WEBVTT

﻿1
00:00:02.000 --> 00:00:07.000
دانلود شده از YTS.MX

2
00:00:08.000 --> 00:00:13.000
سایت رسمی فیلم YIFY: YTS.MX

3
00:00:30.296 --> 00:00:31.831
- من دوست دارم در مرکز صحنه باشم

4
00:00:33.299 --> 00:00:34.667
گرفتن بخش های بزرگ

5
00:00:34.701 --> 00:00:38.505
من علاقه ای به
شایسته بودن ندارم،

6
00:00:38.538 --> 00:00:40.774
من علاقه ای به فضیلت بودن و

7
00:00:40.807 --> 00:00:43.610
ایستادن در آنجا برای
خیر شرکت ندارم.

8
00:00:43.643 --> 00:00:45.545
من به سادگی به
آن علاقه ای ندارم.

9
00:00:45.578 --> 00:00:47.147
این راهی است که من ساخته شده ام.

10
00:00:47.180 --> 00:00:50.283
فکر می کنم این
خودخواهی بزرگ من است.

11
00:00:50.316 --> 00:00:52.452
من علاقه ای به
این همه تجربه ندارم،

12
00:00:52.485 --> 00:00:56.322
و همه ما از کارگردان
اطاعت می کنیم.

13
00:00:56.356 --> 00:00:57.457
من می گویم، بولوک.

14
00:00:58.858 --> 00:01:01.461
- در سال 1991 در سکوت بره ها

15
00:01:01.494 --> 00:01:02.662
توسط جاناتان دمی،

16
00:01:02.695 --> 00:01:05.732
آنتونی هاپکینز با بازی در
نقش یک روانپزشک آدمخوار که

17
00:01:05.765 --> 00:01:09.803
در قفس زندانی شده است، به
موفقیت جهانی دست می یابد.

18
00:01:09.836 --> 00:01:14.574
معروف ترین قاتل زنجیره
ای تمام دوران هانیبال لکتر.

19
00:01:14.607 --> 00:01:15.842
با وجود اینکه او در طول فیلم

20
00:01:15.875 --> 00:01:17.911
تنها 20 دقیقه روی پرده بود،

21
00:01:17.944 --> 00:01:20.613
کافی است او را در سن 60

22
00:01:20.647 --> 00:01:22.449
سالگی به قله هالیوود برسانیم،

23
00:01:22.482 --> 00:01:24.617
و پس از بیش از 30 سال بازیگری.

24
00:01:25.752 --> 00:01:27.587
بزرگ‌ترین کارگردان‌ها بر
سر او دعوا می‌کنند، مانند

25
00:01:27.620 --> 00:01:31.191
فرانسیس فورد کاپولا که او
را در دراکولا انتخاب می‌کند.

26
00:01:31.224 --> 00:01:32.425
- عمل!

27
00:01:34.561 --> 00:01:36.162
- مینا!

28
00:01:37.464 --> 00:01:39.265
- قضیه خیلی سریع اتفاق می افتد.

29
00:01:39.299 --> 00:01:40.500
- آره.
- شما با آنها مقابله می کنید،

30
00:01:40.533 --> 00:01:41.801
به شما حمله می کنند،

31
00:01:41.835 --> 00:01:43.336
ون هلسینگ شما را به
چالش می کشد، شما بیانیه

32
00:01:43.369 --> 00:01:46.239
غیرعادی خود را بیان
می کنید و سپس می روید.

33
00:01:46.272 --> 00:01:47.841
- حتی استیون
اسپیلبرگ او را می خواهد

34
00:01:47.874 --> 00:01:51.177
برای ایفای نقش رئیس
جمهور ایالات متحده در آمیستاد.

35
00:01:51.211 --> 00:01:52.445
- آره

36
00:01:52.479 --> 00:01:53.613
- و تو با منشیت پایین می آیی.

37
00:01:53.646 --> 00:01:54.881
این چیزی بود، می
توانید آن را امتحان کنید.

38
00:01:54.914 --> 00:01:56.549
اما اینجا مکان بهتری است.

39
00:01:56.583 --> 00:01:57.851
- خوب
- پس اول این کار را می کنیم.

40
00:01:57.884 --> 00:01:58.518
- و آیا خانه ژنرال را دیده اید؟

41
00:01:58.551 --> 00:01:59.853
- نه

42
00:01:59.886 --> 00:02:01.387
- بیا اینجا، چون این
را دوست خواهی داشت.

43
00:02:01.421 --> 00:02:03.923
- سال 92 برای او نقطه عطفی است.

44
00:02:03.957 --> 00:02:07.360
علاوه بر تبدیل شدن به
بازیگر مورد علاقه جیمز

45
00:02:07.393 --> 00:02:09.429
آیوری، سالی است که او به
عنوان بازیگر شناخته می شود

46
00:02:09.462 --> 00:02:11.464
یکی از بهترین
بازیگران تمام دوران

47
00:02:11.498 --> 00:02:14.601
برای نقش نمادین
خود در سکوت بره ها.

48
00:02:15.702 --> 00:02:18.671
- و اسکار به آنتونی
هاپکینز می رسد

49
00:02:18.705 --> 00:02:20.540
در سکوت بره ها

50
00:02:21.808 --> 00:02:23.576
- آن شب در مراسم
اسکار همانجا نشستم

51
00:02:23.610 --> 00:02:27.947
و تد تالی بهترین فیلمنامه
نویس را انتخاب کرد.

52
00:02:27.981 --> 00:02:31.584
و در آن لحظه فکر کردم،
"فکر می کنم اسکار را گرفته ام."

53
00:02:31.618 --> 00:02:35.421
و کتی بیتس برای ارائه
آن روی صحنه آمد و من

54
00:02:35.455 --> 00:02:37.657
می دانستم که او قرار
است نام من را صدا کند.

55
00:02:40.627 --> 00:02:41.961
اول از همه، قبل از اینکه بگویم،

56
00:02:41.995 --> 00:02:44.664
می خواهم به مادرم سلام کنم.

57
00:02:44.697 --> 00:02:46.866
او در ولز است و این را
از تلویزیون تماشا می کند

58
00:02:47.934 --> 00:02:50.770
با ایو و ژان و جیل و تونی.

59
00:02:50.803 --> 00:02:52.906
پدرم 11 سال پیش امشب فوت کرد، پس

60
00:02:52.939 --> 00:02:55.775
شاید او هم کاری به
این موضوع داشت.

61
00:02:55.808 --> 00:02:58.244
و بعد فکر کردم وقتی برای
گرفتن جایزه اسکار بالا آمدم،

62
00:02:58.278 --> 00:03:00.313
فکر کردم، "خب حالا می
توانم چند فیلم بد بسازم."

63
00:03:00.346 --> 00:03:01.781
که من اقدام به انجام آن کردم

64
00:03:01.814 --> 00:03:02.916
واقعا مهم نیست

65
00:03:04.384 --> 00:03:06.953
حدس می زنم سقف
زندگی ام را لمس کردم.

66
00:03:07.987 --> 00:03:10.823
من عاشق سردی زندگی هستم.

67
00:03:10.857 --> 00:03:13.993
من عاشق اجتناب
ناپذیر بودن همه آن هستم.

68
00:03:19.666 --> 00:03:24.671
من هیچ دوستی نداشتم، فکر
می کنم چون دوستان را رد کردم.

69
00:03:24.704 --> 00:03:26.005
پس من تنها بودم.

70
00:03:26.039 --> 00:03:27.707
من غیر شروع کننده بودم.

71
00:03:28.641 --> 00:03:30.276
دانش آموز خیلی ضعیف

72
00:03:31.844 --> 00:03:33.513
من متقاعد شده بودم که
در سیاره اشتباهی هستم.

73
00:03:36.950 --> 00:03:39.452
فکر می‌کنم آن سال‌ها
برای من کاملاً سازنده بود.

74
00:03:39.485 --> 00:03:41.788
فکر می‌کنم از حسی که به نوعی

75
00:03:41.821 --> 00:03:43.856
کلودهاپر بودن
داشتم فرار می‌کردم.

76
00:03:48.361 --> 00:03:49.696
خب من منبع نگرانی بودم

77
00:03:49.729 --> 00:03:50.997
من تنها فرزند بودم و در کودکی

78
00:03:51.030 --> 00:03:52.599
من منبع نگرانی پدر و مادرم بودم.

79
00:03:52.632 --> 00:03:54.701
چون تو مدرسه خیلی احمق بودم

80
00:03:54.734 --> 00:03:56.669
منظورم این است که من کلمات مد

81
00:03:56.703 --> 00:03:57.637
روز مانند، من
نارساخوان بودم، ندارم،

82
00:03:57.670 --> 00:03:58.838
فکر می کنم فقط احمق بودم.

83
00:03:58.871 --> 00:04:01.774
و من نمی توانستم بفهمم کسی
در مورد چه چیزی صحبت می کند.

84
00:04:01.808 --> 00:04:04.410
و من همان بچه تنهای بالای خیابان

85
00:04:04.444 --> 00:04:05.712
بودم که به تصویر
کوچکم خیره شده بود،

86
00:04:05.745 --> 00:04:07.380
و همه بچه های دیگر

87
00:04:07.413 --> 00:04:08.548
آن طرف خیابان بودند.

88
00:04:08.581 --> 00:04:09.816
پدرم به مادرم می گفت:

89
00:04:09.849 --> 00:04:11.551
"این پسر خیلی مشکل دارد."

90
00:04:11.584 --> 00:04:15.021
که راهی برای ایجاد
اعتماد به نفس نیست،

91
00:04:15.054 --> 00:04:17.357
اما آنها نگران من بودند.

92
00:04:17.390 --> 00:04:19.859
اما به طرز عجیبی،
دوران کودکی عبادی داشتم.

93
00:04:19.892 --> 00:04:21.828
چهار سال اول را
خیلی واضح به یاد دارم.

94
00:04:21.861 --> 00:04:23.963
من یکی از آن‌ها
را دارم، نفرین‌شده و

95
00:04:23.997 --> 00:04:29.369
پربرکت با تصاویر و
حافظه‌ای بسیار طولانی.

96
00:04:30.436 --> 00:04:32.438
می توانم به خاطر بیاورم
به زمان های بسیار اولیه،

97
00:04:32.472 --> 00:04:35.475
احتمالاً در حدود دو
سالگی، چیزی شبیه به آن.

98
00:04:35.508 --> 00:04:38.978
و من ولز جنوبی را به یاد دارم.

99
00:04:39.012 --> 00:04:40.880
من در بخش روستایی پورت

100
00:04:40.913 --> 00:04:42.749
تالبوت، محلی به
نام مارگام متولد شدم.

101
00:04:42.782 --> 00:04:45.818
و واقعاً شبیه باغ عدن بود.

102
00:04:45.852 --> 00:04:47.553
باغ کوچک جلویی مان را

103
00:04:47.587 --> 00:04:48.521
به یاد می آورم و واقعاً...

104
00:04:48.554 --> 00:04:50.356
چند درخت کوچک آنجا، و

105
00:04:50.390 --> 00:04:53.126
واقعاً مانند یک بهشت ​​کوچک بود.

106
00:04:53.159 --> 00:04:56.029
و می توانم به یاد بیاورم،
وقتی چشمانم را می بندم،

107
00:04:56.062 --> 00:04:59.432
من می توانم به آنجا
برگردم و البته الان همه چیز

108
00:04:59.465 --> 00:05:04.637
تغییر کرده است، اما
می توانم، بوها و رنگ ها.

109
00:05:05.538 --> 00:05:06.906
اما وقتی به مدرسه رفتم،

110
00:05:06.939 --> 00:05:08.875
این نقطه عطف برای من بود.

111
00:05:08.908 --> 00:05:10.576
وقتی فهمیدم متفاوت هستم،

112
00:05:11.778 --> 00:05:14.047
عقب تر، کندتر

113
00:05:14.080 --> 00:05:15.615
و من اصلاً پشیمان نیستم،

114
00:05:15.648 --> 00:05:17.550
زیرا این آتش در شکم بود

115
00:05:17.583 --> 00:05:20.053
که به اندازه کافی خشم و
عصبانیت من را به همراه داشت.

116
00:05:23.990 --> 00:05:29.362
پدر من واقعاً پیرمردی
پر هیاهو و سخت بود.

117
00:05:30.129 --> 00:05:31.164
او مردی قابل توجه بود.

118
00:05:31.197 --> 00:05:32.532
من او را خیلی دوست داشتم.

119
00:05:34.033 --> 00:05:35.601
او حرفه نانوا بود.

120
00:05:35.635 --> 00:05:36.903
این همان چیزی است که او شروع کرد.

121
00:05:36.936 --> 00:05:40.073
و زمام امور را به عهده
گرفت، با پدرش نانوا بود.

122
00:05:40.106 --> 00:05:41.140
خدا خوب.

123
00:05:42.675 --> 00:05:44.444
باور کنید یا نه من
اینجا زندگی می کردم.

124
00:05:46.179 --> 00:05:48.414
درست مثل رویاهای من است.

125
00:05:48.448 --> 00:05:49.782
ویرانه.

126
00:05:49.816 --> 00:05:52.752
شاید نمادی از زندگی
ویران شده خودم باشد.

127
00:05:52.785 --> 00:05:53.820
نمی دانم.

128
00:05:54.821 --> 00:05:57.156
و من به یاد می
آورم که گاهی اوقات،

129
00:05:57.190 --> 00:05:59.125
نگاه زرد در چهره اش
در اطراف آبشش ها،

130
00:05:59.158 --> 00:06:00.693
و عرق

131
00:06:01.627 --> 00:06:04.063
و او می گفت: "خدایا."

132
00:06:04.097 --> 00:06:06.999
و او این کار را می‌کرد، و من به
یاد دارم که خدا، او سخت کار می‌کند.

133
00:06:09.168 --> 00:06:13.005
بله، فکر می کنم به همین دلیل است
که گاهی اوقات عصبانی می شوم.

134
00:06:14.707 --> 00:06:15.975
- الان اغلب به پدرت فکر می کنی؟

135
00:06:16.008 --> 00:06:16.943
- همیشه.

136
00:06:16.976 --> 00:06:18.177
- آره.

137
00:06:18.211 --> 00:06:18.745
- و هر چه بزرگتر می شوم، او
در حال تبدیل شدن به من است.

138
00:06:18.778 --> 00:06:19.879
من او هستم.

139
00:06:21.180 --> 00:06:22.515
یادم می آید زیاد پیانو می زدم.

140
00:06:22.548 --> 00:06:23.750
می توان گفت من یک
هنرمند کوچک بودم.

141
00:06:23.783 --> 00:06:24.951
من بتهوون و این چیزها و

142
00:06:24.984 --> 00:06:26.152
شوپن و اینها را بازی می کردم.

143
00:06:26.185 --> 00:06:27.854
و او نانوا بود و از من می خواست

144
00:06:27.887 --> 00:06:30.189
که بیایم و در مغازه
به او کمک کنم.

145
00:06:30.223 --> 00:06:32.892
در تعطیلات مدرسه
کیک ها را به مغازه ببرید.

146
00:06:32.925 --> 00:06:35.528
خب یه جورایی حواسم پرت میشه

147
00:06:35.561 --> 00:06:37.063
و یادم می آید که بالای خانه

148
00:06:37.096 --> 00:06:38.030
ای که این پیانو بود نشسته بودم،

149
00:06:38.064 --> 00:06:39.031
و من او را به یاد می آورم که

150
00:06:39.065 --> 00:06:40.733
بیرون آمد و "به
خاطر خدا" می گفت:

151
00:06:40.767 --> 00:06:42.535
من از شما خواستم آن
دونات ها را به مغازه ببرید.

152
00:06:42.568 --> 00:06:43.803
"لعنتی اینجا چیکار میکنی؟"

153
00:06:43.836 --> 00:06:45.004
داشتم پیانو می زدم.

154
00:06:45.037 --> 00:06:46.139
"پس این چه چیزی است که شما بازی می کنید؟"

155
00:06:46.172 --> 00:06:47.607
یادم می‌آید که دم در ایستاده بود

156
00:06:47.640 --> 00:06:49.509
و موهای دست‌هایش خاک آرد بود.

157
00:06:49.542 --> 00:06:50.777
واقعا زحمت کش

158
00:06:50.810 --> 00:06:51.644
گفت: چه بازی می کنی؟

159
00:06:51.677 --> 00:06:52.979
گفتم: بتهوون.

160
00:06:53.012 --> 00:06:55.014
گفت عجب نیست که کر شدی.

161
00:06:58.518 --> 00:07:00.686
نمی دانم نقش من در دنیا چیست.

162
00:07:01.788 --> 00:07:03.022
من سال ها پیش به
اینجا آمدم زیرا می

163
00:07:03.055 --> 00:07:05.925
خواستم در سینما
بازی کنم، بازیگر شوم.

164
00:07:05.958 --> 00:07:07.894
من پسر بدی بودم

165
00:07:09.729 --> 00:07:11.564
من نمی توانستم تئاتر
بریتانیا را تحمل کنم.

166
00:07:11.597 --> 00:07:12.799
نمی توانستم هیچ
کدام را تحمل کنم،

167
00:07:12.832 --> 00:07:15.067
زیرا احساس نمی
کردم به آنجا تعلق دارم.

168
00:07:15.101 --> 00:07:16.769
تقصیر کسی نیست

169
00:07:16.803 --> 00:07:20.807
من فقط ذات خود را نداشتم
که بخشی از آن گروه باشم.

170
00:07:20.840 --> 00:07:22.642
بنابراین من زندگی
ام را دوباره اختراع

171
00:07:22.675 --> 00:07:24.210
کردم و چند سال
پیش به اینجا آمدم،

172
00:07:24.243 --> 00:07:25.545
و شما نتیجه آن را می بینید.

173
00:07:25.578 --> 00:07:28.147
من خیلی سرحالم

174
00:07:28.181 --> 00:07:30.082
من سرکش و خوشحالم.

175
00:07:32.985 --> 00:07:35.521
و بنابراین من می
خواهم به مردم پس بدهم.

176
00:07:35.555 --> 00:07:37.557
نه به این دلیل که من در یک
جنگ صلیبی هستم، دور از آن.

177
00:07:37.590 --> 00:07:39.692
من فقط این کار را انجام می دهم زیرا
هیچ چیز بهتری برای انجام دادن ندارم.

178
00:07:39.725 --> 00:07:41.627
صبح یک فنجان قهوه و
مقداری میوه به من می دهند.

179
00:07:41.661 --> 00:07:42.995
بنابراین من را از خیابان دور می

180
00:07:43.029 --> 00:07:44.130
کند، من را از مشکلات دور می کند،

181
00:07:44.163 --> 00:07:45.264
و من از انجام آن لذت می برم.

182
00:07:45.298 --> 00:07:46.933
این دخترای خوشگل اینجا

183
00:07:46.966 --> 00:07:48.134
زنان، زنان

184
00:07:49.235 --> 00:07:50.169
- آن ها زیبا هستند.

185
00:07:50.203 --> 00:07:51.170
من از همه آنها در آغوش می گیرم.

186
00:07:51.204 --> 00:07:52.638
این بسیار خوب است.

187
00:07:52.672 --> 00:07:54.841
- بعضی از مردها هم
من را در آغوش می گیرند.

188
00:07:54.874 --> 00:07:56.676
اما دیدن باز شدن آنها
بسیار دوست داشتنی است،

189
00:07:56.709 --> 00:07:59.078
و اگر این پاسخ آنها باشد،
من را خوشحال می کند.

190
00:08:02.215 --> 00:08:05.551
- در سال 1965، پس
از پنج سال روی صحنه

191
00:08:05.585 --> 00:08:07.220
در کاردیف و سپس در
لندن مورد توجه نمایشنامه

192
00:08:07.253 --> 00:08:10.056
نویس و بازیگر افسانه
ای قرار می گیرد.

193
00:08:10.089 --> 00:08:11.290
سر لارنس اولیویه
که از او دعوت می

194
00:08:11.324 --> 00:08:14.894
کند تا در تئاتر ملی
سلطنتی به او بپیوندد.

195
00:08:16.362 --> 00:08:20.333
هاپکینز دانش آموز او می شود
و در نهایت جایگزین او می شود.

196
00:08:20.366 --> 00:08:23.002
لارنس اولیویه در
خاطرات خود می نویسد:

197
00:08:23.035 --> 00:08:26.339
"یک بازیگر جوان فوق‌العاده
امیدوارکننده از کمپانی به

198
00:08:26.372 --> 00:08:30.276
نام آنتونی هاپکینز جایگزین
من شد و نقش من را بازی کرد.

199
00:08:30.309 --> 00:08:33.579
مثل گربه ای که موش
بین دندان هایش قرار دارد."

200
00:08:35.748 --> 00:08:38.317
- آره، وقتی شروع کردم
فقط می خواستم معروف باشم.

201
00:08:38.351 --> 00:08:39.919
من نمی خواستم بازیگر بزرگی شوم.

202
00:08:39.952 --> 00:08:41.721
من نمی خواستم یک
بازیگر بزرگ شکسپیر شوم.

203
00:08:41.754 --> 00:08:43.055
من هیچ ایده ای نداشتم.

204
00:08:43.089 --> 00:08:44.290
وقتی مردم می گفتند:
"تو اولیویه بعدی هستی."

205
00:08:44.323 --> 00:08:45.725
من نمی خواستم اولیویه بعدی شوم.

206
00:08:45.758 --> 00:08:47.093
من نمی خواستم تا
آخر عمرم با جوراب

207
00:08:47.126 --> 00:08:49.028
شلواری چروک روی صحنه
The Old Vic بایستم.

208
00:08:49.061 --> 00:08:51.764
من ایده هایی فراتر از آن داشتم.

209
00:08:58.638 --> 00:09:02.008
ناراضی بودم، عصبانی و خسته بودم.

210
00:09:02.041 --> 00:09:05.878
و من از اینکه بخشی
از یک موسسه باشم

211
00:09:05.912 --> 00:09:08.180
متنفر بودم و از انجام
شکسپیر متنفر بودم.

212
00:09:08.214 --> 00:09:09.882
همش ساخت خودم بود

213
00:09:09.916 --> 00:09:11.017
من دشمن درون بودم، می دانید؟

214
00:09:11.050 --> 00:09:12.018
همش ساخت خودم بود

215
00:09:12.051 --> 00:09:13.286
تقصیر کسی نبود

216
00:09:13.319 --> 00:09:17.924
همه تمام تلاش خود را کردند
تا نیازهای من را برآورده کنند.

217
00:09:19.392 --> 00:09:21.327
- اون موقع مشروب می خوردی؟

218
00:09:21.360 --> 00:09:24.897
- اوه بله، اما همه بازیگران می نوشند.

219
00:09:24.931 --> 00:09:26.732
این فقط یک اپیزود
از زندگی من بود

220
00:09:26.766 --> 00:09:27.867
که تمام شده و
اکنون تمام شده است.

221
00:09:27.900 --> 00:09:29.869
این یک قسمت خسته کننده از زندگی است.

222
00:09:29.902 --> 00:09:31.704
اما فکر نمی کنم کمکی

223
00:09:31.737 --> 00:09:32.972
کرد، اما بی قرار بودم.

224
00:09:33.005 --> 00:09:34.840
می خواستم بروم بیرون و ترسیدم.

225
00:09:34.874 --> 00:09:38.177
می ترسیدم این نقش
مهم را بر عهده بگیرم

226
00:09:38.210 --> 00:09:40.146
و هرگز تظاهر نکردم
که شجاعتش را دارم

227
00:09:40.179 --> 00:09:42.281
برای انجام این بخش های
بزرگ مانند مکبث و شاه لیر.

228
00:09:42.315 --> 00:09:44.817
من هرگز نگفتم که می توانم آنها را انجام دهم.

229
00:09:44.850 --> 00:09:47.253
هرگز فکر نمی کردم که
جرات انجام آنها را داشته باشم.

230
00:09:53.826 --> 00:09:54.760
من همه را می خواستم.

231
00:09:54.794 --> 00:09:55.895
من می خواستم موفق باشم

232
00:09:55.928 --> 00:09:56.862
و می خواستم مشهور باشم،

233
00:09:56.896 --> 00:09:58.364
و من می خواستم در سینما بازی کنم.

234
00:09:58.397 --> 00:10:01.167
و من می خواستم با
افرادی مانند کاترین هپبورن

235
00:10:01.200 --> 00:10:02.735
ملاقات کنم، و من می خواهم
با پیتر اوتول ملاقات کنم.

236
00:10:02.768 --> 00:10:03.836
و پیتر اوتول را ملاقات کردم

237
00:10:03.869 --> 00:10:05.404
و با افراد بزرگی آشنا شدم.

238
00:10:05.438 --> 00:10:08.007
چند کارگردان فوق العاده،
چند بازیگر فوق العاده.

239
00:10:08.040 --> 00:10:10.810
آیا می گویی، پدر، که من
صاحب یک پادشاه هستم؟

240
00:10:10.843 --> 00:10:12.712
- پادشاه باشکوه

241
00:10:12.745 --> 00:10:15.247
- آیا توقع داری که من،
پدر، بدون دعوا تسلیم شوم؟

242
00:10:15.281 --> 00:10:16.349
-البته که می جنگی.

243
00:10:16.382 --> 00:10:18.184
من تو را بزرگ کردم تا

244
00:10:18.217 --> 00:10:19.452
- برایم مهم نیست که چه
پیشنهادی به فیلیپ می کنی،

245
00:10:19.485 --> 00:10:20.987
برایم مهم نیست که
چه نقشه ای می کشی،

246
00:10:21.020 --> 00:10:23.856
من آکیتن و آلیس و
تاج را خواهم داشت،

247
00:10:23.889 --> 00:10:26.125
من برای بدست آوردن
دیگری از یکی دست نمی کشم.

248
00:10:26.158 --> 00:10:27.860
من آلیس یا آکیتن را با آن

249
00:10:27.893 --> 00:10:29.261
پوسچول راه رفتن عوض نمی کنم!

250
00:10:31.764 --> 00:10:33.265
نه، پسر دوست داشتنی شما این کار را نخواهد کرد.

251
00:10:34.800 --> 00:10:39.705
یاد چند روز اول سر صحنه
فیلمبرداری Lion in Winter افتادم

252
00:10:40.873 --> 00:10:43.275
و من چند هفته قبل با پیتر

253
00:10:43.309 --> 00:10:44.944
اوتول تست فیلمی انجام داده بودم.

254
00:10:45.878 --> 00:10:48.047
و او در حال آزمایش با من بود

255
00:10:48.080 --> 00:10:49.982
که خطوط را از دوربین می خواند،

256
00:10:51.450 --> 00:10:53.753
و یادم می‌آید که
می‌گفتند: "برش!"

257
00:10:53.786 --> 00:10:57.289
و O'Toole گفت: "شما آن
را فهمیدید. فوق العاده است."

258
00:10:59.492 --> 00:11:01.761
عجب عزیزم.

259
00:11:01.794 --> 00:11:02.895
من یک ستاره بزرگ هستم.

260
00:11:05.031 --> 00:11:06.866
"بیا بریم یه نوشیدنی بخوریم."

261
00:11:06.899 --> 00:11:08.968
ببینید، من آن بچه ها
را دوست دارم، کسانی

262
00:11:09.001 --> 00:11:10.403
که مشروب می خورند،
زیرا آنها بهترین بودند.

263
00:11:11.437 --> 00:11:12.772
من آنها را دوست دارم، من مستی ها را دوست دارم.

264
00:11:12.805 --> 00:11:13.773
من آن را دوست دارم.

265
00:11:13.806 --> 00:11:15.274
و پیتر یک نوشیدنی عالی است.

266
00:11:15.307 --> 00:11:16.809
مجبور شدم آن را رها کنم زیرا

267
00:11:16.842 --> 00:11:17.977
در نهایت تقریباً مرا کشته بود.

268
00:11:18.010 --> 00:11:19.478
اما من آن حس "اوه بله، شگفت

269
00:11:19.512 --> 00:11:21.447
انگیز خواهد بود" را به یاد دارم.

270
00:11:22.548 --> 00:11:24.950
اما شما باید آسیب
پذیری خاصی داشته باشید

271
00:11:24.984 --> 00:11:27.820
و در درون خود یک
مقدار آشفتگی ایجاد کنید.

272
00:11:27.853 --> 00:11:29.955
من فکر می کنم برای
موفقیت واقعی، شما باید

273
00:11:29.989 --> 00:11:32.425
واقعاً خراب باشید تا در
این تجارت موفق باشید.

274
00:11:32.458 --> 00:11:35.327
- از کاترین هپبورن چه آموختی؟

275
00:11:35.361 --> 00:11:38.164
در آن فیلم از هپبورن چه آموختید؟

276
00:11:38.197 --> 00:11:39.465
- او به من گفت، او گفت:

277
00:11:39.498 --> 00:11:43.369
"عمل نکن، عمل نکن،
فقط خطوط را بگو.

278
00:11:43.402 --> 00:11:45.171
همانی باش که هستی."

279
00:11:45.204 --> 00:11:46.305
من نقش ریچارد شیردل
را بازی می کردم.

280
00:11:46.338 --> 00:11:47.873
او میدانست.

281
00:11:47.907 --> 00:11:49.175
او گفت: "خوب به نظر
می آیی، سر خوبی داری.

282
00:11:49.208 --> 00:11:50.443
تو شانه های خوبی بر دوش داری.»

283
00:11:50.476 --> 00:11:51.811
او گفت: "شما همه مزیت ها را

284
00:11:51.844 --> 00:11:54.213
دارید، پس عمل نکنید،
زیاده روی نکنید."

285
00:11:54.246 --> 00:11:56.082
گفت: تئاتری نباش.

286
00:11:56.115 --> 00:11:57.049
گفتم خب چیکار کنم؟

287
00:11:57.083 --> 00:11:58.818
او گفت: "مطالب را بگو."

288
00:11:58.851 --> 00:12:02.188
که بسیار ساده به نظر می رسد،
اما فکر می کنم حق با او بود.

289
00:12:04.824 --> 00:12:05.958
او در مورد فیلمسازی صحبت می کند.

290
00:12:05.991 --> 00:12:07.126
زیاده روی نکنید.

291
00:12:07.159 --> 00:12:08.961
زیاد نشان ندهید.

292
00:12:08.994 --> 00:12:12.832
ما می‌توانیم عنکبوت‌ها را روی
تارهایی که شما می‌بافید در هم ببندیم.

293
00:12:12.865 --> 00:12:15.534
-اگه من خیلی شیطونم چرا نمیری؟

294
00:12:15.568 --> 00:12:17.937
در بلاتکلیفی در آنجا بایستید.

295
00:12:19.004 --> 00:12:22.041
بره کوچولو دوستم
داشته باش یا ترکم کن

296
00:12:22.074 --> 00:12:23.843
- تحت تأثیر فیلم ها قرار گرفتی،

297
00:12:23.876 --> 00:12:25.244
شما بازیگرها نبودید؟

298
00:12:25.277 --> 00:12:26.579
همه ما بودیم

299
00:12:26.612 --> 00:12:28.180
- من در سینما بزرگ شدم.

300
00:12:28.214 --> 00:12:30.316
من خوب، پدر و مادر
من کاملا منظم بودند.

301
00:12:30.349 --> 00:12:32.451
من هفته ای یک یا دو بار

302
00:12:32.485 --> 00:12:33.919
فیلم می رفتم اما می دیدم

303
00:12:33.953 --> 00:12:36.188
تمام آن فیلم های
قدیمی برادران وارنر،

304
00:12:36.222 --> 00:12:37.523
بوگارت و این همه چیز.

305
00:12:37.556 --> 00:12:38.991
- آره آره.

306
00:12:39.024 --> 00:12:40.426
- و من فیلمنامه را یاد می گرفتم.

307
00:12:41.861 --> 00:12:42.762
- تو تونستی؟

308
00:12:42.795 --> 00:12:43.996
-میدونستم اینو از من میپرسی

309
00:12:44.029 --> 00:12:44.964
میخوای من یکی انجام بدم؟

310
00:12:44.997 --> 00:12:46.465
- فیلمنامه را بگو، آره.

311
00:12:46.499 --> 00:12:47.366
- بسیار خوب.

312
00:12:48.534 --> 00:12:49.368
- اما شما آن فیلمنامه
ها را به خاطر دارید؟

313
00:12:49.401 --> 00:12:51.003
- آره.

314
00:12:51.036 --> 00:12:53.005
اسم من اسپید، سم اسپید است.

315
00:12:53.038 --> 00:12:55.341
شماره مجوز 357896، صادر

316
00:12:55.374 --> 00:12:58.077
شده توسط اداره
پلیس سانفرانسیسکو.

317
00:12:58.110 --> 00:12:59.411
شغل کارآگاه خصوصی، که گاهی اوقات

318
00:12:59.445 --> 00:13:01.247
به عنوان چشم خصوصی
شناخته می شود.

319
00:13:02.581 --> 00:13:03.883
- آفرین!

320
00:13:08.053 --> 00:13:09.121
- اون بوگارت است.

321
00:13:11.590 --> 00:13:14.293
- همانطور که تا به حال شنیده
ام به لورن باکال نزدیک است.

322
00:13:16.228 --> 00:13:17.329
بسیار خوب.

323
00:13:17.363 --> 00:13:18.364
این فقط جنبه دیگری از شماست

324
00:13:18.397 --> 00:13:20.032
- آره، خیلی نرم بالا
رفتن برای زندگی.

325
00:13:20.065 --> 00:13:21.233
من در مورد آن به شما خواهم گفت.

326
00:13:21.267 --> 00:13:22.434
پس بد نیست درسته؟

327
00:13:22.468 --> 00:13:23.602
- آره، خوب است، و شما
قطعا خطوط را به یاد دارید.

328
00:13:23.636 --> 00:13:25.070
- بله، من خطوط را به یاد دارم

329
00:13:25.104 --> 00:13:26.071
من همه اینها را قبل از
آمدن به اینجا یاد گرفتم.

330
00:13:26.105 --> 00:13:27.940
میدونستم از من میپرسی

331
00:13:29.542 --> 00:13:30.643
- به خاطر خدا
همه رازها را بدانند.

332
00:13:30.676 --> 00:13:31.977
- من اینجا به دنیا نیامده ام.

333
00:13:32.011 --> 00:13:32.978
- آره

334
00:13:34.013 --> 00:13:37.082
- در 37 سالگی، آنتونی
هاپکینز تصمیم می گیرد

335
00:13:37.116 --> 00:13:40.519
انگلیس را ترک کند و شانس
خود را در هالیوود امتحان کند.

336
00:13:40.553 --> 00:13:42.955
او فصل دیگری از زندگی خود را با

337
00:13:42.988 --> 00:13:45.157
الگوبرداری از همفری
بوگارت آغاز می کند.

338
00:13:45.191 --> 00:13:47.293
جیمز کاگنی و مارلون براندو

339
00:13:49.195 --> 00:13:52.298
این فصل بدون شک شدیدترین است.

340
00:13:52.331 --> 00:13:54.633
آنتونی هاپکینز هنوز
با شیطانی دست و

341
00:13:54.667 --> 00:13:57.303
پنجه نرم می کند که
رها نمی کند، الکل.

342
00:14:01.273 --> 00:14:04.176
عدم اعتماد به نفس و ناراحتی او،

343
00:14:04.210 --> 00:14:06.946
همانطور که او اغلب می گوید،
مشروب خوردن او را تشویق می کند.

344
00:14:08.314 --> 00:14:10.950
هالیوود جهنم او و سپس

345
00:14:10.983 --> 00:14:14.186
رستگاری او خواهد بود.

346
00:14:24.330 --> 00:14:27.233
-خب، وقتی اومدم
اینجا تکیلا پیدا کردم

347
00:14:27.266 --> 00:14:30.336
و من آنقدر نوشیدم که مغزم

348
00:14:30.369 --> 00:14:31.670
را باز کند و دیوانه ام کند،

349
00:14:31.704 --> 00:14:34.006
و بعد از خواب بیدار
شدم و به خودم آمدم.

350
00:14:34.039 --> 00:14:36.041
فکر کردم، "خب، اگر دست از این

351
00:14:36.075 --> 00:14:38.077
مزخرفات برندارم، همه
چیز را به باد می دهم."

352
00:14:38.110 --> 00:14:40.079
من مشکل داشتم، می دانم.

353
00:14:40.112 --> 00:14:41.647
من واقعا خسته بودم

354
00:14:41.680 --> 00:14:44.950
و نمی‌توانستم خود را جا بزنم، و
فقط احساس نمی‌کردم که در خانه هستم.

355
00:14:44.984 --> 00:14:46.051
و این مشکل من بود.

356
00:14:47.620 --> 00:14:50.723
من فقط بد خلق هستم، بیش
از حد تلاش می کنم و اینها.

357
00:14:50.756 --> 00:14:53.192
و همه چیز کمی به یک بحران

358
00:14:53.225 --> 00:14:54.426
تبدیل شد و من بیرون رفتم.

359
00:14:54.460 --> 00:14:55.294
من در وسط یک تولید رفتم

360
00:14:55.327 --> 00:14:58.097
که کار بسیار سختی بود.

361
00:14:59.198 --> 00:15:00.232
من به چند نفر صدمه زدم،

362
00:15:03.736 --> 00:15:08.040
اما این تنها راهی است
که می‌دانستم چگونه

363
00:15:08.073 --> 00:15:09.008
می‌توانم از هر چیزی
که می‌گذرم زنده بمانم.

364
00:15:09.041 --> 00:15:10.476
و بنابراین من بیرون آمدم.

365
00:15:10.509 --> 00:15:14.513
و من سر کار بودم، خیلی زود
بعد از آن کار را شروع کردم.

366
00:15:14.546 --> 00:15:16.749
فکر می‌کنم یک نوع شکست
را پشت سر گذاشته‌ام، نه

367
00:15:16.782 --> 00:15:20.753
یک شکست، اما فقط احساس
ناراحتی و ناآرامی می‌کردم.

368
00:15:20.786 --> 00:15:24.757
و من اصلا اعتماد به نفس نداشتم.

369
00:15:24.790 --> 00:15:27.593
من از مرگ یا پایان همه چیز

370
00:15:27.626 --> 00:15:29.028
نمی ترسم، بلکه از آن آگاهم.

371
00:15:29.061 --> 00:15:30.596
من 57 سال سن دارم
و می خواهم ثروتمندترین

372
00:15:30.629 --> 00:15:34.166
سال های زندگی ام
را در پیش داشته باشم.

373
00:15:34.199 --> 00:15:36.502
و من برنامه ریزی می کنم، و می روم.

374
00:15:42.508 --> 00:15:46.645
وقتی برای اولین بار به کالیفرنیا
آمدم، اینجا در سانتا مونیکا،

375
00:15:48.414 --> 00:15:51.717
انگار در سیاره ای دیگر بودم.

376
00:15:53.485 --> 00:15:56.155
من فکر می کردم آنها از
نژادهای مختلف مردم هستند.

377
00:15:56.188 --> 00:15:58.123
همه در آن روزها بسیار پر
زرق و برق به نظر می رسیدند

378
00:15:58.157 --> 00:16:01.627
و من فکر می کردم همه
آنها دختران بلوند بلند قد هستند

379
00:16:01.660 --> 00:16:04.663
و بچه های خوش قیافه

380
00:16:07.333 --> 00:16:09.601
من سطحی بودن آن
را به نوعی دوست دارم.

381
00:16:11.403 --> 00:16:13.238
جاناتان میلر وقتی
اینجا آمد به من گفت:

382
00:16:13.272 --> 00:16:14.740
گفت: «چطور می‌توانی اینجا زندگی کنی؟

383
00:16:14.773 --> 00:16:16.675
مانند زندگی در ماه است."

384
00:16:16.709 --> 00:16:19.078
گفتم: «خب، همه چیز درست است.

385
00:16:19.111 --> 00:16:19.778
اینجا را دوست دارم."

386
00:16:21.613 --> 00:16:23.415
یک زمان دوست‌داشتنی در
عصر وجود دارد، مانند الان،

387
00:16:23.449 --> 00:16:27.419
زمانی که بسیار بسیار آرام
است و احساس خوبی دارد.

388
00:16:28.787 --> 00:16:30.456
من این احساس را در اکثر

389
00:16:30.489 --> 00:16:32.725
اوقات با خودم حمل می کنم،

390
00:16:32.758 --> 00:16:36.228
این همان چیزی است که در درون
آن احساس می شود، می دانید؟

391
00:16:38.597 --> 00:16:40.032
بدون دعوا، بدون استدلال،

392
00:16:40.733 --> 00:16:44.136
نه جنگ، نه جنگ طلبی

393
00:16:46.572 --> 00:16:49.842
- برای او، کالیفرنیا
یک سیاره دیگر می شود،

394
00:16:49.875 --> 00:16:53.345
یکی که در آن با همسر دومش

395
00:16:53.379 --> 00:16:55.447
جنیفر لینتون زندگی می کند.

396
00:16:55.481 --> 00:16:57.182
به عنوان دستیار تولید

397
00:16:59.418 --> 00:17:03.422
در آنجا، آنتونی هاپکینز
همسر اول خود پترونلا و

398
00:17:03.455 --> 00:17:06.558
فرزندی که با هم داشتند،
دخترش، ابیگیل را ترک کرد.

399
00:17:08.727 --> 00:17:12.731
آمریکا برای هاپکینز
دنیای امکانات است.

400
00:17:12.765 --> 00:17:16.335
شانس به او لبخند می زند،
زمانی که در سال 78، ریچارد

401
00:17:16.368 --> 00:17:18.637
آتنبرو نقش کلیدی در حرفه
اش را به او پیشنهاد داد.

402
00:17:18.670 --> 00:17:22.541
به عنوان یک بطن شناس دیوانه
در فیلم کمتر شناخته شده، جادو.

403
00:17:22.574 --> 00:17:24.376
- آس در حال صعود را خراب کردی.

404
00:17:24.410 --> 00:17:26.211
- پس چی، پیچش کن.

405
00:17:26.245 --> 00:17:28.480
عریض را با کوزه
های بزرگ می بینی؟

406
00:17:28.514 --> 00:17:30.182
-منظورت خانم جوان در پر است؟

407
00:17:30.215 --> 00:17:31.884
آره میبینمش پس چی؟

408
00:17:31.917 --> 00:17:34.553
- تعجب می کنم که آیا او می
خواهد یک رول در تراشه با من باشد؟

409
00:17:35.854 --> 00:17:37.790
- من فکر نمی کنم
شما خیلی بامزه باشید.

410
00:17:37.823 --> 00:17:39.191
- خوب آنها می کنند.

411
00:17:40.759 --> 00:17:43.228
- اول از همه در مورد هواکش چطور؟

412
00:17:43.262 --> 00:17:45.464
چقدر سخت است که
صدایت را آنطوری بدون

413
00:17:45.497 --> 00:17:47.332
تکان دادن لب هایت به
قول خودشان پرتاب کنی؟

414
00:17:47.366 --> 00:17:52.538
- خب، من آن را نسبتاً آسان دیدم،
شاید به این دلیل که من یک بازیگر هستم

415
00:17:53.772 --> 00:17:55.774
و شما باید صدای
خود را انعطاف پذیر

416
00:17:55.808 --> 00:17:57.743
نگه دارید، و من
مایل به یادگیری بودم.

417
00:17:57.776 --> 00:18:00.279
و من تصمیم گرفتم
که تنها راهی که می

418
00:18:00.312 --> 00:18:02.748
توانم انجام دهم این
است که از آن لذت ببرم.

419
00:18:02.781 --> 00:18:04.550
و من یک مقلد نیز
بوده ام، بنابراین آن را

420
00:18:04.583 --> 00:18:09.588
نسبتاً آسان یافتم، و
یک معلم خوب داشتم.

421
00:18:09.621 --> 00:18:10.823
حالا شاید من شاگرد خوبی بودم.

422
00:18:10.856 --> 00:18:12.291
- هنوز هم میتونی انجامش بدی؟

423
00:18:12.324 --> 00:18:13.659
- آره

424
00:18:13.692 --> 00:18:14.526
- مانند آنچه که؟

425
00:18:14.560 --> 00:18:15.761
- بله می توانم،

426
00:18:15.794 --> 00:18:16.595
سلام مایکل

427
00:18:16.628 --> 00:18:17.362
حال شما چطور است؟

428
00:18:17.396 --> 00:18:18.230
از دیدنت خوشحالم.

429
00:18:18.263 --> 00:18:19.898
سلام گروه، خوبی؟

430
00:18:19.932 --> 00:18:21.200
خارق العاده.

431
00:18:26.939 --> 00:18:29.208
- هی میدونی من چی فکر میکنم؟

432
00:18:29.241 --> 00:18:31.276
- نه، نظرت چیه؟

433
00:18:31.310 --> 00:18:33.245
- قراره ستاره بشیم!

434
00:18:40.385 --> 00:18:41.753
- من متوجه شدم که بازیگری بوده است

435
00:18:41.787 --> 00:18:43.455
برای من فوق العاده درمانی است

436
00:18:43.489 --> 00:18:44.957
بنابراین فکر می کنم
اگر بازیگر نمی شدم،

437
00:18:44.990 --> 00:18:47.226
من احتمالا بودم،

438
00:18:47.259 --> 00:18:48.494
نمی‌دانم کمی
مجرم بودم یا نه، اما

439
00:18:48.527 --> 00:18:51.463
فکر نمی‌کنم انسان
خیلی خوبی باشم.

440
00:18:51.497 --> 00:18:52.798
فکر نمی کنم داشته باشم،

441
00:18:52.831 --> 00:18:55.467
فکر می کنم خودم را
زنده زنده می خوردم و

442
00:18:55.501 --> 00:18:57.669
بازیگری به نوعی مرا
از آن نجات داده است.

443
00:18:57.703 --> 00:19:02.875
این به من کمک کرد تا بخش هایی
از شخصیت خودم را لمس کنم،

444
00:19:04.243 --> 00:19:09.248
فکر می کنم از تاریکی درونی خودم.

445
00:19:10.315 --> 00:19:12.584
- تاریکی، هیولا، تعصب،

446
00:19:12.618 --> 00:19:14.419
خشونت، انسانیت، در

447
00:19:14.453 --> 00:19:16.622
سال 1980 با فیلم مرد فیل،

448
00:19:16.655 --> 00:19:18.490
در نقش دکتر تروز که سعی

449
00:19:18.524 --> 00:19:20.559
می کند به کمک جان هرت بیاید،

450
00:19:20.592 --> 00:19:22.427
مرد فیل معروف

451
00:19:22.461 --> 00:19:25.831
آنتونی هاپکینز لباس های
ستاره هالیوود خود را می پوشد.

452
00:19:25.864 --> 00:19:28.600
در صحنه فیلمبرداری،
رابطه بین دیوید

453
00:19:28.634 --> 00:19:31.603
لینچ و هاپکینز وحشتناک
است، اما کار می کند.

454
00:19:31.637 --> 00:19:33.405
این فیلم یک شاهکار
است و برای همیشه

455
00:19:33.438 --> 00:19:37.676
یکی از بهترین نقش
های او باقی خواهد ماند.

456
00:19:37.709 --> 00:19:40.379
- اصولاً داستان
بسیار تأثیرگذاری است

457
00:19:41.480 --> 00:19:43.448
در مورد مردی به نام جان

458
00:19:43.482 --> 00:19:45.250
مریک، که بسیار بد شکل شده بود.

459
00:19:45.284 --> 00:19:47.586
من نمی دانم ماهیت بیماری او

460
00:19:47.619 --> 00:19:48.887
چیست، اما او سر
بسیار بزرگی داشت.

461
00:19:48.921 --> 00:19:51.990
و یک طرف بدنش کاملاً
تغییر شکل داده است.

462
00:19:52.024 --> 00:19:54.793
و او یک عجایب نمایش های فرعی بود.

463
00:19:54.826 --> 00:19:57.996
و ظالمانه مورد ضرب و شتم قرار
گرفت و با او بسیار بد رفتار شد.

464
00:19:58.030 --> 00:19:59.298
او اینگونه به دنیا آمد.

465
00:20:16.415 --> 00:20:20.385
- و نقشی که من بازی می
کنم دکتر فردریک تروز است.

466
00:20:21.820 --> 00:20:24.456
و تروز او را در سیرک،
در نمایشگاه جانبی پیدا کرد و

467
00:20:24.489 --> 00:20:28.327
او را به بیمارستان لندن
برگرداند و آنجا نگه داشت.

468
00:20:36.568 --> 00:20:38.937
اما جان مریک می توانست صحبت

469
00:20:38.971 --> 00:20:40.939
کند، می توانست بخواند و بنویسد.

470
00:20:40.973 --> 00:20:44.476
و او به یک مرکز برای
جامعه در لندن تبدیل شد.

471
00:20:44.509 --> 00:20:45.544
این مربوط به دهه 1880 است.

472
00:20:47.846 --> 00:20:50.616
- آقای مریک، دوست دارم
با همسرم، آن، ملاقات کنی.

473
00:20:50.649 --> 00:20:53.051
آن، این جان مریک است.

474
00:20:57.489 --> 00:20:59.758
- از آشنایی با شما بسیار
خوشحالم، آقای مریک.

475
00:21:02.694 --> 00:21:03.996
- من...

476
00:21:04.029 --> 00:21:04.896
من...

477
00:21:06.665 --> 00:21:07.532
من خیلی...

478
00:21:12.404 --> 00:21:14.873
- وقتی جاناتان دمی
فیلم دیوید لینچ را می بیند،

479
00:21:14.906 --> 00:21:16.975
که آنتونی هاپکینز را
به خاطر آن می داند

480
00:21:17.009 --> 00:21:19.411
سکوت بره ها.

481
00:21:19.444 --> 00:21:21.647
این نقش یک قاتل زنجیره ای،

482
00:21:21.680 --> 00:21:24.383
یک آدمخوار ماکیاولیستی است.

483
00:21:24.416 --> 00:21:26.551
هیچ کس در هالیوود نام
فیلمنامه را نشنیده است، اما

484
00:21:26.585 --> 00:21:29.988
هاپکینز به سرعت به
پتانسیل چنین نقشی پی می برد

485
00:21:30.022 --> 00:21:32.624
و شروع به شکل دادن
به شخصیت می کند.

486
00:21:32.658 --> 00:21:36.428
موهای مشکی صاف، چشم
های شیشه ای و یک ژاکت صاف.

487
00:21:36.461 --> 00:21:38.430
ماسک برای او ساخته شده است.

488
00:21:40.499 --> 00:21:41.800
- من نمی خواستم
بدها را بازی کنم،

489
00:21:41.833 --> 00:21:43.935
زیرا اگر نقش یک دیوانه را بازی

490
00:21:43.969 --> 00:21:46.638
کنید، اگر دیوانه بازی
کنید، مضحک است.

491
00:21:46.672 --> 00:21:48.473
چگونه دیوانگی بازی می کنی؟

492
00:21:48.507 --> 00:21:53.578
بنابراین من تصمیم گرفتم که نقش
فوق العاده عاقل او را بازی کنم،

493
00:21:55.981 --> 00:22:00.652
بخش بسیار متمدن ذهن هانیبال.

494
00:22:00.686 --> 00:22:03.088
و سپس تمام شری
که او وجود دارد، برای

495
00:22:03.121 --> 00:22:06.091
مخاطب وجود دارد که
تصمیم خود را جبران کند.

496
00:22:07.159 --> 00:22:08.493
عصر بخیر، کلاریس.

497
00:22:10.696 --> 00:22:13.498
- فکر کردم شاید نقاشی هایت
را دوست داشته باشی، دکتر.

498
00:22:16.101 --> 00:22:17.803
فقط تا زمانی که دیدگاه خود را دریافت کنید.

499
00:22:19.004 --> 00:22:20.672
- چقدر متفکر.

500
00:22:22.140 --> 00:22:25.110
یا اینکه جک کرافورد
قبل از اینکه هر دو از

501
00:22:25.143 --> 00:22:27.846
کیس خارج شوید شما را
برای آخرین بار فرستاد؟

502
00:22:27.879 --> 00:22:29.614
- نه من اومدم چون خواستم.

503
00:22:34.686 --> 00:22:37.622
- مردم می گویند ما عاشق هستیم.

504
00:22:37.656 --> 00:22:39.758
- اجازه دهید در مورد برخی
از ویژگی های آن صحبت کنم،

505
00:22:39.791 --> 00:22:43.028
خوب سر و صدایی که
ایجاد می کنید وجود دارد.

506
00:22:43.061 --> 00:22:43.895
- اوه بله.

507
00:22:43.929 --> 00:22:44.996
- آره

508
00:22:45.030 --> 00:22:46.732
حالا که احتمالاً نوشته نشده بود،

509
00:22:46.765 --> 00:22:47.966
باید فکر می کردم
که باید از شما باشد،

510
00:22:47.999 --> 00:22:50.435
یا این ایده جاناتان دم بود؟

511
00:22:50.469 --> 00:22:51.603
- این اتفاق در همان لحظه افتاد.

512
00:22:51.636 --> 00:22:53.171
فقط برای شوخی گذاشتمش

513
00:22:54.840 --> 00:22:56.742
چون صدای خنده
جاناتان دمی را شنیدی،

514
00:22:56.775 --> 00:22:59.778
بی سر و صدا و موسیقی
متن را خراب نکرد.

515
00:22:59.811 --> 00:23:03.648
و من فقط این کار را
انجام دادم، فقط به من رسید.

516
00:23:03.682 --> 00:23:06.017
و شنیدم که گفت "خدایا" در گوشه

517
00:23:06.051 --> 00:23:07.452
ای داشت دوربین را تماشا می کرد.

518
00:23:07.486 --> 00:23:09.054
او روی مانیتور بود و
مشغول تماشای فیلم بود.

519
00:23:10.188 --> 00:23:11.957
و گفت: قطع کن.

520
00:23:11.990 --> 00:23:14.025
او می گوید: "تو خیلی
مریض هستی، هاپکینز."

521
00:23:14.059 --> 00:23:15.494
گفتم: از بالا بود؟

522
00:23:15.527 --> 00:23:16.962
گفت: آره، گفت:
ولی من دوستش دارم.

523
00:23:16.995 --> 00:23:18.497
بنابراین ما آن را در آن نگه داشتیم.

524
00:23:21.233 --> 00:23:22.801
- با صدای خش خش اوست

525
00:23:22.834 --> 00:23:24.770
که آنتونی هاپکینز خون یک

526
00:23:24.803 --> 00:23:26.838
نسل کامل را سرد می کند،

527
00:23:26.872 --> 00:23:30.776
و به‌عنوان بزرگ‌ترین روان‌شناس هالیوود
موفق به کسب رتبه‌های راه راه می‌شود.

528
00:23:30.809 --> 00:23:32.244
- پنج، پنج، نه.

529
00:23:32.277 --> 00:23:34.679
- اولین کسی که هزینه را
پرداخت جودی فاستر است،

530
00:23:34.713 --> 00:23:38.750
که هنوز آن را در سال 2016 در
نمایش گراهام نورتون به یاد می آورد.

531
00:23:38.784 --> 00:23:42.654
- آیا درست است، هرگز با
آنتونی هاپکینز صحبت نکردی؟

532
00:23:42.687 --> 00:23:43.622
- جواب منفی.

533
00:23:43.655 --> 00:23:44.656
هرگز با او صحبت نکرد.

534
00:23:44.689 --> 00:23:45.824
او ترسناک بود.

535
00:23:46.992 --> 00:23:48.193
روز اولی که مطالعه داشتیم،

536
00:23:48.226 --> 00:23:50.095
ما مانند کمی خواندن از طریق.

537
00:23:50.128 --> 00:23:52.597
زود رسیدم و بعد رفتم حموم

538
00:23:52.631 --> 00:23:54.032
و برگشتم همه نشسته بودن.

539
00:23:54.065 --> 00:23:56.234
ما خواندن فیلم را انجام دادیم،

540
00:23:56.268 --> 00:23:58.637
و در پایان آن، دیگر هرگز
نمی خواستم با او صحبت کنم.

541
00:23:58.670 --> 00:24:00.138
من متحجر شده بودم.

542
00:24:00.172 --> 00:24:02.808
- اما تو هرگز از پشت
صحنه در راهرو رد نشدی؟

543
00:24:02.841 --> 00:24:03.809
- نه، از او دوری کردم.

544
00:24:06.244 --> 00:24:07.712
من واقعا از او دوری کردم.

545
00:24:07.746 --> 00:24:10.215
و بعد داشتم یک ساندویچ
ماهی تن می خوردم.

546
00:24:10.248 --> 00:24:13.084
روز آخر بود و او به
سمت من آمد و او...

547
00:24:13.118 --> 00:24:14.820
حدس می زنم که او به من دل بسته بود.

548
00:24:14.853 --> 00:24:16.955
و من گفتم، نمی دانم، یک
جورهایی اشک در چشمانم حلقه زد.

549
00:24:16.988 --> 00:24:18.523
گفتم: "من واقعاً
از تو می ترسیدم."

550
00:24:18.557 --> 00:24:20.192
و گفت: از تو ترسیدم!

551
00:24:21.293 --> 00:24:23.228
- می توانم مدارک شما را بپرسم؟

552
00:24:23.261 --> 00:24:24.162
- و زمانی که رسیدیم

553
00:24:24.196 --> 00:24:25.764
در صحنه های ما با هم، او

554
00:24:25.797 --> 00:24:27.866
پشت این پارتیشن شیشه ای بود

555
00:24:27.899 --> 00:24:30.602
و او باید از پارتیشن شیشه ای باز

556
00:24:30.635 --> 00:24:32.103
می شد تا بتوانیم
ارتباط برقرار کنیم.

557
00:24:32.137 --> 00:24:33.138
- نزدیک تر لطفا

558
00:24:35.640 --> 00:24:37.008
نزدیک تر.

559
00:24:47.252 --> 00:24:49.254
- چند چیز بود که اضافه کرد

560
00:24:49.287 --> 00:24:51.623
که به دلایلی، فقط باعث ایجاد
لرز در ستون فقرات من شد.

561
00:24:51.656 --> 00:24:56.328
یک لحظه است که لکتر
در حال رفتن به کلاریس

562
00:24:56.361 --> 00:24:57.762
است و می گوید: "تو
فقط یک روبل هستی."

563
00:24:57.796 --> 00:25:00.098
و "شما یک شهرک کوچک هستید."

564
00:25:01.933 --> 00:25:06.071
و او شروع به تقلید از لهجه من

565
00:25:06.104 --> 00:25:10.041
کرد و این واقعاً مرا ناراحت کرد.

566
00:25:10.942 --> 00:25:13.211
حدس می زنم به عنوان
یک بازیگر، واقعا...

567
00:25:14.312 --> 00:25:16.214
واقعاً من را غافلگیر کرد، داشتن

568
00:25:16.248 --> 00:25:17.749
بازیگری که مقابل آن بازی می کند

569
00:25:17.782 --> 00:25:20.051
از شما شروع به
تقلید لهجه ای می کنید

570
00:25:20.085 --> 00:25:21.319
که به عنوان بازیگر
از آن استفاده می کنید.

571
00:25:21.353 --> 00:25:24.356
و به من رسید.

572
00:25:24.389 --> 00:25:27.225
و من فکر می کنم واقعاً روی
صفحه نمایش نشان می دهد.

573
00:25:27.259 --> 00:25:28.660
- میدونی از نظر من چه شکلی هستی

574
00:25:28.693 --> 00:25:31.096
با کیف خوب و کفش های ارزانت؟

575
00:25:31.129 --> 00:25:32.297
شما شبیه یک یاقوت هستید.

576
00:25:33.999 --> 00:25:37.202
قلوه ای که خوب ساییده
شده و با کمی طعم و مزه.

577
00:25:38.403 --> 00:25:40.639
تغذیه خوب به شما
مقداری طول استخوان

578
00:25:40.672 --> 00:25:42.274
می دهد، اما شما
یک نسل بیشتر نیستید

579
00:25:42.307 --> 00:25:45.977
از سطل زباله سفید بیچاره،
آیا شما مامور استارلینگ هستید؟

580
00:25:46.011 --> 00:25:48.914
و آن لهجه ای که شما
بسیار ناامیدانه سعی

581
00:25:48.947 --> 00:25:51.049
کرده اید از بین ببرید،
ویرجینیای غربی خالص.

582
00:25:51.082 --> 00:25:52.017
پدرت چیه عزیزم؟

583
00:25:52.050 --> 00:25:53.652
آیا او یک معدن زغال سنگ است؟

584
00:25:53.685 --> 00:25:55.787
آیا او بوی زمین می دهد؟

585
00:25:55.820 --> 00:25:58.223
و آه، پسرها چقدر
سریع تو را پیدا کردند.

586
00:25:58.256 --> 00:26:00.158
تمام آن دست و پا
زدن های خسته کننده

587
00:26:00.191 --> 00:26:02.193
و چسبناک در صندلی
های عقب ماشین ها،

588
00:26:02.227 --> 00:26:04.229
در حالی که فقط می
توانستی رویای بیرون

589
00:26:04.262 --> 00:26:05.196
رفتن و رسیدن به هر
جایی را داشته باشی،

590
00:26:05.230 --> 00:26:07.832
رسیدن به اف بی آی

591
00:26:10.068 --> 00:26:11.636
من هیولاها را درک می کنم.

592
00:26:11.670 --> 00:26:12.871
من ظالمان را درک می کنم.

593
00:26:12.904 --> 00:26:14.239
من دیوانه ها را درک می کنم.

594
00:26:14.272 --> 00:26:16.041
نمی دانم چیست،

595
00:26:16.074 --> 00:26:18.009
من به طرز عجیبی
با آنها همدردی دارم.

596
00:26:18.043 --> 00:26:21.046
من می توانم بفهمم
چه چیزی باعث می

597
00:26:21.079 --> 00:26:22.714
شود مردم در این
سطوح تاریک تر تیک بزنند.

598
00:26:27.752 --> 00:26:29.688
- عیسی مسیح!

599
00:26:31.156 --> 00:26:32.290
- اوه اوه اوه

600
00:26:57.949 --> 00:26:59.818
- سلام.

601
00:26:59.851 --> 00:27:03.288
بنابراین ما در استودیو
یونیورسال هستیم.

602
00:27:06.791 --> 00:27:08.960
این محصول دینو دی لورنتیس است.

603
00:27:08.994 --> 00:27:12.330
بنابراین ما وارد
مجموعه اصلی هستیم

604
00:27:12.364 --> 00:27:13.431
که در Silence of
the Lambs داریم.

605
00:27:13.465 --> 00:27:15.700
جایی که دوباره ساخته شده است.

606
00:27:15.734 --> 00:27:16.401
سلام.

607
00:27:17.969 --> 00:27:21.072
بنابراین این بازگشت
به مجموعه اصلی است،

608
00:27:22.307 --> 00:27:26.011
زندانی که در آن دکتر
لکتر را حبس می کنند.

609
00:27:26.978 --> 00:27:28.380
بازگشت به اینجا خنده دار است.

610
00:27:28.413 --> 00:27:31.016
ما هفته گذشته فیلمبرداری
را در اینجا شروع کردیم

611
00:27:31.049 --> 00:27:36.221
و این راهرویی است که
جودی فاستر در آن قدم زد.

612
00:27:38.156 --> 00:27:42.027
پس اینجا برگشتیم مثل دوران قدیم.

613
00:27:42.060 --> 00:27:44.462
من نمی توانم هیچ کدام از
اینها را خیلی جدی بگیرم.

614
00:27:44.496 --> 00:27:46.464
اصلا نمیتونم جدی بگیرمش

615
00:27:46.498 --> 00:27:47.799
به هر حال سرگرم کننده است.

616
00:27:47.832 --> 00:27:48.833
این همه یک بازی است.

617
00:27:48.867 --> 00:27:49.901
و اینها سلولها هستند.

618
00:27:49.934 --> 00:27:53.004
و اینجاست که...

619
00:28:00.111 --> 00:28:03.481
این سلول لکتر بود.

620
00:28:04.883 --> 00:28:07.786
بنابراین، حداقل می گویند،

621
00:28:07.819 --> 00:28:08.820
عجیب است که به اینجا برگردیم.

622
00:28:14.526 --> 00:28:17.796
- 30 مارس 1992 شب اسکار است.

623
00:28:18.997 --> 00:28:20.432
مدتی قبل، کارگردان فیلم،

624
00:28:20.465 --> 00:28:22.367
جاناتان دمی به خبرنگاران گفت،

625
00:28:22.400 --> 00:28:24.969
ما بزرگترین شرور
هالیوود را از زمان

626
00:28:25.003 --> 00:28:26.938
نورمن بیتس در فیلم
روانی خلق کردیم.

627
00:28:28.039 --> 00:28:30.542
بنابراین وقتی ام
سی بیلی کریستال با

628
00:28:30.575 --> 00:28:32.777
ماسک هانیبال لکتر
وارد صحنه می شود،

629
00:28:32.811 --> 00:28:35.213
هاپکینز متوجه می‌شود
که هر حکمی که باشد،

630
00:28:35.246 --> 00:28:38.516
تفسیر او از یک روان‌پزشک
باهوش ترسناک است.

631
00:28:38.550 --> 00:28:39.784
اکنون افسانه ای است و او را به

632
00:28:39.818 --> 00:28:43.154
درجات بزرگترین ها رسانده است.

633
00:28:44.923 --> 00:28:47.092
- رقبای او در رده
بهترین بازیگر مرد

634
00:28:47.125 --> 00:28:49.260
وارن بیتی، رابرت دنیرو،

635
00:28:49.294 --> 00:28:51.362
نیک نولتی و رابین ویلیامز

636
00:29:01.206 --> 00:29:04.275
هاپکینز بعداً می‌گوید
که عصر در حال تغییر

637
00:29:04.309 --> 00:29:06.111
زندگی بود و او بالاخره
احساس کرد که مشروع است

638
00:29:06.144 --> 00:29:09.380
و پذیرفت در این
دنیا که برای او نبود.

639
00:29:14.452 --> 00:29:16.988
- من دارم کمی از آکادمی
را برای شام می خورم.

640
00:29:17.021 --> 00:29:18.356
دوست داری با من بیایی؟

641
00:29:20.492 --> 00:29:21.292
- بله، هر زمان.

642
00:29:21.326 --> 00:29:22.427
- هر زمان.

643
00:29:24.028 --> 00:29:24.896
عصر بخیر.

644
00:29:26.097 --> 00:29:28.500
- خوش آمدید، در کلاب سنت
جیمز لس آنجلس زندگی کنید،

645
00:29:28.533 --> 00:29:31.169
آدمخوار نوازشگر، آنتونی هاپکینز.

646
00:29:39.344 --> 00:29:41.946
- آنتونی، خوش آمدید
و تبریک می گویم.

647
00:29:41.980 --> 00:29:43.515
- متشکرم، تری.

648
00:29:43.548 --> 00:29:45.517
- خوب، یکی از دلایلی که
من با شما مصاحبه می کنم

649
00:29:45.550 --> 00:29:50.321
خیلی دور، به این دلیل است که
رک و پوست کنده، بعد از آن فیلم،

650
00:29:50.355 --> 00:29:52.123
من نسبتاً از شما می ترسم و

651
00:29:52.157 --> 00:29:54.425
تصور می کنم که اکثر مردم

652
00:29:54.459 --> 00:29:56.327
واقعاً نمی خواهم هنگام
شام کنار شما بنشینم.

653
00:29:56.361 --> 00:29:57.228
آیا آنها؟

654
00:29:59.264 --> 00:30:01.966
- نه، همه بلند می شوند و می روند.

655
00:30:02.000 --> 00:30:03.968
وقتی به رستوران می روم، مردم
از جایشان بلند می شوند و می روند.

656
00:30:05.270 --> 00:30:08.173
نه، مردم به روش
دیگری پاسخ نمی دهند.

657
00:30:08.206 --> 00:30:10.208
من به آنها می گویم که من یک گیاهخوار هستم.

658
00:30:12.911 --> 00:30:14.312
- با اسکار در جیبش،

659
00:30:14.345 --> 00:30:16.948
آنتونی هاپکینز به یکی از

660
00:30:16.981 --> 00:30:18.383
پردرآمدترین بازیگران
هالیوود تبدیل شد.

661
00:30:19.317 --> 00:30:21.653
در سال 1992، فرانسیس
فورد کاپولا نقش شکارچی

662
00:30:21.686 --> 00:30:25.056
خون آشام در دراکولا
را به او پیشنهاد داد.

663
00:30:25.089 --> 00:30:27.592
اقتباسی از رمان برام استوکر.

664
00:30:27.625 --> 00:30:29.594
زخم روی صورتش، صلیب در دست،

665
00:30:29.627 --> 00:30:32.564
آنتونی هاپکینز در عنصر خود است.

666
00:30:35.266 --> 00:30:37.936
در کنار گری اولدمن
در نقش کنت دراکولا،

667
00:30:37.969 --> 00:30:40.238
وینونا رایدر و کیانو ریوز

668
00:30:40.271 --> 00:30:42.240
آنتونی هاپکینز خود را در
فیلمبرداری و تمرین های

669
00:30:42.273 --> 00:30:45.510
وسواس گونه تحمیل شده
توسط کاپولا غرق می کند.

670
00:30:45.543 --> 00:30:48.313
مردی که می‌دانست بازیگرانش
را تا مرزهایشان سوق می‌دهد.

671
00:30:50.415 --> 00:30:53.184
- بیا جلوی مطبوعات را بگیریم.

672
00:30:53.218 --> 00:30:55.153
- لازم نیست عوضش کنیم.

673
00:30:55.186 --> 00:30:56.120
ما مجبور نیستیم آن را چاپ کنیم.

674
00:30:56.154 --> 00:30:57.288
- نه اما باید.

675
00:30:57.322 --> 00:30:58.256
شما همه این دلایل را دارید،

676
00:30:58.289 --> 00:30:59.591
هر بار که آن را مشخص می کنیم،

677
00:30:59.624 --> 00:31:02.227
میخ دیگری از تابوت من است.

678
00:31:05.430 --> 00:31:07.665
- ما در نپا بودیم که
شروع کردیم به تمرین

679
00:31:07.699 --> 00:31:10.235
در خانه اش، این صحنه بزرگ صدا.

680
00:31:10.268 --> 00:31:12.270
و گفت: «می‌خواهم کل کتاب

681
00:31:12.303 --> 00:31:15.707
را با هم و با
صدای بلند بخوانیم».

682
00:31:15.740 --> 00:31:17.175
دو روز طول کشید.

683
00:31:17.208 --> 00:31:18.676
و گفت: «چون می‌خواهم

684
00:31:18.710 --> 00:31:20.645
همه ما کتاب را جذب کنیم.»

685
00:31:20.678 --> 00:31:24.115
خواندن آن کتاب یک ماراتن بود.

686
00:31:24.148 --> 00:31:26.651
من ذهن تحلیلی ندارم.

687
00:31:26.684 --> 00:31:29.220
من خیلی آدم باهوش
یا روشنفکری نیستم.

688
00:31:29.254 --> 00:31:34.425
بنابراین من غریزه خوبی دارم.

689
00:31:35.627 --> 00:31:37.295
و نظریه من، برای آنچه ارزش دارد،

690
00:31:37.328 --> 00:31:40.632
دانستن متن به خوبی،
فیلمنامه به خوبی،

691
00:31:40.665 --> 00:31:42.634
زیرا کلمه قدرتمند است

692
00:31:43.768 --> 00:31:45.336
این تمام کاری است که باید انجام دهم.

693
00:31:45.370 --> 00:31:47.138
این تمام چیزی است که من قادر به انجام آن هستم.

694
00:31:47.171 --> 00:31:49.741
من قبلاً به خاطر یاد
نگرفتن خطوط و به

695
00:31:49.774 --> 00:31:51.242
خاطر سپردن متن ها
دچار روان رنجوری بودم.

696
00:31:51.276 --> 00:31:53.678
یکی از کابوس های بازیگر من این

697
00:31:53.711 --> 00:31:54.913
است که حاضر شود و خطوط را نداند.

698
00:31:54.946 --> 00:31:59.417
بنابراین شاید بیش از حد
جبران کنم، اما متوجه می شوم که

699
00:31:59.450 --> 00:32:04.255
با یادگیری آن، احساس راحتی
و اعتماد به نفس به من می دهد.

700
00:32:04.289 --> 00:32:07.091
روی صحنه یا صحنه هر
جایی که انجام می‌دهم راه بروم و

701
00:32:07.125 --> 00:32:10.361
بدانم که می‌دانم، می‌دانم
چگونه این کار را انجام دهم.

702
00:32:13.631 --> 00:32:16.034
خب، این فیلم بسیار
محدودی بود که باید در

703
00:32:16.067 --> 00:32:18.202
آن حضور داشت، زیرا
فرانسیس فورد کاپولا،

704
00:32:18.236 --> 00:32:22.473
کارگردان فوق العاده ای که
هست، او یک کنترل کننده عالی است.

705
00:32:22.507 --> 00:32:23.474
او همه چیز را کنترل می کند.

706
00:32:23.508 --> 00:32:25.376
بنابراین شما حق انتخاب زیادی ندارید.

707
00:32:25.410 --> 00:32:28.546
و من برای انتخابم جنگیدم تا ون

708
00:32:28.579 --> 00:32:30.081
هلسینگ را مانند
یک دیوانه دیوانه کنم،

709
00:32:30.114 --> 00:32:33.451
می خواست که او این

710
00:32:33.484 --> 00:32:37.055
شورشگر، بینا، و مرد بد باشد.

711
00:32:37.088 --> 00:32:40.124
من یک زخم داشتم، او یک
دوئل جنگید و این چیزها.

712
00:32:40.158 --> 00:32:43.695
و بنابراین من خودم آن را
ساختم، نمی دانم چگونه به دست آمد.

713
00:32:43.728 --> 00:32:47.065
عیسی، خدا، من به نام
مسیح به تو امر می کنم!

714
00:32:52.136 --> 00:32:53.004
نه!

715
00:32:54.806 --> 00:32:56.474
نه!

716
00:32:56.507 --> 00:32:59.811
و من مجبور شدم
مقداری را بیرون بیاورم

717
00:32:59.844 --> 00:33:02.480
- در سال 1992، یک
تغییر مناظر وجود دارد

718
00:33:02.513 --> 00:33:06.284
و یک برخورد سرنوشت
ساز در حرفه آنتونی هاپکینز.

719
00:33:06.317 --> 00:33:08.219
او به فیلمبرداری
هاواردز اند، یک فیلم

720
00:33:08.252 --> 00:33:10.722
دورهمی به کارگردانی
جیمز آیوری پیوست.

721
00:33:12.423 --> 00:33:14.559
این فیلم آغاز همکاری
آنها خواهد بود که با

722
00:33:14.592 --> 00:33:17.328
The Remains of the
Day ادامه خواهد یافت.

723
00:33:17.362 --> 00:33:19.030
و زنده ماندن از پیکاسو.

724
00:33:21.632 --> 00:33:22.433
این چیزی است که من در

725
00:33:22.467 --> 00:33:24.802
مورد کار در فیلم دوست دارم.

726
00:33:24.836 --> 00:33:26.604
تو فقط باهاش ​​کنار بیای

727
00:33:28.740 --> 00:33:31.809
هر چه آرامش بیشتری داشته
باشید، فکر می کنم راحت تر است.

728
00:33:31.843 --> 00:33:35.847
و من این روش را دوست
دارم زیرا بدون زحمت است.

729
00:33:35.880 --> 00:33:40.351
من خطوط را خیلی خوب و
بسیار روشمند یاد می گیرم.

730
00:33:40.385 --> 00:33:41.719
به طوری که بتوانم
بداهه بداهه کنم

731
00:33:41.753 --> 00:33:45.790
و در هر برداشت
آنها را واقعی کنم.

732
00:33:45.823 --> 00:33:46.791
صحنه 59F، نگاهی به 1.

733
00:33:46.824 --> 00:33:51.095
- پس من آن عرق
یا آن تنش را ندارم،

734
00:33:51.129 --> 00:33:53.531
با ندانستن خطوط

735
00:33:53.564 --> 00:33:55.666
رابطه من با کارگردانان
تغییر کرده است.

736
00:33:55.700 --> 00:33:58.403
قبلا باهاشون دعوا
میکردم الان نه.

737
00:33:58.436 --> 00:33:59.570
من فکر می کنم که آنها
بهترین کاری را که می توانند

738
00:33:59.604 --> 00:34:01.406
انجام می دهند، و من
بهترین کار را انجام می دهم.

739
00:34:02.607 --> 00:34:03.674
به نظر می رسد که
اکنون خوب هستیم،

740
00:34:03.708 --> 00:34:06.210
که یک تغییر جدید
عالی برای من است.

741
00:34:06.244 --> 00:34:08.846
هلن عزیز من برای
منشی شما متاسفم.

742
00:34:08.880 --> 00:34:10.314
من حتما انجام میدم.

743
00:34:10.348 --> 00:34:12.216
اما همه اینها بخشی
از نبرد زندگی است.

744
00:34:12.250 --> 00:34:13.518
- نبرد زندگی؟

745
00:34:13.551 --> 00:34:14.852
- آره.

746
00:34:14.886 --> 00:34:15.887
- مردی که پول کم داشت، کم دارد.

747
00:34:15.920 --> 00:34:17.155
مدیون ماست.

748
00:34:17.188 --> 00:34:18.156
- اوه بیا بیا

749
00:34:18.189 --> 00:34:18.823
به هر حال شما مقصر نیستید.

750
00:34:18.856 --> 00:34:19.724
هیچ کس مقصر نیست.

751
00:34:19.757 --> 00:34:20.725
- هیچکس؟

752
00:34:20.758 --> 00:34:22.527
اوه کسی مقصر نیست؟

753
00:34:22.560 --> 00:34:24.462
- من اینو نگفتم

754
00:34:24.495 --> 00:34:26.264
شما مسائل را خیلی جدی می گیرید.

755
00:34:27.465 --> 00:34:30.268
هلن عزیز من برای
منشی شما متاسفم.

756
00:34:30.301 --> 00:34:31.536
من حتما انجام میدم.

757
00:34:31.569 --> 00:34:33.271
اما همه اینها بخشی
از نبرد زندگی است.

758
00:34:33.304 --> 00:34:34.605
- نبرد زندگی؟

759
00:34:34.639 --> 00:34:35.807
- آره.

760
00:34:35.840 --> 00:34:36.574
- مردی که پول کم داشت، کم دارد.

761
00:34:36.607 --> 00:34:37.608
مدیون ماست.

762
00:34:37.642 --> 00:34:38.576
- اوه بیا بیا

763
00:34:38.609 --> 00:34:39.577
شما مقصر نیستید.

764
00:34:39.610 --> 00:34:40.445
هیچ کس مقصر نیست.

765
00:34:40.478 --> 00:34:41.512
- هیچکس؟

766
00:34:41.546 --> 00:34:42.547
کسی مقصر چیزی نیست؟

767
00:34:42.580 --> 00:34:44.148
- من اینو نگفتم

768
00:34:44.182 --> 00:34:45.917
شما مسائل را خیلی جدی می گیرید.

769
00:34:45.950 --> 00:34:47.885
- چطور به شخصیت دست پیدا کردی؟

770
00:34:47.919 --> 00:34:49.487
شما در آن بازی کردید؟

771
00:34:49.520 --> 00:34:50.755
- سبیل این کار را کرد.

772
00:34:50.788 --> 00:34:51.622
- اوه؟

773
00:34:51.656 --> 00:34:52.857
- آره

774
00:34:52.890 --> 00:34:55.259
بنابراین به اتاق
آرایش رفتم و آنها گفتند:

775
00:34:55.293 --> 00:34:56.594
"در این سبیل می پوشی؟"

776
00:34:56.627 --> 00:34:58.229
گفتم: خوب من بزرگ نشدم، نه.

777
00:34:58.262 --> 00:35:00.198
او گفت: "خب، من
یکی برای شما دارم."

778
00:35:00.231 --> 00:35:01.399
گفتم: باشه بپوشیمش.

779
00:35:01.432 --> 00:35:03.501
من آن را پوشیدم و
گفتم: "مرد آنجاست."

780
00:35:03.534 --> 00:35:06.204
و این باعث شد که
احساس کنم پدربزرگم،

781
00:35:06.237 --> 00:35:08.439
پدر پدرم هستم، او یک
ویکتوریایی سختگیر بود.

782
00:35:08.473 --> 00:35:11.409
و من در آینه نگاه کردم،
و فکر کردم: "او است."

783
00:35:11.442 --> 00:35:12.543
و با چشمانم کاری کرد،

784
00:35:12.577 --> 00:35:13.644
با صورتم کاری کرد،

785
00:35:13.678 --> 00:35:15.613
به آن نوعی مزیت می دهد.

786
00:35:15.646 --> 00:35:17.415
و چشمانم را برجسته کرد.

787
00:35:17.448 --> 00:35:18.916
من فکر می کردم که این مرد مردی

788
00:35:18.950 --> 00:35:20.651
بی رحم است و او مردی سرسخت است.

789
00:35:20.685 --> 00:35:22.820
و می توانستم او را
در لباس تیره ببینم.

790
00:35:22.854 --> 00:35:24.856
بنابراین من مجبور نبودم
کار زیادی انجام دهم.

791
00:35:24.889 --> 00:35:27.625
هنری ویلکاکس وجود دارد.

792
00:35:27.658 --> 00:35:28.759
هنری

793
00:35:30.361 --> 00:35:33.364
من آن را ماسک می نامم، و
حتی لازم نیست آرایش باشد.

794
00:35:33.397 --> 00:35:35.900
این می تواند یک جفت کفش
یا می تواند یک ژاکت باشد.

795
00:35:35.933 --> 00:35:37.969
و من به یاد می آورم بقایای روز،

796
00:35:38.002 --> 00:35:41.205
اولین روز من
پوشیدن کت بارانی بود.

797
00:35:41.239 --> 00:35:44.709
چون باران می‌بارید و سوار ماشین

798
00:35:44.742 --> 00:35:46.344
می‌شد و سپس در محل می‌پیچید،

799
00:35:46.377 --> 00:35:48.846
و من در آینه نگاه کردم و پدربزرگ

800
00:35:48.880 --> 00:35:50.915
خودم بود که به من نگاه می کرد.

801
00:35:50.948 --> 00:35:55.820
یه همچین کتی و کلاه
نمدی سبز می پوشید.

802
00:35:55.853 --> 00:35:57.455
و من نگاه کردم، و
فکر کردم، "او است"

803
00:35:57.488 --> 00:36:00.558
و احساس کردم همه چیز کمی در

804
00:36:00.591 --> 00:36:02.493
درونم دگرگون شد
و همه چیز زنده شد.

805
00:36:04.829 --> 00:36:07.732
شما باید به خوبی مراقب
خودت باشید خانم بن.

806
00:36:07.765 --> 00:36:10.334
- شما هم، آقای استیونز،
این قول را به من بدهید.

807
00:36:10.368 --> 00:36:11.869
- اوه بله، قول می دهم.

808
00:36:11.903 --> 00:36:13.004
شما باید تمام تلاش خود را

809
00:36:13.037 --> 00:36:14.839
بکنید تا این سالها را شاد کنید

810
00:36:14.872 --> 00:36:16.641
برای خودت و شوهرت

811
00:36:17.909 --> 00:36:19.677
نمی دانم چرا آن مردان
سرکوب شده را بازی می کنم.

812
00:36:19.710 --> 00:36:21.546
شاید من اینطوری هستم، نمی دانم.

813
00:36:21.579 --> 00:36:22.847
من خیلی خجالتی هستم

814
00:36:22.880 --> 00:36:26.284
من زیاد اهل اجتماع نیستم

815
00:36:26.317 --> 00:36:29.754
من اصلا اهل اجتماع
نیستم واقعاً دوستان

816
00:36:29.787 --> 00:36:33.758
خیلی کمی دارم اما
در راه خودم خوشحالم.

817
00:36:33.791 --> 00:36:36.961
من خیلی دوست دارم تنها باشم.

818
00:36:36.994 --> 00:36:40.498
من متاهل هستم و
همسر و چند دوست دارم،

819
00:36:40.531 --> 00:36:44.902
اما بیشتر اوقات شرکت
خودم را ترجیح می دهم.

820
00:36:44.936 --> 00:36:48.472
پس شاید به همین دلیل است که مرا
در این قسمت های عجیب انداختند.

821
00:36:49.774 --> 00:36:51.876
- آنتونی هاپکینز و اما تامپسون
دوباره با هم متحد می شوند

822
00:36:51.909 --> 00:36:54.712
در «بازمانده‌های روز» اثر جیمز

823
00:36:54.745 --> 00:36:56.414
آیوری، یک سال
پس از پایان هاوارد.

824
00:36:57.882 --> 00:36:59.850
در این فیلم آنها نقش یک
ساقی و یک خانه دار را بازی

825
00:36:59.884 --> 00:37:01.986
می کنند که در یک رابطه
عاشقانه و خاموش گرفتار شده اند

826
00:37:02.019 --> 00:37:04.755
تابع وزن قراردادها

827
00:37:04.789 --> 00:37:08.025
در اینجا، هاپکینز به پوست
درونگراترین، ظریف‌ترین

828
00:37:08.059 --> 00:37:11.529
و تقریباً شبح‌آلودترین
شخصیت حرفه‌اش می‌لغزد.

829
00:37:12.597 --> 00:37:14.732
- دارم به وقت خصوصی
شما هجوم میبرم.  من هستم؟

830
00:37:14.765 --> 00:37:15.633
- آره.

831
00:37:17.001 --> 00:37:18.803
- در آن کتاب چیست؟

832
00:37:18.836 --> 00:37:20.805
بیا ببینم

833
00:37:22.740 --> 00:37:23.674
یا داری از من محافظت میکنی؟

834
00:37:23.708 --> 00:37:24.976
این همان کاری است که شما انجام می دهید؟

835
00:37:26.777 --> 00:37:27.745
آیا شوکه می شوم؟

836
00:37:28.980 --> 00:37:30.915
- آنتونی هاپکینز
سرکوب شده کامل است

837
00:37:30.948 --> 00:37:33.451
نجیب زاده انگلیسی، چون او تمام

838
00:37:33.484 --> 00:37:34.418
زیبایی های بیرونی
را دارد، می دانید؟

839
00:37:34.452 --> 00:37:35.653
او می داند که چگونه
قابل ارائه باشد،

840
00:37:35.686 --> 00:37:40.358
و چگونه چای را به درستی بیاورد،

841
00:37:40.391 --> 00:37:42.593
و با این حال شما هرگز
سردی را احساس نمی کنید.

842
00:37:42.627 --> 00:37:43.995
شما همیشه احساس می
کنید که در زیر آن، این

843
00:37:44.028 --> 00:37:47.398
قلب فوق العاده گرم،
بزرگ و زیبا وجود دارد

844
00:37:47.431 --> 00:37:49.467
که مشتاق بیرون آمدن است

845
00:37:49.500 --> 00:37:51.736
و آن وقت است که آن
فیلم‌ها واقعاً کار می‌کنند،

846
00:37:51.769 --> 00:37:55.339
زمانی که آن شخصیت‌های
بسیار شیطون انگلیسی

847
00:37:55.373 --> 00:37:56.774
نه فقط آن چیزی
که در بیرون هستند،

848
00:37:56.807 --> 00:37:58.609
بلکه شما می توانید
آن را درک کنید

849
00:37:58.643 --> 00:38:00.544
که در درون کسی
است که واقعاً مشتاق

850
00:38:00.578 --> 00:38:03.581
فراتر رفتن از این
سرکوب ویکتوریایی است.

851
00:38:04.649 --> 00:38:05.816
- من این کتاب ها را خواندم.

852
00:38:06.817 --> 00:38:09.920
هر کتابی برای تقویت مهارت

853
00:38:09.954 --> 00:38:11.922
و دانش من در زبان انگلیسی.

854
00:38:13.124 --> 00:38:16.527
خانم کنتون برای ادامه
تحصیل مطالعه کردم.

855
00:38:19.630 --> 00:38:22.033
- اما چند کار بود که در
هاواردز اند انجام می دهید،

856
00:38:22.066 --> 00:38:23.734
که به نظر من نه تنها درخشان،

857
00:38:23.768 --> 00:38:25.469
بلکه بسیار تکان دهنده است،

858
00:38:25.503 --> 00:38:26.570
اما همچنین، نمی توانم تصور کنم که
آنها در فیلمنامه حضور داشته باشند.

859
00:38:26.604 --> 00:38:29.373
به ویژه، شخصیتی که شما نقش
آن را بازی می کنید، آقای ویلکاکس.

860
00:38:29.407 --> 00:38:30.541
- آره

861
00:38:30.574 --> 00:38:33.044
- وقتی او در حال صحبت
است دو اتفاق در فیلم رخ می دهد

862
00:38:33.077 --> 00:38:34.779
در مورد چیزی شرم
آور در گذشته خود،

863
00:38:34.812 --> 00:38:39.016
و هر دو بار او نمی
خواهد به او نگاه شود.

864
00:38:39.050 --> 00:38:40.785
او نمی خواهد با همسرش
ارتباط چشمی برقرار کند.

865
00:38:40.818 --> 00:38:42.620
او به نوعی صورت خود را پنهان می کند.

866
00:38:42.653 --> 00:38:43.587
اونها رو یادت هست؟

867
00:38:43.621 --> 00:38:44.455
- اوه، من این کار را کردم.

868
00:38:44.488 --> 00:38:45.523
- آره

869
00:38:46.657 --> 00:38:49.060
- پس معشوقه اون زن بودی؟

870
00:38:50.661 --> 00:38:53.497
- با ظرافت همیشگیت
بگویم، بله، بودم.

871
00:38:53.531 --> 00:38:54.398
- چه زمانی؟

872
00:38:55.633 --> 00:38:56.600
چه زمانی، لطفا؟

873
00:38:56.634 --> 00:38:57.635
- 10 سال پیش!

874
00:39:00.204 --> 00:39:01.639
متاسفم 10 سال پیش

875
00:39:03.074 --> 00:39:05.142
نمی دانم، شاید در
فیلمی جایی دیده بودم.

876
00:39:05.176 --> 00:39:08.145
فکر می‌کنم چارلز لاتون
این کار را در گوژپشت

877
00:39:08.179 --> 00:39:09.413
نوتردام انجام داد، او
چهره‌اش را پنهان کرد.

878
00:39:09.447 --> 00:39:10.414
شاید بوده است...

879
00:39:10.448 --> 00:39:11.982
آره فکر کنم همین بود

880
00:39:12.016 --> 00:39:12.950
شاید من دزدیدمش

881
00:39:12.983 --> 00:39:15.019
برای دزدیدن قطعه خوبی است.

882
00:39:16.487 --> 00:39:18.689
او گفت: "من چقدر
زشتم" و حرفش را زد...

883
00:39:19.623 --> 00:39:20.925
فکر کنم اون رو دزدیدم

884
00:39:20.958 --> 00:39:22.159
- لحظه فوق العاده ای است،

885
00:39:22.193 --> 00:39:23.928
و واقعاً از بین می رود زیرا -

886
00:39:23.961 --> 00:39:25.730
- اوه، و بعد او خراب می شود، نه،

887
00:39:25.763 --> 00:39:26.964
در پایان؟

888
00:39:26.997 --> 00:39:27.965
- در پایان او این
کار را می کند، بله.

889
00:39:27.998 --> 00:39:29.100
- طاقت دیدن گریه را نداشت.

890
00:39:29.133 --> 00:39:30.134
بله، نشان دادن احساسات

891
00:39:31.202 --> 00:39:32.536
متاسفم.

892
00:39:32.570 --> 00:39:34.171
فکر می کنم به همین
دلیل است که من با

893
00:39:34.205 --> 00:39:35.573
این شخصیت ها
اشتراکات زیادی دارم.

894
00:39:35.606 --> 00:39:38.008
من زیاد از تحمل
احساسات خوشم نمیاد

895
00:39:38.042 --> 00:39:40.945
شاید این یک چیز انگلیسی
است، شاید یک چیز مردانه است.

896
00:39:40.978 --> 00:39:42.213
ولی من دوستش ندارم.

897
00:39:42.246 --> 00:39:45.216
من از نمایش اشک
خوشم نمی آید و می دانید.

898
00:39:53.190 --> 00:39:54.592
- اما من احساس بازیگری ندارم.

899
00:39:54.625 --> 00:39:56.794
من نمی دانم بازیگر چه لعنتی است.

900
00:39:56.827 --> 00:40:00.564
بیشتر اوقات احساس
می کنم عضو سیرک هستم.

901
00:40:00.598 --> 00:40:01.799
شما به دور دنیا سفر می کنید.

902
00:40:01.832 --> 00:40:03.734
شما به اطراف سفر می کنید،
به شهرها می رسید، و به مکان

903
00:40:03.768 --> 00:40:07.838
هایی می رسید، کار را انجام
می دهید و سپس به خانه می روید.

904
00:40:07.872 --> 00:40:13.043
وقتی بزرگتر می شوم، فقط احساس می کنم
که تنها کاری که انجام می دهم یک شغل است.

905
00:40:16.147 --> 00:40:17.548
نه چیزی بیشتر و نه کمتر.

906
00:40:17.581 --> 00:40:20.184
اتفاقا درآمد خوبی هم
دارد و عمومی است.

907
00:40:21.552 --> 00:40:23.554
و من نگرش پدرم را دارم.

908
00:40:23.587 --> 00:40:25.689
انگار پدرم الان درون من است.

909
00:40:25.723 --> 00:40:28.793
هر چه بیشتر گاهی عکس های

910
00:40:28.826 --> 00:40:30.861
خودم را می بینم و
شبیه پدرم می شوم.

911
00:40:30.895 --> 00:40:34.498
و فکر می کنم او در
من زنده و سالم است.

912
00:40:34.532 --> 00:40:37.635
من نگرش ها، ارزش های او
و همه چیزهای دیگر را دارم.

913
00:40:38.936 --> 00:40:40.137
او زندگی سختی داشت و من

914
00:40:40.171 --> 00:40:42.907
نسبتاً زندگی بسیار
آسانی داشته ام.

915
00:40:42.940 --> 00:40:45.209
در واقع، من زندگی
بسیار آسانی دارم، دوره.

916
00:40:45.242 --> 00:40:47.611
من فقط یکی از آن افراد
بسیار خوش شانس هستم.

917
00:40:52.817 --> 00:40:54.952
من خیلی غیرقابل پیش
بینی و بد خلق هستم.

918
00:40:56.754 --> 00:40:59.690
ببین من وارد یه موقعیت
میشم و میگم "اوه سلام. ممممم."

919
00:40:59.723 --> 00:41:01.058
میدونی من میخوام دوست داشته باشم

920
00:41:01.091 --> 00:41:04.195
بنابراین من وارد یک مجموعه
فیلم یا یک نمایش جدید می

921
00:41:04.228 --> 00:41:07.631
شوم، هر چه باشد، و من
آقای دوستانه، آقای خوب هستم.

922
00:41:07.665 --> 00:41:09.166
چون میخواهم دوست داشته باشم

923
00:41:09.200 --> 00:41:11.769
من می خواهم برای
همه خوشایند باشم.

924
00:41:11.802 --> 00:41:13.737
و ناگهان یک نفر
روی انگشتان پاهایم پا

925
00:41:13.771 --> 00:41:16.006
می گذارد و من مثل
یک فشفشه می روم.

926
00:41:16.040 --> 00:41:18.542
- باید او را در
چند روز بدبین ببینم،

927
00:41:18.576 --> 00:41:21.712
وقتی سر تونی بداخلاق می‌شد و این

928
00:41:21.745 --> 00:41:24.048
سرگرم‌کننده بود،
بسیار سرگرم‌کننده.

929
00:41:24.081 --> 00:41:27.084
و من به شما می گویم
وقتی تونی بداخلاق

930
00:41:27.117 --> 00:41:28.052
است، دریای سرخ از هم جدا می شود.

931
00:41:29.854 --> 00:41:33.324
در واقع، موسی را فراموش
کن، اگر من خدا را دور می زدم،

932
00:41:33.357 --> 00:41:35.559
من نقش سر تونی را انتخاب می کردم.

933
00:41:35.593 --> 00:41:38.028
سر آنتونی هاپکینز،
زیرا او نیرویی دارد.

934
00:41:41.332 --> 00:41:42.800
این یک فانتزی عاشقانه است

935
00:41:42.833 --> 00:41:46.971
من از تنهایی دارم،
گرگ تنها که...

936
00:41:47.004 --> 00:41:51.775
فرد تنهای که به
هیچ محبتی نیاز ندارد

937
00:41:51.809 --> 00:41:52.943
این بخشی از زندگی
من است، در واقع.

938
00:41:52.977 --> 00:41:56.113
فکر می کنم می توانم بدون
محبت و عشق خیلی خوب کار کنم.

939
00:41:57.948 --> 00:42:01.285
این نوید خوبی برای یک
زندگی خوب، یک زندگی

940
00:42:01.318 --> 00:42:03.721
کامل نیست، اما من می
توانم از مردم کنار بکشم

941
00:42:03.754 --> 00:42:05.289
و خودم را ببندم

942
00:42:06.757 --> 00:42:09.059
شاید نوعی شهادت باشد.

943
00:42:12.029 --> 00:42:14.098
من به طرز وحشیانه
ای به مردم سر می زدم.

944
00:42:14.131 --> 00:42:16.233
من از شر مردم خلاص می
شدم، از شر دوستان خلاص می

945
00:42:16.267 --> 00:42:18.002
شدم و آنها تعجب می کردند
که چه اتفاقی افتاده است.

946
00:42:18.035 --> 00:42:20.638
و اخیراً، در سال
گذشته، حدس می‌زنم،

947
00:42:21.839 --> 00:42:23.908
چیزی در من تغییر کرد
و فکر می کردم زندگی

948
00:42:23.941 --> 00:42:26.010
برای انجام همه این
کارها خیلی کوتاه است.

949
00:42:26.043 --> 00:42:27.344
من چند دوست دارم و بسیار خوش

950
00:42:27.378 --> 00:42:29.680
شانس هستم که آنها
را در زندگی خود دارم.

951
00:42:30.414 --> 00:42:31.582
واقعا خوش شانس.

952
00:42:31.615 --> 00:42:35.252
زیرا آنها مرا می
بینند که مستقیماً در فک

953
00:42:35.286 --> 00:42:36.253
های جهنم راه می روم،
زیرا من ساده لوح هستم.

954
00:42:36.287 --> 00:42:38.088
من به راحتی توسط
مردم جذب می شوم و

955
00:42:38.122 --> 00:42:41.091
حدس می زنم تقصیر
اصلی من همین است.

956
00:42:41.125 --> 00:42:44.929
عیب اصلی من این است
که خیلی ساده لوح هستم.

957
00:42:46.363 --> 00:42:49.633
به من می گویند که
طبیعت پیچیده ای دارم.

958
00:42:49.667 --> 00:42:52.703
من در واقع احساس پیچیدگی نمی کنم،
احساس می کنم کاملاً ساده لوح هستم.

959
00:42:56.340 --> 00:42:57.942
- آنتونی هاپکینز با فکر بزرگ شد

960
00:42:57.975 --> 00:42:59.777
او ارزش زیادی نداشت

961
00:42:59.810 --> 00:43:03.080
کودکی گوشه گیر
بدون استعداد خاصی.

962
00:43:03.113 --> 00:43:06.283
در پورت تالبوت، ولز، مردم
او را "دامبو" صدا می کردند.

963
00:43:07.985 --> 00:43:10.354
اگرچه او هرگز قصد
انتقام گرفتن نداشت،

964
00:43:10.387 --> 00:43:12.656
اما موفق می شود
جایی در هالیوود پیدا کند

965
00:43:12.690 --> 00:43:15.292
که دوست دارد
بازیگرانش را کبوتر کند.

966
00:43:15.326 --> 00:43:17.294
او قدرت و استعداد خود را از

967
00:43:17.328 --> 00:43:19.396
قرار ندادن در هیچ قالبی می گیرد.

968
00:43:25.102 --> 00:43:27.171
او بار دیگر این را
ثابت می کند، وقتی الیور

969
00:43:27.204 --> 00:43:29.940
استون برخلاف همه
انتظارات او را انتخاب می کند.

970
00:43:29.974 --> 00:43:32.242
انگلیسی ترین بازیگر
هالیوود که با تغییر

971
00:43:32.276 --> 00:43:35.245
دوباره نقش یک آمریکایی
معمولی را بازی می کند.

972
00:43:35.279 --> 00:43:37.948
اما این بار در نقش
رئیس جمهور نیکسون.

973
00:43:42.987 --> 00:43:44.321
- او ترسیده بود

974
00:43:46.190 --> 00:43:48.125
زیرا، "چگونه می توانم نیکسون باشم؟

975
00:43:48.158 --> 00:43:50.461
آنها به من به عنوان یک
کلاهبردار نگاه می کنند."

976
00:43:50.494 --> 00:43:52.863
شما ولزی هستید،
شما انگلیسی نیستید.

977
00:43:52.896 --> 00:43:54.198
شما ولزی هستید،
تفاوت زیادی وجود دارد.

978
00:43:54.231 --> 00:43:55.466
و من گفتم: "تو
نیمه راه را رفته ای.

979
00:43:55.499 --> 00:43:56.900
به هر حال شما در اقیانوس اطلس هستید.

980
00:43:56.934 --> 00:43:59.003
دور نیستی."

981
00:43:59.036 --> 00:44:00.871
گفتم: «چیزی در روحیه تو

982
00:44:00.904 --> 00:44:03.040
هست که لجبازی، لجبازی،

983
00:44:03.073 --> 00:44:06.310
و با این حال دارای یک
کیفیت اشتباه بزرگ است."

984
00:44:06.343 --> 00:44:08.812
- من باید به جنگیدن ادامه
دهم، رفیق، برای کشور.

985
00:44:08.846 --> 00:44:12.216
این افراد امور را
اداره می کنند، نخبگان.

986
00:44:12.249 --> 00:44:14.885
آنها فقط خرخرهای نرم هستند.

987
00:44:16.820 --> 00:44:18.822
آنها دیگر چشم انداز
بلند مدت ندارند.

988
00:44:18.856 --> 00:44:21.258
آنها فقط می خواهند
الاغ خود را بپوشانند و

989
00:44:21.291 --> 00:44:23.427
با دختران ملاقات کنند
و یکدیگر را خراب کنند.

990
00:44:23.460 --> 00:44:27.831
اوه خدا، این کشور در دردسر
عمیق، عمیق و عمیقی است، رفیق.

991
00:44:27.865 --> 00:44:29.299
وارد روانشناسی مرد شدم.

992
00:44:29.333 --> 00:44:30.467
پارانویای او را فهمیدم.

993
00:44:30.501 --> 00:44:35.072
تنهایی او، وحشت‌هایش،
تیرگی زندگی‌اش،

994
00:44:35.105 --> 00:44:40.144
و دروغ‌هایی که
می‌گفت را درک کردم.

995
00:44:40.177 --> 00:44:44.381
او در باتلاق چنین
دروغ هایی گرفتار شد.

996
00:44:45.883 --> 00:44:49.753
و من برای او متاسف شدم
زیرا او همیشه خارجی بود.

997
00:44:59.997 --> 00:45:03.734
وقتی به شما نگاه می کنند، می
بینند که چه چیزی می خواهند باشند.

998
00:45:07.271 --> 00:45:11.141
وقتی به من نگاه می کنند،
می بینند که چه هستند.

999
00:45:14.878 --> 00:45:17.247
خب من هیچ توهمی نداشتم که قرار

1000
00:45:17.281 --> 00:45:19.183
است کری گرانت یا
رابرت ردفورد باشم.

1001
00:45:19.216 --> 00:45:21.852
و هر لحظه که می خواستند کاری

1002
00:45:21.885 --> 00:45:24.455
انجام دهند یا کسی
می گفت: "این یک..."

1003
00:45:24.488 --> 00:45:26.190
اون قسمتی که باید بهم بدی

1004
00:45:26.223 --> 00:45:31.328
می‌دانستم که همان چیزی هستم که
به آن «بازیگر شخصیت» می‌گویند.

1005
00:45:34.998 --> 00:45:36.266
بلای، من همیشه خیلی درشت بودم.

1006
00:45:36.300 --> 00:45:37.401
من یک بازیگر نقش اول مرد نیستم.

1007
00:45:37.434 --> 00:45:42.973
من برد پیت، رابرت
ردفورد یا تام کروز نیستم.

1008
00:45:43.874 --> 00:45:44.775
اینها ستاره های برجسته سینما هستند.

1009
00:45:44.808 --> 00:45:47.311
من ستاره سینما نیستم،
من یک بازیگر سینما هستم.

1010
00:45:49.146 --> 00:45:51.982
- و در ملاقات با جو
بلک در سال 1998،

1011
00:45:52.015 --> 00:45:54.518
که بازیگر به طور کامل
ثبت نام خود را تغییر می دهد.

1012
00:45:54.551 --> 00:45:56.954
ایفای نقش یک میلیاردر
در پایان عمرش

1013
00:45:56.987 --> 00:45:59.423
در مقابل برد پیت که
مرگ را مجسم می کند

1014
00:45:59.456 --> 00:46:01.992
آمده تا او را به
آخرین سفرش ببرم.

1015
00:46:03.594 --> 00:46:05.028
- سوال.

1016
00:46:11.034 --> 00:46:12.536
- من دارم میمیرم؟

1017
00:46:23.547 --> 00:46:24.581
- آره.

1018
00:46:25.716 --> 00:46:28.252
- این دومین بار
است که این دو بازیگر

1019
00:46:28.285 --> 00:46:31.922
چهار سال پس از بازی
با هم در Legends

1020
00:46:31.955 --> 00:46:33.157
of the Fall، در یک
مجموعه فیلم ملاقات کنید.

1021
00:46:34.625 --> 00:46:37.194
یک بازیگر در یک طرف و
یک ستاره در طرف دیگر وجود

1022
00:46:37.227 --> 00:46:41.031
ندارد، بلکه دو نسل هستند
که همدیگر را آینه می کنند.

1023
00:46:41.064 --> 00:46:42.499
دوتایی آنها این
فیلم را می سازند که

1024
00:46:42.533 --> 00:46:45.102
اغلب توسط منتقدان
دست کم گرفته می شود.

1025
00:46:45.135 --> 00:46:48.238
تمثیلی شگفت انگیز
از زندگی و مرگ.

1026
00:46:51.441 --> 00:46:52.409
- من کی هستم؟

1027
00:47:04.321 --> 00:47:05.189
- مرگ.

1028
00:47:06.423 --> 00:47:08.659
- چگونه می خواهم به یاد بیاورم؟

1029
00:47:08.692 --> 00:47:11.028
مطمئناً نمی‌خواهم دیگر به‌عنوان

1030
00:47:11.061 --> 00:47:12.963
آن مرد خوب به
یاد بیاورم، می‌دانی؟

1031
00:47:12.996 --> 00:47:14.932
مردی که تامی کوپر را انجام
می دهد دیگر شوخی می کند.

1032
00:47:14.965 --> 00:47:16.600
من دیگر نمی خواهم آنطور باشم.

1033
00:47:17.668 --> 00:47:20.003
من واقعاً دم نمی زنم.

1034
00:47:32.649 --> 00:47:34.051
آیا باید بترسم؟

1035
00:47:36.553 --> 00:47:37.621
- نه مردی مثل تو.

1036
00:47:47.698 --> 00:47:49.166
- ما باید نور بهتری بیاوریم.

1037
00:47:49.199 --> 00:47:51.435
- در سال 2001 به سلول برمی گردد

1038
00:47:51.468 --> 00:47:53.403
که او را به یک نماد تبدیل کرد.

1039
00:47:53.437 --> 00:47:56.073
10 سال پس از سکوت بره ها،

1040
00:47:56.106 --> 00:47:59.343
آنتونی هاپکینز دوباره
نقاب هانیبال لکتر را بر تن

1041
00:47:59.376 --> 00:48:02.079
می کند و در دو فیلم دیگر
این سه گانه بازی می کند.

1042
00:48:02.112 --> 00:48:04.081
هانیبال و اژدهای سرخ

1043
00:48:06.016 --> 00:48:10.120
- من در مورد انجام
این سومی تردید داشتم

1044
00:48:10.153 --> 00:48:12.623
چون فکر کردم، "خب
الان این کار را کردم.

1045
00:48:12.656 --> 00:48:14.091
بنابراین من نمی توانم مسافت
پیموده شده بیشتری از آن بگیرم.»

1046
00:48:14.124 --> 00:48:17.261
زیرا خسته کننده و
خسته کننده می شود.

1047
00:48:17.294 --> 00:48:21.431
و من فکر کردم، "خب، ضرری
ندارد که یک بار دیگر انجام دهم"

1048
00:48:21.465 --> 00:48:24.701
فکر می کنم تا زمانی که
بیشتر یک چهره پس زمینه باشم.

1049
00:48:24.735 --> 00:48:26.303
بیشتر یک چهره در سایه.

1050
00:48:27.738 --> 00:48:30.274
نمی توانم مدام به
بولسه زدن ادامه دهم.

1051
00:48:30.307 --> 00:48:32.109
شما قرار است چند فیلم بد

1052
00:48:32.142 --> 00:48:34.444
بسازید و من چند فیلم بد ساختم.

1053
00:48:34.478 --> 00:48:39.483
من احتمالا از یک طرف،
شاید چهار فیلم خوب ساختم.

1054
00:48:39.516 --> 00:48:41.385
اکثر آنها متوسط ​​بوده اند.

1055
00:48:45.389 --> 00:48:48.158
من یک دروغگوی وحشتناک هستم،
می بینید، من به نماینده خود خواهم گفت،

1056
00:48:48.191 --> 00:48:49.526
"بله، من فیلمنامه را خوانده ام."

1057
00:48:49.559 --> 00:48:51.762
و بعد از اینکه آنها
مرا متعهد کردند از

1058
00:48:51.795 --> 00:48:53.363
خواب بیدار می شوم و
می گویم: «الله اکبر».

1059
00:48:53.397 --> 00:48:55.198
من این کار را اخیراً در موردی
به نام شرکت بد انجام دادم.

1060
00:48:55.232 --> 00:48:57.134
فکر کردم: "لعنتی این کار
را برای چه انجام دادم؟"

1061
00:48:57.167 --> 00:48:59.136
اما من تمایل به انجام
این کار دارم، زیرا

1062
00:48:59.169 --> 00:49:00.771
من احمق، یا حریص،
یا بی حوصله هستم.

1063
00:49:00.804 --> 00:49:02.239
و فکر می کنم اگر نگویم "بله"

1064
00:49:02.272 --> 00:49:03.540
آنها آن را به دیگری می دهند.

1065
00:49:04.441 --> 00:49:06.043
اینها انگیزه های من هستند.

1066
00:49:06.076 --> 00:49:08.378
این همان چیزی است
که من یک بازیگر حرفه ای

1067
00:49:08.412 --> 00:49:10.347
هستم، چگونه برای حرفه
خود برنامه ریزی کرده ام.

1068
00:49:10.380 --> 00:49:12.582
- آنتونی هاپکینز دهه
2000 را سپری می کند

1069
00:49:12.616 --> 00:49:14.151
حرکت از مجموعه ای به مجموعه دیگر

1070
00:49:14.184 --> 00:49:16.219
او یک سری فیلم های پرفروش

1071
00:49:16.253 --> 00:49:18.522
مانند ثور و ترانسفورمرز دارد.

1072
00:49:18.555 --> 00:49:20.557
اما او به کاری که
در فیلم بیوگرافی

1073
00:49:20.590 --> 00:49:22.259
هیچکاک بهترین انجام
می دهد باز می گردد،

1074
00:49:22.292 --> 00:49:25.262
که در آن او نابغه معروف تعلیق
انگلیسی را به ارمغان می آورد،

1075
00:49:25.295 --> 00:49:27.664
سر آلفرد هیچکاک زنده باد.

1076
00:49:27.698 --> 00:49:30.434
این فیلم تاثیر همسرش
آلما با بازی هلن

1077
00:49:30.467 --> 00:49:33.103
میرن را بر کار
استاد برجسته می کند.

1078
00:49:34.071 --> 00:49:36.473
- فقط به ارزش شوک فکر کنید.

1079
00:49:36.506 --> 00:49:40.243
کشتن خانم اصلی خود در نیمه راه.

1080
00:49:41.745 --> 00:49:45.282
یعنی کنجکاو شدی عزیزم نیستی؟

1081
00:49:47.250 --> 00:49:49.453
بیا اعتراف کن

1082
00:49:49.486 --> 00:49:50.354
اعتراف کن.

1083
00:49:51.555 --> 00:49:53.657
- در واقع من فکر می کنم
این یک اشتباه بزرگ است.

1084
00:49:58.161 --> 00:49:59.596
شما نباید تا نیمه راه صبر کنید،

1085
00:49:59.629 --> 00:50:01.732
بعد از 30 دقیقه او را بکشید.

1086
00:50:04.167 --> 00:50:05.035
- خوب.

1087
00:50:07.304 --> 00:50:09.806
- خوشبختانه هیچکاک به
حرف همسرش گوش داد

1088
00:50:09.840 --> 00:50:13.176
و هروئین خود را پس
از بیش از 30 دقیقه کشت.

1089
00:50:13.210 --> 00:50:16.646
امروزه صحنه دوش به عنوان
یک کلاسیک شناخته شده است.

1090
00:50:16.680 --> 00:50:17.814
- بیشتر، بیشتر!

1091
00:50:18.815 --> 00:50:19.783
- نه

1092
00:50:19.816 --> 00:50:20.650
- کمی جرات استفاده کن!

1093
00:50:21.551 --> 00:50:22.552
- بیا!

1094
00:50:22.586 --> 00:50:23.553
- اوه اوه

1095
00:50:23.587 --> 00:50:25.322
- نه، عصبانیت بیشتر!

1096
00:50:25.355 --> 00:50:26.656
- اوه

1097
00:50:26.690 --> 00:50:27.924
- باشه، برش، برش، برش!

1098
00:50:27.958 --> 00:50:32.496
به خاطر خدا، آیا کسی برای من
یک بدلکاری دوبل مناسب می گیرد؟

1099
00:50:33.363 --> 00:50:34.464
حالا چاقو را به من بده

1100
00:50:34.498 --> 00:50:36.133
مثل این!

1101
00:50:37.901 --> 00:50:39.403
خشم غیرقابل کنترل!

1102
00:50:43.306 --> 00:50:44.775
خشونت قتل!

1103
00:50:46.676 --> 00:50:48.111
- شما واقعاً هرگز
کاری انجام نداده اید

1104
00:50:48.145 --> 00:50:49.880
به خوبی روانی، شما؟

1105
00:50:49.913 --> 00:50:51.248
- روانی؟

1106
00:50:52.249 --> 00:50:53.483
آیا باید آن داستان را برای شما تعریف کنم؟

1107
00:50:53.517 --> 00:50:55.118
آره، یک بار یکی از من امضا خواست

1108
00:50:55.152 --> 00:50:57.220
و من رفتم و این
امضا را امضا کردم

1109
00:50:57.254 --> 00:50:58.555
و او گفت: "تو هیچ چیز

1110
00:50:58.588 --> 00:51:00.157
شبیه فیلم "روانی" نیستی.

1111
00:51:00.190 --> 00:51:01.558
- آیا این فقط به نام،
هاپکینز، پرکینز است؟

1112
00:51:01.591 --> 00:51:03.660
- هاپکینز، پرکینز، فکر
می کنم آنها می گیرند...

1113
00:51:04.828 --> 00:51:08.231
به شما قول می دهم،
من در بریستول بودم.

1114
00:51:08.265 --> 00:51:10.534
من با لزلی آن داون
فیلمبرداری می کردم.

1115
00:51:10.567 --> 00:51:14.738
دستیار کارگردان گفت: «همسر استاد

1116
00:51:14.771 --> 00:51:15.705
ایستگاه خیلی دوست
دارد شما را ببیند.

1117
00:51:15.739 --> 00:51:16.807
او یکی از طرفداران بزرگ شماست."

1118
00:51:16.840 --> 00:51:18.508
گفتم: اوه، راه را به من نشان بده.

1119
00:51:18.542 --> 00:51:20.877
بنابراین، ما وارد شدیم و من
فکر کردم، "خب، او کجاست؟"

1120
00:51:20.911 --> 00:51:23.146
و او گفت: "اوه، تو اصلاً

1121
00:51:23.180 --> 00:51:25.315
شبیه فیلم "روانی" نیستی.

1122
00:51:26.583 --> 00:51:27.784
بنابراین، پرده هایش را پاره

1123
00:51:27.818 --> 00:51:29.786
کردم و با بیروم به او ضربه زدم.

1124
00:51:31.221 --> 00:51:32.389
- شما اسم آنتونی
پرکینز را امضا کردید.

1125
00:51:32.422 --> 00:51:33.290
- درست است.

1126
00:51:41.631 --> 00:51:45.869
- پس هر کسی که می
گوید "در اوج تنهاست"

1127
00:51:45.902 --> 00:51:49.139
یا به یک روانپزشک خوب
نیاز دارد یا یک لگد در الاغ.

1128
00:51:50.407 --> 00:51:51.675
موفق بودن خوبه

1129
00:51:51.708 --> 00:51:53.210
خوب است.

1130
00:51:53.243 --> 00:51:54.644
خیلی خیلی خوبه

1131
00:51:54.678 --> 00:51:56.546
خیلی خوبه، آره

1132
00:51:57.647 --> 00:51:59.483
من از آن لذت می برم.

1133
00:51:59.516 --> 00:52:00.484
من زندگی خوبی دارم.

1134
00:52:00.517 --> 00:52:03.687
من خیلی لذت می برم،
نه پشیمانم و نه شکایتی.

1135
00:52:03.720 --> 00:52:05.822
اگر همه چیز فردا
تمام شد، همینطور باشد.

1136
00:52:05.856 --> 00:52:08.525
به من خوش گذشت.

1137
00:52:11.561 --> 00:52:13.830
من از لقب شوالیه
بسیار شگفت زده شدم.

1138
00:52:13.864 --> 00:52:15.765
بسیار، بسیار شگفت
زده، بسیار افتخار.

1139
00:52:15.799 --> 00:52:17.267
نمیدونستم چی داره...

1140
00:52:18.502 --> 00:52:20.604
همسرم در حالی که من
در باث بودم و کارهای باقی

1141
00:52:20.637 --> 00:52:21.771
مانده از روز را انجام
می دادم با من تماس گرفت.

1142
00:52:21.805 --> 00:52:24.608
او با من تماس گرفت و گفت:
"به تو نشان شوالیه داده اند."

1143
00:52:24.641 --> 00:52:25.575
گفتم: برای چی؟

1144
00:52:25.609 --> 00:52:26.843
او گفت: نمی دانم.

1145
00:52:26.877 --> 00:52:28.211
و من گفتم، نمی دانستم.

1146
00:52:28.245 --> 00:52:29.679
من خیلی روزها کاملا لال بودم.

1147
00:52:29.713 --> 00:52:30.981
البته من قسم خورده
بودم که رازداری کنم.

1148
00:52:31.014 --> 00:52:32.782
قرار نیست به کسی بگی

1149
00:52:32.816 --> 00:52:34.351
اما این یک افتخار
بزرگ است و سعی می

1150
00:52:34.384 --> 00:52:39.489
کنم تا جایی که می
توانم آن را راحت بپوشم.

1151
00:52:40.891 --> 00:52:43.426
اگر مردم به جای سر آنتونی
من را آقای هاپکینز صدا کنند،

1152
00:52:43.460 --> 00:52:45.495
من تناسب فکری ندارم

1153
00:52:45.529 --> 00:52:47.264
من از چیزی که همه خیلی خوشحالم،

1154
00:52:47.297 --> 00:52:48.798
در آمریکا می گویند «سر هاپکینز».

1155
00:52:48.832 --> 00:52:50.500
اوه، من می گویم، "فقط مرا تونی صدا کن"

1156
00:52:50.534 --> 00:52:52.435
زیرا آنها همه چیز را
در آنجا اشتباه می کنند.

1157
00:52:52.469 --> 00:52:56.740
ولی خیلی خیلی خیلی خوبه

1158
00:53:04.381 --> 00:53:06.550
- از من خواسته شده است که یک
زندگی نامه بنویسم، یک زندگی نامه،

1159
00:53:06.583 --> 00:53:07.918
و من سرنخی ندارم،
و به انجام آن ادامه می

1160
00:53:07.951 --> 00:53:10.387
دهم، و مدام همه آن
را از رایانه پاک می کنم.

1161
00:53:10.420 --> 00:53:11.555
چون به آن نگاه
می‌کنم و فکر می‌کنم،

1162
00:53:11.588 --> 00:53:12.989
"این همه چیز را
برای چه می‌نویسم؟"

1163
00:53:13.023 --> 00:53:14.724
چون نمی خواهم به گذشته برگردم.

1164
00:53:14.758 --> 00:53:16.459
نمی خواهم برگردم و دوران
کودکی ام را بررسی کنم.

1165
00:53:16.493 --> 00:53:17.827
کودکی کاملاً خوبی داشتم.

1166
00:53:17.861 --> 00:53:21.898
من شغل مدرسه گیج کننده
ای داشتم، اما این تمام بود،

1167
00:53:21.932 --> 00:53:25.635
منظورم این است که هیچ اتفاق
ناخوشایندی برای من نیفتاده است.

1168
00:53:25.669 --> 00:53:27.504
من مقداری زیاد مشروب
خوردم، این کار را متوقف

1169
00:53:27.537 --> 00:53:31.741
کردم، و سپس زندگی من
واقعاً شروع به گل کرد.

1170
00:53:31.775 --> 00:53:32.876
صبح از رختخواب بیرون می

1171
00:53:32.909 --> 00:53:34.578
روم و می دانید که
دارم پیر می شوم.

1172
00:53:34.611 --> 00:53:38.882
و در حالی که از رختخواب بلند می
شوم، "اوه، خدای عزیز، حرکت درست!"

1173
00:53:38.915 --> 00:53:42.018
بلند می شوم، و فکر می
کنم: "درسته، من زنده ام.

1174
00:53:42.052 --> 00:53:45.622
زندگی در جلسه است.  این
یک تمرین نیست.  حرکت،"

1175
00:53:45.655 --> 00:53:47.390
و این کاری است که من انجام می دهم.

1176
00:53:55.765 --> 00:53:57.601
و حالا می توانم چند فیلم

1177
00:53:57.634 --> 00:53:59.302
بد بسازم و دیگر مهم نیست.

1178
00:53:59.336 --> 00:54:00.537
من مجبور نیستم آن را ثابت کنم.

1179
00:54:00.570 --> 00:54:01.504
مثل همه آن تردیدهای کوچکی

1180
00:54:01.538 --> 00:54:04.407
است که از کودکی من شروع شد.

1181
00:54:05.642 --> 00:54:07.010
مثل صدایی است
که در درونم می گوید:

1182
00:54:07.043 --> 00:54:10.413
"ببین تو اونقدرا هم گنگ نبودی.
تو فقط متفاوت بودی."

