WEBVTT

﻿
1
00:00:04.560 --> 00:00:43.630
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:01:02.395 --> 00:01:03.772
‫بدفورد فارست؟

3
00:01:07.442 --> 00:01:10.068
‫فکر کنم شما ون دورن باشین.

4
00:01:10.069 --> 00:01:11.612
‫ممنون که این‌طوری
‫اومدین دیدنم.

5
00:01:11.613 --> 00:01:14.072
‫فقط می‌تونم حدس بزنم
‫این یه تلاش بی‌رمقه

6
00:01:14.073 --> 00:01:16.533
‫برای اینکه دوباره آبروتون رو برگردونین،

7
00:01:16.534 --> 00:01:18.619
‫و اون لکه زشت رو
‫از سابقه‌تون پاک کنین.

8
00:01:18.620 --> 00:01:21.955
‫۳۰ ثانیه وقت دارین
‫منظورتون رو روشن کنین.

9
00:01:21.956 --> 00:01:23.874
‫وگرنه باید برم.

10
00:01:23.875 --> 00:01:25.542
‫اگه بگم یه راهی دارم

11
00:01:25.543 --> 00:01:27.836
‫که جلوی حمله گرنت
‫به پورت گیبسون رو بگیریم چی؟

12
00:01:27.837 --> 00:01:29.797
‫می‌گم هر نقشه‌ای برای مقابله
‫با بهترین فرمانده اتحادیه

13
00:01:29.798 --> 00:01:33.842
‫یا دیوونگیه
‫یا نبوغ محض.

14
00:01:33.843 --> 00:01:35.594
‫گرنت تو کنتاکیه.

15
00:01:35.595 --> 00:01:38.847
‫اگه نذاریم به شرق
‫یا غرب حرکت کنه و جلوش رو بگیریم

16
00:01:38.848 --> 00:01:40.182
‫که نیروی کمکی خبر کنه،

17
00:01:40.183 --> 00:01:41.892
‫می‌تونیم مجبورش کنیم بره شمال،

18
00:01:41.893 --> 00:01:44.686
‫و توانش برای قطع کردن
‫خط تدارکاتمون رو محدود کنیم.

19
00:01:44.687 --> 00:01:46.688
‫وقتت تموم شد.

20
00:01:46.689 --> 00:01:49.066
‫برای اینکه این نقشه جواب بده،
‫لازمه ارتباطات گرنت رو

21
00:01:49.067 --> 00:01:51.527
‫وقتی من حمله می‌کنم
‫مختل کنی.

22
00:01:51.528 --> 00:01:54.446
‫ولی فقط ژنرال‌ها
‫باید از این قضیه خبر داشته باشن.

23
00:01:54.447 --> 00:01:56.615
‫یکی رو لازم دارم که براش احترام قائلم،

24
00:01:56.616 --> 00:01:58.742
‫یکی که بتونم بهش اعتماد کنم.

25
00:01:58.743 --> 00:02:00.702
‫اگه دنبال عملیات واقعی هستی،
‫همینه.

26
00:02:00.703 --> 00:02:03.205
‫نه سیاست، نه کاغذبازی.

27
00:02:03.206 --> 00:02:05.374
‫این کار فقط برای آرمانمونه،

28
00:02:05.375 --> 00:02:07.084
‫نه برای آبروی تو.

29
00:02:07.085 --> 00:02:09.294
‫پمبرتون رو راضی کن،

30
00:02:09.295 --> 00:02:11.088
‫قولم رو داری.

31
00:02:11.089 --> 00:02:13.340
‫پشتت می‌ایستم.

32
00:02:31.693 --> 00:02:34.027
‫چرا باید خودتو درگیر

33
00:02:34.028 --> 00:02:36.446
‫این مزخرفات هیجان‌زده‌کننده کنی؟

34
00:02:36.447 --> 00:02:38.532
‫ژنرال ارل ون دورن

35
00:02:38.533 --> 00:02:39.867
‫با رئیس‌جمهور دیدار کرده.

36
00:02:39.868 --> 00:02:42.828
‫-لینکلن؟
‫-دیویس، احمق جان.

37
00:02:42.829 --> 00:02:45.623
‫عجیبه، یادم نمیاد
‫بهش رأی داده باشم.

38
00:02:48.376 --> 00:02:52.629
‫این ون دورن
‫چه چیز خاصی داره؟

39
00:02:52.630 --> 00:02:56.967
‫ژنرال ارل ون دورن قبایل
‫چروکی و آنادارکو رو نجات داد

40
00:02:56.968 --> 00:02:59.761
‫وقتی کمانچی‌ها
‫داشتن قتل‌عامشون می‌کردن.

41
00:02:59.762 --> 00:03:02.139
‫تو اولین نبردش
‫در ویچیتا،

42
00:03:02.140 --> 00:03:03.891
‫دو تیر خورد،

43
00:03:03.892 --> 00:03:07.436
‫یکی به ریه‌ش
‫و یکی هم به شکمش.

44
00:03:07.437 --> 00:03:09.646
‫هر مرد ضعیف‌تری
‫همون‌جا می‌مرد.

45
00:03:09.647 --> 00:03:13.775
‫مطمئنم خیلی از مردای ضعیف‌تر
‫به دست خودش کشته شدن.

46
00:03:13.776 --> 00:03:16.987
‫خب، شاید همین‌طور باشه.

47
00:03:16.988 --> 00:03:21.783
‫ولی تسلیم شدن گزینه نیست.

48
00:03:21.784 --> 00:03:24.661
‫الان دیگه جنگیدن
‫مسئله اصوله.

49
00:03:24.662 --> 00:03:27.748
‫خب، من به‌عنوان یه پزشک،

50
00:03:27.749 --> 00:03:29.791
‫و یه قانون‌گذار،

51
00:03:29.792 --> 00:03:33.086
‫ترجیح می‌دم کمتر وقتم رو
‫صرف وصله‌پینه کردن جوونا کنم

52
00:03:33.087 --> 00:03:37.549
‫و بیشتر وقتم رو بذارم
‫برای سر و سامون دادن به تنسی.

53
00:03:37.550 --> 00:03:40.761
‫چیزی که اینجا لازم داریم...

54
00:03:40.762 --> 00:03:43.847
‫خون‌ریزی کمتر، کار و کاسبی بیشتره.

55
00:03:43.848 --> 00:03:47.142
‫خب، فعلاً که

56
00:03:47.143 --> 00:03:49.186
‫قلم قطعاً

57
00:03:49.187 --> 00:03:51.063
‫از شمشیر قوی‌تر نیست.

58
00:04:07.747 --> 00:04:09.831
‫قربان؟

59
00:04:09.832 --> 00:04:11.583
‫قربان، باید صحبت کنیم.

60
00:04:11.584 --> 00:04:13.752
‫نمی‌تونه صبر کنه، منینگ؟
‫هنوز دارم سعی می‌کنم بفهمم

61
00:04:13.753 --> 00:04:15.963
‫با اون موش پمبرتون
‫چی کار کنم.

62
00:04:21.594 --> 00:04:23.221
‫دستور مستقیم خود لینکلنه.

63
00:04:25.974 --> 00:04:29.226
‫این حرف کاملاً افتراست.

64
00:04:29.227 --> 00:04:31.228
‫فکر کنم دیگه قضیه
‫شخصی شده، قربان.

65
00:04:31.229 --> 00:04:33.105
‫باید جایی بزنمش
‫که حسابی دردش بیاد.

66
00:04:33.106 --> 00:04:34.690
‫اگه دارن با اصطلاحات

67
00:04:34.691 --> 00:04:36.775
‫دزدی دریایی حرف می‌زنن،
‫بهتره دریچه‌ها رو ببندن،

68
00:04:36.776 --> 00:04:38.736
‫چون طوفان داره میاد.

69
00:04:40.780 --> 00:04:43.740
‫سرتیپ
‫ریچارد گریفیث درخواست کرده

70
00:04:43.741 --> 00:04:46.451
‫اجازه بدم شما
‫فرمانده افرادش باشین.

71
00:04:46.452 --> 00:04:49.037
‫سرلشکر ون دورن رو به ما بدین،

72
00:04:49.038 --> 00:04:51.957
‫که شجاع‌تر از اون مردی زنده نیست.

73
00:04:51.958 --> 00:04:53.542
‫من همیشه از گریفیث خوشم می‌اومد.

74
00:04:53.543 --> 00:04:54.918
‫بلده چطور تیمی کار کنه.

75
00:04:54.919 --> 00:04:56.962
‫من در مورد کورینث
‫فقط داشتم وظیفه‌مو انجام می‌دادم

76
00:04:56.963 --> 00:04:59.131
‫و خودتم خوب می‌دونی

77
00:04:59.132 --> 00:05:01.174
‫اگه لازم بود
‫دوباره هم همون کارو می‌کردم.

78
00:05:01.175 --> 00:05:02.759
‫من برای عذرخواهی نیومدم

79
00:05:02.760 --> 00:05:04.678
‫یا اینکه چیزی رو بکوبم تو سرت.

80
00:05:04.679 --> 00:05:07.681
‫اومدم یه پیشنهاد بدم
‫که به نفع هر دومونه،

81
00:05:07.682 --> 00:05:10.142
‫چیزی که اعتبار
‫هردومون رو بیشتر می‌کنه.

82
00:05:10.143 --> 00:05:13.145
‫البته اگه اجازه بدین.

83
00:05:13.146 --> 00:05:15.480
‫دقیقاً چه نفعی برای من داره؟

84
00:05:15.481 --> 00:05:17.149
‫چون وقتی این کار موفق بشه،

85
00:05:17.150 --> 00:05:20.361
‫همه اعتبار تأییدش
‫به اسم شما نوشته می‌شه.

86
00:05:39.380 --> 00:05:41.924
‫یه لحظه، لطفاً.

87
00:05:45.762 --> 00:05:47.596
‫بله، قربان؟

88
00:05:47.597 --> 00:05:49.849
‫غافلگیرم کن.

89
00:06:18.669 --> 00:06:20.879
‫گرجستان.

90
00:06:20.880 --> 00:06:23.090
‫منطقه کاختی.

91
00:06:23.091 --> 00:06:26.010
‫بله، قربان.
‫شرق گرجستان، قربان.

92
00:06:39.690 --> 00:06:43.068
‫قربان، نمی‌تونم با شما مشروب بخورم.

93
00:06:43.069 --> 00:06:44.861
‫از تو نخواستم
‫با من مشروب بخوری.

94
00:06:44.862 --> 00:06:49.450
‫ازت خواستم امتحانش کنی
‫ببینی خراب شده یا نه.

95
00:07:05.758 --> 00:07:08.802
‫خوبه، قربان.

96
00:07:08.803 --> 00:07:10.428
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫این‌قدر

97
00:07:10.429 --> 00:07:12.973
‫شراب‌شناس باشین،
‫ژنرال.

98
00:07:12.974 --> 00:07:15.392
‫علاقه‌ایه که کم‌کم به دست میاد.

99
00:07:15.393 --> 00:07:17.270
‫نصیحتی که
‫خیلی به دردم خورده...

100
00:07:18.855 --> 00:07:20.564
‫بین چیزای دیگه.

101
00:07:20.565 --> 00:07:23.067
‫چه چیزای دیگه‌ای؟

102
00:07:28.114 --> 00:07:31.199
‫یه رگه‌هایی از گیلاس مخملی حس می‌کنم،

103
00:07:31.200 --> 00:07:34.327
‫شیره افرا، خاک جنوب،

104
00:07:34.328 --> 00:07:37.372
‫تنباکو، سیب،

105
00:07:37.373 --> 00:07:40.042
‫کره و خاک رس.

106
00:07:41.878 --> 00:07:45.338
‫یه شیرینی واقعیه که
‫هم پولدار رو نوازش می‌کنه هم فقیر رو

107
00:07:45.339 --> 00:07:46.756
‫با یه ته‌مزه غلیظ...

108
00:07:46.757 --> 00:07:49.135
‫توت‌فرنگی.

109
00:07:51.721 --> 00:07:53.346
‫به سلامتی دیکسی.

110
00:07:53.347 --> 00:07:55.975
‫دیکسی.

111
00:08:04.108 --> 00:08:06.318
‫حالتون خوبه، ژنرال؟

112
00:08:06.319 --> 00:08:08.987
‫انگار
‫روح دیدین.

113
00:08:08.988 --> 00:08:12.657
‫خب، قطعاً قصد دارم
‫چندتایی درست کنم.

114
00:08:12.658 --> 00:08:14.911
‫یه جنگ برای بردن داری.

115
00:08:16.662 --> 00:08:20.665
‫جنگ خودم، با شرایط خودم.

116
00:08:20.666 --> 00:08:23.293
‫نه برای فرماندار،

117
00:08:23.294 --> 00:08:26.630
‫نه برای اون،

118
00:08:26.631 --> 00:08:29.174
‫برای تو.

119
00:08:29.175 --> 00:08:32.345
‫برای تک‌تک آدمایی مثل تو.

120
00:08:40.311 --> 00:08:42.562
‫می‌گن شکست تحقیرآمیزی بوده.

121
00:08:42.563 --> 00:08:44.022
‫فاجعه‌بار بوده.

122
00:08:44.023 --> 00:08:45.815
‫شنیدم ۱۵۰۰ نفر اسیر شدن،

123
00:08:45.816 --> 00:08:47.943
‫از جمله سرهنگ مورفی.

124
00:08:47.944 --> 00:08:49.778
‫اون ویکسبرگ رو نجات داد.

125
00:08:49.779 --> 00:08:51.404
‫ویکسبرگ رو نجات داد؟

126
00:08:51.405 --> 00:08:53.615
‫جرئت می‌کنم بگم شاید واقعاً

127
00:08:53.616 --> 00:08:56.159
‫کل کنفدراسیون رو
‫نجات داده باشه.

128
00:08:56.160 --> 00:08:58.620
‫ببخشید وسط حرفتون می‌پرم.

129
00:08:58.621 --> 00:09:01.081
‫خبر تازه‌ای شده؟

130
00:09:02.333 --> 00:09:05.252
‫خبر تازه‌ای شده؟

131
00:09:05.253 --> 00:09:07.754
‫خود ژنرال ون دورن خبره.

132
00:09:17.682 --> 00:09:20.684
‫این روزا خیلی تاریکه، خیلی.

133
00:09:20.685 --> 00:09:22.602
‫و وقتی به همه اون بی‌گناه‌هایی فکر می‌کنم

134
00:09:22.603 --> 00:09:24.771
‫که دارن از وحشت این جنگ
‫عذاب می‌کشن،

135
00:09:24.772 --> 00:09:26.940
‫حالم به هم می‌خوره.

136
00:09:26.941 --> 00:09:29.025
‫این کشتار با هیچ جنگ دیگه‌ای

137
00:09:29.026 --> 00:09:31.069
‫که تو عمرم دیدم
‫قابل مقایسه نیست.

138
00:09:31.070 --> 00:09:33.822
‫خانواده‌ها از هم پاشیدن،

139
00:09:33.823 --> 00:09:37.158
‫برادر افتاده به جون برادر.

140
00:09:37.159 --> 00:09:39.370
‫و این خون‌ریزی بی‌پایان...

141
00:09:41.038 --> 00:09:42.956
‫باید خیلی زود تموم بشه.

142
00:09:42.957 --> 00:09:46.793
‫من آینده‌نگری و جسارتتون
‫تو میدان جنگ رو تحسین می‌کنم.

143
00:09:46.794 --> 00:09:51.006
‫به نظر میاد من و شما
‫از یه جنسیم.

144
00:09:51.007 --> 00:09:53.717
‫خب، جنس خیلی مرغوبیه،
‫قربان.

145
00:09:53.718 --> 00:09:55.885
‫دوست دارم همین‌طور فکر کنم.

146
00:09:55.886 --> 00:09:59.222
‫دوست دارم فکر کنم یه روز مردم تشویق می‌کنن،

147
00:09:59.223 --> 00:10:02.475
‫که رابرت ای. لی هم
‫گرنت رو تو نبرد شکست داده.

148
00:10:02.476 --> 00:10:04.269
‫هوم!

149
00:10:04.270 --> 00:10:06.813
‫اعتبار زیادی
‫برای خودتون به دست آوردین.

150
00:10:06.814 --> 00:10:10.192
‫مطمئنم وقتی شما هم این کارو بکنین،
‫بلندتر تشویقتون می‌کنن، قربان.

151
00:10:11.902 --> 00:10:13.279
‫بفرمایین بشینین.

152
00:10:15.823 --> 00:10:19.868
‫آبرو، درست مثل زن‌ها،

153
00:10:19.869 --> 00:10:21.953
‫چیز بی‌ثباتیه.

154
00:10:21.954 --> 00:10:25.749
‫و آبروی شما هم
‫پر از زن‌های بی‌ثباته.

155
00:10:25.750 --> 00:10:28.126
‫من آدم خشک‌مذهبی‌ای نیستم، ژنرال،

156
00:10:28.127 --> 00:10:30.754
‫ولی خیلی اشتباهه
‫اگه بهتون هشدار ندم که دوری کنین

157
00:10:30.755 --> 00:10:35.383
‫از وسوسه‌هایی که شهرت
‫برای یه نظامی به همراه میاره.

158
00:10:35.384 --> 00:10:37.177
‫ژنرال گرنت دوباره حمله می‌کنه،

159
00:10:37.178 --> 00:10:39.137
‫اگه هیچ دلیل دیگه‌ای هم نباشه،
‫برای حفظ اسم خودش.

160
00:10:39.138 --> 00:10:42.182
‫گرنت رو بسپارین به من.

161
00:10:42.183 --> 00:10:44.393
‫دارن شما رو به تنسی منتقل می‌کنن.

162
00:10:45.811 --> 00:10:49.064
‫تنها راه متوقف کردن
‫این خون‌ریزی،

163
00:10:49.065 --> 00:10:51.316
‫اینه که ما این جنگ رو ببریم.

164
00:10:51.317 --> 00:10:52.650
‫بسیار خوب، قربان.

165
00:10:52.651 --> 00:10:54.277
‫از این تصمیم پشیمون نمی‌شن.

166
00:10:54.278 --> 00:10:57.406
‫و امیدوارم خودتم
‫ازش پشیمون نشی.

167
00:10:59.575 --> 00:11:02.410
‫اینکه شهر ما رو
‫به‌عنوان مقر فرماندهی نظامی انتخاب کردن

168
00:11:02.411 --> 00:11:05.538
‫همه‌مون رو به خطر می‌ندازه.

169
00:11:05.539 --> 00:11:07.123
‫بین این‌همه جای تنسی،

170
00:11:07.124 --> 00:11:08.875
‫چرا باید
‫اسپرینگ هیل رو انتخاب می‌کردن؟

171
00:11:08.876 --> 00:11:10.960
‫تلاش‌های جنگی رو

172
00:11:10.961 --> 00:11:14.130
‫باید تا جایی که می‌شه
‫با روی باز پذیرفت.

173
00:11:14.131 --> 00:11:16.758
‫این مردا بیرونن
‫و دارن جونشون رو به خطر می‌ندازن.

174
00:11:16.759 --> 00:11:18.968
‫تازه اگه چیزی باشه،
‫باعث امنیت بیشترم می‌شه.

175
00:11:18.969 --> 00:11:20.553
‫هوم.

176
00:11:20.554 --> 00:11:22.097
‫چرا اصلاً دارم به نظر

177
00:11:22.098 --> 00:11:24.724
‫دو تا زن ذوق‌زده‌ای گوش می‌دم که

178
00:11:24.725 --> 00:11:26.559
‫کارشون شده بت‌سازی

179
00:11:26.560 --> 00:11:28.561
‫از این لات‌های بی‌کفایت؟

180
00:11:28.562 --> 00:11:30.688
‫باید بگم، این‌همه حرف
‫درباره اومدن ون دورن

181
00:11:30.689 --> 00:11:33.691
‫این شهر رو
‫کلاً زیر و رو کرده.

182
00:11:33.692 --> 00:11:36.945
‫واقعاً باعث می‌شه حس کنم
‫دوباره یه دختر جوونم.

183
00:11:36.946 --> 00:11:39.614
‫اینجوری داری پرونده منو خراب می‌کنی،
‫لیلی.

184
00:11:39.615 --> 00:11:41.199
‫وقتی این سیرک وارد شهر شد،

185
00:11:41.200 --> 00:11:43.284
‫قدغن می‌کنم بری

186
00:11:43.285 --> 00:11:45.578
‫به هیچ‌کدوم از این جشن و خوش‌گذرونی‌های
‫بی‌معنی که برنامه‌ریزی کردن.

187
00:11:45.579 --> 00:11:47.247
‫به چه دلیلی؟

188
00:11:47.248 --> 00:11:49.666
‫به این دلیل که...

189
00:11:49.667 --> 00:11:52.001
‫به این دلیل که به احتمال زیاد

190
00:11:52.002 --> 00:11:53.711
‫پر از مستی و بی‌بندوباری می‌شه.

191
00:11:53.712 --> 00:11:55.338
‫یه ضیافته، یه...

192
00:11:55.339 --> 00:11:56.923
‫جسی.

193
00:11:56.924 --> 00:11:59.134
‫شنیدی چی گفتم.

194
00:11:59.135 --> 00:12:00.219
‫درسته؟

195
00:12:10.604 --> 00:12:13.064
‫اگه آرومت می‌کنه،
‫شوهر منم اصلاً دلش نمی‌خواد

196
00:12:13.065 --> 00:12:14.899
‫کاری با این همه
‫تشریفات و زرق‌وبرق

197
00:12:14.900 --> 00:12:17.152
‫این مراسم داشته باشه.

198
00:12:17.153 --> 00:12:19.988
‫خب، شوهر تو هم

199
00:12:19.989 --> 00:12:22.157
‫قرار نیست تمام این مدت دور باشه.

200
00:12:22.158 --> 00:12:25.285
‫جسی پیترز، نکنه
‫می‌خوای تنهایی بری؟

201
00:12:25.286 --> 00:12:26.870
‫اوه، تو هم باهام بیا، لیلی.

202
00:12:26.871 --> 00:12:28.371
‫مثل قدیما می‌شه.

203
00:12:28.372 --> 00:12:30.248
‫می‌دونی که نمی‌تونم.

204
00:12:30.249 --> 00:12:32.292
‫وظیفه‌م اجازه نمی‌ده.

205
00:12:32.293 --> 00:12:33.877
‫تازه، شاید وقت رفتن داشته باشی،

206
00:12:33.878 --> 00:12:36.046
‫ولی کسی دعوتت نکرده.

207
00:12:38.924 --> 00:12:40.551
‫اِهِم.

208
00:12:41.927 --> 00:12:43.386
‫اوه...

209
00:12:43.387 --> 00:12:44.429
‫خب...

210
00:12:44.430 --> 00:12:46.182
‫یه دعوت‌نامه.

211
00:12:49.894 --> 00:12:51.686
‫فکر کنم حالا،

212
00:12:51.687 --> 00:12:54.731
‫وظیفه‌مه که
‫یه سری به اونجا بزنم.

213
00:12:54.732 --> 00:12:56.817
‫هوم‌هوم‌هوم!

214
00:14:19.733 --> 00:14:22.443
‫ما برای شهری
‫مثل اسپرینگ هیل می‌جنگیم،

215
00:14:22.444 --> 00:14:24.654
‫با چراگاه‌های سرسبزش

216
00:14:24.655 --> 00:14:27.907
‫و آسمون آبی‌ش،
‫و بچه‌هایی که حقشونه

217
00:14:27.908 --> 00:14:30.285
‫بهترین آینده رو داشته باشن.

218
00:14:30.286 --> 00:14:32.704
‫باید هوشیار باشیم.

219
00:14:32.705 --> 00:14:34.664
‫باید محکم بایستیم.

220
00:14:34.665 --> 00:14:37.125
‫عقب نمی‌کشیم.
‫سر خم نمی‌کنیم

221
00:14:37.126 --> 00:14:40.336
‫جلوی یه مستبد دوردست
‫که حقوقمون رو لگدمال می‌کنه.

222
00:14:40.337 --> 00:14:43.047
‫دووم میاریم.
‫رو به جلو می‌ریم.

223
00:14:43.048 --> 00:14:44.882
‫و به عشق دیکسی عزیز،

224
00:14:44.883 --> 00:14:46.134
‫پیروز می‌شیم.

225
00:14:56.645 --> 00:14:59.314
‫ژنرال، باعث افتخارمه.

226
00:14:59.315 --> 00:15:02.191
‫واقعاً آدم کنار شما
‫احساس امنیت می‌کنه.

227
00:15:02.192 --> 00:15:03.860
‫اسمتون چیه، خانم؟

228
00:15:03.861 --> 00:15:06.321
‫جسی، قربان. جسی پیترز.

229
00:15:06.322 --> 00:15:08.239
‫خب جسی، مطمئن باش

230
00:15:08.240 --> 00:15:10.326
‫افتخار کاملاً برای منه.

231
00:15:27.426 --> 00:15:29.344
‫ژنرال ون دورن، قربان.

232
00:15:29.345 --> 00:15:31.596
‫من آنا دنیلزم،
‫و اومدم هر کمکی

233
00:15:31.597 --> 00:15:33.848
‫از دستم برمیاد براتون انجام بدم.

234
00:15:33.849 --> 00:15:37.393
‫خب، عالیه.
‫لطفاً با دستیارم هماهنگ کنین.

235
00:16:01.710 --> 00:16:04.879
‫ژنرال ون دورن، اصرار دارم

236
00:16:04.880 --> 00:16:06.130
‫تا وقتی اینجایین
‫رابط شما باشم

237
00:16:06.131 --> 00:16:08.049
‫و همه کاراتون رو راه بندازم.

238
00:16:08.050 --> 00:16:10.718
‫عمارت چیرز رو
‫مثل کف دستم می‌شناسم

239
00:16:10.719 --> 00:16:13.262
‫و مطمئن باشین می‌تونم...

240
00:16:13.263 --> 00:16:16.641
‫خیلی راحتتون کنم.

241
00:16:16.642 --> 00:16:18.601
‫شهر جدیدیه، قربان.

242
00:16:18.602 --> 00:16:21.938
‫مطمئنم هر کمکی
‫که بهمون پیشنهاد بشه به کارمون میاد.

243
00:16:21.939 --> 00:16:24.774
‫و دقیقاً
‫کجا قراره بخوابم؟

244
00:16:24.775 --> 00:16:27.569
‫خب معلومه، بهترین اتاق
‫خونه.

245
00:16:32.199 --> 00:16:33.908
‫دفترتون پایین پله‌هاست،

246
00:16:33.909 --> 00:16:37.121
‫و اینم اتاق خوابه.

247
00:16:41.709 --> 00:16:43.668
‫چه منظره‌ای دارین.

248
00:16:43.669 --> 00:16:45.169
‫همه کله‌گنده‌های اسپرینگ هیل.

249
00:16:45.170 --> 00:16:48.840
‫خونه شهردار هینز،
‫تالار شهر،

250
00:16:48.841 --> 00:16:51.759
‫و خونه پیترزها
‫اون طرف خیابون.

251
00:16:51.760 --> 00:16:54.470
‫گفتین پیترز؟

252
00:17:48.400 --> 00:17:51.402
‫آقایون، خب،

253
00:17:51.403 --> 00:17:54.113
‫همه‌تون می‌دونین که من
‫به تک‌تکتون افتخار می‌کنم.

254
00:17:54.114 --> 00:17:58.242
‫بهترین مردایی هستین
‫که تا حالا کنارشون جنگیدم.

255
00:17:58.243 --> 00:18:01.496
‫ولی حالا، تا وقتی منتظر دستوریم،

256
00:18:01.497 --> 00:18:05.082
‫می‌خوام فرمانده جدیدتون رو
‫بهتون معرفی کنم،

257
00:18:05.083 --> 00:18:07.336
‫سرلشکر ون دورن.

258
00:18:08.712 --> 00:18:11.506
‫تفنگ پیش!

259
00:18:11.507 --> 00:18:13.883
‫قربان، باعث افتخاره

260
00:18:13.884 --> 00:18:15.761
‫که دوباره
‫کنارتون می‌جنگم.

261
00:18:18.889 --> 00:18:20.849
‫تفنگ روی دوش.

262
00:18:23.435 --> 00:18:25.978
‫مردان، باعث افتخارمه

263
00:18:25.979 --> 00:18:28.815
‫که به شما
‫و به کشورمون خدمت کنم.

264
00:18:28.816 --> 00:18:30.733
‫و حالا ازتون می‌خوام بهم اعتماد کنین،

265
00:18:30.734 --> 00:18:33.069
‫به ژنرال فارست اعتماد کنین،

266
00:18:33.070 --> 00:18:35.321
‫و به خودتون اعتماد داشته باشین.

267
00:18:35.322 --> 00:18:37.406
‫پیروزی بزرگی می‌خواد.

268
00:18:37.407 --> 00:18:40.159
‫و من همون رو بهتون می‌دم.

269
00:18:40.160 --> 00:18:41.828
‫ولی کوتاهی می‌کردم

270
00:18:41.829 --> 00:18:44.080
‫اگه از بهایش بهتون هشدار نمی‌دادم.

271
00:18:44.081 --> 00:18:46.582
‫ازتون می‌پرسم، به اندازه کافی شجاع هستین؟

272
00:18:46.583 --> 00:18:47.917
‫بله، قربان.

273
00:18:47.918 --> 00:18:49.335
‫گفتم، به اندازه کافی شجاع هستین؟

274
00:18:49.336 --> 00:18:51.254
‫بله، قربان!

275
00:18:51.255 --> 00:18:55.383
‫حالا پرچم نبرد ون دورن رو
‫بهتون معرفی می‌کنم،

276
00:18:55.384 --> 00:18:59.053
‫پرچمی که شما رو به جلو می‌بره،
‫همون‌طور که قبلاً

277
00:18:59.054 --> 00:19:02.975
‫مردان بزرگی رو که کنار من
‫برای پیروزی جنگیدن، جلو برده.

278
00:19:07.563 --> 00:19:10.648
‫خدا همراه
‫تک‌تکتون باشه،

279
00:19:10.649 --> 00:19:13.193
‫و خدا همراه
‫آرمان بزرگمون باشه.

280
00:19:40.387 --> 00:19:42.179
‫خانم‌ها و آقایون!

281
00:19:42.180 --> 00:19:44.433
‫خانم‌ها و آقایون.

282
00:19:46.101 --> 00:19:49.312
‫امشب اینجا جمع شدیم تا از

283
00:19:49.313 --> 00:19:51.856
‫فرمانده جدید سواره‌نظام
‫تنسی تجلیل کنیم،

284
00:19:51.857 --> 00:19:54.734
‫سرلشکر ارل ون دورن!

285
00:20:00.490 --> 00:20:04.327
‫شهردار، ممنونم.

286
00:20:04.328 --> 00:20:06.537
‫این جمع پر از زیبایی
‫مثل چشمه‌ایه

287
00:20:06.538 --> 00:20:09.540
‫که عطش جاه‌طلبی منو
‫سیراب می‌کنه.

288
00:20:09.541 --> 00:20:13.586
‫فقط یه لبخند از یکی از این
‫زیبارویانی که دورم می‌بینم،

289
00:20:13.587 --> 00:20:16.547
‫فقط یه لبخند ساده از هرکدومتون

290
00:20:16.548 --> 00:20:18.841
‫برای جبران همه

291
00:20:18.842 --> 00:20:20.843
‫دستاوردهای ناچیزم

292
00:20:20.844 --> 00:20:23.554
‫و تمام افتخاراتم کافیه.

293
00:20:23.555 --> 00:20:25.181
‫ممنونم.

294
00:20:33.148 --> 00:20:34.482
‫دوستان عزیزم،

295
00:20:34.483 --> 00:20:38.194
‫امشب می‌خوریم، می‌نوشیم،

296
00:20:38.195 --> 00:20:40.112
‫و تا طلوع آفتاب
‫خوش می‌گذرونیم.

297
00:21:01.385 --> 00:21:04.053
‫می‌دونستم افرادم
‫هیچ شانسی ندارن.

298
00:21:04.054 --> 00:21:06.764
‫کمانچی‌ها دشمن
‫همه آدما هستن،

299
00:21:06.765 --> 00:21:09.934
‫و قبیله آنادارکو
‫برادران ما تو جنگ بودن.

300
00:21:09.935 --> 00:21:12.353
‫برای شکست دادن کمانچی‌ها،

301
00:21:12.354 --> 00:21:16.024
‫باید تاکتیک‌های خودشون رو
‫علیه خودشون به کار ببری.

302
00:21:17.859 --> 00:21:20.696
‫خیلی باعث افتخارمونه
‫که اینجایین، قربان.

303
00:22:10.787 --> 00:22:14.165
‫شنیدم داشتین درباره
‫جنگ با کمانچی‌ها حرف می‌زدین.

304
00:22:14.166 --> 00:22:16.042
‫فکر کنم یه حمله بزن‌دررو
‫ترتیب دادین،

305
00:22:16.043 --> 00:22:17.877
‫و گولشون زدین.

306
00:22:17.878 --> 00:22:21.130
‫درسته.

307
00:22:21.131 --> 00:22:23.966
‫می‌تونستم ضربان قلب اسبم،
‫سن آنتونیو رو حس کنم،

308
00:22:23.967 --> 00:22:26.052
‫که از ترس زیر پام می‌کوبید.

309
00:22:26.053 --> 00:22:28.471
‫برگشتم و دیدم یه عده

310
00:22:28.472 --> 00:22:31.724
‫کمانچی خون‌خوار
‫دنبالم افتادن...

311
00:22:31.725 --> 00:22:35.227
‫که از اول هم جزو نقشه‌م بود
‫و حسابش رو کرده بودم.

312
00:22:35.228 --> 00:22:36.854
‫و بعد افرادتون

313
00:22:36.855 --> 00:22:38.147
‫از بلندی ریختن سرشون...

314
00:22:38.148 --> 00:22:40.567
‫و پیروزی مال ما شد.

315
00:22:45.781 --> 00:22:48.115
‫و بعد از اون،

316
00:22:48.116 --> 00:22:50.910
‫آنادارکوها شما رو
‫مثل خدا می‌پرستیدن.

317
00:22:50.911 --> 00:22:53.370
‫درسته، ژنرال؟

318
00:22:53.371 --> 00:22:55.664
‫مثل اینکه حسابی درباره‌م خوندی.

319
00:22:55.665 --> 00:22:56.916
‫باید اعتراف کنم،

320
00:22:56.917 --> 00:23:01.045
‫مردای نظامی برام خیلی جذابن.

321
00:23:01.046 --> 00:23:03.589
‫-بریم؟
‫-با کمال میل، ژنرال.

322
00:23:36.540 --> 00:23:38.874
‫دیدم حلقه دستتون نیست.

323
00:23:38.875 --> 00:23:41.461
‫یه فداکاری کوچیک برای آرمانه.

324
00:23:45.924 --> 00:23:47.842
‫خیلی دلم می‌خواد بیشتر

325
00:23:47.843 --> 00:23:51.011
‫از ماجراجویی‌هاتون
‫تو میدان جنگ بشنوم.

326
00:23:51.012 --> 00:23:52.888
‫و منم دوست دارم تعریف کنم.

327
00:23:52.889 --> 00:23:54.598
‫اجازه هست پیشنهاد بدم،

328
00:23:54.599 --> 00:23:56.475
‫شهر رو بهم نشون بدین،

329
00:23:56.476 --> 00:24:01.522
‫و در عوض، منم بیشتر
‫از نبردهام براتون تعریف می‌کنم.

330
00:24:01.523 --> 00:24:04.775
‫فکر خیلی خوبیه.

331
00:24:04.776 --> 00:24:08.320
‫ممکنه فردا وقت داشته باشین
‫با کالسکه من بیاین؟

332
00:24:08.321 --> 00:24:10.656
‫شاید، ژنرال.

333
00:24:10.657 --> 00:24:12.616
‫شاید هم بیام.

334
00:24:12.617 --> 00:24:13.951
‫لطفاً.

335
00:24:13.952 --> 00:24:16.162
‫منو ارل صدا کن.

336
00:24:16.163 --> 00:24:19.624
‫ولی می‌تونم هنوزم
‫ژنرال صداتون کنم؟

337
00:24:25.547 --> 00:24:29.508
‫شاید از مردایی مثل شما
‫خوشم بیاد، ژنرال.

338
00:24:29.509 --> 00:24:32.511
‫ولی اینو بدونین.

339
00:24:32.512 --> 00:24:34.889
‫من مال یکی دیگه‌ام.

340
00:25:28.401 --> 00:25:30.778
‫ممنون که اومدین دیدنم،
‫ژنرال.

341
00:25:30.779 --> 00:25:33.697
‫البته.
‫و می‌خوام منو ارل صدا کنی،

342
00:25:33.698 --> 00:25:35.575
‫حداقل یه بار.

343
00:25:37.953 --> 00:25:40.914
‫اگه اصرار داری، ارل.

344
00:25:45.168 --> 00:25:48.420
‫قول داده بودین بیشتر
‫از ماجراجویی‌هاتون تعریف کنین.

345
00:25:48.421 --> 00:25:51.924
‫مطمئنم سر حرفتون
‫می‌مونین.

346
00:25:51.925 --> 00:25:54.343
‫من بیشتر به ماجراجویی‌های جدید
‫علاقه دارم.

347
00:25:54.344 --> 00:25:55.971
‫از همین یکی شروع کنیم.

348
00:26:02.227 --> 00:26:05.562
‫ارل، دیشب هم
‫بهت گفتم.

349
00:26:05.563 --> 00:26:08.650
‫من زن شوهردارم.

350
00:26:18.535 --> 00:26:20.744
‫بعدش با شمشیر کشیده
‫زدم به دل نبرد،

351
00:26:20.745 --> 00:26:22.830
‫حداقل شش تا
‫یانکی رو کشتم،

352
00:26:22.831 --> 00:26:26.083
‫و بقیه اون بزدلا
‫عقب‌نشینی کردن.

353
00:26:26.084 --> 00:26:28.377
‫مطمئن باش هیچ لذتی
‫بالاتر از این نیست

354
00:26:28.378 --> 00:26:31.047
‫که شمشیر بکشی
‫و وارد بازی افتخار بشی.

355
00:26:32.966 --> 00:26:36.302
‫هیچ‌وقت از مرگ نمی‌ترسی؟

356
00:26:36.303 --> 00:26:38.555
‫بعید می‌دونم گلوله یه یانکی
‫منو بکشه.

357
00:26:44.227 --> 00:26:46.229
‫یادم بده چطور از شمشیرت استفاده کنم.

358
00:26:55.613 --> 00:26:57.449
‫سنگینه.

359
00:26:59.409 --> 00:27:01.453
‫ولی دست گرفتنش هیجان‌انگیزه.

360
00:27:04.581 --> 00:27:06.916
‫پای غالب‌ت رو بذار جلو.

361
00:27:08.752 --> 00:27:10.503
‫حالا...

362
00:27:14.132 --> 00:27:16.217
‫این‌طوری؟

363
00:27:24.225 --> 00:27:27.770
‫به نظرت راز بردن
‫تو شمشیربازی چیه؟

364
00:27:27.771 --> 00:27:29.813
‫می‌گم درست مثل شطرنج،

365
00:27:29.814 --> 00:27:32.941
‫راز بردن تو هر مبارزه‌ای
‫اینه که بذاری حریفت

366
00:27:32.942 --> 00:27:34.735
‫فکر کنه حرکاتت تصادفیه.

367
00:27:34.736 --> 00:27:37.404
‫اول طوری به نظر می‌رسی
‫که انگار دیوونه‌ای،

368
00:27:37.405 --> 00:27:40.158
‫بعد نشون می‌دی نابغه‌ای.

369
00:27:44.079 --> 00:27:46.622
‫پس برای نبردهات نقشه می‌کشی؟

370
00:27:46.623 --> 00:27:49.626
‫راستش، نقاشیشون می‌کنم.

371
00:27:53.296 --> 00:27:55.631
‫یه جای خلوت پیدا می‌کنم،

372
00:27:55.632 --> 00:27:57.925
‫و قلم‌موی من شمشیرمه.

373
00:27:57.926 --> 00:28:02.137
‫این‌طوری قبل از شروع،
‫ریزترین جزئیات رو تمرین می‌کنم.

374
00:28:02.138 --> 00:28:03.890
‫نقاش؟

375
00:28:06.059 --> 00:28:09.520
‫ارل ون دورن.

376
00:28:09.521 --> 00:28:11.855
‫باید اعتراف کنم،

377
00:28:11.856 --> 00:28:14.692
‫می‌تونم جلوی یه جنگجو
‫مقاومت کنم.

378
00:28:16.444 --> 00:28:18.655
‫ولی یه آدم صاحب‌دید؟

379
00:28:21.908 --> 00:28:25.327
‫خب، شاید واقعاً

380
00:28:25.328 --> 00:28:28.288
‫کاری کنی دلم بخواد تسلیم بشم.

381
00:28:54.399 --> 00:28:57.526
‫هنوز هیچ خبری از
‫محل کوبرن نیست.

382
00:28:57.527 --> 00:28:59.403
‫افرادت اطلاعاتی که لازم داریم
‫رو پیدا می‌کنن.

383
00:28:59.404 --> 00:29:00.654
‫ایمان داشته باش.

384
00:29:00.655 --> 00:29:01.906
‫بهشون اعتماد کن.

385
00:29:04.159 --> 00:29:06.452
‫چی نگرانتون کرده، ژنرال؟

386
00:29:06.453 --> 00:29:08.704
‫نیل، من همیشه به توانایی‌ت

387
00:29:08.705 --> 00:29:11.874
‫تو عملیات‌های قبلی
‫برای سریع عمل کردن احترام می‌ذاشتم.

388
00:29:11.875 --> 00:29:13.125
‫قاطع بودن.

389
00:29:13.126 --> 00:29:15.086
‫منظورتون چیه؟

390
00:29:16.337 --> 00:29:18.046
‫ژنرال، چیزی براتون بیارم؟

391
00:29:18.047 --> 00:29:20.507
‫چای، قهوه؟

392
00:29:20.508 --> 00:29:22.968
‫سرگرد کیمل می‌گه دارن
‫شهر رو نشونتون می‌دن.

393
00:29:22.969 --> 00:29:25.471
‫خب، کی بهتر از من
‫شهر رو می‌شناسه؟

394
00:29:25.472 --> 00:29:28.056
‫نه آنا، ممنون.
‫چیزی لازم نداریم.

395
00:29:28.057 --> 00:29:29.725
‫راستی، خیلی خوب می‌شه
‫چند تا کار برامون انجام بدی.

396
00:29:29.726 --> 00:29:31.728
‫بیا بیرون حرف بزنیم.

397
00:29:41.988 --> 00:29:45.491
‫شنیدم یه نقطه‌ضعف
‫برای خانم‌ها داری.

398
00:29:45.492 --> 00:29:47.326
‫هر روزی که این قضیه کش پیدا کنه
‫ما رو یه روز نزدیک‌تر می‌کنه

399
00:29:47.327 --> 00:29:49.119
‫به باختن این جنگ.

400
00:29:49.120 --> 00:29:50.621
‫داری دستورام رو زیر سؤال می‌بری؟

401
00:29:50.622 --> 00:29:53.415
‫باید همین الان دست به کار بشیم.

402
00:29:53.416 --> 00:29:55.250
‫مواظب لحنت باش،

403
00:29:55.251 --> 00:29:58.003
‫و با من مثل
‫فرمانده‌ت حرف بزن.

404
00:29:58.004 --> 00:30:01.341
‫دیگه هیچ‌وقت دستوراتم رو زیر سؤال نبر!

405
00:30:05.553 --> 00:30:08.597
‫بابت نافرمانی‌م
‫عذر می‌خوام،

406
00:30:08.598 --> 00:30:11.183
‫ژنرال ون دورن.

407
00:30:11.184 --> 00:30:14.561
‫مرخصی.

408
00:30:14.562 --> 00:30:17.731
‫قربان، خانم پیترز
‫اومدن شما رو ببینن

409
00:30:17.732 --> 00:30:21.777
‫درباره گوشت گوزنی که
‫برای سربازا پخته شده.

410
00:30:21.778 --> 00:30:23.779
‫خانم پیترز، البته.

411
00:30:23.780 --> 00:30:26.407
‫بله، بفرمایین داخل.

412
00:30:34.958 --> 00:30:37.543
‫اوه، ارل.

413
00:30:37.544 --> 00:30:39.670
‫یه خبر بد دارم.

414
00:30:39.671 --> 00:30:43.298
‫خبر بهم رسیده شوهرم
‫امشب برمی‌گرده خونه.

415
00:30:43.299 --> 00:30:45.467
‫خیلی دلم می‌خواست یه تخت درست‌وحسابی
‫برای خوابیدن داشته باشیم

416
00:30:45.468 --> 00:30:47.803
‫ولی انگار
‫باید فعلاً صبر کنیم.

417
00:30:47.804 --> 00:30:49.680
‫چقدر خونه می‌مونه؟

418
00:30:49.681 --> 00:30:52.182
‫سه روز، شاید هم بیشتر.

419
00:30:52.183 --> 00:30:54.017
‫ولی یه نقشه دارم
‫که بفهمی

420
00:30:54.018 --> 00:30:56.603
‫کی می‌تونم
‫ببینمت.

421
00:30:56.604 --> 00:30:59.982
‫یه شمع روشن می‌کنم
‫و می‌ذارمش پشت پنجره.

422
00:30:59.983 --> 00:31:02.235
‫از اینجا می‌تونی ببینیش.

423
00:31:04.320 --> 00:31:08.031
‫خب، تا اون موقع
‫برام یه عمر می‌گذره.

424
00:31:08.032 --> 00:31:10.743
‫حواست به شمع باشه، عشقم.

425
00:32:03.379 --> 00:32:04.756
‫هیّا!

426
00:32:10.845 --> 00:32:14.431
‫درست وقتی فکر می‌کردم
‫زیباتر از این نمی‌شی،

427
00:32:14.432 --> 00:32:16.351
‫اون لباس رو پوشیدی.

428
00:32:20.313 --> 00:32:23.023
‫اوه، ژنرال،

429
00:32:23.024 --> 00:32:26.360
‫دارین خجالتم می‌دین.

430
00:32:45.546 --> 00:32:47.214
‫ژنرال، خوشحالم
‫بالاخره وارد بازی شدین.

431
00:33:48.735 --> 00:33:50.736
‫از این طرفه، ژنرال.

432
00:33:50.737 --> 00:33:52.822
‫حدود یه ساعت پیش
‫دیدیمش.

433
00:34:01.164 --> 00:34:03.458
‫کوبرن.

434
00:34:12.425 --> 00:34:14.926
‫هو!

435
00:34:14.927 --> 00:34:17.387
‫کوبرن رو پیدا کردیم،
‫داره آماده حمله به جکسون می‌شه.

436
00:34:17.388 --> 00:34:19.723
‫-کدوم طرف؟
‫-شمال فرانکلین.

437
00:34:19.724 --> 00:34:21.391
‫تا سپیده‌دم
‫به ایستگاه تامپسون می‌رسن.

438
00:34:21.392 --> 00:34:23.894
‫افراد رو آماده کن،
‫به جکسون خبر بده داریم میایم.

439
00:34:23.895 --> 00:34:25.396
‫فهمیدم.

440
00:34:31.569 --> 00:34:34.321
‫قربان، درک می‌کنم چه فشارهایی

441
00:34:34.322 --> 00:34:36.699
‫یه مرد بزرگ باید تحمل کنه.

442
00:34:40.745 --> 00:34:43.830
‫گاردت رو بیار پایین.

443
00:34:43.831 --> 00:34:45.749
‫می‌دونم چطور خوشحالت کنم،

444
00:34:45.750 --> 00:34:48.002
‫اگه اجازه بدی.

445
00:34:53.674 --> 00:34:55.843
‫بهم بگین، ژنرال.

446
00:34:58.679 --> 00:35:01.474
‫شما هم چیزی که من حس می‌کنم
‫حس نمی‌کنین؟

447
00:35:02.767 --> 00:35:04.142
‫ممنون، آنا.

448
00:35:04.143 --> 00:35:05.978
‫برای امشب دیگه کافیه.

449
00:35:13.694 --> 00:35:15.154
‫من اینجام.

450
00:35:16.906 --> 00:35:18.658
‫منتظرت می‌مونم.

451
00:35:47.270 --> 00:35:49.896
‫از کنار جناح کوبرن
‫یه دور بزرگ بزنین،

452
00:35:49.897 --> 00:35:51.940
‫بعد موضع بگیرین
‫و راه عقب‌نشینی‌ش رو ببندین.

453
00:35:51.941 --> 00:35:54.776
‫ما از همه طرف
‫بهشون هجوم می‌بریم،

454
00:35:54.777 --> 00:35:57.487
‫تو و افرادت، از این طرف.

455
00:35:57.488 --> 00:35:59.823
‫برای بانی بلو

456
00:35:59.824 --> 00:36:01.700
‫و تنسی،

457
00:36:01.701 --> 00:36:03.743
‫از خونه‌هاتون دفاع کنین،

458
00:36:03.744 --> 00:36:06.204
‫از خانواده‌هاتون دفاع کنین،

459
00:36:06.205 --> 00:36:08.164
‫برای آینده‌تون بجنگین.

460
00:36:08.165 --> 00:36:09.624
‫اونا همین‌طور
‫برمی‌گردن

461
00:36:09.625 --> 00:36:12.294
‫تا وقتی یه زخم حسابی
‫روشون نذاریم.

462
00:36:12.295 --> 00:36:14.547
‫خدا پشت و پناهتون، ژنرال‌ها.

463
00:36:15.798 --> 00:36:17.465
‫برای دیکسی.

464
00:36:17.466 --> 00:36:20.803
‫افراد من، پشت سرم!

465
00:36:48.080 --> 00:36:49.290
‫آماده!

466
00:36:52.543 --> 00:36:54.211
‫نشونه!

467
00:36:58.174 --> 00:36:59.925
‫آتش!

468
00:38:36.731 --> 00:38:39.025
‫ون دورن...

469
00:38:43.362 --> 00:38:44.571
‫اسمت چیه، ستوان؟

470
00:38:44.572 --> 00:38:47.657
‫لیموند، قربان.
‫متأسفم.

471
00:38:47.658 --> 00:38:48.908
‫حرف نزن، حرف نزن.

472
00:38:48.909 --> 00:38:50.201
‫فکرت رو بذار
‫روی خانواده‌ت.

473
00:38:50.202 --> 00:38:51.327
‫ازدواج کردی؟
‫بچه داری؟

474
00:38:51.328 --> 00:38:53.371
‫یه پسر.

475
00:38:53.372 --> 00:38:55.081
‫وقتی من رفتم سربازی
‫یه سالش بود.

476
00:38:55.082 --> 00:38:56.374
‫اسمش چیه؟

477
00:38:56.375 --> 00:38:58.127
‫ارل، قربان.

478
00:38:59.712 --> 00:39:02.589
‫اسمش ارله.

479
00:39:40.586 --> 00:39:43.296
‫از دیکسی گمشو بیرون، بزدل!

480
00:40:15.496 --> 00:40:18.873
‫تا حالا هیچ‌کس رو
‫به ترسویی کوبرن ندیده بودم

481
00:40:18.874 --> 00:40:20.792
‫وقتی داشتی
‫تعقیبش می‌کردی، ون دورن.

482
00:40:20.793 --> 00:40:24.170
‫منم تا حالا ندیده بودم
‫اون یانکی‌های لعنتی این‌قدر تند بدَوَن

483
00:40:24.171 --> 00:40:26.005
‫سمت ژنرال فارست
‫تا پناه بگیرن.

484
00:40:26.006 --> 00:40:27.757
‫دیدنی بود.

485
00:40:27.758 --> 00:40:29.592
‫و امیدوارم باز هم

486
00:40:29.593 --> 00:40:32.221
‫بارها و بارها ببینیمش.

487
00:40:35.349 --> 00:40:37.142
‫بهترین استراتژیست نظامی‌ای

488
00:40:37.143 --> 00:40:38.936
‫که تا حالا
‫تو میدان جنگ دیدم.

489
00:40:42.481 --> 00:40:44.399
‫ژنرال ون دورن!

490
00:40:44.400 --> 00:40:47.318
‫ون دورن!

491
00:40:47.319 --> 00:40:49.655
‫گوش بدین، گوش بدین،
‫ای شورشی‌های وفادار.

492
00:40:51.657 --> 00:40:55.076
‫به افتخار افسری شجاع
‫که تعهدش به آرمانمون

493
00:40:55.077 --> 00:41:00.123
‫محکمه و وفاداریش
‫به افرادش تزلزل‌ناپذیره.

494
00:41:00.124 --> 00:41:02.500
‫باعث افتخار بزرگ منه

495
00:41:02.501 --> 00:41:06.379
‫که تو جنگ با یانکی‌ها
‫کنارم باشه.

496
00:41:06.380 --> 00:41:10.758
‫به افتخار ژنرال ویلیام
‫هیکس جکسون.

497
00:41:10.759 --> 00:41:14.012
‫رد! رد! رد!

498
00:41:16.640 --> 00:41:20.643
‫من تو سراسر سرزمین بزرگمون
‫پیروزمندانه جنگیدم،

499
00:41:20.644 --> 00:41:24.063
‫و می‌تونم بهتون بگم
‫هیچ جنگجویی بهتر از

500
00:41:24.064 --> 00:41:28.234
‫مردی که الان
‫جلوی من ایستاده نیست.

501
00:41:28.235 --> 00:41:32.488
‫به افتخار ژنرال نیتن
‫بدفورد فارست.

502
00:41:32.489 --> 00:41:34.073
‫فارست!

503
00:41:34.074 --> 00:41:36.367
‫امیدوارم اسمش هیچوقت

504
00:41:36.368 --> 00:41:38.787
‫به بدی برده نشه.

505
00:41:40.414 --> 00:41:43.416
‫ژنرال ارل ون دورن.

506
00:41:43.417 --> 00:41:47.128
‫امیدوارم عمرش بلند باشه
‫و به دیکسی خدمت کنه.

507
00:41:47.129 --> 00:41:49.255
‫به سلامتی دیکسی!

508
00:42:21.830 --> 00:42:23.331
‫من فرماندهی این کشتی رو می‌گیرم.

509
00:42:23.332 --> 00:42:25.124
‫درواقع، هر دوتا کشتی‌تون رو.

510
00:42:25.125 --> 00:42:27.043
‫این یعنی اعلان جنگ.

511
00:42:27.044 --> 00:42:29.629
‫برعکس، کاپیتان،
‫اسلحه‌ت رو نگه دار.

512
00:42:29.630 --> 00:42:31.756
‫نیازی به خون‌ریزی نیست.

513
00:42:31.757 --> 00:42:34.759
‫همه‌مون اینجا آمریکایی هستیم.

514
00:42:43.269 --> 00:42:45.395
‫چی شده، عشقم؟

515
00:42:45.396 --> 00:42:48.273
‫هی، چی شده؟

516
00:42:48.274 --> 00:42:50.608
‫هیچی نیست.
‫فقط یه کابوس بود.

517
00:42:50.609 --> 00:42:52.444
‫بازم؟

518
00:42:54.905 --> 00:42:59.575
‫لطفاً بهم بگو
‫تو اون سرت چه خبره.

519
00:42:59.576 --> 00:43:01.452
‫ما که عاشق همیم،

520
00:43:01.453 --> 00:43:03.539
‫حقمه که بدونم.

521
00:43:05.499 --> 00:43:07.792
‫کشتی‌هاشون رو گرفتم.

522
00:43:07.793 --> 00:43:11.421
‫کشتی‌هاشون؟

523
00:43:11.422 --> 00:43:15.008
‫واسه همینه
‫بهت می‌گن دزد دریایی؟

524
00:43:15.009 --> 00:43:17.802
‫قبل از شروع همه اینا،
‫نزدیک گالوستون،

525
00:43:17.803 --> 00:43:20.431
‫دو تا کشتی اتحادیه رو توقیف کردم.

526
00:43:22.725 --> 00:43:24.726
‫به خدمه‌شون گفتم
‫می‌تونن اسلحه‌هاشون رو نگه دارن.

527
00:43:24.727 --> 00:43:28.104
‫فقط ازشون خواستم
‫یه تعهدنامه امضا کنن.

528
00:43:28.105 --> 00:43:32.942
‫که علیه هموطنای آمریکایی‌شون
‫اسلحه دست نگیرن.

529
00:43:32.943 --> 00:43:36.279
‫همه افراد کاپیتان قبول کردن.

530
00:43:36.280 --> 00:43:38.031
‫اون موقع هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم

531
00:43:38.032 --> 00:43:40.325
‫بتونم...

532
00:43:40.326 --> 00:43:42.328
‫یکی از هموطنای خودم رو بکشم.

533
00:43:44.288 --> 00:43:46.414
‫هیچ گلوله‌ای شلیک نشد،

534
00:43:46.415 --> 00:43:48.167
‫هیچ خونی هم ریخته نشد.

535
00:43:49.793 --> 00:43:51.920
‫ما به صلح رسیده بودیم.

536
00:44:03.807 --> 00:44:06.100
‫پس...

537
00:44:06.101 --> 00:44:09.354
‫تو هیچ‌وقت این جنگ رو نمی‌خواستی.

538
00:44:09.355 --> 00:44:12.023
‫سعی کردی جلوش رو بگیری.

539
00:44:12.024 --> 00:44:15.193
‫آره، جسی.

540
00:44:15.194 --> 00:44:17.821
‫با تمام توانم.

541
00:44:55.901 --> 00:44:57.527
‫داریم این جنگ رو می‌بازیم.

542
00:44:57.528 --> 00:44:59.487
‫مردم الان صلح می‌خوان،

543
00:44:59.488 --> 00:45:04.117
‫و سرباز شورشی برای دفاع از خونه‌ش
‫هیچ انگیزه اضافه‌ای لازم نداره.

544
00:45:04.118 --> 00:45:05.952
‫-ولی سربازای ما...
‫-ما رو آوردین اینجا

545
00:45:05.953 --> 00:45:09.247
‫که درباره تنسی حرف بزنیم، ژنرال،
‫درباره اخلال‌های اخیر؟

546
00:45:09.248 --> 00:45:11.958
‫اخلال؟

547
00:45:11.959 --> 00:45:14.252
‫دارن دورمون می‌چرخن.

548
00:45:14.253 --> 00:45:16.337
‫فارست و ون دورن.

549
00:45:16.338 --> 00:45:19.549
‫تنها مردی که تو کل این عملیات
‫شما رو شکست داده.

550
00:45:19.550 --> 00:45:21.843
‫سابقه‌ش رو می‌دونم، سرگرد.

551
00:45:21.844 --> 00:45:24.513
‫یه آدم غیرقابل‌کنترله،
‫قربان، ولی مؤثره.

552
00:45:28.392 --> 00:45:30.309
‫یه چیزی درباره ون دورن بهم بگو.

553
00:45:30.310 --> 00:45:32.562
‫افرادمون اونو
‫مثل یه نیروی مهارنشدنی می‌بینن.

554
00:45:32.563 --> 00:45:34.939
‫اوه، اونم نقطه‌ضعف خودش رو داره، قربان.

555
00:45:34.940 --> 00:45:37.191
‫برای بعضیا مشروبه.

556
00:45:37.192 --> 00:45:39.485
‫برای این مرد،
‫زن‌ها هستن.

557
00:45:39.486 --> 00:45:41.279
‫یه زن‌بازه.

558
00:45:41.280 --> 00:45:43.364
‫این ضعف یه سرباز نیست.

559
00:45:43.365 --> 00:45:46.367
‫شاید بتونیم
‫ازش استفاده کنیم، قربان.

560
00:45:46.368 --> 00:45:48.453
‫چه پیشنهادی داری؟

561
00:45:48.454 --> 00:45:50.497
‫استنستد.

562
00:45:53.876 --> 00:45:57.504
‫-در خدمتم.
‫-می‌تونی این مرد رو برام بیاری؟

563
00:46:08.140 --> 00:46:10.350
‫ورود با مسئولیت خودت.

564
00:46:13.103 --> 00:46:14.813
‫چی شده، منینگ؟

565
00:46:16.523 --> 00:46:18.774
‫قربان، باید
‫یه نگرانی رو مطرح کنم.

566
00:46:18.775 --> 00:46:20.861
‫درباره جسی پیترزه.

567
00:46:25.324 --> 00:46:28.159
‫اینجا دهن مردم
‫از همه‌جا بیشتر می‌جنبه، قربان.

568
00:46:28.160 --> 00:46:30.286
‫و رابطه‌های شما

569
00:46:30.287 --> 00:46:31.788
‫شده نقل محافل شهر.

570
00:46:33.624 --> 00:46:35.583
‫به‌عنوان مسئول امنیتتون،
‫و مهم‌تر از اون،

571
00:46:35.584 --> 00:46:37.960
‫به‌عنوان نزدیک‌ترین دوستتون،

572
00:46:37.961 --> 00:46:39.880
‫می‌ترسم این رابطه
‫براتون دردسر درست کنه.

573
00:46:44.134 --> 00:46:46.093
‫بشین.

574
00:46:46.094 --> 00:46:48.472
‫ممنون، قربان.

575
00:46:56.230 --> 00:46:58.523
‫بهتره خودمون رو درگیر توهین‌هایی نکنیم

576
00:46:58.524 --> 00:46:59.982
‫که از سمت

577
00:46:59.983 --> 00:47:02.777
‫خبرچین‌های بیکار و شایعه‌سازا
‫طرفمون میاد.

578
00:47:02.778 --> 00:47:05.404
‫به اندازه کافی
‫گرفتاری داریم.

579
00:47:05.405 --> 00:47:07.365
‫نگرانیت رو درک می‌کنم، منینگ،

580
00:47:07.366 --> 00:47:10.326
‫ولی هیچ جای نگرانی نیست.

581
00:47:10.327 --> 00:47:12.203
‫درباره‌ش تحقیق کردم، قربان.

582
00:47:12.204 --> 00:47:14.956
‫عاشق زندگی اجتماعی
‫پُرزرق‌وبرقه،

583
00:47:14.957 --> 00:47:17.542
‫مهمونی و رقص و این چیزا،
‫و اون...

584
00:47:17.543 --> 00:47:21.254
‫شوهرش این‌جوری نیست.

585
00:47:21.255 --> 00:47:25.091
‫همه‌چیز نشون می‌ده
‫اون یه مردگیره.

586
00:47:25.092 --> 00:47:28.928
‫من دوشیزه جسی رو
‫باهوش و شوخ‌طبع می‌بینم،

587
00:47:28.929 --> 00:47:30.429
‫باهوش،

588
00:47:30.430 --> 00:47:33.099
‫و هم‌صحبت فوق‌العاده‌ایه.

589
00:47:33.100 --> 00:47:35.017
‫و اون لبخندش چیزی نیست

590
00:47:35.018 --> 00:47:38.354
‫که بخوام هیچ‌وقت
‫ازش دست بکشم.

591
00:47:38.355 --> 00:47:41.023
‫این داره به آبروتون لطمه می‌زنه، قربان.

592
00:47:41.024 --> 00:47:45.361
‫آبروی من به‌عنوان یه دزد دریایی؟
‫یه غارتگر؟

593
00:47:45.362 --> 00:47:47.446
‫یه زن‌باز حرفه‌ای؟

594
00:47:47.447 --> 00:47:49.533
‫دیگه چی مونده که لکه‌دار بشه؟

595
00:47:51.159 --> 00:47:54.078
‫دیدم چطور سعی کردی
‫دل آنا رو به دست بیاری.

596
00:47:54.079 --> 00:47:56.748
‫و دیدم آخرش
‫چی شد.

597
00:47:59.376 --> 00:48:01.586
‫از خودت بپرس،
‫واقعاً به خاطر نگرانی اومدی

598
00:48:01.587 --> 00:48:04.089
‫یا حسادت؟

599
00:48:05.549 --> 00:48:08.426
‫حسودیم می‌شه، قربان.

600
00:48:08.427 --> 00:48:11.387
‫قبول دارم.

601
00:48:11.388 --> 00:48:13.055
‫ولی این باعث نمی‌شه
‫حرفم بی‌اعتبار بشه.

602
00:48:13.056 --> 00:48:15.141
‫خب، قبول دارم.

603
00:48:15.142 --> 00:48:18.644
‫بازم ممنونم، منینگ،
‫که نگرانی.

604
00:48:18.645 --> 00:48:22.189
‫ولی اینکه کیو ببینم
‫و کیو نبینم، خودم تصمیم می‌گیرم.

605
00:48:22.190 --> 00:48:23.858
‫واضحه؟

606
00:48:23.859 --> 00:48:25.736
‫البته، قربان.

607
00:48:27.821 --> 00:48:29.239
‫مرخصی.

608
00:48:43.295 --> 00:48:46.423
‫قربان.

609
00:49:06.652 --> 00:49:08.944
‫با کالسکه‌ی من می‌ریم
‫تا ساحل آلاباما.

610
00:49:08.945 --> 00:49:10.112
‫هوم.

611
00:49:10.113 --> 00:49:12.948
‫طلوع آفتاب رو تماشا می‌کنیم،

612
00:49:12.949 --> 00:49:16.077
‫بعد وقتی غروب کرد،

613
00:49:16.078 --> 00:49:18.287
‫تیره‌ترین شرابی رو می‌خوریم
‫که تا حالا دیدی،

614
00:49:18.288 --> 00:49:20.956
‫و شیرین‌ترین شرابی
‫که تا حالا چشیدی.

615
00:49:20.957 --> 00:49:23.502
‫بعدم تا دوباره آفتاب دربیاد
‫با هم عشق‌بازی می‌کنیم.

616
00:49:26.421 --> 00:49:31.342
‫خب، من همه‌ی اینا رو
‫با تو می‌خوام.

617
00:49:31.343 --> 00:49:33.678
‫حتی بیشتر از اینا.

618
00:49:33.679 --> 00:49:37.891
‫ولی شنیدم انگار
‫یه جنگی هم در جریانه؟

619
00:49:52.572 --> 00:49:55.950
‫هی.

620
00:49:55.951 --> 00:49:58.328
‫چرا این‌قدر ازم دوری می‌کنی،
‫عزیزم؟

621
00:50:00.497 --> 00:50:02.874
‫چیزی گفتم ناراحتت کرد؟

622
00:50:08.338 --> 00:50:11.340
‫امروز صبح به دستم رسید.

623
00:50:11.341 --> 00:50:13.468
‫تقریباً هر روز
‫از این نامه‌ها می‌گیرم.

624
00:50:15.762 --> 00:50:17.639
‫می‌شه ببینم؟

625
00:50:21.268 --> 00:50:25.771
‫مادرها و زن‌هایی که می‌بینن
‫پسرهای جوونشون رو به گلوله می‌بندن،

626
00:50:25.772 --> 00:50:29.775
‫خونه‌هاشون جلوی چشمشون
‫می‌سوزه،

627
00:50:29.776 --> 00:50:33.529
‫و شهرهاشون به دست
‫نیروهای شمالی می‌افته.

628
00:50:33.530 --> 00:50:37.700
‫تنها کاری که از دستشون برمیاد
‫اینه که بهم نامه بنویسن،

629
00:50:37.701 --> 00:50:39.411
‫و التماسم کنن کمکشون کنم.

630
00:50:45.000 --> 00:50:47.209
‫نمی‌تونی همه‌شون رو نجات بدی.

631
00:50:47.210 --> 00:50:50.254
‫می‌دونم.

632
00:50:50.255 --> 00:50:52.758
‫ولی باید طوری تلاش کنم
‫انگار که می‌تونم.

633
00:51:11.067 --> 00:51:12.903
‫هو! هو!

634
00:51:17.032 --> 00:51:18.908
‫همون‌جا وایسا.
‫می‌گم مسلحم.

635
00:51:18.909 --> 00:51:21.076
‫دکتر جورج پیترز؟

636
00:51:21.077 --> 00:51:23.704
‫شاید. کی می‌پرسه؟

637
00:51:23.705 --> 00:51:26.248
‫یه دوستِ هم‌جبهه‌ایِ جنوب.

638
00:51:26.249 --> 00:51:28.125
‫متأسفانه خبر بدی
‫براتون دارم.

639
00:51:28.126 --> 00:51:30.419
‫ظاهراً یه ژنرال به اسم ون دورن

640
00:51:30.420 --> 00:51:33.756
‫زنتون رو از راه به در کرده.

641
00:51:33.757 --> 00:51:36.383
‫مزخرفه.

642
00:51:36.384 --> 00:51:38.469
‫زن من وفاداره.

643
00:51:38.470 --> 00:51:40.304
‫شب بخیر، آقا.

644
00:51:40.305 --> 00:51:42.306
‫شاهدهای عینی یه چیز دیگه می‌گن.

645
00:51:42.307 --> 00:51:44.809
‫وقتی فکر می‌کردم غارتگری
‫بیشتر ازت خوشم می‌اومد.

646
00:51:44.810 --> 00:51:48.229
‫آدم‌های بانفوذی تو ریچموند
‫می‌خوان از سر راه برداشته بشه،

647
00:51:48.230 --> 00:51:50.231
‫شاید به دست یه شوهر خشمگین

648
00:51:50.232 --> 00:51:52.149
‫که بخواد آبروش رو برگردونه.

649
00:51:52.150 --> 00:51:55.152
‫اول به زنم توهین کردی.

650
00:51:55.153 --> 00:51:57.363
‫حالا هم به خودم توهین می‌کنی.

651
00:51:57.364 --> 00:51:59.949
‫پول خوبی نصیبتون می‌شه.

652
00:51:59.950 --> 00:52:03.994
‫رشوه برای خیانت به کشورم.

653
00:52:03.995 --> 00:52:05.329
‫پاداشه،

654
00:52:05.330 --> 00:52:09.542
‫همراه با تشکر
‫یه ملت قدردان.

655
00:52:09.543 --> 00:52:11.127
‫ها!

656
00:52:16.967 --> 00:52:18.677
‫ها! بریم.

657
00:52:23.306 --> 00:52:25.766
‫تنها دلیلی هم که
‫ون دورن رو به خاطر مشروب‌خوری کنار نمی‌ذارن

658
00:52:25.767 --> 00:52:28.143
‫اینه که هنوزم هی

659
00:52:28.144 --> 00:52:30.646
‫اون یانکی‌های لعنتی رو
‫پشت سر هم شکست می‌ده.

660
00:52:32.357 --> 00:52:35.067
‫آره، ولی این روزا
‫خیلی بیشتر هشیاره.

661
00:52:35.068 --> 00:52:38.070
‫خب، وقتی باید دستش دقیق باشه
‫چاره‌ای هم نداره.

662
00:52:41.116 --> 00:52:42.992
‫پسرعمه‌م می‌گفت دیده

663
00:52:42.993 --> 00:52:45.202
‫دست می‌مالیده به باسن خانم جسی

664
00:52:45.203 --> 00:52:47.371
‫اونم دوبار جلوی مردم،

665
00:52:47.372 --> 00:52:49.039
‫تازه فقط
‫صبح سه‌شنبه بوده.

666
00:52:51.877 --> 00:52:54.128
‫آره، و درست مثل یانکی‌ها،

667
00:52:54.129 --> 00:52:56.547
‫اونم انگار خیلی دوست داره
‫جلوی این یارو تسلیم بشه.

668
00:53:15.066 --> 00:53:17.693
‫جورج!

669
00:53:17.694 --> 00:53:20.070
‫اوه، ترسوندمی.

670
00:53:20.071 --> 00:53:21.740
‫جدی؟

671
00:53:23.909 --> 00:53:26.368
‫آره، حسابی.

672
00:53:26.369 --> 00:53:28.955
‫فکر نمی‌کردم
‫این‌قدر زود برگردی خونه.

673
00:53:32.208 --> 00:53:33.626
‫پس منتظر کی بودی،

674
00:53:33.627 --> 00:53:37.463
‫همسر شیرین و وفادارم؟

675
00:53:37.464 --> 00:53:42.092
‫جورج، مسخره‌بازی درنیار.

676
00:53:42.093 --> 00:53:44.345
‫حتماً از راه خسته‌ای.

677
00:53:44.346 --> 00:53:47.056
‫بیا، یه شام خوشمزه
‫برامون درست می‌کنم،

678
00:53:47.057 --> 00:53:49.475
‫بعد دوتایی با هم می‌خوریم،
‫فقط من و تو، باشه؟

679
00:54:04.699 --> 00:54:08.077
‫مستی، جورج.

680
00:54:08.078 --> 00:54:10.120
‫من...

681
00:54:10.121 --> 00:54:12.706
‫دکتر جورج بادی پیترزم.

682
00:54:12.707 --> 00:54:16.835
‫من آدم محترمی‌ام،

683
00:54:16.836 --> 00:54:19.755
‫و اجازه نمی‌دم
‫این شهر مسخره‌م کنه

684
00:54:19.756 --> 00:54:23.342
‫اونم به خاطر تو.

685
00:54:23.343 --> 00:54:25.386
‫تو به من قول دادی.

686
00:54:25.387 --> 00:54:27.763
‫جلوی کشیشمون قسم خوردی،

687
00:54:27.764 --> 00:54:30.849
‫و جلوی پروردگارمون هم
‫قسم خوردی.

688
00:54:30.850 --> 00:54:33.227
‫تو مال منی، جسی پیترز!

689
00:54:33.228 --> 00:54:35.187
‫فقط و فقط مال منی،

690
00:54:35.188 --> 00:54:36.605
‫تا وقتی مرگ جدامون کنه.

691
00:54:36.606 --> 00:54:38.440
‫و قدغن می‌کنم
‫از این خونه بری بیرون،

692
00:54:38.441 --> 00:54:41.026
‫و قدغن می‌کنم
‫اون مرد لعنتی رو ببینی.

693
00:54:41.027 --> 00:54:45.155
‫همون مرد، همون ون دورن لعنتی!

694
00:54:45.156 --> 00:54:47.325
‫ون دورن! ون دورن!

695
00:54:49.244 --> 00:54:52.914
‫اون واسه شیطان کار می‌کنه.

696
00:54:54.541 --> 00:54:56.292
‫می‌گم اون واسه شیطان
‫کار می‌کنه.

697
00:55:15.311 --> 00:55:18.773
‫چی کار کردی، جسی؟

698
00:55:22.110 --> 00:55:25.113
‫چی کار کردی؟

699
00:56:03.526 --> 00:56:05.652
‫ژنرال فارست،
‫تدارکاتی که تو نبرد گرفتید کجاست؟

700
00:56:05.653 --> 00:56:07.112
‫همون تدارکاتی که تصرف کردید؟

701
00:56:07.113 --> 00:56:08.363
‫یا آمار رو اشتباه اعلام کردید،

702
00:56:08.364 --> 00:56:09.698
‫یا باید تحویلشون بدید.

703
00:56:09.699 --> 00:56:11.116
‫منم مثل همیشه عمل کردم، قربان.

704
00:56:11.117 --> 00:56:15.829
‫از اون تدارکات استفاده کردم
‫تا نیروهام رو دوباره مجهز کنم.

705
00:56:15.830 --> 00:56:17.664
‫یه بخشی از اون تدارکات رو
‫به براگ قول داده بودم،

706
00:56:17.665 --> 00:56:19.500
‫و حالا درخواستشون کرده.

707
00:56:19.501 --> 00:56:22.419
‫هر دومون می‌دونیم براگ ترسوئه.
‫اگه نصف یه مرد هم بود،

708
00:56:22.420 --> 00:56:24.838
‫یه سیلی می‌زدم تو گوشش
‫که تا عمر داشت پشیمون بشه.

709
00:56:24.839 --> 00:56:27.174
‫تا همین‌جا هم
‫از مال خودم گذاشتم،

710
00:56:27.175 --> 00:56:29.593
‫حتی از جیب خودم
‫برای جنوب خرج کردم.

711
00:56:29.594 --> 00:56:32.262
‫این چیزی رو عوض نمی‌کنه.

712
00:56:32.263 --> 00:56:36.100
‫قربان، مردای ما بعد از اون‌همه
‫جنگیدن شجاعانه حقشونه

713
00:56:36.101 --> 00:56:38.769
‫اون تدارکات رو داشته باشن،
‫هم برای ما، هم برای آرمانمون.

714
00:56:38.770 --> 00:56:40.938
‫خلاصه‌ش همینه،
‫و فکر کنم شما هم موافقید.

715
00:56:40.939 --> 00:56:42.606
‫کافیه، ژنرال.

716
00:56:42.607 --> 00:56:45.234
‫باید برم برای نبرد بعدی
‫آماده‌سازی کنم.

717
00:56:45.235 --> 00:56:47.194
‫نه، هنوز تموم نشده،
‫ژنرال.

718
00:56:47.195 --> 00:56:49.988
‫شما مرخص نشده بودید.

719
00:56:49.989 --> 00:56:51.698
‫به من خبر رسیده یه مقاله

720
00:56:51.699 --> 00:56:53.242
‫توسط یکی از افراد
‫ستاد شما نوشته شده

721
00:56:53.243 --> 00:56:54.785
‫که توش افتخار پیروزی
‫تامپسون استیشن

722
00:56:54.786 --> 00:56:56.620
‫به اسم خودتون زده شده.

723
00:56:56.621 --> 00:56:58.413
‫مزخرفه.

724
00:56:58.414 --> 00:57:00.415
‫من از این مقاله‌هایی که
‫می‌گی هیچ خبری ندارم.

725
00:57:00.416 --> 00:57:02.334
‫چطور جرئت می‌کنی منو زیر سؤال ببری؟

726
00:57:02.335 --> 00:57:04.169
‫خودم با همین شمشیر
‫شکم هر تهمت‌زننده‌ای رو می‌درم،

727
00:57:04.170 --> 00:57:06.213
‫اگه اسمش رو بهم بدی
‫و مدرک این دروغ رو هم بیاری.

728
00:57:06.214 --> 00:57:07.381
‫و مدرک این دروغ رو هم بیاری.

729
00:57:07.382 --> 00:57:09.049
‫الان بهترین وقت ممکنه

730
00:57:09.050 --> 00:57:10.092
‫که اختلافمون رو حل کنیم.

731
00:57:13.221 --> 00:57:15.389
‫ژنرال ون دورن،

732
00:57:15.390 --> 00:57:18.016
‫خودت می‌دونی من
‫از رودررو شدن باهات نمی‌ترسم.

733
00:57:18.017 --> 00:57:21.478
‫منم از تو نمی‌ترسم.

734
00:57:21.479 --> 00:57:25.065
‫ولی اصلاً درست نیست

735
00:57:25.066 --> 00:57:27.109
‫دو تا افسر با درجه‌ی ما

736
00:57:27.110 --> 00:57:30.613
‫و با جایگاه ما
‫بیفتن به جون هم.

737
00:57:33.867 --> 00:57:36.953
‫این هیچ کمکی
‫به آرمانمون نمی‌کنه.

738
00:57:39.539 --> 00:57:41.708
‫باید شأن خودمون رو حفظ کنیم.

739
00:57:45.879 --> 00:57:49.548
‫بابت اون حرفم عذر می‌خوام.

740
00:57:49.549 --> 00:57:53.011
‫به اندازه‌ی کافی دشمن داریم
‫که بکشیم، ژنرال...

741
00:57:55.263 --> 00:57:58.099
‫قبل از اینکه بیفتیم
‫به جون دوستامون.

742
00:58:36.763 --> 00:58:40.224
‫جورج، داری می‌ری؟

743
00:58:40.225 --> 00:58:42.018
‫این وقت شب؟

744
00:58:44.229 --> 00:58:46.271
‫مهمه.

745
00:58:46.272 --> 00:58:48.148
‫کار مجلسه.

746
00:58:48.149 --> 00:58:52.110
‫فرماندار خواسته برم
‫به کار یه کمیته رسیدگی کنم.

747
00:58:52.111 --> 00:58:55.198
‫خب، قراره
‫چند وقت نباشی؟

748
00:58:56.824 --> 00:58:58.909
‫یه هفته، شاید بیشتر.

749
00:58:58.910 --> 00:59:01.745
‫جمع‌وجور کردن خسارت‌هایی که

750
00:59:01.746 --> 00:59:04.748
‫آدمی مثل ون دورن به بار میاره
‫وقت می‌بره.

751
00:59:04.749 --> 00:59:07.876
‫و انتظار داری
‫من اینجا تنها بمونم؟

752
00:59:07.877 --> 00:59:09.294
‫-بله.
‫-تا وقتی برگردی خونه؟

753
00:59:09.295 --> 00:59:10.837
‫-بله، همینو می‌خوام...
‫-مثل همیشه.

754
00:59:10.838 --> 00:59:15.718
‫این وظیفه‌ی مقدس
‫زناشویی توئه.

755
01:01:16.631 --> 01:01:19.509
‫فکر نمی‌کردم بالاخره برسی.

756
01:01:23.137 --> 01:01:25.681
‫خواهش می‌کنم،
‫دیگه وقت تلف نکن.

757
01:01:33.606 --> 01:01:36.233
‫جسی!

758
01:01:36.234 --> 01:01:38.276
‫فاحشه‌ی بی‌وفا.

759
01:01:38.277 --> 01:01:40.237
‫می‌دونی اگه یه ژنرال رو
‫بکشی چه بلایی سرت میارن؟

760
01:01:40.238 --> 01:01:42.656
‫اگه یه ژنرال رو بکشی؟

761
01:01:42.657 --> 01:01:45.909
‫ون دورن، زن‌باز
‫پدرسوخته.

762
01:01:45.910 --> 01:01:47.327
‫جورج، خواهش می‌کنم، من...

763
01:01:47.328 --> 01:01:49.955
‫-تفنگ رو بذار زمین.
‫-خواهش می‌کنم.

764
01:01:49.956 --> 01:01:52.791
‫نمی‌خوای به جرم قتل
‫یا خیانت دار زده بشی.

765
01:01:52.792 --> 01:01:54.501
‫خیانت؟

766
01:01:54.502 --> 01:01:56.753
‫چه حرف جالبی،
‫اونم از یه نامردی مثل تو.

767
01:01:56.754 --> 01:02:00.590
‫حالا اگه یه بار دیگه
‫نزدیک زنم ببینمت،

768
01:02:00.591 --> 01:02:02.050
‫با کمال میل می‌رم بالای دار

769
01:02:02.051 --> 01:02:05.262
‫به جرم کشتن تو،
‫و می‌ذارم خدا قضاوتم کنه.

770
01:02:05.263 --> 01:02:07.764
‫حالا گورت رو
‫از این خونه گم کن

771
01:02:07.765 --> 01:02:10.268
‫و از زن من دور بمون.

772
01:02:21.362 --> 01:02:24.282
‫بجنب، قبل از اینکه
‫نظرم عوض بشه.

773
01:02:46.762 --> 01:02:49.139
‫تو بستر ما رو آلوده کردی،

774
01:02:49.140 --> 01:02:51.683
‫و حرمت ازدواجمون رو
‫از بین بردی.

775
01:02:51.684 --> 01:02:53.519
‫جورج...

776
01:02:57.064 --> 01:03:00.234
‫خیلی متأسفم.

777
01:03:02.361 --> 01:03:05.322
‫دیگه هیچ‌وقت تکرار نمی‌شه.

778
01:03:05.323 --> 01:03:07.824
‫-متأسفی؟
‫-ها؟

779
01:03:07.825 --> 01:03:10.368
‫از کاری که کردی متأسفی،

780
01:03:10.369 --> 01:03:12.663
‫یا از اینکه گیر افتادی؟

781
01:03:15.333 --> 01:03:19.628
‫اگه حتی موقع رد شدن
‫به هم لبخند بزنید،

782
01:03:19.629 --> 01:03:22.130
‫یا سعی کنید یه جوری
‫با هم ارتباط بگیرید،

783
01:03:22.131 --> 01:03:26.510
‫چه با شمع باشه
‫چه هر راه دیگه‌ای،

784
01:03:26.511 --> 01:03:28.553
‫همون‌جا می‌کشمش،

785
01:03:28.554 --> 01:03:31.182
‫بعدش تو هم می‌تونی
‫تو جهنم بری پیشش.

786
01:05:00.313 --> 01:05:02.814
‫ژنرال؟

787
01:05:02.815 --> 01:05:05.150
‫ژنرال فارست؟

788
01:05:05.151 --> 01:05:06.986
‫-قربان.
‫-چی آوردی؟

789
01:05:10.197 --> 01:05:13.033
‫یه نامه‌ست،
‫از طرف ژنرال ون دورن.

790
01:05:13.034 --> 01:05:14.576
‫خدا رو شکر.

791
01:05:14.577 --> 01:05:17.288
‫دیگه کاری نیست، سرباز.

792
01:05:22.752 --> 01:05:25.086
‫خب، انگار داریم آماده می‌شیم

793
01:05:25.087 --> 01:05:27.214
‫فردا حسابتون رو برسیم.

794
01:05:30.009 --> 01:05:32.219
‫شکم‌آبی‌ها.

795
01:05:48.861 --> 01:05:51.489
‫حمله!

796
01:05:58.329 --> 01:06:00.414
‫عقب‌نشینی! برگردید عقب!
‫عقب برید!

797
01:06:01.707 --> 01:06:03.208
‫نیروهات رو عقب بکش، فارست.

798
01:06:03.209 --> 01:06:06.628
‫عقب برید! عقب برید!

799
01:06:43.165 --> 01:06:45.500
‫این دیگه چه کوفتی بود؟

800
01:06:45.501 --> 01:06:46.793
‫چرا به مردا گفتی
‫عقب‌نشینی کنن؟

801
01:06:46.794 --> 01:06:48.294
‫-مجبور بودم.
‫-چرا؟

802
01:06:48.295 --> 01:06:50.922
‫چون نیروهای اتحادیه
‫طعمه رو نگرفتن.

803
01:06:50.923 --> 01:06:53.258
‫عملاً کنترل فرانکلین رو
‫دو دستی دادیم به اون یانکی‌های لعنتی.

804
01:06:53.259 --> 01:06:54.968
‫ما جون کلی آدم رو نجات دادیم

805
01:06:54.969 --> 01:06:56.302
‫که زنده می‌مونن دوباره بجنگن.

806
01:06:56.303 --> 01:06:58.138
‫ما یه نقشه داشتیم.

807
01:06:58.139 --> 01:07:01.224
‫خب، نقشه جواب نمی‌داد.

808
01:07:01.225 --> 01:07:02.600
‫هو!

809
01:07:02.601 --> 01:07:04.102
‫تو جنوب رو ناامید کردی.

810
01:07:04.103 --> 01:07:06.312
‫این مردا، مردای خودمون رو هم ناامید کردی.

811
01:07:06.313 --> 01:07:08.189
‫چطور جرئت می‌کنی از فرمانده‌ت
‫بازخواست کنی،

812
01:07:08.190 --> 01:07:10.567
‫و چطور جرئت می‌کنی
‫منو ژنرال صدا نکنی.

813
01:07:10.568 --> 01:07:13.069
‫وقتی مثل یه ژنرال رفتار کنی
‫ژنرال صدات می‌کنم.

814
01:07:13.070 --> 01:07:14.654
‫سرت درست کار نمی‌کنه،

815
01:07:14.655 --> 01:07:17.657
‫پر شده از ویسکی و زن،
‫قبلاً هم بهت هشدار داده بودم،

816
01:07:17.658 --> 01:07:19.701
‫و حالا یه نبرد مهم
‫و راهبردی رو از دستمون دادی.

817
01:07:19.702 --> 01:07:22.996
‫اون‌قدر مرد هستی که
‫پای حرفات با اسلحه وایسی؟

818
01:07:22.997 --> 01:07:25.082
‫آره قربان، هستم.

819
01:07:26.459 --> 01:07:28.668
‫ولی من و تو
‫مثل دو تا دوست دست دادیم.

820
01:07:28.669 --> 01:07:30.670
‫یادت هست؟

821
01:07:30.671 --> 01:07:32.172
‫من و تو با هم عهد بستیم،

822
01:07:32.173 --> 01:07:34.466
‫برای بهتر شدن اوضاع این آرمان.

823
01:07:34.467 --> 01:07:36.676
‫حالا واقعاً می‌خوای

824
01:07:36.677 --> 01:07:38.471
‫این صلح بینمون رو
‫خراب کنی؟

825
01:07:45.519 --> 01:07:48.104
‫یادت باشه، فقط به خاطر رحم من

826
01:07:48.105 --> 01:07:51.566
‫و عشقم به کشورمه
‫که زنده می‌مونی.

827
01:07:51.567 --> 01:07:54.278
‫دیگه درباره‌ی این حرف نمی‌زنیم.

828
01:07:56.489 --> 01:07:59.199
‫منو ببخش. اشتباه کردم.

829
01:07:59.200 --> 01:08:01.493
‫خواهش می‌کنم این مردا
‫و آرمان بزرگمون رو

830
01:08:01.494 --> 01:08:04.913
‫فراتر از بی‌فکری و نافرمانی
‫من در نظر بگیرید...

831
01:08:04.914 --> 01:08:07.124
‫ژنرال.

832
01:08:23.349 --> 01:08:26.100
‫ببخشید که این وقت شب
‫مزاحمتون می‌شم قربان،

833
01:08:26.101 --> 01:08:27.978
‫ولی براتون یه نامه اومده.

834
01:08:30.648 --> 01:08:32.607
‫درود، ژنرال.

835
01:08:32.608 --> 01:08:34.275
‫فکر می‌کنم زیبایی شهر

836
01:08:34.276 --> 01:08:36.361
‫موقع غروب بهتر دیده می‌شه.

837
01:08:36.362 --> 01:08:39.155
‫پیشنهاد می‌کنم
‫خودتون برید ببینید.

838
01:08:39.156 --> 01:08:41.699
‫ممنون، منینگ.

839
01:08:41.700 --> 01:08:44.035
‫فارست بعد از عقب‌نشینی دیروز
‫واقعاً از کوره در رفته بود.

840
01:08:44.036 --> 01:08:46.704
‫واقعاً از کوره در رفته بود.

841
01:08:46.705 --> 01:08:48.540
‫مثل گاو کور عصبانی بود.

842
01:08:48.541 --> 01:08:50.416
‫خب، قابل انتظار بود.

843
01:08:50.417 --> 01:08:52.585
‫همون‌طور که گفتیم،
‫آدم دمدمی‌مزاجیه،

844
01:08:52.586 --> 01:08:55.046
‫و خیلی هم کله‌شقه.

845
01:08:55.047 --> 01:08:57.549
‫این نمایش‌هاش
‫آدم رو حسابی خسته می‌کنه.

846
01:08:57.550 --> 01:08:59.467
‫فارست مزه‌ی خون رو دوست داره،

847
01:08:59.468 --> 01:09:01.178
‫و دیروز گرسنه موند.

848
01:09:03.055 --> 01:09:05.098
‫ولی وقتی واقعاً مهم باشه،
‫طبق دستور عمل می‌کنه،

849
01:09:05.099 --> 01:09:07.393
‫و بابت همین
‫خیلی ازش ممنونم.

850
01:09:11.814 --> 01:09:14.233
‫-اجازه هست؟
‫-بفرمایید.

851
01:09:20.239 --> 01:09:22.699
‫فرانکلین رو پس می‌گیریم، قربان.

852
01:09:22.700 --> 01:09:25.118
‫مطمئنم.

853
01:09:25.119 --> 01:09:27.079
‫این بار یانکی‌ها شانس آوردن.

854
01:09:29.498 --> 01:09:30.915
‫اگه شانس نبود چی؟

855
01:09:30.916 --> 01:09:32.750
‫اگه ببرن،
‫بازم ببرن،

856
01:09:32.751 --> 01:09:35.253
‫و ما جنگ رو ببازیم چی؟

857
01:09:35.254 --> 01:09:39.007
‫شکارم می‌کنن
‫و مثل یه دزد دریایی اعدامم می‌کنن.

858
01:09:39.008 --> 01:09:41.885
‫خودت می‌دونی،
‫خود لینکلن همینو می‌خواست.

859
01:09:41.886 --> 01:09:46.598
‫با نبوغ نظامی شما، قربان،
‫محاله شکست بخوریم.

860
01:09:46.599 --> 01:09:48.225
‫می‌دونم.

861
01:09:50.019 --> 01:09:53.813
‫ولی اگه جنگ رو ببریم،
‫نمایش تموم بشه،

862
01:09:53.814 --> 01:09:55.356
‫و ماهایی که وسط صحنه‌ایم

863
01:09:55.357 --> 01:09:57.483
‫تعظیم کنیم و بریم،

864
01:09:57.484 --> 01:10:01.322
‫و تنها چیزی که بمونه
‫افسانه‌ی ارل ون دورن باشه چی؟

865
01:10:03.073 --> 01:10:06.367
‫یعنی ترجیح می‌دید
‫جنگ هیچ‌وقت تموم نشه، قربان؟

866
01:10:06.368 --> 01:10:09.245
‫راستش، دلم نمی‌خواست
‫این موسیقی تموم بشه.

867
01:10:09.246 --> 01:10:12.707
‫این جنگ یه زندگی
‫مثل آدمای مشهور بهم داده.

868
01:10:12.708 --> 01:10:16.920
‫ولی حالا می‌بینم
‫تنها چیزی که می‌خوام همینه.

869
01:10:16.921 --> 01:10:19.172
‫مشکل اینجاست که

870
01:10:19.173 --> 01:10:21.090
‫هر جور این جنگ تموم بشه

871
01:10:21.091 --> 01:10:23.301
‫منو تبدیل می‌کنه به یه چیز...

872
01:10:23.302 --> 01:10:26.221
‫یه مرده‌ی متحرک.

873
01:10:29.183 --> 01:10:34.395
‫پس اجازه هست یه حالت سوم
‫رو هم فرض کنیم،

874
01:10:34.396 --> 01:10:36.356
‫یه پیمان صلح امضا بشه،

875
01:10:36.357 --> 01:10:39.776
‫و همراهش شما هم عفو بشید.

876
01:10:39.777 --> 01:10:42.445
‫می‌تونید برگردید خونه.

877
01:10:42.446 --> 01:10:45.698
‫برگردید پیش خانواده‌تون.

878
01:10:45.699 --> 01:10:48.409
‫منینگ، از همدردیت
‫ممنونم.

879
01:10:48.410 --> 01:10:50.453
‫ولی این
‫گزینه‌ی واقع‌بینانه‌ای نیست.

880
01:10:50.454 --> 01:10:51.788
‫صلح،

881
01:10:51.789 --> 01:10:55.458
‫یا برگشتن پیش خانواده‌تون؟

882
01:10:55.459 --> 01:10:57.669
‫آنا عزیزم، اگه زمان‌بندیت
‫از این دقیق‌تر بود،

883
01:10:57.670 --> 01:10:59.128
‫می‌ذاشتم فرمانده
‫پیاده‌نظام بشی.

884
01:10:59.129 --> 01:11:02.215
‫ژنرال، اون بطری رو
‫همین الان تموم کردید؟

885
01:11:02.216 --> 01:11:04.092
‫یکی دیگه براتون بیارم؟

886
01:11:04.093 --> 01:11:06.010
‫عالی می‌شه.

887
01:11:06.011 --> 01:11:07.679
‫چیز خاصی مدنظرتونه؟

888
01:11:07.680 --> 01:11:09.640
‫غافلگیرم کن، عزیزم.

889
01:11:14.186 --> 01:11:15.979
‫می‌دونی چیه، فکر کنم

890
01:11:15.980 --> 01:11:18.272
‫سرگرد کیمل
‫باید کمکم کنه انتخاب کنم.

891
01:11:18.273 --> 01:11:21.026
‫به نظرم فکر خیلی خوبیه.

892
01:11:24.989 --> 01:11:27.448
‫منینگ؟

893
01:11:27.449 --> 01:11:29.117
‫این رو برام نابود کن.

894
01:11:29.118 --> 01:11:30.953
‫البته، قربان.

895
01:11:49.054 --> 01:11:51.681
‫چطور ممکنه هیچ شرابی رو نشناسی؟

896
01:11:51.682 --> 01:11:55.060
‫سووینیون، شاردونه، مرلو؟

897
01:11:57.271 --> 01:12:00.773
‫حتماً مرلو رو که می‌شناسی.

898
01:12:00.774 --> 01:12:04.153
‫من فقط قرمز و سفید رو می‌شناسم.
‫همین.

899
01:12:07.072 --> 01:12:09.949
‫خب، پس...

900
01:12:09.950 --> 01:12:12.076
‫این چیه؟

901
01:12:12.077 --> 01:12:14.078
‫قرمزه یا سفید؟

902
01:12:14.079 --> 01:12:15.955
‫فکر کنم ژنرال
‫الان داره شراب قرمز می‌خوره.

903
01:12:15.956 --> 01:12:18.875
‫سفید شاید برای ذائقه‌ش
‫زیادی سبک باشه.

904
01:12:18.876 --> 01:12:22.421
‫دیدی، یه چیزایی بلدی.

905
01:12:29.678 --> 01:12:31.804
‫بزن بالا.

906
01:12:31.805 --> 01:12:33.556
‫ببخشید؟

907
01:12:33.557 --> 01:12:37.852
‫خودم بیشتر
‫اهل رامم.

908
01:12:37.853 --> 01:12:40.271
‫جدی؟

909
01:12:40.272 --> 01:12:43.984
‫خب، پس در این صورت...

910
01:12:46.779 --> 01:12:49.323
‫کی گفته فقط ژنرال
‫باید خوش بگذرونه؟

911
01:13:03.504 --> 01:13:06.090
‫انگار ون دورن
‫تنها دزد دریایی اینجا نیست.

912
01:13:15.933 --> 01:13:17.976
‫فکر کنم یه کم زیادی خوردم.

913
01:13:22.564 --> 01:13:25.858
‫فکر کنم لباسم رو خراب کردم.

914
01:13:25.859 --> 01:13:28.112
‫باید مواظب باشی،
‫رام خیلی قویه.

915
01:13:29.863 --> 01:13:34.785
‫اوه، و تو هم
‫مرد خیلی قوی‌ای هستی.

916
01:13:47.464 --> 01:13:51.051
‫این از هر شراب
‫و هر رامی خوشمزه‌تره.

917
01:14:04.731 --> 01:14:07.317
‫ما یه جنگ داریم که باید ببریم.

918
01:14:36.597 --> 01:14:37.931
‫ارل!

919
01:14:43.145 --> 01:14:45.062
‫-سلام.
‫-سلام.

920
01:14:45.063 --> 01:14:47.106
‫دلم برات تنگ شده بود.

921
01:14:47.107 --> 01:14:48.817
‫منم دلم برات تنگ شده بود.

922
01:15:04.750 --> 01:15:07.460
‫نامه‌ت دروغ نمی‌گفت.

923
01:15:07.461 --> 01:15:10.922
‫واقعاً این بهترین منظره
‫تو کل اسپرینگ هیله.

924
01:15:10.923 --> 01:15:13.634
‫آدم حس می‌کنه
‫منظره‌ای بهشتیه.

925
01:15:18.013 --> 01:15:20.224
‫هیچ نقاشی بهتر
‫از خود خدا نیست.

926
01:15:22.017 --> 01:15:24.353
‫هیچ مجسمه‌سازی هم بهتر از اون نیست.

927
01:15:31.777 --> 01:15:34.028
‫آخرین باری که اینجا بودیم،

928
01:15:34.029 --> 01:15:36.906
‫ازم پرسیدی
‫از مردن می‌ترسم یا نه،

929
01:15:36.907 --> 01:15:41.244
‫و گفتم،
‫نه با گلوله‌ی اتحادیه.

930
01:15:41.245 --> 01:15:44.080
‫ولی اون واقعاً جواب نبود.

931
01:15:44.081 --> 01:15:48.459
‫پس از مرگ می‌ترسی؟

932
01:15:48.460 --> 01:15:51.879
‫همون روز اول جنگ
‫با مرگ کنار اومدم.

933
01:15:51.880 --> 01:15:54.590
‫اگه یه مرد بخواد جلوتر از همه
‫رهبری کنه، باید این‌طوری باشه.

934
01:15:54.591 --> 01:15:58.178
‫فکر کنم بیشتر از سهمت
‫خون و خونریزی دیدی.

935
01:16:02.516 --> 01:16:05.686
‫اوه، ببخشید.

936
01:16:06.979 --> 01:16:09.189
‫نمی‌خواستم
‫زخم‌های قدیمی رو تازه کنم.

937
01:16:13.360 --> 01:16:15.903
‫تازگیا یه جوون
‫توی بغلم مرد.

938
01:16:15.904 --> 01:16:18.739
‫اسمش لیموند بود.

939
01:16:18.740 --> 01:16:20.825
‫وقتی داشت آروم‌آروم جون می‌داد،
‫بهش گفتم فقط به

940
01:16:20.826 --> 01:16:23.953
‫زن و بچه‌هاش فکر کنه.

941
01:16:23.954 --> 01:16:26.872
‫خیلی قشنگه.

942
01:16:26.873 --> 01:16:28.874
‫ولی اگه بگم

943
01:16:28.875 --> 01:16:30.876
‫منم همین کار رو می‌کنم،
‫دروغ گفتم.

944
01:16:30.877 --> 01:16:33.422
‫پس تو به چی فکر می‌کردی؟

945
01:16:40.012 --> 01:16:42.013
‫با چیزایی که پشت سرم گذاشتم،
‫اصلاً حق دارم خودمو شوهر و پدر بدونم؟

946
01:16:42.014 --> 01:16:44.724
‫با چیزایی که پشت سرم گذاشتم؟

947
01:16:44.725 --> 01:16:49.061
‫ارل ون دورن، از وقتی جنگ شروع شده
‫تو برای همه‌ی بچه‌ها و مادرهای جنوب

948
01:16:49.062 --> 01:16:50.563
‫مثل یه پدر و شوهر
‫وفادار بودی

949
01:16:50.564 --> 01:16:52.524
‫از همون روز اول جنگ.

950
01:17:11.877 --> 01:17:13.420
‫وای.

951
01:17:33.607 --> 01:17:35.816
‫اگه همین آخرش باشه چی؟

952
01:17:35.817 --> 01:17:39.403
‫اگه این آخرین باری باشه
‫که همدیگه رو می‌بینیم چی؟

953
01:17:39.404 --> 01:17:42.531
‫چرا باید این‌طور باشه؟

954
01:17:42.532 --> 01:17:46.285
‫جنگ، این حرف و حدیث‌ها.

955
01:17:46.286 --> 01:17:48.204
‫جورج قبلاً هم
‫حرف از رفتن زده،

956
01:17:48.205 --> 01:17:51.374
‫و می‌ترسم اگه نتونه
‫منو اینجا زندونی کنه،

957
01:17:51.375 --> 01:17:53.877
‫خیلی راحت منو با خودش ببره.

958
01:17:56.421 --> 01:17:58.255
‫جسی، عشق من،

959
01:17:58.256 --> 01:18:01.300
‫قسمت ما اینه
‫که با هم باشیم.

960
01:18:01.301 --> 01:18:03.386
‫اگه نه اینجا و الان،

961
01:18:03.387 --> 01:18:07.932
‫پس هر جایی که در آینده
‫سر ازش دربیاریم.

962
01:18:07.933 --> 01:18:10.976
‫تهدید کرد که می‌کشتت.

963
01:18:10.977 --> 01:18:14.230
‫برای جنوب جلوی
‫خیلی اسلحه‌ها وایسادم.

964
01:18:14.231 --> 01:18:17.150
‫برای تو جلوی
‫هزار تای دیگه هم می‌ایستم.

965
01:18:19.945 --> 01:18:25.242
‫و هر اتفاقی هم بیفته،
‫همیشه کنارت می‌مونم.

966
01:18:26.993 --> 01:18:29.453
‫دوستت دارم، جسی پیترز،

967
01:18:29.454 --> 01:18:32.039
‫بیشتر از هر کسی
‫که تا حالا دوست داشتم.

968
01:18:32.040 --> 01:18:35.584
‫منم دوستت دارم، ارل ون دورن،

969
01:18:35.585 --> 01:18:41.048
‫اون‌قدر که حتی
‫نمی‌تونم بیانش کنم.

970
01:18:41.049 --> 01:18:44.718
‫پس همون‌جوری نشونم بده
‫که بیشتر از همه دوست دارم.

971
01:18:44.719 --> 01:18:48.848
‫فقط یه لبخند از
‫این زیبایی که جلوی منه.

972
01:18:48.849 --> 01:18:50.891
‫همین یه لبخند ساده‌ی تو

973
01:18:50.892 --> 01:18:54.645
‫برای جبران تک‌تک
‫دستاوردهای ناچیزم کافیه،

974
01:18:54.646 --> 01:18:56.897
‫همه‌ی دستاوردهای ناچیزم،

975
01:18:56.898 --> 01:19:00.652
‫و تمام افتخاراتم.

976
01:19:56.500 --> 01:19:59.169
‫بدفورد، خوشحالم می‌بینمت.

977
01:20:01.463 --> 01:20:04.215
‫نقشه‌ای که برای فرانکلین
‫پیشنهاد داده بودم رو آوردم،

978
01:20:04.216 --> 01:20:06.050
‫همون‌طور که خواسته بودی.

979
01:20:06.051 --> 01:20:07.885
‫منم یه نقشه‌هایی دارم

980
01:20:07.886 --> 01:20:09.679
‫که شاید خوب
‫با نقشه‌ی تو جور دربیاد.

981
01:20:11.515 --> 01:20:13.517
‫نظرت درباره‌شون چیه؟

982
01:20:21.650 --> 01:20:24.276
‫می‌گم درجه‌یکن.

983
01:20:24.277 --> 01:20:28.072
‫کسی که اینا رو طراحی کرده
‫معلومه حواسش پرت نبوده.

984
01:20:28.073 --> 01:20:29.490
‫منم می‌گم کسی که
‫این نقشه‌ها رو کشیده

985
01:20:29.491 --> 01:20:31.576
‫هیچ‌وقت اون‌قدرها
‫حواس‌پرت نبوده.

986
01:20:33.495 --> 01:20:35.246
‫باید عجله کنیم.

987
01:20:35.247 --> 01:20:37.081
‫اهمیت پس گرفتن فرانکلین
‫هرچی بگیم کمه.

988
01:20:37.082 --> 01:20:38.749
‫موافقم، نیروها رو سر و سامون بده.

989
01:20:38.750 --> 01:20:40.376
‫تا جایی که می‌شه
‫به آدم نیاز داریم.

990
01:20:40.377 --> 01:20:42.419
‫جزئیات رو بررسی می‌کنم
‫و نقشه رو بهت خبر می‌دم.

991
01:20:42.420 --> 01:20:44.005
‫بله، قربان.

992
01:20:49.344 --> 01:20:53.722
‫می‌دونی، داشتم
‫فکر می‌کردم.

993
01:20:53.723 --> 01:20:55.891
‫اون عقب‌نشینی چند روز پیشت،

994
01:20:55.892 --> 01:20:58.727
‫کار درستی بود.

995
01:20:58.728 --> 01:21:00.938
‫ممنونم که اینو قبول می‌کنید،
‫ژنرال.

996
01:21:00.939 --> 01:21:06.277
‫شاید آدم سختگیری باشم،
‫ولی از باختن خوشم نمیاد.

997
01:21:06.278 --> 01:21:07.778
‫و از اون بیشتر، لعنتی،

998
01:21:07.779 --> 01:21:10.489
‫از دیدن مردهامون
‫که می‌میرن بیزارم.

999
01:21:10.490 --> 01:21:13.284
‫گاهی اوقات
‫کنترلم رو از دست می‌دم.

1000
01:21:13.285 --> 01:21:15.160
‫برای تموم کردن جنگ

1001
01:21:15.161 --> 01:21:18.247
‫یه مرد باید واقعاً
‫برای صلح ارزش قائل باشه.

1002
01:21:18.248 --> 01:21:19.791
‫با هم می‌تونیم این کار رو بکنیم.

1003
01:21:21.793 --> 01:21:23.878
‫-ژنرال.
‫-ژنرال.

1004
01:21:34.389 --> 01:21:36.349
‫آروم دختر، آروم.

1005
01:21:44.274 --> 01:21:46.067
‫عصر بخیر، دکتر پیترز.

1006
01:21:49.529 --> 01:21:53.782
‫خب، عصر شما هم بخیر،
‫خانم آنا دنیلز.

1007
01:21:53.783 --> 01:21:55.619
‫چه خبری برام دارید؟

1008
01:21:57.829 --> 01:22:00.623
‫دیدم برگشت.

1009
01:22:00.624 --> 01:22:02.541
‫دیشب، خیلی دیر.

1010
01:22:02.542 --> 01:22:04.669
‫با اون.

1011
01:22:09.174 --> 01:22:12.426
‫ون دورن.

1012
01:22:12.427 --> 01:22:13.844
‫مطمئنی خودش بود؟

1013
01:22:13.845 --> 01:22:15.220
‫البته که خودش بود.

1014
01:22:15.221 --> 01:22:17.473
‫سوار کالسکه‌ی خودش بودن.

1015
01:22:17.474 --> 01:22:19.309
‫نگاه کن، می‌تونم ثابتش کنم.

1016
01:22:38.411 --> 01:22:41.288
‫پدرسوخته...

1017
01:22:41.289 --> 01:22:45.292
‫خب، شب خوبی داشته باشید، قربان.

1018
01:22:45.293 --> 01:22:48.045
‫هنوزم فکر می‌کنم بهتره
‫هر جا می‌رید اونو هم با خودتون ببرید،

1019
01:22:48.046 --> 01:22:50.547
‫چه سفر باشه چه اسباب‌کشی.

1020
01:22:50.548 --> 01:22:54.510
‫این برای همه بهتره.

1021
01:22:54.511 --> 01:22:56.221
‫و برای آرمانمون.

1022
01:22:59.265 --> 01:23:01.934
‫بله.

1023
01:23:01.935 --> 01:23:03.812
‫البته، آرمانمون.

1024
01:23:05.563 --> 01:23:09.191
‫ممنون، خانم دنیلز.

1025
01:23:09.192 --> 01:23:10.652
‫شب خوبی داشته باشید.

1026
01:23:15.490 --> 01:23:16.990
‫ولی اون یه قهرمانه.

1027
01:23:16.991 --> 01:23:19.451
‫پیروزی‌های بزرگی برامون به دست آورده،

1028
01:23:19.452 --> 01:23:20.869
‫برای آرمانمون.

1029
01:23:20.870 --> 01:23:23.372
‫ولی اگه این آرمان رو
‫آدمای بی‌اخلاق هدایت کنن،

1030
01:23:23.373 --> 01:23:25.249
‫باعث بی‌آبرویی همه‌مون نمی‌شه؟

1031
01:23:25.250 --> 01:23:28.794
‫بی‌اخلاق.

1032
01:23:28.795 --> 01:23:30.879
‫و مگه یه جنتلمن مثل شما

1033
01:23:30.880 --> 01:23:33.924
‫حق نداره جلوی چنین توهینی وایسه؟

1034
01:23:33.925 --> 01:23:35.843
‫توهین به آبروش،

1035
01:23:35.844 --> 01:23:38.971
‫به پیمان مقدس ازدواجش؟

1036
01:23:38.972 --> 01:23:42.641
‫آبروم رفته.

1037
01:23:42.642 --> 01:23:46.103
‫و حالا فرصت داری
‫آبروت رو پس بگیری.

1038
01:23:46.104 --> 01:23:47.938
‫آبروت رو پس بگیری، مرد.

1039
01:23:53.486 --> 01:23:55.112
‫ژنرال ون دورن،

1040
01:23:55.113 --> 01:23:58.449
‫اصلاً انتظار نداشتیم
‫امروز آدم مهمی اینجا بیاد.

1041
01:23:58.450 --> 01:24:00.242
‫چه کمکی از دستم برمیاد، قربان؟

1042
01:24:00.243 --> 01:24:01.994
‫بگو ببینم، تو همون دختر جوونی هستی

1043
01:24:01.995 --> 01:24:05.414
‫که تو تامپسون استیشن پرچممون رو
‫بالا بردی و برامون تکونش دادی؟

1044
01:24:05.415 --> 01:24:08.584
‫بله، قربان.
‫خودم بودم.

1045
01:24:08.585 --> 01:24:11.253
‫آلیس. تامپسون.

1046
01:24:11.254 --> 01:24:15.883
‫بعد از اون نبرد و دیدن زجر کشیدن
‫این پسرای جوون بود که

1047
01:24:15.884 --> 01:24:18.802
‫تصمیم گرفتم به‌عنوان پرستار
‫کمک کنم.

1048
01:24:18.803 --> 01:24:22.431
‫خب، واقعاً به همون اندازه که
‫شجاعی، مهربون هم هستی.

1049
01:24:22.432 --> 01:24:25.058
‫-آرمانمون ازت ممنونه.
‫-داریم تمام تلاشمون رو می‌کنیم

1050
01:24:25.059 --> 01:24:27.520
‫تا هر چند نفر از پسرهامون رو
‫که می‌شه نجات بدیم، قربان.

1051
01:24:28.938 --> 01:24:31.191
‫-اجازه هست؟
‫-اوه، البته.

1052
01:24:33.026 --> 01:24:36.695
‫ژنرال ون دورن،
‫درست می‌بینم؟

1053
01:24:36.696 --> 01:24:40.157
‫مردم می‌گفتن
‫به مجروح‌هاتون سر می‌زنید،

1054
01:24:40.158 --> 01:24:43.994
‫ولی تا الان
‫سخت می‌تونستم باورش کنم.

1055
01:24:43.995 --> 01:24:45.954
‫اسمت چیه، پسر؟

1056
01:24:45.955 --> 01:24:48.290
‫سرباز ناتانیلز هستم، قربان.

1057
01:24:48.291 --> 01:24:50.042
‫پیاده‌نظام.

1058
01:24:50.043 --> 01:24:52.336
‫قوی بمون، پسرم.

1059
01:24:52.337 --> 01:24:54.671
‫نذار اون یانکی‌ها
‫یه جنازه‌ی دیگه هم ازمون بگیرن.

1060
01:24:54.672 --> 01:24:57.090
‫اگه جنوب ارزش جنگیدن داره،
‫ارزش زنده موندن هم داره.

1061
01:24:57.091 --> 01:24:59.134
‫و منم می‌جنگم.

1062
01:24:59.135 --> 01:25:00.844
‫دستور تو جنگیدن نیست.

1063
01:25:00.845 --> 01:25:03.764
‫دستورت اینه که خوب بشی
‫و سلامتیت رو به دست بیاری.

1064
01:25:03.765 --> 01:25:05.557
‫فهمیدی، سرباز؟

1065
01:25:05.558 --> 01:25:07.142
‫بله، قربان.

1066
01:25:07.143 --> 01:25:09.770
‫فقط بیشتر از همیشه مشتاقم

1067
01:25:09.771 --> 01:25:13.565
‫برگردم اون بیرون و دوباره
‫با اون یانکی‌ها روبه‌رو بشم.

1068
01:25:13.566 --> 01:25:18.111
‫چی باعث می‌شه مردی که مثل تو
‫این‌قدر از نزدیک مرگ رو دیده،

1069
01:25:18.112 --> 01:25:20.614
‫دفعه‌ی دوم حتی کمتر
‫ازش بترسه؟

1070
01:25:20.615 --> 01:25:22.199
‫خب، مگه یه مردی که دلش

1071
01:25:22.200 --> 01:25:24.701
‫پر از شور و اشتیاقه همین کار رو نمی‌کنه، ژنرال؟

1072
01:25:24.702 --> 01:25:27.746
‫با سر می‌ره تو دل ناشناخته‌ها،

1073
01:25:27.747 --> 01:25:29.331
‫نه چون کار عاقلانه‌ایه،

1074
01:25:29.332 --> 01:25:32.168
‫بلکه چون می‌دونه
‫این همون کاریه که باید بکنه.

1075
01:25:34.587 --> 01:25:37.340
‫سرباز ناتانیلز، کاملاً
‫با حرفت موافقم.

1076
01:25:46.266 --> 01:25:49.518
‫قربان، گفتید برای یه موضوع فوری
‫باید منو ببینید؟

1077
01:25:49.519 --> 01:25:51.603
‫بله، درباره‌ی
‫یه بطری ویسکی

1078
01:25:51.604 --> 01:25:53.857
‫که فوراً باید
‫خورده بشه.

1079
01:25:56.693 --> 01:25:59.279
‫باعث افتخاره، قربان.

1080
01:26:00.613 --> 01:26:02.574
‫-به سلامتی جنوب.
‫-جنوب.

1081
01:26:07.245 --> 01:26:09.246
‫منینگ، می‌خوام گفت‌وگویی رو
‫که چند روز پیش داشتیم ادامه بدیم،

1082
01:26:09.247 --> 01:26:11.623
‫همونی که به نتیجه نرسید.

1083
01:26:11.624 --> 01:26:14.459
‫همونی که درباره‌ی صلح بود، قربان؟

1084
01:26:14.460 --> 01:26:16.169
‫نه، همونی که درباره‌ی

1085
01:26:16.170 --> 01:26:18.213
‫نگرانیت در مورد جسی پیترز بود.

1086
01:26:18.214 --> 01:26:21.174
‫تو اون صحبت،
‫من متهمت کردم

1087
01:26:21.175 --> 01:26:22.467
‫که حسادت می‌کنی،

1088
01:26:22.468 --> 01:26:24.511
‫و خودتم قبولش کردی.

1089
01:26:24.512 --> 01:26:26.513
‫درسته، قربان.

1090
01:26:26.514 --> 01:26:28.223
‫نمی‌خوام این حس رو داشته باشی.

1091
01:26:28.224 --> 01:26:31.643
‫تو چیزی از من کم نداری،
‫منینگ.

1092
01:26:31.644 --> 01:26:35.022
‫قربان، نبوغ شما

1093
01:26:35.023 --> 01:26:37.441
‫توی کتاب‌های تاریخ
‫ثبت می‌شه.

1094
01:26:37.442 --> 01:26:41.486
‫آدمی مثل من
‫نمی‌تونه بهش برسه.

1095
01:26:41.487 --> 01:26:44.489
‫تو شاگرد خودمی، پسرم.

1096
01:26:44.490 --> 01:26:48.160
‫هم از پیروزی‌هام یاد گرفتی
‫هم از شکست‌هام.

1097
01:26:48.161 --> 01:26:49.995
‫دیدی کجا
‫درست عمل کردم،

1098
01:26:49.996 --> 01:26:52.247
‫و کجا اشتباه کردم.

1099
01:26:52.248 --> 01:26:54.458
‫و می‌خوام بدونی

1100
01:26:54.459 --> 01:26:58.004
‫که فوق‌العاده
‫بهت افتخار می‌کنم.

1101
01:26:59.797 --> 01:27:01.716
‫ممنونم، قربان.

1102
01:27:04.469 --> 01:27:07.347
‫واقعاً نمی‌دونم چی بگم.

1103
01:27:09.891 --> 01:27:12.644
‫خب، بعضی وقتا بهترین کار
‫اینه که هیچی نگی.

1104
01:27:21.361 --> 01:27:24.947
‫می‌خوام اینو داشته باشی.

1105
01:27:24.948 --> 01:27:26.823
‫نمی‌تونم قبول کنم، قربان.

1106
01:27:26.824 --> 01:27:29.953
‫مگه یه مرد کمتر از من
‫همچین شمشیری حمل می‌کنه؟

1107
01:27:32.872 --> 01:27:34.790
‫باعث افتخارمه، قربان.

1108
01:27:34.791 --> 01:27:37.710
‫واقعاً می‌گم.

1109
01:27:41.965 --> 01:27:43.757
‫حالا دیگه مطمئنم
‫از هر دو جهت

1110
01:27:43.758 --> 01:27:44.967
‫اوضاعت روبه‌راهه.

1111
01:27:44.968 --> 01:27:47.511
‫خوشبختانه همین‌طوره، قربان.

1112
01:27:47.512 --> 01:27:50.514
‫وسوسه سر راهم قرار گرفت.

1113
01:27:50.515 --> 01:27:52.349
‫ولی راه درست رو انتخاب کردم.

1114
01:27:52.350 --> 01:27:54.101
‫خوبه.

1115
01:27:54.102 --> 01:27:55.227
‫چون وقتی آدم درستش
‫سر راهت قرار بگیره،

1116
01:27:55.228 --> 01:27:57.980
‫ته دلت می‌فهمی،

1117
01:27:57.981 --> 01:28:00.858
‫و خوشحال می‌شی
‫که از راه منحرف نشدی.

1118
01:28:03.236 --> 01:28:05.822
‫حالا باید برگردم سر کارم.

1119
01:28:07.490 --> 01:28:09.492
‫مرخصی، سرگرد.

1120
01:28:17.375 --> 01:28:19.669
‫بسیار خب، ژنرال.

1121
01:28:47.030 --> 01:28:49.322
‫تو دکتری؟

1122
01:28:49.323 --> 01:28:50.866
‫پزشکم.

1123
01:28:50.867 --> 01:28:53.827
‫تو بیمارستان ندیدمت.

1124
01:28:53.828 --> 01:28:56.873
‫برای همین الان اینجام.

1125
01:29:01.836 --> 01:29:03.588
‫البته.

1126
01:29:50.802 --> 01:29:52.385
‫منینگ؟

1127
01:29:52.386 --> 01:29:54.931
‫یه حدس دیگه بزن.

1128
01:30:00.853 --> 01:30:02.729
‫پس آخرش کار به اینجا کشید؟

1129
01:30:02.730 --> 01:30:07.442
‫اون استراتژیست بزرگ نظامی

1130
01:30:07.443 --> 01:30:09.987
‫پشت میز خودش غافلگیر شد.

1131
01:30:12.156 --> 01:30:14.449
‫برای این چی داری بگی،
‫ژنرال؟

1132
01:30:14.450 --> 01:30:17.661
‫تمام مسئولیت وضعی که توش هستم
‫با خودمه.

1133
01:30:17.662 --> 01:30:19.913
‫ولی باید قبول کنی
‫این کار خیلی جوانمردانه نیست.

1134
01:30:19.914 --> 01:30:21.873
‫مزخرف نگو.

1135
01:30:21.874 --> 01:30:25.836
‫چه حسی داره یکی
‫به حریم خونه‌ت تجاوز کنه؟

1136
01:30:25.837 --> 01:30:28.547
‫من هیچ‌وقت خشونت رو
‫به خونه‌ی تو نیاوردم.

1137
01:30:28.548 --> 01:30:31.633
‫فقط وقتی اومدم
‫که دعوتم کرده بودن.

1138
01:30:31.634 --> 01:30:35.053
‫پس این بار نمی‌خوای دوباره
‫برای بخشش التماسم کنی؟

1139
01:30:35.054 --> 01:30:36.680
‫من یه استراتژیستم.

1140
01:30:36.681 --> 01:30:38.850
‫وارد نبردی که نتونم ببرم نمی‌شم.

1141
01:30:43.771 --> 01:30:46.064
‫ولی یه چیزی بهم بگو،

1142
01:30:46.065 --> 01:30:49.234
‫چون واقعاً باید بدونم.

1143
01:30:49.235 --> 01:30:52.362
‫ارزشش رو داشت؟

1144
01:30:52.363 --> 01:30:56.241
‫همه‌ش ارزشش رو داشت
‫یا فقط از روی شهوت بود؟

1145
01:30:56.242 --> 01:30:58.034
‫بدون هیچ شکی،

1146
01:30:58.035 --> 01:31:00.787
‫ارزشش رو داشت.

1147
01:31:00.788 --> 01:31:03.665
‫برای عشق.

1148
01:31:03.666 --> 01:31:06.418
‫شاید یه روز تو هم اون‌قدر خوش‌شانس باشی
‫که همین حس رو تجربه کنی...

1149
01:31:38.075 --> 01:31:41.536
‫همه‌ی قصه‌های پریان
‫پایان خوشی ندارن،

1150
01:31:41.537 --> 01:31:45.333
‫و همه‌ی نبردها هم
‫قهرمانانه به پایان نمی‌رسن.

1151
01:31:48.252 --> 01:31:50.837
‫عجب بازی‌ایه روزگار، نه؟

1152
01:31:50.838 --> 01:31:55.133
‫عشق آدم کشته بشه
‫و شوهرش فرار کنه

1153
01:31:55.134 --> 01:31:56.969
‫اونم هر دو تو یه روز؟

1154
01:31:59.472 --> 01:32:02.307
‫چیز عجیب این بود که،

1155
01:32:02.308 --> 01:32:04.476
‫همون لحظه فهمیدم اتفاق افتاده.

1156
01:32:04.477 --> 01:32:07.437
‫نه صدای اون گلوله‌ی مرگبار رو شنیدم

1157
01:32:07.438 --> 01:32:10.523
‫نه فریادهای وحشتناکی
‫که بعدش اومد.

1158
01:32:10.524 --> 01:32:13.401
‫ولی روحی مثل ارل
‫این دنیا رو ترک نمی‌کنه

1159
01:32:13.402 --> 01:32:16.488
‫بدون اینکه موجی
‫توش به راه بندازه.

1160
01:32:16.489 --> 01:32:20.617
‫این افسانه‌ی
‫ارل ون دورنه...

1161
01:32:20.618 --> 01:32:22.452
‫مردی که صلح می‌خواست،

1162
01:32:22.453 --> 01:32:26.498
‫ولی خودش رو دید که برای هم‌وطن‌هاش
‫پیشاپیش حمله می‌کنه،

1163
01:32:26.499 --> 01:32:28.583
‫مردی که همون‌قدر که
‫قلم‌مو رو فرمان می‌داد

1164
01:32:28.584 --> 01:32:31.002
‫روی بوم نقاشی،
‫می‌تونست فرماندهی کنه

1165
01:32:31.003 --> 01:32:33.755
‫سواره‌نظام رو
‫توی میدان نبرد.

1166
01:32:33.756 --> 01:32:38.551
‫مردی که متحدهاش دوستش داشتن
‫و دشمن‌هاش ازش حساب می‌بردن.

1167
01:32:38.552 --> 01:32:41.221
‫درست قبل از اینکه ارل رو ببوسم،

1168
01:32:41.222 --> 01:32:42.847
‫بهم گفت فکر نمی‌کنه

1169
01:32:42.848 --> 01:32:44.766
‫با گلوله‌ی یانکی‌ها بمیره.

1170
01:32:44.767 --> 01:32:48.603
‫ولی گمونم خودش می‌دونست
‫دست گناه‌آلود انتقام

1171
01:32:48.604 --> 01:32:51.815
‫آخرش از کجا
‫سراغش میاد.

1172
01:32:51.816 --> 01:32:54.401
‫ولی این باعث نشد شنیدن خبر مرگش

1173
01:32:54.402 --> 01:32:56.236
‫برام راحت‌تر بشه.

1174
01:32:58.572 --> 01:33:00.782
‫بدفورد بهم اطمینان داد که جورج

1175
01:33:00.783 --> 01:33:02.784
‫نمی‌تونه از دست افرادش فرار کنه،

1176
01:33:02.785 --> 01:33:04.912
‫و از خشمش هم جون سالم به در نمی‌بره.

1177
01:33:07.498 --> 01:33:09.500
‫و به قولش عمل کرد.

1178
01:33:21.721 --> 01:33:23.889
‫عصر بخیر، دکتر.

1179
01:33:46.412 --> 01:33:48.831
‫این برای دوستم بود.

1180
01:34:14.690 --> 01:34:17.150
‫بریزید سرش، پسرا.

1181
01:34:17.151 --> 01:34:20.278
‫کاری کنید دردش بیاد.

1182
01:34:20.279 --> 01:34:23.990
‫قاضی شوهر انتقام‌جوی منو
‫از اتهام قتل تبرئه کرد،

1183
01:34:23.991 --> 01:34:27.786
‫و گفت ارل
‫حرمت خونه‌ش رو شکسته بود.

1184
01:34:27.787 --> 01:34:30.747
‫ولی من می‌دونم
‫قضاوتی که واقعاً ازش می‌ترسید

1185
01:34:30.748 --> 01:34:32.457
‫توی یه دنیای دیگه بود،

1186
01:34:32.458 --> 01:34:35.044
‫جایی که مجازاتش ابدیه.

1187
01:34:38.005 --> 01:34:40.298
‫وقتی پای جنگ و عشق وسط بود،

1188
01:34:40.299 --> 01:34:43.885
‫ارل واقعاً نمی‌تونست
‫جلوی خودش رو بگیره.

1189
01:34:43.886 --> 01:34:48.348
‫برای اون، خطرها
‫همیشه ارزش پاداشش رو داشتن.

1190
01:34:48.349 --> 01:34:51.727
‫برای همین تو عشق و جنگ
‫همه‌چیزش رو می‌ذاشت وسط.

1191
01:34:53.771 --> 01:34:57.941
‫برای من، مرگش باعث شد
‫خیلی چیزها رو واضح‌تر ببینم.

1192
01:34:57.942 --> 01:35:00.360
‫جنگ فقط نابودمون نمی‌کنه.

1193
01:35:00.361 --> 01:35:03.238
‫جنگ انسانیت رو ازمون می‌گیره.

1194
01:35:03.239 --> 01:35:07.617
‫ولی عشق، فقط عشق،

1195
01:35:07.618 --> 01:35:10.620
‫می‌تونه ما رو از
‫تاریک‌ترین روزهامون رد کنه.

1196
01:35:10.621 --> 01:35:12.956
‫و من ارل ون دورن رو دوست داشتم

1197
01:35:12.957 --> 01:35:16.544
‫تا آخرین روز
‫زندگیم.

1198
01:35:26.929 --> 01:35:29.472
‫ببخشید که خودم اومدم تو،
‫ولی فکر کردم،

1199
01:35:29.473 --> 01:35:30.807
‫با این وضعی که دارید،

1200
01:35:30.808 --> 01:35:32.475
‫بهتره مجبور نشید
‫بلند بشید.

1201
01:35:32.476 --> 01:35:36.105
‫واقعاً خوشحالم
‫می‌بینمتون، آقای کیمل.

1202
01:35:38.441 --> 01:35:40.191
‫خانم.

1203
01:35:40.192 --> 01:35:42.402
‫یه کم ملحفه تمیز
‫و یه خورده غذا آوردم.

1204
01:35:42.403 --> 01:35:44.279
‫ممنون.

1205
01:35:44.280 --> 01:35:47.532
‫واقعاً ازت ممنونم.

1206
01:35:47.533 --> 01:35:50.618
‫یه مدت طول کشید و مجبور شدم
‫خیلی بجنگم تا به دستش بیارم،

1207
01:35:50.619 --> 01:35:54.289
‫ولی می‌خواستم یکی از چیزای ارل رو
‫بهت بدم که...

1208
01:35:54.290 --> 01:35:57.042
‫خب، حس می‌کنم از اولش
‫قرار بوده مال تو باشه.

1209
01:36:47.885 --> 01:36:50.054
‫ممنون.

1210
01:39:34.301 --> 01:39:37.846
‫ زیبایی آسمونِ غروب 

1211
01:39:41.183 --> 01:39:44.103
‫ منو به فکر می‌بره
‫که حالا کجایی 

1212
01:39:47.106 --> 01:39:50.651
‫ هنوز نمی‌تونم
‫از خیالِ ما دل بکنم 

1213
01:39:53.112 --> 01:39:57.533
‫ چون هنوز توی قلبم
‫بارون می‌باره 

1214
01:39:59.660 --> 01:40:02.704
‫ خاطره‌هات هنوز باهامن 

1215
01:40:02.705 --> 01:40:05.999
‫ مثل شمعی که آروم آب می‌شه 

1216
01:40:06.000 --> 01:40:07.876
‫ تو دلِ تاریکی 

1217
01:40:11.672 --> 01:40:15.551
‫ برگرد خونه 

1218
01:40:18.178 --> 01:40:22.307
‫ برگرد خونه 

1219
01:40:25.102 --> 01:40:28.688
‫ نمی‌دونم چرا
‫رفتی و تنهام گذاشتی 

1220
01:40:28.689 --> 01:40:31.232
‫ این‌همه تنها 

1221
01:40:31.233 --> 01:40:34.987
‫ برگرد خونه 

1222
01:40:38.866 --> 01:40:40.700
‫ پرده‌ها رو بکش 

1223
01:40:40.701 --> 01:40:42.494
‫ و در رو پشت سرت ببند 

1224
01:40:45.038 --> 01:40:49.208
‫ دیگه پامو
‫اونجا نمی‌ذارم 

1225
01:40:49.209 --> 01:40:51.544
‫ دیگه هیچ‌وقت 

1226
01:40:51.545 --> 01:40:55.382
‫ خاطره‌ی دو عاشقِ دیروز
‫هنوز دنبالِ منه 

1227
01:40:57.968 --> 01:40:59.886
‫ شبحِ رویاهایی 

1228
01:40:59.887 --> 01:41:02.639
‫ که فرصتِ موندن نداشتن 

1229
01:41:04.349 --> 01:41:07.518
‫ آنچه می‌شد باشه
‫و باید می‌شد 

1230
01:41:07.519 --> 01:41:10.438
‫ عهدی که بینمون شکست 

1231
01:41:10.439 --> 01:41:12.482
‫ و همه‌چی از هم پاشید 

1232
01:41:12.483 --> 01:41:15.319
‫ هنوز توی قلبم بارون می‌باره 

1233
01:41:16.862 --> 01:41:20.574
‫ برگرد خونه 

1234
01:41:23.035 --> 01:41:27.080
‫ برگرد خونه 

1235
01:41:30.334 --> 01:41:33.586
‫ نمی‌دونم چرا
‫رفتی و تنهام گذاشتی 

1236
01:41:33.587 --> 01:41:36.339
‫ این‌همه تنها 

1237
01:41:36.340 --> 01:41:39.843
‫ برگرد خونه 

1238
01:41:42.262 --> 01:41:45.766
‫ برگرد خونه 

1239
01:41:52.689 --> 01:41:54.566
‫ برگرد خونه 

1240
01:41:57.236 --> 01:42:00.863
‫ این شمع رو روشن گذاشتی 

1241
01:42:00.864 --> 01:42:02.616
‫ و رفتی، من موندم و تنهایی 

1242
01:42:05.955 --> 01:44:13.525
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال