WEBVTT

﻿
1
00:00:02.000 --> 00:00:27.000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:38.000 --> 00:00:53.000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:02:14.218 --> 00:02:15.928
اسم من گودو است.

4
00:02:16.011 --> 00:02:18.722
زمانی نگهبان روح بودم.

5
00:02:20.224 --> 00:02:23.811
کارم این بود که

6
00:02:23.894 --> 00:02:26.438
روح‌های تازه‌درگذشته را تا
تولد دوباره همراهی کنم.

7
00:02:26.814 --> 00:02:31.402
اما بعدها وظیفه‌ام عوض شد.

8
00:02:34.738 --> 00:02:38.784
برای هر روح درگذشته
یک نگهبان روح تعیین می‌شود.

9
00:02:38.909 --> 00:02:42.496
وقتی بالاخره می‌توانند
از دنیای آدم‌ها دل بکنند،

10
00:02:42.621 --> 00:02:46.292
دستشان را در دست می‌گیریم...

11
00:02:47.501 --> 00:02:51.547
و در امتداد دریاچه تا کوه می می‌بریمشان.

12
00:02:52.298 --> 00:02:55.926
آنجا همه‌ی خاطراتشان را جا می‌گذارند.

13
00:02:59.179 --> 00:03:01.640
پس از گذشتن از آبشار...

14
00:03:01.932 --> 00:03:04.685
دوباره زاده می‌شوند.

15
00:03:07.021 --> 00:03:11.108
آبشار بیشترِ روحشان را می‌شوید و می‌برد.

16
00:03:11.275 --> 00:03:14.987
آنچه می‌ماند به یک طناب بدل می‌شود.

17
00:03:15.195 --> 00:03:17.865
معمولاً روی طناب گره‌هایی هست.

18
00:03:18.032 --> 00:03:21.827
این گره‌ها همان گره‌های دل‌اند
که در زندگی باز نشدند.

19
00:03:27.166 --> 00:03:30.002
نمی‌دانم «گره‌ی دل» چیست،

20
00:03:30.169 --> 00:03:35.549
اما می‌دانم که وقتی انباشته
شوند، بذرهای شر می‌شوند.

21
00:03:38.844 --> 00:03:41.513
بذرها درون تنشان پنهان می‌مانند

22
00:03:41.597 --> 00:03:44.683
تا خشم و کینه رهایشان کند.

23
00:03:44.767 --> 00:03:48.437
و آدمی را به خشم‌زادی هولناک بدل کند...

24
00:03:48.520 --> 00:03:51.398
مرا برگردانید، او به من نیاز دارد!

25
00:03:51.482 --> 00:03:54.068
‏...اما به گمانم آدم‌ها
پیچیده‌تر از این حرف‌هایند.

26
00:03:54.151 --> 00:03:58.155
بذرهای شر لزوماً نابودشان نمی‌کنند.

27
00:03:58.280 --> 00:04:02.284
حتی شاید وادارشان کنند که زنده بمانند.

28
00:04:04.203 --> 00:04:05.496
ببخشید...

29
00:04:05.579 --> 00:04:08.332
بچه‌ای این‌قدری ندیدی؟

30
00:04:08.415 --> 00:04:09.166
نه.

31
00:04:09.249 --> 00:04:12.378
من و داداشم از هم گم شدیم، کمکم می‌کنی؟

32
00:04:12.461 --> 00:04:13.587
داداش؟

33
00:04:13.671 --> 00:04:15.923
خب گم شدید، چرا دنبالش می‌گردی؟

34
00:04:16.215 --> 00:04:17.716
چون داداش کوچیکمه!

35
00:04:17.800 --> 00:04:21.136
موهاش مثل من سبزه، و...

36
00:04:21.220 --> 00:04:26.392
روزی دختری را دیدم به نام یوری.

37
00:04:26.850 --> 00:04:29.186
نمی‌دانست که مرده است،

38
00:04:29.520 --> 00:04:33.190
و اصرار داشت برادر گم‌شده‌اش را پیدا کند.

39
00:04:33.607 --> 00:04:36.276
باشد، در جست‌وجو همراهت می‌آیم.

40
00:05:24.950 --> 00:05:27.369
ببخشید، رد می‌شویم.

41
00:05:30.414 --> 00:05:32.124
این اینجا چه می‌کند؟

42
00:05:32.207 --> 00:05:34.043
هیس! می‌شنود!

43
00:05:56.523 --> 00:05:57.983
پدر!

44
00:05:59.526 --> 00:06:02.821
سردار موک، چرا فقط تو؟ پدرم کجاست؟

45
00:06:16.502 --> 00:06:20.047
پادشاه مرد، زنده باد پادشاه!

46
00:06:20.923 --> 00:06:22.883
پادشاه در میدان جنگ کشته شد؟

47
00:06:22.966 --> 00:06:24.593
حالا شهر گل چه می‌شود؟

48
00:06:24.676 --> 00:06:26.678
شنیدم خودی‌ها کشتندش.

49
00:06:26.762 --> 00:06:29.890
چطور ممکن است؟ چه کسی پادشاه را می‌کشد؟

50
00:06:33.811 --> 00:06:36.855
هنوز قرار است با نایر بجنگیم؟

51
00:06:36.939 --> 00:06:40.150
بی‌شاه و بی‌ملکه چطور ببریم؟

52
00:06:40.609 --> 00:06:42.736
این کار نفرین گوران است؟

53
00:06:43.570 --> 00:06:45.864
ملکه هنگام تولد او مرد.

54
00:06:45.948 --> 00:06:49.409
باورم نمی‌شود سقوط شهر گل این‌طور باشد.

55
00:06:50.202 --> 00:06:52.621
شاید او وارث تخت نشود.

56
00:06:52.871 --> 00:06:55.874
اعلیحضرت هرگز نمی‌خواست او وارد سیاست شود.

57
00:06:55.958 --> 00:06:59.294
اگر بر تخت بنشیند، پایان شهر گل است؟

58
00:07:10.097 --> 00:07:11.348
سرورم،

59
00:07:11.431 --> 00:07:12.641
پادشاه واقعاً می‌خواست...

60
00:07:12.724 --> 00:07:15.102
تختش را به دختر نفرین‌شده‌اش بسپارد؟

61
00:07:15.602 --> 00:07:16.854
تو...

62
00:07:17.104 --> 00:07:17.896
سرورم،

63
00:07:17.980 --> 00:07:19.481
حالت خوب است؟

64
00:07:40.335 --> 00:07:42.838
چه می‌کنید؟ ولم کنید!

65
00:07:56.059 --> 00:07:57.686
چه شده، عمو یین؟

66
00:07:58.437 --> 00:07:59.188
گوران،

67
00:07:59.271 --> 00:08:02.149
این خنجر را در خیمه‌ی پادشاه یافتیم!

68
00:08:02.232 --> 00:08:05.235
سردار موک، پادشاه را با خنجر خودت کشتی؟

69
00:08:05.319 --> 00:08:06.612
من نکشتمش!

70
00:08:06.695 --> 00:08:08.655
عمو یین، مگر می‌شود کار سردار موک باشد؟

71
00:08:08.739 --> 00:08:09.823
حتماً سوءتفاهم است.

72
00:08:09.907 --> 00:08:13.243
گوران، همه می‌دانند سردار موک اهل نایر است.

73
00:08:13.327 --> 00:08:15.495
همین امروز در خاکسپاری برادرم

74
00:08:15.579 --> 00:08:17.206
این خائن را به انتقامش می‌کشم!

75
00:08:17.331 --> 00:08:21.335
شاهزاده، مراسم خاکسپاری
جای تصاحب تخت نیست!

76
00:08:21.460 --> 00:08:24.254
تو حق حرف زدن نداری، شاه‌کش!

77
00:08:24.338 --> 00:08:25.714
ببریدش و گردنش را بزنید!

78
00:08:25.797 --> 00:08:27.007
اطاعت، سرورم!

79
00:08:27.174 --> 00:08:28.926
ولم کنید! من بی‌گناهم!

80
00:08:29.009 --> 00:08:30.385
‏- کار او بوده؟
‏- ولم کنید!

81
00:08:30.469 --> 00:08:31.803
پادشاه بهش اعتماد داشت.

82
00:08:31.887 --> 00:08:33.305
همدست هم داشته؟

83
00:08:33.388 --> 00:08:35.641
شاید بتوانی دختربچه‌ای را فریب بدهی،

84
00:08:35.724 --> 00:08:38.060
اما مرا نمی‌توانی!

85
00:08:38.352 --> 00:08:41.063
تا تحقیق نشده نمی‌توانید بکشیدش!

86
00:08:41.146 --> 00:08:42.731
می‌خواهید چه کنید؟

87
00:08:42.814 --> 00:08:44.274
امروز خاکسپاری پدرم است.

88
00:08:44.358 --> 00:08:45.984
همه عقب بروید!

89
00:08:46.068 --> 00:08:48.654
گوران، می‌خواهم

90
00:08:48.737 --> 00:08:50.197
‏- انتقام پادشاه!
‏- ولم کن!

91
00:08:50.280 --> 00:08:53.242
ولم کنید و عقب بروید!

92
00:08:53.367 --> 00:08:55.911
پدرم چنین چیزی نمی‌خواست!

93
00:09:11.510 --> 00:09:12.761
سرورم!

94
00:09:12.928 --> 00:09:14.805
سرورم، چه شده؟

95
00:09:34.449 --> 00:09:36.118
کنجی!

96
00:09:39.079 --> 00:09:42.874
کنجی...

97
00:09:43.166 --> 00:09:46.586
اسم من یوریه، اسم تو چیه؟

98
00:09:47.254 --> 00:09:48.839
من گودو هستم.

99
00:09:49.214 --> 00:09:51.967
گودو، اینجا کجاست؟

100
00:09:52.050 --> 00:09:53.927
نگران داداش کوچیکمم.

101
00:09:54.011 --> 00:09:55.887
اینجا جهان دیگر است.

102
00:09:55.971 --> 00:09:58.932
‏- کمکت می‌کنم برادرت را پیدا کنی.
‏- کنجی!

103
00:10:07.816 --> 00:10:11.528
گودو، تو هم مثل من گم شدی که اینجایی؟

104
00:10:12.487 --> 00:10:15.991
نه، من اینجا زندگی می‌کنم.

105
00:10:23.290 --> 00:10:25.292
پس حتماً داداشمو پیدا می‌کنیم!

106
00:10:28.462 --> 00:10:31.089
از میان همه‌ی روح‌هایی که دیده‌ام...

107
00:10:31.298 --> 00:10:36.803
او نخستین کسی بود که به‌جای
گریه و ترس، لبخند می‌زد.

108
00:10:36.887 --> 00:10:38.055
کنجی!

109
00:10:38.138 --> 00:10:42.267
واژه‌هایی به کار می‌برد
که هرگز نشنیده بودم...

110
00:10:42.392 --> 00:10:44.144
واژه‌هایی مثل...

111
00:10:44.895 --> 00:10:49.441
‏«دلتنگی»، «دل‌نکندن» و «گرسنگی».

112
00:10:49.900 --> 00:10:52.277
هیچ‌کدام را نمی‌شناسم.

113
00:10:52.861 --> 00:10:54.196
‏- به گمانم...
‏- کنجی!

114
00:10:54.279 --> 00:10:55.947
‏- ...باید کنجی را بیابیم...
‏- کنجی!

115
00:10:56.031 --> 00:10:58.492
‏...تا او با من به سوی تولد دوباره بیاید.

116
00:11:02.120 --> 00:11:04.331
جهان دیگر بسیار بزرگ است.

117
00:11:04.414 --> 00:11:06.625
پیدا کردن کنجی ناممکن است.

118
00:11:06.708 --> 00:11:09.961
دیگه نمی‌تونم، باید بشینم.

119
00:11:10.587 --> 00:11:12.964
گودو، تو خسته نمی‌شی؟

120
00:11:13.173 --> 00:11:14.883
‏«خسته» یعنی چه؟

121
00:11:22.265 --> 00:11:24.559
صداشو می‌شنوی؟

122
00:11:25.060 --> 00:11:27.020
چی رو؟

123
00:11:29.064 --> 00:11:31.358
شکمم گشنشه.

124
00:11:31.608 --> 00:11:34.403
دلم برای مامان‌اینا تنگ شده!

125
00:11:34.778 --> 00:11:37.114
همیشه از خانواده‌اش حرف می‌زند.

126
00:11:37.197 --> 00:11:40.325
غذای مامان خیلی خوشمزه‌ست!

127
00:11:40.826 --> 00:11:42.828
هر وقت خسته می‌شود...

128
00:11:42.911 --> 00:11:45.205
‏- کنجی، کجایی؟
‏- ...می‌گوید شکمش گرسنه است.

129
00:11:45.288 --> 00:11:47.749
می‌خوام برم خونه غذا بخورم!

130
00:11:50.544 --> 00:11:54.339
می‌خواهد کنجی را پیدا کند،

131
00:11:54.423 --> 00:11:57.092
تا خانواده‌اش دوباره کنار هم غذا بخورند.

132
00:11:58.218 --> 00:12:01.555
روی شکمش دایره‌ای می‌کشید.

133
00:12:02.139 --> 00:12:05.517
می‌گفت یعنی «شکمم گرسنه است».

134
00:12:09.771 --> 00:12:14.067
به یاد ندارم خانواده‌ای داشته باشم.

135
00:12:14.568 --> 00:12:17.112
چطور می‌شود «خانواده» داشت؟

136
00:12:22.117 --> 00:12:25.871
چرا یوری جهان دیگر را

137
00:12:26.788 --> 00:12:29.624
این‌قدر متفاوت می‌بیند؟

138
00:12:30.375 --> 00:12:34.337
متفاوت بودن چه حسی دارد؟

139
00:12:36.214 --> 00:12:40.343
دنیای آدم‌ها چگونه است؟

140
00:12:45.474 --> 00:12:46.683
شاهدخت، حالتان خوب است؟

141
00:12:46.766 --> 00:12:48.393
سرورم، حالتان خوب است؟

142
00:12:50.353 --> 00:12:52.147
هنوز زنده‌ام؟

143
00:12:52.230 --> 00:12:55.192
البته شاهدخت، این حرف‌ها چیست.

144
00:12:55.525 --> 00:12:57.611
پدرم چه؟

145
00:12:59.821 --> 00:13:02.365
بروید! همه‌تان!

146
00:13:05.410 --> 00:13:08.538
شنیدم سردار موک قصد تصاحب تخت داشته.

147
00:13:12.375 --> 00:13:15.086
شاهدخت، به من گوش کنید!
سردار موک بی‌گناه است.

148
00:13:15.170 --> 00:13:17.589
کار یک قاتل دشمن بود!

149
00:13:19.883 --> 00:13:20.675
گوران!

150
00:13:21.092 --> 00:13:23.428
گوش کن، وقت نداریم!

151
00:13:23.678 --> 00:13:24.513
چی رو؟

152
00:13:24.596 --> 00:13:27.432
هزاران سرباز نایر ده
کیلومتری شهر اردو زده‌اند.

153
00:13:27.516 --> 00:13:28.558
به گزارش جاسوسمان،

154
00:13:28.642 --> 00:13:30.352
سردار موک نقشه‌ی قتل پادشاه را کشید

155
00:13:30.435 --> 00:13:31.686
و با نایر ساخت.

156
00:13:31.770 --> 00:13:33.146
می‌خواهد شهر گل سقوط کند.

157
00:13:33.897 --> 00:13:36.608
شاهدخت، اجازه بدهید اعدامش کنم!

158
00:13:36.691 --> 00:13:38.860
من پادشاه را نکشتم!

159
00:13:39.444 --> 00:13:42.989
پدرم به من آموخت تا یقین
نکرده‌ام داوری نکنم.

160
00:13:43.073 --> 00:13:45.033
به گمانم باید تحقیق کنیم...

161
00:13:45.116 --> 00:13:47.118
الان وقت تردید نیست!

162
00:13:47.202 --> 00:13:49.454
من به‌جای شما در شورای جنگ حاضر می‌شوم.

163
00:13:49.538 --> 00:13:50.872
باید مقابله کنیم.

164
00:13:50.956 --> 00:13:53.792
می‌فهمید چه می‌گویم؟

165
00:13:55.085 --> 00:13:58.713
شهر گل به فرمانروایی توانا نیاز دارد.

166
00:13:58.797 --> 00:14:01.299
امیدوارم درک کنید.

167
00:14:15.689 --> 00:14:16.731
شاهدخت گوران.

168
00:14:17.357 --> 00:14:18.733
با پدرم چه کردی؟

169
00:14:23.572 --> 00:14:25.115
چرا کشتیش؟

170
00:14:25.198 --> 00:14:26.575
چنین کاری نکردم.

171
00:14:26.658 --> 00:14:28.785
پس کار که بود؟

172
00:14:37.669 --> 00:14:40.672
چرا هیچ‌کس حقیقت را به من نمی‌گوید؟

173
00:14:41.464 --> 00:14:43.967
برایم مهم نیست با نایر ساخته‌ای یا نه.

174
00:14:44.050 --> 00:14:46.720
فقط می‌خواهم بدانم بر سر پدرم چه آمد.

175
00:14:47.262 --> 00:14:48.638
اگر به جهان دیگر رفته،

176
00:14:48.722 --> 00:14:50.890
چطور پیدایش کنم؟

177
00:14:52.017 --> 00:14:55.353
شاهدخت، شهر گل حالا
به استواری شما نیاز دارد.

178
00:14:56.730 --> 00:14:58.857
اعلیحضرت...

179
00:14:59.649 --> 00:15:01.610
خودش به زندگی‌اش پایان داد!

180
00:15:02.152 --> 00:15:03.403
چه؟!

181
00:15:03.486 --> 00:15:05.697
دیگر تاب زخم‌هایش را نداشت...

182
00:15:05.780 --> 00:15:07.115
محال است! نمی‌شود...

183
00:15:07.198 --> 00:15:08.992
راه بازگشت به شهر بسیار دور بود.

184
00:15:09.075 --> 00:15:10.201
خفه شو! دروغ می‌گویی!

185
00:15:10.285 --> 00:15:12.579
چرا باید شهر گل را رها می‌کرد؟

186
00:15:12.996 --> 00:15:14.289
نمی‌خواست برگردد؟

187
00:15:14.372 --> 00:15:15.540
شاهدخت، منظورم این نبود!

188
00:15:15.624 --> 00:15:16.875
ساکت شو!

189
00:15:17.250 --> 00:15:19.586
او برای دفاع از کشورش جان می‌داد!

190
00:15:19.669 --> 00:15:21.212
هرگز خودکشی نمی‌کرد...

191
00:15:21.296 --> 00:15:22.547
‏- از کشور دفاع کرد...
‏- بس!

192
00:15:22.631 --> 00:15:23.381
و از شما.

193
00:15:23.465 --> 00:15:25.175
برای همین... امیدوارم درک کنید.

194
00:15:25.258 --> 00:15:26.760
دروغگو!

195
00:15:37.854 --> 00:15:41.191
پدر، بر تو چه گذشت؟

196
00:15:42.359 --> 00:15:45.612
حالا که هر دو رفته‌اید، تنهای تنهایم...

197
00:15:46.154 --> 00:15:48.365
چه کنم؟

198
00:15:51.534 --> 00:15:54.371
من مادر و تو را کشتم؟!

199
00:15:54.871 --> 00:15:57.248
شهر گل هیچ‌وقت مرا نخواست.

200
00:15:57.332 --> 00:16:00.335
برای هر دوتان بار بودم، نه؟

201
00:16:04.255 --> 00:16:06.257
اصلاً نباید به دنیا می‌آمدم.

202
00:16:21.272 --> 00:16:23.608
پدر هرگز شهر گل را رها نمی‌کرد.

203
00:16:23.817 --> 00:16:26.152
سردار موک و عمو یین...

204
00:16:26.653 --> 00:16:29.030
هر دو ممکن است دروغ بگویند...

205
00:16:29.114 --> 00:16:31.366
پدر، تو چه می‌کردی؟

206
00:16:33.702 --> 00:16:35.578
مگر نگفتم بروید؟

207
00:16:37.497 --> 00:16:38.707
چه؟

208
00:16:39.541 --> 00:16:40.917
سلام، گوران.

209
00:16:41.292 --> 00:16:43.503
تو چه هستی؟ آدم یا روح؟

210
00:16:43.586 --> 00:16:46.715
من گودو هستم، از جهان دیگر.

211
00:16:46.923 --> 00:16:48.091
جهان دیگر...؟

212
00:16:48.174 --> 00:16:51.970
نگهبان روحی؟ آمده‌ای مرا ببری؟

213
00:16:52.762 --> 00:16:56.975
زمانی نگهبان روح بودم و روح‌ها
را تا تولد دوباره می‌بردم.

214
00:16:57.058 --> 00:16:59.018
اما حالا وظیفه‌ی دیگری دارم.

215
00:16:59.102 --> 00:17:00.979
پس... من مرده‌ام؟

216
00:17:01.062 --> 00:17:04.607
اگر مرده بودی، اینجا در دنیای آدم‌ها نبودی.

217
00:17:04.691 --> 00:17:06.401
پس اینجا چه می‌کنی؟

218
00:17:06.484 --> 00:17:08.236
آمده‌ای پدرم را ببری؟

219
00:17:08.319 --> 00:17:10.363
او مرده. در جهان دیگر است.

220
00:17:10.447 --> 00:17:11.865
پس مرا به جهان دیگر ببر!

221
00:17:11.948 --> 00:17:13.283
پدرم را می‌خواهم!

222
00:17:13.366 --> 00:17:15.618
فقط او می‌تواند شهر گل را نجات دهد.

223
00:17:15.702 --> 00:17:17.412
جانم را با جانش عوض می‌کنم!

224
00:17:17.495 --> 00:17:20.623
شهر گل او را می‌خواهد، نه مرا.

225
00:17:20.790 --> 00:17:22.167
چرا؟

226
00:17:22.333 --> 00:17:24.210
تو کسی را نکشتی.

227
00:17:26.838 --> 00:17:28.214
تو چه می‌دانی؟

228
00:17:29.382 --> 00:17:32.969
مادرت هنگام زایمان مرد،

229
00:17:33.052 --> 00:17:35.680
اما تو مادرت را نکشتی.

230
00:17:36.306 --> 00:17:37.891
اینجا چه می‌خواهی؟

231
00:17:43.396 --> 00:17:44.731
شکمم گشنشه.

232
00:17:44.814 --> 00:17:45.815
چه؟

233
00:17:50.028 --> 00:17:52.405
کارت که تمام شد برو!

234
00:18:01.998 --> 00:18:03.625
سیر شدم.

235
00:18:03.917 --> 00:18:05.752
پس بزن به چاک!

236
00:18:05.919 --> 00:18:09.297
سیر شدم! در عوض می‌توانم لطفی در حقت بکنم.

237
00:18:10.006 --> 00:18:11.925
به عمو یین اعتماد کنم؟

238
00:18:12.008 --> 00:18:13.092
نمی‌دانم.

239
00:18:13.176 --> 00:18:15.303
پس سردار موک دروغ گفت؟

240
00:18:15.386 --> 00:18:16.930
چرا باید چنین کند؟

241
00:18:17.013 --> 00:18:20.809
دنیای آدم‌ها درک‌نکردنی است،

242
00:18:20.892 --> 00:18:22.894
فقط می‌شود به رفتن ادامه داد.

243
00:18:22.977 --> 00:18:25.230
چه می‌گویی اصلاً؟

244
00:18:25.313 --> 00:18:27.565
یک کلمه هم نمی‌فهمم.

245
00:18:27.649 --> 00:18:30.485
می‌توانم تو را به لحظه‌ای در گذشته ببرم.

246
00:18:30.568 --> 00:18:32.987
لحظه‌ای در گذشته؟

247
00:18:34.364 --> 00:18:39.369
می‌توانی چیزی را که رخ داده به چشم ببینی.

248
00:18:39.452 --> 00:18:42.080
پس مرا به لحظه‌ی پیش از مرگ پدرم ببر.

249
00:18:42.163 --> 00:18:45.083
باید ببینم چه کسی او را کشت.

250
00:18:45.583 --> 00:18:46.960
باشد.

251
00:18:48.583 --> 00:18:59.960
 —  ماي موويیز —

252
00:19:33.381 --> 00:19:34.757
پدر!

253
00:19:36.968 --> 00:19:38.386
گوران!

254
00:19:49.898 --> 00:19:52.984
‏- خودش است! واقعاً خودش است!
‏- گوران، نرو!

255
00:19:54.819 --> 00:19:57.196
گودو، بگذار رد شود.

256
00:19:57.280 --> 00:19:59.657
این خشم‌زاد را با یک ضربه می‌کشم!

257
00:19:59.741 --> 00:20:02.035
آسمان تاریک، صبر کن!

258
00:20:02.118 --> 00:20:03.912
اگر از من بپرسی،

259
00:20:03.995 --> 00:20:06.039
نمی‌دانم منتظر چه هستی.

260
00:20:06.122 --> 00:20:06.998
برو کنار.

261
00:20:07.081 --> 00:20:09.459
آسمان تاریک، بس کن!

262
00:20:09.709 --> 00:20:11.753
اینجا تو تصمیم نمی‌گیری!

263
00:20:12.003 --> 00:20:14.172
همه عقب بروید!

264
00:20:15.089 --> 00:20:16.341
پدر!

265
00:20:17.634 --> 00:20:18.760
پدر!

266
00:20:19.260 --> 00:20:20.470
او پدرم را کشت!

267
00:20:20.553 --> 00:20:22.722
‏- نه!
‏- تاوانش را می‌دهد!

268
00:20:25.850 --> 00:20:27.226
ولم کن!

269
00:20:31.856 --> 00:20:33.232
گوران!

270
00:20:34.233 --> 00:20:35.902
گوران، به خودت بیا!

271
00:20:35.985 --> 00:20:37.236
به خودت بیا!

272
00:20:37.320 --> 00:20:39.656
این همه‌ی حقیقت نیست.

273
00:20:39.739 --> 00:20:41.240
باید تا آخر تماشا کنی.

274
00:20:41.324 --> 00:20:42.325
بیدار شو، گوران!

275
00:20:42.408 --> 00:20:44.202
گودو، از آن خشم‌زاد دفاع نکن!

276
00:20:44.285 --> 00:20:46.579
هنوز شاخ شر ندارد! هنوز خشم‌زاد نشده!

277
00:20:46.663 --> 00:20:48.831
خیلی نزدیکم...

278
00:20:48.915 --> 00:20:50.208
به چه نزدیک؟

279
00:20:50.291 --> 00:20:52.377
به بیرون کشیدن بذر شرش؟

280
00:20:52.460 --> 00:20:55.254
گودو، حقیقت را دیده.

281
00:20:55.338 --> 00:20:57.757
دیگر چیزی را نمی‌توانی عوض کنی!

282
00:21:00.009 --> 00:21:01.719
اگر گره‌هایش را بیابم،

283
00:21:01.803 --> 00:21:04.430
می‌توانم بذر شر را بیرون بکشم!

284
00:21:04.847 --> 00:21:06.599
نزدیکم!

285
00:21:07.225 --> 00:21:09.769
کینه‌ی آدمی را نمی‌توانی متوقف کنی!

286
00:21:09.894 --> 00:21:12.814
بذر شر که جوانه زد، دیگر راه بازگشتی نیست!

287
00:21:13.606 --> 00:21:14.816
از سر راهم برو!

288
00:21:15.316 --> 00:21:16.359
سه!

289
00:21:16.442 --> 00:21:17.360
دو!

290
00:21:17.443 --> 00:21:18.194
یک!

291
00:21:18.820 --> 00:21:21.656
اگر از من بپرسی، هرکه بذر
شر دارد همان خشم‌زاد است.

292
00:21:21.739 --> 00:21:23.199
وجودشان جز فاجعه نیست!

293
00:21:23.282 --> 00:21:24.867
این‌طور به دنیا نیامده‌اند!

294
00:21:25.284 --> 00:21:28.162
بذر شر بی‌دلیل جوانه نمی‌زند!

295
00:21:28.246 --> 00:21:31.874
الهه گفت تا وقتی بذر شاخ درنیاورده...

296
00:21:31.958 --> 00:21:34.961
هنوز می‌توانم نجاتش دهم!
و تو حق نداری آسیبش بزنی!

297
00:21:35.044 --> 00:21:36.379
کار اوست...

298
00:21:37.046 --> 00:21:38.756
او پدرم را کشت...

299
00:21:39.215 --> 00:21:41.968
سزایش مرگ است... انتقام می‌خواهم!

300
00:21:44.178 --> 00:21:44.971
گوران!

301
00:21:45.888 --> 00:21:49.225
گوران، بیدار شو! هنوز
همه‌ی حقیقت را ندیده‌ای!

302
00:21:49.434 --> 00:21:50.852
برو کنار!

303
00:21:55.815 --> 00:21:59.027
تقصیر خودت است که خشم‌زادی!

304
00:22:04.198 --> 00:22:05.700
کار تمام.

305
00:22:14.208 --> 00:22:16.002
گودو!

306
00:22:27.138 --> 00:22:28.181
ها؟

307
00:22:41.319 --> 00:22:43.279
چرا اینجاییم؟

308
00:22:43.362 --> 00:22:45.448
تو را نزد الهه می‌برم.

309
00:22:45.573 --> 00:22:46.657
الهه؟

310
00:22:46.741 --> 00:22:48.993
او همه‌چیز را درباره‌ی جهان دیگر می‌داند.

311
00:22:49.077 --> 00:22:51.871
حتماً می‌داند برادرت کجاست.

312
00:23:15.978 --> 00:23:18.523
اینها چی‌اند؟

313
00:23:20.024 --> 00:23:22.485
وقتی روح‌ها دوباره زاده می‌شوند،

314
00:23:22.777 --> 00:23:25.321
این طناب‌ها را جا می‌گذارند.

315
00:23:25.571 --> 00:23:29.700
تنها چیزی که از آن‌ها در جهان
دیگر می‌ماند همین است.

316
00:23:30.118 --> 00:23:33.121
چرا روی طناب‌ها گره هست؟

317
00:23:33.204 --> 00:23:36.374
هرکسی افسوس‌هایی دارد...

318
00:23:36.499 --> 00:23:39.460
و خشمی که باز نشده.

319
00:23:39.544 --> 00:23:44.632
وقتی بیش از حد انباشته شوند،
بذرهای شر پدید می‌آیند.

320
00:23:44.715 --> 00:23:46.384
بذرهای شر؟

321
00:23:47.135 --> 00:23:49.971
بر سر کسانی که بذر شر دارند چه می‌آید؟

322
00:23:50.054 --> 00:23:52.390
بر همه‌چیز توازن حکم می‌راند.

323
00:23:52.807 --> 00:23:55.685
وقتی بذر شر در دل آدمی پنهان می‌شود...

324
00:23:56.394 --> 00:23:58.813
یا خشم‌زاد می‌شوند...

325
00:23:59.313 --> 00:24:02.275
یا پرتوی از نور.

326
00:24:02.358 --> 00:24:03.651
ما گره را می‌گشاییم

327
00:24:03.734 --> 00:24:07.446
تا از ویرانی خشم‌زادان بکاهیم.

328
00:24:08.823 --> 00:24:10.533
بگذارید توضیح دهم، الهه!

329
00:24:10.616 --> 00:24:11.909
گودو می‌گوید خشم‌زاد نیست،

330
00:24:11.993 --> 00:24:14.120
اما بذرش جوانه زده.

331
00:24:14.203 --> 00:24:17.623
روی من جادو به کار برد!

332
00:24:17.707 --> 00:24:20.001
به دل نگیرید، اما نیت دیگری دارد!

333
00:24:20.084 --> 00:24:21.919
به‌خاطر خیر همه حمله کردم.

334
00:24:22.003 --> 00:24:24.255
اگر از من بپرسی، به آدم‌ها اعتماد ندارم.

335
00:24:24.338 --> 00:24:26.340
برایم مهم نیست شاخ دارد یا نه.

336
00:24:26.424 --> 00:24:28.676
سال‌هاست خشم‌زادان را می‌کشم،

337
00:24:28.759 --> 00:24:30.887
و مطمئنم گوران خشم‌زاد می‌شود!

338
00:24:30.970 --> 00:24:32.138
آسمان تاریک،

339
00:24:32.221 --> 00:24:36.184
یادت هست قول دادی از گودو محافظت کنی؟

340
00:24:36.267 --> 00:24:39.395
یادم هست، اما اگر از من بپرسی...

341
00:24:39.478 --> 00:24:42.648
آسمان تاریک، یک لحظه ساکت باش.

342
00:24:56.621 --> 00:24:57.580
گودو.

343
00:24:58.289 --> 00:24:59.290
هنوز می‌توانی...

344
00:24:59.373 --> 00:25:00.791
باید نجاتش بدهم.

345
00:25:00.875 --> 00:25:02.335
به او قول دادم.

346
00:25:03.044 --> 00:25:06.881
کینه و خشمی که در بذر انباشته می‌شود...

347
00:25:06.964 --> 00:25:09.383
می‌تواند سرشت آدمی را دگرگون کند.

348
00:25:09.467 --> 00:25:10.676
مطمئنی از پسش برمی‌آیی؟

349
00:25:10.760 --> 00:25:11.886
به او ایمان دارم.

350
00:25:12.720 --> 00:25:14.513
در دنیای آدم‌ها می‌مانم.

351
00:25:16.682 --> 00:25:18.517
می‌توانم بذر شرش را بیرون بکشم.

352
00:25:18.601 --> 00:25:21.604
تا شاخ درنیاورده، خشم‌زاد نمی‌شود.

353
00:25:22.897 --> 00:25:26.108
اگر به سرشت آدمی ایمان داری،

354
00:25:26.275 --> 00:25:30.029
باید شاهد آنچه در پی می‌آید باشی.

355
00:25:30.696 --> 00:25:32.531
برای اینکه از پسش برآیی،

356
00:25:32.615 --> 00:25:36.744
باید سرشت آدمی و زمان درست را بشناسی.

357
00:25:47.046 --> 00:25:49.674
شهر گل حالا به فرمانروایی
توانا نیاز دارد...

358
00:25:49.757 --> 00:25:51.384
‏...و آن تو نیستی!

359
00:25:51.634 --> 00:25:53.469
شاید سردار موک پادشاه را کشته باشد.

360
00:25:53.594 --> 00:25:56.347
اما قاتل واقعی تویی!

361
00:26:16.909 --> 00:26:18.035
نکنید، سرورم!

362
00:26:57.116 --> 00:27:00.953
روزگاری شهر گل شاهدختی نفرین‌شده داشت.

363
00:27:01.454 --> 00:27:04.582
وقتی فهمید پدرش کشته شده،

364
00:27:04.707 --> 00:27:09.420
خشمش خشم‌زاد بزرگ را واداشت
نیروی ویرانگرش را به او ببخشد.

365
00:27:10.004 --> 00:27:11.756
به تلافی خیانت،

366
00:27:12.298 --> 00:27:17.178
یک‌شبه تاریکی بر شهر گل چیره شد.

367
00:27:19.513 --> 00:27:23.559
همه‌ی گل‌های شهر پژمردند.

368
00:27:25.978 --> 00:27:29.648
از آن پس او را «شاهدخت شبح» خواندند.

369
00:27:31.192 --> 00:27:36.155
چندی پس از ناپدید شدنش، شهر گل فتح شد.

370
00:27:37.114 --> 00:27:40.034
دیگر هیچ‌کس «شاهدخت شبح» را ندید.

371
00:27:41.202 --> 00:27:43.579
بی «شاهدخت شبح»،

372
00:27:43.704 --> 00:27:46.374
شهر گل به دهکده‌ی گندم بدل شد.

373
00:28:07.520 --> 00:28:09.063
ای خشم‌زاد بزرگ...

374
00:28:09.230 --> 00:28:11.565
نیرویت را به من ببخش.

375
00:28:11.649 --> 00:28:15.319
وقتش رسیده! دیگر نمی‌شود صبر کرد!

376
00:28:16.153 --> 00:28:18.697
محصول امسال فاجعه بود.

377
00:28:18.781 --> 00:28:21.909
یادتان باشد، خراج دادن
به نایر افتخار شماست.

378
00:28:21.992 --> 00:28:25.955
تا ظهر فردا باید نیمی
از محصولتان را تحویل بدهید.

379
00:28:26.622 --> 00:28:28.916
هرکس درباره‌ی محصولش دروغ بگوید،

380
00:28:29.083 --> 00:28:30.251
که سابقه هم دارد،

381
00:28:30.793 --> 00:28:33.254
سرش را از تن جدا می‌کنیم!

382
00:28:55.359 --> 00:28:56.402
تنبلی می‌کنی؟

383
00:28:58.112 --> 00:29:01.323
بلند شو کار کن! زود!

384
00:29:01.407 --> 00:29:02.783
بلند شو!

385
00:29:04.994 --> 00:29:06.287
گفتم بلند شو، شنیدی؟

386
00:29:06.370 --> 00:29:08.831
خودت را به مردن نزن، حرامزاده!

387
00:29:08.914 --> 00:29:11.083
بلند شو! همین حالا!

388
00:29:11.167 --> 00:29:11.959
سردار!

389
00:29:12.042 --> 00:29:14.587
اگر نصف محصول را ببرید،
زمستان را زنده نمی‌مانیم!

390
00:29:14.670 --> 00:29:16.714
رحم کنید!

391
00:29:38.986 --> 00:29:42.364
کیونگ، کجا می‌روی؟ به کوه؟

392
00:29:42.781 --> 00:29:45.493
بالا چه کار داری؟ همه‌جا برف است!

393
00:29:45.576 --> 00:29:46.368
دنبال غذا.

394
00:29:46.452 --> 00:29:47.953
می‌روی معبد آرامش، نه؟!

395
00:29:48.037 --> 00:29:50.915
نرو! خانواده‌ات را می‌کشند!

396
00:29:50.998 --> 00:29:53.334
همین حالا هم دارند می‌کشندمان!

397
00:29:54.502 --> 00:29:55.878
نرو، کیونگ!

398
00:29:55.961 --> 00:29:58.756
آنجا یک «دست شبح» ترسناک هست!

399
00:29:58.839 --> 00:30:03.135
گیرم خشم‌زادی هم پیدا کردی، که چه؟

400
00:30:03.219 --> 00:30:04.678
همه‌مان را به کشتن می‌دهی.

401
00:30:04.762 --> 00:30:06.388
نمی‌شود دست روی دست بگذاریم!

402
00:30:06.472 --> 00:30:09.058
به‌زور سیر می‌شویم، آن‌وقت نصفش را می‌خواهند.

403
00:30:09.141 --> 00:30:10.893
فقط بدتر می‌شود!

404
00:30:11.101 --> 00:30:13.020
سی سال است زندگی سخت‌تر می‌شود.

405
00:30:13.062 --> 00:30:16.398
زمستان را زنده نمی‌مانید.

406
00:30:16.482 --> 00:30:18.776
به معبد آرامش می‌روم و

407
00:30:18.859 --> 00:30:20.277
از خشم‌زاد می‌خواهم مهیبم کند.

408
00:30:20.402 --> 00:30:21.403
تا وادارشان کنم...

409
00:30:21.487 --> 00:30:24.156
انبار را باز کنند و غذایمان را پس بدهند!

410
00:30:24.240 --> 00:30:25.157
دوان...

411
00:30:25.241 --> 00:30:29.161
کیونگ این کار را برای همه‌ی
دهکده‌ی گندم می‌کند.

412
00:30:29.245 --> 00:30:32.498
شاید دل جنگیدن نداشته باشید،
اما جلویش را نگیرید.

413
00:30:32.581 --> 00:30:35.334
اگر بگیرندش، همه‌مان مرده‌ایم.

414
00:30:35.417 --> 00:30:38.671
شاید جان خودت برایت مهم
نباشد، به بقیه فکر کن!

415
00:30:48.222 --> 00:30:49.098
دخترکم.

416
00:30:51.600 --> 00:30:52.476
مامان!

417
00:30:52.560 --> 00:30:53.727
بابا کجا می‌ره؟

418
00:30:53.811 --> 00:30:54.937
برویم خانه.

419
00:30:55.020 --> 00:30:56.772
بگذار پدرت برود.

420
00:30:57.690 --> 00:30:59.525
این را نباید بخوری!

421
00:30:59.608 --> 00:31:01.402
دلت درد می‌گیرد.

422
00:31:13.247 --> 00:31:14.498
خشم‌زاد شوخی نیست!

423
00:31:14.582 --> 00:31:15.457
هی!

424
00:31:15.541 --> 00:31:17.668
برگرد!

425
00:31:48.782 --> 00:31:50.034
گودو.

426
00:31:50.242 --> 00:31:52.411
بوی خشم‌زاد می‌آید.

427
00:32:18.562 --> 00:32:22.066
الهه، می‌شود کمک کنید یوری برادرش را بیابد؟

428
00:32:22.149 --> 00:32:25.903
گودو، کار تو بردن روح‌ها
تا تولد دوباره است.

429
00:32:25.986 --> 00:32:28.489
چرا به یافتن برادرش کمک می‌کنی؟

430
00:32:28.572 --> 00:32:30.282
خواهش می‌کنم کمکم کنید!

431
00:32:39.333 --> 00:32:41.794
چطور گم شد؟

432
00:32:41.877 --> 00:32:45.798
چهار روز پیش ناپدید شد.

433
00:32:47.800 --> 00:32:50.969
گودو، به تو نیرویی می‌بخشم

434
00:32:51.595 --> 00:32:54.556
که گذشته را ببینی.

435
00:32:54.640 --> 00:32:57.976
آن‌وقت می‌توانی به یوری
کمک کنی برادرش را بیابد.

436
00:32:58.060 --> 00:33:02.398
اما فقط می‌توانی ببینی؛
نمی‌توانی تغییرش دهی.

437
00:34:44.917 --> 00:34:48.170
ای خشم‌زاد بزرگ! به دادمان برس!

438
00:34:48.253 --> 00:34:49.630
راه دیگری نداریم!

439
00:34:49.713 --> 00:34:51.548
خواهش می‌کنم خشم‌زادم کن!

440
00:34:54.885 --> 00:34:56.929
چرا می‌خواهی خشم‌زاد شوی؟

441
00:34:57.429 --> 00:34:58.222
ای خشم‌زاد!

442
00:34:59.348 --> 00:35:02.142
من گودو هستم، نه خشم‌زاد!

443
00:35:02.559 --> 00:35:04.770
سرور گودو!

444
00:35:04.853 --> 00:35:06.897
می‌خواهم خشم‌زادی درنده شوم!

445
00:35:06.980 --> 00:35:10.400
تا آن حرامزاده‌ها بترسند
و همه را نجات بدهم!

446
00:35:11.109 --> 00:35:14.321
چرا حتماً باید تو همه را نجات بدهی؟

447
00:35:14.696 --> 00:35:16.740
راستش را بخواهید، سرورم،

448
00:35:16.824 --> 00:35:18.158
به آخر خط رسیده‌ایم.

449
00:35:18.242 --> 00:35:20.285
اگر من پا پیش نگذارم، کی بگذارد؟

450
00:35:20.369 --> 00:35:21.995
چرا حتماً خشم‌زاد؟

451
00:35:22.079 --> 00:35:23.664
باید مثل شاهدخت شبح مهیب باشم

452
00:35:23.747 --> 00:35:25.457
تا آن سگ‌ها بترسند.

453
00:35:25.541 --> 00:35:27.376
شاهدخت شبح؟

454
00:35:27.459 --> 00:35:29.503
منظورت شاهدخت گوران است؟

455
00:35:29.586 --> 00:35:31.964
بله، شنیده‌ام خشم‌زادی بوده

456
00:35:32.047 --> 00:35:34.174
که همه‌ی خائنان را کشت.

457
00:35:34.258 --> 00:35:37.553
او خشم‌زاد نبود، فقط دختری بود.

458
00:35:37.970 --> 00:35:40.973
دختری بخت‌برگشته.

459
00:35:41.056 --> 00:35:42.933
شاهدخت شبح!

460
00:35:43.016 --> 00:35:45.143
تو خشم‌زادی!

461
00:35:45.227 --> 00:35:48.814
چرا شاهدخت با ما چنین می‌کند؟

462
00:36:01.201 --> 00:36:03.120
دارم چه می‌کنم؟

463
00:36:04.162 --> 00:36:07.583
گوران، اگر بخواهی،

464
00:36:07.749 --> 00:36:10.252
می‌توانیم دوباره برگردیم.

465
00:36:11.169 --> 00:36:13.005
می‌خواهم پدرم را ببینم.

466
00:36:33.400 --> 00:36:34.651
بروید...

467
00:36:35.277 --> 00:36:38.071
پیش از آنکه برسند.

468
00:36:38.530 --> 00:36:39.323
اعلیحضرت!

469
00:36:39.406 --> 00:36:42.326
بگذارید من بمانم. سپاه نایر به‌زودی می‌رسد.

470
00:36:42.409 --> 00:36:43.827
اگر به شهر گل برگردید،

471
00:36:43.911 --> 00:36:45.245
کمک می‌رسد.

472
00:36:45.537 --> 00:36:48.165
تنها یک راه مانده...

473
00:36:48.248 --> 00:36:50.584
با جسد من وقت بخرید...

474
00:36:50.667 --> 00:36:52.502
شما را به خانه می‌رسانم!

475
00:36:52.586 --> 00:36:54.087
اعلیحضرت، طاقت بیاورید!

476
00:36:54.546 --> 00:36:56.757
گوران در شهر گل منتظرتان است.

477
00:36:56.840 --> 00:36:59.259
همه‌ی کشور به شما نیاز دارد!

478
00:37:03.972 --> 00:37:05.766
گوران را دور ببرید!

479
00:37:05.849 --> 00:37:06.892
اعلیحضرت!

480
00:37:07.434 --> 00:37:10.145
طبیب!

481
00:37:15.734 --> 00:37:16.985
پدر!

482
00:37:17.527 --> 00:37:18.946
پدر!

483
00:37:19.529 --> 00:37:21.698
پدر، چرا؟

484
00:37:22.991 --> 00:37:23.867
پدر!

485
00:37:29.164 --> 00:37:31.375
نمیر، پدر!

486
00:37:37.965 --> 00:37:39.466
گوران.

487
00:37:46.598 --> 00:37:49.059
حقیقت را دیدی...

488
00:37:49.142 --> 00:37:51.603
چرا اثر نمی‌کند؟

489
00:37:58.151 --> 00:38:00.529
گو...ران...

490
00:38:31.560 --> 00:38:36.565
مادرت پیش از زادن تو هم بیمار بود.

491
00:38:38.066 --> 00:38:40.902
تولد تو معجزه‌ی ما بود.

492
00:38:41.737 --> 00:38:46.742
نفرین‌شده این سرزمین است، نه تو.

493
00:38:47.075 --> 00:38:50.370
ببخش که هرگز از داغ مادرت بیرون نیامدم،

494
00:38:50.495 --> 00:38:53.874
و هرگز چنان‌که باید هوایت را نداشتم.

495
00:38:53.957 --> 00:38:56.501
زنده بمان،

496
00:38:56.585 --> 00:39:00.464
تا بتوانی از مردمت نگهبانی کنی.

497
00:39:01.923 --> 00:39:05.802
می‌دانم همه‌ی این سال‌ها سخت کوشیدی...

498
00:39:06.011 --> 00:39:07.804
می‌دانم.

499
00:40:17.249 --> 00:40:19.543
جسدها را بسوزانید! زود!

500
00:40:19.626 --> 00:40:20.669
اطاعت!

501
00:40:34.266 --> 00:40:35.892
این پیکان را ببرم خانه؟

502
00:40:35.976 --> 00:40:37.018
آره.

503
00:40:40.272 --> 00:40:41.982
‏- نزدیک نشو!
‏- برو!

504
00:40:50.323 --> 00:40:53.326
برو قایم شو! همین حالا!

505
00:40:58.415 --> 00:41:00.625
حتماً راه دیگری هست...

506
00:41:00.709 --> 00:41:01.918
باید عمو یین را بیابم،

507
00:41:02.002 --> 00:41:04.671
بعد جلوی نایر را می‌گیریم
و شهر گل را نجات می‌دهیم.

508
00:41:04.754 --> 00:41:06.506
از پسش برمی‌آییم.

509
00:41:09.718 --> 00:41:11.261
از پسش برمی‌آییم...

510
00:41:11.428 --> 00:41:12.387
باید... باید...

511
00:41:29.654 --> 00:41:31.198
گودو، چه می‌کنی؟

512
00:41:31.281 --> 00:41:33.325
مأموریتت فقط کشیدن بذر شر است.

513
00:41:33.408 --> 00:41:37.579
اما چرا زندگی‌اش بهتر نشد؟

514
00:41:38.538 --> 00:41:41.041
بذر شر داشته باشد یا نه،

515
00:41:41.124 --> 00:41:43.126
زندگی‌اش به دست خودش است...

516
00:41:43.210 --> 00:41:45.253
به تو ربطی ندارد.

517
00:41:45.629 --> 00:41:52.385
نمی‌دانم چرا، اما حس می‌کنم دلم دارد می‌شکند.

518
00:41:55.222 --> 00:41:57.974
سرور گودو؟ سرورم؟

519
00:42:00.644 --> 00:42:01.978
اوه.

520
00:42:02.103 --> 00:42:04.105
هنوز دارید فکر می‌کنید

521
00:42:04.189 --> 00:42:07.025
که مرا خشم‌زادی مهیب کنید یا نه؟

522
00:42:07.234 --> 00:42:09.945
خشم‌زاد بودن آن نیست که فکر می‌کنی.

523
00:42:10.237 --> 00:42:12.572
گوران خشم‌زاد نبود،

524
00:42:12.656 --> 00:42:14.282
تو هم نخواهی بود.

525
00:42:14.366 --> 00:42:17.577
خشم‌زادان جز فاجعه نمی‌آورند!

526
00:42:17.827 --> 00:42:21.456
داستان آن «دست شبح» را می‌دانی؟

527
00:42:21.539 --> 00:42:24.459
حتماً از آنِ خشم‌زادی درنده بوده.

528
00:42:24.709 --> 00:42:28.797
خشم‌زادی بود از سر ناامیدی.

529
00:42:29.172 --> 00:42:31.883
می‌دانی این خون از آنِ کیست؟

530
00:42:32.259 --> 00:42:35.136
تو را سیصد سال به گذشته می‌برم،

531
00:42:35.220 --> 00:42:38.098
تا خودت ببینی.

532
00:42:38.431 --> 00:42:42.644
بعد تصمیم بگیر که هنوز
می‌خواهی خشم‌زاد شوی یا نه.

533
00:42:42.727 --> 00:42:45.063
هرچه شما بفرمایید، سرورم.

534
00:42:45.146 --> 00:42:46.189
اما...

535
00:42:46.273 --> 00:42:47.274
اما چه؟

536
00:42:52.112 --> 00:42:54.364
شکمم گشنشه.

537
00:42:56.324 --> 00:42:57.075
جدی؟

538
00:42:57.158 --> 00:43:00.620
هیچ خوراکی همراهم نیست...

539
00:43:03.331 --> 00:43:04.958
صبر کن، یادم آمد...

540
00:43:05.041 --> 00:43:06.584
عجیب است، سر راه این را یافتم.

541
00:43:08.420 --> 00:43:09.921
نصفش را به تو می‌دهم.

542
00:43:21.558 --> 00:43:26.229
کیونگ، یادت باشد که کیستی...

543
00:43:26.354 --> 00:43:28.648
و چه هستی.

544
00:43:32.444 --> 00:43:34.654
برای امنیت دهکده،

545
00:43:35.363 --> 00:43:38.408
نمی‌توانی قربانی‌ها را ببری.

546
00:43:38.491 --> 00:43:39.868
دخترم قربانی نیست!

547
00:43:39.951 --> 00:43:41.911
چطور خودی را می‌کشید؟

548
00:43:42.037 --> 00:43:44.331
بگیریدش!

549
00:43:44.414 --> 00:43:48.084
به فکر همه‌ی دهکده باش، نه فقط خودت!

550
00:43:48.168 --> 00:43:50.587
ما را نکش، خواهش می‌کنیم...

551
00:43:54.591 --> 00:43:58.428
بابا! بابا هیولا شده!

552
00:43:59.512 --> 00:44:01.639
دعایمان مستجاب شد!

553
00:44:01.723 --> 00:44:04.517
خشم‌زاد آمد!

554
00:44:04.601 --> 00:44:07.145
او ما را از این جنگ می‌رهاند!

555
00:44:16.196 --> 00:44:18.698
نه، ای خشم‌زاد بزرگ، به ما حمله نکن!

556
00:44:18.782 --> 00:44:20.116
کمک!

557
00:44:22.452 --> 00:44:23.203
نگهبان!

558
00:44:23.286 --> 00:44:25.497
حقت بود!

559
00:44:27.582 --> 00:44:29.918
آن یکی دست را هم قطع کن!

560
00:44:32.629 --> 00:44:34.672
ولم کن!

561
00:44:35.882 --> 00:44:37.050
دیگر نمی‌توانم بدوم...

562
00:44:41.304 --> 00:44:44.265
بابا؟ بابا!

563
00:44:44.766 --> 00:44:46.226
نه!

564
00:44:47.352 --> 00:44:49.604
بس کن! او دخترت است!

565
00:44:49.687 --> 00:44:50.855
چه خبر است؟

566
00:44:50.939 --> 00:44:52.732
خشم‌زاد بودن آن نیست که فکر می‌کنی.

567
00:44:52.816 --> 00:44:53.983
سر من نمی‌آید،

568
00:44:54.067 --> 00:44:56.861
من خودم را مهار می‌کنم.

569
00:44:56.945 --> 00:44:59.781
خشم‌زادان دست از کشتن نمی‌کشند...

570
00:44:59.864 --> 00:45:02.367
تا شاخ‌های شرشان بریده شود.

571
00:45:06.246 --> 00:45:07.997
من دخترم را می‌شناسم!

572
00:45:08.081 --> 00:45:09.541
سر من نمی‌آید!

573
00:45:09.624 --> 00:45:14.295
می‌توانم خانواده‌ام را نجات بدهم!

574
00:45:19.175 --> 00:45:21.636
اراده‌ی آن خشم‌زاد سست بود!

575
00:45:21.719 --> 00:45:23.221
سر من نمی‌آید!

576
00:45:23.304 --> 00:45:27.058
جز من کسی نمی‌تواند خانواده‌ام را نجات بدهد.

577
00:45:27.684 --> 00:45:28.893
سرور گودو...

578
00:45:28.977 --> 00:45:30.854
خواهش می‌کنم خشم‌زادم کن...

579
00:45:30.937 --> 00:45:35.066
خانواده‌ام را فراموش نمی‌کنم!

580
00:45:35.150 --> 00:45:35.942
گودو!

581
00:45:36.025 --> 00:45:36.943
نکن!

582
00:45:45.076 --> 00:45:47.829
گفتم که اینجا خشم‌زاد هست...

583
00:45:59.466 --> 00:46:01.593
دوان؟!

584
00:46:07.515 --> 00:46:09.184
خیلی کندی!

585
00:46:20.028 --> 00:46:23.531
شاخ‌های شرت را می‌برم! وقت مردنت است!

586
00:46:37.086 --> 00:46:39.464
پس بلدی هم.

587
00:46:45.762 --> 00:46:47.055
کیونگ!

588
00:46:52.268 --> 00:46:55.522
حتماً راه دیگری هست!

589
00:47:06.950 --> 00:47:08.993
زیادی به خودت نناز!

590
00:47:12.950 --> 00:47:25.993
 —  ماي موويیز —

591
00:47:42.860 --> 00:47:45.697
گودو، بس کن این خواب را، بیا کمک!

592
00:47:46.531 --> 00:47:48.449
اگر همین حالا این خشم‌زاد را نکشیم،

593
00:47:48.533 --> 00:47:50.243
جهان دیگر گرفتار می‌شود.

594
00:47:50.326 --> 00:47:52.537
اگر روح قربانیانش به جهان دیگر برسد،

595
00:47:52.620 --> 00:47:55.290
خشم‌زادان بیشتری پدید می‌آیند!

596
00:47:55.748 --> 00:47:57.750
فکری دارم.

597
00:47:58.126 --> 00:48:00.795
اما فقط یک فرصت داریم.

598
00:48:03.047 --> 00:48:05.008
من هم می‌توانم جیغ بزنم!

599
00:48:31.200 --> 00:48:33.453
نگو هیچ‌وقت کمکت نکردم!

600
00:49:09.364 --> 00:49:10.740
آن!

601
00:49:19.415 --> 00:49:22.293
آن، دستم را بگیر!

602
00:49:37.225 --> 00:49:38.643
کارا!

603
00:49:39.936 --> 00:49:41.813
محکم بگیر!

604
00:49:43.356 --> 00:49:45.233
کمکمان کن، بابا!

605
00:50:59.348 --> 00:51:00.767
دوان...

606
00:51:11.194 --> 00:51:13.237
‏- کارا!
‏- دوان!

607
00:51:13.362 --> 00:51:14.447
بابا!

608
00:51:22.497 --> 00:51:23.998
سرور گودو...

609
00:51:25.583 --> 00:51:27.460
یعنی می‌خواهی بگویی...

610
00:51:27.710 --> 00:51:30.171
خشم‌زاد شدن هم نجاتمان نمی‌دهد؟

611
00:51:32.298 --> 00:51:34.884
پس چه کنم؟

612
00:51:42.934 --> 00:51:46.938
اگر دهکده‌ی گندم یکدل شود،
شاید شانسی داشته باشیم...

613
00:51:47.021 --> 00:51:48.731
کیونگ!

614
00:51:49.816 --> 00:51:52.193
کجایی؟ برگرد!

615
00:51:52.276 --> 00:51:53.986
همه را جمع کنیم!

616
00:51:54.153 --> 00:51:56.280
حق خودمان را پس می‌گیریم!

617
00:51:57.490 --> 00:51:58.991
سرور گودو...

618
00:52:00.117 --> 00:52:03.120
دیگر نمی‌خواهم خشم‌زاد شوم،
می‌خواهم آدم بمانم!

619
00:52:03.955 --> 00:52:06.707
می‌خواهم با بقیه غذایمان را پس بگیریم!

620
00:52:25.101 --> 00:52:27.854
سرور گودو، کجایید؟

621
00:52:30.857 --> 00:52:32.358
سرور گودو!

622
00:52:32.441 --> 00:52:36.904
قول بدهید خشم‌زادم نکنید!

623
00:52:41.325 --> 00:52:43.536
چه بیچاره‌ای، گودو.

624
00:52:43.619 --> 00:52:46.956
گفتم که اینجا فقط یک خشم‌زاد نیست!

625
00:52:47.164 --> 00:52:52.169
شمار خشم‌زادان هرگز از شمار
نیت‌های پلید آدمی بیشتر نمی‌شود.

626
00:52:52.753 --> 00:52:54.589
هرچه بکارند همان می‌دروند.

627
00:52:54.672 --> 00:52:57.508
نمی‌دانم بر سر کیونگ چه می‌آید.

628
00:52:57.592 --> 00:53:00.720
گودو، او فقط یک فانی است

629
00:53:00.803 --> 00:53:02.179
که پایانش ناگزیر است.

630
00:53:02.263 --> 00:53:05.016
نمی‌فهمم چرا این‌طور...

631
00:53:05.391 --> 00:53:07.685
نمی‌دانم اسمش چیست...

632
00:53:08.060 --> 00:53:10.521
ما پیمان بستیم...

633
00:53:10.605 --> 00:53:11.981
چه پیمانی؟

634
00:53:12.064 --> 00:53:14.066
باز از حال رفتی؟

635
00:53:15.526 --> 00:53:17.904
شانس آوردی من هستم!

636
00:53:22.366 --> 00:53:23.993
انبار را باز کنید!

637
00:53:24.243 --> 00:53:25.828
مشتی فاسد!

638
00:53:26.203 --> 00:53:27.788
انبار را باز کنید!

639
00:53:28.080 --> 00:53:29.498
مشتی فاسد!

640
00:53:29.874 --> 00:53:31.375
انبار را باز کنید!

641
00:53:31.751 --> 00:53:33.169
مشتی فاسد!

642
00:53:33.586 --> 00:53:35.004
انبار را باز کنید!

643
00:53:35.463 --> 00:53:36.631
مشتی فاسد!

644
00:53:46.933 --> 00:53:50.519
سرورم، همه‌ی دهقان‌ها جمع شده‌اند.

645
00:53:51.646 --> 00:53:53.272
عقب بمانید!

646
00:53:54.190 --> 00:53:56.817
یک قدم جلو بیایید، می‌کشمش!

647
00:54:00.237 --> 00:54:01.656
تیرها را رها کنید.

648
00:54:05.034 --> 00:54:06.577
خواهش می‌کنم بس کنید!

649
00:54:06.661 --> 00:54:07.870
خودی را می‌کشید!

650
00:54:07.954 --> 00:54:09.330
اول مرا نجات بدهید!

651
00:54:25.221 --> 00:54:28.599
دستم را خودم بریدم تا نشانتان بدهم

652
00:54:29.183 --> 00:54:31.268
که دست خشم‌زاد نیست!

653
00:54:31.352 --> 00:54:33.020
جایش در معبد آرامش نیست!

654
00:54:33.187 --> 00:54:35.106
می‌خواهم به همه نشان بدهم...

655
00:54:35.189 --> 00:54:37.858
امروز بیش از یک دست از دست دادم.

656
00:54:38.359 --> 00:54:40.403
عزیزان بی‌شماری را هم از دست دادیم...

657
00:54:40.486 --> 00:54:42.238
و آن‌ها که از گرسنگی مردند!

658
00:54:43.155 --> 00:54:44.949
ما که پیش رویتان ایستاده‌ایم...

659
00:54:45.032 --> 00:54:47.910
آخرین کشاورزان دهکده‌ی گندمیم.

660
00:54:47.994 --> 00:54:49.829
یکدل اینجا آمده‌ایم...

661
00:54:49.912 --> 00:54:52.331
تا حق خودمان را پس بگیریم!

662
00:54:52.415 --> 00:54:56.252
و برای این کار از هیچ چیز نمی‌گذریم!

663
00:54:56.669 --> 00:54:59.964
اگر کسی کشت نکند،
برای هیچ‌کس غذایی نمی‌ماند.

664
00:55:00.381 --> 00:55:03.009
همه با هم به جهنم می‌رویم!

665
00:55:03.551 --> 00:55:05.219
پس بار آخر می‌پرسم...

666
00:55:05.511 --> 00:55:07.888
انبار را باز می‌کنید یا نه؟!

667
00:55:15.229 --> 00:55:16.605
ای فرومایگان!

668
00:55:25.906 --> 00:55:28.784
هه! انبار را باز کنید!

669
00:56:03.694 --> 00:56:04.779
مواظب باش!

670
00:56:07.990 --> 00:56:09.825
بگذارید بیرون بیایم! کمک!

671
00:56:11.869 --> 00:56:15.998
کمک! درم را باز کنید!

672
00:56:40.606 --> 00:56:42.233
این چه صدایی است؟

673
00:56:42.608 --> 00:56:44.193
بروم ببینم.

674
00:56:45.361 --> 00:56:47.905
خشم‌زاد است! کمک!

675
00:57:32.533 --> 00:57:33.951
یوری، منتظرم بمان!

676
00:57:34.034 --> 00:57:35.870
کجایی؟

677
00:57:36.036 --> 00:57:38.747
کنجی!

678
00:57:38.831 --> 00:57:39.707
کجایی؟

679
00:57:39.790 --> 00:57:41.250
کنجی!

680
00:57:44.003 --> 00:57:45.462
یوری!

681
00:57:46.046 --> 00:57:47.715
یوری! کجا رفتی؟

682
00:57:47.798 --> 00:57:48.841
منتظرم بمان!

683
00:57:48.924 --> 00:57:50.009
کنجی!

684
00:57:50.092 --> 00:57:51.010
گودو!

685
00:58:01.645 --> 00:58:03.230
یوری!

686
00:58:05.107 --> 00:58:06.317
وای!

687
00:58:08.110 --> 00:58:10.196
اینجا چقدر جالبه!

688
00:58:13.616 --> 00:58:14.575
بیا.

689
00:58:16.744 --> 00:58:19.622
به چه نگاه می‌کنی؟ بلند شو!

690
00:58:25.753 --> 00:58:27.963
می‌خواهم جایی را نشانت بدهم.

691
00:58:58.077 --> 00:59:01.413
پس... خیلی وقته که مرده‌ام؟

692
00:59:03.082 --> 00:59:06.210
تنت فقط یک وهم است.

693
00:59:06.293 --> 00:59:08.963
همه‌اش وهمه؟

694
00:59:09.088 --> 00:59:11.674
پس مرگمم وهمه؟

695
00:59:12.299 --> 00:59:15.010
مرگ فقط یک حالت گذراست.

696
00:59:15.094 --> 00:59:18.264
دوباره زاده می‌شوی و باز زندگی می‌کنی.

697
00:59:18.764 --> 00:59:21.308
پس اونایی که تو خاطراتمن چی؟

698
00:59:21.392 --> 00:59:23.435
فقط حس‌هایت واقعی‌اند.

699
00:59:23.519 --> 00:59:26.563
ته روحت پنهان می‌مانند.

700
00:59:26.814 --> 00:59:29.608
مثل همین که می‌خوام داداشمو پیدا کنم؟

701
00:59:30.025 --> 00:59:31.193
تو چی؟

702
00:59:31.318 --> 00:59:32.486
ها؟

703
00:59:32.736 --> 00:59:34.405
تو هم وهمی؟

704
00:59:34.738 --> 00:59:38.117
من... من...

705
00:59:48.627 --> 00:59:50.379
الهه؟! الهه؟!

706
00:59:52.965 --> 00:59:55.384
چه شده؟ نجاتتان می‌دهم!

707
00:59:55.634 --> 00:59:58.137
مگر بذر شر را بیرون نکشیدیم؟

708
00:59:58.220 --> 01:00:02.433
این هزاره‌ها گذشت و هنوز کینه‌ی
آدمی را ریشه‌کن نکرده‌ام...

709
01:00:02.599 --> 01:00:06.770
خونریزی، سنگدلی، کینه، دشمنی...

710
01:00:06.937 --> 01:00:09.773
شرِ خشم‌زادان دنیای آدم‌ها را فرا گرفته،

711
01:00:09.857 --> 01:00:12.568
پس جهان دیگر باید این
بلا را از سر بگذراند.

712
01:00:12.651 --> 01:00:16.864
همه‌چیز درک‌نکردنی است،
و جز رفتن چاره‌ای نیست.

713
01:00:16.947 --> 01:00:20.159
الهه، وقت این حرف‌های عارفانه نیست!

714
01:00:20.242 --> 01:00:23.787
بروید سر اصل مطلب! چطور بیرونتان بیاوریم؟

715
01:00:23.996 --> 01:00:26.248
اول گره‌ی گودو را بگشایید،

716
01:00:26.332 --> 01:00:30.127
آن‌وقت معجزه‌ای رخ می‌دهد.

717
01:00:37.676 --> 01:00:39.428
گودو، گره‌ات کجاست؟

718
01:00:39.511 --> 01:00:40.929
بدهش به من!

719
01:00:41.013 --> 01:00:42.598
گره‌ی من؟

720
01:00:43.265 --> 01:00:47.144
حالا چه؟ یعنی گره‌ات مادی نیست؟

721
01:00:47.227 --> 01:00:48.896
حالا چه کنیم؟

722
01:00:48.979 --> 01:00:52.858
من گره‌گشایی بلد نیستم،
فقط کشتن خشم‌زاد بلدم.

723
01:00:52.941 --> 01:00:54.318
جهان دیگر را چه شده؟

724
01:00:54.401 --> 01:00:56.945
اینها همان طناب‌های سرخ روح‌های درگذشته‌اند؟

725
01:00:57.363 --> 01:00:59.740
وقتی مردم کیونگ جنگیدند،

726
01:00:59.823 --> 01:01:01.283
یکی خشم‌زاد شد.

727
01:01:01.367 --> 01:01:02.785
همه مردند!

728
01:01:02.868 --> 01:01:04.036
کیونگ چه؟

729
01:01:04.119 --> 01:01:05.245
موفق شدند؟

730
01:01:05.329 --> 01:01:08.040
اگر شده بودند، جهان دیگر
به این روز نمی‌افتاد!

731
01:01:08.123 --> 01:01:09.541
الهه چه؟

732
01:01:09.625 --> 01:01:12.628
در طناب‌ها پیچیده، نمی‌توانم پاره‌شان کنم.

733
01:01:12.878 --> 01:01:14.963
گفت باید گره‌ی تو را بگشایم.

734
01:01:15.339 --> 01:01:17.716
گودو، خوب فکر کن!

735
01:01:17.841 --> 01:01:20.969
می‌دانم برایت عجیب است، چون آدم نیستی.

736
01:01:21.428 --> 01:01:24.848
اما ممکن است تو هم گره‌ی دلی داشته باشی؟

737
01:01:50.249 --> 01:01:51.917
آماده‌ای؟

738
01:02:06.181 --> 01:02:07.641
گودو...

739
01:02:07.724 --> 01:02:08.892
با تو می‌آیم.

740
01:02:11.937 --> 01:02:12.813
باشه!

741
01:02:39.840 --> 01:02:41.967
خواهش می‌کنم نبرش!

742
01:02:42.050 --> 01:02:43.510
پسش بده!

743
01:02:44.887 --> 01:02:45.971
گم شو!

744
01:03:27.346 --> 01:03:28.680
کنجی...

745
01:03:29.181 --> 01:03:32.309
کنجی، دهنتو باز کن...

746
01:03:32.809 --> 01:03:34.520
باید بخوری.

747
01:03:34.603 --> 01:03:35.979
کنجی...

748
01:03:38.899 --> 01:03:40.275
کنجی...

749
01:03:41.735 --> 01:03:43.028
کنجی...

750
01:03:46.365 --> 01:03:47.824
کنجی...

751
01:03:57.834 --> 01:03:59.711
برو!

752
01:03:59.795 --> 01:04:01.713
غذایی نداریم.

753
01:04:51.388 --> 01:04:52.514
کنجی.

754
01:04:54.474 --> 01:04:55.851
کنجی کجاست؟

755
01:05:33.764 --> 01:05:36.933
جان او جان تو را ادامه داد.

756
01:05:37.017 --> 01:05:40.020
آدم که شکمش گرسنه شود، باید بخورد.

757
01:05:40.103 --> 01:05:42.439
لازم نیست غمگین باشی.

758
01:05:43.273 --> 01:05:47.152
ولی اون داداشمه!

759
01:05:52.824 --> 01:05:54.242
یوری!

760
01:06:33.907 --> 01:06:35.701
این چیه؟

761
01:06:37.661 --> 01:06:40.247
یوری!

762
01:06:48.130 --> 01:06:49.631
چقدر داغه!

763
01:06:53.093 --> 01:06:56.972
تو یوری هستی، وقتی شکمت
گرسنه است این کار را می‌کنی!

764
01:06:57.514 --> 01:06:59.349
تو یوری هستی،

765
01:07:02.060 --> 01:07:04.855
مادرت آشپز فوق‌العاده‌ای است!

766
01:07:05.105 --> 01:07:06.523
یوری!

767
01:07:07.107 --> 01:07:13.321
تو یوری هستی، باید برادرت
را بیابی و دوباره زاده شوی!

768
01:07:13.780 --> 01:07:15.532
بیدار شو!

769
01:07:45.437 --> 01:07:48.732
گودو، من چم شده؟

770
01:07:49.775 --> 01:07:51.568
نمی‌دانم.

771
01:07:51.902 --> 01:07:54.654
اما حالا خوبی...

772
01:07:55.322 --> 01:07:57.616
یوری، بذر شرت

773
01:07:57.699 --> 01:07:59.326
بالاخره در جهان دیگر جوانه زد.

774
01:08:03.079 --> 01:08:06.249
گمان می‌کردم پس از دیدن حقیقت،

775
01:08:06.333 --> 01:08:08.084
دوباره زاده می‌شود.

776
01:08:08.168 --> 01:08:10.629
اما در عوض، خشم‌زادش کرد.

777
01:08:10.712 --> 01:08:13.131
الهه، یوری خشم‌زاد نیست.

778
01:08:13.215 --> 01:08:14.883
برادرش را دیده.

779
01:08:14.966 --> 01:08:17.052
می‌توانم به تولد دوباره ببرمش.

780
01:08:17.135 --> 01:08:19.262
گودو، نمی‌فهمی.

781
01:08:19.346 --> 01:08:21.348
بذر شرش جوانه زده.

782
01:08:21.431 --> 01:08:23.809
روحی که بذر شر دارد
نمی‌تواند دوباره زاده شود.

783
01:08:23.892 --> 01:08:27.395
نه! باید کمکش کنم دوباره زاده شود!

784
01:08:27.479 --> 01:08:30.065
گودو... حالا چه کنیم؟

785
01:08:30.148 --> 01:08:32.234
تو را به زندگی بعدی‌ات می‌برم!

786
01:08:32.317 --> 01:08:34.444
دوباره برادرت را می‌بینی!

787
01:08:34.528 --> 01:08:39.157
نه می‌تواند در جهان دیگر بماند،
نه دوباره زاده شود...

788
01:08:39.449 --> 01:08:41.201
باید همین‌جا بماند...

789
01:08:41.493 --> 01:08:43.537
و به خاک بدل شود...

790
01:08:56.216 --> 01:08:57.425
یوری!

791
01:08:58.009 --> 01:08:59.219
الهه!

792
01:08:59.553 --> 01:09:01.888
خواهش می‌کنم کمکش کنید!

793
01:09:18.238 --> 01:09:19.489
گودو!

794
01:10:21.343 --> 01:10:24.220
حالا چه کنیم؟

795
01:10:39.778 --> 01:10:41.863
وای...! وای...!

796
01:10:44.240 --> 01:10:46.743
چه می‌کنی، گودو؟

797
01:10:47.285 --> 01:10:50.288
دارم یاد می‌گیرم مثل تو گریه کنم.

798
01:10:50.372 --> 01:10:53.792
می‌ترسم دیگر هرگز خانواده‌ام

799
01:10:53.875 --> 01:10:55.710
و کنجی را نبینم...

800
01:10:56.753 --> 01:10:59.464
وقتی فکر می‌کنم شاید دیگر تو را نبینم...

801
01:10:59.547 --> 01:11:01.216
کم‌کم می‌فهمم.

802
01:11:01.675 --> 01:11:03.468
وای...! وای...!

803
01:11:26.950 --> 01:11:28.827
کن...جی...

804
01:11:40.463 --> 01:11:42.007
هنوز اینجایند؟

805
01:11:42.090 --> 01:11:42.882
نه.

806
01:11:44.509 --> 01:11:48.555
اینجا چه شده؟

807
01:12:18.460 --> 01:12:20.170
مادرِ زمین...

808
01:12:21.129 --> 01:12:24.340
چرا آدم‌ها بذر شر دارند؟

809
01:12:26.426 --> 01:12:27.844
همه‌اش از خرد آغاز شد...

810
01:12:27.927 --> 01:12:32.515
آنگاه که آدمی نیک را از بد بازشناخت.

811
01:12:32.599 --> 01:12:37.353
پس سرچشمه‌ی بذر شر خود آدمی است؟

812
01:12:37.479 --> 01:12:40.273
خواستند با نیروی ویرانگر...

813
01:12:40.356 --> 01:12:42.358
هرچه را نادرست می‌دیدند راست کنند.

814
01:12:42.484 --> 01:12:46.071
پس چگونه بذر شر را از آنان برگیریم؟

815
01:12:47.030 --> 01:12:49.991
چون علت و شرط از میان برود،
همه‌چیز از هم می‌پاشد.

816
01:12:50.075 --> 01:12:55.246
یوری می‌خواهد دوباره زاده
شود، اما بذر شر در اوست.

817
01:12:55.538 --> 01:12:58.333
روحی که با بذر شر دوباره زاده شود...

818
01:12:58.416 --> 01:13:01.294
باید هزار سال را از سر بگذراند.

819
01:13:01.920 --> 01:13:05.590
هرچند بار هم زاده شود،

820
01:13:05.673 --> 01:13:09.219
باز هم آن را با خود دارد؟

821
01:13:21.356 --> 01:13:22.440
گودو،

822
01:13:22.524 --> 01:13:25.485
شنیدی مادرِ زمین چه گفت.

823
01:13:25.610 --> 01:13:28.863
اگر شاخ دوم یوری هم دربیاید،

824
01:13:29.280 --> 01:13:32.700
نیرویش نه‌تنها دنیای
آدم‌ها را تهدید می‌کند...

825
01:13:33.034 --> 01:13:36.037
بلکه جهان دیگر را هم.

826
01:13:40.041 --> 01:13:43.378
اما اگر بذر شر را از هر یک
از زندگی‌هایش بیرون بکشم،

827
01:13:43.461 --> 01:13:47.507
پس از هزار سال می‌تواند
همچون آدمی عادی زاده شود.

828
01:13:47.757 --> 01:13:52.428
آدم‌ها دگرگون می‌شوند. یوری
همین حالا یک شاخ شر دارد.

829
01:13:52.554 --> 01:13:55.098
مطمئنی بذرش در هزار سال آینده

830
01:13:55.181 --> 01:13:57.308
جوانه نمی‌زند؟

831
01:13:57.517 --> 01:13:59.602
کنارش می‌مانم!

832
01:13:59.727 --> 01:14:01.896
هر بار که دوباره زاده شود،

833
01:14:02.063 --> 01:14:03.982
بذرش نیرومندتر می‌شود.

834
01:14:04.065 --> 01:14:05.692
فقط هزار سال است.

835
01:14:05.775 --> 01:14:07.861
کار آسانی نخواهد بود.

836
01:14:07.944 --> 01:14:09.028
از پسش برمی‌آیم.

837
01:14:09.154 --> 01:14:12.824
اگر یوری خشم‌زاد شود،

838
01:14:12.907 --> 01:14:16.536
هم تو و هم یوری به خاک بدل می‌شوید...

839
01:14:16.619 --> 01:14:18.037
تسلیم نمی‌شوم!

840
01:14:19.873 --> 01:14:22.750
مطمئنی می‌خواهی این کار را بکنی، گودو؟

841
01:14:31.926 --> 01:14:33.511
به او ایمان دارم.

842
01:14:34.095 --> 01:14:38.141
یوری، اگر می‌خواهی برادر
کوچکت را نجات بدهی،

843
01:14:38.224 --> 01:14:40.393
باید فراموشش کنی.

844
01:14:40.852 --> 01:14:41.978
اگر رهاش کنم،

845
01:14:42.061 --> 01:14:43.855
نجات پیدا می‌کنه؟

846
01:14:47.817 --> 01:14:49.194
یوری،

847
01:14:49.694 --> 01:14:51.196
برای اینکه دوباره ببینیش،

848
01:14:51.279 --> 01:14:53.823
باید دوباره زاده شوی.

849
01:14:53.907 --> 01:14:55.617
و برای زاده شدن،

850
01:14:55.700 --> 01:14:58.077
باید فراموشش کنی.

851
01:14:58.161 --> 01:15:00.496
یعنی فقط با زاده شدن دوباره می‌تونم ببینمش؟

852
01:15:08.463 --> 01:15:10.840
می‌خوام دوباره زاده بشم! می‌خوام!

853
01:15:36.658 --> 01:15:37.825
گودو،

854
01:15:37.909 --> 01:15:41.454
این پیمان هزارساله‌ات را به یاد داشته باش.

855
01:15:41.913 --> 01:15:42.705
یادم می‌ماند!

856
01:16:53.693 --> 01:16:55.278
اینها چی‌اند؟

857
01:16:55.611 --> 01:16:57.405
خاطراتت.

858
01:16:57.947 --> 01:17:00.241
انگار اینا رو ندیده بودم...

859
01:17:00.575 --> 01:17:02.201
خاطره‌ها سنگین‌اند.

860
01:17:02.410 --> 01:17:04.787
باید همین‌جا جاشان بگذاری.

861
01:17:05.246 --> 01:17:06.748
وگرنه...

862
01:17:07.081 --> 01:17:09.459
نمی‌توانی از آن‌سو بگذری.

863
01:17:13.671 --> 01:17:15.006
همین که بگذری...

864
01:17:15.131 --> 01:17:17.425
دوباره برادرت را می‌بینی.

865
01:17:19.010 --> 01:17:19.927
باشه!

866
01:18:19.987 --> 01:18:21.531
منتظرم بمان.

867
01:18:52.520 --> 01:18:54.188
تو رو هم فراموش می‌کنم؟

868
01:18:58.359 --> 01:18:59.735
یوری،

869
01:18:59.944 --> 01:19:01.779
وقتی از آبشار بگذری،

870
01:19:01.904 --> 01:19:03.614
وارد زندگی بعدی‌ات می‌شوی.

871
01:19:03.781 --> 01:19:05.199
تو چی؟

872
01:19:06.659 --> 01:19:08.244
قول می‌دهم...

873
01:19:08.828 --> 01:19:09.996
هرجا که بروی،

874
01:19:10.079 --> 01:19:11.330
پیدایت می‌کنم.

875
01:19:24.677 --> 01:19:26.179
یادم می‌مونی؟

876
01:19:26.721 --> 01:19:28.639
چطوری بشناسمت؟

877
01:20:04.675 --> 01:20:06.093
گودو!

878
01:20:10.806 --> 01:20:13.684
در هزار سال آینده،

879
01:20:13.768 --> 01:20:15.603
هرجا که بروی...

880
01:20:16.062 --> 01:20:18.064
پیدایت می‌کنم.

881
01:20:18.564 --> 01:20:19.607
قول می‌دهم...

882
01:20:20.316 --> 01:20:22.693
پیدایت می‌کنم.

883
01:22:48.923 --> 01:22:50.508
پس هم گوران و هم کیونگ

884
01:22:50.591 --> 01:22:52.635
زندگی‌های دوباره‌ی یوری بودند.

885
01:22:53.010 --> 01:22:55.096
و پیش از آن‌ها هم دیگرانی بودند.

886
01:22:55.429 --> 01:22:58.432
یادم هست. پس هزار سال گذشت...

887
01:22:58.724 --> 01:23:01.519
نگهبانان روح نمی‌توانند این‌همه
بار به دنیای آدم‌ها بروند.

888
01:23:01.602 --> 01:23:03.145
برای همین این‌قدر ناتوانی...

889
01:23:03.562 --> 01:23:05.439
ما پیمان بسته‌ایم.

890
01:23:06.524 --> 01:23:08.943
اما او تو را نمی‌شناسد...

891
01:23:09.402 --> 01:23:12.363
من او را می‌شناسم، ما پیمان بسته‌ایم!

892
01:23:12.446 --> 01:23:13.656
اگر از من بپرسی،

893
01:23:13.739 --> 01:23:15.908
به‌نظرم داری وقتت را تلف می‌کنی.

894
01:23:15.991 --> 01:23:18.411
به دل نگیر، اما من نیت دیگری دارم.

895
01:23:18.494 --> 01:23:20.287
هه! ادای مرا درمی‌آوری!

896
01:23:20.746 --> 01:23:22.164
پیدایش می‌کنم.

897
01:23:22.248 --> 01:23:25.000
این آخرین زندگی‌اش در این هزاره است.

898
01:23:26.293 --> 01:23:29.130
حالا فهمیدم! او همان «گره»ی توست!

899
01:23:29.255 --> 01:23:31.507
اما اگر این بار بمیری چه؟

900
01:23:31.799 --> 01:23:33.342
ارزشش را دارد؟

901
01:23:33.551 --> 01:23:36.137
به خاک بدل می‌شوی.

902
01:23:36.220 --> 01:23:38.347
به الهه قول دادم از تو محافظت کنم.

903
01:23:38.597 --> 01:23:41.934
سرم درد گرفت، آن هم من که سر ندارم!

904
01:23:43.018 --> 01:23:44.103
اگر آدم‌ها زاده شوند،

905
01:23:44.186 --> 01:23:47.606
و اگر من به خاک بدل شوم،

906
01:23:47.690 --> 01:23:50.317
گره‌ی من به کوه می بازمی‌گردد؟

907
01:23:50.401 --> 01:23:51.569
اگر از من بپرسی،

908
01:23:51.652 --> 01:23:53.946
به‌نظرم خاک شدن یعنی هیچ چیز نمی‌ماند.

909
01:23:56.407 --> 01:23:58.451
اگر یوری خشم‌زاد شود،

910
01:23:58.534 --> 01:24:00.911
پس چه کنم؟

911
01:24:01.996 --> 01:24:04.123
جلویش را می‌گیری!

912
01:24:05.249 --> 01:24:08.335
اما رک بگویم، اگر خشم‌زاد شود،

913
01:24:08.419 --> 01:24:10.546
مجبورم بکشمش.

914
01:24:19.305 --> 01:24:22.641
ایمان دارم که خشم‌زاد نمی‌شود.

915
01:24:23.017 --> 01:24:24.226
پس بزن بریم.

916
01:24:24.852 --> 01:24:26.729
بالاخره پیمان بسته‌اید!

917
01:24:27.938 --> 01:24:30.024
من هم باید الهه را نجات بدهم.

918
01:24:39.492 --> 01:24:41.744
یه چیزی بخور، وگرنه از گشنگی می‌میری!

919
01:24:41.827 --> 01:24:44.455
ولی من فقط دست‌پخت تو رو دوست دارم.

920
01:24:44.663 --> 01:24:46.916
داری غذای منو به گربه‌ات می‌دی.

921
01:24:46.999 --> 01:24:48.751
بریم! برگردیم سر کار!

922
01:24:58.552 --> 01:25:03.557
ببین، اونایی که از دودکش
میاد شبیه موهای منه.

923
01:25:07.978 --> 01:25:10.940
گفتم در جهان دیگر کمی بیاسا.

924
01:25:13.651 --> 01:25:16.195
لازم نیست هر لحظه اینجا باشی

925
01:25:16.278 --> 01:25:18.823
و خودت را از پا دربیاوری.

926
01:25:18.906 --> 01:25:24.662
چیزیم نمی‌شود، می‌خواهم
یینگ را سر کار ببینم.

927
01:25:24.745 --> 01:25:26.247
چه دیدنی دارد؟

928
01:25:26.330 --> 01:25:29.083
فقط می‌ایستند و می‌بافند.

929
01:25:29.166 --> 01:25:30.626
اما...

930
01:25:31.710 --> 01:25:34.380
باشد، بعداً می‌برمت.

931
01:25:35.464 --> 01:25:39.885
بوی خشم‌زاد می‌آید، آسمان تاریک...

932
01:25:40.052 --> 01:25:41.387
چقدر به‌دردنخوری!

933
01:25:43.013 --> 01:25:44.473
چه کار می‌کنی؟

934
01:25:44.557 --> 01:25:46.892
هیچ‌کدام از کارهایت به درد نمی‌خورد!

935
01:25:47.059 --> 01:25:48.811
دستگاه را خراب کردی!

936
01:25:48.894 --> 01:25:50.396
بلد نیستی، گم شو!

937
01:25:50.479 --> 01:25:52.022
ما را بدبخت نکن!

938
01:25:52.147 --> 01:25:54.316
مارک، چه مرگت است؟

939
01:25:54.525 --> 01:25:55.442
سرکارگر نیست،

940
01:25:55.526 --> 01:25:56.777
دلیل نمی‌شود تو رئیس باشی!

941
01:25:56.861 --> 01:25:58.320
همیشه تقصیر شما دوتاست!

942
01:25:58.404 --> 01:25:59.947
به‌خاطر شما جیره‌مان را زدند!

943
01:26:00.030 --> 01:26:01.949
شنیدی چه گفتند؟

944
01:26:02.283 --> 01:26:03.617
به حرفش گوش نده.

945
01:26:03.701 --> 01:26:05.786
درستش می‌کنیم، به تو ربطی ندارد!

946
01:26:05.870 --> 01:26:06.829
نانا...

947
01:26:06.912 --> 01:26:09.832
دقیقاً، بی‌عرضگی شما
نباید به ما ربط پیدا کند!

948
01:26:09.915 --> 01:26:12.209
اما همه‌مان به‌خاطرش گرسنه می‌مانیم!

949
01:26:12.293 --> 01:26:13.085
درسته!

950
01:26:13.168 --> 01:26:14.712
دیگر بدبختمان نکنید!

951
01:26:14.962 --> 01:26:16.839
کجا می‌توانند بروند؟

952
01:26:16.922 --> 01:26:18.465
آن‌ها هم مثل ما هستند...

953
01:26:18.549 --> 01:26:19.633
اینجا فروخته شده‌اند.

954
01:26:19.717 --> 01:26:21.468
هاردی، می‌خواهی قهرمان شوی؟

955
01:26:21.552 --> 01:26:22.553
تمام شد؟

956
01:26:22.636 --> 01:26:24.430
‏- زورگوها!
‏- نانا، بس کن...

957
01:26:24.597 --> 01:26:26.307
ای یتیم‌های کثیف!

958
01:26:26.557 --> 01:26:28.017
تو زدی!

959
01:26:29.393 --> 01:26:30.853
نکن!

960
01:26:33.272 --> 01:26:35.691
نانا، ولشان کن...

961
01:26:36.025 --> 01:26:38.152
تمام شد؟ کاریمان نداشته باشید!

962
01:26:40.321 --> 01:26:41.530
همه‌اش تقصیر توست!

963
01:26:41.614 --> 01:26:42.573
بس کن! بس کن!

964
01:26:42.656 --> 01:26:44.325
به خواهرم کاری نداشته باش!

965
01:26:53.125 --> 01:26:54.710
بس کن، مارک!

966
01:26:56.045 --> 01:26:57.504
برو عقب!

967
01:27:10.976 --> 01:27:11.769
نانا!

968
01:27:11.852 --> 01:27:13.604
یینگ، همان‌جا بمان!

969
01:27:15.230 --> 01:27:16.982
عقب بمانید!

970
01:27:17.942 --> 01:27:19.860
خشم‌زاد؟ من می‌فهمیدم.

971
01:27:19.944 --> 01:27:21.320
فقط کارگاه یینگ است.

972
01:27:21.403 --> 01:27:22.237
خودت ببین.

973
01:27:22.988 --> 01:27:24.239
یینگ!

974
01:27:35.668 --> 01:27:36.877
نانا!

975
01:27:37.920 --> 01:27:38.921
چقدر داغ است!

976
01:27:42.049 --> 01:27:43.258
نانا!

977
01:27:45.302 --> 01:27:46.428
نانا!

978
01:27:46.804 --> 01:27:50.057
از این‌طرف! مواظب باش!

979
01:28:04.056 --> 01:28:16.391
 —  ماي موويیز —

980
01:28:31.056 --> 01:28:32.391
نانا؟

981
01:28:48.157 --> 01:28:50.617
چرا خواهرم مرد؟

982
01:28:52.202 --> 01:28:54.038
تقصیر من بود؟

983
01:28:55.330 --> 01:28:57.791
تقصیر من است!

984
01:29:00.294 --> 01:29:02.880
من خواهرم را کشتم!

985
01:29:21.982 --> 01:29:23.650
آتش! کمک!

986
01:29:26.153 --> 01:29:27.488
یینگ!

987
01:29:27.738 --> 01:29:29.114
چه زود بالا گرفت!

988
01:29:29.323 --> 01:29:31.700
کجایی، یینگ؟

989
01:29:31.784 --> 01:29:33.035
یینگ!

990
01:29:35.913 --> 01:29:39.750
یینگ، چه می‌کنی؟ بیا برویم!

991
01:29:39.833 --> 01:29:42.795
اینجا خطرناک است.

992
01:29:48.425 --> 01:29:49.968
یینگ!

993
01:29:50.052 --> 01:29:52.262
این را یادت هست؟

994
01:29:52.346 --> 01:29:54.181
خشم‌زاد نشو!

995
01:29:54.264 --> 01:29:56.725
اسم تو یوری است! یادت هست؟

996
01:29:56.809 --> 01:30:00.729
من گودو هستم! یادت هست؟

997
01:30:00.896 --> 01:30:04.691
خیلی نزدیکیم! بیدار شو!

998
01:30:05.150 --> 01:30:07.528
بیدار شو، یوری!

999
01:30:07.986 --> 01:30:11.740
قول دادم با هم برادرت را پیدا کنیم!

1000
01:30:11.824 --> 01:30:15.202
کنجی...

1001
01:30:16.036 --> 01:30:18.163
مرا به یاد داری، یوری؟

1002
01:30:24.419 --> 01:30:25.420
ببخش، گودو!

1003
01:30:25.504 --> 01:30:27.422
او دیگر یوری نیست!

1004
01:30:41.436 --> 01:30:44.273
یوری، نه!

1005
01:30:48.026 --> 01:30:49.278
یوری!

1006
01:30:50.237 --> 01:30:51.738
یوری!

1007
01:31:04.293 --> 01:31:06.044
هی، صدایش را می‌شنوی؟

1008
01:31:08.130 --> 01:31:09.089
ببین...

1009
01:31:09.173 --> 01:31:10.299
آن...

1010
01:31:16.638 --> 01:31:18.557
یوری، باید بس کنی!

1011
01:31:22.978 --> 01:31:25.606
آسمان تاریک، نه...

1012
01:31:25.981 --> 01:31:27.232
هنوز فرصتی هست...

1013
01:31:31.236 --> 01:31:32.946
بس کن، یوری!

1014
01:31:46.877 --> 01:31:48.462
کاری نکن مجبور شوم!

1015
01:31:54.885 --> 01:31:56.303
نا...نا...

1016
01:32:05.145 --> 01:32:07.231
واقعاً می‌کشمت!

1017
01:32:22.829 --> 01:32:23.664
به خودت بیا!

1018
01:32:25.374 --> 01:32:26.917
انگار تمام شد!

1019
01:32:31.004 --> 01:32:33.548
نه، آسمان تاریک! هنوز آدم است!

1020
01:32:34.174 --> 01:32:36.343
از سر راهم برو!

1021
01:32:46.687 --> 01:32:48.689
گودو، چرا جلویم را گرفتی؟!

1022
01:32:48.772 --> 01:32:50.983
اگر همین حالا این خشم‌زاد را نکشیم،

1023
01:32:51.066 --> 01:32:53.735
هم دنیای آدم‌ها و هم
جهان دیگر نابود می‌شوند!

1024
01:32:53.819 --> 01:32:55.445
فرصت را از دست دادیم!

1025
01:32:55.529 --> 01:32:58.365
چون آن‌قدر ساده بودی که فکر
کردی می‌شود نجاتش داد!

1026
01:32:58.448 --> 01:33:01.910
شمشیرم را شکستی! با دست خالی بجنگم؟

1027
01:33:01.994 --> 01:33:03.745
چشم‌هایت را باز کن و ببین!

1028
01:33:03.829 --> 01:33:05.706
کجایش به آدم می‌ماند؟

1029
01:33:05.789 --> 01:33:07.791
شاید شبیه یوری یا یینگ باشد،

1030
01:33:07.874 --> 01:33:09.793
اما حالا خشم‌زاد است.

1031
01:33:09.876 --> 01:33:11.169
اگر شاخ‌هایش کامل شود،

1032
01:33:11.253 --> 01:33:12.629
همه‌چیز تمام است!

1033
01:33:12.713 --> 01:33:15.340
نه فقط اینجا! جهان دیگر و الهه هم!

1034
01:33:15.424 --> 01:33:16.550
بی‌خیال!

1035
01:33:17.676 --> 01:33:22.514
یوری... خشم‌زاد نشو...

1036
01:33:22.597 --> 01:33:24.725
یادت هست؟

1037
01:33:28.353 --> 01:33:30.272
می‌دانم می‌خواهی چه کنی!

1038
01:33:30.355 --> 01:33:32.149
نکن!

1039
01:33:40.866 --> 01:33:43.493
چرا این‌قدر سنگینی، مشت استخوان؟

1040
01:33:55.380 --> 01:33:57.799
حالا شاخ‌های شرش را می‌برم!

1041
01:34:04.348 --> 01:34:05.474
آسمان تاریک...

1042
01:34:13.732 --> 01:34:17.277
گودو! اگر به جهان دیگر
برگشتی و الهه را دیدی...

1043
01:34:17.652 --> 01:34:18.904
حتماً بهش بگو...

1044
01:34:19.196 --> 01:34:22.115
تمام توانم را برای محافظت از تو گذاشتم!

1045
01:34:48.183 --> 01:34:49.476
ببخش، گودو.

1046
01:34:49.559 --> 01:34:51.937
حالا باید بکشمش!

1047
01:35:03.490 --> 01:35:06.952
این یکی سرسخت است.

1048
01:35:52.372 --> 01:35:53.790
یوری...

1049
01:35:55.792 --> 01:35:57.836
این کار را نکن!

1050
01:36:04.259 --> 01:36:07.304
من گودو هستم...

1051
01:36:10.307 --> 01:36:12.934
مرا به یاد داری؟

1052
01:36:13.477 --> 01:36:14.895
ارزشش را داشت.

1053
01:36:18.356 --> 01:36:24.029
این هزار سال... همه‌اش ارزشش را داشت!

1054
01:36:32.245 --> 01:36:34.498
من کی هستم؟

1055
01:36:36.708 --> 01:36:38.126
یوری.

1056
01:36:39.085 --> 01:36:40.295
یوری؟

1057
01:36:44.132 --> 01:36:46.218
من کی هستم؟

1058
01:36:48.386 --> 01:36:51.932
وقتی از آبشار بگذری،
وارد زندگی بعدی‌ات می‌شوی.

1059
01:36:52.557 --> 01:36:53.892
تو چی؟

1060
01:36:53.975 --> 01:36:57.479
قول می‌دهم، هرجا که بروی، پیدایت می‌کنم.

1061
01:36:57.771 --> 01:36:59.439
یادم می‌مونی؟

1062
01:37:02.943 --> 01:37:07.239
اسم تو یوری است، روی کوهی مردی.

1063
01:37:07.697 --> 01:37:11.618
آن‌وقت دنبال برادر کوچکت می‌گشتی.

1064
01:37:14.246 --> 01:37:15.163
داداشم...

1065
01:37:24.839 --> 01:37:26.299
داداشم...

1066
01:37:26.758 --> 01:37:31.054
من خوردم...

1067
01:37:31.846 --> 01:37:32.806
من...

1068
01:37:32.889 --> 01:37:35.141
من داداشم را خوردم؟

1069
01:37:36.101 --> 01:37:37.936
باید خودت را ببخشی!

1070
01:37:38.562 --> 01:37:43.483
تنها این‌طور می‌توانم بذر شرت را بردارم.

1071
01:37:43.900 --> 01:37:47.487
یوری، خودت را سرزنش نکن!

1072
01:37:47.779 --> 01:37:50.282
اینها کار سرنوشت بود!

1073
01:37:50.365 --> 01:37:54.077
حالا یادم آمد! چه بسیار آدم که کشتم!

1074
01:37:55.453 --> 01:37:58.164
چه بسیار که به‌خاطر من مردند!

1075
01:37:58.248 --> 01:38:00.625
آدم‌های زیادی را کشتم!

1076
01:38:00.709 --> 01:38:02.919
من آدم پلیدی هستم!

1077
01:38:04.754 --> 01:38:07.841
تو آن‌ها را به کشتن ندادی!

1078
01:38:10.969 --> 01:38:14.889
فقط نتوانستی نجاتشان بدهی!

1079
01:38:14.973 --> 01:38:18.518
من سزاوار بخشش نیستم...

1080
01:38:28.820 --> 01:38:30.322
یوری!

1081
01:38:30.405 --> 01:38:34.200
به دست‌هایت نگاه کن، دست چه کسی را گرفته‌ای؟

1082
01:38:34.284 --> 01:38:37.287
ببین دست چه کسی را گرفته‌ای!

1083
01:38:39.831 --> 01:38:41.207
یوری!

1084
01:38:41.291 --> 01:38:44.753
ببین دست چه کسی را گرفته‌ای!

1085
01:38:57.474 --> 01:38:58.642
کنجی؟

1086
01:39:21.081 --> 01:39:26.211
یینگ نجاتت داد...
در این زندگی من نجاتت دادم؟

1087
01:39:31.549 --> 01:39:35.053
مگر من لیاقت نجات دادن دارم؟

1088
01:39:41.393 --> 01:39:45.647
هرکسی می‌تواند نجات بدهد،

1089
01:39:47.273 --> 01:39:51.945
فقط باید به زمان و به
خودت ایمان داشته باشی.

1090
01:39:52.612 --> 01:39:58.159
مهربانی در توست، فقط از یادت رفته بود.

1091
01:41:10.064 --> 01:41:12.567
نشان خشم‌زاد از میان رفت...

1092
01:41:36.341 --> 01:41:39.803
یینگ! یینگ...

1093
01:41:46.059 --> 01:41:47.894
یینگ! حالت خوب است؟

1094
01:41:52.524 --> 01:41:54.526
تو را می‌شناسم...

1095
01:41:55.902 --> 01:41:59.405
یادت هست؟ درست است، هاردی‌ام!

1096
01:42:05.912 --> 01:42:09.249
هزار سال است دنبالت می‌گردم!

1097
01:42:15.380 --> 01:42:19.592
گودو، هی...

1098
01:42:19.676 --> 01:42:24.556
گو... گودو...

1099
01:42:25.974 --> 01:42:28.393
گودو، طاقت بیاور!

1100
01:42:38.862 --> 01:42:40.530
وقت نیست!

1101
01:42:42.740 --> 01:42:44.909
دیر شده!

1102
01:43:00.842 --> 01:43:02.302
گودو،

1103
01:43:02.927 --> 01:43:05.722
همه‌ی گره‌های جهان دیگر گشوده شد.

1104
01:43:07.056 --> 01:43:08.516
الهه.

1105
01:43:09.058 --> 01:43:12.729
یعنی به‌زودی به خاک بدل می‌شوم؟

1106
01:43:12.812 --> 01:43:14.063
گودو...

1107
01:43:15.315 --> 01:43:16.858
گودو...

1108
01:43:20.570 --> 01:43:21.654
گودو...

1109
01:43:21.738 --> 01:43:23.615
ما پیمان بسته بودیم.

1110
01:43:23.698 --> 01:43:25.783
فراموشت نکردم.

1111
01:43:34.334 --> 01:43:37.045
حالا بلدی گریه کنی!

1112
01:43:37.211 --> 01:43:41.174
الهه، یوری می‌تواند دوباره آدمی عادی شود؟

1113
01:43:41.257 --> 01:43:43.092
حالا می‌تواند دوباره زاده شود؟

1114
01:43:43.176 --> 01:43:44.218
بله.

1115
01:43:46.429 --> 01:43:49.557
نه می‌توانم در دنیای آدم‌ها باشم...

1116
01:43:49.849 --> 01:43:52.644
نه در جهان دیگر بمانم.

1117
01:43:53.227 --> 01:43:57.023
دیگر چیزی نمانده.

1118
01:43:57.857 --> 01:43:59.859
راه دیگری هم هست.

1119
01:44:00.109 --> 01:44:03.988
می‌توانی دوباره زاده شوی و آدم شوی.

1120
01:44:14.791 --> 01:44:17.543
باید همه‌ی این هزار سال را...

1121
01:44:25.093 --> 01:44:31.057
فراموش کنم؟

1122
01:44:43.653 --> 01:44:48.491
پس اندوه دل‌نکندن این‌طور است...

1123
01:44:54.080 --> 01:44:58.751
حالا فهمیدمش.

1124
01:46:09.864 --> 01:46:13.326
جهان دیگر

1125
01:46:31.385 --> 01:46:35.223
اگر از من بپرسی، می‌گویم
داری وقتت را تلف می‌کنی.

1126
01:46:38.601 --> 01:46:42.105
اشکالی ندارد، از همین‌جا مراقبش هستم.

1127
01:46:45.601 --> 01:48:42.105
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال