«شوریا» هم که اصلاً نمی‌تونه اشتباه کنه.

416
00:30:52.041 --> 00:30:54.416
‫شهادت اون تو دادگاه پذیرفته نیست.

417
00:30:54.500 --> 00:30:55.833
‫به یه مدرک عدم حضور دیگه نیاز داریم.

418
00:30:55.916 --> 00:30:57.916
‫کی اولین بار «سوما» رو دید؟

419
00:30:58.000 --> 00:31:00.916
‫یه سری از زائرایی که تو راه
‫معبد «وُرلی» بودن.

420
00:31:01.000 --> 00:31:02.791
‫حدود ساعت ۱ صبح.

421
00:31:02.875 --> 00:31:04.875
‫در ضمن، بردنش بیمارستان.

422
00:31:05.666 --> 00:31:06.875
‫حالش چطوره؟

423
00:31:06.958 --> 00:31:09.375
‫خانم، فعلاً تو کُمای مصنوعی نگهش داشتن.

424
00:31:10.666 --> 00:31:12.500
‫یه ضربه‌ی مستقیم به گردنش خورده.

425
00:31:13.000 --> 00:31:14.875
‫سیاهرگ گردنش پاره شده.

426
00:31:17.750 --> 00:31:19.666
‫«گزارش جراحت
‫پارگی سیاهرگ گردن»

427
00:31:26.916 --> 00:31:27.958
‫- سلام.
‫- سلام.

428
00:31:28.041 --> 00:31:29.458
‫- شما کی هستی؟
‫- سلام خانم.

429
00:31:29.541 --> 00:31:31.333
‫چرا به من زنگ می‌زنی؟ سرِ کارم.

430
00:31:31.416 --> 00:31:33.916
‫یه بسته براتون دارم. کد تأیید رو برام بفرستید.

431
00:31:34.000 --> 00:31:36.166
‫- یه لحظه صبر کن.
‫- باشه.

432
00:31:40.333 --> 00:31:41.541
‫سه، چهار، پنج، شش.

433
00:31:41.625 --> 00:31:43.250
‫این چیه؟ کد درست رو بهم بگو.

434
00:31:43.333 --> 00:31:45.541
‫داداش کد درست همینه، به من ربطی نداره.

435
00:31:45.625 --> 00:31:48.125
‫- شوهرم خونه‌ست.
‫- باشه. بسته رو بدم به اون؟

436
00:31:48.208 --> 00:31:50.208
‫- آره، بده بهش.
‫- چشم خانم.

437
00:31:52.833 --> 00:31:53.708
‫ببخشید.

438
00:31:54.416 --> 00:31:55.541
‫آلت قتل چی؟

439
00:31:55.625 --> 00:31:57.083
‫پیدا نشده.

440
00:31:57.583 --> 00:32:01.666
‫با توجه به جراحت،
‫احتمالاً با سوئیچ ماشین بهش ضربه زدن.

441
00:32:01.750 --> 00:32:05.250
‫ماشین مدل «آئودی کیو ۷»ـه
‫که با سوئیچ استارت می‌خوره.

442
00:32:05.333 --> 00:32:08.166
‫می‌تونیم ثابت کنیم که با سوئیچ بهش ضربه زده شده؟

443
00:32:08.250 --> 00:32:09.541
‫- نه خانم.
‫- نه.

444
00:32:09.625 --> 00:32:12.625
‫ماشین «شوریا» رو کامل بگردین.

445
00:32:14.000 --> 00:32:17.416
‫ماشینش رو بعد از وقوع جرم
‫صفرشویی کردن.

446
00:32:17.500 --> 00:32:18.666
‫- آره.
‫- ببخشید؟

447
00:32:18.750 --> 00:32:20.375
‫ماشینش رو...

448
00:32:20.458 --> 00:32:22.083
‫صفرشویی دیگه چیه؟

449
00:32:26.083 --> 00:32:28.958
‫ماشین «شوریا» رو به صورت حرفه‌ای تمیز کردن قربان.

450
00:32:30.916 --> 00:32:32.750
‫نوبتی برای تمیز کردن ماشین رزرو شده؟

451
00:32:33.333 --> 00:32:34.375
‫نه قربان.

452
00:32:34.458 --> 00:32:35.291
‫اون بدون رزرو بود.

453
00:32:39.416 --> 00:32:40.666
‫نتیجه‌ی آزمایش تجاوز چی شد؟

454
00:32:40.750 --> 00:32:42.000
‫به «سوما» تجاوز نشده خانم.

455
00:32:42.083 --> 00:32:43.750
‫اون جلوی متجاوز مقاومت کرده.

456
00:32:44.583 --> 00:32:46.000
‫در واقع، زیر ناخن‌هاش

457
00:32:46.083 --> 00:32:49.250
‫پوست و آثاری از خون متهم پیدا شده.

458
00:32:50.458 --> 00:32:52.625
‫نتیجه‌ی آزمایش دی‌ان‌ای چی شد؟

459
00:32:52.708 --> 00:32:54.416
‫پوست و خون متعلق به «شوریا»ست.

460
00:33:01.333 --> 00:33:02.791
‫پس، الان ما

461
00:33:03.833 --> 00:33:04.833
‫انگیزه،

462
00:33:05.583 --> 00:33:06.708
‫فرصت،

463
00:33:08.125 --> 00:33:09.916
‫و مدرک مطابقت دی‌ان‌ای متهم رو داریم؟

464
00:33:10.000 --> 00:33:10.833
‫بله خانم.

465
00:33:11.500 --> 00:33:12.666
‫«بله خانم.»

466
00:33:13.375 --> 00:33:15.333
‫پس چرا «آرجون» این پرونده رو قبول کرد؟

467
00:33:16.500 --> 00:33:18.458
‫چرا داره از «شوریامان» دفاع می‌کنه؟

468
00:33:20.666 --> 00:33:22.958
‫یه رازی هست که ما ازش خبر نداریم.

469
00:33:32.375 --> 00:33:33.750
‫دادگاه فردا شروع می‌شه.

470
00:33:39.375 --> 00:33:43.416
‫ترتیب لیست شاهدای جلسه فردا رو عوض می‌کنم.

471
00:33:43.500 --> 00:33:45.958
‫«ایکا» هر پرونده‌ای که دست بگیره رو برنده می‌شه.

472
00:33:48.583 --> 00:33:49.416
‫«اظهارات شاهد»

473
00:34:31.166 --> 00:34:32.125
‫این یه توهین به زن‌هاست...

474
00:34:32.208 --> 00:34:33.041
‫«دشمنان عدالت»

475
00:34:33.125 --> 00:34:35.666
‫آیا دادستانی موفق می‌شه
‫توی پرونده علیه «آرجون مهرا» پیروز بشه؟

476
00:34:35.750 --> 00:34:38.083
‫لطفاً جواب بدید خانم.
‫چقدر به برنده شدن اطمینان دارید؟

477
00:34:38.166 --> 00:34:40.958
‫- این تجاوز به حقوق زن‌هاست...
‫- «هند» این رو تحمل نمی‌کنه!

478
00:34:41.041 --> 00:34:44.000
‫- این تجاوز به حقوق زن‌هاست...
‫- «هند» این رو تحمل نمی‌کنه!

479
00:34:44.083 --> 00:34:47.250
‫- این تجاوز به حقوق زن‌هاست...
‫- «هند» این رو تحمل نمی‌کنه!

480
00:34:47.333 --> 00:34:50.166
‫- این تجاوز به حقوق زن‌هاست...
‫- «هند» این رو تحمل نمی‌کنه!

481
00:34:57.375 --> 00:34:58.500
‫خانم «مادورا»،

482
00:34:58.583 --> 00:35:00.125
‫بالاخره افتخار دادین و تشریف آوردین؟

483
00:35:00.208 --> 00:35:01.291
‫واقعاً عذر می‌خوام.

484
00:35:01.375 --> 00:35:03.208
‫جناب قاضی، مسیر خیلی شلوغ بود.

485
00:35:03.291 --> 00:35:04.125
‫خیلی معذرت می‌خوام.

486
00:35:04.208 --> 00:35:06.041
‫بقیه حضار با هلیکوپتر اومدن؟

487
00:35:08.958 --> 00:35:11.625
‫جناب قاضی، لیست شاهدها رو اصلاح کردم.

488
00:35:11.708 --> 00:35:13.208
‫خانم.

489
00:35:13.291 --> 00:35:14.375
‫بله، متوجه شدم.

490
00:35:14.458 --> 00:35:17.666
‫«شوریامان گور» اولین شاهد دفاعیه است.

491
00:36:16.833 --> 00:36:21.916
‫آقای «شوریامان»،
‫میشه به دادگاه بگید اون شب چه اتفاقی افتاد؟

492
00:36:29.166 --> 00:36:33.375
‫همیشه اون‌جوری که می‌خوایم پیش نمی‌ره.

493
00:36:34.458 --> 00:36:35.541
‫آقای «مهرا»،

494
00:36:35.625 --> 00:36:37.833
‫نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

495
00:36:38.458 --> 00:36:39.875
‫لطفاً برو سر اصل مطلب.

496
00:36:44.000 --> 00:36:45.875
‫واسه منم راحت نیست آقای «مهرا».

497
00:36:48.916 --> 00:36:52.750
‫زنی که می‌خوام در موردش حرف بزنم، دختر یه خونواده‌ست.

498
00:36:59.041 --> 00:37:01.250
‫مادرش اینجاست و داره دعا می‌کنه که خدا جونش رو نجات بده.

499
00:37:02.583 --> 00:37:03.416
‫آقای «گور»،

500
00:37:04.666 --> 00:37:06.458
‫با خیال راحت حرف بزن.

501
00:37:06.541 --> 00:37:07.583
‫عجله نکن.

502
00:37:10.000 --> 00:37:10.875
‫ممنونم قربان.

503
00:37:13.250 --> 00:37:15.500
‫کلی مشکل خانوادگی داشتم.

504
00:37:17.125 --> 00:37:18.625
‫فقط به یه استراحت نیاز داشتم.

505
00:37:20.291 --> 00:37:22.333
‫احتیاج داشتم یکی به حرفام گوش بده.

506
00:37:24.625 --> 00:37:27.208
‫«سوما» به حرفام گوش داد و درکم کرد

507
00:37:27.291 --> 00:37:28.666
‫بدون اینکه قضاوتم کنه.

508
00:37:31.083 --> 00:37:33.000
‫قرار گذاشتیم بعد از کلاب بریم شام بخوریم.

509
00:37:33.500 --> 00:37:35.166
‫با هم از کلاب زدیم بیرون.

510
00:37:40.583 --> 00:37:42.000
‫بعدش که توی ماشین بودیم،

511
00:37:42.708 --> 00:37:44.791
‫دستشو گذاشت روی دستم.

512
00:37:46.958 --> 00:37:48.208
‫تو اون لحظه...

513
00:37:51.083 --> 00:37:52.125
‫سعی کردم ببوسمش.

514
00:37:54.625 --> 00:37:56.333
‫فکر کنم انتظارشو نداشت.

515
00:37:57.666 --> 00:38:01.375
‫جلوم مقاومت نکرد، بلکه بلافاصله بهم حمله کرد.

516
00:38:02.458 --> 00:38:04.500
‫بعدش یهو در رو باز کرد و خواست فرار کنه.

517
00:38:06.583 --> 00:38:09.791
‫می‌خواستم ازش معذرت‌خواهی کنم و برم دنبالش، اما...

518
00:38:13.708 --> 00:38:15.541
‫اگه دنبالش رفته بودم، «سوما» امروز...

519
00:38:18.125 --> 00:38:19.541
‫ولی ترسیدم قربان.

520
00:38:21.375 --> 00:38:22.500
‫ترسیده بودم.

521
00:38:25.041 --> 00:38:26.333
‫بعدش رفتم خونه.

522
00:38:39.750 --> 00:38:42.208
‫تصویر هر دوتون توی دوربین‌های مداربسته ضبط شده

523
00:38:42.291 --> 00:38:44.375
‫وقتی داشتین از کلاب شبانه می‌رفتین بیرون

524
00:38:44.458 --> 00:38:46.500
‫ساعت ۱۱:۴۵ شب.

525
00:38:47.500 --> 00:38:50.791
‫پس حتماً تا ساعت ۱۲ رسیده بودی به «وُرلی»
‫درسته؟

526
00:38:52.375 --> 00:38:53.291
‫درسته قربان.

527
00:38:53.375 --> 00:38:56.083
‫بعدش هم همون اتفاقی افتاد که الان بهمون گفتی.

528
00:38:56.791 --> 00:39:01.125
‫اگه مستقیم رفتی خونه، پس کی اون بلا رو سر «سوما» آورد؟

529
00:39:01.208 --> 00:39:03.250
‫نمی‌دونم قربان، نمی‌دونم.

530
00:39:04.333 --> 00:39:09.708
‫«سوما» رو بیهوش نزدیک خونه‌ش پیدا کردن،
‫یه زخم عمیق هم روی گردنش بود.

531
00:39:10.666 --> 00:39:11.666
‫کار کی بوده؟

532
00:39:12.875 --> 00:39:13.875
‫نمی‌دونم قربان.

533
00:39:15.000 --> 00:39:18.083
‫گفتی که رفتی خونه‌ت توی «جوهو».

534
00:39:18.166 --> 00:39:19.416
‫بله.

535
00:39:19.500 --> 00:39:21.083
‫حدوداً چه ساعتی؟

536
00:39:21.916 --> 00:39:24.291
‫دقیق نمی‌تونم بگم،
‫ولی حدود ساعت یکِ شب بود.

537
00:39:27.666 --> 00:39:28.791
‫همین‌ها رو می‌دونستم قربان.

538
00:39:35.666 --> 00:39:36.625
‫کسی هست که بتونه ثابت کنه

539
00:39:36.708 --> 00:39:38.916
‫ساعت یکِ شب خونه بودی؟

540
00:39:40.416 --> 00:39:41.750
‫همسر قانونی‌م.

541
00:39:41.833 --> 00:39:42.958
‫همسر قانونیت؟

542
00:39:43.583 --> 00:39:44.750
‫زنته.

543
00:39:46.166 --> 00:39:48.000
‫همونی که با عصبانیت دادگاه رو ترک کرد؟

544
00:39:48.083 --> 00:39:49.666
‫اعتراض دارم جناب قاضی.

545
00:39:49.750 --> 00:39:51.791
‫- سوال بی‌ربطه.
‫- اعتراض وارده.

546
00:39:53.041 --> 00:39:54.000
‫جناب قاضی،

547
00:39:55.000 --> 00:39:57.375
‫اگه اجازه بدید می‌خوام جواب سوالشون رو بدم.

548
00:39:57.458 --> 00:39:58.625
‫بفرمایید.

549
00:39:59.625 --> 00:40:00.541
‫خانم «مادورا»،

550
00:40:02.125 --> 00:40:08.208
‫همسرم برای حضور تو این جلسه اومده بود

551
00:40:09.083 --> 00:40:11.666
‫با وجود تمام اتهاماتی که بهم زده شده

552
00:40:13.750 --> 00:40:16.250
‫چون از بی‌گناهیم مطمئنه.

553
00:40:19.666 --> 00:40:21.291
‫رفتنش از روی عصبانیت نبود،

554
00:40:22.208 --> 00:40:23.541
‫بلکه از روی درد و رنجش بود.

555
00:40:24.875 --> 00:40:26.500
‫این چیزیه که شما نتونستید درکش کنید.

556
00:40:28.291 --> 00:40:29.375
‫شاید حق با شما باشه.

557
00:40:30.250 --> 00:40:32.875
‫اما شهادت همسرتون فاقد اعتباره.

558
00:40:33.875 --> 00:40:37.791
‫چیز دیگه‌ای دارید که بتونه حرفتون رو ثابت کنه؟

559
00:40:37.875 --> 00:40:42.291
‫آیا دادستانی چیزی داره
‫که بتونه ادعای موکلم رو رد کنه؟

560
00:40:42.375 --> 00:40:43.416
‫آقای «مهرا»،

561
00:40:43.916 --> 00:40:46.333
‫نمی‌تونید بدون اعتراض کردن،
‫من یا دادگاه رو خطاب قرار بدید.

562
00:40:46.416 --> 00:40:48.583
‫- خواهش می‌کنم.
‫- عذر می‌خوام جناب قاضی. معذرت می‌خوام.

563
00:40:50.458 --> 00:40:51.458
‫لطفاً ادامه بدید.

564
00:40:52.000 --> 00:40:54.250
‫هیچ‌کس بی‌خطا نیست، خانم.

565
00:40:56.750 --> 00:40:58.000
‫و من هم قطعاً از این قاعده مستثنی نیستم.

566
00:40:59.416 --> 00:41:01.083
‫حتی نزدیکش هم نیستم.

567
00:41:02.916 --> 00:41:04.333
‫اما بهش فکر کنید.

568
00:41:05.958 --> 00:41:09.000
‫«سوما» با من خیلی خوب رفتار می‌کرد.

569
00:41:11.166 --> 00:41:13.333
‫پس چرا باید بخوام بهش صدمه بزنم؟

570
00:41:16.750 --> 00:41:19.208
‫می‌فهمم که ثابت کردنِ حضورم در یه جای دیگه، موضوع مهمیه.

571
00:41:19.958 --> 00:41:22.208
‫اما من مدرکی برای اثباتش ندارم، پس باید چیکار کنم؟

572
00:41:23.125 --> 00:41:25.458
‫بعدش می‌گن: «دلیلِ صفرشوییِ ماشینت رو توضیح بده.»

573
00:41:26.750 --> 00:41:29.916
‫جناب، من ماهی یک یا دو بار
‫ماشینم رو می‌برم کارواش.

574
00:41:31.166 --> 00:41:32.791
‫دیگه چطوری باید این رو توجیه کنم؟

575
00:41:32.875 --> 00:41:34.833
‫جناب، متهم داره پیازداغِ قضیه رو زیاد می‌کنه.

576
00:41:34.916 --> 00:41:37.333
‫فقط به سوالاتی که ازت پرسیده می‌شه جواب بده.

577
00:41:37.416 --> 00:41:40.958
‫اما خانم «مادورا»، شما که هنوز سوالی نپرسیدین.

578
00:41:41.041 --> 00:41:42.458
‫می‌خوای چیزی ازش بپرسی؟

579
00:41:58.000 --> 00:41:59.166
‫نه جناب قاضی.

580
00:42:00.125 --> 00:42:01.666
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

581
00:42:04.333 --> 00:42:06.166
‫آقای «گور»، می‌تونید برید. ممنون.

582
00:42:08.916 --> 00:42:12.333
‫جناب قاضی، پرونده خیلی روشنه.

583
00:42:13.083 --> 00:42:15.958
‫موکلم توی کلاب با «سوما» آشنا شد،

584
00:42:16.791 --> 00:42:19.833
‫و با هم با ماشینِ اون از کلاب رفتن بیرون.

585
00:42:19.916 --> 00:42:25.458
‫و توی «وُرلی»،
‫موکلم توی ماشین سعی کرد به «سوما» نزدیک بشه.

586
00:42:26.041 --> 00:42:28.041
‫با هم دست‌به‌یقه شدن.

587
00:42:28.125 --> 00:42:33.291
‫«سوما» از ماشین پیاده شد و رفت،
‫بعدش هم موکلم رفت خونه‌ش.

588
00:42:33.375 --> 00:42:34.791
‫کل ماجرا همین بود.

589
00:42:34.875 --> 00:42:39.666
‫می‌تونی اینو ثابت کنی آقای «مهرا»؟

590
00:42:40.666 --> 00:42:43.791
‫یه چیزی رو فراموش کردی خانم «مادورا»،

591
00:42:44.500 --> 00:42:47.041
‫اونم اینه که تو دادستانی.

592
00:42:47.125 --> 00:42:48.625
‫می‌دونم کی هستم جناب.

593
00:42:48.708 --> 00:42:50.208
‫ولی شما هم باید یادتون باشه...

594
00:42:50.291 --> 00:42:54.125
‫که توی دادگاه، حرف و استدلال جای مدرک رو نمی‌گیره.

595
00:42:54.208 --> 00:42:56.250
‫منظورم دقیقاً همینه خانم «مادورا».

596
00:42:56.333 --> 00:42:58.166
‫هیچ مدرکی نداری.

597
00:42:58.250 --> 00:43:00.000
‫کل دفاعیه‌ت فقط روی حرفه.

598
00:43:00.083 --> 00:43:01.666
‫از من می‌خوای کارت رو انجام بدم؟

599
00:43:03.083 --> 00:43:08.875
‫داری به یه وکیل پیشکسوت بی‌احترامی می‌کنی.

600
00:43:08.958 --> 00:43:12.958
‫تمومش کنید آقای «مهرا»، خواهش می‌کنم.
‫اینجا میدون کشتیِ قانون نیست.

601
00:43:13.041 --> 00:43:14.916
‫نظم دادگاه رو رعایت کن.

602
00:43:15.458 --> 00:43:18.541
‫خانم «مادورا»، به نظرم باید یه روش دیگه‌ای رو پیش بگیری.

603
00:43:19.791 --> 00:43:22.458
‫بد نیست که به یه وکیل پیش‌کسوت
‫احترام بذاری.

604
00:43:23.083 --> 00:43:24.208
‫ختم جلسه رو اعلام می‌کنم.

605
00:43:25.083 --> 00:43:26.958
‫جلسه بعدی ۱۱ مِی برگزار می‌شه.

606
00:43:30.916 --> 00:43:32.125
‫«نه به حاکمیتِ زورگویی»

607
00:43:32.208 --> 00:43:34.041
‫«خواهر ماست
‫و ما خواستار اجرای عدالتیم»

608
00:43:34.125 --> 00:43:35.625
‫این تجاوز به حقوق زن‌هاست...

609
00:43:35.708 --> 00:43:37.000
‫«هند» این رو تحمل نمی‌کنه!

610
00:43:37.083 --> 00:43:38.541
‫جلسه اول عالی بود.

611
00:43:39.541 --> 00:43:42.250
‫ایده معرکه‌ای بود که من رو به عنوان اولین شاهد آوردی.

612
00:43:43.083 --> 00:43:45.541
‫اون اخم‌ها رو از صورتت پاک کن و
‫تظاهر کن که ما یه تیمیم.

613
00:43:45.625 --> 00:43:46.833
‫این توهین به زن‌هاست...

614
00:43:46.916 --> 00:43:52.958
‫- «شوریامان گور»!
‫- لعنت بهش!

615
00:43:57.291 --> 00:43:59.125
‫«شرم بر شما باد
‫با ما همبستگی نشون بدید»

616
00:43:59.208 --> 00:44:01.333
‫ما برای «سوما» عدالت می‌خوایم!

617
00:44:02.291 --> 00:44:03.583
‫آقای «مهرا»،

618
00:44:04.416 --> 00:44:07.166
‫چرا ریسک کردین و «شوریا» رو به عنوان اولین شاهد احضار کردین؟

619
00:44:07.250 --> 00:44:10.791
‫چرا که نه؟ اون بی‌گناهه.
‫تیم دفاع هم هیچ شکی در این مورد نداره.

620
00:44:10.875 --> 00:44:12.208
‫اما آقا...

621
00:44:12.291 --> 00:44:13.875
‫نظری ندارم.

622
00:44:17.291 --> 00:44:20.291
‫و حالا، می‌خوام به طور ویژه از...

623
00:44:20.375 --> 00:44:22.291
‫ستاره‌ی درخشانمون در رشته‌ی شنا،

624
00:44:22.375 --> 00:44:25.916
‫که در حال حاضر قصد داره به عنوان نماینده‌ی «هند»
‫توی تیم ملی حضور داشته باشه.

625
00:44:26.000 --> 00:44:28.333
‫پدرِ «سام»؟ مطمئنی؟

626
00:44:28.416 --> 00:44:30.375
‫خبرش همه‌جا پیچیده.

627
00:44:30.458 --> 00:44:32.166
‫چه خبری درباره‌ی پدرم پخش شده؟

628
00:44:32.250 --> 00:44:34.291
‫واقعاً نمی‌دونی؟

629
00:44:36.291 --> 00:44:37.833
‫«همبستگی با...»

630
00:44:37.916 --> 00:44:40.958
‫«هیچ‌کس فراتر از قانون نیست
‫این شامل پسرِ سیاستمدار هم میشه»

631
00:44:42.333 --> 00:44:44.166
‫باید خجالت بکشی «سم».

632
00:44:44.250 --> 00:44:46.416
‫بابات داره از اون متجاوز دفاع می‌کنه؟

633
00:44:46.500 --> 00:44:47.625
‫واقعاً حال‌به‌هم‌زنه.

634
00:44:48.291 --> 00:44:50.958
‫...دختری که به پدرش افتخار می‌کنه و پدری که به دخترش.

635
00:44:51.708 --> 00:44:55.666
‫همه‌تون می‌شناسینش، ما هم همه‌مون دوسش داریم.

636
00:44:55.750 --> 00:44:59.166
‫«سامایرا مهرا»، لطفاً میای روی صحنه؟

637
00:45:12.583 --> 00:45:15.958
‫«مؤسسه پرورش مهارت‌های آینده
‫جشنواره سالانه اهدای جوایز»

638
00:45:16.041 --> 00:45:17.625
‫دوست داری چند کلمه‌ای صحبت کنی؟

639
00:45:22.000 --> 00:45:24.333
‫خبرش همه‌جا پیچیده.
‫واقعاً خبر نداری؟

640
00:45:24.416 --> 00:45:26.333
‫باید خجالت بکشی «سم».

641
00:45:26.416 --> 00:45:30.416
‫بابات داره از اون متجاوز دفاع می‌کنه؟ واقعاً حال‌به‌هم‌زنه.

642
00:45:30.500 --> 00:45:33.291
‫بابات داره از اون متجاوز دفاع می‌کنه؟ واقعاً حال‌به‌هم‌زنه.

643
00:45:33.375 --> 00:45:34.875
‫باید خجالت بکشی.

644
00:45:38.958 --> 00:45:41.375
‫کاش می‌شنیدی اونا چی درباره‌ت می‌گفتن بابا.

645
00:45:42.125 --> 00:45:43.875
‫خیلی عصبانی شدم.

646
00:45:45.416 --> 00:45:46.750
‫تو هم بودی از کوره در می‌رفتی.

647
00:45:50.333 --> 00:45:54.833
‫اونا بهم ویدیوهایی نشون دادن
‫که داشتن روی عکسات جوهر می‌پاشیدن.

648
00:45:54.916 --> 00:45:59.166
‫ولی عزیزم، این دلیل نمی‌شه
‫که باهاشون دعوا کنی، مگه نه؟

649
00:46:00.166 --> 00:46:01.166
‫من...

650
00:46:02.000 --> 00:46:04.333
‫سعی کردم جلوی خودمو بگیرم.

651
00:46:05.125 --> 00:46:06.083
‫ولی...

652
00:46:07.166 --> 00:46:10.166
‫نمی‌تونم تحمل کنم کسی پشت سرت حرف بد بزنه.

653
00:46:11.041 --> 00:46:12.083
‫می‌دونم عزیزم.

654
00:46:12.583 --> 00:46:13.416
‫«سم»...

655
00:46:14.333 --> 00:46:16.583
‫گفتم که داشتن دروغ می‌گفتن.

656
00:46:19.000 --> 00:46:20.208
‫داشتن دروغ می‌گفتن، مگه نه؟

657
00:46:21.250 --> 00:46:25.166
‫هر چی می‌گن رو نشنیده بگیر.

658
00:46:25.916 --> 00:46:27.875
‫نذار این حرفا روت اثر بذاره. باشه؟

659
00:46:28.583 --> 00:46:30.375
‫تو که باباتو می‌شناسی.

660
00:46:32.875 --> 00:46:35.250
‫دیگه با کسی دعوا نکن، خب؟

661
00:46:37.750 --> 00:46:40.333
‫می‌دونم مامان. منو ببخش.

662
00:46:41.583 --> 00:46:43.291
‫اشکالی نداره عزیزم.

663
00:46:48.541 --> 00:46:49.708
‫گریه نکن دخترم.

664
00:46:50.458 --> 00:46:51.708
‫گریه نکن.

665
00:47:08.375 --> 00:47:09.250
‫بابا!

666
00:47:13.208 --> 00:47:14.875
‫بابا، من می‌میرم؟

667
00:47:14.958 --> 00:47:16.916
‫هیچ اتفاقی نمی‌افته عزیزم. هیچ اتفاقی نمی‌افته.

668
00:47:18.125 --> 00:47:19.458
‫بیا ببریمش دکتر.

669
00:47:20.291 --> 00:47:22.208
‫بیا بریم عزیزم. یالا.

670
00:47:32.958 --> 00:47:35.500
‫نگران نباش «آرجون». الان داره استراحت می‌کنه.

671
00:47:50.291 --> 00:47:52.708
‫این پرونده علامت سؤال‌های زیادی رو به وجود میاره.

672
00:47:55.125 --> 00:47:57.916
‫امروز دانش‌آموزای مدرسه دارن درباره‌ش حرف می‌زنن،

673
00:47:58.666 --> 00:48:01.125
‫و فردا توی برنامه «واتس‌اپ» گروه‌های خبرای دروغ
‫درست می‌شه.

674
00:48:05.000 --> 00:48:06.791
‫اگه حقیقت فاش بشه چی؟

675
00:48:10.458 --> 00:48:12.125
‫این موضوع برام اهمیتی نداره.

676
00:48:16.208 --> 00:48:17.375
‫می‌ترسم.

677
00:48:19.791 --> 00:48:21.083
‫اگه «سام» بفهمه چی؟

678
00:48:22.333 --> 00:48:23.666
‫از کجا می‌خواد بفهمه؟

679
00:48:26.125 --> 00:48:31.416
‫الان تمام فکرم درگیر اینه که
‫فقط دو هفته وقت دارم.

680
00:48:31.500 --> 00:48:34.333
‫باید توی این پرونده برنده بشم،
‫چه اهداکننده پیدا بشه چه نشه.

681
00:48:35.458 --> 00:48:36.791
‫باید دخترم رو نجات بدم.

682
00:48:39.416 --> 00:48:41.375
‫باید دخترمون رو نجات بدم.

683
00:48:42.666 --> 00:48:44.291
‫باید دخترمون رو نجات بدم.

684
00:48:49.375 --> 00:48:53.125
‫«دادگاه عالی»

685
00:48:58.541 --> 00:48:59.916
‫خانم «مادورا».

686
00:49:00.833 --> 00:49:01.875
‫چه اتفاقی واسه دستت افتاده؟

687
00:49:03.166 --> 00:49:06.958
‫به خاطر اینه که پرونده خیلی سنگینه قربان.

688
00:49:09.166 --> 00:49:12.333
‫دادستانی «ویجی کامتی» رو احضار می‌کنه.

689
00:49:17.625 --> 00:49:21.291
‫«ویجی کامتی»، خودت رو معرفی کن،

690
00:49:21.375 --> 00:49:24.500
‫و به دادگاه بگو
‫دیشب به بازرس «گوکالی» چی گفتی.

691
00:49:26.000 --> 00:49:29.791
‫اسم من «ویجی کامتی»ـه.
‫اون شب، دوشنبه بود که...

692
00:49:30.541 --> 00:49:33.250
‫داشتم چایی می‌بردم سمت ماشین.

693
00:49:34.500 --> 00:49:36.375
‫یهو در ماشین باز شد،

694
00:49:37.875 --> 00:49:39.916
‫و «سوما» ازش افتاد بیرون.

695
00:49:40.500 --> 00:49:44.166
‫انگار یکی هلش داده بود یا پرتش کرده بود بیرون.

696
00:49:45.291 --> 00:49:49.291
‫آقای «کامتی»، دیروز توی کلانتری
‫ماشین رو شناسایی کردید.

697
00:49:50.958 --> 00:49:54.250
‫راننده رو توی این دادگاه می‌بینید؟

698
00:49:57.750 --> 00:49:59.541
‫اون مرد همونیه که داشت رانندگی می‌کرد.

699
00:50:07.291 --> 00:50:09.000
‫توی صورت‌جلسه ثبت بشه

700
00:50:09.083 --> 00:50:12.125
‫که شاهد عینی،
‫«شوریامان گور» رو شناسایی کرد.

701
00:50:12.208 --> 00:50:13.708
‫آقای «مهرا»، می‌تونید بازجویی‌ش کنید.

702
00:50:15.500 --> 00:50:17.833
‫آقای «کامتی»، منظورتون
‫همین ماشین بود؟

703
00:50:22.875 --> 00:50:23.708
‫یا این یکی؟

704
00:50:25.000 --> 00:50:26.083
‫همینه.

705
00:50:26.166 --> 00:50:27.708
‫یا این؟

706
00:50:27.791 --> 00:50:28.666
‫یا این یکی؟

707
00:50:28.750 --> 00:50:30.250
‫یا این؟

708
00:50:30.333 --> 00:50:31.375
‫یا این یکی؟

709
00:50:31.458 --> 00:50:33.041
‫یا این؟

710
00:50:33.125 --> 00:50:34.041
‫این...

711
00:50:34.125 --> 00:50:37.416
‫نترس، عجله نکن. گوش کن، بهت نشون می‌دم.

712
00:50:38.000 --> 00:50:41.416
‫این «بنز»ـه،
‫این «بی‌ام‌و» و اینم «آئودی».

713
00:50:41.500 --> 00:50:42.791
‫اعتراض دارم جناب قاضی.

714
00:50:42.875 --> 00:50:46.458
‫آقای «کامتی» چای‌فروشه،
‫کارشناس ماشین که نیست.

715
00:50:47.458 --> 00:50:49.750
‫چی رو می‌خوای ثابت کنی آقای «مهرا»؟

716
00:50:49.833 --> 00:50:53.833
‫آقای «کامتی» یه ماشین مشکی لوکس دیده.

717
00:50:54.708 --> 00:50:56.750
‫هزاران ماشین مثل اون توی «بمبئی» هست.

718
00:50:57.416 --> 00:51:00.875
‫مگه خودت هم یه «بنز» شبیه اون نداری؟

719
00:51:05.958 --> 00:51:07.166
‫خب آقای «کامتی»،

720
00:51:08.458 --> 00:51:11.791
‫حالا بهم بگو چطوری موکلم رو شناسایی کردی؟

721
00:51:12.291 --> 00:51:15.250
‫اصلاً صفِ شناسایی‌ای در کار نبود.

722
00:51:16.000 --> 00:51:20.375
‫فکر کنم کلی عکس بهت نشون دادن و
‫از روی اونا شناساییش کردی.

723
00:51:20.458 --> 00:51:22.833
‫نه قربان، فقط یه دونه عکس بهم نشون دادن.

724
00:51:22.916 --> 00:51:24.250
‫فقط یه دونه عکس؟

725
00:51:24.333 --> 00:51:25.791
‫فقط یه دونه عکس!

726
00:51:28.041 --> 00:51:30.333
‫عالیه، پس فقط یه دونه عکس بهت نشون دادن.

727
00:51:32.625 --> 00:51:36.083
‫خب، حالا بگو پلیس چقدر پول بهت داده.

728
00:51:36.166 --> 00:51:38.583
‫اعتراض دارم جناب قاضی. ایشون دارن دادگاه رو مسخره می‌کنن.

729
00:51:38.666 --> 00:51:39.958
‫حرفم رو پس می‌گیرم.

730
00:51:44.458 --> 00:51:45.291
‫آقای «کامتی»،

731
00:51:46.333 --> 00:51:48.250
‫بهم بگو،

732
00:51:48.791 --> 00:51:51.125
‫«سوما» رو از کجا می‌شناسی؟

733
00:51:51.833 --> 00:51:55.125
‫دوچرخه‌ام رو کنار ساختمونی که توش زندگی می‌کنه پارک می‌کنم.

734
00:51:55.208 --> 00:51:57.291
‫این یعنی خوب می‌شناسیش.

735
00:51:58.875 --> 00:51:59.916
‫بله قربان.

736
00:52:00.000 --> 00:52:02.291
‫پس چرا بهش کمک نکردی؟

737
00:52:02.791 --> 00:52:04.458
‫می‌تونستی ببریش بیمارستان.

738
00:52:10.000 --> 00:52:11.125
‫قربان...

739
00:52:11.625 --> 00:52:13.666
‫این کارِ پلیسه.

740
00:52:14.166 --> 00:52:15.583
‫کارِ پلیس؟

741
00:52:16.333 --> 00:52:19.833
‫ای وای! مردم از ترس پلیس،
‫انسانیتشون رو از یاد بردن.

742
00:52:22.125 --> 00:52:25.750
‫اون هم یه جورایی تو این جرم شریکه.

743
00:52:26.958 --> 00:52:31.625
‫لطفاً آقای «مهرا»،
‫توی دادگاه موعظه نکنید.

744
00:52:31.708 --> 00:52:32.833
‫خانم «مادورا».

745
00:52:32.916 --> 00:52:34.125
‫بله؟

746
00:52:34.208 --> 00:52:35.083
‫موضوع چیه؟

747
00:52:35.166 --> 00:52:38.500
‫قربان، اون به پلیس یه شهادتِ دیگه داده بود.

748
00:52:38.583 --> 00:52:40.875
‫یعنی شاهد علیه طرفی که احضارش کرده چرخیده؟

749
00:52:40.958 --> 00:52:42.541
‫منظورت همینه؟

750
00:52:42.625 --> 00:52:44.125
‫نه! نه قربان.

751
00:52:44.208 --> 00:52:47.000
‫مگه نباید مدرک توی دادگاه ارزش داشته باشه؟

752
00:52:47.083 --> 00:52:48.291
‫آره.

753
00:52:48.375 --> 00:52:50.541
‫طوری با قضیه برخورد نکن
‫انگار فقط یه روال عادیه.

754
00:52:50.625 --> 00:52:51.583
‫کور که نیستم!

755
00:52:52.416 --> 00:52:57.333
‫با روی باز به اشتباهاتت اعتراف کن،
‫بعدش هم لطفاً برو درستشون کن.

756
00:52:59.541 --> 00:53:00.500
‫ختم جلسه اعلام می‌شه.

757
00:53:14.041 --> 00:53:15.750
‫حالا دیگه فهمیدم خانم...

758
00:53:15.833 --> 00:53:18.833
‫که چرا می‌گن «آرجون مهرا» شکست‌ناپذیره.

759
00:53:19.791 --> 00:53:21.833
‫با اینکه هنوز برگ برنده‌اش رو رو نکرده.

760
00:53:22.708 --> 00:53:25.416
‫پنج دقیقه قبل از صادر شدن حکم،
‫برگ برنده‌اش رو رو می‌کنه.

761
00:53:26.333 --> 00:53:27.458
‫مشکلی نیست خانم.

762
00:53:28.708 --> 00:53:33.416
‫اون نمی‌فهمه که ما داریم کارمون رو با صداقت انجام می‌دیم.

763
00:53:34.125 --> 00:53:36.833
‫تمام سیستم قضایی پشت شماست خانم.

764
00:53:37.500 --> 00:53:39.875
‫- بلکه روی سرم سنگینی می‌کنه.
‫- روی سرتون؟

765
00:53:42.458 --> 00:53:45.750
‫باید بارهایی که سیستم بهمون تحمیل می‌کنه رو
‫تحمل کنیم.

766
00:53:53.208 --> 00:53:55.750
‫مسئولیت بزرگی بهمون سپرده شده.

767
00:53:55.833 --> 00:53:58.916
‫ولی تمام تلاشمون رو می‌کنیم. نگران نباش.

768
00:54:15.041 --> 00:54:17.250
‫آقای «مهرا»، من پیگیر پرونده هستم.
‫شرایط رو درک می‌کنم.

769
00:54:18.458 --> 00:54:21.041
‫ولی باید عجله کنی،
‫چون دیگه وقت زیادی نداریم.

770
00:54:21.833 --> 00:54:24.000
‫می‌دونم دکتر. دارم تمام تلاشم رو می‌کنم.

771
00:54:24.958 --> 00:54:25.791
‫ممنونم.

772
00:54:34.791 --> 00:54:37.583
‫- این چیه؟
‫- سوابق دیجیتالیِ «سوما».

773
00:54:41.833 --> 00:54:43.041
‫بهش نیازی ندارم.

774
00:54:43.125 --> 00:54:45.875
‫می‌دونی که من این‌طوری کار نمی‌کنم.

775
00:54:49.125 --> 00:54:52.875
‫از مدارک برای بدنام کردن بقیه استفاده نمی‌شه،
‫بلکه برای ایجاد شک و تردیدِ منطقیه.

776
00:54:53.833 --> 00:54:56.833
‫- این‌طوری پرونده‌ت ردخور نداره.
‫- نه.

777
00:54:58.375 --> 00:54:59.916
‫من این‌طوری کار نمی‌کنم.

778
00:55:00.000 --> 00:55:01.041
‫می‌دونم.

779
00:55:02.750 --> 00:55:04.750
‫پیش خودت کار یاد گرفتم.

780
00:55:06.791 --> 00:55:08.291
‫استفاده از این ثابت می‌کنه که دروغ نمی‌گیم.

781
00:55:39.916 --> 00:55:41.416
‫«بخش مراقبت‌های شیمی‌درمانی»

782
00:55:51.250 --> 00:55:54.333
‫همون‌طور که خواستی، اظهارات «شوریا» رو کامل ثبت کردم،

783
00:55:54.416 --> 00:55:57.083
‫و حواسم بود که هیچ جزئیاتی از قلم نیفته.

784
00:56:00.875 --> 00:56:02.375
‫- برید.
‫- چشم قربان.

785
00:56:07.208 --> 00:56:10.958
‫امروز «آبهیمانیو» رو به دادگاه احضار می‌کنی؟

786
00:56:12.833 --> 00:56:14.041
‫خانم «میتال»...

787
00:56:14.125 --> 00:56:16.041
‫«آبهیمانیو» هیچی نمی‌دونه.

788
00:56:17.750 --> 00:56:23.208
‫آقای «مهرا»، «آبهیمانیو»
‫درباره‌ی دخترم «سوما» هیچی نمی‌دونه.

789
00:56:27.166 --> 00:56:29.000
‫نشونت می‌دم. صبر کن.

790
00:56:32.125 --> 00:56:32.958
‫دخترم...

791
00:56:33.458 --> 00:56:34.291
‫ببخشید.

792
00:56:35.291 --> 00:56:36.375
‫به این نگاه کن.

793
00:56:36.958 --> 00:56:38.125
‫بفرما.

794
00:56:38.208 --> 00:56:39.250
‫این دخترمه.

795
00:56:39.333 --> 00:56:41.583
‫«نفرات برتر امتحان نهایی
‫حسابداران رسمی»

796
00:56:41.666 --> 00:56:42.875
‫اینو می‌بینی؟

797
00:56:42.958 --> 00:56:46.041
‫دخترم توی امتحان حسابداری رسمی
‫رتبه سوم رو آورد.

798
00:56:46.125 --> 00:56:47.083
‫رتبه سوم.

799
00:56:47.666 --> 00:56:50.541
‫داره درس می‌خونه تا یه حسابدار رسمی معتبر بشه.

800
00:56:51.125 --> 00:56:54.750
‫ببین، من فقط دارم وظیفه‌ام رو انجام می‌دم.

801
00:56:56.166 --> 00:57:02.833
‫دختر من کاملاً بی‌گناهه، آقای «مهرا».

802
00:57:03.625 --> 00:57:05.208
‫اون خیلی سخت‌کوشه.

803
00:57:06.000 --> 00:57:09.250
‫اما قانون...

804
00:57:09.333 --> 00:57:13.875
‫مگه قرار نیست قانون از آدم‌های
‫بی‌گناهی مثل «سوما» محافظت کنه؟

805
00:57:18.375 --> 00:57:19.958
‫چرا آقای «مهرا»؟

806
00:57:20.875 --> 00:57:23.625
‫داری از کسی دفاع می‌کنی که

807
00:57:24.625 --> 00:57:27.250
‫باعث و بانی وضعیت الانِ دخترمه.

808
00:57:28.250 --> 00:57:33.416
‫مگه همیشه برای آدم‌هایی که سیستم قضایی
‫بهشون ظلم کرده بود نمی‌جنگیدی؟

809
00:57:37.125 --> 00:57:38.125
‫شاید شما، آقای «مهرا»...

810
00:57:40.875 --> 00:57:44.208
‫سال‌ها طول می‌کشه تا آدم بتونه یه اعتبار خوب برای خودش بسازه.

811
00:57:47.291 --> 00:57:48.750
‫اما امروز، تو یه لحظه،

812
00:57:49.833 --> 00:57:51.625
‫از چشمم افتادی.

813
00:57:57.625 --> 00:58:01.958
‫دخترم داره با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنه.

814
00:58:02.041 --> 00:58:03.833
‫داره جون میده.

815
00:58:07.625 --> 00:58:09.375
‫اصلاً می‌فهمی چقدر درد داره

816
00:58:11.541 --> 00:58:15.625
‫وقتی می‌بینی دخترت

817
00:58:15.708 --> 00:58:20.291
‫جلوی چشمات داره ذره‌ذره آب میشه و می‌میره؟

818
00:58:45.333 --> 00:58:47.500
‫با «سوما» رابطه‌ای داشتی؟

819
00:58:47.583 --> 00:58:48.500
‫آره.

820
00:58:49.125 --> 00:58:50.458
‫چه جور رابطه‌ای؟

821
00:58:50.541 --> 00:58:52.250
‫رابطه عاشقانه بود یا دوستی؟

822
00:58:52.791 --> 00:58:54.791
‫قربان، من عاشق «سوما» هستم.

823
00:58:54.875 --> 00:58:56.000
‫رفتی بیمارستان ملاقاتش؟

824
00:59:04.041 --> 00:59:07.208
‫ببینیم روز ۳۰ آوریل چقدر «سوما» رو دوست داشتی.

825
00:59:10.708 --> 00:59:11.583
‫«»

826
00:59:11.666 --> 00:59:13.250
‫تو یه هرزه‌ی لعنتی هستی.

827
00:59:13.333 --> 00:59:14.291
‫تو اصلاً شخصیت نداری!

828
00:59:14.375 --> 00:59:17.041
‫دیگه صبرم لبریز شده «آبهی».
‫نمی‌تونم این همه رو تحمل کنم.

829
00:59:17.125 --> 00:59:19.125
‫تو نیستی که برای همه چی تصمیم می‌گیری.

830
00:59:19.208 --> 00:59:21.000
‫امتحان کن. ترکم کن، ولی پای عواقبش هم وایسا.

831
00:59:21.083 --> 00:59:24.000
‫خفه شو! می‌رم سراغ پلیس.

832
00:59:24.083 --> 00:59:26.333
‫برو! امتحانش کن!

833
00:59:26.416 --> 00:59:27.958
‫ولی اون‌قدری زنده نمی‌مونی که بخوای این کار رو بکنی.

834
00:59:33.250 --> 00:59:35.375
‫خوبه، احساساتت کاملاً واضحه.

835
00:59:36.083 --> 00:59:37.541
‫چه ماشینی سوار می‌شه؟

836
00:59:40.416 --> 00:59:42.083
‫- «هوندا».
‫- مشکیه؟

837
00:59:42.166 --> 00:59:43.000
‫آره.

838
00:59:43.083 --> 00:59:44.333
‫از «اسنپ‌چت» استفاده می‌کنه؟

839
00:59:45.458 --> 00:59:46.291
‫آره.

840
00:59:46.375 --> 00:59:49.416
‫این یعنی داره موقعیت لحظه‌ایش رو باهات به اشتراک می‌ذاره.

841
00:59:49.500 --> 00:59:50.458
‫آره.

842
00:59:51.250 --> 00:59:55.416
‫یعنی می‌دونی کجاست و لحظه به لحظه داره چیکار می‌کنه.

843
00:59:55.500 --> 00:59:58.333
‫ولی من کاری نکردم قربان.
‫اون شب اصلاً اونجا نبودم.

844
00:59:58.416 --> 01:00:00.000
‫این چیزیه که تو می‌گی!

845
01:00:00.083 --> 01:00:03.041
‫تو همون دوست‌پسرِ خشنشی که تهدیدش می‌کردی.

846
01:00:04.000 --> 01:00:09.541
‫شاید از ترس اینکه نکشیش، با موکل من دوست شده.

847
01:00:09.625 --> 01:00:11.083
‫قربان، شما این‌طوری فکر می‌کنید...

848
01:00:12.416 --> 01:00:13.958
‫چون دخترایی مثل «سوما» رو نمی‌شناسید.

849
01:00:14.041 --> 01:00:16.916
‫همچین دختری ممکنه برای یه نوشیدنی مجانی و یه شب خوش‌گذرونی، هر کاری بکنه.

850
01:00:18.083 --> 01:00:20.208
‫- از این بار به اون بار و از بغل این مرد به اون مرد می‌پره.
‫- خفه شو!

851
01:00:39.125 --> 01:00:40.750
‫توی این سالن دادگاه،

852
01:00:41.958 --> 01:00:43.583
‫من وکیلم،

853
01:00:44.458 --> 01:00:45.791
‫و تو شاهدی.

854
01:00:46.916 --> 01:00:47.833
‫ولی بیرون از دادگاه،

855
01:00:48.958 --> 01:00:50.583
‫ما فقط دوتا شهروند معمولی هستیم.

856
01:00:52.958 --> 01:00:54.291
‫فهمیدی؟

857
01:00:54.875 --> 01:00:55.916
‫- آقای «مهرا».
‫- بله.

858
01:00:56.958 --> 01:00:58.000
‫آقای «مهرا».

859
01:00:58.875 --> 01:01:02.000
‫داری چیکار می‌کنی؟ داری توی دادگاه من شاهد رو تهدید می‌کنی؟

860
01:01:05.083 --> 01:01:06.000
‫نه جناب قاضی.

861
01:01:07.916 --> 01:01:09.625
‫ختم جلسه امروز رو اعلام می‌کنم.

862
01:02:17.083 --> 01:02:17.916
‫«آوی»...

863
01:02:20.125 --> 01:02:21.875
‫کاش اون فلش رو بهم نمی‌دادی.

864
01:02:23.583 --> 01:02:26.208
‫کاش ازت نمی‌گرفتمش.

865
01:02:28.208 --> 01:02:29.875
‫قضیه رو برای «آبهیمانیو» توضیح دادم.

866
01:02:29.958 --> 01:02:33.041
‫بهش گفتم که ما از این راه نمی‌ریم.

867
01:02:35.458 --> 01:02:38.250
‫ولی امروز توی دادگاه...

868
01:02:38.791 --> 01:02:41.250
‫به خاطر من آبروی یه مادر رفت.

869
01:02:43.500 --> 01:02:45.500
‫آبروی یه مادر رو بردم!

870
01:02:48.291 --> 01:02:49.666
‫از خودم متنفرم.

871
01:02:49.750 --> 01:02:52.208
‫از خودم متنفرم.

872
01:02:52.291 --> 01:02:53.625
‫خودت رو کنترل کن.

873
01:02:55.916 --> 01:02:57.750
‫می‌دونم این برات خیلی سخته.

874
01:02:59.083 --> 01:03:00.208
‫از خودم بدم میاد.

875
01:03:00.291 --> 01:03:01.500
‫متأسفم.

876
01:03:02.083 --> 01:03:05.291
‫ولی داریم این کار رو برای دخترمون می‌کنیم.

877
01:03:07.041 --> 01:03:09.291
‫داریم این کار رو برای دخترمون می‌کنیم، «آرجون».

878
01:03:10.291 --> 01:03:11.583
‫به خاطر «سامایرا»ی عزیزمون.

879
01:03:14.708 --> 01:03:16.416
‫داریم این کار رو برای دخترمون می‌کنیم.

880
01:03:17.000 --> 01:03:17.833
‫اما...

881
01:03:18.750 --> 01:03:20.416
‫اونم دخترِ یه مادرِ دیگه است.

882
01:03:22.041 --> 01:03:23.916
‫داریم این کار رو برای دخترمون می‌کنیم.

883
01:03:24.708 --> 01:03:28.583
‫باید دخترِ یه نفر دیگه رو فدا کنم
‫تا بتونم دخترِ خودم رو نجات بدم؟

884
01:03:34.000 --> 01:03:35.541
‫اونم دخترِ یه مادرِ دیگه است.

885
01:03:42.500 --> 01:03:43.625
‫خدای من!

886
01:03:45.083 --> 01:03:46.666
‫داریم چیکار می‌کنیم؟

887
01:03:53.583 --> 01:03:55.708
‫- باید قوی باشیم.
‫- آره.

888
01:03:56.333 --> 01:03:57.958
‫باید قوی باشیم.

889
01:03:59.625 --> 01:04:00.833
‫باید قوی باشیم.

890
01:04:01.958 --> 01:04:05.916
‫به خاطر دخترمون باید قوی باشیم.

891
01:04:08.041 --> 01:04:09.166
‫باید قوی باشیم.

892
01:04:20.958 --> 01:04:24.375
‫«مادو»، گوشیت داره زنگ می‌خوره.

893
01:04:35.375 --> 01:04:37.416
‫- «گوکالی»؟
‫- بله خانم.

894
01:04:38.000 --> 01:04:39.333
‫با پزشکی قانونی صحبت کردم.

895
01:04:39.833 --> 01:04:41.041
‫با هم مطابقت دارن.

896
01:04:41.125 --> 01:04:44.666
‫کاری که از راه مستقیم نشد، با کلک درست شد.

897
01:04:45.166 --> 01:04:48.166
‫ممنونم «گوکالی»!

898
01:04:48.250 --> 01:04:49.583
‫نه، ممنون از شما خانم.

899
01:04:50.291 --> 01:04:53.000
‫این ایده‌ت واقعاً نبوغ‌آمیز بود.

900
01:04:53.083 --> 01:04:55.125
‫فردا توی دادگاه له می‌شن.

901
01:04:56.166 --> 01:04:58.416
‫- شب‌بخیر خانم.
‫- شب‌بخیر.

902
01:05:04.750 --> 01:05:05.583
‫بله خانم.

903
01:05:06.375 --> 01:05:07.375
‫جناب قاضی،

904
01:05:08.250 --> 01:05:10.791
‫این کلید ماشین «شوریامان گور»ـه.

905
01:05:10.875 --> 01:05:11.875
‫اعتراض دارم جناب.

906
01:05:12.875 --> 01:05:15.625
‫- این...
‫- بذار حرفش رو تموم کنه.

907
01:05:16.500 --> 01:05:17.666
‫لطفاً ادامه بدید.

908
01:05:17.750 --> 01:05:18.708
‫ممنون.

909
01:05:19.333 --> 01:05:21.875
‫این جای کلید ماشین «شوریامان گور»ـه،

910
01:05:21.958 --> 01:05:23.000
‫یعنی همون سوراخ کلید

911
01:05:23.083 --> 01:05:25.125
‫که هنوز بهش اشاره نکردیم.

912
01:05:26.833 --> 01:05:29.458
‫دادستانی درخواست احضار دکتر «گوش»
‫به جایگاه شهود رو داره.

913
01:05:29.541 --> 01:05:30.583
‫احضارش کنید.

914
01:05:32.750 --> 01:05:34.666
‫اعتراض دارم جناب قاضی. چه فایده‌ای داره؟

915
01:05:36.041 --> 01:05:37.333
‫صبور باشید، آقای «مهرا».

916
01:05:38.666 --> 01:05:40.333
‫لطفاً خودتون رو معرفی کنید.

917
01:05:40.416 --> 01:05:44.583
‫من دکتر «آشوتوش گوش» هستم، تحلیل‌گر ارشد جنایی
‫در آزمایشگاه مرکزی علوم پزشکی قانونی.

918
01:05:44.666 --> 01:05:46.791
‫من سوراخ سوئیچ ماشین رو بررسی کردم.

919
01:05:47.458 --> 01:05:48.458
‫چی پیدا کردید؟

920
01:05:48.541 --> 01:05:49.750
‫خونِ انسان.

921
01:05:50.250 --> 01:05:51.375
‫این اصلاً عادی نیست.

922
01:05:54.166 --> 01:05:55.416
‫خونِ انسان؟

923
01:05:56.083 --> 01:05:58.750
‫ولی ماشین با مواد شیمیایی تمیز شده بود،
‫چطور ممکنه؟

924
01:05:58.833 --> 01:06:02.041
‫خانم، شستشوی شیمیایی یه فعالیت صنعتیه.

925
01:06:02.125 --> 01:06:04.750
‫- خب.
‫- یه فعالیت مجرمانه نیست.

926
01:06:05.750 --> 01:06:09.666
‫اگه سوئیچ ماشین تمیز بود،
‫سوراخِ سوئیچ هم باید تمیز می‌بود.

927
01:06:09.750 --> 01:06:11.375
‫پس با یه استدلال معکوس،

928
01:06:12.041 --> 01:06:16.000
‫اگه روی سوئیچ ماشین خون بوده باشه،
‫توی سوراخ سوئیچ هم خون پیدا می‌شه.

929
01:06:20.375 --> 01:06:24.750
‫دکتر «گوش»،
‫می‌تونید بگید این خون متعلق به کیه؟

930
01:06:25.458 --> 01:06:26.541
‫این خونِ «سوما میتال»ـه.

931
01:06:35.291 --> 01:06:36.500
‫مطمئنی؟

932
01:06:36.583 --> 01:06:39.125
‫خانم، معاینات پزشکی قانونی خیلی دقیقه.

933
01:06:44.958 --> 01:06:46.416
‫آقای «مهرا»، می‌تونی ازش بازجویی کنی.

934
01:06:49.583 --> 01:06:50.416
‫جناب قاضی،

935
01:06:51.041 --> 01:06:52.791
‫تیم دفاع درخواست تنفس زودهنگام داره.

936
01:06:53.458 --> 01:06:55.625
‫این یه مدرک جدیده، به زمان نیاز داریم.

937
01:06:55.708 --> 01:06:57.125
‫آقای «مهرا»، شما یه وکیل باسابقه هستی.

938
01:06:58.166 --> 01:07:00.750
‫وسط شهادت کارشناس درخواست تنفس می‌دی؟

939
01:07:02.000 --> 01:07:03.666
‫ختم جلسه. می‌تونی تنفس بگیری.

940
01:07:03.750 --> 01:07:07.458
‫خواهش می‌کنم جناب قاضی، پنج دقیقه بهم وقت بدین.
‫فقط پنج دقیقه.

941
01:07:12.791 --> 01:07:14.833
‫این فیلم دوربین مداربسته‌ی پمپ بنزین «سرینات»ـه.

942
01:07:14.916 --> 01:07:17.625
‫«پمپ بنزین
‫...»

943
01:07:17.708 --> 01:07:19.500
‫زمان ضبط فیلم، اول ماه می هست،

944
01:07:19.583 --> 01:07:21.625
‫ساعت ۱۲ و ۵ دقیقه‌ی صبح،

945
01:07:21.708 --> 01:07:25.166
‫یعنی ۵ دقیقه بعد از نیمه‌شب،

946
01:07:25.250 --> 01:07:28.458
‫توی این فیلم «آبهیمانیو» موقع رسیدن به پمپ بنزین دیده می‌شه.

947
01:07:28.541 --> 01:07:29.833
‫باک رو پر کرد،

948
01:07:29.916 --> 01:07:31.750
‫سیگار خرید و رفت دستشویی.

949
01:07:31.833 --> 01:07:34.041
‫زمان خروج «آبهیمانیو» هم ثبت شده،

950
01:07:34.125 --> 01:07:36.625
‫ساعت ۱۲:۲۰ نیمه‌شب.

951
01:07:36.708 --> 01:07:41.750
‫«سوما میتال» حدود ساعت ۱ صبح
‫زخمی پیدا شد.

952
01:07:42.875 --> 01:07:45.083
‫«آبهیمانیو» نمی‌تونست اونجا باشه،

953
01:07:46.000 --> 01:07:47.583
‫چون توی «واشی» بود.

954
01:07:48.916 --> 01:07:50.333
‫این یه تحقیق عالیه.

955
01:07:50.916 --> 01:07:52.208
‫واقعاً عالیه.

956
01:07:52.291 --> 01:07:54.375
‫اما یادت رفت یه نکته رو بگی.

957
01:07:54.875 --> 01:07:58.875
‫اون شب ساعت ۱۲:۳۰ نیمه‌شب،
‫«آبهیمانیو» رفت به یه کافه تا قهوه بخوره.

958
01:07:59.708 --> 01:08:02.333
‫شاید کس دیگه‌ای رو تحریک کرده که این جرم رو انجام بده.

959
01:08:02.416 --> 01:08:05.916
‫یا شاید هم کس دیگه‌ای بوده که
‫انگیزه‌ای مثل انگیزه «آبهیمانیو» داشته.

960
01:08:06.000 --> 01:08:07.208
‫خب، چه مانعی وجود داره؟

961
01:08:07.291 --> 01:08:11.458
‫داری الان آبروی مقتول رو می‌بری، آقای «مهرا»؟

962
01:08:11.541 --> 01:08:13.875
‫این برداشت توئه، نه من.

963
01:08:14.625 --> 01:08:16.416
‫ببین، اون زن جذابیه.

964
01:08:17.250 --> 01:08:19.375
‫باهوش و تحصیل‌کرده هم هست. خب چه اشکالی داره؟

965
01:08:20.208 --> 01:08:22.500
‫شاید دوست‌پسرای دیگه‌ای هم داشته،

966
01:08:22.583 --> 01:08:26.166
‫ولی این معنیش این نیست که دارم آبروش رو می‌برم.

967
01:08:26.250 --> 01:08:28.708
‫چون جوونای امروزی همین‌طورین.

968
01:08:28.791 --> 01:08:30.916
‫ولی همه‌مون می‌دونیم آقای «مهرا»

969
01:08:31.000 --> 01:08:33.791
‫که وقتی وکیلا نمی‌تونن بقیه رو قانع کنن،
‫می‌رن سراغ ایجاد سردرگمی.

970
01:08:33.875 --> 01:08:36.750
‫من نه این کار رو می‌کنم، نه اون کار رو.

971
01:08:37.291 --> 01:08:39.958
‫از نظر قانونی، این یه شک منطقی محسوب می‌شه.

972
01:08:40.750 --> 01:08:43.708
‫واسه جلسه امروز کافیه. ختم جلسه.

973
01:08:49.416 --> 01:08:56.416
‫«زندان مرکزی»

974
01:09:09.208 --> 01:09:13.166
‫خون «سوما» چطوری رفته تو سوراخ کلید ماشینت؟

975
01:09:15.000 --> 01:09:17.000
‫بهت گفته بودم چیزی رو ازم پنهان نکن.

976
01:09:18.208 --> 01:09:19.583
‫کُشتیش؟

977
01:09:20.666 --> 01:09:21.541
‫کُشتیش؟

978
01:09:24.333 --> 01:09:25.833
‫بهت گفتم که «ایکا».

979
01:09:27.708 --> 01:09:30.416
‫«سوما» یهو بهم حمله کرد.

980
01:09:32.416 --> 01:09:33.416
‫داشتم از خودم دفاع می‌کردم،

981
01:09:33.500 --> 01:09:36.333
‫سوییچ ماشین هم تو دستم بود.

982
01:09:37.958 --> 01:09:39.750
‫لابد سوییچ بهش خورده و زخمی‌ش کرده.

983
01:09:42.250 --> 01:09:45.458
‫آخه تو دیگه چه جور وکیلی هستی داداش؟

984
01:09:47.875 --> 01:09:50.250
‫قیافه‌ت امروز توی دادگاه
‫واقعاً دیدنی بود.

985
01:09:53.583 --> 01:09:56.125
‫همیشه فکر می‌کردم آدم ضعیفی‌ام «ایکا».

986
01:09:56.916 --> 01:09:58.083
‫فکر می‌کردم یه بازنده‌م.

987
01:09:59.958 --> 01:10:03.208
‫حق وکیل شدنم رو ازم گرفتی،

988
01:10:03.708 --> 01:10:05.666
‫باعث شدی از کانون وکلا اخراج بشم،

989
01:10:06.583 --> 01:10:09.041
‫دوست‌دختر سابقم هم شد زنِ تو.

990
01:10:11.333 --> 01:10:14.625
‫با این حال، دنیا تو رو آدم خوبه می‌بینه
‫و من رو آدم بده.

991
01:10:19.250 --> 01:10:21.291
‫دکتر چقدر بهت وقت داده؟

992
01:10:22.375 --> 01:10:23.625
‫دو هفته؟

993
01:10:26.666 --> 01:10:27.833
‫تو دیگه چه جور پدری هستی؟

994
01:10:29.916 --> 01:10:32.791
‫اسم دخترم رو چی گفتی؟ «سام»؟ «سامایرا»؟

995
01:10:35.416 --> 01:10:37.208
‫«سامایرا» اسم دختر منه!

996
01:10:39.541 --> 01:10:41.250
‫اون دختر منه.

997
01:10:45.041 --> 01:10:46.916
‫جون دخترت در خطره.

998
01:10:48.916 --> 01:10:51.333
‫درک می‌کنم چرا ناامیدی.

999
01:10:53.500 --> 01:10:55.125
‫اما یه چیزی ازت می‌خوام «ایکا».

1000
01:10:56.000 --> 01:11:00.791
‫صورت‌حساب دستمزدت رو آماده کن
‫تا امروز حسابمون رو تسویه کنیم، باشه؟

1001
01:11:02.708 --> 01:11:04.083
‫- «چاتور»!
‫- بله قربان.

1002
01:11:04.166 --> 01:11:05.541
‫«شوریا»...

1003
01:11:05.625 --> 01:11:07.541
‫- با «آمریت‌پال» تماس بگیر.
‫- گوش کن «شوریا»...

1004
01:11:07.625 --> 01:11:10.041
‫بهش بگو بعد از جلسه امروز،
‫تیم حقوقی‌مون رو عوض می‌کنیم.

1005
01:11:10.125 --> 01:11:12.000
‫یه راهی پیدا می‌کنم.

1006
01:11:14.791 --> 01:11:17.708
‫امروز گند زدم. من...

1007
01:11:17.791 --> 01:11:19.708
‫یه راهی پیدا می‌کنم.

1008
01:11:21.208 --> 01:11:23.208
‫یه راهی پیدا می‌کنم، باشه؟

1009
01:11:23.875 --> 01:11:27.000
‫به شمارش معکوس برای تموم شدن کار دخترت گوش بده.

1010
01:11:29.458 --> 01:11:31.708
‫۱۴...

1011
01:11:31.791 --> 01:11:33.625
‫۱۳...

1012
01:11:35.000 --> 01:11:37.333
‫۱۲...

1013
01:11:37.416 --> 01:11:39.416
‫و مصیبت نازل شد!

1014
01:12:14.125 --> 01:12:15.875
‫احیای قلبی رو شروع می‌کنم.

1015
01:13:30.083 --> 01:13:32.958
‫سطح پلاکت خونش اومده پایین.

1016
01:13:33.041 --> 01:13:34.750
‫بهش خون تزریق کردیم.

1017
01:13:34.833 --> 01:13:37.708
‫- می‌بریمش به اتاقش.
‫- ممنونم.

1018
01:13:45.125 --> 01:13:47.375
‫سلام قربان، یه خبر بد دارم.

1019
01:13:47.458 --> 01:13:49.166
‫«سوما»...

1020
01:13:50.291 --> 01:13:53.208
‫دکترا همین الان فوت «سوما» رو اعلام کردن.

1021
01:13:54.625 --> 01:13:57.583
‫حالا اتهامت از اقدام به قتل
‫به قتل عمد تغییر کرده.

1022
01:14:47.250 --> 01:14:48.291
‫«سوما»؟

1023
01:14:53.791 --> 01:14:54.833
‫«سوما»؟

1024
01:14:56.583 --> 01:14:57.625
‫«سوما»؟

1025
01:14:59.708 --> 01:15:00.708
‫«سوما»!

1026
01:16:27.666 --> 01:16:29.458
‫دلت برام تنگ شده؟

1027
01:16:34.083 --> 01:16:39.291
‫دارم بهت فکر می‌کنم.

1028
01:16:40.875 --> 01:16:42.041
‫دارم به چیزایی که بینمون بود فکر می‌کنم.

1029
01:16:46.625 --> 01:16:48.583
‫این عشق هیچ‌وقت نمی‌میره.

1030
01:16:50.250 --> 01:16:51.416
‫مگه نه؟

1031
01:16:54.875 --> 01:16:56.750
‫تو فقط خودت رو دوست داری.

1032
01:16:59.708 --> 01:17:01.708
‫هیچ‌وقت عوض نمی‌شی.

1033
01:17:04.958 --> 01:17:06.833
‫حق با توئه.

1034
01:17:09.333 --> 01:17:12.125
‫کسایی عوض می‌شن که
‫شجاعت گفتن حقیقت رو ندارن.

1035
01:17:16.583 --> 01:17:19.166
‫«آوانتیکا»، مشکل هیچ‌وقت سرِ عشق نبود.

1036
01:17:20.916 --> 01:17:24.291
‫من تو ۲۲ سالگی ازدواج و بچه و خانواده می‌خواستم،

1037
01:17:28.458 --> 01:17:29.833
‫ولی من اینو نمی‌خواستم.

1038
01:17:35.791 --> 01:17:38.916
‫آره، می‌خواستی آزاد باشی.

1039
01:17:40.375 --> 01:17:43.250
‫اینم از آزادیت، بهش رسیدی.

1040
01:17:47.500 --> 01:17:50.416
‫سه سال دیوانه‌وار عاشقت بودم.

1041
01:17:53.583 --> 01:17:55.916
‫ولی تو توی یه چشم به هم زدن همه‌چیز رو فراموش کردی.

1042
01:18:01.708 --> 01:18:03.708
‫با رئیسمون ازدواج کردی،

1043
01:18:06.166 --> 01:18:08.416
‫همونی که همیشه تو رو می‌خواست.

1044
01:18:09.791 --> 01:18:10.916
‫همه اینو می‌دونستن.

1045
01:18:15.375 --> 01:18:17.208
‫توی این ۱۳ سال،

1046
01:18:18.916 --> 01:18:22.500
‫نه ریخت تو رو دیدم و نه روی دخترم رو.

1047
01:18:25.166 --> 01:18:27.458
‫«آوانتیکا»، این یه تنبیه بود،

1048
01:18:28.666 --> 01:18:30.291
‫نه آزادی.

1049
01:18:32.458 --> 01:18:34.416
‫«آرجون» عاشقم بود.

1050
01:18:35.541 --> 01:18:37.166
‫بهم احترام هم می‌ذاشت.

1051
01:18:38.208 --> 01:18:39.666
‫چی می‌خواستی؟

1052
01:18:39.750 --> 01:18:40.958
‫اینکه ده سال منتظرت بمونم؟

1053
01:18:45.000 --> 01:18:47.041
‫می‌خواستی بچه‌مو سقط کنم؟

1054
01:18:49.750 --> 01:18:51.000
‫دلم می‌خواست مادر بشم.

1055
01:18:52.250 --> 01:18:54.875
‫ولی تو فقط به فکر خواسته‌های خودت بودی.

1056
01:18:56.375 --> 01:19:00.041
‫شاید دنیا گول بازی‌های دراماتیکت رو بخوره،
‫ولی من خام این حرفا نمی‌شم.

1057
01:19:01.375 --> 01:19:04.375
‫«سامایرا» فقط دختر «آرجون»ـه، نه دختر تو.

1058
01:19:05.583 --> 01:19:07.083
‫این غیرقابل‌باوره.

1059
01:19:09.250 --> 01:19:12.291
‫من تو داستان خودمون آدم‌بده بودم،

1060
01:19:13.750 --> 01:19:17.083
‫تو داستانم با «آرجون» هم آدم‌بده بودم،

1061
01:19:19.000 --> 01:19:23.000
‫حالا تو داستان دخترم هم شدم آدم‌بده؟

1062
01:19:25.291 --> 01:19:26.625
‫عالیه.

1063
01:19:29.833 --> 01:19:32.541
‫ولی یه سوالی پیش میاد عزیزم...

1064
01:19:34.958 --> 01:19:37.041
‫الان چی می‌خوای؟

1065
01:19:38.541 --> 01:19:40.208
‫داری یه اشتباه خیلی بزرگ مرتکب می‌شی.

1066
01:19:42.291 --> 01:19:48.208
‫به محض اینکه خبر بپیچه که «آرجون»
‫توی این مرحله از پرونده‌ت کشیده کنار،

1067
01:19:50.750 --> 01:19:53.125
‫افکار عمومی بر علیهت می‌شه.

1068
01:19:53.958 --> 01:19:55.208
‫همه به چشم یه مجرم نگات می‌کنن.

1069
01:19:57.250 --> 01:19:58.750
‫حالا فهمیدم.

1070
01:20:01.000 --> 01:20:05.333
‫«آرجون» خیلی آدم کلک‌بازیه.

1071
01:20:08.041 --> 01:20:12.666
‫تو رو فرستاده که دلم رو به رحم بیاری تا جون دخترم رو نجات بدم.

1072
01:20:15.333 --> 01:20:18.125
‫حالا هم داری نقش یه معشوقه‌ی قلابی رو بازی می‌کنی.

1073
01:20:25.791 --> 01:20:27.416
‫من واقعاً دوستت داشتم.

1074
01:20:31.416 --> 01:20:32.958
‫- «آوانتیکا»...
‫- نه!

1075
01:20:34.333 --> 01:20:36.375
‫من فقط و فقط به خاطر دخترم اومدم اینجا.

1076
01:20:36.458 --> 01:20:38.708
‫«آرجون» اصلاً روحشم خبر نداره که من اینجام.

1077
01:20:39.583 --> 01:20:41.166
‫هر کاری می‌خوای بکن.

1078
01:20:42.625 --> 01:20:43.666
‫مختاری.

1079
01:21:39.250 --> 01:21:40.791
‫طاقت نداشتم تو رو تو این وضعیت ببینم.

1080
01:21:45.500 --> 01:21:47.000
‫دخترمون...

1081
01:21:48.291 --> 01:21:49.958
‫دخترمون!

1082
01:22:08.208 --> 01:22:11.375
‫بعد از مرگ «سوما میتال»، موجی از خشم بین مردم به راه افتاده.

1083
01:22:11.458 --> 01:22:15.708
‫سوالی که همه می‌پرسن یکیه،
‫چه بلایی سر «آرجون مهرا» اومده؟

1084
01:22:16.666 --> 01:22:21.041
‫چرا حامی بی‌گناهان
‫برای دفاع از «سوما» قد علم نمی‌کنه؟

1085
01:22:21.125 --> 01:22:22.916
‫اگه سیستم حتی بعد از مرگ اون هم به خودش نیاد،

1086
01:22:23.000 --> 01:22:24.541
‫پس «سوما» چطوری به عدالت می‌رسه؟

1087
01:22:24.625 --> 01:22:26.416
‫«پرونده به قتل عمد تغییر پیدا کرد»

1088
01:22:27.958 --> 01:22:32.333
‫بعد از مرگ «سوما»، فشار افکار عمومی روی دادستانی برای یکسره کردن پرونده بالا رفته.

1089
01:22:36.458 --> 01:22:37.833
‫بعد از مرگ «سوما میتال»،

1090
01:22:37.916 --> 01:22:40.541
‫بحران «هارشواردان گور» بیخ پیدا کرده.

1091
01:22:40.625 --> 01:22:42.750
‫حالا «شوریا»
‫متهم به قتل عمد شده.

1092
01:22:47.250 --> 01:22:49.541
‫دادستانی هنوز نتونسته مدرک دندون‌شکنی ارائه بده.

1093
01:22:49.625 --> 01:22:50.708
‫«آیا دادستانی شکست خورده؟»

1094
01:23:07.000 --> 01:23:08.125
‫تو یه بازنده‌ای.

1095
01:23:09.166 --> 01:23:10.666
‫تو یه بازنده‌ای.

1096
01:23:11.666 --> 01:23:13.416
‫تو به معنای واقعی کلمه مایه‌ی ننگی!

1097
01:23:16.083 --> 01:23:19.000
‫باید این پرونده رو ببرم،
‫نه فقط به خاطر تو، بلکه به خاطر خودمم هست.

1098
01:23:19.083 --> 01:23:23.250
‫خوب شد که ۱۵ سال پیش باعث شد اسمت خط بخوره.

1099
01:23:23.333 --> 01:23:24.708
‫حقته.

1100
01:23:24.791 --> 01:23:27.083
‫تو یه آشغالی!

1101
01:23:27.625 --> 01:23:30.041
‫دیگه نمی‌تونم این وضع رو تحمل کنم «آرجون».

1102
01:23:30.125 --> 01:23:33.250
‫چون بهترین بودی اومدم سراغت.

1103
01:23:34.375 --> 01:23:36.458
‫می‌خوام اون «آرجون مهرا»یی رو ببینم که می‌شناختیم.

1104
01:23:38.291 --> 01:23:41.333
‫می‌خوام این اتهام کاملاً رد بشه.

1105
01:23:41.416 --> 01:23:42.750
‫هر کاری لازمه بکن.

1106
01:23:42.833 --> 01:23:44.375
‫انتخابات نزدیکه.

1107
01:23:45.083 --> 01:23:48.958
‫می‌خوام این بحران هر جوری شده تموم شه.

1108
01:23:57.083 --> 01:24:00.416
‫واسه همینه که سابقه‌ی وکالتم
‫برام خیلی باارزش بود.

1109
01:24:02.416 --> 01:24:03.583
‫حالا فهمیدی؟

1110
01:24:05.625 --> 01:24:07.125
‫فرق شما دوتا چیه؟

1111
01:24:10.000 --> 01:24:14.833
‫مسئول وضعیتی که الان توشی، خودتی.

1112
01:24:17.500 --> 01:24:19.833
‫دخترم مسئولیت منه.

1113
01:24:21.250 --> 01:24:23.083
‫من این پرونده رو می‌برم،

1114
01:24:25.916 --> 01:24:28.333
‫و تو هم بهش مغز استخوان اهدا می‌کنی.

1115
01:24:32.666 --> 01:24:33.541
‫ببخشید؟

1116
01:24:33.625 --> 01:24:34.916
‫این تخت منه.

1117
01:24:35.541 --> 01:24:36.875
‫می‌خوای زنگ بزنم پرستار بیاد؟

1118
01:24:38.541 --> 01:24:39.375
‫متأسفم.

1119
01:24:40.000 --> 01:24:42.000
‫تا وقتی تخت مال توئه، قوانین هم دست توئه.

1120
01:24:47.208 --> 01:24:49.333
‫مامان، تو خیلی خوشگلی.

1121
01:24:52.166 --> 01:24:54.875
‫خداروشکر که شبیه توام.

1122
01:24:57.416 --> 01:24:59.333
‫تو هم مثل بابات باهوشی.

1123
01:24:59.416 --> 01:25:00.583
‫واقعاً؟

1124
01:25:01.333 --> 01:25:03.416
‫و مثل اون برای حق می‌جنگم.

1125
01:25:05.208 --> 01:25:07.208
‫دختر کوچولوی شجاع و قوی من.

1126
01:25:19.750 --> 01:25:22.708
‫فکر می‌کنی یه روزی خوب می‌شم؟

1127
01:25:28.333 --> 01:25:34.541
‫مامان، اتفاقایی که داره می‌افته خیلی منو می‌ترسونه.

1128
01:25:39.791 --> 01:25:41.458
‫منم همین‌طور «سم».

1129
01:25:42.541 --> 01:25:43.458
‫متأسفم که این بلاها داره سرت می‌آد.

1130
01:25:46.333 --> 01:25:47.875
‫هیچ اتفاق بدی برام نمی‌افته.

1131
01:25:48.916 --> 01:25:49.916
‫بهم اعتماد کن.

1132
01:25:51.333 --> 01:25:53.458
‫بابام هیچ‌وقت شکست نمی‌خوره،

1133
01:25:53.541 --> 01:25:55.375
‫منم مثل اونم.

1134
01:25:56.583 --> 01:25:57.583
‫دختر کوچولوی من.

1135
01:26:05.291 --> 01:26:06.791
‫«دادگاه عالی»

1136
01:26:06.833 --> 01:26:09.416
‫وکیل مدافع دکتر «کارول حکیم» رو
‫به جایگاه شهود فرا می‌خونه.

1137
01:26:10.083 --> 01:26:13.041
‫بزرگ‌ترین متخصص پزشکی قانونی در «هند».

1138
01:26:14.666 --> 01:26:15.916
‫دکتر «حکیم»،

1139
01:26:16.416 --> 01:26:23.208
‫توی این پرونده،
‫آیا نمونه‌ها و گزارش‌های پزشکی قانونی دقیق هستن؟

1140
01:26:23.791 --> 01:26:25.083
‫متأسفانه نه.

1141
01:26:26.333 --> 01:26:28.875
‫تو دانشمندی و منم وکیلم.

1142
01:26:29.375 --> 01:26:34.166
‫می‌شه علمت رو به زبون ساده
‫توضیح بدی تا همه‌مون بفهمیم؟

1143
01:26:35.250 --> 01:26:38.958
‫پروتکل ترکیبیِ
‫تکنولوژی «پی‌سی‌آر» و «آر‌اف‌ال‌پی»

1144
01:26:39.041 --> 01:26:40.791
‫دقیق‌ترین پروتکل توی آزمایش‌های خونه.

1145
01:26:40.875 --> 01:26:43.791
‫و بر اساس نتیجه‌ش می‌شه
‫حکم محکومیت صادر کرد.

1146
01:26:43.875 --> 01:26:47.333
‫پس حتماً دکتر «گوش»
‫از همین پروتکل استفاده کرده.

1147
01:26:47.875 --> 01:26:52.541
‫با توجه به اندازه نمونه، دکتر «گوش»
‫همون کاری رو کرد که هر کس دیگه‌ای جای اون بود می‌کرد.

1148
01:26:52.625 --> 01:26:55.291
‫مقدار خیلی کمی خون از سوراخ کلید به دست اومده بود.

1149
01:26:55.375 --> 01:26:58.833
‫اون خون تجزیه شده و آلوده بود.

1150
01:26:58.916 --> 01:27:02.250
‫واسه استفاده از پروتکل ترکیبی
‫باید نمونه بزرگتری داشته باشیم.

1151
01:27:02.333 --> 01:27:05.583
‫واسه همین، بهترین جایگزین این بود که
‫فقط از تکنولوژی «پی‌سی‌آر» استفاده بشه.

1152
01:27:07.458 --> 01:27:09.458
‫اما همون‌طور که قبلاً گفتم،

1153
01:27:09.541 --> 01:27:11.916
‫این تکنولوژی به تنهایی ۱۰۰ درصد دقیق نیست.

1154
01:27:12.000 --> 01:27:14.666
‫ممکنه نتایج مثبتِ کاذب بده.

1155
01:27:14.750 --> 01:27:16.041
‫به زبون ساده‌تر،

1156
01:27:16.791 --> 01:27:22.750
‫اصلاً اون نمونه برای اجرای پروتکل مناسب نبود.

1157
01:27:23.500 --> 01:27:28.833
‫پس می‌خوای بگی که دکتر «گوش» طبق پروتکل پیش رفته

1158
01:27:28.916 --> 01:27:30.833
‫و حجم و آلودگیِ نمونه رو نادیده گرفته،

1159
01:27:30.916 --> 01:27:34.958
‫یعنی نتیجه‌ی آزمایش قطعی نیست؟

1160
01:27:35.041 --> 01:27:38.791
‫ولی دکتر «گوش» گفت که
‫آزمایش‌های پزشکی قانونی خیلی دقیقن.

1161
01:27:40.083 --> 01:27:42.583
‫چرا باید همچین حرفی بزنه؟

1162
01:27:43.583 --> 01:27:46.208
‫شاید دادستانی ازش خواسته اینو بگه.

1163
01:27:46.291 --> 01:27:47.458
‫اعتراض دارم جناب قاضی.

1164
01:27:47.541 --> 01:27:48.416
‫آقای «مهرا».

1165
01:27:51.083 --> 01:27:54.041
‫درسته که از شهادت دکتر «گوش» استفاده بشه

1166
01:27:54.125 --> 01:27:57.875
‫تا مردِ شریف و محترمی مثل این رو محکوم کنین؟

1167
01:28:05.583 --> 01:28:06.833
‫این غیرممکنه.

1168
01:28:07.333 --> 01:28:13.708
‫نمی‌شه بر اساس این شهادت محکومش کرد
‫حتی اگه از اون مجرم‌های سابقه‌دار باشه.

1169
01:28:17.750 --> 01:28:19.291
‫حرفم تمومه جناب قاضی.

1170
01:28:28.666 --> 01:28:30.083
‫ما عدالت می‌خوایم!

1171
01:28:30.166 --> 01:28:31.166
‫«نابود باد...»

1172
01:28:31.250 --> 01:28:33.208
‫- ما عدالت می‌خوایم!
‫- ما عدالت می‌خوایم!

1173
01:28:33.291 --> 01:28:35.666
‫- ما عدالت می‌خوایم!
‫- ما عدالت می‌خوایم!

1174
01:28:35.750 --> 01:28:37.833
‫دخترم مُرد، «مادورا».

1175
01:28:38.333 --> 01:28:39.375
‫اعدامش کنین!

1176
01:28:39.458 --> 01:28:41.583
‫اعدامش کنین!

1177
01:28:41.666 --> 01:28:42.666
‫قاتلِ «سوما»...

1178
01:28:42.750 --> 01:28:44.291
‫اعدامش کنین!

1179
01:28:44.375 --> 01:28:45.958
‫«در برابر حق سکوت نکنین»

1180
01:28:47.250 --> 01:28:49.833
‫چند بار دیگه باید بمیره تا عدالت در حقش اجرا بشه؟

1181
01:28:53.916 --> 01:28:57.125
‫مثل لاشخورها دارن تیکه‌تیکه‌ش می‌کنن.

1182
01:29:00.208 --> 01:29:03.166
‫طاقت ندارم یه بار دیگه شاهد مرگش باشم.

1183
01:29:06.125 --> 01:29:07.625
‫باید به شکست اعتراف کنم.

1184
01:29:12.916 --> 01:29:15.750
‫می‌تونی عدالت رو در حق دخترم اجرا کنی؟

1185
01:30:01.625 --> 01:30:03.750
‫داریم توی دادگاه بدجوری شکست می‌خوریم.

1186
01:30:06.041 --> 01:30:09.500
‫غیرممکنه که تو شهر بزرگی مثل «بمبئی»
‫حتی یه شاهد هم پیدا نکنیم.

1187
01:30:11.500 --> 01:30:12.875
‫یعنی هیچ‌کی هیچی ندیده؟

1188
01:30:13.416 --> 01:30:16.625
‫تیم من تو شهری که هیچ‌وقت نمی‌خوابه، خوابیده.

1189
01:30:17.333 --> 01:30:20.250
‫داریم تمام تلاشمون رو می‌کنیم،
‫ولی هنوز به هیچ سرنخی نرسیدیم.

1190
01:30:20.333 --> 01:30:21.916
‫بهونه نمی‌خوام.

1191
01:30:22.500 --> 01:30:24.750
‫از هر منبع و خبرچینی که دارین استفاده کنین.

1192
01:30:25.375 --> 01:30:26.750
‫به تک‌تک خونه‌ها سر بزنین.

1193
01:30:27.291 --> 01:30:29.750
‫از هر کسی که قبلاً بازجویی کردین، دوباره بازجویی کنین.

1194
01:30:30.333 --> 01:30:31.750
‫به هر روشی که شده بهشون فشار بیارین.

1195
01:30:32.875 --> 01:30:35.750
‫چون وقتی جرمی اتفاق افتاده، یعنی مدرکی هم هست.

1196
01:30:36.958 --> 01:30:39.541
‫یه سرنخی برام پیدا کنین.
‫به یه خبر، به هر چیزی نیاز دارم!

1197
01:30:48.625 --> 01:30:51.041
‫«نگاهی به درون ذهن»

1198
01:31:01.291 --> 01:31:02.208
‫قبلاً دیدیش؟

1199
01:31:02.875 --> 01:31:03.708
‫نه قربان، ندیدمش.

1200
01:31:11.625 --> 01:31:12.708
‫سلام قربان، من...

1201
01:31:12.791 --> 01:31:14.125
‫چیزی پیدا نکردیم.

1202
01:31:14.208 --> 01:31:18.083
‫همه این جاها رو گشتیم.

1203
01:31:19.791 --> 01:31:20.625
‫بیا از اونا بپرسیم.

1204
01:31:21.208 --> 01:31:23.666
‫- این دختر رو جایی ندیدی؟
‫- نه.

1205
01:31:25.125 --> 01:31:26.500
‫از اینجا تا اونجا؟

1206
01:31:27.208 --> 01:31:29.791
‫«صحنه جرم»

1207
01:31:34.333 --> 01:31:35.333
‫ببخشید.

1208
01:31:38.500 --> 01:31:40.208
‫این دفتر «مادورا بانرجی»ـه؟

1209
01:31:57.666 --> 01:31:59.500
‫دفاعیه نهایی‌تون رو آماده کردین؟

1210
01:31:59.583 --> 01:32:01.083
‫بله جناب قاضی.

1211
01:32:02.083 --> 01:32:02.958
‫خانم «مادورا»؟

1212
01:32:03.583 --> 01:32:07.250
‫دادستان می‌خواد یه شاهد جدید رو احضار کنه، قربان.

1213
01:32:09.083 --> 01:32:11.041
‫یه شاهد دیگه؟ تو این مرحله؟

1214
01:32:12.000 --> 01:32:13.666
‫داری چیکار می‌کنی خانم «مادورا»؟

1215
01:32:13.750 --> 01:32:17.541
‫جناب قاضی، بنا به اصرار دادگاه،
‫بیشتر توی پرونده دقیق شدیم.

1216
01:32:18.083 --> 01:32:19.625
‫یه شاهد جدید پیدا کردیم.

1217
01:32:19.708 --> 01:32:21.166
‫اعتراض دارم جناب قاضی.

1218
01:32:21.250 --> 01:32:22.541
‫چطور الان اجازه داده می‌شه؟

1219
01:32:22.625 --> 01:32:27.041
‫دادستانی می‌خواد با بازی با احساسات دادگاه
‫یه شاهد جدید رو احضار کنه؟

1220
01:32:27.708 --> 01:32:28.666
‫این درست نیست.

1221
01:32:28.750 --> 01:32:31.083
‫اعتراض رد شد آقای «مهرا».
‫این یه روال قانونیه.

1222
01:32:32.416 --> 01:32:33.791
‫بهش اجازه می‌دم.

1223
01:32:34.375 --> 01:32:38.041
‫و امیدوارم از این کار پشیمون نشم.

1224
01:32:40.333 --> 01:32:43.041
‫دادستانی «سوداکار پیلای» رو
‫به جایگاه شهود احضار می‌کنه.

1225
01:32:45.625 --> 01:32:47.958
‫- شما «سوداکار پیلای» هستی؟
‫- بله.

1226
01:32:48.041 --> 01:32:49.666
‫- توی «وُرلی» زندگی می‌کنی؟
‫- بله.

1227
01:32:50.458 --> 01:32:51.333
‫اونجا؟

1228
01:32:51.416 --> 01:32:52.708
‫توی این مسافرخونه؟

1229
01:32:53.208 --> 01:32:54.250
‫بله.

1230
01:32:54.333 --> 01:32:57.250
‫یعنی دقیقاً بغل صحنه جرم.

1231
01:32:58.333 --> 01:33:02.541
‫اولِ مِی، حدودای ساعت یکِ صبح داشتی چیکار می‌کردی؟

1232
01:33:02.625 --> 01:33:04.250
‫داشتم وسایلم رو جمع‌وجور می‌کردم.

1233
01:33:04.333 --> 01:33:06.583
‫ساعت چهارِ صبح قطار داشتم.

1234
01:33:06.666 --> 01:33:07.833
‫چیزی دیدی؟

1235
01:33:07.916 --> 01:33:11.916
‫داشتم توی بالکن سیگار می‌کشیدم
‫که یه ماشین اون پایین با شدت ترمز کرد.

1236
01:33:12.000 --> 01:33:13.416
‫یه لحظه اجازه بدین.

1237
01:33:13.500 --> 01:33:17.333
‫طبقه چندم می‌شینی؟ این اتفاق کی افتاد؟

1238
01:33:17.416 --> 01:33:19.708
‫اتاقم طبقه سومه و رو به خیابونه.

1239
01:33:19.791 --> 01:33:22.416
‫ساعت حدودای یک و ده دقیقه صبح بود.

1240
01:33:23.416 --> 01:33:25.958
‫راننده از اون ماشینِ لوکس پیاده شد،

1241
01:33:26.041 --> 01:33:28.541
‫و از حرکاتش معلوم بود که حسابی استرس داره.

1242
01:33:28.625 --> 01:33:29.666
‫بعدش چی شد؟

1243
01:33:29.750 --> 01:33:31.625
‫هیچی، زیاد بهش توجه نکردم.

1244
01:33:31.708 --> 01:33:33.333
‫رفتم توی اتاق،

1245
01:33:33.416 --> 01:33:34.750
‫و ساعت حرکت قطار رو برای بابام فرستادم،

1246
01:33:34.833 --> 01:33:36.541
‫لباس‌هام رو هم آماده کردم که توی ایستگاه بپوشم.

1247
01:33:36.625 --> 01:33:38.500
‫و حدوداً پنج دقیقه بعد،

1248
01:33:38.583 --> 01:33:42.125
‫برگشتم توی بالکن تا ببینم
‫ماشین «اوبر»ی که گرفته بودم رسیده یا نه.

1249
01:33:42.208 --> 01:33:44.500
‫اون ماشین لوکس هنوز اونجا بود،

1250
01:33:44.583 --> 01:33:47.083
‫و اون مرده داشت با عصبانیت
‫پشت تلفن با یکی حرف می‌زد.

1251
01:33:47.166 --> 01:33:48.833
‫- پشت تلفن؟
‫- آره.

1252
01:33:49.333 --> 01:33:50.500
‫بعدش چی شد؟

1253
01:33:51.333 --> 01:33:53.625
‫هیچی. برگشتم داخل.

1254
01:33:55.208 --> 01:33:57.458
‫دیگه اون ماشین یا راننده رو ندیدی؟

1255
01:33:57.541 --> 01:33:58.416
‫نه.

1256
01:33:58.500 --> 01:34:01.291
‫می‌تونی اون ماشین رو شناسایی کنی؟

1257
01:34:01.375 --> 01:34:03.208
‫نه، ولی...

1258
01:34:03.708 --> 01:34:06.000
‫می‌تونم راننده رو شناسایی کنم.

1259
01:34:06.583 --> 01:34:07.416
‫راننده همین بود.

1260
01:34:16.708 --> 01:34:18.666
‫توی صورت‌جلسه قید بشه.

1261
01:34:18.750 --> 01:34:22.583
‫شاهد، متهم «شوریامان گور» رو شناسایی کرده.

1262
01:34:23.083 --> 01:34:24.000
‫جناب قاضی،

1263
01:34:24.750 --> 01:34:29.583
‫«شوریامان گور» می‌گه که اول ماه مه، حدود ساعت یکِ صبح خونه بوده.

1264
01:34:29.666 --> 01:34:31.416
‫این یعنی...

1265
01:34:31.500 --> 01:34:33.416
‫که اون اینجا بوده، توی «جوهو».

1266
01:34:33.958 --> 01:34:39.541
‫آیا ساعت یک و ده دقیقه‌ی صبح هم در فاصله‌ی ۱۰۰ متریِ صحنه‌ی جرم بوده؟

1267
01:34:39.625 --> 01:34:41.375
‫چطور ممکنه؟

1268
01:34:41.458 --> 01:34:43.083
‫آقای «مهرا»، می‌تونید ازش بازجویی کنید.

1269
01:34:46.208 --> 01:34:48.916
‫جناب قاضی، تیم دفاع درخواست تنفس زودهنگام داره.

1270
01:34:49.000 --> 01:34:50.416
‫تنفس زودهنگام؟

1271
01:34:51.208 --> 01:34:54.250
‫فقط یه ساعت تا وقت ناهار مونده.
‫لطفاً ادامه بدید.

1272
01:35:01.166 --> 01:35:04.791
‫آقای «پیلای»، زمان دقیق رو یادتون هست؟

1273
01:35:04.875 --> 01:35:07.333
‫بله. ساعت یک و ده دقیقه‌ی صبح.

1274
01:35:07.416 --> 01:35:11.833
‫کسی هست که بتونه ثابت کنه
‫ساعت شما دقیق کار می‌کرده؟

1275
01:35:11.916 --> 01:35:16.750
‫همون‌طور که گفتم، به محض اینکه وارد اتاق شدم،
‫زمان حرکت قطار رو برای پدرم پیامک کردم.

1276
01:35:16.833 --> 01:35:19.500
‫پیام مال ساعت ۱ و ۱۲ دقیقه‌ست.

1277
01:35:19.583 --> 01:35:21.291
‫اگه بخوای می‌تونی چک کنی.

1278
01:35:22.625 --> 01:35:24.333
‫گفتی دوتا مرد اونجا بودن؟

1279
01:35:24.416 --> 01:35:25.500
‫نه قربان.

1280
01:35:25.583 --> 01:35:27.000
‫من فقط یه مرد دیدم، نه دوتا.

1281
01:35:28.041 --> 01:35:32.958
‫مگه نگفتی وقتی وارد شدی یه مرد رو دیدی،
‫و وقتی برگشتی به بالکن یه مرد دیگه رو؟

1282
01:35:33.041 --> 01:35:35.291
‫آره، ولی ماشین همون بود، راننده هم همین‌طور.

1283
01:35:35.958 --> 01:35:37.750
‫راننده محکم زد رو ترمز و پیاده شد،

1284
01:35:37.833 --> 01:35:40.333
‫همونی بود که دیدم داشت با تلفن حرف می‌زد.

1285
01:35:41.000 --> 01:35:43.708
‫وقتی عکسش رو توی رسانه‌ها دیدم،
‫شناختمش.

1286
01:35:43.791 --> 01:35:46.250
‫به محض اینکه از سفر برگشتم، بهشون خبر دادم.

1287
01:35:46.333 --> 01:35:48.208
‫- ریز مکالمات رو آوردم قربان.
‫- خیلی خب.

1288
01:35:51.125 --> 01:35:55.541
‫موکل من اون راننده‌ای نبود که اون شب دیدی، آقای «پیلای».

1289
01:35:55.625 --> 01:35:57.500
‫چون گوشیش پیشش نبود

1290
01:35:57.583 --> 01:36:00.041
‫چون توی کلاب شبانه جا گذاشته بودش.

1291
01:36:02.290 --> 01:36:05.916
‫ریز مکالمات تلفن دروغ نمی‌گن جناب قاضی.

1292
01:36:06.000 --> 01:36:10.625
‫این احتمال هست که متهم بیشتر از یه گوشی داشته باشه

1293
01:36:11.333 --> 01:36:13.083
‫یا اینکه از یکی دیگه گوشی قرض گرفته باشه

1294
01:36:13.166 --> 01:36:15.750
‫چون ما یه حقیقتِ غیرقابل‌انکار رو ثابت کردیم.

1295
01:36:15.833 --> 01:36:20.875
‫اونم اینه که «سوداکار پیلای»، آقای «گور» رو
‫ساعت یک و ده دقیقه‌ی صبح دیده

1296
01:36:20.958 --> 01:36:24.333
‫پایین آپارتمانش توی «وُرلی».

1297
01:36:24.916 --> 01:36:27.708
‫پس عقلانی نیست که همون موقع
‫توی «جوهو» بوده باشه.

1298
01:36:27.791 --> 01:36:31.625
‫مگر اینکه دفاعیه مدرک دیگه‌ای داشته باشه

1299
01:36:31.708 --> 01:36:35.791
‫به‌جز شهادتِ همسرِ متهم که اعتباری نداره.

1300
01:36:37.208 --> 01:36:40.500
‫جلسه تا ساعت سه بعدازظهر به تعویق می‌افته.

1301
01:36:40.583 --> 01:36:42.625
‫دفاعیه به زمان بیشتری نیاز داره قربان.

1302
01:36:43.208 --> 01:36:44.250
‫درخواستِ به‌جاییه.

1303
01:36:44.333 --> 01:36:46.208
‫جلسه فردا از سر گرفته می‌شه.

1304
01:36:51.541 --> 01:36:53.916
‫«زندان مرکزی»

1305
01:37:03.666 --> 01:37:04.958
‫لطفاً برو بیرون.

1306
01:37:07.041 --> 01:37:08.416
‫صبر کن. ظرف گوشت کجاست؟

1307
01:37:08.500 --> 01:37:10.541
‫امروز سه‌شنبه‌ست آقا.

1308
01:37:10.625 --> 01:37:12.500
‫واسه همین خانم «گوری» غذای گیاهی فرستاد.

1309
01:37:12.583 --> 01:37:15.583
‫«جوری»؟ خانم «جوری» دیگه کیه؟

1310
01:37:15.666 --> 01:37:17.333
‫اسمش «گوری»ـه.

1311
01:37:17.416 --> 01:37:18.708
‫برو بیرون.

1312
01:37:24.916 --> 01:37:27.208
‫قرار بود امروز تکلیف پرونده روشن بشه.

1313
01:37:28.041 --> 01:37:30.166
‫این شاهده یهو از کجا پیداش شد؟

1314
01:37:30.250 --> 01:37:32.666
‫تازه داشت حقیقت رو هم می‌گفت.

1315
01:37:34.416 --> 01:37:35.916
‫عجب بساطیه.

1316
01:37:41.666 --> 01:37:42.958
‫چی می‌خوای بشنوی؟

1317
01:37:44.791 --> 01:37:46.291
‫اینکه من کشتمش؟

1318
01:37:47.291 --> 01:37:48.833
‫باشه. من کشتمش.

1319
01:37:50.000 --> 01:37:52.375
‫توی ماشین بدجوری جذبش شده بودم،

1320
01:37:52.458 --> 01:37:57.500
‫وقتی خواستم ببوسمش، نظرش عوض شد و بهم حمله کرد.

1321
01:37:58.625 --> 01:38:00.416
‫هر کاری از دستم برمی‌اومد کردم تا از خودم دفاع کنم،

1322
01:38:00.500 --> 01:38:02.708
‫و چون اون موقع کلید توی دستم بود، مُرد.

1323
01:38:03.833 --> 01:38:05.708
‫بعدش رفتم خونه‌ی «پیلای».

1324
01:38:06.208 --> 01:38:07.916
‫اون گدا رو بیدار کردم،

1325
01:38:08.000 --> 01:38:10.833
‫گوشیش رو گرفتم و به یه نفر زنگ زدم. به کی زنگ زدی؟

1326
01:38:11.875 --> 01:38:13.166
‫به «چاتور» زنگ زدم.

1327
01:38:13.875 --> 01:38:17.791
‫بهش گفتم: «یه گندی زدم، از شر جنازه خلاص شو.»

1328
01:38:19.000 --> 01:38:20.625
‫ولی اون از شرش خلاص نشد.

1329
01:38:22.625 --> 01:38:23.958
‫این داستان چطوره؟

1330
01:38:26.208 --> 01:38:27.250
‫دست از این اراجیف بردار!

1331
01:38:31.291 --> 01:38:33.833
‫یه اطلاعات مفیدی بهم بده!

1332
01:38:35.041 --> 01:38:37.333
‫زل بزن تو چشمام «ایکا».

1333
01:38:38.166 --> 01:38:40.541
‫ممکنه اشتباه کنم،
‫ولی نمی‌تونم مرتکب جنایت بشم.

1334
01:38:41.791 --> 01:38:45.291
‫یه دختر خوشگل دست ردم به سینه‌م زد، منم ناامید برگشتم خونه.

1335
01:38:47.791 --> 01:38:51.833
‫زنم رو بعد از دعوایی که خودش راه انداخته بود، آروم کردم.

1336
01:38:51.916 --> 01:38:53.208
‫بعدش هم رفتم بخوابم.

1337
01:38:54.000 --> 01:38:55.166
‫قصه تموم شد.

1338
01:39:06.875 --> 01:39:07.875
‫لعنتی!

1339
01:39:40.583 --> 01:39:43.333
‫اتاقم طبقه سومه و رو به خیابونه.

1340
01:39:51.291 --> 01:39:53.625
‫داشتم توی بالکن سیگار می‌کشیدم

1341
01:39:53.708 --> 01:39:55.541
‫که یهو یه ماشین اون پایین با شدت ترمز کرد.

1342
01:40:12.041 --> 01:40:13.958
‫پرونده وارد مسیر جدیدی شد

1343
01:40:14.041 --> 01:40:16.208
‫اونم به‌خاطر شاهد جدید دادستانی.

1344
01:40:16.291 --> 01:40:19.083
‫حالا دیگه همه مدارک علیه «شوریامان گور» هستن.

1345
01:40:19.708 --> 01:40:23.000
‫انگار بالاخره قراره عدالت در حق «سوما میتال» اجرا بشه.

1346
01:40:23.500 --> 01:40:25.583
‫«آیا اون در آستانه باختن پرونده‌ست؟»

1347
01:40:25.666 --> 01:40:27.375
‫دفاع چطوری می‌خواد از این مخمصه خلاص بشه؟

1348
01:40:28.625 --> 01:40:32.500
‫«هارشواردان گور» وکیل «آرجون مهرا» رو راضی کرد
‫تا از پسرش دفاع کنه،

1349
01:40:32.583 --> 01:40:36.208
‫اما بحران‌های سیاسیش هنوز دارن بدتر می‌شن.

1350
01:40:36.291 --> 01:40:39.958
‫پیروزیش توی انتخابات خیلی بعید شده،
‫چون ممکنه اصلاً از لیست کاندیداها حذف بشه.

1351
01:40:40.041 --> 01:40:43.541
‫«آرجون مهرا» آخرین راه نجاتشه.

1352
01:40:50.583 --> 01:40:53.333
‫قربان، پسرتون بی‌گناهه؟

1353
01:40:55.083 --> 01:40:56.208
‫قربان!

1354
01:40:56.708 --> 01:41:00.875
‫لطفاً بهمون بگید قربان،
‫می‌تونید پسرتون رو نجات بدید؟ قربان!

1355
01:41:02.708 --> 01:41:03.958
‫قربان، پسرتون بی‌گناهه؟

1356
01:41:12.958 --> 01:41:14.541
‫خیلی خب. خبرهای جدید رو بهم برسون.

1357
01:41:16.958 --> 01:41:18.916
‫بفرمایید بشینید آقای «مهرا».

1358
01:41:21.583 --> 01:41:27.708
‫آقای «مهرا»، من هر چی می‌دونستم رو
‫توی اظهاراتی که به پلیس دادم، گفتم.

1359
01:41:28.541 --> 01:41:32.041
‫تکرار حرفام توی دادگاه چه فایده‌ای داره؟

1360
01:41:33.750 --> 01:41:35.875
‫دادگاه شهادت من رو قبول نمی‌کنه.

1361
01:41:37.041 --> 01:41:41.250
‫تو داری از «شوریا» دفاع می‌کنی.
‫حتماً می‌دونی این یعنی چی.

1362
01:41:43.250 --> 01:41:50.000
‫اما این احتمال هست
‫که کسی باهاش حرف زده باشه یا دیده باشنش.

1363
01:41:50.625 --> 01:41:53.708
‫یا شاید غذا سفارش داده باشید،

1364
01:41:53.791 --> 01:41:55.041
‫یا یه چیزی توی این مایه‌ها.

1365
01:41:55.125 --> 01:41:58.250
‫یه سری اطلاعات می‌خوام. یه مدرک برای تبرئه لازم دارم.

1366
01:41:59.166 --> 01:42:01.875
‫واقعاً می‌خوای «شوریا» رو نجات بدی، آقای «مهرا»؟

1367
01:42:04.958 --> 01:42:08.125
‫تو شخصیتِ «شوریا» رو بهتر از من می‌شناسی.

1368
01:42:10.583 --> 01:42:13.583
‫مشکلِ تو اینه که داری ازش دفاع می‌کنی...

1369
01:42:15.000 --> 01:42:16.666
‫مشکلِ منم اینه که زنش هستم.

1370
01:42:19.750 --> 01:42:24.541
‫ولی «شوریا» گفت اون شب بعد از دعوایی که بینتون شد، آرومت کرده.

1371
01:42:25.041 --> 01:42:25.958
‫چطوری آرومت کرد؟

1372
01:42:32.416 --> 01:42:33.708
‫تا می‌خوردم کتکم زد.

1373
01:42:38.083 --> 01:42:39.541
‫اون یه وحشیه.

1374
01:42:42.333 --> 01:42:46.333
‫تو این سال‌ها به خودم یاد دادم
‫که این‌جور شب‌های سخت رو فراموش کنم.

1375
01:42:46.833 --> 01:42:49.041
‫شاید دلیلِ زنده موندنم همینه.

1376
01:42:50.750 --> 01:42:54.708
‫اون شب به پلیس زنگ زدم.

1377
01:42:57.041 --> 01:42:58.333
‫پلیس اومد؟

1378
01:43:00.041 --> 01:43:00.958
‫نه.

1379
01:43:01.833 --> 01:43:06.166
‫دوباره بهشون زنگ زدم
‫و گفتم که همه چیز روبه‌راه شده.

1380
01:43:06.250 --> 01:43:07.750
‫اونا نیازی ندارن بیان.

1381
01:43:08.541 --> 01:43:12.625
‫لطفاً ازم نپرس چرا.

1382
01:43:15.666 --> 01:43:18.125
‫هر چی داشتم و نداشتم رو پای «شوریا» ریختم.

1383
01:43:18.791 --> 01:43:20.208
‫اما الان،

1384
01:43:21.666 --> 01:43:23.458
‫من طرف «سوما» هستم.

1385
01:43:26.333 --> 01:43:30.250
‫چرا اینا رو قبلاً نگفته بودی؟

1386
01:43:30.750 --> 01:43:32.208
‫خیله‌خب، ممنون.

1387
01:43:53.208 --> 01:43:54.250
‫ایول!

1388
01:43:57.083 --> 01:43:58.125
‫ممنونم قربان.

1389
01:43:58.833 --> 01:44:00.708
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

1390
01:44:01.291 --> 01:44:03.625
‫آره، الان دیگه از پسِ همچین هزینه‌ای برمیایم.

1391
01:44:03.708 --> 01:44:05.083
‫واقعاً؟

1392
01:44:05.625 --> 01:44:06.583
‫آره.

1393
01:44:08.583 --> 01:44:09.791
‫یه کار پیدا کردم.

1394
01:44:12.750 --> 01:44:14.583
‫- چی؟
‫- آره.

1395
01:44:15.958 --> 01:44:19.250
‫دوتا خبر خوب تو یه روز!

1396
01:44:19.333 --> 01:44:21.166
‫هم پرونده‌م به نتیجه رسید، هم تو کار جدید پیدا کردی.

1397
01:44:21.250 --> 01:44:22.291
‫بله خانوم.

1398
01:44:22.375 --> 01:44:24.083
‫کجا قراره مشغول به کار بشی؟

1399
01:44:28.583 --> 01:44:29.416
‫چی شده؟

1400
01:44:29.500 --> 01:44:30.916
‫تو شرکت ساختمونی «گور».

1401
01:44:32.541 --> 01:44:35.166
‫گوش کن «مادورا».

1402
01:44:35.791 --> 01:44:37.708
‫این یه فرصت عالی برای منه.

1403
01:44:38.208 --> 01:44:40.250
‫شیش ماه اول به عنوان دستیار مدیر کار می‌کنم.

1404
01:44:40.333 --> 01:44:41.833
‫بعدش هم منو می‌کنن مدیر.

1405
01:44:43.000 --> 01:44:46.166
‫حقوقش سالی ۱۲ هزار روپیه‌ست،
‫به اضافه‌ی مزایای شغلی.

1406
01:44:46.250 --> 01:44:47.416
‫عالیه.

1407
01:44:48.416 --> 01:44:50.916
‫ولی نمی‌تونی قبولش کنی، اونا دارن سعی می‌کنن بهت رشوه بدن.

1408
01:44:51.500 --> 01:44:52.875
‫دیگه قبولش کردم.

1409
01:44:52.958 --> 01:44:54.750
‫دیوونه شدی؟

1410
01:44:54.833 --> 01:44:58.041
‫«این کار فقط یه رشوه‌ست که دهنم رو در برابر حقیقت ببندم.»

1411
01:44:58.125 --> 01:44:59.166
‫«خب پس ساکت شو.»

1412
01:44:59.958 --> 01:45:01.125
‫«چی گفتی؟»

1413
01:45:02.041 --> 01:45:03.416
‫«ساکت شو.»

1414
01:45:03.500 --> 01:45:04.375
‫««پیوش»...»

1415
01:45:04.458 --> 01:45:06.250
‫«من از زمان همه‌گیری «کووید» بیکارم.»

1416
01:45:07.708 --> 01:45:12.083
‫«خودت می‌دونی حقوق وکیلیِ دولتیت
‫کفاف خرج و مخارج خونه رو نمی‌ده.»

1417
01:45:13.583 --> 01:45:15.250
‫«پرونده‌ها که هیچ‌وقت تموم نمی‌شن.»

1418
01:45:15.333 --> 01:45:17.625
‫«این پرونده مگه چه ویژگی خاصی داره؟»

1419
01:45:19.000 --> 01:45:21.125
‫«من از این پرونده کنار نمی‌کشم، «پیوش».»

1420
01:45:21.625 --> 01:45:22.791
‫«مگه چی می‌شه؟»

1421
01:45:23.291 --> 01:45:24.916
‫«- مشکل چیه؟
‫- مشکل؟»

1422
01:45:25.000 --> 01:45:26.625
‫«به حرفم گوش کن.»

1423
01:45:27.291 --> 01:45:28.791
‫«اگه توی پرونده برنده بشی چی می‌شه؟»

1424
01:45:29.958 --> 01:45:32.791
‫«می‌رن دادگاه تجدید نظر،
‫اون‌وقت اونم تبرئه می‌شه.»

1425
01:45:32.875 --> 01:45:35.916
‫هر بار که ثابت کنی اون گناهکاره،
‫اونا درخواست تجدیدنظر می‌دن.

1426
01:45:36.000 --> 01:45:38.125
‫اونا بی‌نهایت ثروتمندن.

1427
01:45:38.208 --> 01:45:39.666
‫شک نکن که اونا برنده می‌شن.

1428
01:45:39.750 --> 01:45:43.416
‫آقای «گور» یه سیاست‌مداره.

1429
01:45:44.500 --> 01:45:46.500
‫داره بازی‌ت می‌ده.

1430
01:45:48.000 --> 01:45:49.916
‫داره بدترین سوءاستفاده رو ازت می‌کنه.

1431
01:45:50.000 --> 01:45:52.166
‫این شغل رو بهت پیشنهاد داد...

1432
01:45:52.250 --> 01:45:56.041
‫تا از پرونده بکشم کنار و غیبم بزنه.

1433
01:45:56.125 --> 01:45:58.500
‫- می‌فهمی؟
‫- یعنی الان این پرونده از من مهم‌تر شده؟

1434
01:46:00.708 --> 01:46:02.458
‫هر کاری دلت می‌خواد بکن.

1435
01:46:02.541 --> 01:46:03.958
‫منظورت چیه؟

1436
01:46:04.041 --> 01:46:06.125
‫می‌خوای شوهر و خانواده‌ت رو انتخاب کنی یا کارت رو؟

1437
01:46:06.208 --> 01:46:08.041
‫تصمیم با خودته.

1438
01:46:09.041 --> 01:46:10.541
‫خدای من!

1439
01:46:11.791 --> 01:46:12.625
‫صبر کن...

1440
01:46:22.583 --> 01:46:24.375
‫- خانم «مادورا»، اینجایی؟
‫- سلام.

1441
01:46:24.458 --> 01:46:27.041
‫آره، اومدم شام بخورم.

1442
01:46:27.125 --> 01:46:29.416
‫- تو چی؟
‫- اومدم برای یه جلسه.

1443
01:46:29.500 --> 01:46:30.333
‫باشه.

1444
01:46:30.833 --> 01:46:33.416
‫قهوه می‌خوری؟
‫بیا یه قهوه‌ای بزنیم.

1445
01:46:34.041 --> 01:46:35.083
‫- مشکلی نداری؟
‫- نه.

1446
01:46:35.166 --> 01:46:36.500
‫بریم.

1447
01:46:37.666 --> 01:46:38.708
‫ممنون.

1448
01:46:51.291 --> 01:46:54.541
‫«هارش‌واردان گور» امروز به شوهرم پیشنهاد کار داد.

1449
01:46:56.500 --> 01:46:57.750
‫اونم قبول کرد؟

1450
01:47:05.666 --> 01:47:07.708
‫آقای «آرجون»، من تازه‌کارم.

1451
01:47:08.208 --> 01:47:13.625
‫ولی این رو خوب می‌دونم
‫که وقتی دفاعیه سعی می‌کنه دادستان رو بخره...

1452
01:47:15.333 --> 01:47:17.291
‫یعنی موضعش ضعیفه.

1453
01:47:22.125 --> 01:47:24.166
‫موضع تو هم همچین قوی نیست.

1454
01:47:26.208 --> 01:47:31.833
‫شهادت شاهدی که لحظه‌ی آخر آوردی
‫توی دادگاه عالی دووم نمیاره.

1455
01:47:33.875 --> 01:47:37.041
‫«شوریامان» تبرئه می‌شه، مگه نه؟

1456
01:47:38.291 --> 01:47:41.166
‫سلام «آرجون»!
‫خدا رو شکر که بهت برخوردیم.

1457
01:47:41.250 --> 01:47:43.416
‫راستش می‌خواستیم باهات تماس بگیریم.

1458
01:47:43.500 --> 01:47:45.625
‫می‌تونی یه تماس تصویری سریع با دخترمون بگیری؟

1459
01:47:45.708 --> 01:47:46.791
‫البته.

1460
01:47:46.875 --> 01:47:49.750
‫- آره، ببخشید.
‫- ممنون، بفرمایید از این طرف.

1461
01:47:50.625 --> 01:47:53.958
‫تو بهترین کسی هستی که می‌تونه بهش بگه کدوم دانشکده حقوق رو انتخاب کنه.

1462
01:47:54.041 --> 01:47:55.416
‫سلام «ریا»...

1463
01:47:57.416 --> 01:48:01.041
‫سلام عمو «آرجون». وای خدای من، داشتم...

1464
01:48:01.125 --> 01:48:03.958
‫«وکیل... از کمک بهشون خودداری کردی»

1465
01:48:11.708 --> 01:48:13.000
‫«می‌خوای اعدام بشه»

1466
01:48:19.416 --> 01:48:21.541
‫البته. همین کار رو بکن.

1467
01:48:28.333 --> 01:48:30.166
‫«دادگاه عالی»

1468
01:48:44.666 --> 01:48:46.541
‫دفاعیات نهایی آماده‌ست؟

1469
01:48:48.166 --> 01:48:49.375
‫با اجازه، جناب قاضی.

1470
01:48:50.250 --> 01:48:54.125
‫دادستانی می‌خواد آخرین شاهدش رو احضار کنه.

1471
01:48:58.416 --> 01:49:03.708
‫خانم «مادورا»، شما وکیل شدی که
‫نظم و روال دادگاه رو مسخره کنی؟

1472
01:49:04.458 --> 01:49:05.333
‫نه جناب قاضی.

1473
01:49:06.708 --> 01:49:09.291
‫این شهادت برای پرونده خیلی حیاتیه.

1474
01:49:10.500 --> 01:49:11.625
‫خواهش می‌کنم اجازه بدید.

1475
01:49:11.708 --> 01:49:13.333
‫در ضمن، ایشون شاهد جدیدی نیستن.

1476
01:49:14.208 --> 01:49:16.916
‫شهادتش قبلاً ثبت شده.

1477
01:49:17.000 --> 01:49:20.041
‫جناب قاضی، چرا هر دفعه اجازه می‌دید این کار رو بکنه؟

1478
01:49:20.125 --> 01:49:22.208
‫دادستانی اومده اینجا از پرونده دفاع کنه

1479
01:49:22.291 --> 01:49:23.541
‫یا اینکه نمایش درام راه بندازه؟

1480
01:49:23.625 --> 01:49:25.333
‫آقای «مهرا»، شما دیگه یه وکیل باسابقه هستید.

1481
01:49:25.416 --> 01:49:26.958
‫لطفاً یه کم باهاش راه بیاید.

1482
01:49:28.708 --> 01:49:30.916
‫علاوه بر این،
‫این اولین حضور این شاهد نیست.

1483
01:49:31.500 --> 01:49:32.916
‫خانم «مادورا»،

1484
01:49:33.000 --> 01:49:35.791
‫دیگه اجازه نمی‌دم همچین اتفاقی بیفته.

1485
01:49:35.875 --> 01:49:41.250
‫دفعه‌ی بعد،
‫مخالفتم با این درخواست رو توی صورت‌جلسه ثبت می‌کنم.

1486
01:49:41.333 --> 01:49:42.416
‫صداش کنید بیاد.

1487
01:49:42.916 --> 01:49:43.958
‫ممنونم جناب.

1488
01:49:44.500 --> 01:49:50.875
‫دادستانی می‌خواد خانم «گوری گور» رو
‫به عنوان شاهد اصلی احضار کنه.

1489
01:49:53.250 --> 01:49:54.083
‫جناب قاضی...

1490
01:50:16.416 --> 01:50:17.625
‫خانم «گور».

1491
01:50:17.708 --> 01:50:23.083
‫توی اظهاراتت گفتی که اولِ مِی
‫حدود ساعت یکِ صبح...

1492
01:50:23.750 --> 01:50:26.333
‫زمانی بوده که «شوریامان گور» به خونه برگشته.

1493
01:50:26.916 --> 01:50:27.958
‫درسته؟

1494
01:50:29.583 --> 01:50:30.791
‫خانم «گور»،

1495
01:50:30.875 --> 01:50:33.291
‫لطفاً فقط سرت رو تکون نده. واضح جواب بده.

1496
01:50:36.166 --> 01:50:37.208
‫بله.

1497
01:50:38.291 --> 01:50:39.791
‫این چیزیه که توی اظهاراتم گفتم.

1498
01:50:39.875 --> 01:50:44.083
‫ولی امروز می‌خوای اظهاراتت رو تغییر بدی.

1499
01:50:44.166 --> 01:50:47.333
‫از طرف کسی تحت فشاری؟

1500
01:50:47.416 --> 01:50:48.541
‫نه.

1501
01:50:49.250 --> 01:50:50.416
‫خیله‌خب.

1502
01:50:50.500 --> 01:50:54.166
‫خب، می‌تونی چیزی که به من گفتی رو به دادگاه هم بگی؟

1503
01:50:55.250 --> 01:50:56.541
‫اون شب،

1504
01:50:57.083 --> 01:50:58.750
‫اولِ ماهِ می،

1505
01:50:59.375 --> 01:51:02.125
‫«شوریا» حدود ساعت یکِ صبح
‫به خونه برنگشت.

1506
01:51:04.125 --> 01:51:05.208
‫و بعدش چی؟

1507
01:51:06.500 --> 01:51:08.541
‫ساعت چهارِ صبح برگشت خونه.

1508
01:51:12.875 --> 01:51:14.166
‫چهارِ صبح؟

1509
01:51:17.458 --> 01:51:19.416
‫اما چی باعث شده این‌قدر مطمئن باشی؟

1510
01:51:20.041 --> 01:51:22.916
‫چون اون موقع، زمانِ تمرینِ موسیقیِ منه.

1511
01:51:24.958 --> 01:51:25.833
‫فهمیدم.

1512
01:51:28.333 --> 01:51:32.625
‫پس چرا توی اظهاراتت به پلیس گفتی
‫که اون ساعت یکِ صبح برگشته؟

1513
01:51:32.708 --> 01:51:34.916
‫خیلی ترسیده بودم.

1514
01:51:36.500 --> 01:51:37.958
‫خانواده‌ی «شوریا»...

1515
01:51:39.500 --> 01:51:41.583
‫منظورم اینه که خونواده‌مون قوی و خیلی بانفوذه.

1516
01:51:42.750 --> 01:51:47.125
‫واسه همین هر چی «شوریا» ازم خواست رو انجام دادم.

1517
01:51:51.291 --> 01:51:52.166
‫«سوما»...

1518
01:51:52.791 --> 01:51:55.083
‫بعد از مرگ «سوما میتال»،

1519
01:51:58.083 --> 01:51:59.875
‫دیگه آرامش ندارم.

1520
01:52:02.083 --> 01:52:03.416
‫اون مُرده.

1521
01:52:07.625 --> 01:52:09.958
‫من قبل از اینکه همسر کسی باشم، یه زنم.

1522
01:52:12.583 --> 01:52:14.375
‫یه زن ممکنه به خاطر شوهرش دروغ بگه،

1523
01:52:14.458 --> 01:52:15.666
‫ولی بعضی وقتا...

1524
01:52:18.333 --> 01:52:22.875
‫تحمل زندگی بعد از یه همچین دروغی
‫غیرممکنه.

1525
01:52:26.833 --> 01:52:29.333
‫آیا از قبل «سوما میتال» رو
‫می‌شناختی؟

1526
01:52:31.541 --> 01:52:32.416
‫نه.

1527
01:52:35.083 --> 01:52:37.000
‫ولی «شوریا» رو خوب می‌شناسم.

1528
01:52:42.833 --> 01:52:44.125
‫ممنونم.

1529
01:52:44.708 --> 01:52:46.541
‫دیگه سوالی ندارم قربان.

1530
01:52:47.375 --> 01:52:49.750
‫آقای «مهرا»،
‫حتماً کلی سوال داری.

1531
01:52:49.833 --> 01:52:51.291
‫پس بفرما.

1532
01:52:52.250 --> 01:52:53.500
‫نه جناب قاضی.

1533
01:52:54.083 --> 01:52:58.041
‫تو این چند روز گذشته
‫دیگه به این فیلما عادت کردم.

1534
01:52:58.125 --> 01:53:00.375
‫ولی بیاین امروز به این بساط خاتمه بدیم.

1535
01:53:01.708 --> 01:53:05.833
‫«گوری» می‌گه شوهرش
‫ساعت ۴ صبح اومده خونه.

1536
01:53:06.625 --> 01:53:08.791
‫دادستان نمی‌تونه اینو ثابت کنه.

1537
01:53:08.875 --> 01:53:11.208
‫ولی بیاین فرض کنیم که درسته.

1538
01:53:11.916 --> 01:53:14.541
‫چون من هیچ مدرکی برای رد کردنش ندارم.

1539
01:53:14.625 --> 01:53:17.000
‫شاهد اصلی منم که رفت سمت اونا.

1540
01:53:19.791 --> 01:53:21.083
‫جناب قاضی،

1541
01:53:22.000 --> 01:53:28.791
‫تکلیف این پرونده همون لحظه‌ای روشن می‌شه
‫که یکی پیدا بشه

1542
01:53:28.875 --> 01:53:35.208
‫که بتونه ثابت کنه موکلم اون شب
‫ساعت ۱:۱۰ کجا بوده.

1543
01:53:35.291 --> 01:53:40.666
‫اگه کسی مدرکی در این باره داره،

1544
01:53:40.750 --> 01:53:42.791
‫الان بهترین وقت برای رو کردنشه.

1545
01:53:42.875 --> 01:53:47.458
‫به خانم «مادورا» اجازه دادید نمایشش رو اجرا کنه،
‫پس جناب قاضی، به منم اجازه بدید نمایش خودم رو اجرا کنم.

1546
01:53:51.166 --> 01:53:52.125
‫عالیه!

1547
01:53:52.625 --> 01:53:55.291
‫شما دوتا دادگاه رو با این شاهدهاتون به سیرک تبدیل کردید.

1548
01:53:55.375 --> 01:53:57.333
‫نمی‌تونم درخواستت رو رد کنم.

1549
01:53:57.416 --> 01:53:58.458
‫احضارش کن.

1550
01:53:59.416 --> 01:54:03.625
‫تیم دفاع، بازرس «مانیش شارما»
‫از پلیس «بمبئی» رو به جایگاه احضار می‌کنه.

1551
01:54:11.916 --> 01:54:16.041
‫نام، درجه و بخش خدمتی‌تون رو به دادگاه اعلام کنید.

1552
01:54:16.125 --> 01:54:17.750
‫من بازرس «مانیش شارما» هستم،

1553
01:54:17.833 --> 01:54:19.541
‫و در اتاق کنترل پلیس «بمبئی» کار می‌کنم.

1554
01:54:20.333 --> 01:54:24.583
‫مسئولیت پاسخگویی به تمام تماس‌های ورودی
‫به شماره‌ی امداد با شماست؟

1555
01:54:24.666 --> 01:54:26.958
‫بله قربان. تمام این تماس‌ها ضبط می‌شن.

1556
01:54:28.208 --> 01:54:30.500
‫بسیار خب. بیاید به یکی از این ضبط‌ها گوش بدیم.

1557
01:54:30.583 --> 01:54:32.000
‫لطفاً فایل رو پخش کنید.

1558
01:54:35.125 --> 01:54:37.041
‫- الو؟ داره منو می‌زنه.
‫- پلیس امداد.

1559
01:54:37.125 --> 01:54:39.000
‫- کی؟
‫- داره منو سیاه و کبود می‌کنه! کمک بفرستید.

1560
01:54:39.083 --> 01:54:40.875
‫- «غوری»! داری با کی حرف می‌زنی؟
‫- موقعیتت کجاست؟

1561
01:54:40.958 --> 01:54:41.958
‫گوشی رو بذار کنار!

1562
01:54:42.041 --> 01:54:45.125
‫- از کجا داری زنگ می‌زنی خانم؟
‫- «شوریا»، نه! نه!

1563
01:54:45.208 --> 01:54:46.333
‫الو؟

1564
01:54:57.833 --> 01:54:59.666
‫اما جناب قاضی، «سوداکار»...

1565
01:54:59.750 --> 01:55:01.416
‫صبور باشین خانم «مادورا».

1566
01:55:01.500 --> 01:55:03.541
‫هنوز یه فایل صوتی دیگه هم هست.

1567
01:55:04.125 --> 01:55:04.958
‫پخشش کن.

1568
01:55:07.375 --> 01:55:09.625
‫- الو؟ حالم خوبه.
‫- براتون کمک بفرستیم؟

1569
01:55:09.708 --> 01:55:11.750
‫- نیازی نیست.
‫- حالتون خوبه؟

1570
01:55:11.833 --> 01:55:13.625
‫آره، همه‌چی روبه‌راهه.

1571
01:55:18.875 --> 01:55:20.041
‫جناب قاضی،

1572
01:55:20.708 --> 01:55:23.375
‫می‌خوام «غوری گور» رو احضار کنم.

1573
01:55:34.625 --> 01:55:37.833
‫خانم «غوری»، چرا این کار رو کردی؟

1574
01:55:41.416 --> 01:55:46.041
‫به‌خاطر خشونت «شوریا» و اعتیادش به الکل
‫دیگه مستأصل شده بودم.

1575
01:55:48.125 --> 01:55:51.375
‫سال‌ها عذاب کشیدم،
‫ولی جرئتش رو نداشتم که قدمی بردارم.

1576
01:55:52.666 --> 01:55:56.000
‫درافتادن با یه همچین خانواده‌ی قدرتمندی اصلاً کار راحتی نیست.

1577
01:55:57.041 --> 01:56:00.416
‫می‌تونم یه چیزی بگم، جناب؟

1578
01:56:01.416 --> 01:56:04.291
‫اگه اون شب «شوریا»
‫توی خونه پیش من بود چی؟

1579
01:56:04.375 --> 01:56:05.208
‫خانم...

1580
01:56:07.041 --> 01:56:10.375
‫بازم باید حکم اعدامش رو صادر کنین!

1581
01:56:11.666 --> 01:56:12.791
‫خواهش می‌کنم، جناب.

1582
01:56:19.375 --> 01:56:21.750
‫خب، این اتفاق نمی‌تونه بیفته.

1583
01:56:24.208 --> 01:56:26.375
‫می‌تونستی به پلیس پناه ببری،

1584
01:56:28.833 --> 01:56:30.791
‫یا با خط ویژه‌ی امداد زنان تماس بگیری.

1585
01:56:32.166 --> 01:56:34.500
‫می‌تونستی خشونت خانگی رو گزارش بدی.

1586
01:56:36.125 --> 01:56:39.250
‫خیلی کارها می‌تونستی بکنی،
‫ولی هیچ‌کدوم رو انجام ندادی.

1587
01:56:40.500 --> 01:56:43.666
‫در عوض، واسه شوهرت پاپوش درست کردی.

1588
01:56:45.291 --> 01:56:50.416
‫حالا هم شوهرت می‌تونه ازت شکایت کنه.

1589
01:57:00.833 --> 01:57:02.291
‫حرفام تموم شد، جناب قاضی.

1590
01:57:08.666 --> 01:57:10.833
‫وقت دفاعیات نهاییه. خانم «مادورا»؟

1591
01:57:13.875 --> 01:57:15.500
‫حرف دیگه‌ای ندارم جناب قاضی.

1592
01:57:16.166 --> 01:57:17.333
‫به همین بسنده می‌کنم.

1593
01:57:20.541 --> 01:57:21.666
‫آقای «مهرا»؟

1594
01:57:22.291 --> 01:57:23.375
‫جناب قاضی،

1595
01:57:24.041 --> 01:57:26.000
‫این فایل‌های ضبط‌شده مدرکیه

1596
01:57:26.083 --> 01:57:31.708
‫بر این‌که موکلم اون شب ساعت یک و ده دقیقه‌ی بامداد
‫توی خونه‌ش بوده،

1597
01:57:32.416 --> 01:57:35.916
‫و توی «وُرلی» که ۱۶ کیلومتر اون‌طرف‌تره نبوده.

1598
01:57:36.000 --> 01:57:38.625
‫قاتل واقعی یه نفر دیگه‌ست.

1599
01:57:38.708 --> 01:57:40.500
‫موکلم بی‌گناهه.

1600
01:57:40.583 --> 01:57:42.083
‫تمام عرضم همین بود جناب قاضی.

1601
01:57:46.083 --> 01:57:49.250
‫خانم «گور»،
‫دادگاه مشکلات شما رو مدنظر قرار داده.

1602
01:57:49.333 --> 01:57:52.916
‫و پیشنهاد می‌کنیم که بابت خشونت خانگی شکایت کنید.

1603
01:57:53.000 --> 01:57:56.583
‫بهتون تضمین می‌دم که از حمایت کامل
‫نظام قضایی برخوردار می‌شید.

1604
01:57:57.958 --> 01:58:00.250
‫اما این پرونده، پرونده‌ی قتله.

1605
01:58:00.916 --> 01:58:06.916
‫دادگاه حکم می‌ده که هیچ‌کدوم از اتهامات وارده
‫به «شوریامان گور» ثابت نشده.

1606
01:58:07.750 --> 01:58:10.708
‫دادستان نتونست دادگاه رو متقاعد کنه.

1607
01:58:10.791 --> 01:58:15.083
‫این دادگاه تمام اتهامات علیه
‫«شوریامان گور» رو رد می‌کنه.

1608
01:58:20.166 --> 01:58:21.375
‫و شما جناب...

1609
01:58:21.875 --> 01:58:23.041
‫آزادی که بری.

1610
01:58:23.875 --> 01:58:25.375
‫حکم تفصیلی بعداً صادر می‌شه.

1611
01:58:50.708 --> 01:58:52.500
‫در مورد شهادتت، خانم «گوری»...

1612
01:58:52.583 --> 01:58:54.125
‫خانم «گوری».

1613
01:58:55.791 --> 01:58:58.375
‫کی بهت گفت اظهاراتت رو عوض کنی؟

1614
01:58:59.333 --> 01:59:02.666
‫خانم «گوری»، با وجود شهادتی که علیه شوهرت دادی،
‫اون آزاد شد.

1615
01:59:02.750 --> 01:59:05.166
‫چه حسی نسبت به این موضوع داری؟
‫آیا «سوما» به عدالت رسید؟

1616
01:59:05.250 --> 01:59:07.500
‫چرا به پلیس گزارش دروغ دادی؟

1617
01:59:07.583 --> 01:59:09.291
‫کسی بهت فشار آورده؟

1618
01:59:09.375 --> 01:59:10.333
‫«گوری»،

1619
01:59:13.041 --> 01:59:18.791
‫لطفاً من رو بابت تمام کارهایی که
‫این سال‌ها باهات کردم ببخش.

1620
01:59:20.458 --> 01:59:23.833
‫اگه نمی‌تونی، تنبیهم کن، ولی خواهش می‌کنم ترکم نکن.

1621
01:59:53.208 --> 01:59:54.916
‫از شما انتظار نداشتم قربان.

1622
02:00:01.000 --> 02:00:04.250
‫یه نفر رو اجیر کردی تعقیبم کنه.

1623
02:00:06.833 --> 02:00:08.625
‫می‌دونستی که من اونجا می‌رم.

1624
02:00:08.708 --> 02:00:10.791
‫- شما اینجایید خانم «مادورا»؟
‫- سلام.

1625
02:00:10.875 --> 02:00:13.375
‫قهوه میل داری؟ بیا یه کم قهوه بخوریم.

1626
02:00:14.166 --> 02:00:16.791
‫اون قهوه خوردن اتفاقی نبود، درسته؟

1627
02:00:17.833 --> 02:00:23.291
‫اما اون زن و شوهر رو هم خودت ردیف کرده بودی؟

1628
02:00:30.625 --> 02:00:34.708
‫می‌خواستی پیام‌هاتو بخونم تا منو بکشونی به «گوری گائون».

1629
02:00:37.500 --> 02:00:38.583
‫واقعاً که معرکه‌ست!

1630
02:00:43.958 --> 02:00:45.125
‫خوبین قربان؟

1631
02:00:46.041 --> 02:00:47.250
‫ببخشید، باید برم.

1632
02:00:47.333 --> 02:00:49.083
‫یه کار مهمی دارم که باید بهش برسم.

1633
02:00:52.625 --> 02:00:56.541
‫همه‌ی اینا نقشه‌ی خودتون بود قربان؟

1634
02:00:59.291 --> 02:01:00.125
‫و...

1635
02:01:01.500 --> 02:01:04.666
‫نقشه کشیدی که دادستانی «گوری» رو احضار کنه،

1636
02:01:04.750 --> 02:01:06.708
‫بعد معلوم بشه که شهادتش به نفع متهمه!

1637
02:01:08.708 --> 02:01:13.625
‫شب‌ها چطور خوابت می‌بره؟

1638
02:01:14.875 --> 02:01:19.500
‫آدم گاهی مجبوره کارهایی رو بکنه که ازشون متنفره.

1639
02:01:24.166 --> 02:01:26.041
‫یه چیزی هست که نمی‌فهمم.

1640
02:01:26.666 --> 02:01:29.791
‫اگه ضبط‌شده‌ی تماس‌های «گوری» با پلیس رو داشتی،

1641
02:01:29.875 --> 02:01:31.666
‫پس این همه فیلم بازی کردن واسه چی بود؟

1642
02:01:32.416 --> 02:01:33.458
‫این یه پرونده‌ی قتله.

1643
02:01:35.083 --> 02:01:39.208
‫شهادت «گوری» شهادت شاهد عینی محسوب می‌شه.

1644
02:01:39.958 --> 02:01:41.750
‫شهادتی که نتونستی ازش سوءاستفاده کنی.

1645
02:01:42.291 --> 02:01:43.833
‫پس تصمیم گرفتی از من سوءاستفاده کنی.

1646
02:01:45.541 --> 02:01:47.416
‫و آقای «گور» هم سعی کرد منو بخره.

1647
02:01:51.791 --> 02:01:55.291
‫تو کتابی به اسم «معیار برتر» رو نوشتی.

1648
02:01:58.583 --> 02:02:00.541
‫من بهت احترام می‌ذاشتم قربان.

1649
02:02:00.625 --> 02:02:02.208
‫تو استاد و الگوی من بودی.

1650
02:02:05.791 --> 02:02:10.625
‫«سوریامان گور» این پرونده رو بُرد،
‫ولی از چشم من افتادی.

1651
02:02:13.416 --> 02:02:14.375
‫لعنتی!

1652
02:02:16.166 --> 02:02:21.208
‫«دیوان عالی»

1653
02:02:45.250 --> 02:02:46.291
‫نمونه رو تحویل دادم.

1654
02:02:48.833 --> 02:02:50.333
‫آخر هفته می‌بینمت.

1655
02:02:57.458 --> 02:02:59.041
‫الان می‌تونید ببینیدش.

1656
02:02:59.125 --> 02:03:00.125
‫همه چی مرتبه.

1657
02:03:00.666 --> 02:03:02.375
‫- ممنون آقای دکتر.
‫- خواهش می‌کنم.

1658
02:03:11.333 --> 02:03:16.916
‫نجاتم دادی بابا.

1659
02:03:19.041 --> 02:03:20.208
‫عزیزم...

1660
02:03:21.500 --> 02:03:25.000
‫بهت نگفتم هیچ بلایی سرت نمیاد؟

1661
02:03:26.125 --> 02:03:27.750
‫هیچ اتفاقی برات نمیفته.

1662
02:03:30.833 --> 02:03:32.125
‫دوستت دارم دخترم.

1663
02:03:33.291 --> 02:03:34.250
‫دیدی مامان؟

1664
02:03:39.333 --> 02:03:40.791
‫بهت که گفته بودم.

1665
02:03:42.250 --> 02:03:44.125
‫هیچ‌چیزی جلودارِ بابام نیست.

1666
02:03:51.625 --> 02:03:53.083
‫سختی‌هامون تموم شد «آرجون».

1667
02:03:53.166 --> 02:03:55.166
‫بالاخره تموم شد.

1668
02:03:55.666 --> 02:03:56.666
‫نه.

1669
02:03:56.750 --> 02:03:59.291
‫هنوز باید برگ برنده‌م رو رو کنم.

1670
02:04:25.875 --> 02:04:27.041
‫«ایکا»!

1671
02:04:27.875 --> 02:04:29.375
‫اومدی رفیق!

1672
02:04:29.458 --> 02:04:31.083
‫عالیه، بیا.

1673
02:04:33.166 --> 02:04:34.125
‫سلام «آرجون».

1674
02:04:34.791 --> 02:04:35.625
‫سلام.

1675
02:04:37.875 --> 02:04:39.958
‫یه بار هم که شده با من راه بیا «ایکا».

1676
02:04:41.500 --> 02:04:43.333
‫یه بار هم که شده یاد بگیر جواب رد رو قبول کنی.

1677
02:04:48.416 --> 02:04:50.291
‫- یه دقیقه بهمون وقت بده عزیزم.
‫- با کمال میل.

1678
02:04:50.375 --> 02:04:51.833
‫بعداً می‌بینمت «آرجون».

1679
02:05:07.125 --> 02:05:08.375
‫گوش کن «ایکا».

1680
02:05:09.291 --> 02:05:10.833
‫شاید برده باشی،

1681
02:05:11.333 --> 02:05:13.000
‫ولی من بودم که برگ برنده رو رو کردم.

1682
02:05:14.291 --> 02:05:16.875
‫فکر کردی داشتم تنهایی کار می‌کردم.

1683
02:05:17.375 --> 02:05:19.333
‫ولی یه چیزی رو از قلم انداختی.

1684
02:05:22.375 --> 02:05:24.875
‫تو قاتل «سوما میتال» هستی.

1685
02:05:25.833 --> 02:05:27.583
‫و می‌دونم چطوری کشتیش.

1686
02:05:52.083 --> 02:05:54.666
‫بس کن! ولم کن، خواهش می‌کنم.

1687
02:05:54.750 --> 02:05:57.166
‫نه! تمومش کن! می‌خوام برم.

1688
02:05:57.666 --> 02:05:58.791
‫ولم کن!

1689
02:06:22.375 --> 02:06:25.833
‫تو یه لحظه عصبانیت، با سوییچ ماشینت
‫به «سوما» ضربه زدی.

1690
02:06:26.625 --> 02:06:28.666
‫وقتی خون رو دیدی، دست‌وپات رو گم کردی.

1691
02:06:30.125 --> 02:06:32.000
‫ترسیدی که بمیره...

1692
02:06:38.833 --> 02:06:42.000
‫واسه همین از ماشین انداختیش بیرون و فرار کردی.

1693
02:06:48.250 --> 02:06:50.291
‫به یه مدرک برای اثبات عدم حضورت نیاز داشتی

1694
02:06:50.791 --> 02:06:53.041
‫تا ثابت کنی که خونه بودی،

1695
02:06:53.125 --> 02:06:55.041
‫نه توی صحنه جرم.

1696
02:06:57.041 --> 02:07:01.208
‫بعدش فهمیدی گوشیت همراهت نیست
‫چون توی کلاب جا گذاشته بودیش.

1697
02:07:03.583 --> 02:07:06.000
‫ماشینت رو پیچ بعدی نگه داشتی

1698
02:07:06.083 --> 02:07:08.500
‫درست زیر اتاق «پیلای».

1699
02:07:09.166 --> 02:07:12.291
‫«پیلای» دیدت و شناختت.

1700
02:07:12.375 --> 02:07:13.958
‫نه موقع ارتکاب جرم...

1701
02:07:17.250 --> 02:07:19.291
‫بلکه موقعی که داشتی ردش رو پاک می‌کردی.

1702
02:07:23.541 --> 02:07:25.916
‫گوشیت رو بده به من.

1703
02:07:26.666 --> 02:07:28.000
‫این پول‌ها رو بگیر.

1704
02:07:35.458 --> 02:07:39.833
‫خوب به حرفم گوش کن «گوری».

1705
02:07:53.458 --> 02:07:54.958
‫- الو، پلیس؟
‫- الو؟

1706
02:07:55.041 --> 02:07:57.750
‫- الو، بفرمایید.
‫- الو، داره منو می‌زنه.

1707
02:07:57.833 --> 02:07:59.458
‫- کی؟
‫- داره منو سیاه و کبود می‌کنه!

1708
02:07:59.541 --> 02:08:02.333
‫- از کجا تماس می‌گیرید؟
‫- خواهش می‌کنم کمک بفرستید!

1709
02:08:02.416 --> 02:08:04.875
‫«گوری»! داری با کی حرف می‌زنی؟ گوشی رو ول کن!

1710
02:08:06.041 --> 02:08:10.000
‫می‌دونستی زنت منو می‌رسونه به اون فایل ضبط‌شده.

1711
02:08:11.666 --> 02:08:13.625
‫- لطفاً کمک بفرستید!
‫- موقعیتت کجاست؟

1712
02:08:13.708 --> 02:08:16.458
‫«گوری» با کی داری حرف می‌زنی؟ گوشی رو بذار زمین!

1713
02:08:21.500 --> 02:08:24.541
‫تو کارت درسته، منم نابغه‌ام. به سلامتی!

1714
02:08:25.750 --> 02:08:27.416
‫چی باعث شد لو برم؟

1715
02:08:27.500 --> 02:08:28.916
‫چیزی نبود،

1716
02:08:29.000 --> 02:08:29.833
‫بلکه یه نفر بود.

1717
02:08:30.416 --> 02:08:32.541
‫سوال درست رو بپرس نابغه.

1718
02:08:33.958 --> 02:08:36.041
‫یادت میاد اون روزی رو که گوشت برات نیومد؟

1719
02:08:37.375 --> 02:08:38.833
‫گوشت کجاست؟

1720
02:08:38.916 --> 02:08:41.916
‫وقتی «چاتور»
‫اسم «گوری» رو گفت «جوری»؟

1721
02:08:42.000 --> 02:08:45.583
‫امروز سه‌شنبه‌ست قربان.
‫واسه همین خانم «جوری» غذای گیاهی فرستادن.

1722
02:08:45.666 --> 02:08:47.750
‫«جوری»؟ خانم «جوری» دیگه کیه؟

1723
02:08:48.791 --> 02:08:50.000
‫اسمش «گوری»ـه.

1724
02:08:52.958 --> 02:08:56.166
‫«چاتور» تو خونه‌ت بود و خودش رو جای تو جا زده بود.

1725
02:08:56.250 --> 02:08:58.958
‫وقتی تو صحنه جرم بودی.

1726
02:08:59.041 --> 02:09:00.833
‫- الو؟
‫- الو، بگو.

1727
02:09:00.916 --> 02:09:02.958
‫- داره منو می‌زنه!
‫- کی داره می‌زنتت؟

1728
02:09:03.041 --> 02:09:04.041
‫داره بدجوری منو می‌زنه!

1729
02:09:04.125 --> 02:09:06.083
‫- از کجا زنگ می‌زنی؟
‫- کمک بفرستید!

1730
02:09:06.166 --> 02:09:08.416
‫«گوری»! داری با کی حرف می‌زنی؟ گوشی رو بذار کنار!

1731
02:09:10.041 --> 02:09:11.416
‫«شوریا»، نه!

1732
02:09:12.458 --> 02:09:14.125
‫بیخیالش شو «ایکا».

1733
02:09:14.708 --> 02:09:16.708
‫لازم نیست جو رو خراب کنی.

1734
02:09:19.375 --> 02:09:22.000
‫آروم باش، برو خونه‌ت.

1735
02:09:23.041 --> 02:09:27.375
‫حداقل بذار برگ برنده‌م رو رو کنم!

1736
02:09:32.875 --> 02:09:36.625
‫اون کسی که گوشیش رو برداشتی، از نزدیک دیدتت.

1737
02:09:37.333 --> 02:09:41.041
‫رو لباست خون بود،
‫شاید حرفایی که زدی رو هم شنیده باشه.

1738
02:09:41.833 --> 02:09:46.666
‫تو عاشق سر به نیست کردنِ شاهدایی.

1739
02:09:47.166 --> 02:09:48.333
‫و همین کار رو هم کردی.

1740
02:09:52.875 --> 02:09:55.833
‫اون روزی که «پیلای» توی دادگاه شناساییت کرد...

1741
02:09:55.916 --> 02:09:56.958
‫از اینجا برو بیرون.

1742
02:09:57.041 --> 02:10:01.291
‫...«چاتور» رو فرستادی تا اون گدا رو بکشه.

1743
02:10:04.666 --> 02:10:06.083
‫«آرجون»!

1744
02:10:07.916 --> 02:10:09.583
‫شاهده مُرد، درسته؟

1745
02:10:10.875 --> 02:10:12.458
‫این همون چیزیه که از قلم انداختی!

1746
02:10:14.416 --> 02:10:19.208
‫اگه برای پیدا کردن چیزی تمام تلاشت رو بکنی،
‫بالاخره بهش می‌رسی.

1747
02:10:31.750 --> 02:10:34.375
‫- چند وقته اینجا زندگی می‌کنی؟
‫- خیلی وقته قربان. ۴۰ ساله.

1748
02:10:39.666 --> 02:10:43.500
‫آدمایی که اینجا زندگی می‌کنن بی‌خانمان هستن،
‫اما بدون مدرک شناسایی نیستن قربان.

1749
02:10:43.583 --> 02:10:46.291
‫همه‌شون توی طرح‌های حمایتی
‫مختلف دولتی ثبت‌نام شدن.

1750
02:10:46.375 --> 02:10:49.041
‫سه سال پیش، اسم ۲۳ نفرشون ثبت شد.

1751
02:10:49.125 --> 02:10:51.458
‫با ۲۲ نفرشون ملاقات کردیم.

1752
02:10:51.958 --> 02:10:53.791
‫نفر بیست و سوم از کی ناپدید شده؟

1753
02:10:53.875 --> 02:10:54.916
‫از وقتی که جرم اتفاق افتاد.

1754
02:10:55.500 --> 02:10:57.208
‫اون اصالتاً اهل «پوروشوادی»ـه.

1755
02:10:57.708 --> 02:11:01.291
‫گوشی «چاتور» رو ردیابی کردیم، حق با شما بود قربان.

1756
02:11:02.416 --> 02:11:03.708
‫داره حرکت می‌کنه.

1757
02:11:03.791 --> 02:11:06.333
‫همراه یه افسر پلیس تو راهیم که بریم سراغش.

1758
02:11:06.416 --> 02:11:08.250
‫خبرای جدید رو بهم برسون، باشه؟

1759
02:11:09.750 --> 02:11:13.125
‫فکر کردم «چاتور» بعد اون قضیه غیبش زد.

1760
02:11:19.833 --> 02:11:21.458
‫شاهده نمرد،

1761
02:11:22.458 --> 02:11:24.291
‫بلکه سه روز رفت تو کما.

1762
02:11:25.208 --> 02:11:27.000
‫به محض اینکه به هوش اومد،

1763
02:11:27.916 --> 02:11:29.750
‫اعترافاتش رو کامل نوشت.

1764
02:11:34.041 --> 02:11:35.333
‫این چیه؟

1765
02:11:35.833 --> 02:11:39.916
‫الان دوتا اتهام علیهت وجود داره.

1766
02:11:43.583 --> 02:11:45.291
‫اولی قتل «سوما»ـه،

1767
02:11:45.375 --> 02:11:49.625
‫و دومی اقدام به قتل شاهد.

1768
02:11:52.583 --> 02:11:57.750
‫چیزی که می‌گی درسته «آرجون».

1769
02:11:58.541 --> 02:12:00.333
‫حقیقتِ ماجرا همینه.

1770
02:12:01.208 --> 02:12:04.375
‫اما حقیقتی که بهش رسیدی،
‫تمامِ حقیقت نیست.

1771
02:12:07.041 --> 02:12:11.000
‫قبلاً هم بهت گفته بودم که ممکنه اشتباه کنم،
‫ولی نمی‌تونم مرتکب جنایت بشم.

1772
02:12:14.000 --> 02:12:16.125
‫می‌خوای بیخیالِ اصولِ حرفه‌ایت بشی؟

1773
02:12:16.916 --> 02:12:18.708
‫می‌خوای منو بندازی زندان؟

1774
02:12:22.583 --> 02:12:24.375
‫من نمی‌ندازمت زندان،

1775
02:12:24.458 --> 02:12:25.666
‫بلکه اون این کار رو می‌کنه.

1776
02:12:27.000 --> 02:12:32.000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

1777
02:12:32.030 --> 02:12:42.000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال