WEBVTT

﻿1
00:00:49.326 --> 00:00:52.326
Beppe Caschetto و
Rai Cinema حاضر هستند

2
00:00:52.766 --> 00:00:55.766
تولید فیلم IBC با
همکاری Avventurosa

3
00:00:56.206 --> 00:00:58.606
با حمایت منطقه امیلیا رومانیا

4
00:00:59.046 --> 00:01:00.486
با حمایت منطقه لاتزیو

5
00:01:00.646 --> 00:01:03.006
صندوق منطقه ای
سینما و سمعی و بصری

6
00:01:03.406 --> 00:01:07.806
درهمکاری با

7
00:01:08.246 --> 00:01:11.126
فیلمی از پیترو مارچلو

8
00:01:56.327 --> 00:02:01.167
برای لوسیو

9
00:02:41.925 --> 00:02:45.579
موسیقی، شاعر، استاد در زندگی

10
00:03:14.409 --> 00:03:15.409
توبیای عزیز،

11
00:03:15.609 --> 00:03:17.609
شما سالها با لوسیو بودید.

12
00:03:18.129 --> 00:03:19.449
آیا شما همیشه مدیر او بودید؟

13
00:03:19.649 --> 00:03:24.969
نه، من از سال 1966 شروع کردم

14
00:03:25.169 --> 00:03:29.769
وقتی وارد رستوران سزاری شد.

15
00:03:30.929 --> 00:03:33.009
و به من گفت: "توبیا،
باید با تو صحبت کنم

16
00:03:33.209 --> 00:03:35.649
چون به مدیر نیاز دارم

17
00:03:36.449 --> 00:03:38.410
چون با کسی که دارم راضی نیستم.»

18
00:03:39.650 --> 00:03:41.890
گفتم: «من هیچ وقت مدیر نبودم».

19
00:03:42.388 --> 00:03:43.948
''من به شما اعتماد دارم.''

20
00:03:44.330 --> 00:03:46.570
و بعد گفت...

21
00:03:46.970 --> 00:03:47.970
او رفت.

22
00:03:48.330 --> 00:03:50.530
کلاه دوچرخه به سر داشت.

23
00:03:50.730 --> 00:03:52.130
من حتی او را نشناختم

24
00:03:52.330 --> 00:03:53.490
بعد برگشت و گفت:

25
00:03:53.690 --> 00:03:55.930
توبیا، یادم رفت چیزی بهت بگم.

26
00:03:56.130 --> 00:03:57.570
من شکسته ام''

27
00:03:59.050 --> 00:04:02.210
اولین کنسرت من در گالیپولی بود.

28
00:04:03.050 --> 00:04:04.810
من آن را به خاطر می آورم

29
00:04:05.010 --> 00:04:06.450
در ورودی گفت:

30
00:04:06.650 --> 00:04:11.050
"مرد"، و قیمت "زن"، قیمت دیگر.

31
00:04:11.730 --> 00:04:13.410
تعداد زیادی از مردم در حال رقصیدن بودند

32
00:04:13.610 --> 00:04:15.850
پس رفتم تا پول بگیرم

33
00:04:17.130 --> 00:04:18.130
وحشت.

34
00:04:18.330 --> 00:04:20.170
من رفتم پیش این پسر،

35
00:04:20.370 --> 00:04:22.330
یکی از برگزارکنندگان، و به او گفت:

36
00:04:22.530 --> 00:04:25.690
''گوش کنید.  بیایید پول را بشماریم.»

37
00:04:26.731 --> 00:04:28.131
''پول ندارم.''

38
00:04:28.331 --> 00:04:29.971
اما محل برگزاری پر است.

39
00:04:31.331 --> 00:04:32.931
چطور می توانی چنین چیزی بگویی؟

40
00:04:33.131 --> 00:04:34.491
قراردادی امضا کردی،

41
00:04:34.931 --> 00:04:36.411
از بولونیا به راه افتادم،

42
00:04:36.931 --> 00:04:38.251
تا تو به من بگو

43
00:04:38.931 --> 00:04:40.891
'صبح بخیر'؟  من اینطور فکر نمی کنم.

44
00:04:41.731 --> 00:04:42.851
ما باید آن را اصلاح کنیم.»

45
00:04:43.051 --> 00:04:44.931
خب من چیکار کردم؟

46
00:04:45.131 --> 00:04:48.331
سریع رولکس های او
و دوستش را دزدیدم.

47
00:04:48.531 --> 00:04:49.691
هر دو ساعتشون

48
00:04:50.331 --> 00:04:51.331
و بعد به او گفتم

49
00:04:51.451 --> 00:04:54.331
"فردا در هتل پلازا
در تارانتو خواهم بود."

50
00:04:54.731 --> 00:04:57.291
یک جشن کارناوالی دیگر.

51
00:04:57.931 --> 00:05:01.131
"اگر پول را بیاوری،

52
00:05:01.331 --> 00:05:04.451
من رولکس ها را پس می دهم.
در غیر این صورت آنها را نگه خواهم داشت.»

53
00:05:04.651 --> 00:05:09.731
خوشحالم که این شب را
برای اولین بار با لوسیو داشتم.

54
00:05:18.732 --> 00:05:21.372
<i>و بنابراین او در اتاق تنها ماند.</i>

55
00:05:21.572 --> 00:05:24.732
<i>اتاق مشرف به بندر.</i>

56
00:05:26.012 --> 00:05:28.052
<i>تنها لباسی که به تن داشت.</i>

57
00:05:28.252 --> 00:05:31.532
<i>و روزها کوتاه تر و کوتاه تر.</i>

58
00:05:32.732 --> 00:05:35.412
<i>و با اینکه نام او را نمی دانست.</i>

59
00:05:35.932 --> 00:05:39.132
<i>یا اهل چه کشوری بود.</i>

60
00:05:40.008 --> 00:05:45.012
<i>او از همان ماه اول مانند هدیه
ای از عشق منتظر من بود.</i>

61
00:06:03.864 --> 00:06:05.146
مترو

62
00:06:17.949 --> 00:06:20.789
لوسیو به من گفت که به خانه اش بروم.

63
00:06:21.253 --> 00:06:23.693
زنگ را زدم و
مادرش در را باز کرد.

64
00:06:24.573 --> 00:06:26.453
لوسیو هنوز نیامده بود

65
00:06:26.653 --> 00:06:28.853
یا نبود، دیگر یادم نیست.

66
00:06:29.133 --> 00:06:32.933
مادرش از من پرسید،
"پس تو توبیا، مدیر؟"

67
00:06:33.133 --> 00:06:36.093
از چی؟  مدیر پسرم؟

68
00:06:36.853 --> 00:06:38.053
مدیر چی؟

69
00:06:38.476 --> 00:06:42.373
او باید کار پیدا کند و باید درس بخواند.

70
00:06:42.573 --> 00:06:46.093
او باید مثل یک دلقک رفتار نکند.
فهمیدی؟"

71
00:06:50.133 --> 00:06:53.774
همانطور که ضرب المثل قدیمی
می گوید: "فقط یک مادر وجود دارد".

72
00:06:54.374 --> 00:06:55.414
درست است.

73
00:06:56.094 --> 00:07:01.094
من آن زمان را با لذت فراوان به یاد می آورم.

74
00:07:01.254 --> 00:07:04.094
- چه اتفاقی می افتد؟
- مادر مشکل دارد.

75
00:07:04.294 --> 00:07:06.974
- مشکل؟
- پسرش ریش دارد.

76
00:07:07.174 --> 00:07:09.774
خیلی متاسفم. میخوای ناپدیدش کنم؟

77
00:07:09.974 --> 00:07:11.654
- من آرزو می کنم.
- خوشحال میشی؟

78
00:07:11.854 --> 00:07:13.454
- شادترین.
- فقط ریش؟

79
00:07:13.654 --> 00:07:15.454
- او هم موهای بلندی دارد؟
- او انجام می دهد.

80
00:07:15.654 --> 00:07:16.654
موهای بلند هم همینطور!

81
00:07:16.774 --> 00:07:19.094
شاید شما به جای یک شعبده
باز به آرایشگر نیاز دارید.

82
00:07:19.294 --> 00:07:20.614
من آن را دوست دارم.

83
00:07:20.814 --> 00:07:25.254
ببینید، ما یک خواننده فوق العاده
داریم که به زودی معرفی خواهیم کرد،

84
00:07:25.774 --> 00:07:30.654
که ریش و موهای بلند دارد و در
عین حال مورد پسند بسیاری است.

85
00:07:30.854 --> 00:07:32.374
- اسمت چیه خانم؟
- دالا

86
00:07:32.574 --> 00:07:33.574
دالا؟  ولی...

87
00:07:33.614 --> 00:07:35.614
- خواننده ما هم دالا است.
- خیلی عجیب.

88
00:07:35.651 --> 00:07:37.574
- شما اهل کجا هستید؟
- بولونیا

89
00:07:37.600 --> 00:07:39.347
او هم اهل بولونیا است!
کجا زندگی می کنید؟

90
00:07:39.373 --> 00:07:40.561
آیا او ریش دارد؟

91
00:07:40.587 --> 00:07:42.135
- او انجام می دهد.
- پس اون خودشه.

92
00:07:42.335 --> 00:07:43.335
اوست!

93
00:07:43.655 --> 00:07:44.695
البته!

94
00:07:45.055 --> 00:07:47.735
لوسیو دالا، او اینجاست!

95
00:07:50.935 --> 00:07:53.215
بیا اینجا، لوسیو.

96
00:07:54.335 --> 00:07:56.295
نمی خواهی پسرت ریش داشته باشد؟

97
00:07:56.495 --> 00:07:57.895
ولی خیلی قشنگه

98
00:07:58.095 --> 00:07:59.975
او اولین کسی بود که به من ریش داد.

99
00:08:00.065 --> 00:08:01.418
اوه، تو بودی؟

100
00:08:02.335 --> 00:08:07.015
شما می توانید در فیلمی بر
اساس کتاب مقدس بازی کنید.

101
00:08:07.215 --> 00:08:09.495
یا در Risorgimento.

102
00:08:09.695 --> 00:08:13.255
- او شباهت مبهمی به... که؟
- گاریبالدی.

103
00:08:13.455 --> 00:08:15.095
هر کسی از دوران Risorgimento.

104
00:08:15.121 --> 00:08:16.615
با این حال او خوب می خواند خانم.

105
00:08:16.641 --> 00:08:18.255
- من این را دوست دارم.
- شما انجام می دهید؟

106
00:08:18.455 --> 00:08:19.455
این بد است...

107
00:08:19.535 --> 00:08:21.615
شما باید خوشحال باشید، درست است؟

108
00:08:21.815 --> 00:08:23.215
- برای تو خوبه؟
- خیلی خوب.

109
00:08:23.335 --> 00:08:25.935
باشه، میخوای یه آهنگ
قشنگ بهش تقدیم کنی؟

110
00:08:26.136 --> 00:08:28.816
دقیقاً مناسب نیست.
اسمش «وقتی سرباز بودم».

111
00:08:28.856 --> 00:08:30.856
مادرت دقیقاً سرباز نیست.

112
00:08:30.882 --> 00:08:34.616
این به خوبی با موضوع امروزی سازگار است: سکوت.

113
00:08:34.816 --> 00:08:37.376
خانم اسکورت میشی...

114
00:08:37.576 --> 00:08:39.856
لوسیو توسط زکینو دورو فراخوانده شد

115
00:08:40.056 --> 00:08:41.336
برای خواندن یک آهنگ

116
00:08:42.016 --> 00:08:43.376
و مادرش را آورد.

117
00:08:43.478 --> 00:08:45.776
او همیشه مادرش را دعوت می

118
00:08:45.802 --> 00:08:47.736
کرد، اما او هرگز نمی رفت زیرا

119
00:08:47.936 --> 00:08:49.456
و فکر می کنم حق با او بود

120
00:08:49.656 --> 00:08:53.536
او می‌گفت: «نمی‌خواهم وقتی
کار می‌کند او را شرمنده کنم.

121
00:08:54.416 --> 00:08:55.656
مناسبت های دیگری نیز وجود خواهد داشت.»

122
00:08:55.856 --> 00:08:56.936
و این یک مناسبت بود

123
00:08:57.136 --> 00:08:59.416
چون کنسرت نبود، فقط یک آهنگ بود.

124
00:09:01.256 --> 00:09:05.176
اولین باری بود که
لوسیو را با مادرش دیدم

125
00:09:05.376 --> 00:09:06.376
در آنتونیانو

126
00:09:06.896 --> 00:09:09.136
و من یک جزئیات را به یاد دارم.

127
00:09:09.896 --> 00:09:11.656
اون سر خورد.

128
00:09:12.256 --> 00:09:14.177
از تلویزیون هم پخش شد.

129
00:09:14.617 --> 00:09:17.377
و سپس، دوربین دور شد
و به او کمک شد تا بلند شود.

130
00:09:17.577 --> 00:09:19.017
همه چیز خوب پیش رفت.

131
00:09:19.217 --> 00:09:20.857
شب قشنگی بود

132
00:09:24.337 --> 00:09:26.257
مادرش لباس ها را برایش درست می کرد

133
00:09:26.457 --> 00:09:28.177
و کیف هایی که استفاده می کرد.

134
00:09:28.657 --> 00:09:30.857
او چیزهای زیادی می ساخت،

135
00:09:31.057 --> 00:09:37.257
و برای لوسیو، او بسیار مهم بود.
اول خانواده

136
00:09:37.537 --> 00:09:41.217
پدرش در شش سالگی فوت کرد.

137
00:09:42.045 --> 00:09:45.657
تمام محبتش به مادرش رفت.

138
00:09:46.257 --> 00:09:50.337
مادرش همیشه کنارش
می ایستد حتی اگر...

139
00:09:51.337 --> 00:09:54.057
در ابتدا، بعداً نظر
خود را تغییر داد،

140
00:09:54.657 --> 00:09:57.817
در ابتدا او مانند هر مادر
دیگری در آن زمان بود.

141
00:09:58.337 --> 00:10:02.978
آنها وسواس زیادی برای یافتن
شغل ثابت برای فرزندانشان داشتند.

142
00:10:03.498 --> 00:10:06.458
اما این شغل ثابتی نبود.

143
00:10:06.658 --> 00:10:08.138
کارگردان این برنامه

144
00:10:08.338 --> 00:10:11.178
تصمیم به مقایسه برخی از نامزدها گرفت

145
00:10:11.378 --> 00:10:13.498
که برای امتحان آمد،

146
00:10:14.258 --> 00:10:16.058
و کسانی که همیشه آمادگی خوبی نداشتند،

147
00:10:16.698 --> 00:10:19.578
با شخصیت هایی که
موفقیت بزرگی داشته اند

148
00:10:19.778 --> 00:10:23.258
که همچنان جاری و معتبر است.

149
00:10:23.818 --> 00:10:25.458
یکی از آنها لوسیو دالا است.

150
00:10:26.178 --> 00:10:26.898
سلام.

151
00:10:27.098 --> 00:10:29.338
بسیار خوشحالم که شما مهمان ما هستید.

152
00:10:29.538 --> 00:10:31.578
چون شما جزو معدود افراد هستید

153
00:10:31.778 --> 00:10:35.578
با پس زمینه موسیقی بسیار قوی

154
00:10:35.778 --> 00:10:38.218
شما یک پیشینه جاز درجه یک دارید.

155
00:10:38.418 --> 00:10:42.978
بله، من به عنوان نوازنده کلارینت شروع کردم.

156
00:10:43.178 --> 00:10:46.378
ابتدا به عنوان یک آماتور و
سپس به عنوان یک حرفه ای.

157
00:10:47.338 --> 00:10:49.858
کجا بازی می کردی؟

158
00:10:50.499 --> 00:10:52.739
اولین گروه من در بولونیا مستقر بود،

159
00:10:53.019 --> 00:10:54.739
آن را گروه رنو جاز می نامیدند.

160
00:10:55.339 --> 00:10:57.459
سپس به رم نقل مکان کردم

161
00:10:57.659 --> 00:11:00.299
و دو سال با نیواورلئان
دوم روم بازی کرد

162
00:11:00.499 --> 00:11:01.739
به عنوان نوازنده کلارینت

163
00:11:01.939 --> 00:11:04.979
من آن موقع آواز نمی خواندم.
در برنامه های من نبود

164
00:11:05.339 --> 00:11:09.659
می بینم.  چطور شد که
صحنه جاز را ترک کردی؟

165
00:11:09.859 --> 00:11:13.859
یک دلیل بزرگ این بود که از نظر
اقتصادی مقرون به صرفه نبود.

166
00:11:14.059 --> 00:11:16.779
من به معنای واقعی کلمه نیاز به خوردن داشتم.

167
00:11:16.979 --> 00:11:20.259
من 17 یا 18 ساله بودم
در شهری که زادگاهم نبود.

168
00:11:20.539 --> 00:11:23.539
اغلب گرسنگی می‌کشیدم
و در خیابان می‌خوابیدم.

169
00:11:23.739 --> 00:11:26.259
فکر می کنم من یک
سلف فرهنگ هیپی بودم

170
00:11:26.669 --> 00:11:28.149
چون جایی برای خواب نداشتم

171
00:11:29.259 --> 00:11:30.699
اما دلیل اصلی

172
00:11:30.899 --> 00:11:34.099
این بود که قبلاً متوجه شده
بودم و اخیراً حتی بیشتر از آن،

173
00:11:34.539 --> 00:11:39.340
که بین موسیقی هایی که من می
ساختم فاصله زیادی وجود داشت

174
00:11:39.580 --> 00:11:42.580
و گیرنده موسیقی من: مخاطب.

175
00:11:42.780 --> 00:11:48.500
به هر حال جاز زبانی است که
از نظر بیولوژیکی ناشناخته است.

176
00:11:48.700 --> 00:11:53.180
این یک نوع موسیقی است که ما فقط می
توانیم آن را به صورت عقلانی درک کنیم.

177
00:11:53.380 --> 00:11:55.340
ما می توانیم آن را دوست داشته
باشیم، اما نمی توانیم آن را درک کنیم.

178
00:11:55.540 --> 00:11:57.820
- ما نمی توانیم آن را مال خودمان کنیم.
- ما نمی توانیم آن را منتقل کنیم.

179
00:11:58.020 --> 00:12:00.980
جاز پیشینه فنی است

180
00:12:01.180 --> 00:12:02.460
که برای بیان خودم استفاده میکنم

181
00:12:02.660 --> 00:12:05.460
و موسیقی بسازید
که زیرزمینی نباشد

182
00:12:05.660 --> 00:12:09.580
و به مسائل مدیترانه
ای می پردازد،

183
00:12:09.780 --> 00:12:11.180
- تقریباً فولکلور.
- می بینم.

184
00:12:20.740 --> 00:12:22.860
<i>روز از نو.</i>

185
00:12:23.700 --> 00:12:26.101
<i>خورشید پشت خورشید</i>

186
00:12:26.581 --> 00:12:29.101
<i>من هرگز حساب نکرده ام</i>

187
00:12:29.501 --> 00:12:33.661
<i>چقدر راه رفته ام.</i>

188
00:12:34.901 --> 00:12:37.421
<i>وقتی به اطراف نگاه می کنم</i>

189
00:12:37.621 --> 00:12:40.021
<i>من متوجه نمی شوم.</i>

190
00:12:40.661 --> 00:12:43.421
<i>چه من در رم باشم.</i>

191
00:12:43.621 --> 00:12:47.661
<i>یا یک خارجی، من اینجا هستم.</i>

192
00:12:48.861 --> 00:12:51.621
<i>من رودخانه و شهر را تماشا می کنم.</i>

193
00:12:52.101 --> 00:12:54.461
<i>من آب را تماشا می کنم
و در درونم تماشا می کنم.</i>

194
00:12:55.301 --> 00:12:57.941
<i>همه چیز عجله دارد به جلو</i>

195
00:12:58.181 --> 00:13:00.021
<i>اما کجا می رود؟</i>

196
00:13:03.341 --> 00:13:06.221
<i>رودخانه، اقیانوس،
پس من نمی دانم.</i>

197
00:13:06.541 --> 00:13:09.141
<i>جاده ها و کوچه ها، پس نمی دانم.</i>

198
00:13:09.647 --> 00:13:16.462
<i>آدم همیشه می رود
اما هرگز نمی رسد.</i>

199
00:13:16.982 --> 00:13:19.942
<i>هرگز.</i>

200
00:13:20.342 --> 00:13:23.062
<i>دنبال سایه ای رفتم.</i>

201
00:13:23.302 --> 00:13:25.142
<i>ولی مال خودم بود</i>

202
00:13:25.862 --> 00:13:28.022
<i>مثل یک چالش</i>

203
00:13:28.222 --> 00:13:33.742
<i>همیشه جلوتر از من بود.</i>

204
00:13:33.942 --> 00:13:36.302
<i>در سفر طولانی.</i>

205
00:13:36.542 --> 00:13:38.742
<i>چهره هایی که دیدم</i>

206
00:13:39.342 --> 00:13:41.742
<i>الان متوجه شدم</i>

207
00:13:41.942 --> 00:13:45.742
<i>همه شبیه من هستند</i>

208
00:13:48.902 --> 00:13:52.542
لوسیو همیشه کاری را که دوست داشت انجام می داد.

209
00:13:53.142 --> 00:13:55.062
و باید بگویم حق با او بود.

210
00:13:55.902 --> 00:13:57.222
چون وقتی شروع کردم

211
00:13:57.422 --> 00:13:59.982
افراد زیادی بودند که
به او اعتقاد نداشتند.

212
00:14:00.942 --> 00:14:03.143
بسیاری می گویند، "فکر
می کنی چه کار می کنی؟

213
00:14:03.343 --> 00:14:05.663
دنبال کردن لوسیو و همه اینها..."

214
00:14:06.143 --> 00:14:07.143
و هنوز...

215
00:14:07.343 --> 00:14:08.343
توبیا برنده شد.

216
00:14:10.423 --> 00:14:11.423
لوسیو همه چیز را امتحان کرد.

217
00:14:11.543 --> 00:14:15.063
او می خواست همه چیز را انجام دهد.

218
00:14:15.263 --> 00:14:16.303
و این خوب است.

219
00:14:17.743 --> 00:14:20.743
همه ما فقر را تحمل کردیم،

220
00:14:20.943 --> 00:14:23.983
اما او این کار را برای همه آسان می کند.

221
00:14:24.343 --> 00:14:26.143
حتی وقتی شکسته بود.

222
00:14:27.383 --> 00:14:28.663
از زندگی چه می خواهی؟

223
00:14:31.463 --> 00:14:32.823
راستش را بخواهید هنوز اطلاعی ندارم.

224
00:14:33.023 --> 00:14:35.303
یعنی دارم، اما توضیح دادنش سخت است.

225
00:14:35.743 --> 00:14:37.543
من چیزهای زیادی می خواهم.  من آرامش میخواهم

226
00:14:37.743 --> 00:14:40.103
من می خواهم بدون مشکل زندگی کنم.

227
00:14:40.303 --> 00:14:41.743
من می خواهم با همه کنار بیایم

228
00:14:41.943 --> 00:14:44.023
اما در عین حال، من همه
آن چیزها را نمی خواهم.

229
00:14:44.263 --> 00:14:46.143
چگونه می توانید به این همه دست پیدا کنید؟

230
00:14:46.983 --> 00:14:50.264
مطمئناً نه با زندگی کردن به شکلی که الان دارم زندگی می کنم.

231
00:14:50.464 --> 00:14:51.904
با کمی تلاش فکر می کنم.

232
00:14:52.104 --> 00:14:55.664
آیا شغل شما مانع تحقق
رویاهای شما می شود؟

233
00:14:55.864 --> 00:14:56.944
بله کاملا.

234
00:14:57.344 --> 00:14:59.144
اما چیزهای بزرگی هم به من می دهد،

235
00:14:59.344 --> 00:15:02.104
مانند تماس با مردم
که بهترین بخش است.

236
00:15:02.304 --> 00:15:05.104
توانایی صحبت کردن با یک غریبه،

237
00:15:05.304 --> 00:15:07.984
کسی که نزد من می آید و
می پرسد "حالت چطور است؟"

238
00:15:08.144 --> 00:15:11.384
برای شروع گفتگو،
برای من مهم است.

239
00:15:11.584 --> 00:15:13.544
اگه خواننده نبودی چی می شدی؟

240
00:15:13.704 --> 00:15:14.704
نقاش خانه

241
00:15:14.824 --> 00:15:15.824
چرا؟

242
00:15:16.024 --> 00:15:18.544
تنها دلیل.  رنگ ها مرا مجذوب خود می کنند.

243
00:15:20.144 --> 00:15:21.384
به ویژه سفید.

244
00:15:22.464 --> 00:15:25.144
با کدام شخصیت مشهور
زندگی خود را تغییر می دهید؟

245
00:15:25.344 --> 00:15:26.744
با هیچکس.

246
00:15:26.904 --> 00:15:28.064
زیرا...

247
00:15:28.944 --> 00:15:30.344
هیچکس نیست...

248
00:15:30.544 --> 00:15:33.744
فکر می کنم چیزی که مرا آزار
می دهد این است که مردم هستند

249
00:15:34.144 --> 00:15:35.904
که افراد مشهور را دنبال می کنند...

250
00:15:36.064 --> 00:15:38.105
ترجیح میدم زندگیم رو با...

251
00:15:38.745 --> 00:15:40.305
برای مثال با شما

252
00:15:41.145 --> 00:15:42.265
لوسیو دالا کیست؟

253
00:15:43.945 --> 00:15:44.945
من هستم.

254
00:15:44.985 --> 00:15:48.945
او از معدود هنرمندانی بود که
می دانست چگونه زندگی کند.

255
00:15:49.545 --> 00:15:51.185
این یک چیز عجیب و غریب است.

256
00:15:51.385 --> 00:15:52.425
او همه چیز را می دانست.

257
00:15:52.625 --> 00:15:55.385
اگر چیزی را ذکر کنم، او
قبلاً در مورد آن می دانست.

258
00:15:56.225 --> 00:15:57.545
و سپس او به تو اجازه می دهد که تمام کنی،

259
00:15:57.745 --> 00:16:00.425
تا احساس کنید خبر بزرگی
را به اشتراک می گذارید.

260
00:16:00.625 --> 00:16:02.145
اما او از قبل همه چیز را می دانست.

261
00:16:03.745 --> 00:16:06.465
تاثیرگذار بود.

262
00:16:06.665 --> 00:16:08.785
او خیلی با استعداد بود.

263
00:16:14.145 --> 00:16:15.545
در آن زمان...

264
00:16:16.105 --> 00:16:18.345
چهره های زیبا در صنعت
موسیقی غالب بودند.

265
00:16:18.585 --> 00:16:20.905
موراندی، مال.

266
00:16:21.065 --> 00:16:22.905
از سوی دیگر، لوسیو اولین بازی خود را آغاز کرد

267
00:16:23.105 --> 00:16:25.545
زمانی که خواننده و ترانه سرا بزرگ بودند.

268
00:16:26.306 --> 00:16:28.266
وقتی آن نسل

269
00:16:28.986 --> 00:16:31.666
دیگر به زیبایی
خوانندگان اهمیت نمی دهد،

270
00:16:31.866 --> 00:16:33.546
یا آهنگ های جذاب

271
00:16:34.546 --> 00:16:37.746
اما خواننده ها چه
گفتند، حرف هایشان.

272
00:16:40.746 --> 00:16:43.146
از آنجایی که ما زیادیم، امروز عصر،

273
00:16:43.346 --> 00:16:47.066
من دوست دارم کاری انجام
دهم که به نظر کار درستی باشد.

274
00:16:48.226 --> 00:16:49.226
بیا با هم بخونیم

275
00:16:49.906 --> 00:16:51.506
بیا با هم بخونیم

276
00:16:51.706 --> 00:16:54.546
آهنگی که بسیار آسان
است، "Ithaca" نام دارد.

277
00:16:55.746 --> 00:16:57.386
من قصد دارم آن را برای شما توضیح دهم.

278
00:16:57.586 --> 00:16:59.866
باید با اولیس ارتباط برقرار کنی،

279
00:17:00.066 --> 00:17:02.266
قهرمانی که در مدرسه می خوانیم،

280
00:17:02.466 --> 00:17:04.306
اما شما باید با ملوانان او ارتباط برقرار کنید.

281
00:17:04.546 --> 00:17:06.746
که برای یک بار هم که شده
قهرمانان و قهرمانان داستان هستند.

282
00:17:06.946 --> 00:17:09.626
آنها تقریباً از نظر سیاسی با اولیس مخالفند.

283
00:17:09.826 --> 00:17:12.426
اولیس به عنوان یک دزد، یک کلاهبردار دیده می شود.

284
00:17:13.226 --> 00:17:15.067
آنها به او می گویند، "تو به دنیا سفر می کنی،

285
00:17:15.267 --> 00:17:16.867
شاهزاده خانم ها را در هر بندری پیدا کنید.

286
00:17:17.067 --> 00:17:18.627
اما چیزی برای ما وجود ندارد.

287
00:17:18.827 --> 00:17:20.307
شما در تخت بخوابید، ما هرگز نمی خوابیم.

288
00:17:20.507 --> 00:17:22.747
پسرت پسر پادشاه است و
اگر بمیری از گرسنگی نمیمیرد.

289
00:17:22.947 --> 00:17:25.987
اگر مثل همیشه بمیریم، با
تیر کشته شویم، غرق شویم،

290
00:17:26.187 --> 00:17:27.507
یا تبدیل به خوک،

291
00:17:27.747 --> 00:17:30.627
فرزندان ما از گرسنگی خواهند مرد
بنابراین، مانند یک توریست رفتار نکنید،

292
00:17:30.827 --> 00:17:31.627
و ما را به خانه ببر

293
00:17:31.827 --> 00:17:34.267
معنای این آهنگ جمعی همین است.

294
00:17:34.507 --> 00:17:37.027
<i>کاپیتان، سرنوشت شریف شما.</i>

295
00:17:37.547 --> 00:17:39.987
<i>از چشمان شما ساطع می شود.</i>

296
00:17:41.547 --> 00:17:43.707
<i>اما شما هرگز به ملوان فکر نمی کنید.</i>

297
00:17:44.547 --> 00:17:46.547
<i>که نه نان دارد و نه شراب.</i>

298
00:17:48.507 --> 00:17:50.307
<i>کاپیتان، شما همیشه پیدا کرده اید.</i>

299
00:17:50.947 --> 00:17:53.627
<i>دختران در هر بندری.</i>

300
00:17:54.827 --> 00:17:56.627
<i>با این حال هرگز مردی را که
پارو می زند در نظر نمی گیرید.</i>

301
00:17:57.707 --> 00:18:00.827
<i>همسرش که فکر می کند در دریا گم شده است.</i>

302
00:18:01.908 --> 00:18:07.908
<i>ایتاکا ایتاکا ایتاکا.</i>

303
00:18:08.348 --> 00:18:14.548
<i>اون تنها خونه منه</i>

304
00:18:14.828 --> 00:18:20.868
<i>ایتاکا ایتاکا ایتاکا.</i>

305
00:18:21.268 --> 00:18:27.788
<i>من می خواهم به خانه برگردم.</i>

306
00:18:28.428 --> 00:18:30.868
<i>از دریا.</i>

307
00:18:31.668 --> 00:18:34.028
<i>از دریا.</i>

308
00:18:34.908 --> 00:18:37.348
<i>از دریا.</i>

309
00:18:42.308 --> 00:18:45.348
اگر به آن فکر می کردم
هرگز باور نمی کردم

310
00:18:45.548 --> 00:18:49.148
که در نهایت به کسی
مثل لوسیو می رسم.

311
00:18:49.348 --> 00:18:50.669
میدونی اون بود...

312
00:18:51.549 --> 00:18:53.549
من افسانه را در او دیدم

313
00:18:53.829 --> 00:18:55.669
وقتی کسی نبود

314
00:18:57.349 --> 00:18:58.909
با همه سختی هایی که کشید

315
00:18:59.109 --> 00:19:03.469
او مردی استثنایی بود
زیرا خودساخته بود.

316
00:19:06.549 --> 00:19:08.269
<i>ما این پخش را قطع می کنیم.</i>

317
00:19:09.149 --> 00:19:10.349
<i>برای اعلام آن.</i>

318
00:19:15.949 --> 00:19:17.629
<i>در این شب آرامش</i>

319
00:19:20.549 --> 00:19:21.949
<i>و صلح و عشق.</i>

320
00:19:24.149 --> 00:19:25.949
<i>جسد یک مرد کشف شد.</i>

321
00:19:28.549 --> 00:19:29.549
<i>مرده.</i>

322
00:19:38.270 --> 00:19:39.270
<i>واقعا</i>

323
00:19:42.150 --> 00:19:43.390
<i>غیر معمول.</i>

324
00:19:46.150 --> 00:19:48.750
<i>چیز استثنایی چون</i>

325
00:19:49.750 --> 00:19:51.150
<i>بیست سال گذشته بود.</i>

326
00:19:54.350 --> 00:19:56.270
<i>در دنیای دلپذیر ما</i>

327
00:19:58.150 --> 00:19:59.150
<i>مال ما</i>

328
00:20:01.110 --> 00:20:02.230
<i>از آنجایی که یک مرد مرده بود.</i>

329
00:20:03.870 --> 00:20:05.030
<i>بدون اینکه جسدش پیدا شود.</i>

330
00:20:12.150 --> 00:20:13.510
<i>تیم های ما</i>

331
00:20:14.710 --> 00:20:15.710
<i>از خبرنگاران تلویزیون</i>

332
00:20:18.750 --> 00:20:20.350
<i>هواکش شد.</i>

333
00:20:23.550 --> 00:20:25.190
<i>در بخشی از منطقه پیمونته.</i>

334
00:20:28.351 --> 00:20:30.351
<i>در پای کوه، به طور طبیعی.</i>

335
00:20:31.471 --> 00:20:32.631
<i>مصاحبه کردند.</i>

336
00:20:38.551 --> 00:20:40.071
<i>کشاورز.</i>

337
00:20:40.951 --> 00:20:42.111
<i>چوپان.</i>

338
00:20:42.871 --> 00:20:44.271
<i>کارگر...</i>

339
00:20:45.631 --> 00:20:46.631
<i>به اختصار.</i>

340
00:20:47.951 --> 00:20:50.151
<i>مردی که جسد را پیدا کرد.</i>

341
00:20:50.351 --> 00:20:52.151
<i>لطفا پیشاپیش عذر خواهی کنید</i>

342
00:20:52.911 --> 00:20:54.231
<i>چقدر او احساساتی است.</i>

343
00:20:58.151 --> 00:21:02.031
<i>این اتفاق عجیب و غریب
واقعاً مرد را به هم ریخته است.</i>

344
00:21:02.711 --> 00:21:03.711
<i>با این حال.</i>

345
00:21:04.111 --> 00:21:05.231
<i>خبرنگار ما</i>

346
00:21:08.271 --> 00:21:12.671
<i>ما از او تشکر می کنیم که... کوتاه آمد.</i>

347
00:21:15.352 --> 00:21:16.352
<i>تعطیلات او</i>

348
00:21:17.072 --> 00:21:18.832
<i>کریسمس او با خانواده.</i>

349
00:21:20.952 --> 00:21:23.592
<i>پای کدو تنبل هنوز روی
چنگالش است، او به اینجا شتافت.</i>

350
00:21:24.312 --> 00:21:27.552
<i>برای مصاحبه با او</i>

351
00:21:36.999 --> 00:21:40.152
<i>"جسد با شاخه های پوشیده از
سنگ، پوشیده از خاک پنهان شده بود."</i>

352
00:21:41.232 --> 00:21:44.832
<i>"جسد با شاخه های پوشیده از
سنگ، پوشیده از خاک پنهان شده بود."</i>

353
00:21:47.112 --> 00:21:50.152
<i>"آن را شاخه های پوشیده از سنگ،
پوشیده از خاک پنهان کرده بود."</i>

354
00:21:52.032 --> 00:21:55.272
<i>"آن را شاخه های پوشیده از سنگ،
پوشیده از خاک پنهان کرده بود."</i>

355
00:21:57.632 --> 00:21:58.632
<i>''چشمها!''</i>

356
00:21:59.312 --> 00:22:00.312
<i>چشمها.</i>

357
00:22:01.353 --> 00:22:02.353
<i>چشمها.</i>

358
00:22:03.073 --> 00:22:04.913
<i>من چشم ها را ندیدم.</i>

359
00:22:06.753 --> 00:22:08.153
<i>آنها توسط شاخه ها پنهان شده بودند.</i>

360
00:22:08.353 --> 00:22:11.233
<i>از خاک سیاه شده بودند
مثل جنگل سبز بودند.</i>

361
00:22:11.753 --> 00:22:12.753
<i>موهای خود را.</i>

362
00:22:13.153 --> 00:22:13.953
<i>موهای خود را.</i>

363
00:22:14.153 --> 00:22:17.113
<i>نه، نمی توانستم موهایش را ببینم.</i>

364
00:22:17.753 --> 00:22:19.553
<i>موهایش از خون سرخ شده بود.</i>

365
00:22:19.753 --> 00:22:21.473
<i>پوشیده از گل و غبار.</i>

366
00:22:21.673 --> 00:22:23.393
<i>مثل پرهای پرندگان کنده شده.</i>

367
00:22:23.593 --> 00:22:24.833
<i>دهان.</i>

368
00:22:26.553 --> 00:22:28.673
<i>من نمی توانستم دهان را ببینم.</i>

369
00:22:30.353 --> 00:22:31.793
<i>پر از خاک بود.</i>

370
00:22:31.993 --> 00:22:33.633
<i>و پوشیده از شاخه و سنگ.</i>

371
00:22:33.833 --> 00:22:36.393
<i>و لب شکافته شد.  خیر</i>

372
00:22:38.153 --> 00:22:39.193
<i>دهان ساکت بود.</i>

373
00:22:53.554 --> 00:22:56.074
لوسیو دوست عزیزی داشت که متأسفانه

374
00:22:56.714 --> 00:22:59.034
لازم است اشاره کنم.

375
00:22:59.754 --> 00:23:03.434
او همیشه با رنزو کرمونینی بود.

376
00:23:03.674 --> 00:23:06.754
یک فرد بسیار لذت بخش

377
00:23:07.474 --> 00:23:10.754
در زندگی لوسیو بسیار مهم است.

378
00:23:11.354 --> 00:23:14.674
او در کنار دیگران تهیه کننده او بود.

379
00:23:14.874 --> 00:23:16.754
شما می دانید که در دنیای موسیقی چگونه است.

380
00:23:17.074 --> 00:23:19.434
یکی آهنگ میسازه و
تهیه کننده اون آهنگ میشه.

381
00:23:21.754 --> 00:23:25.154
باید در مورد کرمونینی
چیز بسیار مهمی بگویم.

382
00:23:25.354 --> 00:23:27.154
نمی دانم خیلی ها این را می دانند یا نه.

383
00:23:28.354 --> 00:23:32.074
او کسی است که روورسی
را به لوسیو معرفی کرد.

384
00:23:36.106 --> 00:23:37.106
متن آهنگ اورلاندو

385
00:23:37.355 --> 00:23:40.115
<i>اگر کوه ها همه با
غله کاشته می شدند.</i>

386
00:23:40.555 --> 00:23:43.235
<i>اگر دسته اسب ها
به دشت برمی گشتند.</i>

387
00:23:43.435 --> 00:23:46.155
<i>پرواز در میان گل ها و علف ها.</i>

388
00:23:46.755 --> 00:23:50.315
<i>همانطور که داستان های عاشقانه ام
را گفتم، هنوز بیست ساله خواهم بود.</i>

389
00:23:50.875 --> 00:23:54.275
<i>همانطور که غازها پرواز می کنند.</i>

390
00:23:56.755 --> 00:23:58.795
<i>اما برف روی دستانم می بارد.</i>

391
00:23:58.995 --> 00:24:00.595
<i>و اسب من در حال حاضر دور است.</i>

392
00:24:00.702 --> 00:24:02.915
<i>شب و مه در چشمانش است.</i>

393
00:24:03.115 --> 00:24:05.515
<i>سلاح من روی زانوهایم قرار دارد.</i>

394
00:24:05.715 --> 00:24:07.595
<i>تیر و کمان من استفاده نشده</i>

395
00:24:07.795 --> 00:24:10.755
<i>همانطور که غازها پرواز می کنند.</i>

396
00:24:13.435 --> 00:24:15.235
<i>جایی که رودخانه به دریا می رسد.</i>

397
00:24:15.755 --> 00:24:16.915
<i>آب مسابقه نور است.</i>

398
00:24:17.075 --> 00:24:19.555
<i>من را با یک لبخند غرق کن</i>

399
00:24:20.155 --> 00:24:21.955
<i>اگر کوه ها همه جنگل هستند.</i>

400
00:24:22.703 --> 00:24:26.676
<i>و کوچه هایی که توفان ها شلاق
زده اند، پروازم را متوقف خواهم کرد.</i>

401
00:24:29.956 --> 00:24:33.476
<i>می توانم داستان زندگی گذشته ام را بگویم.</i>

402
00:24:34.116 --> 00:24:35.676
<i>و می تواند منتظر شما باشد.</i>

403
00:24:36.156 --> 00:24:39.596
<i>همانطور که غازها پرواز می کنند.</i>

404
00:24:52.756 --> 00:24:55.076
روورسی اجتماعی نبود.

405
00:24:55.276 --> 00:24:57.556
او در خانه می ماند و
متن ترانه را می فرستاد.

406
00:24:57.796 --> 00:25:00.916
فکر می کنم او نمی خواست
در صنعت موسیقی شرکت کند.

407
00:25:01.676 --> 00:25:02.676
او بود...

408
00:25:04.076 --> 00:25:06.276
من می توانم او را مانند آن نوع توصیف کنم...

409
00:25:07.156 --> 00:25:10.356
زندگیش مغزش بود.
من همیشه این را گفته ام.

410
00:25:10.556 --> 00:25:12.076
او همه چیز را در آنجا داشت.

411
00:25:12.556 --> 00:25:15.037
او به زیبایی بیان می کرد.

412
00:25:15.428 --> 00:25:18.157
تا زمانی که در مورد پول
با او صحبت نکرده باشید.

413
00:25:19.717 --> 00:25:21.397
شما چند شعر به او پیشنهاد می کنید،

414
00:25:21.597 --> 00:25:26.637
''این آهنگ اینجاست، چه می‌شود
اگر شعر بنویسیم که همه بفهمند؟

415
00:25:26.837 --> 00:25:28.437
میدونی ما میتونستیم..."

416
00:25:28.637 --> 00:25:30.477
ابهام در اشعار؟

417
00:25:30.677 --> 00:25:32.597
روورسی به آن علاقه ندارد.

418
00:25:33.117 --> 00:25:36.357
از او می خواهید چند شعر
بنویسد، او آنها را می نوشت،

419
00:25:36.557 --> 00:25:38.157
و همین بود

420
00:25:38.357 --> 00:25:40.997
سپس این به شما بستگی داشت، از طریق موسیقی،

421
00:25:41.197 --> 00:25:43.037
تا آن را به یک شاهکار تبدیل کند.

422
00:25:43.957 --> 00:25:46.597
او تأثیر قوی بر من گذاشته است.

423
00:25:46.797 --> 00:25:47.477
با این حال،

424
00:25:47.677 --> 00:25:51.957
ما خیلی نزدیک نبودیم

425
00:25:52.157 --> 00:25:54.957
نزدیک بودن به روورسی کار آسانی نبود

426
00:25:55.157 --> 00:25:57.957
چون مرد کم حرفی بود

427
00:25:58.157 --> 00:26:01.037
خودش را نگه داشت، نمی
خواست مزاحم کسی شود.

428
00:26:01.238 --> 00:26:03.678
من اغلب او را می دیدم

429
00:26:04.278 --> 00:26:07.798
در یکی از خیابان های فرعی
Via Marconi در بولونیا،

430
00:26:08.318 --> 00:26:09.638
منتظر اتوبوس

431
00:26:09.838 --> 00:26:11.798
می ایستم و از او می پرسم

432
00:26:11.998 --> 00:26:16.478
روبرتو، جایی میری؟
میخوای برات رانندگی کنم؟"

433
00:26:16.718 --> 00:26:18.478
او همیشه مرا رد می کرد.

434
00:26:19.158 --> 00:26:21.678
همیشه با همسرش بود.

435
00:26:22.358 --> 00:26:24.198
او فردی بود...

436
00:26:24.398 --> 00:26:27.598
الان که در مورد او صحبت می کنم، احساس می کنم...

437
00:26:27.958 --> 00:26:28.958
دیگر وجود ندارد

438
00:26:29.558 --> 00:26:30.918
هر مردی مثل او

439
00:26:31.998 --> 00:26:36.878
روبرتو روورسی، شما در سال
1923 در بولونیا به دنیا آمدید.

440
00:26:37.198 --> 00:26:40.078
در مقایسه با شهر
دوران کودکی شما،

441
00:26:40.278 --> 00:26:42.638
چه چیزی در بولونیای
امروزی تغییر کرده است؟

442
00:26:42.838 --> 00:26:46.118
مطمئنا خیلی چیزها،
اما شما چه فکر می کنید

443
00:26:46.358 --> 00:26:49.999
چشمگیرترین تغییر است؟

444
00:26:50.199 --> 00:26:52.279
بولونیای کودکی من

445
00:26:52.439 --> 00:26:54.799
یک شهر روستایی بود،

446
00:26:55.119 --> 00:26:58.239
در رأس فرهنگ و جامعه روستایی.

447
00:26:58.959 --> 00:27:01.999
حالا این جامعه رفته است.

448
00:27:02.879 --> 00:27:05.639
در دهه 1950 در یک نسل کشی

449
00:27:05.799 --> 00:27:09.719
فرهنگی وحشتناک به سرعت ویران شد.

450
00:27:10.079 --> 00:27:12.199
و تعویض نشده است

451
00:27:12.439 --> 00:27:17.159
با هر چیزی به همان
اندازه کامل و محرک.

452
00:27:17.559 --> 00:27:18.959
بولونیای کودکی من

453
00:27:19.159 --> 00:27:24.439
صداها، بوها، صداهای
معمولی در حومه شهر داشت.

454
00:27:24.879 --> 00:27:28.079
بوهایی وجود داشت.
شما می توانید فصل های تجاری را دنبال کنید

455
00:27:28.319 --> 00:27:31.959
از طریق عطرهای موجود در هوا

456
00:27:32.159 --> 00:27:34.239
فصل کنف،

457
00:27:34.439 --> 00:27:36.359
برداشت انگور،

458
00:27:36.559 --> 00:27:37.880
زمانی که مردم

459
00:27:38.080 --> 00:27:40.480
کاستلاتا را ذخیره می کند،

460
00:27:40.680 --> 00:27:43.600
که مقدار مشخصی
انگور بود، در سرداب

461
00:27:43.800 --> 00:27:46.640
در بشکه مخصوصی که توسط
گاوها حمل می شد ذخیره می شد

462
00:27:46.960 --> 00:27:48.480
از روستا تا شهر

463
00:27:48.680 --> 00:27:50.960
حالا، آن پیوند

464
00:27:51.160 --> 00:27:54.560
با قلمرو، با بوها، رفته است.

465
00:27:54.760 --> 00:27:58.600
بولونیا به شهری عادی و
فراصنعتی تبدیل شده است.

466
00:27:58.800 --> 00:28:04.360
یا بهتر است، یک شهر
صنعتی کاملاً عصر ما.

467
00:28:07.160 --> 00:28:09.320
توبیا، روورسی برای لوسیو چه کسی بود؟

468
00:28:09.560 --> 00:28:10.840
روورسی همه چیز بود.

469
00:28:11.800 --> 00:28:14.760
به لطف همکاری او با روورسی،

470
00:28:15.640 --> 00:28:18.760
لوسیو یاد گرفت که آهنگ بنویسد.

471
00:28:19.280 --> 00:28:23.840
روبرتو عزیز، ساعت 4 صبح
است و من آلبوم را تمام کردم.

472
00:28:24.040 --> 00:28:25.641
تو همه چیز را به من آموختی:

473
00:28:25.841 --> 00:28:29.401
احترام و در عین حال قوی بودن

474
00:28:29.601 --> 00:28:34.041
روورسی روشنفکر خوبی بود.

475
00:28:34.561 --> 00:28:36.001
او فساد ناپذیر بود.

476
00:28:36.201 --> 00:28:37.441
او اعتقادات خود را داشت.

477
00:28:38.161 --> 00:28:40.721
درست یا غلط، قضاوت
در اختیار من نیست.

478
00:28:41.161 --> 00:28:42.601
من او را به خاطر این کار تحسین کردم.

479
00:28:43.321 --> 00:28:44.881
برای موقعیت هایش

480
00:28:45.561 --> 00:28:49.281
و چون کارها را برای
پول انجام نمی داد.

481
00:28:53.401 --> 00:28:54.121
Mille Miglia

482
00:28:54.321 --> 00:28:57.921
بزرگترین مسابقه جاده
آزاد تمام دوران بود.

483
00:28:58.121 --> 00:29:02.401
بین سال های 1927 تا
1957 در ایتالیا برگزار شد.

484
00:29:02.641 --> 00:29:05.641
Mille Miglia برای نشان دادن
مشروعیت خودروها متولد شد.

485
00:29:05.881 --> 00:29:08.401
این رسانه اصلی تبلیغاتی شد

486
00:29:08.641 --> 00:29:10.361
در یک فرآیند تحول

487
00:29:10.561 --> 00:29:13.362
که به سرعت واقعیت
کشور را تغییر داد.

488
00:29:13.562 --> 00:29:19.482
ایتالیا روستایی به طرز دردناکی هویت
اجتماعی و فرهنگی خود را از دست می داد.

489
00:29:49.682 --> 00:29:52.002
<i>آخرین ماشین ها باقی مانده است.</i>

490
00:29:52.362 --> 00:29:54.962
<i>قبل از درخشش سحر.</i>

491
00:29:55.562 --> 00:29:58.162
<i>هوای پر از گرد و غبار و
سوزاندن لاستیک از لاستیک ها.</i>

492
00:29:58.762 --> 00:30:00.842
<i>تمام ایتالیا بیدار است.</i>

493
00:30:10.563 --> 00:30:13.203
<i>در بولونیا، آرکانجلی پیشتاز است.</i>

494
00:30:13.563 --> 00:30:18.203
<i>در رم، نوولاری است.</i>

495
00:30:20.643 --> 00:30:23.003
<i>ارکانگلی مشکل موتور دارد.</i>

496
00:30:23.683 --> 00:30:28.363
<i>و در پشت موانع،
جمعیت وحشی می شود.</i>

497
00:30:28.563 --> 00:30:31.323
آلفاها در رم در جایگاه
اول و دوم قرار دارند.

498
00:30:31.523 --> 00:30:34.003
<i>در ترنی سوخت گیری می کنند.</i>

499
00:30:34.203 --> 00:30:37.243
<i>ورزی نوولا را در رده دوم ترک می کند.</i>

500
00:30:37.483 --> 00:30:40.243
<i>گرد و غبار در هوا بسیار غلیظ است.</i>

501
00:30:40.443 --> 00:30:43.203
<i>شما به سختی می توانید مسابقه وحشیانه را تشخیص دهید.</i>

502
00:30:43.643 --> 00:30:45.843
<i>بیش از Radicofani شبیه رعد و برق است.</i>

503
00:30:46.483 --> 00:30:49.164
<i>در تالارهای یک قلعه باستانی.</i>

504
00:30:49.924 --> 00:30:52.444
<i>سیصد منحنی و مرگ
نزدیک به نظر می رسد.</i>

505
00:30:52.684 --> 00:30:55.564
<i>با بوی سوخت و سوزاندن لاستیک ها.</i>

506
00:30:56.484 --> 00:30:59.684
راه را باز کنید.

507
00:31:04.924 --> 00:31:07.484
<i>در گذر دوم جاده بولونیا.</i>

508
00:31:07.804 --> 00:31:12.204
<i>آلفای ورزی همچنان در پیش است.</i>

509
00:31:14.644 --> 00:31:17.484
<i>اما نوولاری خشن پشت
سر او تیراندازی می کند.</i>

510
00:31:17.684 --> 00:31:22.124
<i>چراغ هایش را روشن می
کند تا از سر راهش خارج شود.</i>

511
00:31:25.164 --> 00:31:27.524
<i>اکنون نوولا از برد خود لذت می برد.</i>

512
00:31:27.964 --> 00:31:30.644
<i>با ورزی خیره کننده شماره دو.</i>

513
00:31:30.844 --> 00:31:33.124
<i>Arcangeli و Campari هر دو عقب نشینی کردند.</i>

514
00:31:33.844 --> 00:31:37.205
<i>همه قهرمانان مشهور در سراسر جهان.</i>

515
00:31:54.285 --> 00:31:56.005
در رم، جمعیت منتظر است

516
00:31:56.205 --> 00:31:58.805
در حالی که نبرد برای
پیروزی در شرف شروع است.

517
00:31:59.245 --> 00:32:01.765
یعنی اینگرید برگمن
منتظر روسلینی است.

518
00:32:21.605 --> 00:32:23.845
<i>این یک مسابقه حماسی بود.</i>

519
00:32:26.166 --> 00:32:28.606
<i>Mille Miglia در سال 1947.</i>

520
00:32:29.606 --> 00:32:31.726
<i>بالای سرسبز آمبریا.</i>

521
00:32:31.926 --> 00:32:34.846
<i>قفسه سینه گسو از عشق کثیف است.</i>

522
00:32:35.086 --> 00:32:37.166
<i>خشن ترین بود</i>

523
00:32:38.166 --> 00:32:40.366
<i>تپنده ترین قلب</i>

524
00:32:40.566 --> 00:32:45.646
<i>قسمتی سمفونی، قسمتی مصلوب شدن.</i>

525
00:32:46.366 --> 00:32:48.686
<i>یک ماجراجویی وحشیانه در باران و ترس.</i>

526
00:32:48.886 --> 00:32:53.406
<i>یک قتل عام واقعی، یک آیین باستانی.</i>

527
00:32:53.846 --> 00:32:58.406
<i>خانه ها و خرابه ها، طوفان وحشی.</i>

528
00:32:59.566 --> 00:33:03.326
<i>نوولاری، تو ابر سیاهی.</i>

529
00:33:05.646 --> 00:33:07.406
<i>در یک آسمان صاف.</i>

530
00:33:07.766 --> 00:33:10.286
<i>ویرانگر بهار.</i>

531
00:33:10.686 --> 00:33:16.367
<i>همانطور که چکش خود را با
سرنوشت چالش برانگیز می چرخانید.</i>

532
00:33:16.687 --> 00:33:18.247
<i>اما اگر مرگ باشد شما دنبال آن هستید.</i>

533
00:33:18.847 --> 00:33:21.207
<i>این شما نیستید که خواهید مرد.</i>

534
00:33:21.407 --> 00:33:22.927
<i>مرد پرنده مانتووا.</i>

535
00:33:24.367 --> 00:33:26.367
<i>سفید داغ از سرعت.</i>

536
00:33:27.007 --> 00:33:28.927
<i>رانندگی با سیسیتالیا 1100</i>

537
00:33:29.127 --> 00:33:31.767
<i>مهم نیست که زنده می شود یا می میرد.</i>

538
00:33:31.967 --> 00:33:36.847
<i>شما یک باستر کیتون کوچک هستید
که برای پیروزی مسابقه می دهد.</i>

539
00:33:37.087 --> 00:33:41.847
<i>درختان مانند دومینو سقوط کردند
که ماشین ها در حال پرواز بودند.</i>

540
00:33:42.967 --> 00:33:44.887
<i>تمام فشار خون
ایتالیا از طریق سقف.</i>

541
00:33:45.087 --> 00:33:47.647
<i>همانطور که قهرمانان
بلافاصله وارد میدان شدند.</i>

542
00:33:47.847 --> 00:33:53.567
<i>مانند رعد و برق
بسیار سریع برای دیدن.</i>

543
00:33:55.167 --> 00:33:59.367
<i>نوولاری، تو الان ابر سفیدی.</i>

544
00:34:01.368 --> 00:34:05.648
<i>ویرانگر چشمه در آسمان بکر.</i>

545
00:34:06.168 --> 00:34:11.688
<i>سرپیچی آشکار از سرنوشت.</i>

546
00:34:12.168 --> 00:34:13.968
<i>اما اگر مرگ باشد شما دنبال آن هستید.</i>

547
00:34:14.328 --> 00:34:16.528
<i>این شما نیستید که خواهید مرد.</i>

548
00:34:16.728 --> 00:34:18.368
<i>در ماشین باز</i>

549
00:34:20.288 --> 00:34:22.088
<i>مثل یک دلفین زوبین.</i>

550
00:34:22.968 --> 00:34:25.128
<i>فرمان از روی روکش
ساییده شده است.</i>

551
00:34:25.568 --> 00:34:27.728
<i>او از طریق بولونیا پرواز می کند.</i>

552
00:34:28.168 --> 00:34:30.128
<i>مثل بادهای خاموش.</i>

553
00:34:30.368 --> 00:34:33.168
<i>جمعیت نفس خود را حبس می کند.</i>

554
00:34:33.408 --> 00:34:37.528
<i>نوولاری و کارنا
در برشا دوم شدند.</i>

555
00:34:37.728 --> 00:34:40.808
<i>دو دقیقه عقب تر از
Biondetti که اول می شود.</i>

556
00:34:41.008 --> 00:34:43.688
<i>کثیف مثل سگ</i>

557
00:34:43.888 --> 00:34:45.688
<i>سرعت برهنه.</i>

558
00:34:46.328 --> 00:34:49.569
<i>مانند یک تیر از دره پو.</i>

559
00:35:24.569 --> 00:35:27.329
توبیا، دلت برای چی
بیشتر از لوسیو تنگ شده؟

560
00:35:27.609 --> 00:35:28.609
همه چيز.

561
00:35:29.089 --> 00:35:31.769
دلم برای کسی که به اشتراک گذاشتم تنگ شده

562
00:35:32.129 --> 00:35:36.890
چهل و شش سال از زندگی من با.

563
00:35:37.970 --> 00:35:39.970
خیلی لذت بردم

564
00:35:41.170 --> 00:35:43.970
شاید از طریق او دریافت کردم

565
00:35:44.170 --> 00:35:47.570
بیشتر از چیزی که لیاقت داشتم

566
00:35:49.570 --> 00:35:51.650
زندگی همینه.

567
00:36:14.370 --> 00:36:17.570
امروز، استفانو عزیز،
روز خوبی برای من است.

568
00:36:17.770 --> 00:36:19.930
زیرا به ندرت در زندگی ما،

569
00:36:20.130 --> 00:36:23.170
من و تو با هم غذا خورده ایم.

570
00:36:23.370 --> 00:36:25.611
- هرگز فقط ما دو نفر.
- هرگز فقط ما دو نفر.

571
00:36:26.371 --> 00:36:27.371
من امدم اینجا

572
00:36:27.571 --> 00:36:32.051
زیرا شما تنها کسی هستید که می
توانید گذشته لوسیو را به یاد بیاورید

573
00:36:32.251 --> 00:36:33.691
حتی بهتر از من

574
00:36:35.771 --> 00:36:38.411
و این من را بسیار خوشحال می کند.

575
00:36:39.571 --> 00:36:42.691
زیرا من هرگز چیزی در
مورد "عنکبوت" نگفته ام.

576
00:36:42.891 --> 00:36:45.971
- نه، اینطور نیست.
- چه کسی به او لقب "عنکبوت" داده است؟

577
00:36:46.491 --> 00:36:48.051
- من کردم.
- چرا؟

578
00:36:48.491 --> 00:36:53.971
اما او نام من را به "Bonkers" تغییر داد.

579
00:36:54.171 --> 00:36:55.731
- یادمه
- چون برای لوسیو،

580
00:36:55.931 --> 00:36:59.131
اگر کارهای معمولی انجام
می دهید، دیوانه هستید.

581
00:36:59.891 --> 00:37:02.011
و بنابراین او من را "Bonkers" نامید.

582
00:37:02.211 --> 00:37:04.331
- چرا بهش می گفتی "عنکبوت"؟
- و من گفتم،

583
00:37:04.531 --> 00:37:05.691
"تو یک عنکبوت هستی".

584
00:37:06.171 --> 00:37:07.171
چرا؟

585
00:37:07.371 --> 00:37:09.691
چون کوچک و پرمو بود.

586
00:37:14.772 --> 00:37:16.532
آیا او را خوش تیپ یافتید؟

587
00:37:17.172 --> 00:37:19.652
خب این حرف من نیست.

588
00:37:20.052 --> 00:37:22.132
- او عادی بود.
- منظورت از "عادی" چیه؟

589
00:37:22.332 --> 00:37:23.972
- متشکرم.
- لذت بردن.

590
00:37:24.172 --> 00:37:25.972
یک چت خوب و مقداری پاستا.

591
00:37:26.172 --> 00:37:28.252
منظورت از "عادی" چیه؟  او بود؟

592
00:37:28.374 --> 00:37:30.612
میدونی از بچگی قشنگ بود

593
00:37:31.172 --> 00:37:33.412
وقتی 7 یا 8 ساله بود خیلی بامزه بود.

594
00:37:33.972 --> 00:37:36.212
او در موزیکال بازی می کرد،

595
00:37:36.412 --> 00:37:37.812
- او آواز می خواند.
- در لا ریبالتا.

596
00:37:38.172 --> 00:37:40.052
او آواز می خواند و همه دخترها را داشت.

597
00:37:40.252 --> 00:37:41.852
او مانند یک گاوباز لباس می پوشید.

598
00:37:42.052 --> 00:37:44.652
من کوچکتر بودم و
مادرم مرا به آنجا می برد.

599
00:37:44.852 --> 00:37:48.332
بچه که بودم خیلی به لباس
هایش حسودی می کردم.

600
00:37:48.812 --> 00:37:50.612
او با دخترها آواز می خواند.

601
00:37:51.452 --> 00:37:53.652
بعد با گذشت زمان زشت تر شد.

602
00:37:54.172 --> 00:37:55.972
آنقدر که مادرش، آیول

603
00:37:56.172 --> 00:37:57.452
می گفت، "لوسیو،

604
00:37:57.652 --> 00:38:01.853
لوسیو، اگر بروی 500 لیره
به تو می دهم.  تو خیلی زشتی''.

605
00:38:02.053 --> 00:38:04.213
- نه!
- این چیزی است که او می گوید.

606
00:38:04.413 --> 00:38:08.773
موضوع این است که استفانو، ما می توانیم این را بگوییم

607
00:38:08.973 --> 00:38:10.533
بلوغ به او خیانت کرد

608
00:38:10.893 --> 00:38:12.053
همین است.

609
00:38:12.573 --> 00:38:13.573
این درست است.

610
00:38:13.693 --> 00:38:16.173
برای من، لوسیو...

611
00:38:16.533 --> 00:38:18.293
او زشت نبود، جالب بود.

612
00:38:19.373 --> 00:38:22.053
او به مرور زمان بسیار زیبا شد.

613
00:38:22.373 --> 00:38:23.941
در ابتدا او بی استایل بود.

614
00:38:24.573 --> 00:38:25.573
برت پوشیدن.

615
00:38:25.773 --> 00:38:28.933
بعد، دوره ای دنبال شد که
او طاس بود و اهمیتی نمی داد.

616
00:38:29.373 --> 00:38:32.213
یک روز او را با مو دیدم
و فکر کردم تقلبی است.

617
00:38:32.413 --> 00:38:34.093
گفتم: «از مغازه خریدی؟»

618
00:38:34.293 --> 00:38:36.533
گفت: «چی؟!  رفتم پیش Cesare Ragazzi.

619
00:38:37.173 --> 00:38:38.533
هزینه گزافی داشت!»

620
00:38:39.293 --> 00:38:43.053
در سال‌های اخیر، او حتی با
پوشیدن جلیقه زیباتر شده بود.

621
00:38:43.253 --> 00:38:44.613
همه لباس پوشیده

622
00:38:44.813 --> 00:38:46.733
- آره.
- او به تدریج...

623
00:38:46.933 --> 00:38:48.173
او بود...

624
00:38:48.374 --> 00:38:49.374
با این حال...

625
00:38:50.574 --> 00:38:52.294
این بخشی از زندگی است.

626
00:38:52.494 --> 00:38:54.454
یکی انتخاب میکنه

627
00:38:54.974 --> 00:38:55.974
و...

628
00:38:56.574 --> 00:38:58.174
او کمی شیک بود.

629
00:38:58.374 --> 00:38:59.374
توبیا...

630
00:39:00.974 --> 00:39:04.174
شما مرا می خندانید زیرا
سعی می کنید عاقلانه رفتار کنید.

631
00:39:05.374 --> 00:39:06.734
آنچه آموخته ام،

632
00:39:06.934 --> 00:39:11.734
از نظر تجربه زندگی،
از جوانی با لوسیو

633
00:39:11.934 --> 00:39:16.494
توجه به تمام ناهنجاری
های جهان است.

634
00:39:16.694 --> 00:39:18.734
از چیزها گرفته تا مردم.

635
00:39:19.574 --> 00:39:21.414
چجوری بذارمش...

636
00:39:21.614 --> 00:39:26.534
عشق به زندگی در تمام
اشکال آن که نادر است.

637
00:39:26.734 --> 00:39:30.254
بدون هیچ گونه تعصب
یا بازداری اولیه.

638
00:39:30.454 --> 00:39:31.894
او...

639
00:39:32.094 --> 00:39:35.574
چگونه می توانم آن را...
او اجازه می دهد زندگی او را سیل.

640
00:39:36.415 --> 00:39:41.015
و چیزی که ممکن است شبیه
یک رویکرد منفعل به نظر برسد

641
00:39:41.215 --> 00:39:44.255
به طور متناقض، به
توانایی پس دادن تبدیل شد

642
00:39:44.455 --> 00:39:47.935
از طریق آهنگ هایش
و شیوه زندگی اش...

643
00:39:48.135 --> 00:39:50.375
- درست.
-... به طور تصادفی

644
00:39:50.575 --> 00:39:52.615
بدون برنامه ریزی

645
00:39:52.815 --> 00:39:56.935
به نوعی، لوسیو
همیشه درگیر مسائل بود.

646
00:39:57.135 --> 00:39:58.135
ولی...

647
00:39:59.175 --> 00:40:00.175
گذشته از همه اینها...

648
00:40:01.055 --> 00:40:02.855
لوسیو آشغال بود.

649
00:40:03.575 --> 00:40:05.295
او فقط نمی دانست.

650
00:40:05.495 --> 00:40:07.655
او نمی دانست که او آشغال است.

651
00:40:08.215 --> 00:40:10.215
او مجذوب شده بود

652
00:40:11.215 --> 00:40:12.895
توسط افراد خاصی

653
00:40:13.975 --> 00:40:16.455
- و شناخت لوسیو...
- این چیزی است که من می گویم.

654
00:40:16.655 --> 00:40:18.895
- او به راحتی اغوا شد.
-... تکان دهنده بود.

655
00:40:19.095 --> 00:40:22.655
لوسیو اغوا شد و سپس یک اغواگر شد

656
00:40:22.855 --> 00:40:25.896
اما در ابتدا فریفته
زندگی و مردم بود.

657
00:40:26.096 --> 00:40:29.656
و او آنها را رتبه بندی نمی کند.
سلسله مراتبی وجود نداشت.

658
00:40:29.856 --> 00:40:32.336
آخرین زندگی پست او را جذب می کرد

659
00:40:32.536 --> 00:40:35.896
حتی بیشتر از اولین نفر
از خوش شانس ترین ها.

660
00:40:36.096 --> 00:40:38.456
با این حال، او به سختی
با آنها معاشرت می کرد.

661
00:40:40.136 --> 00:40:41.936
- او به سختی با آنها رفت و آمد می کرد.
- با کی؟

662
00:40:42.256 --> 00:40:43.696
با اون مردم

663
00:40:43.936 --> 00:40:45.096
زندگی پست؟

664
00:40:45.936 --> 00:40:47.496
خوب، من نمی دانم چگونه آنها را صدا کنم.

665
00:40:47.696 --> 00:40:52.216
او واقعاً علاقه زیادی به کارهای
عجیب و غریب داشت، مشاغل آجیل.

666
00:40:52.776 --> 00:40:53.856
برای افراد منحصر به فرد...

667
00:40:54.056 --> 00:40:56.376
برای شما هم  تو
عادی نیستی میدونی

668
00:40:57.616 --> 00:40:59.136
راستی شما فرزند هنرمند هستید؟

669
00:40:59.336 --> 00:41:01.256
نه این نیست.  قطعا نه.

670
00:41:01.456 --> 00:41:02.656
مادرم خیاطی بود.

671
00:41:03.056 --> 00:41:05.096
پدرم مدیریت یک مرکز تیراندازی
اسکیت را بر عهده داشت

672
00:41:05.296 --> 00:41:06.376
و نفت معامله کرد.

673
00:41:06.576 --> 00:41:07.856
او به عنوان یک تیرانداز هنرمند بود

674
00:41:08.056 --> 00:41:09.616
و مادرم به عنوان خیاط.

675
00:41:10.576 --> 00:41:12.897
درست است که شما
یک کودک اعجوبه بودید؟

676
00:41:13.097 --> 00:41:15.297
درست است.  من یک کودک اعجوبه بودم.

677
00:41:15.497 --> 00:41:17.497
وقتی 3 سالم بود آواز
می خواندم و می رقصیدم.

678
00:41:17.697 --> 00:41:19.697
ترفندهای جادویی انجام می دادم

679
00:41:19.897 --> 00:41:21.897
و من نقش یک کودک
اعجوبه را بازی می کردم.

680
00:41:22.097 --> 00:41:24.097
زمانی که 15 ساله بودم،
به دلایل واضحی ترک کردم

681
00:41:24.297 --> 00:41:26.297
من دیگر نه کودک
بودم و نه اعجوبه.

682
00:41:26.497 --> 00:41:28.937
چه خاطراتی از اولین
حضورتان دارید؟

683
00:41:29.377 --> 00:41:32.257
خاطرات من خوشایند هستند زیرا

684
00:41:32.977 --> 00:41:35.377
طعم لذیذ شکست وجود داشت.

685
00:41:35.777 --> 00:41:36.537
لذت بردم

686
00:41:36.737 --> 00:41:39.417
تو دوست من بودی و هستی  یادت هست

687
00:41:39.617 --> 00:41:43.617
من کمترین نقش آفرینی و
منفورترین هنرمندی بودم.

688
00:41:44.177 --> 00:41:45.177
کمترین فهمیده

689
00:41:45.377 --> 00:41:48.297
با فرض اینکه چیزی برای درک
وجود داشت که وجود نداشت.

690
00:41:48.497 --> 00:41:50.937
هیکل من با بقیه فرق داشت.

691
00:41:51.377 --> 00:41:54.017
من موهای بلندی داشتم و خیلی بزرگتر بودم.

692
00:41:54.217 --> 00:41:55.417
من خیلی کوتاهتر بودم

693
00:41:55.617 --> 00:41:57.657
پارسال حتی قدم بلندتر شد.

694
00:41:57.977 --> 00:42:00.097
من کاملا متفاوت بودم.

695
00:42:00.298 --> 00:42:02.138
از آن سالها چه چیزی به من می چسبد

696
00:42:02.778 --> 00:42:04.858
ورطه بین من و مردم است.

697
00:42:05.058 --> 00:42:07.898
درهای زیادی به روی صورتم بسته شد.

698
00:42:08.098 --> 00:42:10.338
اما من از دودکش وارد
می شدم، از تلویزیون،

699
00:42:10.538 --> 00:42:13.218
و آنها نمی توانستند من را
ببینند و به من گوش ندهند.

700
00:42:13.418 --> 00:42:15.778
مثل ارتکاب خشونت عاطفی بود.

701
00:42:16.178 --> 00:42:16.978
من عاشق کارم هستم.

702
00:42:17.178 --> 00:42:20.018
من آن را دوست داشتم و هنوز
هم دوست دارم، به دلایل جدی تر،

703
00:42:20.218 --> 00:42:21.218
یا به همان اندازه جدی
است، اما در آن زمان این کار

704
00:42:21.258 --> 00:42:23.578
را انجام دادم زیرا احساس
می کردم طرد شده بودم.

705
00:42:26.178 --> 00:42:28.178
<i>خورشید بر فراز کوه ها طلوع می کند.</i>

706
00:42:29.898 --> 00:42:33.578
<i>و من به میلانو رسیده ام.</i>

707
00:42:36.178 --> 00:42:39.698
<i>شهر فراوانی و معجزات مدونا.</i>

708
00:42:39.898 --> 00:42:41.618
<i>خورشید بر فراز کوه ها غروب می کند</i>

709
00:42:41.818 --> 00:42:45.458
<i>من به سختی قدرت نگاه
کردن به دستانم را دارم.</i>

710
00:42:46.978 --> 00:42:50.499
<i>خورشید بر فراز کوه ها طلوع می کند.</i>

711
00:42:51.259 --> 00:42:55.859
<i>من در حومه شهر شکار می شوم.</i>

712
00:42:58.179 --> 00:42:59.899
<i>خورشید در آب فرو می رود.</i>

713
00:43:00.099 --> 00:43:01.859
<i>اگر فقط یک قدیس به من کمک کند</i>

714
00:43:02.059 --> 00:43:06.819
<i>من در نهایت به یک غار پرتاب می شوم.</i>

715
00:43:09.179 --> 00:43:12.099
<i>خورشید بر فراز کوه ها طلوع می کند.</i>

716
00:43:12.299 --> 00:43:17.779
<i>خنجر به سینه من مانده تا بمیرم.</i>

717
00:43:20.219 --> 00:43:23.179
<i>کارگر بیچاره، چوپان
بیچاره، کشاورز فقیر.</i>

718
00:43:23.379 --> 00:43:24.899
<i>خورشید بر فراز کوه ها طلوع می کند.</i>

719
00:43:25.979 --> 00:43:30.579
<i>و من مرده و دفن شده ام.</i>

720
00:43:33.379 --> 00:43:35.579
<i>خورشید بر فراز کوه ها طلوع می کند.</i>

721
00:43:36.580 --> 00:43:41.900
<i>مرد دیگری قبلاً شغل
من را گرفته است.</i>

722
00:44:26.381 --> 00:44:30.261
ملاقات او با روورسی
یک تجلی متقابل بود.

723
00:44:30.901 --> 00:44:33.501
لوسیو عاشق روورسی
شد، نه عاشقانه،

724
00:44:33.701 --> 00:44:34.861
و روورسی با لوسیو،

725
00:44:35.061 --> 00:44:38.461
زیرا او آن نشاط خلاقانه
آنی را در او احساس کرد.

726
00:44:38.661 --> 00:44:43.501
این واقعاً نوعی همزیستی
بین یک نویسنده روشنفکر بود

727
00:44:44.061 --> 00:44:46.581
و یک فرد واقعا با استعداد

728
00:44:46.781 --> 00:44:49.741
اگر فکر می کنید که لوسیو
نمی توانست موسیقی را بخواند.

729
00:44:51.581 --> 00:44:54.021
او بدون دانستن
موسیقی جاز می نواخت.

730
00:44:54.381 --> 00:44:55.901
پیانو اجاره کرد

731
00:44:56.101 --> 00:44:58.141
و در عرض یک هفته می توانست
هر چیزی را در C بازی کند.

732
00:44:58.192 --> 00:45:01.021
از طرفی شکل کلمات را پیدا کرد

733
00:45:01.221 --> 00:45:02.741
برای موسیقی اش

734
00:45:03.261 --> 00:45:04.541
و این یک دوره بود...

735
00:45:04.861 --> 00:45:07.981
لوسیو و روورسی در آن
زمان چندان موفق نبودند.

736
00:45:08.181 --> 00:45:10.021
آنها در تئاتر موفق بودند.

737
00:45:10.221 --> 00:45:13.262
او برای امضای قرارداد با RCA تلاش کرده بود.

738
00:45:13.462 --> 00:45:17.422
روورسی هرگز لوسیو را
در کنسرت هایش دنبال نکرد.

739
00:45:17.622 --> 00:45:18.622
خیر

740
00:45:19.382 --> 00:45:22.902
این واقعاً یک هدیه بود بدون اینکه
انتظاری در عوض داشته باشید.

741
00:45:23.142 --> 00:45:24.302
این مبادله نبود

742
00:45:24.502 --> 00:45:29.582
تلفیقی از استعدادها بود.

743
00:45:30.382 --> 00:45:31.182
از دور.

744
00:45:31.382 --> 00:45:32.902
آن هم همینطور.

745
00:45:33.102 --> 00:45:34.542
<i>ساعت هشت شب است.</i>

746
00:45:35.502 --> 00:45:38.502
<i>هنگامی که اولین پرچم قرمز ظاهر می شود.</i>

747
00:45:38.702 --> 00:45:41.182
<i>بالای دیوارهای کارخانه فیات.</i>

748
00:45:49.902 --> 00:45:52.942
<i>سپتامبر جدید در
سپتامبر قدیم وجود دارد.</i>

749
00:45:53.142 --> 00:45:55.102
<i>و از هم می پاشد و تمام
زندگی را با خود می برد.</i>

750
00:45:55.302 --> 00:45:57.302
<i>دردی کهن که از بین نمی رود.</i>

751
00:46:01.903 --> 00:46:07.943
<i>در جنوا، میلان و تورین یک
کلید سرنوشت را باز می کند.</i>

752
00:46:13.703 --> 00:46:15.343
<i>ساعت نه شب است.</i>

753
00:46:16.463 --> 00:46:19.383
<i>هنگامی که پرچم قرمز دوم ظاهر می شود.</i>

754
00:46:19.583 --> 00:46:22.103
<i>بالای دیوارهای کارخانه فیات.</i>

755
00:46:30.503 --> 00:46:31.943
<i>مردم خیابان ها را سیل کرده اند.</i>

756
00:46:32.103 --> 00:46:34.263
<i>آنها نمی خواهند منتظر بمانند.</i>

757
00:46:34.463 --> 00:46:35.783
<i>مردم خسته شده اند.</i>

758
00:46:35.983 --> 00:46:37.703
<i>حوصله حرف زدن ندارند.</i>

759
00:46:42.703 --> 00:46:45.223
<i>خشم قدیمی روز را شکسته است.</i>

760
00:46:45.423 --> 00:46:49.264
<i>و وحشتناک و منظم رشد می کند.</i>

761
00:46:54.384 --> 00:46:56.064
<i>ساعت ده شب است.</i>

762
00:46:57.064 --> 00:47:00.304
<i>هنگامی که چهارمین پرچم قرمز ظاهر می شود.</i>

763
00:47:00.504 --> 00:47:02.704
<i>بالای دیوارهای کارخانه فیات.</i>

764
00:47:04.104 --> 00:47:05.824
- بی حوصله بودی؟
- من بودم.

765
00:47:06.024 --> 00:47:07.984
در ابتدا من بودم.  دلم میخواست گریه کنم

766
00:47:08.660 --> 00:47:12.064
همه این ماشین آلات سنگین جمع شده است.

767
00:47:12.264 --> 00:47:14.744
و آن صدای کر کننده

768
00:47:14.944 --> 00:47:17.184
در اولین روزهای حضورم در اینجا،

769
00:47:17.384 --> 00:47:20.344
در چنین محیط بزرگی
احساس ناراحتی می کردم.

770
00:47:20.544 --> 00:47:21.744
با این حال...

771
00:47:22.704 --> 00:47:26.504
در واقع، من به ترک فیات فکر کردم.

772
00:47:26.704 --> 00:47:29.584
- و شما؟
- من در یک صنعت بسیار کوچک کار کرده بودم

773
00:47:29.643 --> 00:47:30.864
فقط با سه کارگر

774
00:47:31.064 --> 00:47:33.624
من از روستا آمدم،

775
00:47:33.824 --> 00:47:36.345
و رسیدن به این محیط بزرگ

776
00:47:36.545 --> 00:47:38.225
باعث شد احساس ناراحتی کنم

777
00:47:38.745 --> 00:47:40.505
با این حال، در مدت زمان کوتاهی،

778
00:47:41.025 --> 00:47:44.305
با تشکر از شوخی
های کوچک همکارانم،

779
00:47:44.745 --> 00:47:47.785
مسخره بازی معمول بود، ما

780
00:47:47.906 --> 00:47:50.945
آنها را "شوخی ارتش" نامیدیم،

781
00:47:51.345 --> 00:47:56.745
و به نوعی با محیط سازگار شدم.

782
00:47:56.945 --> 00:47:58.785
بدتر از اونی بود که فکر میکردی؟

783
00:47:58.985 --> 00:48:00.545
نه بهتر و نه بدتر.

784
00:48:01.065 --> 00:48:02.105
فقط متفاوت.

785
00:48:21.585 --> 00:48:24.706
جدی تر بود،

786
00:48:25.266 --> 00:48:29.506
شیرین تر، باوقارتر،

787
00:48:30.026 --> 00:48:32.306
آدم زیباتر از اون مرد؟

788
00:48:32.506 --> 00:48:34.586
من بسیار مجذوب روورسی شدم.

789
00:48:35.186 --> 00:48:38.826
چون او مرد صادقی بود.

790
00:48:39.386 --> 00:48:40.826
و این نادر است.

791
00:48:41.186 --> 00:48:43.666
هر چه او می گفت،
چه دوست داشتی یا نه،

792
00:48:43.866 --> 00:48:46.786
نوعی صداقت و حقیقت بود.

793
00:48:46.986 --> 00:48:49.626
او در نوشتن و تفکر مهارت داشت.

794
00:48:49.826 --> 00:48:51.746
او در تفکر از اخلاق خودش پیروی کرد.

795
00:48:51.946 --> 00:48:52.946
او سبک خودش را داشت.

796
00:48:53.066 --> 00:48:55.546
چیزی که در مورد روورسی
شگفت انگیز است، سبک او است.

797
00:48:55.746 --> 00:48:56.826
لوسیو روح نداشت،

798
00:48:57.026 --> 00:48:58.106
سبک نداشت

799
00:48:58.306 --> 00:49:01.786
او تبدیل به روح همه افراد دیگر شده بود.

800
00:49:01.986 --> 00:49:03.266
او آنها را تصاحب می کرد.

801
00:49:03.466 --> 00:49:06.586
او نوعی پرنده شکاری مهربان بود.

802
00:49:07.226 --> 00:49:11.346
گفتم 30 قرارداد قطعی شده بود.

803
00:49:12.187 --> 00:49:13.747
روزی که،

804
00:49:14.387 --> 00:49:17.307
با دریافت چراغ سبز،

805
00:49:17.787 --> 00:49:19.947
من می توانستم اخبار را به مردم منتقل کنم.

806
00:49:20.147 --> 00:49:20.947
در حقیقت،

807
00:49:21.147 --> 00:49:24.867
من قرارداد را در 24 امضا کرده بودم،

808
00:49:25.067 --> 00:49:26.747
اما تا 30 ام

809
00:49:26.947 --> 00:49:31.507
من مجاز نبودم که
معامله را نهایی شده بدانم،

810
00:49:31.707 --> 00:49:34.707
چون هنوز پیام را از
طرابلس دریافت نکرده بودم

811
00:49:34.907 --> 00:49:37.547
نشان دادن چراغ سبز دولت لیبی

812
00:49:37.747 --> 00:49:41.467
<i>صبح بخیر، متشکرم، آقای آنیلی.</i>

813
00:49:41.987 --> 00:49:43.827
<i>من از منچستر گاردین هستم.</i>

814
00:49:44.387 --> 00:49:46.467
<i>وقت شما را تلف نمی کنم.</i>

815
00:49:48.067 --> 00:49:50.467
<i>این اولین سوال من است.</i>

816
00:49:51.587 --> 00:49:53.787
<i>چگونه این دایره را مربع می کنید؟</i>

817
00:49:54.587 --> 00:49:56.467
<i>شما می گویید تیلوریسم منسوخ شده است.</i>

818
00:49:57.787 --> 00:49:59.227
<i>اما بعد رای میرافیوری.</i>

819
00:49:59.427 --> 00:50:03.228
<i>و بار دیگر قطارها
را از مهاجران پر کنید.</i>

820
00:50:05.388 --> 00:50:07.588
<i>این یک گله گنجشک
نیست که شما رها می کنید.</i>

821
00:50:08.788 --> 00:50:10.668
<i>اما مهاجرتی از جنوب فقیر.</i>

822
00:50:11.988 --> 00:50:16.588
<i>جهش از فرصت برای
تمرکززدایی از تولید.</i>

823
00:50:30.788 --> 00:50:31.788
''شما می توانید داشته

824
00:50:32.397 --> 00:50:34.077
فشارهای تکنولوژیک...

825
00:50:34.585 --> 00:50:36.803
چیزی که شما هدف آن هستید

826
00:50:37.014 --> 00:50:40.598
که برای فناوری یک کشور
تلاش زیادی می کند.»

827
00:50:40.708 --> 00:50:42.828
<i>خیلی خوب، آقای آنیلی.</i>

828
00:50:43.388 --> 00:50:45.508
<i>انگلیسی شما بی عیب و نقص است.</i>

829
00:50:46.788 --> 00:50:48.589
<i>من به طور مقتضی به سخنان شما توجه کردم.</i>

830
00:50:49.869 --> 00:50:51.709
<i>از میان دندان های به هم فشرده ام.</i>

831
00:50:51.847 --> 00:50:53.909
واضح است که آنیلی...
بگذار تمام کنم.

832
00:50:53.935 --> 00:50:57.669
آنیلی از لحاظ اقتصادی و سیاسی

833
00:50:57.749 --> 00:50:59.749
و قذافی نیز به توافق رسیدند.

834
00:50:59.949 --> 00:51:02.869
اما من نمی خواهم در مورد قذافی صحبت کنم.

835
00:51:03.589 --> 00:51:06.709
معامله با در نظر گرفتن
سرمایه او انجام شد،

836
00:51:06.909 --> 00:51:10.549
در انحصار فیات

837
00:51:10.749 --> 00:51:15.229
اما از انحصار او فراتر نمی رود.

838
00:51:15.255 --> 00:51:18.509
طبقه کارگر به هیچ وجه
از آن بهره ای نخواهد برد.

839
00:51:22.669 --> 00:51:23.669
<i>تجارت کشاورزی.</i>

840
00:51:23.695 --> 00:51:26.269
<i>Alimont، پنج یا پنجاه.  وای</i>

841
00:51:27.589 --> 00:51:30.029
<i>بوتون، خدای خوب، ده
بون پایین آمد.  فرارسی.</i>

842
00:51:30.229 --> 00:51:32.629
<i>موتا، اریدانیا، زوچری
روما و چهل و پنج نفر دیگر.</i>

843
00:51:33.189 --> 00:51:37.430
<i>بخش سیمان: Eternit،
Italcementi، Unicem.</i>

844
00:51:38.150 --> 00:51:41.190
<i>نود پایین، سی تا، یازده تا بالا.</i>

845
00:51:42.620 --> 00:51:45.390
<i>املاک و مستغلات: Condotte
d'Acque، 9 افزایش یافته است.</i>

846
00:51:46.190 --> 00:51:49.590
<i>لو جیلاردینی، هفتاد و
نه ریسانامنتو، سی تا.</i>

847
00:51:49.830 --> 00:51:52.110
<i>Coge، Coge، Coge، هجده.</i>

848
00:51:52.510 --> 00:51:58.790
<i>سرتوسا شصت بنی
استابیلی تا بیست، تا بیست.</i>

849
00:52:02.910 --> 00:52:04.630
خبر فوری.

850
00:52:05.990 --> 00:52:06.790
به مدت 48 ساعت،

851
00:52:06.990 --> 00:52:09.590
مردی که به دلیل سقوط بازار
سهام عقل خود را از دست داد،

852
00:52:09.790 --> 00:52:11.910
بازار بورس میلان را به وحشت انداخت.

853
00:52:12.110 --> 00:52:15.150
دنباله بی امان او از
خرید و فروش دیوانه وار

854
00:52:15.350 --> 00:52:17.750
باعث سه کودتا در
آمریکای مرکزی شده است،

855
00:52:17.950 --> 00:52:19.990
خودکشی یک مقام عالی رتبه ژاپنی

856
00:52:20.190 --> 00:52:22.110
و ادغام شش خواهر از هفت خواهر

857
00:52:22.350 --> 00:52:23.951
در نظم سربسته ای جدید

858
00:53:27.093 --> 00:53:28.566
VITO OLD STARS

859
00:53:28.592 --> 00:53:32.232
توبیا، زمان هایی که لوسیو
شادترین بود را به خاطر می آورید؟

860
00:53:32.288 --> 00:53:35.672
وقتی لوسیو احساس می
کرد خوشحالی او را می دیدم

861
00:53:35.912 --> 00:53:38.512
از طریق آلبوم هایش محقق شد.

862
00:53:39.018 --> 00:53:42.498
وقتی او متقاعد شد و هیچ کس دیگر،

863
00:53:43.192 --> 00:53:45.392
که او یک شاهکار ساخته است،

864
00:53:45.592 --> 00:53:46.992
آن وقت بود که خیلی خوشحال بود.

865
00:53:47.192 --> 00:53:49.272
چگونه او خوشحالی را نشان می دهد؟

866
00:53:50.112 --> 00:53:51.792
او با دوستانش رفت و آمد می کرد،

867
00:53:51.992 --> 00:53:53.632
خندیدن و شوخی کردن

868
00:53:54.912 --> 00:53:56.632
او فقط خودش خواهد بود.

869
00:53:56.832 --> 00:53:57.832
و شما می دانید

870
00:53:58.032 --> 00:54:00.473
لوسیو وقتی می خواست
خیلی دوست داشتنی بود.

871
00:54:00.673 --> 00:54:01.993
- و خیلی زیاد.
- آره

872
00:54:02.193 --> 00:54:05.033
- علاوه بر این...
- یک چیز دیگر به یاد دارم

873
00:54:05.116 --> 00:54:06.600
این است که با ثروتمندتر شدن،

874
00:54:06.713 --> 00:54:07.833
فضای بیشتری را اشغال خواهد کرد.

875
00:54:07.913 --> 00:54:09.153
او املاک و مستغلات می خرید.

876
00:54:09.353 --> 00:54:10.633
او خانه خود را گسترش می دهد.

877
00:54:10.833 --> 00:54:13.673
او از Via D'Azeglio به Piazza
Dei Celestini گسترش یافت.

878
00:54:13.873 --> 00:54:17.833
خرید قطعات آپارتمان
باید هفت آپارتمان بوده باشد.

879
00:54:18.033 --> 00:54:19.713
او خانه ای در کوه اتنا خرید.

880
00:54:19.913 --> 00:54:23.233
- دو خانه در جزایر ترمیتی.
- آره.

881
00:54:23.433 --> 00:54:26.193
که او با قایق خود به
نام "بلغم" به آن می رسید

882
00:54:26.393 --> 00:54:31.233
پس از عشق او به
چیزهای ناخوشایند،

883
00:54:31.344 --> 00:54:33.633
به بوی بد، به
چیزهای منزجر کننده،

884
00:54:33.833 --> 00:54:36.353
برای مواد دفع شده

885
00:54:36.553 --> 00:54:41.473
در واقع، دستگاه مخابره داخلي او نام
دومنيکو اسپوتو را مانند تف نشان مي داد.

886
00:54:41.673 --> 00:54:45.793
او قهرمان جهان در تف کردن بود.

887
00:54:45.993 --> 00:54:47.273
او کارهای دیوانه وار انجام می داد.

888
00:54:47.474 --> 00:54:49.674
یک بار برای یک بازی
بسکتبال به کانتو رفتیم.

889
00:54:49.766 --> 00:54:52.714
مارزوراتی کاپیتان
تیم ملی ایتالیا

890
00:54:52.914 --> 00:54:57.674
لوسیو سه امتیاز 3 امتیازی
در وقت استراحت امتحان کرد.

891
00:54:57.874 --> 00:55:00.794
لوسیو اینطور به آنها شلیک کرد.
از بچگی بسکتبال بازی می کرد.

892
00:55:00.994 --> 00:55:02.834
به او لقب "تومبولینو" داده بودند.
او مکید.

893
00:55:02.941 --> 00:55:04.554
- او با دو دست شلیک می کرد.
- آره.

894
00:55:04.605 --> 00:55:08.074
- منظره وحشتناکی بود.
- اما او همیشه گل می زد.

895
00:55:08.274 --> 00:55:10.394
در مقابل 10000 نفر در کانتو

896
00:55:10.594 --> 00:55:12.994
او سه پرتاب 3 امتیازی زد.

897
00:55:13.194 --> 00:55:14.354
او مثل...

898
00:55:14.554 --> 00:55:15.554
بیایید این طور بیان
کنیم، بیایید یک کلمه

899
00:55:15.714 --> 00:55:18.914
در مورد لوسیو بگوییم:
همیشه شگفت انگیز.

900
00:55:19.114 --> 00:55:20.514
او هرگز تو را ترک نمی کرد...

901
00:55:20.914 --> 00:55:23.434
او هرگز انتظارات شما را برآورده نمی کند.

902
00:55:23.914 --> 00:55:25.554
تعجب همین است.

903
00:55:25.754 --> 00:55:27.434
او توقعات شما را به باد خواهد داد.

904
00:55:27.487 --> 00:55:29.914
تو انتظار چیزی را داشتی و
او کار دیگری انجام می داد.

905
00:55:29.963 --> 00:55:33.114
او غیرقابل پیش بینی بود.
او همیشه تغییر می کرد.

906
00:55:33.314 --> 00:55:34.354
این شانس او ​​بود.

907
00:55:34.554 --> 00:55:38.315
از نظر هنری، فیزیکی و شخصی.

908
00:55:38.515 --> 00:55:40.035
<i>صبح زود میری بیرون</i>

909
00:55:40.235 --> 00:55:41.515
<i>سرت با افکار در حال مسابقه است</i>

910
00:55:41.715 --> 00:55:43.395
<i>از ترافیک و روزنامه
ها دوری کنید.</i>

911
00:55:43.595 --> 00:55:46.795
<i>سپس با عجله به خانه برگرد،
بالاخره امروز همان دیروز است.</i>

912
00:55:48.315 --> 00:55:50.315
<i>بدون شادی</i>

913
00:55:50.345 --> 00:55:52.025
همراهان در آزادی

914
00:55:52.115 --> 00:55:54.155
<i>حتی در هواپیما یا قطار.</i>

915
00:55:54.355 --> 00:55:55.915
<i>یا روی یک صحنه روشن نقطه ای.</i>

916
00:55:56.115 --> 00:56:01.515
<i>شما در مقابل جمعیت از جلو تعظیم می کنید
و دستانشان را کف می زنید و تشویق می کنید.</i>

917
00:56:02.515 --> 00:56:04.395
<i>بدون شادی</i>

918
00:56:06.475 --> 00:56:08.275
<i>با هم در رختخواب اما هیچ آرامشی وجود ندارد.</i>

919
00:56:08.475 --> 00:56:10.275
<i>چیزی باقی نمانده که بتوانید فکر کنید.</i>

920
00:56:10.475 --> 00:56:12.115
<i>مجبور شده حتی به خودت آسیب بزنی</i>

921
00:56:12.315 --> 00:56:15.875
<i>فقط برای اینکه بتوانید با شیرینی ببخشید.</i>

922
00:56:16.795 --> 00:56:18.595
<i>و ادامه بده</i>

923
00:56:23.916 --> 00:56:25.516
<i>خوشحال.</i>

924
00:56:25.716 --> 00:56:27.956
<i>وانمود کنید که در سراسر جهان.</i>

925
00:56:28.156 --> 00:56:30.916
<i>افرادی هستند که
مشکلات مشابهی دارند.</i>

926
00:56:31.116 --> 00:56:34.076
<i>شبانه روزی را ترتیب دهید.</i>

927
00:56:34.556 --> 00:56:37.196
<i>برای افرادی که دیوانه
هستند و آنقدر باهوش نیستند.</i>

928
00:56:38.116 --> 00:56:41.236
<i>وانمود کنید که تمام
هدف این مسابقه است.</i>

929
00:56:41.436 --> 00:56:44.316
<i>برای رسیدن به
فینال بزرگ سالم است.</i>

930
00:56:45.116 --> 00:56:46.516
<i>در حالی که آندریا از قبل آماده است.</i>

931
00:56:46.716 --> 00:56:48.356
<i>با چماق و آرواره هایش مثل کوسه.</i>

932
00:56:49.316 --> 00:56:51.716
<i>از شما می خواهد که پرداخت کنید</i>

933
00:56:52.396 --> 00:56:54.916
<i>برای وعده های غذایی سرو
شده و به سختی خورده شده است.</i>

934
00:56:55.116 --> 00:56:59.316
<i>برای خواب قطع شده، به
خاطر مجبور شدن به دزدی.</i>

935
00:56:59.516 --> 00:57:00.716
<i>بخاطر کشته شدن</i>

936
00:57:00.916 --> 00:57:02.916
<i>پانزده بار در یک کوچه</i>

937
00:57:03.116 --> 00:57:06.876
<i>برای پانزده سال هر شب کریسمس.</i>

938
00:57:15.517 --> 00:57:18.957
برای آخرین آلبومت،
شعرش را هم نوشتی.

939
00:57:19.517 --> 00:57:21.357
و کاملاً خوب هستند.

940
00:57:21.637 --> 00:57:23.757
چرا قبلا این کار را نکردید؟

941
00:57:24.157 --> 00:57:30.677
من این کار را نکردم زیرا ترانه‌هایی را
که روورسی برای من نوشت ترجیح می‌دادم.

942
00:57:31.077 --> 00:57:34.477
این بار شعرهایم را نوشتم

943
00:57:34.677 --> 00:57:37.117
به خصوص به این دلیل که،
نه تنها من احساس نیاز کردم

944
00:57:37.317 --> 00:57:39.997
برای گفتن آنچه در درونم احساس می کردم،

945
00:57:40.357 --> 00:57:46.557
بلکه برای یافتن
دلیلی حتی عمیق تر

946
00:57:46.757 --> 00:57:48.437
برای ادامه این کار

947
00:57:48.637 --> 00:57:50.917
که از سال گذشته شروع
به خسته کردن من کرد.

948
00:57:51.917 --> 00:57:54.917
انجام کاری جدید به یافتن
معنی دوباره کمک کرد.

949
00:57:56.517 --> 00:58:02.158
<i>او از تراموا پیاده می شود و نزدیک
می شود و مامبوی کوچکی می رقصد.</i>

950
00:58:04.198 --> 00:58:10.518
<i>او احساس می کند باهوش و ناز
است، می گوید من با شما نمی مانم.</i>

951
00:58:11.518 --> 00:58:17.478
<i>قلب من کشتی شکسته است اما من
مرد هستم و می گویم تو آزاد هستی برو.</i>

952
00:58:18.838 --> 00:58:25.038
<i>لبخندت را با خودت ببر و
مرا رها کن تا آرامشم را کم کنم.</i>

953
00:58:26.118 --> 00:58:32.358
<i>پاره ها، باسن و
صورت مامبو را بردارید.</i>

954
00:58:33.503 --> 00:58:35.398
<i>و شادی ساختگی شما</i>

955
00:58:35.598 --> 00:58:39.398
<i>این می تواند حتی از
آخرین گریه شما لبخند بزند.</i>

956
00:58:40.678 --> 00:58:42.078
<i>شما، بله شما</i>

957
00:58:42.278 --> 00:58:46.278
<i>این شما هستید که هرگز احساس ترس نمی کنید.</i>

958
00:58:48.919 --> 00:58:54.239
<i>می خواهم برگردم و کمی
مطمئن ترت را پیدا کنم.</i>

959
00:58:58.079 --> 00:59:01.479
<i>ملکه مامبوی من</i>

960
00:59:01.679 --> 00:59:05.479
<i>فکر می کنم ترجیح می دهم کشتی شکسته بمانم.</i>

961
00:59:05.679 --> 00:59:08.919
<i>از اینکه دوباره در کنار من باشید</i>

962
00:59:09.319 --> 00:59:10.319
<i>شما.</i>

963
00:59:14.119 --> 00:59:15.119
<i>شما.</i>

964
00:59:42.440 --> 00:59:45.640
لوسیو چگونه آهنگ های خود را می ساخت؟
یادم هست دفترچه ای داشت.

965
00:59:45.840 --> 00:59:49.320
وقتی در شهر یا خانه بود،
شروع به نوشتن می کرد.

966
00:59:49.880 --> 00:59:51.160
موزیک بعدا میاد...

967
00:59:51.360 --> 00:59:52.920
- درست است، واقعی.
-... بیشتر اوقات.

968
00:59:53.200 --> 00:59:56.360
وقتی از من می پرسید که آیا آنها را دوست دارم یا نه،

969
00:59:56.720 --> 00:59:58.800
بحث در مورد آن خوب بود

970
00:59:59.000 --> 01:00:00.920
من اصلا خلاقیت ندارم

971
01:00:01.120 --> 01:00:05.640
بنابراین، من اینرسی مخاطب را نشان دادم،

972
01:00:05.840 --> 01:00:07.560
بدون توجه به اعتماد او به قضاوت من.

973
01:00:08.880 --> 01:00:10.800
وقتی کسی را اینقدر با استعداد پیدا کردی،

974
01:00:11.080 --> 01:00:12.760
این استعداد کمی خاص است.

975
01:00:12.960 --> 01:00:15.600
این فقط هوش یا حساسیت نیست.

976
01:00:16.080 --> 01:00:21.600
این توانایی انتقال این حساسیت
و هوش به دیگران است.

977
01:00:21.840 --> 01:00:23.401
لوسیو زیبا نوشت.

978
01:00:23.601 --> 01:00:26.521
دو آهنگ شبیه هم وجود ندارد.

979
01:00:26.761 --> 01:00:29.721
آنها تصاویر خارق العاده ای را
تداعی می کردند، به ندرت معمولی.

980
01:00:29.961 --> 01:00:30.961
به نحوی،

981
01:00:31.208 --> 01:00:37.128
لوسیو غریزه خلاقیت قوی تری
نسبت به میل به تفکر داشت، زیرا

982
01:00:37.321 --> 01:00:40.961
از بازتاب به نفع خود استفاده
می کرد.  او حیله گر بود.

983
01:00:41.401 --> 01:00:44.321
شما او را می شناسید، او هرگز تسلیم نمی شود،

984
01:00:44.561 --> 01:00:46.001
او همیشه باید حرف آخر را می زد.

985
01:00:46.201 --> 01:00:49.041
- با این حال، او به شما گوش می دهد.
- باشه، بگیم...

986
01:00:49.641 --> 01:00:52.721
او به شما گوش می داد زیرا... گوش کنید.

987
01:00:53.081 --> 01:00:54.881
دلیلش این نبود که شما دوست بودید،

988
01:00:55.314 --> 01:00:56.314
بود...

989
01:00:56.921 --> 01:00:59.201
اما چون به تو اعتماد
داشت  فرق دارد.

990
01:00:59.401 --> 01:01:02.481
وقتی شش ساله بودم با لوسیو آشنا شدم.

991
01:01:03.281 --> 01:01:07.401
میدونی نمیتونی از یه مادر
دیگه به ​​برادرت دروغ بگی.

992
01:01:09.401 --> 01:01:11.242
در واقع، وقتی به صورت من دروغ می گفت،

993
01:01:11.482 --> 01:01:13.802
او به خوبی می دانست که
من می دانستم دروغ است،

994
01:01:14.002 --> 01:01:15.522
اما من وانمود می کنم که همه چیز درست است.

995
01:01:15.842 --> 01:01:18.682
و همینطور در حین گفتن آن.
میدونست داره دروغ میگه

996
01:01:19.082 --> 01:01:20.762
اما او وانمود می کرد که نیست.

997
01:01:20.962 --> 01:01:22.802
او وانمود می کرد که دروغ را باور کردم.

998
01:01:24.242 --> 01:01:27.882
در روابط شخصی خود
به دنبال چه چیزی هستید؟

999
01:01:29.202 --> 01:01:31.602
در روابطم با دیگران به دنبال...

1000
01:01:32.322 --> 01:01:34.682
برای همه چیز.
یا حداقل به دنبال خیلی چیزها هستم.

1001
01:01:35.322 --> 01:01:38.842
گاهی، شاید کودکانه، سعی می
کنم خودم را در دیگران پیدا کنم.

1002
01:01:39.082 --> 01:01:42.362
این کاملا ترسناک است زیرا من
اغلب به دنبال افرادی مانند خودم هستم

1003
01:01:42.562 --> 01:01:43.722
و این منو میکشه

1004
01:01:44.442 --> 01:01:48.802
من خودم را در چیزی می
بینم که کاملاً با من متفاوت است.

1005
01:01:49.002 --> 01:01:52.122
اگر کسی را پیدا کردم که
کاملاً متفاوت از خودم باشد،

1006
01:01:52.962 --> 01:01:55.242
فردی که کاملاً مخالف من است

1007
01:01:55.482 --> 01:01:58.402
به تمام معنا، همچنین از نظر
فیزیکی، پس من جذب آنها خواهم شد.

1008
01:02:00.563 --> 01:02:01.843
چرا دروغ میگی؟

1009
01:02:03.963 --> 01:02:04.963
چی؟!

1010
01:02:07.683 --> 01:02:09.603
<i>برای بیش از صد سال.</i>

1011
01:02:10.803 --> 01:02:12.203
<i>در پارک لونا</i>

1012
01:02:15.283 --> 01:02:17.123
<i>سانی پسر می رسد.</i>

1013
01:02:17.483 --> 01:02:20.723
<i>با اسب های نقاشی شده و فالگیر.</i>

1014
01:02:23.043 --> 01:02:26.043
<i>با دندان های فلزی اش</i>

1015
01:02:26.723 --> 01:02:28.483
<i>چشمان سیاه.</i>

1016
01:02:30.683 --> 01:02:36.243
<i>اسکن اسرار آسمان.</i>

1017
01:02:42.923 --> 01:02:47.644
<i>او در فرارا به دنیا آمد، نه،
او را روی دیوار پیدا کردند.</i>

1018
01:02:50.119 --> 01:02:51.251
اگر صادقانه می گویید بزن

1019
01:02:51.277 --> 01:02:55.444
<i>او پر از نشانه است، ماهیچه
هایش زیر پوستش موج می زند.</i>

1020
01:02:57.764 --> 01:03:03.764
<i>سانی بوی بر روی بازوهای خود
نقشه ای از ستاره ها کشیده است.</i>

1021
01:03:04.002 --> 01:03:10.404
<i>و هر شب سوار بر اسبش
برای ارواح گمشده شکار می کند.</i>

1022
01:03:11.204 --> 01:03:15.564
<i>من هم به عنوان یک پسر بچه
بارها درخواست کمک کردم.</i>

1023
01:03:17.884 --> 01:03:20.684
<i>چند بار گم شدم</i>

1024
01:03:21.604 --> 01:03:25.444
<i>چند بار افتادم و گریه کردم.</i>

1025
01:03:25.724 --> 01:03:30.884
<i>با تماشای ستاره
ها سعی کردم بفهمم.</i>

1026
01:03:33.444 --> 01:03:40.765
<i>چگونه در دنیای بزرگسالان زندگی
کنیم اما نترسید، از مردن بترسید.</i>

1027
01:03:41.005 --> 01:03:46.245
<i>مثل کولی که روی دیوار نشسته است.</i>

1028
01:03:48.205 --> 01:03:53.845
<i>چشمان تربیت شده به آینده</i>

1029
01:03:58.885 --> 01:04:00.205
آیا تا به حال از لوسیو دزدی کرده اید؟

1030
01:04:00.365 --> 01:04:01.045
- من؟
- آره.

1031
01:04:01.202 --> 01:04:03.525
اگر منظور شما این است...

1032
01:04:03.551 --> 01:04:04.805
معنی آن چیست؟

1033
01:04:05.045 --> 01:04:07.718
گفتم آیا تا به حال پول دزدی کرده ای؟

1034
01:04:07.885 --> 01:04:12.525
برای دزدی از لوسیو،
باید یک پرنده زودرس باشی.

1035
01:04:12.965 --> 01:04:15.485
شما او را خوب می شناسید، آسان نبود.

1036
01:04:15.885 --> 01:04:19.765
او تنها هنرمندی بود
که از همه چیز آگاه بود.

1037
01:04:20.205 --> 01:04:22.365
- او همه چیز را در مورد همه می دانست.
- او قاتل بود.

1038
01:04:22.413 --> 01:04:26.878
با من نه.  او فاکتورهای من را پاره می کرد.

1039
01:04:27.046 --> 01:04:29.046
برای یک هنرمند و باید بگویم

1040
01:04:29.246 --> 01:04:31.126
اینجوری زیاد نیست

1041
01:04:31.406 --> 01:04:34.366
چنان که بسیاری گمراه شده اند،

1042
01:04:34.566 --> 01:04:36.686
یا از روی جهل یا عدم صداقت.

1043
01:04:36.886 --> 01:04:38.086
او چطور؟

1044
01:04:38.341 --> 01:04:39.366
او نه.

1045
01:04:39.566 --> 01:04:40.686
لوسیو همه چیز را می دانست.

1046
01:04:40.872 --> 01:04:43.566
می دانید، همه لوسیو و دوستان شما

1047
01:04:44.046 --> 01:04:48.726
بگو که لوسیو با داشتن تو
خوش شانس تر از داشتن او بود.

1048
01:04:49.366 --> 01:04:52.246
این به من نیست که بگویم،
اما خوشحالم که این را گفتی.

1049
01:04:52.446 --> 01:04:54.006
وقتی از من خواستند برای لوسیو کار کنم،

1050
01:04:54.246 --> 01:04:56.926
با تشکر از شما که به
عنوان حامی من عمل کردید،

1051
01:04:57.166 --> 01:05:01.646
می توانم بگویم سال های زیادی که با
لوسیو گذراندم سال های خوشی بود.

1052
01:05:02.126 --> 01:05:03.406
بنابراین، لوسیو به شما ایمان داشت

1053
01:05:03.566 --> 01:05:05.006
- و تو به لوسیو اعتقاد داشتی.
- آره.

1054
01:05:14.647 --> 01:05:16.287
به چی اعتقاد داری؟

1055
01:05:17.327 --> 01:05:18.967
من به انسانیت ایمان دارم.

1056
01:05:19.447 --> 01:05:22.167
در امکان کاملاً...

1057
01:05:23.887 --> 01:05:25.887
من به عشق اعتقاد دارم.

1058
01:05:26.087 --> 01:05:27.167
در عشق مطلق

1059
01:05:27.327 --> 01:05:30.287
من به امکان رستگاری
خود ایمان دارم.

1060
01:05:30.527 --> 01:05:33.527
من معتقدم هیچ کس نباید قضاوت شود.

1061
01:05:34.167 --> 01:05:37.927
اساساً به این دلیل که من یک
مسیحی هستم و به خدا ایمان دارم.

1062
01:05:39.127 --> 01:05:41.047
با وجود تناقضات فراوان.

1063
01:05:41.487 --> 01:05:42.727
آیا شما یک خوش بین هستید؟

1064
01:05:43.487 --> 01:05:44.887
من مومن هستم.

1065
01:05:45.527 --> 01:05:51.127
مؤمن می تواند بدبین هم باشد.

1066
01:05:51.527 --> 01:05:53.567
اما من بدبین نیستم.

1067
01:05:54.127 --> 01:05:56.807
من هرگز از جهانی
بدون اضطراب نمی خوانم.

1068
01:05:57.047 --> 01:06:03.728
<i>رقص بالرینو، تمام شب و صبح.</i>

1069
01:06:04.088 --> 01:06:05.528
<i>از رقصیدن دست بر ندار.</i>

1070
01:06:08.528 --> 01:06:11.248
<i>روی میزی که بین دو کوه چیده شده</i>

1071
01:06:11.768 --> 01:06:16.808
<i>روی امواج اقیانوس برقص،
من به تماشای تو خواهم آمد.</i>

1072
01:06:23.808 --> 01:06:26.688
<i>با دستانت آسمان را بگیر</i>

1073
01:06:27.208 --> 01:06:30.728
<i>و بالاتر از هواپیماها پرواز کنید.</i>

1074
01:06:30.928 --> 01:06:32.288
<i>هیچگاه توقف نکن.</i>

1075
01:06:35.368 --> 01:06:38.528
<i>چند سال یا شاید چند روز باقی مانده است.</i>

1076
01:06:38.688 --> 01:06:41.288
<i>همه با عجله یکی یکی می ایستند.</i>

1077
01:06:41.528 --> 01:06:43.568
<i>هیچ کس هرگز برنمی گردد.</i>

1078
01:06:50.649 --> 01:06:57.089
<i>برقص، نترس شب تاریک و سرد است.</i>

1079
01:06:57.689 --> 01:07:01.249
<i>به تپانچه ای که نشانه
می گیرید فکر نکنید.</i>

1080
01:07:01.489 --> 01:07:04.289
<i>در نور هزار نخ سیگار و ماه برقص.</i>

1081
01:07:04.649 --> 01:07:06.609
<i>که در روز بر شما می درخشد.</i>

1082
01:07:06.889 --> 01:07:08.649
<i>رقص رمز و راز.</i>

1083
01:07:10.009 --> 01:07:16.329
<i>از این دنیایی که تمام آنچه
دیروز حقیقت بود را می سوزاند.</i>

1084
01:07:16.729 --> 01:07:21.289
<i>به من بگو راست می
گویم فردا درست نمی شود.</i>

1085
01:07:21.721 --> 01:07:27.849
<i>قطار پالرمو-فرانکفورت
را با دست خالی متوقف کنید.</i>

1086
01:07:28.929 --> 01:07:35.090
<i>دیدن پسری پشت پنجره بنا
به دلایلی مرا تکان می دهد.</i>

1087
01:07:36.490 --> 01:07:39.890
<i>چشمانی سبز که شبیه شیشه است.</i>

1088
01:07:40.770 --> 01:07:46.730
<i>آن قطار را متوقف
کنید و آن را بچرخانید.</i>

1089
01:08:08.370 --> 01:08:10.330
آنها بارگیری می شوند، اجازه دهید عبور کنند.

1090
01:08:10.570 --> 01:08:11.610
خوب بخشنده

1091
01:08:12.490 --> 01:08:14.050
اجازه دهید آنها عبور کنند.

1092
01:08:15.010 --> 01:08:16.010
آقای رئیس جمهور

1093
01:08:16.770 --> 01:08:18.770
- آقای رئیس جمهور، شاید...
- آنها بارگیری شده اند.

1094
01:08:19.130 --> 01:08:20.650
اجازه دهید آنها را از طریق.

1095
01:08:55.051 --> 01:08:58.571
بولونیا  ایستگاه مرکزی.
2 آگوست 1980.10:25 صبح.

1096
01:08:58.891 --> 01:09:02.771
انفجار یک بمب در چمدان 85 نفر
را کشت و 200 نفر را مجروح کرد.

1097
01:09:03.051 --> 01:09:08.051
این بدترین حمله تروریستی در تاریخ
ایتالیا پس از جنگ جهانی دوم است.

1098
01:09:15.591 --> 01:09:19.052
ما گفتگو را از سر می گیریم،

1099
01:09:19.852 --> 01:09:22.012
پرداخت بدهی خود به لوسیو دالا.

1100
01:09:22.114 --> 01:09:26.412
اشکالی نداره، سال دیگه میتونم جمعش کنم.

1101
01:09:26.612 --> 01:09:29.012
میخواستم بپرسم چون
به آهنگ علاقه دارم...

1102
01:09:29.252 --> 01:09:30.252
آهنگ...

1103
01:09:30.452 --> 01:09:32.812
گفتمان در مورد موشک های اروپایی

1104
01:09:33.052 --> 01:09:35.332
کراکسی، شما می گویید

1105
01:09:35.732 --> 01:09:39.092
اروپا همیشه به روی اتحاد
جماهیر شوروی باز بوده است

1106
01:09:39.332 --> 01:09:42.852
از نظر اعتبار مالی

1107
01:09:43.092 --> 01:09:44.732
و همچنین از نظر دیالوگ.

1108
01:09:45.012 --> 01:09:48.772
بنابراین، چرا شوروی
چنین سیستم های

1109
01:09:48.932 --> 01:09:54.172
تهاجمی یا دفاعی پیچیده
ای را آماده می کند؟

1110
01:09:54.492 --> 01:09:58.092
تو یکی از آهنگام گفتم

1111
01:09:58.533 --> 01:10:00.573
روس ها و آمریکایی
ها دقیقاً یکسان هستند.

1112
01:10:01.053 --> 01:10:05.213
من معتقدم چیز بزرگتری در خطر است

1113
01:10:05.613 --> 01:10:06.773
که تحلیل آن سخت تر است

1114
01:10:07.013 --> 01:10:09.733
مخصوصاً وقتی صحبت از مردم باشد.

1115
01:10:10.053 --> 01:10:11.973
مردم چگونه می توانند

1116
01:10:13.133 --> 01:10:15.053
در سیسیل، یا در امیلیا
رومانیا، یا در لمباردی

1117
01:10:15.253 --> 01:10:18.613
به نصب موشک
«بله» یا «نه» بگویید؟

1118
01:10:18.813 --> 01:10:21.853
آیا آن موشک ها علیه ما
هستند یا شخص دیگری؟

1119
01:10:22.453 --> 01:10:27.973
ما در ابتدا به فرصت بازسازی
روابط اشاره کرده بودیم

1120
01:10:28.173 --> 01:10:29.973
در چپ ایتالیا...

1121
01:10:30.173 --> 01:10:31.853
برای یافتن نقطه مشترک...

1122
01:10:32.093 --> 01:10:35.693
من یک سیاستمدار نیستم.
من یک سرگرمی هستم که معتقدم...

1123
01:10:35.893 --> 01:10:37.653
...اروپا در حال حاضر با
موشک پراکنده شده است.

1124
01:10:37.933 --> 01:10:40.773
اجازه کانالیزه سیاسی
مخالفان را نمی دهد...

1125
01:10:40.973 --> 01:10:45.013
...سخنرانی مبسوط
از فیلسوف لوپورینی...

1126
01:10:45.253 --> 01:10:46.493
«نه» ما به موشک‌های اروپایی شامل

1127
01:10:46.614 --> 01:10:49.294
موشک‌هایی از شرق و غرب می‌شود.

1128
01:10:49.454 --> 01:10:52.454
<i>قلب شما آهسته تر می تپد، آرام آرام.</i>

1129
01:10:52.654 --> 01:10:54.414
<i>سیائو، چطوری؟</i>

1130
01:10:55.934 --> 01:10:57.774
<i>الان قلبت رو حس میکنم</i>

1131
01:10:57.934 --> 01:11:01.534
<i>چشمانت را به این زیبایی ندیده بودم</i>

1132
01:11:03.534 --> 01:11:06.774
<i>اما حالا روی نگرد، من هنوز
می خواهم تو را تماشا کنم.</i>

1133
01:11:07.014 --> 01:11:08.934
<i>سر خود را نچرخانید.</i>

1134
01:11:09.534 --> 01:11:11.814
<i>دستانت کجاست</i>

1135
01:11:13.694 --> 01:11:17.014
<i>صبر کنیم تا دوباره روشن شود</i>

1136
01:11:18.294 --> 01:11:20.574
<i>تا زمانی که صدایی را بشنویم.</i>

1137
01:11:21.254 --> 01:11:23.974
<i>بدون ترس صبر کنیم</i>

1138
01:11:24.894 --> 01:11:25.894
<i>برای فردا.</i>

1139
01:11:40.175 --> 01:11:44.495
به نظر من، لوسیو اکنون که
مرده است، بیشتر دوستش دارند

1140
01:11:44.815 --> 01:11:47.455
نسبت به زمانی که زنده
بود  اجازه دهید صادقانه باشد.

1141
01:11:47.775 --> 01:11:49.455
کاملا عجیب است.

1142
01:11:49.815 --> 01:11:54.735
تحسین شدیدی برای لوسیو

1143
01:11:54.975 --> 01:11:57.335
پس از سال ها حاشیه نشینی

1144
01:11:58.095 --> 01:12:00.815
اما این نیز مشروع است زیرا...

1145
01:12:01.575 --> 01:12:02.869
شاید من زیاده روی
کنم، اما اگر آهنگ

1146
01:12:02.895 --> 01:12:06.295
های لوسیو 50 سال
بعد خوانده شوند،

1147
01:12:06.535 --> 01:12:08.815
به این دلیل است که آنها هنوز کار می کنند.

1148
01:12:09.415 --> 01:12:10.895
و درست است که

1149
01:12:13.055 --> 01:12:17.455
به ندرت کسی را می شناسم
که لوسیو را ملاقات کند،

1150
01:12:18.095 --> 01:12:19.815
که مجذوب او نشد

1151
01:12:20.015 --> 01:12:22.135
افرادی از صنعت موسیقی،

1152
01:12:23.096 --> 01:12:26.896
و همچنین عموم مردم.
او چنین تأثیر قوی داشت.

1153
01:12:27.136 --> 01:12:31.456
به اصطلاح، او
هرگز یکسان نمی ماند.

1154
01:12:31.896 --> 01:12:35.256
او مانند یک آتش بازی ابدی بود.

1155
01:12:39.656 --> 01:12:41.616
دلمان برایش تنگ شده اما...

1156
01:12:42.176 --> 01:12:45.576
بلافاصله پس از مرگ
لوسیو، می دانید که

1157
01:12:45.752 --> 01:12:47.953
ما هرگز یک کلمه در
مورد لوسیو نگفته ایم،

1158
01:12:48.176 --> 01:12:50.896
ما در حال حاضر آن را انجام می دهیم، استثنایی.

1159
01:12:52.096 --> 01:12:55.536
موراندی گفت که انتظار دارد
لوسیو از آمریکای جنوبی بازگردد

1160
01:12:55.736 --> 01:12:58.736
گفت: "شوخی کردم،
بچه ها، من نمرده ام".

1161
01:12:59.256 --> 01:13:00.896
مطمئناً در میان ما دوستان از

1162
01:13:00.966 --> 01:13:03.456
لوسیو در زمان حال صحبت می کنیم.

1163
01:13:03.656 --> 01:13:05.096
ما نمی توانیم...

1164
01:13:05.296 --> 01:13:09.056
عجیب اینکه حضور او به
نوعی فراتر از زمان است.

1165
01:13:09.816 --> 01:13:13.297
فقط این نیست که آهنگ
ها می مانند، بدن می رود.

1166
01:13:13.577 --> 01:13:16.257
جسدش هم هنوز اینجاست

1167
01:13:16.497 --> 01:13:17.657
صدای او.

1168
01:13:17.977 --> 01:13:19.297
تحولات او

1169
01:13:20.137 --> 01:13:21.137
اون اینجاست.

1170
01:13:32.217 --> 01:13:33.497
کجا میری؟

1171
01:13:36.177 --> 01:13:37.177
دارم میرم.

1172
01:13:37.537 --> 01:13:38.817
دارم میرم.  دارم می آیم.

1173
01:13:39.737 --> 01:13:42.817
در نهایت، مانند یک قهرمان.

1174
01:13:44.377 --> 01:13:46.377
- چرا میروی؟
- معمولا

1175
01:13:47.057 --> 01:13:48.937
چون نوشته شده است.  سرنوشت من است.

1176
01:13:49.417 --> 01:13:52.137
همیشه یک رفتن یا بازگشت وجود دارد.

1177
01:13:52.377 --> 01:13:54.617
بزرگترین قهرمانان این کار را در
زندگی روزمره خود انجام می دهند.

1178
01:13:54.937 --> 01:13:58.017
برای من ترک بولونیا
گاهی اوقات دردناک است.

1179
01:13:58.458 --> 01:14:00.778
مثل یک برش.
در بعضی مواقع تسکین دهنده است.

1180
01:14:01.778 --> 01:14:03.498
من بولونیا را دوست دارم و آن را دوست ندارم.

1181
01:14:03.778 --> 01:14:07.458
ترک معانی می‌گیرد که
می‌تواند آزاردهنده باشد.

1182
01:14:07.618 --> 01:14:10.418
رفتن خوب است و حتی
بهتر است که برگردی.

1183
01:14:10.858 --> 01:14:15.218
من دوست دارم یک حس
متین و احساسی به من بدهم

1184
01:14:15.418 --> 01:14:16.978
به هر خروج و هر بازگشت.

1185
01:14:17.618 --> 01:14:20.018
ساسی، من می توانم.
احساساتی، نه چندان.

1186
01:14:22.258 --> 01:14:23.258
لوسیو!

1187
01:14:24.978 --> 01:14:28.538
برای لوسیو

