WEBVTT

﻿1
00:00:01.251 --> 00:00:06.087
<font color="#fc0206"> ارائه شده توسط ایران فیلم  </font>

2
00:00:08.675 --> 00:00:13.511
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
ایران فیلم از کانال زیر دنبال کنید
@filmiran_org

3
00:00:14.222 --> 00:00:18.432
زیرنویس از:‏
« مدیر سایت ایران فیلم ساسان »

4
00:00:20.687 --> 00:00:22.605
(قورباغه ها غرغر می کنند)

5
00:00:23.606 --> 00:00:25.692
جان: <i>می خواهم در مورد این مکان به شما بگویم</i>

6
00:00:27.819 --> 00:00:30.905
<i>که ده سال پیش حتی وجود نداشت.</i>

7
00:00:37.037 --> 00:00:40.373
<i>چیزی که این را ایجاد کرد درخشش نبود،</i>

8
00:00:41.332 --> 00:00:42.834
<i>یا تجربه...</i>

9
00:00:45.128 --> 00:00:47.255
<i>این بود... آزادی.</i>

10
00:00:47.380 --> 00:00:48.506
جان: <i>ما قاب ها را در آن قرار ندادیم؟</i>

11
00:00:48.590 --> 00:00:51.468
زنبوردار: بله، ما قاب ها را قرار
ندادیم و فقط یک جعبه خالی بود.

12
00:00:51.760 --> 00:00:54.471
جان: پس زنبورها می توانند هر
کاری که می خواهند انجام دهند؟

13
00:00:54.596 --> 00:00:55.597
زنبوردار: آره.

14
00:00:56.306 --> 00:00:57.515
<i>جان: اجازه دادن به طبیعت...</i>

15
00:00:57.766 --> 00:00:58.767
زنبوردار: عجب!  -جان: اوه، وای!

16
00:01:01.019 --> 00:01:02.854
زنبوردار: آنها واقعاً آزادانه آن را تشکیل دادند.

17
00:01:03.104 --> 00:01:04.064
جان: این هنر است.

18
00:01:04.856 --> 00:01:08.026
جان: <i>...برای نشان دادن راه بهتری به ما.</i>

19
00:01:11.529 --> 00:01:14.449
<i>و این فقط یک روش کشاورزی نیست.</i>

20
00:01:14.991 --> 00:01:17.911
<i>این یک راه دیدن است.</i>

21
00:01:21.998 --> 00:01:24.584
(موسیقی ادامه دارد)

22
00:01:28.546 --> 00:01:30.465
جان: <i>همسر من دقیقاً همینطور است،</i>

23
00:01:30.548 --> 00:01:34.552
<i>من و مولی کل این مزرعه را
در دهه گذشته بازسازی کردیم.</i>

24
00:01:42.227 --> 00:01:45.730
جان: <i>و همه چیز با یک رویا شروع شد.</i>

25
00:01:53.321 --> 00:01:54.948
-مولی: باغ سیب می تواند به اینجا برود.
-جان: آره.

26
00:01:55.073 --> 00:01:56.783
مولی: و ما به انواع
مختلف جوجه نیاز داریم.

27
00:01:57.033 --> 00:01:58.409
-جان: مم-هوم.
-مولی: باید جایی پیدا کنیم

28
00:01:58.493 --> 00:01:59.410
برای cherimoya

29
00:01:59.494 --> 00:02:01.454
-جان: آره.
-مولی: و آن طرف، یک عالی دیدم

30
00:02:01.579 --> 00:02:02.914
-مکانی برای باغ  -جان: اوهها.

31
00:02:03.623 --> 00:02:05.083
مولی: نمی‌دانم آیا می‌توانیم موز پرورش دهیم؟

32
00:02:05.250 --> 00:02:06.376
جان: اوه، خدای من!  (با ناله)

33
00:02:08.211 --> 00:02:11.714
مولی: پس ما اینجا مقداری رازیانه
وحشی داریم که گل می دهد...

34
00:02:11.881 --> 00:02:14.592
جان: <i>هنگامی که من و
مولی به مکانی قدیمی رسیدیم،</i>

35
00:02:14.759 --> 00:02:18.429
<i>مزرعه لیمو صنعتی، ما ایده های بزرگی داشتیم.</i>

36
00:02:18.555 --> 00:02:20.140
مولی: (جیغ می زند) مار!

37
00:02:20.765 --> 00:02:23.268
وای خدای من!  که من را ترساند.

38
00:02:23.893 --> 00:02:25.645
و حالا کفش به مار نزدیک شده است...

39
00:02:25.812 --> 00:02:27.730
جان: <i>و هیچ تجربه قبلی در کشاورزی.</i>

40
00:02:27.856 --> 00:02:29.440
مولی:... که کمی معماست.  (خنده)

41
00:02:30.692 --> 00:02:32.110
جان: چرا اینقدر بدجنسی؟

42
00:02:32.986 --> 00:02:34.237
(خروس جیغ می کشد) جان: وای!

43
00:02:34.737 --> 00:02:36.322
مولی: اینجا هستیم.

44
00:02:37.073 --> 00:02:39.409
مزارع Apricot Lane.

45
00:02:40.034 --> 00:02:43.037
جان: <i>ما می خواستیم
بهترین غذا را بکاریم...</i>

46
00:02:44.873 --> 00:02:48.543
<i>اما انجام آن به گونه ای
که زمین را بازسازی کرد</i>

47
00:02:49.043 --> 00:02:51.462
<i>در حالی که هماهنگ با طبیعت کار می کند.</i>

48
00:02:53.715 --> 00:02:55.884
<i>اما خاک ما مرده به نظر می رسید.</i>

49
00:02:56.467 --> 00:02:57.635
این چیزی است که ما داریم می جنگیم.

50
00:02:59.721 --> 00:03:01.556
(خنده) له نمی شود.

51
00:03:01.806 --> 00:03:03.183
جان: <i>گیاهان هم همینطور.</i>

52
00:03:03.933 --> 00:03:05.768
جان: مولی، نگاه کن، کندوی عسل است.

53
00:03:07.270 --> 00:03:08.688
همه آنها مرده اند.

54
00:03:08.897 --> 00:03:10.190
مولی: اوه.

55
00:03:11.065 --> 00:03:14.736
جان: <i>برای بیدار کردن
دوباره اکوسیستم سرزمین ما،</i>

56
00:03:15.820 --> 00:03:19.991
<i>ما باید بالاترین سطح تنوع
زیستی ممکن را ایجاد می کردیم.</i>

57
00:03:21.701 --> 00:03:24.245
<i>این تنوع موجودات زنده است...</i>

58
00:03:24.704 --> 00:03:25.872
(پخش موسیقی الهام بخش)

59
00:03:25.955 --> 00:03:28.374
<i>... که زندگی را از نو می سازد.</i>

60
00:03:30.001 --> 00:03:31.502
مولی: اوه، خدای من!

61
00:03:31.794 --> 00:03:35.048
جان: <i>ما هر حیوانی را که در
کتاب کودکان می‌بینید آوردیم.</i>

62
00:03:35.840 --> 00:03:37.759
جان: صد بچه اردک.

63
00:03:37.842 --> 00:03:39.010
(جوجه اردک چهچه می زند)

64
00:03:40.011 --> 00:03:41.346
(نفخ گوسفند)

65
00:03:41.763 --> 00:03:43.223
(بوق زدن غازها)

66
00:03:46.184 --> 00:03:48.353
جان: <i>مدفوع آنها طلای ماست.</i>

67
00:03:50.772 --> 00:03:54.192
<i>حیوانات، همراه با کمپوست</i>

68
00:03:54.776 --> 00:03:56.736
<i>و افزودن محصولات پوششی،</i>

69
00:03:58.529 --> 00:04:00.448
<i>همه یک هدف مشترک دارند</i>

70
00:04:01.241 --> 00:04:02.325
(نفخ کردن بره)

71
00:04:02.784 --> 00:04:04.827
جان: <i>برای اینکه خاک خود را زنده کنیم،</i>

72
00:04:06.621 --> 00:04:09.624
<i>تزریق آن با میکروارگانیسم های مهم.</i>

73
00:04:11.751 --> 00:04:13.503
<i>ما حتی زیستگاه های بومی را بازسازی کردیم</i>

74
00:04:14.212 --> 00:04:16.798
<i>تشویق به بازگشت حیات وحش مفید.</i>

75
00:04:19.384 --> 00:04:23.346
<i>تا سال پنجم، یکی از متنوع
ترین مزارع را ایجاد کرده بودیم</i>

76
00:04:23.513 --> 00:04:25.014
<i>در جنوب کالیفرنیا،</i>

77
00:04:27.225 --> 00:04:31.062
<i>رشد بیش از 160 چیز مختلف.</i>

78
00:04:34.065 --> 00:04:37.527
<i>اما، می دانید، نشانگر واقعی این
است که ما کار خاصی انجام داده بودیم</i>

79
00:04:38.736 --> 00:04:40.029
<i>خاک بود</i>

80
00:04:46.035 --> 00:04:51.457
<i>کیفیت غذایی که می خوریم با خاکی
که در آن رشد کرده شروع می شود.</i>

81
00:05:00.049 --> 00:05:02.302
<i>یا حتی مطرح شده است.</i>

82
00:05:05.054 --> 00:05:06.389
(موسیقی ادامه دارد)

83
00:05:09.684 --> 00:05:11.144
جان: شبیه سارها است.

84
00:05:12.061 --> 00:05:14.188
مولی: آره، من هم همین فکر را می کنم.

85
00:05:16.899 --> 00:05:20.028
جان: <i>من دارم آن را آسان
می کنم، اما اینطور نبود.</i>

86
00:05:22.238 --> 00:05:24.324
<i>پرندگان به باغ های ما حمله کردند.</i>

87
00:05:24.449 --> 00:05:26.909
کشاورز: ما تقریباً 70
درصد میوه را از دست دادیم.

88
00:05:27.243 --> 00:05:28.536
مولی: اوه، خدای من.

89
00:05:29.287 --> 00:05:31.247
جان: <i>حلزونها درختان ما را خفه کردند.</i>

90
00:05:31.539 --> 00:05:33.249
-جان: ما نمی توانیم سم را بیرون بیاوریم.
-مولی: نه.

91
00:05:33.708 --> 00:05:35.668
<i>اردک های ما حوض ما را آلوده کردند.</i>

92
00:05:37.170 --> 00:05:39.005
<i>کایوت ها جوجه های ما را کشتند.</i>

93
00:05:39.797 --> 00:05:42.133
ما 230 پرنده گم شده ایم.

94
00:05:42.800 --> 00:05:44.635
جان: <i>گوفرها باغ های ما را غارت کردند.</i>

95
00:05:45.011 --> 00:05:46.804
جان: تا حالا به این
بدی ندیده بودی؟

96
00:05:47.013 --> 00:05:48.014
کشاورز: <i>هرگز.</i>

97
00:05:48.181 --> 00:05:50.183
گوفرها درختان را می کشند.

98
00:05:51.851 --> 00:05:55.480
جان: <i>و چه کسی می تواند خشکسالی
های رکوردشکنی را فراموش کند،</i>

99
00:05:56.064 --> 00:05:58.232
<i>باد و آتش؟</i>

100
00:05:59.609 --> 00:06:01.986
مولی: جان، یک سیم
برق هست، مواظب باش.

101
00:06:02.111 --> 00:06:03.488
جان ما میریم

102
00:06:03.571 --> 00:06:04.989
-BEAUDIE: من اسباب بازی هایم را می خواهم!
-مولی: اشکالی ندارد.

103
00:06:08.868 --> 00:06:11.287
جان: <i>اما بعد، اتفاقی افتاد.</i>

104
00:06:13.498 --> 00:06:16.959
<i>راه حل های مشکلات ما ظاهر شد</i>

105
00:06:17.293 --> 00:06:20.546
<i>در تنوعی که ما ایجاد کرده بودیم.</i>

106
00:06:23.049 --> 00:06:26.552
<i>هاکس برگشت تا
سارها را بدرقه کند.</i>

107
00:06:27.512 --> 00:06:29.847
<i>سگ های نگهبان از جوجه ها محافظت کردند...</i>

108
00:06:32.141 --> 00:06:36.396
<i>که به کایوت ها کمک کرد تا روی مشکل
دیگری که با آن روبرو بودیم تمرکز کنند...</i>

109
00:06:37.855 --> 00:06:38.856
<i>گوفرها</i>

110
00:06:39.732 --> 00:06:41.442
<i>و چیزی که نخوردند...</i>

111
00:06:41.651 --> 00:06:42.944
(جیغ جغدها)

112
00:06:43.319 --> 00:06:47.865
جان: <i>... جغدها، شاهین ها، راسوها،
گورکن ها و مارهای گوفر این کار را کردند.</i>

113
00:06:50.535 --> 00:06:53.079
<i>اوه، و در مورد مشکل حلزون...</i>

114
00:06:59.961 --> 00:07:02.171
(اردک ها کواکینگ)

115
00:07:08.511 --> 00:07:09.887
جان: <i> فقط در یک فصل،</i>

116
00:07:10.721 --> 00:07:13.808
<i>اردک های ما بیش از 96000 حلزون خوردند،</i>

117
00:07:17.103 --> 00:07:20.815
<i>تبدیل حلزون ها به مدفوع
اردک غنی از نیتروژن،</i>

118
00:07:22.817 --> 00:07:26.821
<i>کود دادن به درختان و
محصولات پوششی ما...</i>

119
00:07:28.448 --> 00:07:30.741
<i>سپس با گوسفندان خود چرا کردیم،</i>

120
00:07:31.075 --> 00:07:35.872
<i>اضافه کردن یک لایه دیگر از
حاصلخیزی برای بازسازی خاک ما.</i>

121
00:07:40.543 --> 00:07:42.962
<i>و حتی امروز که به گذشته نگاه می کنیم،</i>

122
00:07:43.754 --> 00:07:47.717
<i>باور دگرگونی این سرزمین سخت است</i>

123
00:07:48.217 --> 00:07:50.553
<i>مگر اینکه شخصاً آن را ببینید.</i>

124
00:07:51.345 --> 00:07:54.432
مولی: سلام، همه، به مزارع
Apricot Lane خوش آمدید.

125
00:07:54.682 --> 00:07:56.392
-جان: چه کسی از دورتر آمده است؟
-توریست 1: هنگ کنگ.

126
00:07:56.476 --> 00:07:57.935
-جان: هنگ کنگ؟
-توریست 2: هند.

127
00:07:58.019 --> 00:07:58.978
-جان: هند؟
-توریست 3: چین.

128
00:07:59.353 --> 00:08:00.897
-توریست 4: تگزاس.
-جان: تگزاس؟

129
00:08:01.731 --> 00:08:03.983
-این تقریبا کشور دیگری است.
-توریست 4: بله همینطور است.

130
00:08:04.150 --> 00:08:06.402
بنابراین، ما درست
وسط سبد میوه ایستاده ایم.

131
00:08:06.569 --> 00:08:08.362
ما نارنگی ها را در سمت چپ

132
00:08:08.446 --> 00:08:11.824
خود داریم و اینها
انواع پرتقال هستند.

133
00:08:12.742 --> 00:08:14.619
(غوغای پرندگان)

134
00:08:19.957 --> 00:08:21.918
جان: <i>و من فکر می کنم مهم
است که به خاطر داشته باشید</i>

135
00:08:22.001 --> 00:08:23.878
همه چیزهایی که اینجا می بینید

136
00:08:24.420 --> 00:08:27.423
<i>ناشی از کاری است که ما برای
بازسازی خاک خود انجام دادیم.</i>

137
00:08:29.300 --> 00:08:30.968
و وقتی روی خاک تمرکز می کنی،

138
00:08:31.219 --> 00:08:34.388
<i>شما در حال رشد غذا به روشی هستید
که تراکم مواد مغذی را به حداکثر برساند.</i>

139
00:08:34.639 --> 00:08:39.310
بنابراین، در واقع خوشمزه ترین
غذایی است که می توانید بخورید.

140
00:08:42.355 --> 00:08:45.775
مرد: از آنجایی که مزرعه به این
معیار برای ده سال زندگی رسیده است،

141
00:08:45.942 --> 00:08:48.653
آیا پس از رسیدن به آن
نقطه، شگفتی یا چیزهایی

142
00:08:48.736 --> 00:08:50.279
را تجربه کرده اید که
انتظارش را نداشتید؟

143
00:08:53.324 --> 00:08:58.746
من فکر می کنم یکی از چیزهای سختی که
اکنون با آن روبرو هستیم این است که...

144
00:08:58.871 --> 00:08:59.830
(نفخ گوسفند)

145
00:09:00.039 --> 00:09:02.959
این واقعیت که ما حیوانات مورد علاقه
زیادی داریم که اکنون در حال پیر شدن هستند

146
00:09:03.251 --> 00:09:06.003
و مو می گوید که او یکی از آنها نیست.

147
00:09:07.129 --> 00:09:09.924
و فهمیدن اینکه با برخی
از آن حیوانات چه باید کرد.

148
00:09:10.508 --> 00:09:12.093
(پخش موسیقی عجیب و غریب)

149
00:09:26.107 --> 00:09:30.319
و در حالی که ما حیوانات را به عنوان غذا پرورش می
دهیم، آنها نیز از موارد مورد علاقه خانواده هستند.

150
00:09:30.653 --> 00:09:32.572
مو، رها کن

151
00:09:32.780 --> 00:09:34.490
(جمعیت در حال خندیدن)

152
00:09:34.949 --> 00:09:37.159
مرد: پس بچه ها دیگر به
فیلمبرداری فکر می کنید؟

153
00:09:39.036 --> 00:09:43.249
خوب، جان در واقع هرگز
فیلمبرداری را متوقف نکرد.

154
00:09:47.712 --> 00:09:52.091
جان: <i>و یکی از مزرعه مورد
علاقه ما خوک مادری به نام اما است،</i>

155
00:09:52.842 --> 00:09:55.177
<i>که کمی استراحت می کند...</i>

156
00:09:59.307 --> 00:10:01.601
<i>با کمی زمان زیادی در دستانش.</i>

157
00:10:03.811 --> 00:10:09.400
<i>در هفت سالگی، او نه خیلی
پیر و نه خیلی جوان است.</i>

158
00:10:12.028 --> 00:10:15.906
<i>اما نمی توان انکار کرد، این
تعطیلات به خوبی به دست آمد،</i>

159
00:10:16.574 --> 00:10:19.327
<i>با توجه به گذشته افسانه ای او و همه چیز.</i>

160
00:10:20.453 --> 00:10:23.372
-مولی: بچه خوک هم هست؟
-جان: آره، الان هشت نفر هستند.

161
00:10:23.748 --> 00:10:25.249
فکر می کنید او چند نفر خواهد داشت؟

162
00:10:25.333 --> 00:10:27.376
جان: آنها گفتند، شاید هشت یا ده.

163
00:10:27.585 --> 00:10:28.753
<i>او اولین خوک ما بود.</i>

164
00:10:29.003 --> 00:10:30.004
کار خوب، اما

165
00:10:30.212 --> 00:10:31.172
مولی: نه!

166
00:10:31.255 --> 00:10:32.298
جان: <i>و اما...</i>

167
00:10:32.423 --> 00:10:33.633
صبر کنید، آیا آن 11 است؟

168
00:10:33.799 --> 00:10:37.261
جان: <i>...در آستانه تبدیل
شدن به پربارترین حیوان بود</i>

169
00:10:37.428 --> 00:10:39.930
<i>این مزرعه تا به حال دیده است.</i>

170
00:10:40.181 --> 00:10:42.892
مولی: اوه، خدای من!  هفده خوک!

171
00:10:43.809 --> 00:10:46.020
مولی: این خیلی سرگرم کننده است.  من عاشق زندگیمان هستم.

172
00:10:46.187 --> 00:10:47.188
جان: اوه، خدای من.

173
00:10:48.981 --> 00:10:50.566
مولی: دستاتو شسته ای جان؟

174
00:10:51.108 --> 00:10:52.234
(مالی چالینگ)

175
00:10:52.401 --> 00:10:53.402
جان: وای!

176
00:10:54.236 --> 00:10:57.490
جان: <i>او نه تنها تعدادی از
بزرگترین زباله ها را تولید کرد...</i>

177
00:11:03.412 --> 00:11:04.413
<i>اما همچنین...</i>

178
00:11:04.497 --> 00:11:05.498
جنون.

179
00:11:05.665 --> 00:11:07.208
<i>... یکی از کوچکترین خوکچه ها.</i>

180
00:11:07.958 --> 00:11:09.960
ما او را "Thumbelina" صدا می کنیم.

181
00:11:10.127 --> 00:11:12.254
-چون او به اندازه یک شست بزرگ است.
-مولی: اوه خدای من...

182
00:11:12.421 --> 00:11:17.343
جان: <i>450 پوندی پر رونق که
صبورانه در حال پیمایش است</i>

183
00:11:17.927 --> 00:11:19.887
<i>دریایی از خوکچه</i>

184
00:11:21.681 --> 00:11:23.766
<i>ده بار تغذیه در روز.</i>

185
00:11:24.684 --> 00:11:28.813
<i>درس ریشه زایی و خوابیدن.</i>

186
00:11:30.231 --> 00:11:32.316
<i>اما او همیشه مرزهای خوبی داشت.</i>

187
00:11:33.109 --> 00:11:37.446
<i>و خوک‌ها می‌دانستند که چه
زمانی است که آنها را ترک کنند.</i>

188
00:11:37.571 --> 00:11:39.031
-(EMMA GRUNTS)
-(Piglet SQUEALS)

189
00:11:43.244 --> 00:11:47.998
جان: <i>البته، بعد از شش بار،
چه کسی به استراحت نیاز ندارد؟</i>

190
00:11:49.667 --> 00:11:51.961
<i>اما اکنون بیش از یک سال از آن زمان می گذرد.</i>

191
00:11:53.003 --> 00:11:57.299
<i>و در اینجا، تعطیلات مانند
آن مورد توجه قرار می گیرد.</i>

192
00:11:59.176 --> 00:12:03.764
<i>ببینید، این قانون ناگفته
در کشاورزی وجود دارد.</i>

193
00:12:05.182 --> 00:12:08.894
<i>همه چیز در مزرعه باید
در خدمت مزرعه باشد</i>

194
00:12:09.603 --> 00:12:13.566
<i>و نقش خود را ایفا کند، یا باید برود.</i>

195
00:12:17.486 --> 00:12:22.575
<i>این برای محافظت از بقای
کشاورز و مزرعه است.</i>

196
00:12:25.619 --> 00:12:27.037
<i>پس وقتشه...</i>

197
00:12:28.748 --> 00:12:32.334
<i>تا یک بار دیگر خوک افسانه ای خود را پرورش دهیم.</i>

198
00:12:32.960 --> 00:12:34.670
فکر کن داره 20 تا میخوره

199
00:12:36.839 --> 00:12:41.343
جان: <i>دقیقاً در سه ماه،
سه هفته و سه روز،</i>

200
00:12:42.720 --> 00:12:46.015
<i>اما شانس دیگری برای
مادر شدن پیدا خواهد کرد.</i>

201
00:12:48.350 --> 00:12:50.311
<i>خوک ها بسیار وقت شناس هستند.</i>

202
00:12:52.354 --> 00:12:54.523
مولی: من می دانم کجا می رود.  (خنده می زند)

203
00:12:55.524 --> 00:12:58.569
جان: <i>ما فشار یکسانی در
بهره وری اعمال نمی کنیم</i>

204
00:12:58.736 --> 00:13:00.571
<i>به هر موجودی در مزرعه</i>

205
00:13:02.573 --> 00:13:06.076
<i>اما من حدس می زنم که شما
می توانید نقش این یکی را بگویید</i>

206
00:13:06.202 --> 00:13:08.871
<i>نوعی کنترل کیفیت است</i>

207
00:13:08.954 --> 00:13:10.790
مولی: کامکوات.  کامکوات.

208
00:13:12.625 --> 00:13:13.751
جان: اینجا ویسکرز می آید.

209
00:13:14.460 --> 00:13:15.669
مولی: دوست داری؟

210
00:13:17.296 --> 00:13:19.006
-جان: اونجا چی گرفتی باستر؟
-هلو

211
00:13:19.423 --> 00:13:22.426
شاید نه یک سیب  شاید یک هلو

212
00:13:23.469 --> 00:13:24.762
مولی: بسیار خوب، نه خیلی زیاد.

213
00:13:25.054 --> 00:13:26.430
وقتی قرمز است رسیده است.

214
00:13:26.639 --> 00:13:28.098
جان: وقتی قرمز است رسیده است.

215
00:13:28.474 --> 00:13:32.144
جان: <i>ما هنوز به طور خاص
از یک میوه سود نبرده ایم.</i>

216
00:13:33.270 --> 00:13:35.314
BEAUDIE: من زغال اخته می خورم.

217
00:13:35.481 --> 00:13:37.316
جان: هی، بودی، چند تا خوردی؟

218
00:13:37.733 --> 00:13:40.778
من یکی دارم.

219
00:13:42.863 --> 00:13:44.365
و اینجا یکی.

220
00:13:44.657 --> 00:13:45.825
(بیودی چاکلز)

221
00:13:47.493 --> 00:13:48.702
جان: بودی!

222
00:13:53.582 --> 00:13:55.084
بودی، چند تا خوردی؟

223
00:13:57.253 --> 00:14:00.297
BEAUDIE: من به... ده فکر می کنم؟

224
00:14:00.673 --> 00:14:01.549
(خنده می زند)

225
00:14:03.008 --> 00:14:07.888
جان: <i>و هر چه زمان بیشتر می
گذرد، او قابل اعتمادتر می شود...</i>

226
00:14:08.180 --> 00:14:10.140
جان: برای مامان تخم مرغ بگیر، باشه؟

227
00:14:10.850 --> 00:14:12.268
BEAUDIE: متوجه شدم.  من سه تا گرفتم

228
00:14:12.601 --> 00:14:13.769
جان: <i>...نه کمتر.</i>

229
00:14:20.651 --> 00:14:21.819
فقط پنج؟

230
00:14:25.823 --> 00:14:28.325
جان: <i>خب، 17 خوک نبود.</i>

231
00:14:34.123 --> 00:14:37.001
<i>حداقل می توانیم روی مهارت
های مادری اما حساب کنیم.</i>

232
00:14:37.084 --> 00:14:39.295
مولی: دو نوزاد دیگر
بسیار قوی تر هستند.

233
00:14:40.713 --> 00:14:41.797
لئونارد: مامان آن را رد کرد.

234
00:14:42.256 --> 00:14:44.133
جان: <i>همه مادران نمی توانند پنج نفر را تحمل کنند...</i>

235
00:14:45.676 --> 00:14:47.344
<i>چه رسد به یکی</i>

236
00:14:48.262 --> 00:14:50.681
لئونارد: جان، باید بعداً
این بره را بررسی کنید.

237
00:14:51.807 --> 00:14:53.976
جان: (از طریق رادیو) <i>آن را کپی کنید.
باید دنبال اِما باشد.</i>

238
00:14:59.607 --> 00:15:00.733
(خوکک در حال پریشانی جیغ می کشد)

239
00:15:01.317 --> 00:15:02.359
جان: اما.

240
00:15:05.529 --> 00:15:06.697
وای نه.

241
00:15:16.832 --> 00:15:19.001
جان: من هرگز ندیده بودم که
او اینطور روی آنها دراز بکشد.

242
00:15:20.878 --> 00:15:23.005
<i>که او را با سه.</i>

243
00:15:32.348 --> 00:15:34.600
-(امما با صدای بلند خروپف می‌کند)
- (خوکک‌ها جیغ می‌کشند)

244
00:15:37.978 --> 00:15:40.856
جان: اگر روزی روی یکی دراز
بکشد، معمولاً همین‌طور بالا می‌آید.

245
00:15:41.982 --> 00:15:43.484
لئونارد: شاید او ناشنوا می شود.

246
00:15:45.152 --> 00:15:46.862
لئونارد: می‌خواهم
زیر این تخته‌ها

247
00:15:46.946 --> 00:15:48.948
را تمیز کنم تا دیگر
بچه‌ها را له نکند.

248
00:15:49.865 --> 00:15:52.201
جان: این ایده خوبی
است، به خصوص در آنجا.

249
00:15:57.539 --> 00:15:59.917
به نظر شما...
فضای کافی برای فرار یک کوچولو کافی است؟

250
00:16:00.084 --> 00:16:01.085
لئونارد: فکر می کنم اینطور است.

251
00:16:02.920 --> 00:16:06.507
جان: ما وقت نداریم این بچه ها را
بزرگ کنیم.  او باید این کار را انجام دهد

252
00:16:09.385 --> 00:16:10.719
این خیلی عمیق است.

253
00:16:20.521 --> 00:16:21.522
(جیغ خوک)

254
00:16:25.734 --> 00:16:26.735
لئونارد!

255
00:16:28.153 --> 00:16:32.032
(جیغ خوک)

256
00:16:33.367 --> 00:16:34.368
جان: اوه، نه.

257
00:16:37.538 --> 00:16:39.415
(جیغ خوک)

258
00:16:41.333 --> 00:16:43.585
(EMMA GRUNTING)

259
00:16:46.130 --> 00:16:47.881
جان: (آه می کشد) اما چه اتفاقی افتاده است؟

260
00:16:55.305 --> 00:16:57.266
(EMMA GRUNTS)

261
00:17:00.728 --> 00:17:03.230
(قوغ زدن خوکچه ها)

262
00:17:06.275 --> 00:17:08.444
جان: باشه، من میرم
تو انبار و درستش میکنم.

263
00:17:10.738 --> 00:17:12.322
(رعد و برق غرش)

264
00:17:18.245 --> 00:17:19.747
لئونارد: <i>برای آن کار کمکی می‌خواهی؟</i>

265
00:17:19.913 --> 00:17:21.749
مولی: چگونه این کار را یاد گرفتی؟

266
00:17:22.249 --> 00:17:24.960
لئونارد: <i>کسی نیست که تو را ببیند، آیا
کسی دیگری هست که بتواند به تو کمک کند؟</i>

267
00:17:25.127 --> 00:17:26.170
جان: یوتیوب.

268
00:17:27.546 --> 00:17:29.131
-مولی: تو خوبی.
-لئونارد: <i>نه.  مولی و هانا</i>

269
00:17:29.256 --> 00:17:30.257
<i>با جوجه ها هستند</i>

270
00:17:31.258 --> 00:17:33.343
لئونارد: <i>باشه، تا زمانی که جان نگه دارد...</i>

271
00:17:33.677 --> 00:17:34.887
مولی: اوه، اشکالی ندارد.

272
00:17:34.970 --> 00:17:36.680
<i>لئونارد: مجبور شدم
کمی سریعتر به آنجا بروم</i>

273
00:17:36.930 --> 00:17:38.057
<i>چون باران می آید</i>

274
00:17:38.766 --> 00:17:40.225
جان: متاسفم، باستر.

275
00:17:40.392 --> 00:17:41.560
تو خوب انجام می دهی.

276
00:17:47.858 --> 00:17:49.777
جان: باشه، راه میری؟

277
00:17:50.569 --> 00:17:52.821
فقط باید بتونی از مادرت فرار کنی

278
00:17:57.534 --> 00:17:59.161
تو اینو گرفتی باستر

279
00:18:12.591 --> 00:18:15.302
جان: هی، من دنبال آن بره می
گردم که... در حال تقلا است.

280
00:18:15.469 --> 00:18:16.804
آیا او هنوز اینجاست؟

281
00:18:17.012 --> 00:18:18.305
لئونارد: <i>آره، باید باشد.</i>

282
00:18:19.306 --> 00:18:20.390
جان: هی مامان.

283
00:18:20.557 --> 00:18:21.767
بچه شما کجاست؟

284
00:18:25.020 --> 00:18:27.356
مهم نیست، او را پیدا کردم.

285
00:18:37.032 --> 00:18:39.868
جان: هی، او را گرفتم.
او آنقدرها هم خوب نیست.

286
00:18:40.202 --> 00:18:43.038
اما من می خواهم مقداری آغوز در
او بخورم و باید این کار را انجام دهم.

287
00:18:45.916 --> 00:18:47.626
<i>خوب، شما می دانید که من امشب کجا خواهم بود.</i>

288
00:18:50.671 --> 00:18:52.089
هواشناس: <i>صبح دوشنبه بخیر.</i>

289
00:18:52.256 --> 00:18:54.466
<i>صبح باران خفیف
می‌بارد و بعد می‌بارد</i>

290
00:18:54.550 --> 00:18:55.843
<i>بعد از ظهر کمی سنگین تر است.</i>

291
00:18:56.343 --> 00:18:58.137
<i>هوا خیلی خنک تر
از دیروز خواهد بود</i>

292
00:18:58.345 --> 00:19:00.264
<i>با حداکثر 60 درجه...</i>

293
00:19:05.102 --> 00:19:06.478
(بره به آرامی باد می کند)

294
00:19:16.655 --> 00:19:17.739
جان: بمان، رفیق.

295
00:19:19.908 --> 00:19:22.202
بیا آبی  بیایید شروع کنیم.

296
00:19:27.791 --> 00:19:30.878
جان: <i>زندگی ما کمی سیرک شده است.</i>

297
00:19:32.379 --> 00:19:34.047
<i>و با این حال، همه چیز کار می کند.</i>

298
00:19:37.009 --> 00:19:40.053
<i>زیرا همه چیز در اینجا
چیزی را دوباره اضافه می کند.</i>

299
00:19:40.220 --> 00:19:42.097
جان: بچه ها در دفتر
من چه کار می کنید؟

300
00:19:42.723 --> 00:19:45.893
جان: <i> از جمله آخرین
افزوده شده به خانواده ما.</i>

301
00:19:50.230 --> 00:19:51.356
جان: آبی، او را اذیت نکن.

302
00:19:57.029 --> 00:19:59.740
جان: چیکار کردی؟

303
00:19:59.907 --> 00:20:04.244
به این شایان ستایش نگاه کن...
نه، آبی.  آبی، نه!  آبی.

304
00:20:04.411 --> 00:20:08.582
جان: <i>در ابتدا، ما فکر کردیم که
سگ ما، آبی، کمک زیادی نخواهد کرد</i>

305
00:20:08.749 --> 00:20:10.292
<i>به کشاورزی واقعی...</i>

306
00:20:12.127 --> 00:20:15.672
<i>اما بعد آبی آفت دیگری پیدا کرد.</i>

307
00:20:17.507 --> 00:20:19.509
آبی، بس کن!  آبی!

308
00:20:28.644 --> 00:20:29.645
جان:<i>آبی...</i>

309
00:20:30.687 --> 00:20:32.981
<i>شکارچی خرگوش</i>

310
00:20:38.612 --> 00:20:41.782
جان: من فقط رفتم و دنبال
بره گشتم و او اینجا نیست.

311
00:20:44.910 --> 00:20:48.372
و به پشت توالت نگاه میکنم...

312
00:20:50.290 --> 00:20:52.042
و او در حال ادرار کردن است،

313
00:20:52.960 --> 00:20:55.254
بسیار نزدیک به جایی که باید باشد.

314
00:20:55.545 --> 00:20:57.547
آبی، فکر می کنی بتوانی این کار را انجام دهی؟

315
00:20:59.591 --> 00:21:02.219
-ما سعی می کنیم مثل...
-بله.

316
00:21:02.386 --> 00:21:04.263
... آن را به جلو و عقب تکان دهید.

317
00:21:06.765 --> 00:21:08.725
بنابراین در حالی که آن را در آنجا می شود.

318
00:21:10.310 --> 00:21:14.231
بله، به او نزدیکتر بروید تا بتواند...
و حالا آن را کج کنید.  باشه.

319
00:21:15.440 --> 00:21:17.693
(پخش موسیقی نشاط آور)

320
00:21:56.606 --> 00:21:57.816
(نفخ بره)

321
00:22:06.783 --> 00:22:08.994
(رعد و برق غرش)

322
00:22:18.211 --> 00:22:22.007
(باران باران)

323
00:22:36.563 --> 00:22:37.773
جان: هی، اما.

324
00:22:40.817 --> 00:22:42.444
خوب، باستر کجاست؟

325
00:22:43.236 --> 00:22:44.529
خیر

326
00:22:45.530 --> 00:22:46.698
او نه.

327
00:22:53.830 --> 00:22:55.040
بیا باستر

328
00:23:15.310 --> 00:23:16.603
لئونارد: <i>لئونارد به جان.</i>

329
00:23:18.688 --> 00:23:19.981
جان: متاسفم، باستر.

330
00:23:22.901 --> 00:23:23.902
برو جلو.

331
00:23:24.528 --> 00:23:25.904
لئونارد: <i>کارت با اما تمام شد؟</i>

332
00:23:30.075 --> 00:23:33.954
جان: <i>هر تصمیمی سخت تر
می شود به دلیل راه های...</i>

333
00:23:34.121 --> 00:23:35.789
BEAUDIE: من می دانم که شما چه چیزی می خواهید.

334
00:23:36.540 --> 00:23:39.626
جان: <i>...که ما به این موجودات
اجازه ورود به قلبمان را بدهیم.</i>

335
00:23:41.169 --> 00:23:42.379
BEUADIE: نام شما چیست؟

336
00:23:44.172 --> 00:23:47.426
انگار موهاک داری،
من بهت میگم "مو."

337
00:23:51.179 --> 00:23:52.848
ما به این سبد میوه می گوییم.

338
00:23:55.976 --> 00:23:57.352
اوه، این علف است.

339
00:24:01.398 --> 00:24:03.066
(از نفخ گوسفند تقلید می کند)

340
00:24:03.358 --> 00:24:04.860
(MO BLEATS)

341
00:24:12.826 --> 00:24:14.202
(MO BLEATS)

342
00:24:16.705 --> 00:24:17.664
BEAUDIE: هی.

343
00:24:24.421 --> 00:24:25.422
هی

344
00:24:26.715 --> 00:24:27.799
هی

345
00:24:32.679 --> 00:24:34.264
(MO BLEATS)

346
00:24:35.432 --> 00:24:36.683
هی بیا

347
00:24:52.949 --> 00:24:55.994
جان: خیلی خوب، مو.
آیا برای این کار آماده ای؟

348
00:24:58.163 --> 00:25:00.290
BEAUDIE: فکر می کنی
او چند دوست پیدا می کند؟

349
00:25:01.583 --> 00:25:04.252
جان: امیدوارم.
این چیزی است که ما باید ببینیم.

350
00:25:19.434 --> 00:25:24.397
جان: <i>و اما در مورد اما، و این سوال که چه
زمانی خوک برای تولید مثل خیلی پیر است...</i>

351
00:25:28.318 --> 00:25:30.487
<i>یک کشاورز پیر دانا روزی به من گفت</i>

352
00:25:31.238 --> 00:25:33.406
<i>"وقتی بدانی خواهی فهمید."</i>

353
00:25:37.118 --> 00:25:39.162
<i>خوب، حالا ما می دانیم.</i>

354
00:25:46.169 --> 00:25:49.506
<i>گاهی با وجود عدم قطعیت،</i>

355
00:25:50.799 --> 00:25:54.010
<i>به سادگی نشان دادن می تواند کافی باشد.</i>

356
00:25:54.719 --> 00:25:56.179
(پخش موسیقی نشاط آور)

357
00:26:03.186 --> 00:26:04.813
(نفخ زدن)

358
00:26:31.214 --> 00:26:34.342
می توانم از شما بپرسم چه چیزی
شما را به آینده خوش بین می کند؟

359
00:26:34.926 --> 00:26:37.012
ما به این قطعه زمین اینجا رسیدیم

360
00:26:37.721 --> 00:26:40.640
به مدت 45 سال به صورت
استخراجی کشاورزی می شد.

361
00:26:41.558 --> 00:26:44.227
<i>و سپس در مدت هشت سال،</i>

362
00:26:44.394 --> 00:26:46.938
<i>ما آن را به چیزی که
بهتر بود بازسازی کردیم</i>

363
00:26:47.063 --> 00:26:48.523
<i>نسبت به چیزی که حتی 45 سال پیش بود.</i>

364
00:26:52.736 --> 00:26:56.364
<i>آن تاب آوری که در
دنیای طبیعی وجود دارد</i>

365
00:26:56.948 --> 00:27:01.119
به من امید زیادی می
دهد زیرا فقط منتظر ماست

366
00:27:02.120 --> 00:27:04.831
<i>تا پتانسیل کامل خود را آشکار کند.</i>

367
00:27:11.087 --> 00:27:13.882
جان: <i>تا زمانی که به حضور خود ادامه دهیم،</i>

368
00:27:14.341 --> 00:27:19.137
<i>هر روز دنیای کوچک ما اسرار
بیشتری را آشکار خواهد کرد.</i>

369
00:27:21.848 --> 00:27:23.350
(کلاغ ها در حال غاز کردن)

370
00:27:31.358 --> 00:27:32.692
(غرغر کردن)

371
00:27:34.361 --> 00:27:36.071
(چرخ هلیکوپتر)

372
00:27:38.698 --> 00:27:40.492
(جیغ زدن)

373
00:27:40.950 --> 00:27:42.077
(پر آبی)

374
00:27:43.536 --> 00:27:44.537
مولی: از آن دور شو!

375
00:27:44.996 --> 00:27:46.122
مواظب باش!

376
00:27:46.873 --> 00:27:50.418
جان: <i>و در حالی که مزرعه ما ممکن
است هرگز به هماهنگی کامل نرسد،</i>

377
00:27:53.922 --> 00:27:58.343
<i>با امکانات بی نهایت زنده است.</i>

378
00:28:00.136 --> 00:28:05.850
<i>اکوسیستم سیاره ما به
همین ترتیب کار می کند.</i>

379
00:28:13.650 --> 00:28:16.111
جان: اوه، نه.  آبی می رود.

380
00:28:16.653 --> 00:28:17.904
(مالی می خندد)

381
00:28:19.656 --> 00:28:21.408
BEAUDIE: آبی، صبر کن!

