WEBVTT

﻿
1
00:00:03.200 --> 00:00:16.000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:16.030 --> 00:00:34.000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:00:51.430 --> 00:00:53.400
‫خب یادت باشه،
‫فقط تمرینت رو انجام بده.

4
00:00:53.440 --> 00:00:56.940
‫صرفاً دست‌های طرف رو ببین
‫و توصیفشون کن.

5
00:00:58.210 --> 00:01:01.610
‫خب، یه جای زخم گرد و کوچولو
‫داری،

6
00:01:01.640 --> 00:01:03.380
‫درست روی بند انگشتت.

7
00:01:03.410 --> 00:01:04.850
‫و، امم...

8
00:01:04.880 --> 00:01:09.680
‫...انگشت‌های کشیده و قشنگی داری،
‫واقعاً... ناخن‌های خوشگلی داری.

9
00:01:09.720 --> 00:01:11.520
‫قضاوت نکن.

10
00:01:11.550 --> 00:01:13.590
‫موضوع این نیست که
‫دستش خوبه یا بد.

11
00:01:13.620 --> 00:01:16.060
‫فقط بحث مشاهده کردنه،
‫دقیق شدن و توجه کردن.

12
00:01:16.090 --> 00:01:17.130
‫باشه؟

13
00:01:18.130 --> 00:01:19.660
‫-اجازه هست؟
‫-آره.

14
00:01:19.860 --> 00:01:25.860
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

15
00:01:26.970 --> 00:01:28.640
‫خیلی خب، انگشت‌های کشیده.

16
00:01:29.800 --> 00:01:31.140
‫یه خط و خراشیدگی اونجاست،

17
00:01:31.170 --> 00:01:33.040
‫روی بندِ انگشت اشاره.

18
00:01:33.080 --> 00:01:34.380
‫جای چنگ گربه‌ست.

19
00:01:34.410 --> 00:01:36.450
‫یکی دیگه هم اونجاست،
‫یه کم بالاترش.

20
00:01:36.480 --> 00:01:38.880
‫یه خرده به سمت چپ متمایل شده.

21
00:01:38.910 --> 00:01:42.150
‫گوشهٔ سمت چپ شستت هم
‫یه کم جویده شده،

22
00:01:42.180 --> 00:01:43.850
‫کنارِ ناخنت.

23
00:01:43.890 --> 00:01:47.560
‫و وقتی تمرین رو، فقط خودِ تمرین رو،
‫به اندازه کافی انجام دادین،

24
00:01:47.590 --> 00:01:50.430
‫اون‌وقت، نگاهتون رو می‌برین بالا روی صورتش،

25
00:01:50.460 --> 00:01:51.990
‫روی چشماش.

26
00:01:54.300 --> 00:01:57.430
‫و خط تیرهٔ مژه‌های بالا

27
00:01:57.470 --> 00:02:02.840
‫درست لبهٔ بالای عنبیه...
‫عنبیهٔ قهوه‌ایِ تیره رو می‌پوشونه.

28
00:02:02.870 --> 00:02:04.870
‫و یه... یه خط تیره‌تر هم

29
00:02:04.910 --> 00:02:06.570
‫دورِ لبهٔ بیرونی عنبیه هست.

30
00:02:08.880 --> 00:02:12.480
‫و واقعاً... سخته که یه جور...
‫صمیمیت و نزدیکی حس نکنی.

31
00:02:12.520 --> 00:02:16.190
‫یه صمیمیتِ تقریباً آنی
‫و یه...

32
00:02:17.550 --> 00:02:18.820
‫یه جور هیجان؟

33
00:02:18.850 --> 00:02:21.260
‫آره، دقیقاً، یه هیجان
‫توی دلِ همین صمیمیت.

34
00:02:21.290 --> 00:02:24.930
‫و راه خوبیه واسه به وجود آوردنِ
‫یه صمیمیتِ عمیق و شدید

35
00:02:24.960 --> 00:02:27.430
‫بین بازیگرهاتون،
‫و بعضی وقتا هم با خودتون.

36
00:02:27.460 --> 00:02:29.660
‫می‌دونی، این صمیمیتیه که
‫باهاش احساس...

37
00:02:29.700 --> 00:02:30.930
‫راحتیِ کامل خواهید کرد.

38
00:02:30.970 --> 00:02:32.300
‫کارمون همینه.

39
00:02:32.330 --> 00:02:34.670
‫ولی اونا باید این قرارداد
‫و پیمان رو درک کنن؛

40
00:02:34.700 --> 00:02:35.770
‫این‌که واسه چیه،

41
00:02:35.800 --> 00:02:38.340
‫این‌که این صمیمیت
‫واسه خاطرِ کاره.

42
00:02:38.370 --> 00:02:40.440
‫باشه؟ می‌خواین ادامه بدین؟

43
00:02:40.480 --> 00:02:41.810
‫- آره.
‫- ممنون.

44
00:02:46.020 --> 00:02:47.180
‫خیلی خب.

45
00:02:47.220 --> 00:02:49.020
‫خیلی خب، آفرین، عالی بود.

46
00:02:52.090 --> 00:02:54.220
‫آخ،
‫این همیشه نشونهٔ بدیه.

47
00:02:54.260 --> 00:02:56.390
‫قرار بود بمونه پیشِ
‫دوستمون رناته،

48
00:02:56.430 --> 00:02:58.560
‫ولی همه‌جا داره می‌شاشه
‫و توی...

49
00:02:58.590 --> 00:03:00.030
‫توی شاشش خونه؟

50
00:03:00.060 --> 00:03:01.660
‫آره، توی ادرارش خون هست.

51
00:03:01.700 --> 00:03:04.170
‫عزیز دلم،
‫چرا میگی «ادرار»؟

52
00:03:04.200 --> 00:03:05.900
‫خب توقع داری
‫چی بگم؟

53
00:03:05.940 --> 00:03:08.400
‫می‌خوام بم بگی
‫چش شده.

54
00:03:08.440 --> 00:03:10.140
‫دارم بهت میگم
‫چش شده دیگه.

55
00:03:10.170 --> 00:03:11.810
‫سرطانه؟

56
00:03:11.840 --> 00:03:13.810
‫آره، توی مثانه‌ش تومور داره.

57
00:03:13.840 --> 00:03:16.210
‫عجب موقعیتی، درست سرِ بزنگاه.

58
00:03:16.250 --> 00:03:17.980
‫آره، این‌طورم میشه گفت.

59
00:03:18.010 --> 00:03:21.250
‫میشه این‌طور گفت، آره.
‫همین الانم گفتم، نگفتم؟

60
00:03:21.280 --> 00:03:23.020
‫آره، همین الان گفتیش.

61
00:03:23.050 --> 00:03:24.920
‫هر بار تو پا میشی میری تعطیلات،

62
00:03:24.950 --> 00:03:26.420
‫یه گندی بالا میاد.

63
00:03:26.460 --> 00:03:27.890
‫خب فقط تعطیلات نیست که.

64
00:03:27.920 --> 00:03:30.130
‫کار هم دارم،
‫و کنسل کردنش سخت‌تره.

65
00:03:30.160 --> 00:03:31.760
‫دیدنِ
‫بابای عزیزت،

66
00:03:31.790 --> 00:03:33.730
‫کنسل کردنش از کار راحت‌تره؟

67
00:03:33.760 --> 00:03:36.270
‫-اوه! فهمیدم چی شد.
‫-واقعاً هم فهمیدی.

68
00:03:36.300 --> 00:03:38.600
‫آره، حقیقت داره.

69
00:03:41.440 --> 00:03:43.370
‫فقط نمی‌دونم درسته که
‫مسئولیتِ یه سگِ در حال مرگ رو

70
00:03:43.410 --> 00:03:44.710
‫بندازم گردنِ یه دوست.

71
00:03:45.640 --> 00:03:48.480
‫شاید فقط دو هفته وقت داشته باشه
‫و ما هم بالا سرش نباشیم.

72
00:03:48.510 --> 00:03:51.810
‫اگه خیلی داره درد می‌کشه،
‫همین الان خلاصش کنین و بکشینش.

73
00:03:51.850 --> 00:03:53.320
‫اومم.

74
00:03:53.350 --> 00:03:55.520
‫سگ‌ها درد و زجرشون رو
‫نشون نمیدن.

75
00:03:55.550 --> 00:03:57.320
‫واسه همینه که عاشقشونم.

76
00:03:57.350 --> 00:03:59.050
‫واسه اینه که عاشقشونم؟

77
00:03:59.090 --> 00:04:01.090
‫دختر عزیزم،
‫خودت خوب می‌دونی که نمی‌تونی

78
00:04:01.120 --> 00:04:03.060
‫فقط به خاطر دل خودت
‫زنده‌ش نگه‌ش داری.

79
00:04:03.090 --> 00:04:04.260
‫فقط مطمئن نیستم بتونیم

80
00:04:04.290 --> 00:04:06.430
‫به این سرعت باهاش خداحافظی کنیم
‫و سوار هواپیما بشیم.

81
00:04:07.530 --> 00:04:09.300
‫بهش نچسب، ولش کن بره.

82
00:04:09.330 --> 00:04:11.430
‫این مهربانانه‌ترین کاریه که
‫می‌تونی در حقش بکنی.

83
00:04:12.430 --> 00:04:13.600
‫شاید.

84
00:04:16.800 --> 00:04:17.940
‫من حواسم بهش هست، مراقبشم.

85
00:04:17.970 --> 00:04:20.180
‫نه بابا، مگه نگفتی خودت برنامه داری؟

86
00:04:20.210 --> 00:04:22.180
‫برنامه‌هامو
‫جابه‌جا کردم.

87
00:04:24.110 --> 00:04:25.980
‫نمی‌خوام عذاب بکشه.

88
00:04:26.020 --> 00:04:28.150
‫نمی‌تونی سفرتو عقب بندازی.

89
00:04:28.180 --> 00:04:30.650
‫بابا گفت باید همین الان راحتش کنم،
‫الکی کشش ندم.

90
00:04:30.690 --> 00:04:34.020
‫آره دیگه، معلومه پدر کصکشت
‫همچین زری می‌زنه.

91
00:04:34.060 --> 00:04:37.030
‫ببخشید، ولی کِربی کادوی اون بود.

92
00:04:37.060 --> 00:04:39.030
‫فکر می‌کنم اونم
‫حق اظهار نظر داره.

93
00:04:39.060 --> 00:04:40.060
‫البته، معلومه.

94
00:04:40.100 --> 00:04:42.100
‫نظرش دربارهٔ فیلمت چیه؟

95
00:04:42.130 --> 00:04:43.500
‫هنوز باهاش در موردش
‫حرف نزدم.

96
00:04:43.530 --> 00:04:44.670
‫آهان.

97
00:04:44.730 --> 00:04:46.700
‫خب ممکنه برسی اونجا و ببینی

98
00:04:46.730 --> 00:04:48.640
‫خونه پر از همجنس‌بازهای ولگرد و علافه،

99
00:04:48.670 --> 00:04:51.170
‫و اون‌وقت اصلاً وقتی واسه تو
‫یا فرانسیس نداشته باشه.

100
00:04:51.210 --> 00:04:52.340
‫شاید.

101
00:04:54.380 --> 00:04:56.840
‫از قصابی گوشت چرخ‌کرده خریدم،
‫و یه جا خوندم که

102
00:04:56.880 --> 00:04:59.050
‫اگه قرص‌ها رو بذاری لای اون،
‫احتمالاً می‌خوره.

103
00:04:59.080 --> 00:05:00.380
‫اگه جواب نداد،

104
00:05:00.420 --> 00:05:02.420
‫بگو دامپزشک برات
‫شربتِ طعم‌دارش کنه.

105
00:05:02.450 --> 00:05:04.820
‫آره، اگه سطح انرژیش یا اشتهاش
‫تغییری کرد،

106
00:05:04.850 --> 00:05:06.090
‫حتماً بهم خبر بده.

107
00:05:07.290 --> 00:05:08.720
‫ببخشید.

108
00:05:08.760 --> 00:05:11.130
‫آره خب، تدریس کردن کمک می‌کنه
‫از پسِ خرج سفر بربیام،

109
00:05:11.160 --> 00:05:13.800
‫ولی باهاش دیدار می‌کنیم.

110
00:05:13.830 --> 00:05:15.460
‫خونهٔ اون می‌مونیم.

111
00:05:15.500 --> 00:05:17.030
‫آره،
‫خونهٔ اون می‌مونیم مامان.

112
00:05:18.670 --> 00:05:21.370
‫میرم که بابا رو ببینم،
‫پس آره، معلومه.

113
00:05:24.340 --> 00:05:25.440
‫ببین، من باید برم،

114
00:05:25.470 --> 00:05:26.940
‫ولی، امم، حتی اگه راه رفتنش

115
00:05:26.980 --> 00:05:30.910
‫یا... الگوی خوابش عوض شد،
‫بهم خبر بده، باشه؟

116
00:05:30.950 --> 00:05:32.410
‫فعلاً.

117
00:05:36.090 --> 00:05:37.520
‫حالت خوبه مامان؟

118
00:05:38.690 --> 00:05:40.420
‫باید بهش می‌گفتم:
‫«دوستت دارم.»

119
00:05:40.460 --> 00:05:41.590
‫به کِربی؟

120
00:05:41.620 --> 00:05:43.290
‫نه، به مامان. فقط گفتم «فعلاً».

121
00:05:43.330 --> 00:05:45.090
‫باید می‌گفتم:
‫«دوستت دارم.»

122
00:05:50.330 --> 00:05:51.670
‫پرواز خوبی داشته باشین.

123
00:05:55.570 --> 00:05:56.540
‫همه‌چی ردیفه؟

124
00:05:56.570 --> 00:05:58.540
‫آره، ردیفه.

125
00:05:58.570 --> 00:06:00.080
‫می‌خواستی راجع به چی حرف بزنی؟

126
00:06:02.140 --> 00:06:04.150
‫ولش کن، الان موقعیتش خوب نیست.

127
00:06:04.180 --> 00:06:05.880
‫مهم نیست، بگو.

128
00:06:05.910 --> 00:06:07.420
‫باشه.

129
00:06:08.550 --> 00:06:10.990
‫دلم می‌خواد یه مدت
‫پیش جیمپا زندگی کنم.

130
00:06:11.020 --> 00:06:12.690
‫منظورت چیه؟

131
00:06:12.720 --> 00:06:14.390
‫امم، داشتم فکر می‌کردم

132
00:06:14.420 --> 00:06:16.960
‫که کلاس یازدهم رو توی آمستردام
‫پیش جیمپا بخونم.

133
00:06:16.990 --> 00:06:18.990
‫- عمراً، اصلاً حرفشم نزن.
‫- چرا آخه؟

134
00:06:21.430 --> 00:06:23.170
‫هنوز داره با عوارض سکته‌ش
‫دست‌وپنجه نرم می‌کنه.

135
00:06:23.200 --> 00:06:24.930
‫مال سه سال پیش بود دیگه.

136
00:06:24.970 --> 00:06:28.270
‫امکان نداره! سال دیگه سال خیلی مهمیه
‫و توام فقط ۱۶ سالته.

137
00:06:28.300 --> 00:06:30.840
‫تازه ما پدر و مادرِتیم، نه جیم.

138
00:06:30.870 --> 00:06:32.210
‫چرا صبر نمی‌کنی؟

139
00:06:32.240 --> 00:06:34.940
‫بذار بعد فارغ‌التحصیلی؛
‫می‌تونی یه سال وقفه تحصیلی بندازی.

140
00:06:34.980 --> 00:06:37.710
‫چون من لازم دارم یه جامعهٔ کوییرِ
‫بزرگ‌تر رو تجربه کنم،

141
00:06:37.750 --> 00:06:39.520
‫نه این کانون ال‌جی‌بی‌تیِ تخمیِ
‫توی مدرسه‌مون

142
00:06:39.550 --> 00:06:40.850
‫توی این شهر کوچیک و مزخرف.

143
00:06:40.880 --> 00:06:43.020
‫ولی تو که عاشق مدرسه بودی.

144
00:06:43.050 --> 00:06:44.790
‫قبلاً بودم.

145
00:06:46.090 --> 00:06:47.960
‫واسه همین این‌قدر
‫باروبندیل بستی؟

146
00:06:47.990 --> 00:06:50.560
‫پیش خودت فکر کردی
‫همون‌جا می‌مونی؟

147
00:06:50.590 --> 00:06:53.430
‫اوه! حیف اون بلیط برگشت
‫که هدر رفت.

148
00:06:53.460 --> 00:06:54.630
‫کلی پول می‌تونستیم پس‌انداز کنیم!

149
00:06:54.660 --> 00:06:55.830
‫خیلی خب، بیاین بعداً راجع بهش حرف بزنیم.

150
00:06:55.860 --> 00:06:57.470
‫ولی خودت گفتی
‫راجع بهش حرف بزنیم.

151
00:06:57.500 --> 00:06:59.370
‫حس می‌کنم لازمه
‫شش‌دانگ حواسم به تو باشه.

152
00:06:59.400 --> 00:07:00.800
‫الان اصلاً فکر نمی‌کنم
‫از پسش بربیام.

153
00:07:00.840 --> 00:07:03.410
‫خیلی خب، پس
‫همگی یه کم آروم باشیم.

154
00:07:10.180 --> 00:07:11.310
‫مامان؟

155
00:07:11.350 --> 00:07:12.480
‫جانم؟

156
00:07:12.510 --> 00:07:14.120
‫طوری نیست، غصه نخور.

157
00:07:24.390 --> 00:07:26.830
‫کِربی کادویی بود
‫که پدرم بهم داد.

158
00:07:28.000 --> 00:07:30.530
‫یه روز سرزده با یه توله‌سگِ
‫مهارنشدنی پیداش شد.

159
00:07:32.130 --> 00:07:35.370
‫نمی‌خواستمش،
‫ولی حق انتخابی هم نداشتم.

160
00:07:36.470 --> 00:07:38.740
‫این نشون میده بابام چه جور آدمیه.

161
00:07:40.680 --> 00:07:42.480
‫روزی که مامانم
‫منو به دنیا آورد،

162
00:07:42.510 --> 00:07:44.880
‫پدربزرگم با اولین پرواز
‫خودشو رسوند به آدلاید.

163
00:07:45.880 --> 00:07:47.250
‫دلم می‌خواست تنها باشیم،

164
00:07:47.280 --> 00:07:49.220
‫خودمون باشیم و نوزاد تازه‌به‌دنیا‌اومده‌مون.

165
00:07:49.250 --> 00:07:51.350
‫ولی اون از دمِ در
‫زنگ زد،

166
00:07:51.390 --> 00:07:52.720
‫اونم با یه تابلو نقاشی.

167
00:07:54.960 --> 00:07:57.090
‫و مامانم از دیدنش
‫کلی ذوق کرد و خوشحال شد.

168
00:07:57.130 --> 00:07:59.090
‫و بهم گفت: «فرانسیس،

169
00:07:59.130 --> 00:08:01.330
‫«این آدم قراره برات از هنر،

170
00:08:01.360 --> 00:08:04.470
‫«سیاست و تئاتر حرف بزنه.

171
00:08:04.500 --> 00:08:07.440
‫«قراره به چالش بکشتت تا
‫بهترین نسخه از خودت بشی.»

172
00:08:08.670 --> 00:08:10.370
‫منم فقط در همین حد گفتم:

173
00:08:10.410 --> 00:08:13.440
‫«فرانسیس، این
‫پدربزرگت جیمه.»

174
00:08:13.480 --> 00:08:15.810
‫ولی اون فکر کرد واژهٔ «پدربزرگ»
‫زیادی پیر و فرتوت به نظر میاد.

175
00:08:16.850 --> 00:08:18.410
‫واسه همین یه اسم جدید رو خودش گذاشت.

176
00:08:18.450 --> 00:08:19.850
‫گفت...

177
00:08:19.880 --> 00:08:22.550
‫«سلام فرانسیس، من جیمپام.»

178
00:08:27.620 --> 00:08:30.360
‫مسئله اینه که
‫فکر نمی‌کنم اگه به خاطر اون نبود

179
00:08:30.390 --> 00:08:35.000
‫الان به عنوان یه تِرَنس، نان‌باینری و کوییرِ
‫علنی و رها اینجا ایستاده بودم.

180
00:08:36.130 --> 00:08:38.430
‫اینم عکس خودشه، یه وقتی تو دههٔ ۵۰.

181
00:08:40.600 --> 00:08:41.770
‫عاشق هنره،

182
00:08:41.800 --> 00:08:43.340
‫و عاشق لخت مادرزاد شدنه.

183
00:08:44.640 --> 00:08:46.280
‫هنوزم یه تابلو نقاشی داره

184
00:08:46.310 --> 00:08:48.780
‫که سال‌ها پیش مدلش شده بود و
‫الانم آویزونه

185
00:08:48.810 --> 00:08:51.550
‫توی آپارتمانش توی آمستردام
‫تا جلوی چشم همه باشه.

186
00:08:53.850 --> 00:08:57.550
‫اون سال ۱۹۷۳ با مادربزرگم،
‫کاترین، ازدواج کرد.

187
00:08:57.590 --> 00:08:59.960
‫صاحبِ خالم امیلی،

188
00:08:59.990 --> 00:09:02.590
‫و مامانم هانا شدن.

189
00:09:02.620 --> 00:09:05.690
‫درست بعد به دنیا اومدن مامانم،
‫جیمپا کام‌اوت کرد و اعلام کرد همجنس‌گراست.

190
00:09:13.670 --> 00:09:15.670
‫مادربزرگم بعد این ماجرا
‫بدجوری لاغر و استخونی شد،

191
00:09:15.700 --> 00:09:17.170
‫موهاشم گنده فرِ شش‌ماهه زد،

192
00:09:17.210 --> 00:09:20.710
‫و همه‌ام از قیافه‌ش تعریف می‌کردن
‫که چقدر فوق‌العاده شده.

193
00:09:24.680 --> 00:09:28.550
‫امم، پس مسلماً این اتفاق
‫داغون و ویرونش کرد.

194
00:09:29.750 --> 00:09:31.890
‫امم، انتظارِ ما از روایتی که

195
00:09:31.920 --> 00:09:34.560
‫یه شوهر به زنش میگه همجنس‌گراست،

196
00:09:34.590 --> 00:09:37.630
‫این مسیره که بگیم
‫یه خیانتِ بزرگ توی ازدواج رخ داده.

197
00:09:37.660 --> 00:09:40.460
‫ولی اون انتخاب کرد که واکنشش

198
00:09:40.500 --> 00:09:42.000
‫با اون چیزی که انتظار می‌رفت فرق داشته باشه.

199
00:09:42.030 --> 00:09:46.070
‫امم، جفتشون تصمیم گرفتن
‫پیوند جدیدی بسازن؛

200
00:09:46.100 --> 00:09:49.640
‫کنار هم بمونن،
‫و با هم بچه‌هاشون رو بزرگ کنن.

201
00:09:49.670 --> 00:09:51.670
‫همچنین هر کدوم
‫روابط دیگه‌ای هم داشته باشن.

202
00:09:51.710 --> 00:09:56.550
‫ولی اونا مهربونی رو انتخاب کردن
‫نه دعوا و مرافعه رو.

203
00:09:56.580 --> 00:09:59.250
‫جیمپا همیشه اهل بحث و کل‌کله.

204
00:09:59.280 --> 00:10:00.850
‫ببین داداش، می‌دونی...

205
00:10:00.880 --> 00:10:02.220
‫به نظرم...

206
00:10:02.250 --> 00:10:03.490
‫وقتی مامانم فسقلی بود

207
00:10:03.520 --> 00:10:04.890
‫توی حوزهٔ سیاست کار می‌کرد.

208
00:10:07.790 --> 00:10:10.260
‫بعدشم در جریان
‫بحران ایدز،

209
00:10:10.290 --> 00:10:12.630
‫کوچ کرد به آمستردام
‫تا توی بهداشت عمومی کار کنه.

210
00:10:13.800 --> 00:10:15.830
‫و هیچ‌وقتم دست از جنگیدن
‫واسه کسایی که دوستشون داره

211
00:10:15.860 --> 00:10:19.940
‫و هویتی که داره،
‫برنداشته.

212
00:10:19.970 --> 00:10:22.300
‫هم‌زمان که کماکان از لخت‌گشتن
‫لذت وافر می‌بره.

213
00:10:24.510 --> 00:10:27.480
‫خلاصه که این یه داستان شخصیه
‫دربارهٔ پدر و مادرم،

214
00:10:27.510 --> 00:10:31.810
‫و انگیزهٔ اصلیم اینه که داستان مهربونی‌ای
‫که تو اون دوران در حق هم داشتن

215
00:10:31.850 --> 00:10:34.320
‫رو روایت کنم،

216
00:10:34.350 --> 00:10:36.420
‫نه دعوا و درگیری‌ها رو.

217
00:10:37.690 --> 00:10:39.590
‫پس یه درامِ
‫بدونِ کشمکش و تعارضه.

218
00:10:42.720 --> 00:10:44.390
‫ولی...

219
00:10:44.430 --> 00:10:47.560
‫...مگه ذاتِ درام طبق تعریفش،
‫همون تعارض و کشمکش نیست؟

220
00:10:48.830 --> 00:10:51.600
‫به نظرم میشه یه فیلم گیرا و جذاب ساخت،

221
00:10:51.630 --> 00:10:53.270
‫اونم بدون این‌که اصلاً واردش شد.

222
00:10:54.470 --> 00:10:56.010
‫فکر نمی‌کنم شدنی باشه.

223
00:10:56.040 --> 00:10:57.940
‫به نظرم داری اشتباه می‌کنی.

224
00:11:00.680 --> 00:11:02.280
‫ببین، الان این خودش کشمکشه؟

225
00:11:02.310 --> 00:11:04.510
‫خب به نظرم این صرفاً اینه که یکی

226
00:11:04.550 --> 00:11:06.880
‫داره یه نظرِ متفاوتی رو بیان می‌کنه.

227
00:11:06.920 --> 00:11:08.550
‫اختلاف و تعارض در نظر.

228
00:11:09.690 --> 00:11:11.020
‫پس در نتیجه...

229
00:11:11.050 --> 00:11:12.450
‫...همون کشمکشه.

230
00:11:13.660 --> 00:11:14.990
‫شاید.

231
00:11:16.560 --> 00:11:18.960
‫پس اون صرفاً
‫یه پدربزرگ واسه من نیست.

232
00:11:19.000 --> 00:11:22.430
‫فکر می‌کنم قهرمانِ واقعی و ابدیِ
‫زندگیِ منه.

233
00:11:23.470 --> 00:11:24.770
‫سوالی دارین؟

234
00:11:43.350 --> 00:11:45.090
‫باید فرانسیس رو
‫بیدار کنیم.

235
00:11:47.720 --> 00:11:50.230
‫دست نزن، بذار بخوابه.

236
00:11:54.130 --> 00:11:55.900
‫احتمالاً فقط یه هوسِ زودگذره،

237
00:11:55.930 --> 00:11:57.800
‫جوگیری و هیجانِ اولِ سفره.

238
00:11:57.830 --> 00:12:00.000
‫پس خودتم فکر می‌کنی فکرِ چرندیه.

239
00:12:01.470 --> 00:12:03.440
‫به نظرم فرانسیس یه کم که با بابا
‫وقت بگذرونه،

240
00:12:03.470 --> 00:12:04.810
‫خیلی زود نظرش عوض میشه.

241
00:12:04.840 --> 00:12:06.380
‫جدی میگی؟

242
00:12:06.410 --> 00:12:08.210
‫فرانسیس می‌پرستدش، بُت کرده اونو.

243
00:12:08.240 --> 00:12:10.610
‫ولی کلاً چند سالی یه بار
‫همدیگه رو می‌بینن

244
00:12:10.650 --> 00:12:12.020
‫و فرانسیس تو کله‌ش

245
00:12:12.050 --> 00:12:13.680
‫یه چهرهٔ رویایی ازش ساخته.

246
00:12:14.750 --> 00:12:16.350
‫بابا هم زبون‌باز و جذابه،

247
00:12:16.390 --> 00:12:18.190
‫ولی این‌که یه مشت آرمان‌های

248
00:12:18.220 --> 00:12:19.550
‫بزرگ و قابل‌ستایش داره،

249
00:12:19.590 --> 00:12:21.460
‫دلیل نمیشه که خودش تو عمل هم
‫پیاده‌شون کنه.

250
00:12:21.490 --> 00:12:23.560
‫تو اصلاً تصور می‌کنی یه سال
‫با بابا زندگی کنی؟

251
00:12:23.590 --> 00:12:25.090
‫نه والله.

252
00:12:25.130 --> 00:12:27.800
‫در ضمن ما نباید اونایی باشیم
‫که به فرانسیس «نه» میگن.

253
00:12:27.830 --> 00:12:28.800
‫فایده‌ای نداره.

254
00:12:28.830 --> 00:12:30.730
‫من که مشکلی با «نه» گفتن ندارم.

255
00:12:30.770 --> 00:12:32.330
‫ولی ترجیح میدی فرانسیس

256
00:12:32.370 --> 00:12:34.640
‫به جای تو،
‫از پدرت ناامید بشه.

257
00:12:36.110 --> 00:12:37.470
‫یا شایدم...

258
00:12:37.640 --> 00:12:41.010
‫...بذاریم فرانسیس جیم رو
‫یه خورده بهتر بشناسه...

259
00:12:42.050 --> 00:12:43.650
‫...و اون‌وقت تصمیمِ
‫بهتری بگیره.

260
00:12:49.520 --> 00:12:51.250
‫غذاش داره یخ می‌کنه.

261
00:12:51.290 --> 00:12:54.220
‫خب یخ کنه فدای سرت،
‫بذار بخوابه.

262
00:12:55.390 --> 00:12:57.560
‫گرسنه نگه داشتنِ دخترمون،

263
00:12:57.590 --> 00:12:59.590
‫واقعاً ارزش در رفتن از این بحث رو داره؟

264
00:12:59.630 --> 00:13:02.560
‫فکر می‌کنی فرانسیس ترجیح میده
‫به جای «دخترمون»

265
00:13:02.600 --> 00:13:04.000
‫بگیم «فرزندمون»؟

266
00:13:04.030 --> 00:13:06.170
‫چرا از خودش نپرسیم؟

267
00:13:26.760 --> 00:13:28.120
‫ریچارد!

268
00:13:28.160 --> 00:13:30.590
‫چه منظرهٔ دلچسبی!

269
00:13:30.630 --> 00:13:32.060
‫خودشه.

270
00:13:32.100 --> 00:13:33.630
‫ریچارد.

271
00:13:34.760 --> 00:13:35.930
‫نیششم بازه.

272
00:13:39.570 --> 00:13:41.470
‫سلام.

273
00:13:41.500 --> 00:13:43.540
‫- اوه، قیافه‌ها رو ببین!
‫- اوه!

274
00:13:43.570 --> 00:13:45.310
‫وای، ایول!

275
00:13:45.340 --> 00:13:47.180
‫ببخشید، توی هواپیما
‫اصلاً درست نخوابیدیم.

276
00:13:47.210 --> 00:13:49.280
‫واسه چی عذرخواهی می‌کنی؟
‫مگه بو گند میدیم؟

277
00:13:49.310 --> 00:13:50.680
‫نه بابا، واسه اینه که ریچارد

278
00:13:50.710 --> 00:13:52.220
‫خیلی اتوکشیده و شیک‌پیکه.

279
00:13:52.250 --> 00:13:53.250
‫خیلی خوش‌تیپی.

280
00:13:53.280 --> 00:13:54.550
‫اوه، ممنونم.

281
00:13:54.580 --> 00:13:57.390
‫خوش اومدین استرالیایی‌های
‫بدبو و خَز و خیلِ من.

282
00:13:57.420 --> 00:13:59.390
‫به آمستردام خوش اومدین.

283
00:14:17.640 --> 00:14:18.810
‫بابا کجاست؟

284
00:14:18.840 --> 00:14:20.610
‫آقای پروفسور مشغول «کاره».

285
00:14:20.640 --> 00:14:22.950
‫منو فرستاد با قایق
‫بیام دنبالتون.

286
00:14:22.980 --> 00:14:24.550
‫-اوه، با قایق میریم؟
‫-آره، می‌دونم.

287
00:14:24.580 --> 00:14:26.180
‫خیلی مسخره و خاله زنکی و توریستیه،

288
00:14:26.220 --> 00:14:28.350
‫ولی گفت فرانسیس همیشه
‫عاشق قایق‌سواری بوده.

289
00:14:28.380 --> 00:14:29.990
‫مطمئن نیستم همگی‌مون
‫تو این جا بشیم.

290
00:14:30.020 --> 00:14:32.690
‫اوه، بیاین فقط بریم.
‫واقعاً باید یه کوفتی بخورم.

291
00:14:32.720 --> 00:14:34.060
‫اوه!

292
00:14:34.090 --> 00:14:35.260
‫- دهنتو ببند.
‫- باشه، خیلی خب.

293
00:14:35.290 --> 00:14:36.420
‫بذار اینو بردارم.

294
00:14:36.460 --> 00:14:37.730
‫- صبر کن، اینا نکنه...
‫- نچ نچ نچ.

295
00:14:47.040 --> 00:14:48.370
‫ببخشید!

296
00:15:01.720 --> 00:15:03.220
‫به عنوان دستیار پژوهشیِ
‫عزیز و باارزشش،

297
00:15:03.250 --> 00:15:05.320
‫از این پادویی‌های خونگی زیاد می‌کنی؟

298
00:15:05.350 --> 00:15:07.620
‫کی اصلاً حرفی از دستیار پژوهشی زد؟

299
00:15:07.660 --> 00:15:09.760
‫من رسماً دستیارِ همه‌چیزِ
‫این یاروام.

300
00:15:10.960 --> 00:15:13.260
‫لااقل فعلاً که این‌طوره.

301
00:15:13.300 --> 00:15:14.830
‫همه‌چی رو به راهه؟

302
00:15:16.770 --> 00:15:19.530
‫آخر این ماه از دانشگاه
‫میره.

303
00:15:20.540 --> 00:15:21.770
‫خب، قرارم نبود که
‫تا ابد اونجا بمونه.

304
00:15:21.800 --> 00:15:23.210
‫اومم.

305
00:15:25.310 --> 00:15:28.010
‫یعنی بعد از اون دیگه
‫بی‌کار میشی؟

306
00:15:28.950 --> 00:15:30.710
‫خودش میگه کار دارم،
‫ولی چشمم آب نمی‌خوره.

307
00:15:32.110 --> 00:15:34.350
‫به هر حال من تا آخر دنیا هم
‫دنبالش میرم.

308
00:15:34.380 --> 00:15:36.520
‫می‌دونی به این حرف چی میگه؟

309
00:15:37.750 --> 00:15:39.890
‫«شاکر باش
‫و سرتو بنداز پایین گورتو گم کن.»

310
00:15:41.460 --> 00:15:43.530
‫وای، خیلی خوشحالم که می‌بینمت.

311
00:15:43.560 --> 00:15:45.430
‫خب، منم واقعاً
‫از دیدنت خیلی خوشحالم.

312
00:15:45.460 --> 00:15:46.560
‫آره.

313
00:15:52.470 --> 00:15:53.800
‫این آشغالِ تخمی رو
‫از کجا آوردی؟

314
00:15:53.840 --> 00:15:55.040
‫اوه!

315
00:15:56.440 --> 00:15:57.810
‫چرا یکی از مال منو
‫قرض نمی‌گیری؟

316
00:15:57.840 --> 00:16:00.210
‫نه، نه، جرئت نکن بهش دست بزنی!
‫کلاً ۲۷ تا عکس بیشتر نمی‌گیره.

317
00:16:00.240 --> 00:16:02.480
‫-اوه، خیلی خب، پس بیا بگیر...
‫-بابا!

318
00:16:02.510 --> 00:16:04.380
‫-چرا که نه؟
‫-پَسِش بده.

319
00:16:04.410 --> 00:16:05.880
‫مال خودمه!

320
00:16:10.120 --> 00:16:11.890
‫خیلی خوبه.

321
00:16:11.920 --> 00:16:14.290
‫عکاسباشی!
‫حلال‌زاده به باباش میره.

322
00:16:14.320 --> 00:16:16.130
‫اووه.

323
00:16:16.160 --> 00:16:17.690
‫حس بچه فسقلی‌ها رو
‫بهم میده.

324
00:16:17.730 --> 00:16:19.960
‫سلام! موش آب‌کشیده شدیم!

325
00:16:21.000 --> 00:16:23.070
‫راستی، امم، خیلی وقته
‫می‌خواستم بپرسم.

326
00:16:23.100 --> 00:16:25.300
‫ترجیح میدی بگیم «دخترم»
‫یا «فرزندم»؟

327
00:16:25.330 --> 00:16:27.400
‫اومم، یعنی، «دخترم»
‫زیاد جالب نیست،

328
00:16:27.440 --> 00:16:29.070
‫ولی، امم، دلمم نمی‌خواد
‫وقتی بزرگسال شدم

329
00:16:29.110 --> 00:16:30.170
‫بهم بگی «بچه‌م».

330
00:16:30.210 --> 00:16:31.810
‫بابا هنوزم به من میگه بچه‌م.

331
00:16:31.840 --> 00:16:34.340
‫چون تو تا ابد
‫بچهٔ منی!

332
00:16:34.380 --> 00:16:36.010
‫سلام بر شما!

333
00:16:36.050 --> 00:16:38.610
‫بچه‌های سلبریتی وارد میشن!

334
00:16:38.650 --> 00:16:41.050
‫بیاین اینجا، بیاین بغلم.
‫اوه!

335
00:16:41.080 --> 00:16:43.650
‫هیچ‌وقت از این‌که بهت بگن «بچه»
‫واهمه نداشته باش.

336
00:16:43.690 --> 00:16:45.190
‫آدمو خاکی و متواضع نگه می‌داره.

337
00:16:45.220 --> 00:16:47.960
‫- هری!
‫- سلام! درود!

338
00:16:47.990 --> 00:16:50.930
‫-چطوری؟
‫-نوهٔ باشکوه و بی‌همتای من!

339
00:16:50.960 --> 00:16:53.930
‫اوه، کلاً خیسِ خالی شدی.

340
00:16:53.960 --> 00:16:56.100
‫بهت گفته بودم ریچارد،
‫امروز قراره بارون بیاد.

341
00:16:56.130 --> 00:16:57.630
‫خبری از بغل نیست.

342
00:16:57.670 --> 00:16:59.530
‫از اون طرفم به من گفتی
‫قایقو راه بندازم.

343
00:16:59.570 --> 00:17:01.900
‫آره خب، خودت یکم کله‌تو به کار بنداز،
‫واسه همین بهت حقوق میدم دیگه.

344
00:17:01.940 --> 00:17:05.710
‫پیرمرد، این تنها چیزیه
‫که بابتش بهم حقوق نمیدی.

345
00:17:05.740 --> 00:17:08.540
‫اوه، سال‌ها گذشته و دریغ از حتی
‫یه سرویسِ جنسیِ ناقابِل.

346
00:17:08.580 --> 00:17:09.880
‫بابا!

347
00:17:09.910 --> 00:17:12.750
‫نه، این جز چایی دم کردن
‫به هیچ دردی نمی‌خوره.

348
00:17:12.780 --> 00:17:14.580
‫پس برو چایی بذار، جناب دستیار.

349
00:17:14.620 --> 00:17:16.190
‫بابا، زشته، این چرت‌وپرت‌ها رو نگو.

350
00:17:16.220 --> 00:17:17.850
‫اصلاً نمی‌دونی داری چی میگی،
‫آقای پروفسور.

351
00:17:17.890 --> 00:17:19.850
‫- تو که هیچ‌وقت نمی‌ذاری من چایی دم کنم.
‫- چایی رو من درست می‌کنم.

352
00:17:19.890 --> 00:17:21.390
‫آره، هری تو برو دم کن.

353
00:17:21.420 --> 00:17:23.130
‫اول شیر رو بریز،
‫وگرنه...

354
00:17:23.160 --> 00:17:24.460
‫...حامله میشی.

355
00:17:24.490 --> 00:17:26.130
‫- آره.
‫- نگاه کن. نگاه، نگاه، نگاه، نگاه.

356
00:17:26.160 --> 00:17:27.760
‫ببین چی آوردم بیرون.

357
00:17:27.800 --> 00:17:29.300
‫-اووه!
‫-ببین.

358
00:17:30.270 --> 00:17:31.830
‫حاصل چند دهه تلاشه.

359
00:17:31.870 --> 00:17:34.240
‫بیا. اَه، این یکی.

360
00:17:34.270 --> 00:17:36.410
‫«بهترین دوستِ دوروتی».

361
00:17:36.440 --> 00:17:38.440
‫هوم! این یعنی چی؟

362
00:17:38.470 --> 00:17:39.710
‫اوه!

363
00:17:39.740 --> 00:17:42.980
‫نوهٔ عزیز دلم،
‫هنوز خیلی چیزا مونده که یاد بگیری.

364
00:17:43.010 --> 00:17:45.910
‫اون روزا دورانی بود که چیزی
‫به اسم «مفهومِ پنهان» وجود داشت.

365
00:17:45.950 --> 00:17:47.350
‫چیزهایی که اسمی ازشون برده نمی‌شد.

366
00:17:47.380 --> 00:17:50.820
‫زمانی که باید از کنایه و استعاره
‫واسه نشون دادن همبستگی استفاده می‌کردیم،

367
00:17:50.850 --> 00:17:53.390
‫تا رمزبندی کنیم و همدیگه رو بشناسیم.

368
00:17:53.420 --> 00:17:54.520
‫چقدر وحشتناک به نظر میاد.

369
00:17:54.560 --> 00:17:57.230
‫شما نسل جدید همه‌چیتون عیان و آشکاره.

370
00:17:57.260 --> 00:17:58.630
‫هیچ پرده‌پوشی و ایهامی ندارین.

371
00:17:58.660 --> 00:18:00.100
‫هیچ ظرافتی در کار نیست.

372
00:18:00.130 --> 00:18:02.730
‫آره خب، سرکوب نشدن هم
‫سختی‌های خودشو داره.

373
00:18:05.130 --> 00:18:07.600
‫«با ما حرف بزنید، نه دربارهٔ ما».

374
00:18:07.640 --> 00:18:10.470
‫هوبارت، سال ۱۹۸۸.

375
00:18:10.510 --> 00:18:13.310
‫آره.
‫دیدی ریچارد؟ حافظه‌م خوب کار می‌کنه.

376
00:18:13.340 --> 00:18:15.340
‫دست‌مریزاد، آقای پروفسور.

377
00:18:15.380 --> 00:18:19.980
‫آهان، این یکی. «سومین
‫کنفرانس ملی ایدز».

378
00:18:20.020 --> 00:18:24.120
‫از همه کسایی که اچ‌آی‌وی داشتن
‫خواستیم بیان روی سن.

379
00:18:25.620 --> 00:18:27.020
‫اونجا بود که واسه اولین بار
‫فهمیدیم

380
00:18:27.060 --> 00:18:29.890
‫۵۰ درصدِ کل کادر و بچه‌ها
‫جواب آزمایششون مثبته.

381
00:18:32.130 --> 00:18:33.730
‫از جمله خودِ من.

382
00:18:34.730 --> 00:18:37.300
‫لحظهٔ ترسناکی بود،

383
00:18:37.330 --> 00:18:38.300
‫ولی باعث اتحاد و امید شد.

384
00:18:40.540 --> 00:18:44.570
‫بیشتر از نصفشون ظرف چند سال
‫از دنیا رفتن.

385
00:18:46.010 --> 00:18:47.880
‫همون‌طور که یکی از دوستام یه بار گفت،

386
00:18:47.910 --> 00:18:50.650
‫«هزینه و تاوانِ بودن
‫در کانون بحران،

387
00:18:50.680 --> 00:18:53.180
‫بسیار سنگین بود.»

388
00:18:57.720 --> 00:19:00.090
‫«هفتهٔ این فقط یه دورهٔ گذرا نیست،
‫سال ۱۹۸۴».

389
00:19:00.120 --> 00:19:01.290
‫- خیلی گوگولیه.
‫- اومم.

390
00:19:01.320 --> 00:19:03.330
‫اینا همه‌ش مال توئه.

391
00:19:04.290 --> 00:19:05.360
‫چی؟

392
00:19:05.390 --> 00:19:07.630
‫-دارم وصیت می‌کنم به تو برسه.
‫-چرا؟

393
00:19:07.660 --> 00:19:09.800
‫چیه، یعنی دخترم اینا رو نمی‌خواد؟

394
00:19:09.830 --> 00:19:11.730
‫حتماً یه آرشیوی جایی هست
‫که بتونی بهشون اهدا کنی، نه؟

395
00:19:11.770 --> 00:19:13.270
‫خب آره، ولی اینا واسه توئه.

396
00:19:13.300 --> 00:19:14.940
‫من حتماً همه‌شونو برمی‌دارم.

397
00:19:14.970 --> 00:19:16.940
‫یه جوری غافلگیر شدم...
‫راستش خیلی بوی مرگ و میر میده،

398
00:19:16.970 --> 00:19:18.770
‫انگار قراره وصیت‌نامه
‫قرائت بشه.

399
00:19:18.810 --> 00:19:20.540
‫چندتا پیکسل و بجِ سینه بیشتر نیستن که!

400
00:19:20.580 --> 00:19:22.450
‫چرا درست همین الان
‫تصمیم گرفتی این کارو بکنی؟

401
00:19:22.480 --> 00:19:23.810
‫دکتر چی گفته مگه؟

402
00:19:24.950 --> 00:19:26.220
‫زیادی نگرانی به خودت راه میدی.

403
00:19:26.250 --> 00:19:28.420
‫فکر می‌کردم فرانسیس خوشش بیاد،
‫که اونم خوشش اومد.

404
00:19:28.450 --> 00:19:29.490
‫ضمیرش Theyـه!

405
00:19:29.520 --> 00:19:30.520
‫اوه!

406
00:19:31.950 --> 00:19:34.960
‫ایشون مایل هستن
‫یه بار دیگه منو بغل کنن،

407
00:19:34.990 --> 00:19:36.890
‫یا زیادی سرشون شلوغه به
‫هویت‌یابی واسه خودشون؟

408
00:19:36.930 --> 00:19:39.630
‫چرا همیشه باید
‫این‌قدر کرم بریزی و تحریک کنی؟

409
00:19:39.660 --> 00:19:42.000
‫اوه، دلم برات تنگ شده بود.

410
00:19:42.030 --> 00:19:44.100
‫خیلی دوستت دارم!

411
00:19:44.130 --> 00:19:45.300
‫منم دوستت دارم، ریچارد.

412
00:19:45.330 --> 00:19:47.500
‫- اومم.
‫- دستیار خوش‌تیپ و جذابِ من.

413
00:19:48.840 --> 00:19:50.010
‫منم بج‌هاتو نمی‌خوام،

414
00:19:50.040 --> 00:19:51.170
‫ولی دستت درد نکنه، خیلی ممنون.

415
00:19:51.210 --> 00:19:53.140
‫اوه، ریدم توش!
‫کل صبحم پای این رفت.

416
00:19:53.180 --> 00:19:55.280
‫- دوبار گریه کردم.
‫- زر نزن، نکردی!

417
00:19:55.310 --> 00:19:56.780
‫سه بار.

418
00:19:57.910 --> 00:19:59.080
‫شاید برم یه کم دراز بکشم.

419
00:19:59.120 --> 00:20:00.720
‫توی هواپیما اصلاً درست
‫نخوابیدم.

420
00:20:00.750 --> 00:20:02.750
‫-اومم.
‫-چاییتو نمی‌خوری؟

421
00:20:05.020 --> 00:20:07.220
‫نمایش وقیحانه و عریانِ
‫دگرجنس‌گرایی.

422
00:20:07.260 --> 00:20:08.620
‫دیگه بسه، تمومش کن!

423
00:20:08.660 --> 00:20:10.130
‫اوه، اوه، اوه.

424
00:20:10.160 --> 00:20:13.530
‫یه دونه بود که خیلی
‫دلم می‌خواست پیداش کنم.

425
00:20:13.560 --> 00:20:14.600
‫اومم؟

426
00:20:24.040 --> 00:20:25.340
‫این خودِ تویی.

427
00:20:25.370 --> 00:20:27.010
‫آره!

428
00:20:48.460 --> 00:20:50.530
‫هوم؟

429
00:20:50.570 --> 00:20:52.800
‫هوووم؟

430
00:20:52.830 --> 00:20:54.970
‫باید بیدارم می‌کردی.

431
00:20:57.010 --> 00:20:58.510
‫وقتی خوابی زیادی شیرین و گوگولی میشی.

432
00:20:58.540 --> 00:21:00.110
‫چرا باید بیدارت می‌کردم آخه؟

433
00:21:00.140 --> 00:21:02.180
‫می‌خواستم یه کم به کارام
‫برسم

434
00:21:02.210 --> 00:21:04.310
‫تا بتونم کل روز رو
‫با بابا و فرانسیس بگذرونم.

435
00:21:04.350 --> 00:21:06.150
‫اونا می‌دونن که تو باید کار کنی.

436
00:21:06.180 --> 00:21:08.520
‫آره، می‌دونم، ولی معنیش این نیست که
‫خوششونم بیاد.

437
00:21:10.590 --> 00:21:12.090
‫می‌ترسی از این‌که فرانسیس

438
00:21:12.120 --> 00:21:13.990
‫یه کم با جیم تنها وقت بگذرونه؟

439
00:21:17.930 --> 00:21:20.660
‫بالاخره یه جا،
‫دلِ فرانسیس رو می‌شکنه و بهش آسیب می‌زنه.

440
00:21:20.700 --> 00:21:23.500
‫آره دیگه. مگه نقشه‌ت همین نبود؟

441
00:21:23.530 --> 00:21:26.000
‫فرانسیس با جیم وقت بگذرونه.

442
00:21:26.040 --> 00:21:28.800
‫اونم آخرش ناامیدش کنه،

443
00:21:28.840 --> 00:21:30.870
‫و اونم نظرش عوض بشه

444
00:21:30.910 --> 00:21:32.810
‫در مورد این‌که بخواد یه سال اینجا زندگی کنه.

445
00:21:33.740 --> 00:21:35.780
‫آره، ولی فرق هست بین

446
00:21:35.810 --> 00:21:37.350
‫ناامید شدن و ضربه خوردن.

447
00:21:38.350 --> 00:21:39.980
‫خب با بچه‌مون حرف بزن.

448
00:21:40.020 --> 00:21:42.080
‫بهش بگو چه توقعی باید داشته باشه.

449
00:21:44.450 --> 00:21:46.790
‫به فرانسیس گفت: «دوستت دارم».

450
00:21:46.820 --> 00:21:48.590
‫به ریچارد هم همین‌طور.

451
00:21:49.720 --> 00:21:51.290
‫قبلاً عمراً نمی‌گفت:
‫«دوستت دارم».

452
00:21:51.330 --> 00:21:52.730
‫همیشه می‌گفت: «عشق رو باید با عمل

453
00:21:52.760 --> 00:21:54.330
‫«نشون داد، نه با باد هوا و حرف مفت.»

454
00:21:56.130 --> 00:21:58.170
‫از بعد سکته‌ش دل‌رحم و نرم‌تر شده.

455
00:21:59.340 --> 00:22:00.600
‫عوض شده.

456
00:22:02.300 --> 00:22:04.570
‫نقشهٔ زیرکانه‌ت شاید
‫نگیره و کار نکنه.

457
00:22:06.380 --> 00:22:08.440
‫اوه. شاید.

458
00:22:13.220 --> 00:22:14.550
‫هوم.

459
00:22:14.580 --> 00:22:16.090
‫برو بترکون، ببر خشمگین.

460
00:22:37.910 --> 00:22:39.870
‫عاشقشم. واقعاً دوستش دارم.

461
00:22:40.980 --> 00:22:43.810
‫سخته باور کنم هیچ تنش یا کشمکشی نبوده،

462
00:22:43.880 --> 00:22:47.650
‫وقتی بابات بالاخره در...

463
00:22:47.720 --> 00:22:48.880
‫۱۳ سالگی.

464
00:22:48.950 --> 00:22:50.480
‫...در ۱۳ سالگیت ترکتون کرد.

465
00:22:51.420 --> 00:22:54.520
‫حتی اگه سرکوب هم شده باشه، بالاخره یه کشمکشی وجود داشته.

466
00:22:54.590 --> 00:22:57.930
‫فکر کنم هر بچهٔ ۱۳ ساله‌ای

467
00:22:57.990 --> 00:22:59.390
‫از نداشتن پدرش غمگین می‌شه.

468
00:22:59.460 --> 00:23:01.160
‫پس چرا رفت؟

469
00:23:01.230 --> 00:23:04.730
‫اونم بعد از این‌که بعد از آشکارسازیِ گرایشش، این‌همه مدت پیش مادرت موند؟

470
00:23:04.800 --> 00:23:06.100
‫خب... کاری بود.

471
00:23:06.170 --> 00:23:09.400
‫به عنوان یه مرد همجنس‌گرا و فعال سیاسی، به بن‌بست خورده بود،

472
00:23:09.470 --> 00:23:11.010
‫و... خب...

473
00:23:11.070 --> 00:23:12.640
‫...لازم داشت فرصت‌های جدیدی پیدا کنه،

474
00:23:12.710 --> 00:23:15.210
‫اون هم توی یه منطقهٔ روشنفکرتر و پیشروترِ دنیا.

475
00:23:16.310 --> 00:23:17.310
‫خب.

476
00:23:17.380 --> 00:23:20.010
‫پس اون‌جا برای خودش هم یه درگیری فکری وجود داشته.

477
00:23:20.080 --> 00:23:24.550
‫این‌که «پیش خانواده‌م بمونم و بلندپروازی‌هام رو فدا کنم؟

478
00:23:24.620 --> 00:23:27.320
‫یا به خودم بدهکارم که...

479
00:23:27.390 --> 00:23:30.360
‫...خودم و شانس‌هام رو تمام و کمال کشف کنم؟»

480
00:23:30.420 --> 00:23:32.930
‫ولی اون به بن‌بست رسید و تصمیمش رو گرفت،

481
00:23:32.990 --> 00:23:34.330
‫اون هم به قیمتِ تاوان دادنِ خانواده‌ش.

482
00:23:34.400 --> 00:23:36.300
‫خانواده پذیرفتنش،

483
00:23:36.360 --> 00:23:37.770
‫دوستش داشتن،

484
00:23:37.830 --> 00:23:40.400
‫تونست خودش باشه، اما...

485
00:23:40.470 --> 00:23:41.940
‫با این حال ولشون کرد.

486
00:23:42.940 --> 00:23:44.000
‫تو صدمه ندیدی؟

487
00:23:44.070 --> 00:23:45.870
‫یا از رفتن بابات عصبانی نشدی؟

488
00:23:46.870 --> 00:23:51.410
‫خب... ما درک می‌کردیم که اون نیاز داشت بره.

489
00:23:51.480 --> 00:23:53.050
‫چیزی که برای من مهمه

490
00:23:53.110 --> 00:23:56.280
‫اینه‌که همه چقدر تلاش کردن تا کار درست رو انجام بدن.

491
00:23:56.350 --> 00:23:59.020
‫خب... مهم نیست که من آسیب دیدم یا عصبانی بودم.

492
00:23:59.090 --> 00:24:01.220
‫مثلاً اگه الان عصبانی باشم چی؟

493
00:24:02.160 --> 00:24:03.490
‫الان عصبانی هستی؟

494
00:24:03.560 --> 00:24:06.660
‫اوهوم. ابرازش کمکی می‌کنه؟

495
00:24:06.730 --> 00:24:08.660
‫خب... چندان مطمئن نیستم.

496
00:24:08.730 --> 00:24:10.090
‫و آیا کمکی به این جلسه

497
00:24:10.130 --> 00:24:11.630
‫یا همکاریِ بین ما می‌کنه؟

498
00:24:11.700 --> 00:24:13.300
‫قطعاً نه.

499
00:24:16.040 --> 00:24:18.810
‫خب... باشه... ام‌ّ...

500
00:24:20.740 --> 00:24:22.580
‫گندش بزنن!

501
00:24:30.420 --> 00:24:31.650
‫کسی هست؟

502
00:24:31.690 --> 00:24:32.820
‫کسی هست؟

503
00:24:34.720 --> 00:24:35.790
‫سلام؟

504
00:24:35.820 --> 00:24:37.060
‫سلام.

505
00:24:40.260 --> 00:24:43.000
‫شرط می‌بندم واسه تو
‫هیچی نذاشته باشه.

506
00:24:43.030 --> 00:24:44.100
‫اوه!

507
00:24:44.130 --> 00:24:45.800
‫تا اینجایی باید ازش بخوری.

508
00:24:47.370 --> 00:24:49.470
‫ببخشید که اتاقتو
‫قرق کردیم و اشغالش کردیم.

509
00:24:49.510 --> 00:24:51.710
‫خب، اینجا قطعاً
‫اتاق خواب من نیست.

510
00:24:53.310 --> 00:24:55.340
‫تازه این اواخر کمتر و کمتر
‫اینجا موندم.

511
00:25:06.420 --> 00:25:07.490
‫فکر می‌کنی...

512
00:25:11.290 --> 00:25:13.800
‫اوه!

513
00:25:13.830 --> 00:25:16.970
‫یه مدت خوب و دمِ دست بود،
‫ولی الان دیگه زیاد نه.

514
00:25:17.000 --> 00:25:19.070
‫رفتی نزدیک‌تر به آمستردام؟

515
00:25:19.100 --> 00:25:22.640
‫نه، نه، فقط وقتی میام شهر
‫باید به کارم برسم

516
00:25:22.670 --> 00:25:25.110
‫و، خودت که می‌دونی، بابات
‫کلی از وقت آدمو می‌گیره.

517
00:25:25.140 --> 00:25:27.640
‫توجه‌طلبه و همه‌ش توجه می‌خواد، آره.

518
00:25:27.680 --> 00:25:30.610
‫خیلی وقته می‌خواستم در این مورد
‫باهاش حرف بزنم.

519
00:25:30.650 --> 00:25:32.110
‫که این‌طور.

520
00:25:34.580 --> 00:25:36.350
‫هنوزم اوضاعش روبه‌راه نیست و درگیره.

521
00:25:36.390 --> 00:25:38.150
‫امیلی گفت.

522
00:25:38.190 --> 00:25:39.820
‫از وقتی خواهرت رفت،

523
00:25:39.860 --> 00:25:42.360
‫بیشترِ بارِ زحمت افتاده
‫رو دوش ریچارد.

524
00:25:42.390 --> 00:25:44.060
‫کلی مقاله و درخواست گرنت واسم فرستاده

525
00:25:44.090 --> 00:25:45.430
‫تا هر وقت تونستم تمومشون کنم

526
00:25:45.460 --> 00:25:48.930
‫و سر و سامونشون بدم
‫و راست‌وریست کنم.

527
00:25:48.960 --> 00:25:50.830
‫تو نباید کسی باشی که
‫گندکاری‌هاشو ماست‌مالی می‌کنه و جاشو پر می‌کنه.

528
00:25:52.200 --> 00:25:54.340
‫شرمنده‌ام که هیچ‌کدوممون
‫اینجا نبودیم تا کمک کنیم.

529
00:25:59.040 --> 00:26:01.210
‫می‌تونی دست از تر و خشک کردنش برداری.

530
00:26:02.240 --> 00:26:03.350
‫هوم.

531
00:26:06.950 --> 00:26:08.750
‫درست مثل خودش حرف می‌زنی.

532
00:26:13.390 --> 00:26:14.890
‫طی این سال‌ها، اون بهم یاد داده

533
00:26:14.920 --> 00:26:17.290
‫که کمتر و کمتر بهش وابسته باشم
‫و نیازش داشته باشم، ولی...

534
00:26:18.460 --> 00:26:19.560
‫ولی هنوزم بهش برمی‌خوره و دلخوره

535
00:26:19.600 --> 00:26:20.960
‫از این‌که دیگه زیاد دور و برش نیستی.

536
00:26:21.970 --> 00:26:23.830
‫اومم. آره.

537
00:26:25.000 --> 00:26:26.470
‫دمت گرم، ماتی.

538
00:26:26.500 --> 00:26:27.640
‫امیدوارم داغ باشه.

539
00:26:27.670 --> 00:26:29.100
‫کاش خودتم همین‌قدر داغ و سکسی بودی.

540
00:26:30.210 --> 00:26:31.540
‫اگه داری داروی وارفارین مصرف می‌کنی،

541
00:26:31.570 --> 00:26:32.810
‫باید شش‌دانگ حواست به استروئیدها باشه.

542
00:26:32.840 --> 00:26:34.210
‫واسه چی داری استروئید می‌زنی؟

543
00:26:34.240 --> 00:26:37.010
‫طرفی که هفتهٔ پیش باهاش قرار داشتم
‫گفت زیادی لاغر و استخونی شدی.

544
00:26:37.050 --> 00:26:38.350
‫- قرار؟
‫- آره دیگه!

545
00:26:38.380 --> 00:26:39.720
‫منظورش سکسِ یه شبه‌ست.

546
00:26:39.750 --> 00:26:43.190
‫۹۷ ساله دقیقاً همین شکلی بودی،
‫مارک.

547
00:26:43.220 --> 00:26:44.890
‫قبلاً که هیچ مشکلی نداشتی.

548
00:27:10.050 --> 00:27:12.950
‫اوووف!

549
00:27:15.680 --> 00:27:18.150
‫استروئید رو پیرمردا جواب نمیده.

550
00:27:18.190 --> 00:27:20.020
‫حس می‌کنم خودت قبلاً امتحانش کردی.

551
00:27:20.060 --> 00:27:21.190
‫معلومه که کردم.

552
00:27:22.790 --> 00:27:25.430
‫خب تو به چی گرایش داری، فرانسیس؟

553
00:27:25.460 --> 00:27:26.860
‫توی چی می‌تونیم کمکت کنیم؟

554
00:27:26.900 --> 00:27:28.600
‫امم، «گرایش»؟

555
00:27:28.630 --> 00:27:30.070
‫لزبین هستی؟

556
00:27:30.100 --> 00:27:31.630
‫این‌قدر عقب‌مونده و امل نباش.

557
00:27:31.670 --> 00:27:34.140
‫چیه؟ مگه سوال بدیه؟

558
00:27:34.170 --> 00:27:36.640
‫وقتی زن نباشی،
‫نمی‌تونی لزبین باشی که.

559
00:27:36.670 --> 00:27:37.710
‫اوه.

560
00:27:37.740 --> 00:27:40.210
‫من زن‌ها رو دوست دارم،
‫همچنین جذبِ آدمایی میشم که

561
00:27:40.240 --> 00:27:42.480
‫خودشونو توی چارچوب هیچ جنسیتی تعریف نمی‌کنن،

562
00:27:42.510 --> 00:27:44.010
‫ولی یه ته فاز و استایلِ دخترونه و ظریف دارن.

563
00:27:44.050 --> 00:27:45.810
‫خیلی حال می‌کنم که نسلِ شما

564
00:27:45.850 --> 00:27:47.080
‫خوب می‌دونه چی می‌خواد.

565
00:27:47.120 --> 00:27:48.580
‫این که اصلاً شبیه هیچ‌چیزِ مشخصی نیست.

566
00:27:48.620 --> 00:27:51.390
‫این ترجیح نیست،
‫بی‌گرایشی و عدم ترجیحه.

567
00:27:51.420 --> 00:27:52.490
‫پس یعنی...

568
00:27:52.520 --> 00:27:53.890
‫...از مردا خوشت نمیاد.

569
00:27:53.920 --> 00:27:55.460
‫مردای سیس‌جندر (هم‌سوجنسیتی).

570
00:27:55.490 --> 00:27:56.690
‫کیر چی؟

571
00:27:56.730 --> 00:27:58.360
‫نمی‌دونم والا.

572
00:27:58.390 --> 00:28:00.530
‫جیم، میشه راجع به این حرف بزنیم که

573
00:28:00.560 --> 00:28:02.230
‫ساک زدن واسه کیر چقدر الان
‫بی‌حال و نچسب شده؟

574
00:28:02.260 --> 00:28:03.330
‫اوه، واسه توام همینه؟

575
00:28:03.370 --> 00:28:04.930
‫حس می‌کنم توی جدولِ لذت‌های من

576
00:28:04.970 --> 00:28:06.340
‫داره روز به روز میره پایین‌تر و پایین‌تر.

577
00:28:06.370 --> 00:28:08.770
‫واسه اینه که تو صاف
‫میری سرِ اصل مطلب و کون.

578
00:28:08.800 --> 00:28:11.140
‫اوه، حق با توئه.
‫کون دادن و کون کردن رو زیادی دوست دارم.

579
00:28:12.470 --> 00:28:16.240
‫فرانسیس هنوز ترجیحِ مشخصی رو
‫بیان نکرده.

580
00:28:18.210 --> 00:28:21.480
‫خب آخه اندام جنسی چیزی نیست که
‫منو جذبِ آدما کنه.

581
00:28:21.520 --> 00:28:23.050
‫اصلاً چطور شد که یدفعه

582
00:28:23.090 --> 00:28:24.850
‫بحثمون کشید به اندام جنسی و کس و کیر؟

583
00:28:24.890 --> 00:28:26.590
‫چون داری با ما حرف می‌زنی!

584
00:28:26.620 --> 00:28:28.290
‫همه‌ش شوآف و فیلمه، فرانسیس.

585
00:28:28.320 --> 00:28:30.730
‫ما الان بیشتر در موردِ
‫خرید و فروش ملک گپ می‌زنیم.

586
00:28:30.760 --> 00:28:32.660
‫از این حیث، آمستردام خیلی
‫بهتر شده.

587
00:28:32.690 --> 00:28:34.260
‫خیلی محافظه‌کار و اُملی تو.

588
00:28:34.300 --> 00:28:35.460
‫فقط دارم فرانسیس رو تشویق می‌کنم

589
00:28:35.500 --> 00:28:37.600
‫واسه ایده‌ش که بیاد اینجا زندگی کنه.

590
00:28:38.830 --> 00:28:40.670
‫می‌دونی،
‫آمستردام قدیما معروف بود به

591
00:28:40.700 --> 00:28:43.640
‫اعتراضاتِ مسکن‌نشین‌های غیرقانونی و حق مسکن،
‫ولی تلاش دولت واسه بازار آزاد

592
00:28:43.670 --> 00:28:45.370
‫واقعاً یه ننگ و بی‌آبروییه.

593
00:28:47.240 --> 00:28:48.440
‫هیچ‌کدوم از دانشجوهای من توی طول عمرشون

594
00:28:48.480 --> 00:28:49.650
‫نمی‌تونن خونه بخرن.

595
00:28:50.810 --> 00:28:52.280
‫تازه فروش مسکن‌های حمایتی دولتی

596
00:28:52.310 --> 00:28:53.520
‫صرفاً بحران رو بدتر کرده.

597
00:28:53.550 --> 00:28:56.320
‫این حرفو کسی می‌زنه که خودش
‫صاحبِ یکی از همون آپارتمان‌هاست!

598
00:28:56.350 --> 00:28:58.190
‫هوم!

599
00:29:02.320 --> 00:29:05.030
‫این روشِ ایناست واسه این‌که
‫مجبورم کنن موضوع رو عوض کنم.

600
00:29:35.060 --> 00:29:38.030
‫میزِ زیادی مرتب نشونهٔ
‫یه ذهنِ مریض و داغونه.

601
00:29:38.060 --> 00:29:40.630
‫هر جا دوست داری بشین.
‫کارم زیاد طول نمی‌کشه.

602
00:30:04.090 --> 00:30:05.520
‫سلام!

603
00:30:05.550 --> 00:30:06.520
‫سلام!

604
00:30:06.560 --> 00:30:07.790
‫کیه؟

605
00:30:07.820 --> 00:30:09.060
‫منم.

606
00:30:09.090 --> 00:30:11.690
‫باید اسمتو بگی،
‫نه فقط یه سلامِ خشک‌وخالی.

607
00:30:11.730 --> 00:30:14.260
‫وگرنه از کجا بدونم کی هستی
‫یا چی می‌خوای.

608
00:30:14.300 --> 00:30:16.330
‫تو که خودت عشقِ هویت‌یابی و اعلام اسمی،
‫مرتیکهٔ ریاکار.

609
00:30:17.970 --> 00:30:19.630
‫سلام، منم،
‫دخترت، هانا.

610
00:30:19.670 --> 00:30:22.000
‫همین؟ فقط یه دختر؟

611
00:30:22.040 --> 00:30:26.810
‫و یه فیلم‌ساز و یه مادر
‫و یه زن.

612
00:30:26.840 --> 00:30:27.880
‫بهتر شد؟

613
00:30:27.910 --> 00:30:29.310
‫چشمگیره، باریکلا.

614
00:30:30.580 --> 00:30:33.420
‫خلاصه میریام امروز کلیدشو داد به من،

615
00:30:33.450 --> 00:30:35.750
‫چون یه نفر زحمت نکشیده بود
‫واسه من کلید بذاره.

616
00:30:35.780 --> 00:30:37.490
‫دیگه کی کلید این آپارتمانو داره؟

617
00:30:37.520 --> 00:30:38.590
‫هیچ‌کس.

618
00:30:38.620 --> 00:30:41.860
‫درست مثل بدنم،
‫خونه‌مم معبدِ منه.

619
00:30:41.890 --> 00:30:44.360
‫اون‌وقت اگه دوباره سکته کنی چی میشه؟

620
00:30:44.390 --> 00:30:45.760
‫اوه، بی‌خیال بابا.

621
00:30:45.790 --> 00:30:47.630
‫اگه دوباره سکته کردم،

622
00:30:47.660 --> 00:30:50.000
‫حتی اگه اینجام بودی،
‫پا شو برو بیرون یه قهوه بزن.

623
00:30:50.030 --> 00:30:51.330
‫جیمپا!

624
00:30:51.370 --> 00:30:52.770
‫نه، کاملاً جدی میگم.

625
00:30:52.800 --> 00:30:54.300
‫بذار بمیرم.

626
00:30:54.340 --> 00:30:56.570
‫یه زندگیِ نصفه‌نیمه و دست‌وپاچلفتی
‫اصلاً واسه من زندگی نیست.

627
00:30:56.610 --> 00:30:57.970
‫زندگی دست‌وپاچلفتی؟

628
00:30:58.010 --> 00:30:59.370
‫یه ذره انگار داری به ناتوان‌های جسمی
‫توهین می‌کنی ها، جیمپا.

629
00:31:00.680 --> 00:31:02.480
‫پس واسه همینه که
‫هیچ‌کسِ دیگه کلید نداره؟

630
00:31:02.510 --> 00:31:03.880
‫خب معلومه.

631
00:31:03.910 --> 00:31:04.980
‫هیچ‌کس.

632
00:31:05.010 --> 00:31:06.750
‫این‌طوری دیگه بار مسئولیت
‫از دوش همه برداشته شده.

633
00:31:06.780 --> 00:31:09.480
‫هیچ‌کسم لازم نمی‌دونه
‫بیاد بهم سر بزنه و حالمو بپرسه.

634
00:31:09.520 --> 00:31:12.490
‫اگرم هی زنگ زدی و جوابی نشنیدی،

635
00:31:12.520 --> 00:31:15.260
‫یه هفته صبر کن
‫بعد درو بشکن بیا تو.

636
00:31:15.290 --> 00:31:16.630
‫تا اون موقع دیگه مُردم.

637
00:31:16.660 --> 00:31:18.630
‫ریچارد کلید داره.

638
00:31:18.660 --> 00:31:20.460
‫اوه، آره، ریچارد کلید داره.

639
00:31:20.500 --> 00:31:22.300
‫تازه با این‌که خواهرم توی یه کشور دیگه
‫زندگی می‌کنه،

640
00:31:22.330 --> 00:31:23.730
‫شرط می‌بندم اونم هنوز کلید داره.

641
00:31:23.770 --> 00:31:25.130
‫خب معلومه که امیلی کلید داره.

642
00:31:25.170 --> 00:31:26.300
‫سه سال تمام اینجا زندگی کرد

643
00:31:26.330 --> 00:31:28.170
‫و عین یه فرشته ازم مراقبت کرد.

644
00:31:28.200 --> 00:31:29.440
‫منم باید کلید داشته باشم.

645
00:31:29.470 --> 00:31:31.270
‫تو که صدالبته
‫به کلید نیاز خواهی داشت،

646
00:31:31.310 --> 00:31:32.540
‫اگه قرار باشه اینجا زندگی کنی.

647
00:31:32.570 --> 00:31:35.140
‫در این مورد با هم حرف زدین،
‫مگه نه؟

648
00:31:37.880 --> 00:31:41.420
‫آره، حتی قبل این‌که فرانسیس مطرحش کنه،
‫ایدهٔ خودم بود.

649
00:31:41.450 --> 00:31:42.850
‫داشتم فکر می‌کردم که اون دختر لازمه...

650
00:31:42.880 --> 00:31:44.190
‫ضمیرشون Theyـه جیم، They.

651
00:31:44.220 --> 00:31:46.820
‫...لازمه از آدلاید
‫بزنن بیرون

652
00:31:46.860 --> 00:31:48.690
‫قبل از این‌که اونجا خفه‌شون کنه.

653
00:31:48.720 --> 00:31:51.590
‫راستی، من عاشقِ آدلایدم،

654
00:31:51.630 --> 00:31:54.460
‫و خیلی خوشحالم که تو اونجا
‫واسه خودت کسی شدی

655
00:31:54.500 --> 00:31:55.800
‫در حالی که من نتونستم.

656
00:31:55.830 --> 00:31:58.100
‫- ممنون.
‫- یه معجزهٔ تخمی و باورنکردنی بود.

657
00:32:03.210 --> 00:32:05.840
‫آره، این فکریه که
‫تازه به کلهٔ فرانسیس زده.

658
00:32:05.870 --> 00:32:07.840
‫هنوز فرصت نکردیم
‫زیاد در موردش حرف بزنیم.

659
00:32:07.880 --> 00:32:09.810
‫حتی همون بخش کوچولوی آمستردام

660
00:32:09.850 --> 00:32:12.050
‫که امروز با جیمپا دیدم،
‫حسِ فوق‌العاده‌ای داشت.

661
00:32:12.080 --> 00:32:13.980
‫واقعاً شبیه یه شهرِ درست‌حسابی و واقعیه.

662
00:32:14.020 --> 00:32:16.520
‫هوم. موقعیت
‫از این به‌موقع‌تر نمی‌شد.

663
00:32:16.550 --> 00:32:18.090
‫مـ... منم فکر می‌کنم عالیه.

664
00:32:18.120 --> 00:32:19.920
‫نظر تو چیه؟

665
00:32:21.660 --> 00:32:23.460
‫به نظر من فرانسیس هنوز خیلی بچه‌ست.

666
00:32:23.490 --> 00:32:24.730
‫واسه چی؟

667
00:32:25.660 --> 00:32:28.460
‫خب، منظورِ هری
‫دقیقاً «خیلی بچه‌ست» نیست.

668
00:32:29.460 --> 00:32:31.170
‫فکر کنم منظورِ هری اینه که

669
00:32:31.200 --> 00:32:34.140
‫آدم کلاً مدت خیلی کوتاهی
‫توی سن کم و بچگی می‌مونه

670
00:32:34.170 --> 00:32:37.310
‫و بعدش یه دنیا زندگی و ماجرا
‫در انتظارشه.

671
00:32:37.340 --> 00:32:40.210
‫ولی اون دورانی که نوجوونی،
‫دورانی که یه خونوادهٔ جوونید،

672
00:32:40.240 --> 00:32:42.440
‫محدوده و بعدشم...

673
00:32:42.480 --> 00:32:45.250
‫...می‌دونی، دیگه تموم میشه
‫و هیچ‌وقتم پسش نمی‌گیری.

674
00:32:46.950 --> 00:32:50.650
‫ولی از اون طرفم آمستردام پر از آدماییه
‫که مجبور شدن شهرشونو ول کنن

675
00:32:50.690 --> 00:32:52.360
‫تا زنده بمونن

676
00:32:52.390 --> 00:32:55.390
‫یا، می‌دونی،
‫بفهمن کی هستن یا...

677
00:32:55.420 --> 00:32:57.960
‫مثلاً، خودِ پدرم،
‫به عنوان نمونه.

678
00:32:57.990 --> 00:33:00.730
‫پس من کی باشم که تعیین کنم...
‫یه آدم به چی نیاز داره؟

679
00:33:04.370 --> 00:33:07.070
‫داری اون سوپ نخودفرنگی
‫و ژامبونت رو درست می‌کنی؟

680
00:33:07.100 --> 00:33:08.500
‫آره.

681
00:33:08.540 --> 00:33:10.470
‫آره، واسه یه دورهمیِ جمع‌وجور
‫که فردا داریم.

682
00:33:10.510 --> 00:33:11.770
‫- ژامبون خوک؟
‫- آره دیگه.

683
00:33:11.810 --> 00:33:13.680
‫قدیما بابا همیشه
‫برام درست می‌کرد.

684
00:33:13.710 --> 00:33:16.280
‫نگران نباشین، واسه شما گیاه‌خوارا
‫یه چیزِ دیگه ردیف می‌کنم.

685
00:33:16.310 --> 00:33:17.910
‫باشه،
‫خودم یه چیزی واسه خودمون درست می‌کنم.

686
00:34:39.590 --> 00:34:41.360
‫دنیس؟

687
00:34:41.400 --> 00:34:43.930
‫می‌خوام با نوهٔ دسته‌گلم،
‫فرانسیس، آشنات کنم.

688
00:34:43.970 --> 00:34:46.270
‫شما دوتا باید
‫بشینین با هم گپ بزنین.

689
00:34:46.300 --> 00:34:48.300
‫دنیس رو که می‌شناسی،
‫قبلاً با هم بودیم.

690
00:34:48.340 --> 00:34:49.440
‫سلام دنیس.

691
00:34:49.470 --> 00:34:51.710
‫و پدربزرگت یه کصکشِ تمام‌عیاره.

692
00:34:53.480 --> 00:34:54.840
‫و حالا صرفاً
‫دوستای خوبی هستیم.

693
00:34:54.880 --> 00:34:56.680
‫اوه، بهترین،
‫صمیمی‌ترین دوستا.

694
00:34:56.710 --> 00:34:58.110
‫- بعداً با هم گپ می‌زنیم، باشه؟
‫- حتماً، دمت گرم.

695
00:34:58.150 --> 00:34:59.910
‫- عالیه.
‫- امم، همگی!

696
00:34:59.950 --> 00:35:01.420
‫همگی لطفاً توجه کنین!

697
00:35:01.450 --> 00:35:05.750
‫اگه نوهٔ ماهمو ندیدین،
‫ایشون فرانسیسه.

698
00:35:05.790 --> 00:35:07.520
‫سلام فرانسیس!

699
00:35:07.560 --> 00:35:10.460
‫می‌خوام خودتو
‫بهشون معرفی کنی.

700
00:35:10.490 --> 00:35:13.400
‫بله، فرانسیس از اون جوون‌هاییه

701
00:35:13.430 --> 00:35:18.830
‫که... یهویی به دلایل نامعلومی
‫هیچ جنسیتی نداره.

702
00:35:18.870 --> 00:35:21.800
‫پس لطفاً به این موضوع احترام بذارین.

703
00:35:21.840 --> 00:35:23.170
‫امم، به هر حال،

704
00:35:23.210 --> 00:35:26.440
‫می‌دونم بیشترِ شما ممکنه بدونین که زندگی من

705
00:35:26.480 --> 00:35:29.450
‫همین الان داره
‫یه دورهٔ گذارِ کوچیک رو سپری می‌کنه.

706
00:35:29.480 --> 00:35:34.680
‫کارم توی دانشگاه
‫داره به آخرش می‌رسه.

707
00:35:34.720 --> 00:35:37.520
‫- نه، نه، هووو!
‫- نه، نه، نه، نه.

708
00:35:37.550 --> 00:35:38.720
‫می‌دونم، می‌دونم.

709
00:35:38.750 --> 00:35:40.360
‫ولی وقتشه که دیگه دست از سرِ...

710
00:35:40.390 --> 00:35:42.690
‫...بعضی از شما فسیل‌های گوزو بردارم.

711
00:35:42.720 --> 00:35:44.260
‫ولی... ولی نگران نباشین...

712
00:35:44.290 --> 00:35:48.030
‫هنوز واسه این‌که بشینم پای شمعدونی‌هام
‫آماده نیستم.

713
00:35:48.060 --> 00:35:51.430
‫در واقع، همین الان
‫داشتم تلفنی حرف می‌زدم

714
00:35:51.470 --> 00:35:55.140
‫با یه سازمانِ به‌خصوص
‫توی هلسینکی

715
00:35:55.170 --> 00:35:57.070
‫دربارهٔ یه فرصت شغلیِ تازه.

716
00:35:57.110 --> 00:36:01.480
‫بله، توی فنلانده،
‫دخترا و پسرا.

717
00:36:01.510 --> 00:36:04.150
‫فقط می‌خواستم
‫همه‌تون در جریان باشین.

718
00:36:04.180 --> 00:36:05.680
‫اونا هنوز تصمیم قطعی نگرفتن.

719
00:36:05.710 --> 00:36:07.880
‫خودمم هنوز تصمیم قطعی نگرفتم.

720
00:36:07.920 --> 00:36:10.520
‫ولی می‌خوام شما رو با این احتمال آشنا کنم که...

721
00:36:18.460 --> 00:36:20.700
‫خب، پس... خیلی خب، چیکار کنم؟

722
00:36:20.730 --> 00:36:22.930
‫کلِ بدنتو ثابت نگه دار
‫به جز دست‌هات.

723
00:36:22.970 --> 00:36:25.830
‫اوهوم. باشه، حله.
‫همون‌طور که گفتم، فقط دست‌ها.

724
00:36:25.870 --> 00:36:27.440
‫-دست‌ها.
‫-و رژه رفتن.

725
00:36:27.470 --> 00:36:29.800
‫رژه، رژه.

726
00:36:29.840 --> 00:36:32.040
‫حرکات دستت، مثلاً،
‫با اراده و هدفمند باشه.

727
00:36:32.070 --> 00:36:34.310
‫قدم‌های ریز. آها.

728
00:36:34.340 --> 00:36:36.810
‫و... نه.

729
00:36:36.850 --> 00:36:38.450
‫چیه؟

730
00:36:38.480 --> 00:36:40.420
‫-هدفمند بود که!
‫-باشه، نشونم بده، نشونم بده.

731
00:36:40.450 --> 00:36:42.750
‫لازم نیست همه‌ش،
‫مثلاً، تند و سریع بری.

732
00:36:42.780 --> 00:36:46.560
‫می‌تونی آروم بری، یواش.
‫آروم، آروم، آروم.

733
00:36:47.560 --> 00:36:49.190
‫- با-با-با.
‫- هوی!

734
00:36:49.230 --> 00:36:51.960
‫نرم. لطیف. ملایم.

735
00:36:51.990 --> 00:36:54.400
‫و... و نرم برو.

736
00:36:57.500 --> 00:36:58.870
‫هوووهووو!

737
00:37:21.490 --> 00:37:22.590
‫می‌دونستم.

738
00:37:24.160 --> 00:37:25.190
‫هوم.

739
00:37:25.230 --> 00:37:27.430
‫این‌طوری فرانسیس رو
‫سر کار گذاشتی و خامش کردی.

740
00:37:27.460 --> 00:37:28.960
‫اوهوم؟

741
00:37:29.000 --> 00:37:31.570
‫ایدهٔ این‌که پاشه بیاد اینجا رو
‫توی سرش می‌ندازی

742
00:37:31.600 --> 00:37:33.470
‫بعد دقیقهٔ بعدش میگی

743
00:37:33.500 --> 00:37:35.600
‫توی یه کشور دیگه فرصت شغلی داری.

744
00:37:35.640 --> 00:37:37.810
‫کِی این برنامه رو چیدی اصلاً؟

745
00:37:37.840 --> 00:37:39.640
‫میریام که هیچی نگفته بود.

746
00:37:39.670 --> 00:37:41.810
‫اوه، مگه میریام رو دیدی؟

747
00:37:41.840 --> 00:37:43.450
‫آره، الان توی همین مهمونیه.

748
00:37:43.480 --> 00:37:44.610
‫واقعاً؟

749
00:37:44.650 --> 00:37:45.850
‫آره دیگه.

750
00:37:45.880 --> 00:37:47.680
‫دیروزم کلیدشو داد به من، یادته که؟

751
00:37:47.720 --> 00:37:50.050
‫اوه، آره.

752
00:37:50.090 --> 00:37:52.350
‫ببین، بعضی وقتا نمی‌دونم
‫واقعاً حافظه‌ت عیب پیدا کرده

753
00:37:52.390 --> 00:37:53.990
‫یا کلاً این چیزا برات
‫پشیزی اهمیت نداره.

754
00:37:55.290 --> 00:37:56.790
‫بیا اینجا.

755
00:37:58.390 --> 00:38:01.400
‫هنوز اندازهٔ کافی
‫همدیگه رو بغل نکردیم.

756
00:38:01.430 --> 00:38:03.370
‫اوممم!

757
00:38:07.100 --> 00:38:09.670
‫مطمئنم همه‌ش فقط یه هوس
‫و ذوقِ زودگذر بوده.

758
00:38:10.970 --> 00:38:13.010
‫هیجانِ این‌که اومده منو ببینه.

759
00:38:15.040 --> 00:38:17.480
‫واقعاً می‌خوای یه شغل جدید
‫تو یه کشور جدید بگیری؟

760
00:38:19.520 --> 00:38:20.820
‫مگه نباید بگیرم؟

761
00:38:20.850 --> 00:38:22.880
‫چرا بازنشسته نمیشی و فقط...

762
00:38:22.920 --> 00:38:24.150
‫و تبدیل بشم به یه پیرمرد؟

763
00:38:24.190 --> 00:38:26.360
‫-بشینم پای شمعدونی‌هام آب بدم؟
‫-آره، مگه چشه؟

764
00:38:26.390 --> 00:38:28.220
‫چون هنوز خیلی چیزا هست
‫که باید واسه‌شون جنگید.

765
00:38:28.260 --> 00:38:30.460
‫چون کار همه‌چیزه.

766
00:38:30.490 --> 00:38:31.960
‫اوه، همه‌چیزم نیست دیگه.

767
00:38:31.990 --> 00:38:34.560
‫اوه، ببین کی داره این حرفو می‌زنه!

768
00:38:36.270 --> 00:38:38.470
‫ما نیاز داریم حس کنیم
‫به درد می‌خوریم و مفیدیم،

769
00:38:38.500 --> 00:38:40.640
‫جفتمون، مگه نه؟

770
00:38:40.670 --> 00:38:41.870
‫اومم.

771
00:38:41.900 --> 00:38:44.640
‫اووهوم! مادمازل!

772
00:38:44.670 --> 00:38:46.380
‫هوم. باشه.

773
00:38:46.410 --> 00:38:48.440
‫ولی پروفسور جیم بهم گفت که

774
00:38:48.480 --> 00:38:50.780
‫نوجوون‌ها نمی‌تونن
‫اهل پلی‌آموری باشن.

775
00:38:50.810 --> 00:38:52.310
‫اونا فقط عشقِ خیانتن.

776
00:38:52.350 --> 00:38:54.550
‫جیم تو کلِ عمرش
‫حتی یه روزم تک‌همسر نبوده.

777
00:38:55.680 --> 00:38:57.550
‫در ضمن، تک‌همسر نبودن
‫خیلی فرق داره

778
00:38:57.590 --> 00:38:58.590
‫با این‌که اهل پلی‌آموری باشی.

779
00:38:58.620 --> 00:38:59.660
‫درسته.

780
00:38:59.690 --> 00:39:01.920
‫خب، من هنوز دارم
‫ته و توشو درمیارم.

781
00:39:03.260 --> 00:39:05.590
‫می‌دونیم عزیزم، می‌دونیم.

782
00:39:05.630 --> 00:39:06.700
‫می‌دونیم.

783
00:39:09.060 --> 00:39:10.630
‫من که قطعاً اهل پلی‌آموری‌ام.

784
00:39:10.670 --> 00:39:12.500
‫بدجوری به «کامپرشن» اعتقاد دارم.

785
00:39:14.500 --> 00:39:16.670
‫وای خدا! عاشقتم.

786
00:39:16.710 --> 00:39:18.970
‫منم عاشقتم!

787
00:39:20.340 --> 00:39:23.050
‫خب، نظرمون چیه؟

788
00:39:23.080 --> 00:39:24.650
‫- واو!
‫- چه نازی!

789
00:39:24.680 --> 00:39:26.180
‫خیلی بهت میاد و تو دل بروئه.

790
00:39:26.220 --> 00:39:27.350
‫-اوووه!
‫-خیلی گوگولیه.

791
00:39:27.380 --> 00:39:28.820
‫ممنون.

792
00:39:28.850 --> 00:39:31.350
‫فرانسیس که قطعاً تو رو
‫بی‌مصرف و به‌دردنخور نمی‌بینه.

793
00:39:31.390 --> 00:39:35.620
‫من فکر می‌کردم دلت نمی‌خواد
‫فرانسیس پاشه بیاد اینجا.

794
00:39:35.660 --> 00:39:38.060
‫خب، به من ربطی نداره که
‫بخوام واسه‌شون تعیین تکلیف کنم.

795
00:39:38.090 --> 00:39:39.360
‫من می‌خوام از فرانسیس حمایت کنم.

796
00:39:39.400 --> 00:39:40.630
‫خب منم همین‌طور.

797
00:39:43.670 --> 00:39:45.700
‫آه!

798
00:39:49.000 --> 00:39:50.310
‫هی، کجایی؟

799
00:39:50.340 --> 00:39:52.270
‫توی راهرو وایسادم.

800
00:39:52.310 --> 00:39:53.640
‫باشه.

801
00:39:53.680 --> 00:39:56.280
‫امم، اجازه دارم با ایزا برم بیرون؟

802
00:39:56.310 --> 00:39:58.350
‫از دوستای ریچارده، ۱۹ سالشه

803
00:39:58.380 --> 00:40:00.520
‫و از این‌که مفهوم «کامپرشن» رو
‫می‌دونم خوشش اومده.

804
00:40:00.550 --> 00:40:02.850
‫- کامپرشن دیگه چیه؟
‫- کامپرشن.

805
00:40:02.880 --> 00:40:04.590
‫یعنی لذت بردن از

806
00:40:04.620 --> 00:40:06.850
‫تماشای خوشی و لذتِ
‫یه نفر دیگه

807
00:40:06.890 --> 00:40:08.790
‫بدون این‌که ربطی به خودت داشته باشه.

808
00:40:08.820 --> 00:40:10.890
‫از اصطلاحات پلی‌آموریه.

809
00:40:10.930 --> 00:40:12.190
‫خیلی خب.

810
00:40:12.230 --> 00:40:14.960
‫این «خیلی خب» یعنی
‫می‌تونم با ایزا برم بیرون؟

811
00:40:15.000 --> 00:40:16.470
‫۱۹ سالشه ها.

812
00:40:16.500 --> 00:40:17.730
‫خب، ریچارد شمارهٔ

813
00:40:17.770 --> 00:40:19.440
‫این ایزای ۱۹ ساله رو داره؟

814
00:40:19.470 --> 00:40:20.840
‫شماره‌شو دارم.

815
00:40:20.870 --> 00:40:23.340
‫-دخترِ شروشور و جذابیه، هانا.
‫-شروشور؟ اه، چندش.

816
00:40:24.510 --> 00:40:25.840
‫بهت خوش بگذره فرانسیس،

817
00:40:25.870 --> 00:40:28.010
‫تا یه داستان واسه تعریف کردن پیدا نکردی
‫برنگرد.

818
00:40:28.040 --> 00:40:29.880
‫دمت گرم، جیمپا.

819
00:40:32.310 --> 00:40:33.680
‫خیلی داف و داغه.

820
00:40:34.920 --> 00:40:36.250
‫و باهوشه.

821
00:40:37.420 --> 00:40:39.090
‫و خیلی هم دخترِ ماهیه.

822
00:40:41.290 --> 00:40:42.760
‫تو خودت این برنامه رو چیدی.

823
00:40:42.790 --> 00:40:44.630
‫فرانسیس فقط ۱۶ سالشه!

824
00:40:44.660 --> 00:40:46.600
‫یادمه ۱۶ سالگیِ خودت چطور بودی.

825
00:40:46.630 --> 00:40:48.100
‫آره، ولی حالیت هست که

826
00:40:48.130 --> 00:40:49.400
‫فرانسیس اصلاً و ابداً
‫هیچ تجربه‌ای نداره؟

827
00:40:49.430 --> 00:40:50.900
‫جدی میگی؟

828
00:40:50.930 --> 00:40:52.940
‫آره، انگار متن آهنگ رو حفظه

829
00:40:52.970 --> 00:40:54.440
‫ولی هیچ‌وقت
‫با صدای بلند نخوندتش.

830
00:40:55.470 --> 00:40:57.510
‫تا وقتی نخونی،

831
00:40:57.540 --> 00:40:59.310
‫نمی‌فهمی بلدی بخونی یا نه.

832
00:41:00.480 --> 00:41:01.840
‫هوم.

833
00:41:02.810 --> 00:41:04.680
‫آماده‌ای آمستردام رو ببینی؟

834
00:41:04.710 --> 00:41:06.480
‫آره!

835
00:41:12.220 --> 00:41:15.620
‫اینجا می‌تونی بری...
‫فکر کنم ۲۴ ساعته بازه، پس...

836
00:41:27.640 --> 00:41:29.000
‫تو اهل خوندن نیستی؟

837
00:41:29.040 --> 00:41:30.670
‫اووه، نه بابا، عاشقِ خوندنم.

838
00:41:30.710 --> 00:41:32.270
‫خیلی نازی.

839
00:41:33.810 --> 00:41:35.440
‫پیش به سوی کافه لزبین‌ها!

840
00:41:35.480 --> 00:41:36.950
‫آره، بزن بریم!

841
00:41:38.650 --> 00:41:40.380
‫من مسلماً زن نیستم،

842
00:41:40.420 --> 00:41:42.020
‫ولی بازم به زن‌ها گرایش دارم.

843
00:41:42.050 --> 00:41:43.720
‫مشکلی نداره که اینجام؟

844
00:41:45.790 --> 00:41:47.660
‫-روزیه.
‫-هوم؟

845
00:41:47.690 --> 00:41:48.860
‫ایشون فرانسیسه.

846
00:41:48.890 --> 00:41:50.730
‫نان‌باینریه. اینجا جاشون امنه و راهشون میدین؟

847
00:41:50.760 --> 00:41:52.760
‫-معلومه که آره، دمشونم گرم.
‫-آره بابا.

848
00:41:52.800 --> 00:41:54.730
‫- به سلامتی!
‫- آره، آره، آره.

849
00:41:54.760 --> 00:41:56.930
‫کارشو خوب بلده.

850
00:41:59.270 --> 00:42:02.770
‫پس تو و بیس با هم... رابطه‌ای دارین؟

851
00:42:04.540 --> 00:42:06.810
‫از زمان دبیرستان
‫با هم بودیم.

852
00:42:08.910 --> 00:42:10.780
‫از قبل از این‌که تطبیق جنسیت بده.

853
00:42:10.810 --> 00:42:13.550
‫و از این ویژگی‌های تازه‌ش
‫خوشم میاد.

854
00:42:13.580 --> 00:42:14.750
‫انرژیِ مردونه‌ترش.

855
00:42:14.780 --> 00:42:17.220
‫چیه؟

856
00:42:18.420 --> 00:42:19.690
‫و... و شما دوتا...

857
00:42:19.720 --> 00:42:21.120
‫تک‌همسرید یا...

858
00:42:25.490 --> 00:42:27.200
‫قشنگیِ کوییر بودن
‫به همینه، مگه نه؟

859
00:42:27.230 --> 00:42:29.060
‫این‌که همه‌چیو شفاف بیان می‌کنیم؛

860
00:42:29.100 --> 00:42:31.000
‫این‌که خط قرمزها و حد و مرزهامون چیه،

861
00:42:31.030 --> 00:42:32.430
‫و این‌که چی می‌خوایم.

862
00:42:33.500 --> 00:42:34.770
‫آره.

863
00:42:34.800 --> 00:42:36.970
‫من تو رو می‌خوام، ایزا.

864
00:42:37.010 --> 00:42:38.410
‫دقیقاً.

865
00:42:39.880 --> 00:42:41.140
‫مثلاً همین.

866
00:42:42.540 --> 00:42:43.680
‫دقیقاً.

867
00:42:43.710 --> 00:42:45.210
‫درست میگی.

868
00:42:50.850 --> 00:42:52.720
‫هنوز داری تمیزکاری می‌کنی!

869
00:42:52.750 --> 00:42:54.920
‫تو خودتم که هنوز
‫داری جمع‌وجور می‌کنی.

870
00:43:05.370 --> 00:43:07.640
‫دلت نخواست
‫با بقیه بری بیرون؟

871
00:43:08.700 --> 00:43:09.940
‫زیاد نه.

872
00:43:09.970 --> 00:43:11.340
‫تو چی؟

873
00:43:12.470 --> 00:43:13.480
‫نه.

874
00:43:13.510 --> 00:43:15.440
‫خب،

875
00:43:15.480 --> 00:43:18.180
‫اگه قرار باشه مثل یه مادرِ دل‌نگران
‫تا صبح بیدار بمونی...

876
00:43:19.410 --> 00:43:20.680
‫...می‌تونی یه پیک دیگه هم بزنی.

877
00:43:21.920 --> 00:43:23.550
‫«مادر دل‌نگران» خیلی حس پیری میده.

878
00:43:23.590 --> 00:43:25.150
‫پیر نه.

879
00:43:25.190 --> 00:43:26.560
‫جاافتاده‌تر.

880
00:43:26.590 --> 00:43:29.290
‫مگه خودت یه ۱۰ سالی
‫از من بزرگ‌تر نیستی؟

881
00:43:29.320 --> 00:43:30.760
‫-۱۲ سال.
‫-هیچی نیست بابا!

882
00:43:53.050 --> 00:43:54.880
‫پس هیچ معشوقی منتظرت نیست، ها؟

883
00:43:58.750 --> 00:44:00.690
‫فقط چندتا پسرِ این‌ور و اون‌ور، گهگاهی.

884
00:44:20.140 --> 00:44:21.810
‫نظرت چیه یه آهنگ برام بخونی؟

885
00:44:26.020 --> 00:44:27.280
‫چی؟

886
00:44:28.450 --> 00:44:29.590
‫یالا دیگه!

887
00:44:32.060 --> 00:44:33.120
‫لطفاً.

888
00:46:13.120 --> 00:46:16.060
‫دربارهٔ «کامپرشن» چی می‌دونی؟

889
00:46:21.500 --> 00:46:23.670
‫نقطهٔ مقابلِ حسادته.

890
00:46:25.030 --> 00:46:27.000
‫از مفاهیم پلی‌آموریه.

891
00:46:28.800 --> 00:46:30.540
‫تو از کجا می‌دونیش؟

892
00:46:34.210 --> 00:46:36.210
‫این‌که فقط بخوای کسی که عاشقشی

893
00:46:36.240 --> 00:46:38.010
‫شاد و کامروا باشه.

894
00:46:39.650 --> 00:46:41.250
‫ایدهٔ قشنگیه.

895
00:47:17.350 --> 00:47:19.290
‫داشتی خودتو به خواب می‌زدی؟

896
00:47:20.960 --> 00:47:23.160
‫نه، فکر کنم
‫داشتم زور می‌زدم بخوابم.

897
00:47:25.630 --> 00:47:26.930
‫بهت خوش گذشت؟

898
00:47:29.500 --> 00:47:31.600
‫-بهترین شبِ عمرم بود مامان.
‫-اوه!

899
00:47:31.630 --> 00:47:33.970
‫ای جانم، خیلی خوشحالم.

900
00:47:35.140 --> 00:47:36.640
‫پس از ایزا خوشت اومد؟

901
00:47:37.870 --> 00:47:39.470
‫من عاشق شدم.

902
00:47:44.180 --> 00:47:45.950
‫بچه‌ها.

903
00:47:45.980 --> 00:47:47.680
‫ولی بابا، من واقعاً عاشق شدم.

904
00:47:47.720 --> 00:47:49.680
‫- آره، عالیه.
‫- اوه!

905
00:47:49.720 --> 00:47:53.190
‫اوه، مسخره‌بازی درنیار!

906
00:47:59.760 --> 00:48:01.060
‫- بفرمایید.
‫- دستت درد نکنه.

907
00:48:01.100 --> 00:48:02.270
‫از فیلمت برامون بگو.

908
00:48:02.300 --> 00:48:03.900
‫دمت گرم ماتی. امیدوارم داغ باشه.

909
00:48:03.930 --> 00:48:06.100
‫جیم، غیرممکنه از این داغ‌تر بشه.

910
00:48:06.140 --> 00:48:07.770
‫آره، هنوز هیچی دربارهٔ فیلمت
‫بهمون نگفتی.

911
00:48:07.800 --> 00:48:09.500
‫همین الانشم فقط دارم
‫سعی می‌کنم کست ببندم و بازیگر پیدا کنم.

912
00:48:09.540 --> 00:48:12.370
‫جیم، اصلاً چرا دهنتو مستقیم
‫نمی‌ذاری زیر شیر دستگاه؟

913
00:48:12.410 --> 00:48:14.340
‫خب، فیلمت چی؟

914
00:48:14.380 --> 00:48:16.950
‫هانا حتی یه کلمه هم در موردش بهم نگفته.
‫داره از زیرش درمیره و می‌پیچونه.

915
00:48:16.980 --> 00:48:17.980
‫واسه چی؟

916
00:48:18.010 --> 00:48:19.820
‫پس یعنی اون بایسکشوئله؟

917
00:48:19.850 --> 00:48:20.920
‫کی؟

918
00:48:20.950 --> 00:48:22.190
‫ایزا، همون دانشجوئه.

919
00:48:22.220 --> 00:48:24.820
‫چیزی به اسم «بایسکشوال»
‫اصلاً وجود خارجی نداره.

920
00:48:24.850 --> 00:48:27.390
‫- اوه!
‫- خیلی خب، شاید بهتره یه کم فیتیله رو بکشی پایین.

921
00:48:27.420 --> 00:48:28.890
‫فیتیلهٔ چیو بکشم پایین؟

922
00:48:28.930 --> 00:48:31.130
‫مگه چیه؟ فقط دارم سعی می‌کنم
‫بی‌پرده و راحت راجع به این چیزا حرف بزنم.

923
00:48:31.160 --> 00:48:32.760
‫مطمئنی این بی‌پرده حرف زدنت

924
00:48:32.790 --> 00:48:35.130
‫فقط به خاطر این نیست که دلت می‌خواد
‫نظر خودتو تحمیل کنی و به کرسی بنشونی؟

925
00:48:35.160 --> 00:48:37.130
‫مگه گفتگو چیه

926
00:48:37.170 --> 00:48:38.800
‫جز برخورد و اصطکاکِ نظرات مختلف؟

927
00:48:38.830 --> 00:48:41.940
‫گفتگو می‌تونه تلاشی باشه واسه
‫رسیدن به یه نقطهٔ اشتراک و توافق.

928
00:48:41.970 --> 00:48:43.910
‫اینو تنها فرد استریتِ (دگرجنس‌گرای)
‫دور این میز داره میگه.

929
00:48:45.010 --> 00:48:46.640
‫آره، ولی می‌دونی،
‫قضیه پیچیده‌تر از این حرفاست

930
00:48:46.680 --> 00:48:48.280
‫که تو داری نشونش میدی،

931
00:48:48.310 --> 00:48:50.310
‫چون خودت در واقعیت
‫عاشق زن‌ها هم بودی.

932
00:48:51.350 --> 00:48:52.980
‫مثلاً، مادرِ خودِ من.

933
00:48:53.020 --> 00:48:54.320
‫نکنه...

934
00:48:54.350 --> 00:48:56.090
‫نکنه فیلمت دربارهٔ همینه؟

935
00:48:56.120 --> 00:48:58.220
‫دربارهٔ چی؟

936
00:48:58.250 --> 00:49:00.190
‫من و مادرت؟

937
00:49:00.220 --> 00:49:01.320
‫نه دقیقاً.

938
00:49:05.790 --> 00:49:09.100
‫اگه میگی «بای» هستی،
‫صرفاً گیج شدی و تکلیف خودتو نمی‌دونی.

939
00:49:09.130 --> 00:49:11.130
‫اگه به همجنس خودت گرایش داری،
‫گی هستی.

940
00:49:11.170 --> 00:49:12.430
‫به همین سادگی.

941
00:49:12.470 --> 00:49:14.300
‫غیر از این بگی،
‫داری خودتو گول می‌زنی و انکارش می‌کنی.

942
00:49:14.340 --> 00:49:16.970
‫- باز شروع شد.
‫- من که نگفتم ایزا بایسکشواله.

943
00:49:17.010 --> 00:49:19.140
‫می‌دونی تا حالا چندتا مرد بهم گفتن

944
00:49:19.180 --> 00:49:21.640
‫که استریتن،
‫درست همون موقعی که داشتن برام ساک می‌زدن؟

945
00:49:21.680 --> 00:49:24.510
‫نمی‌تونی استریت باشی
‫با یه نمکِ گی بودن تنگش.

946
00:49:24.550 --> 00:49:26.450
‫فقط واسه تفریح کرم می‌ریزه
‫و تحریک می‌کنه.

947
00:49:26.480 --> 00:49:27.480
‫- اومم.
‫- محلش نذار.

948
00:49:27.520 --> 00:49:29.020
‫نه، من یه بار از یکی شنیدم که می‌گفت

949
00:49:29.050 --> 00:49:30.720
‫«تا حد زیادی استریتم».

950
00:49:30.750 --> 00:49:32.520
‫آخه این چه کصشعریه دیگه؟

951
00:49:32.550 --> 00:49:34.190
‫فقط یه مشت بزدلن.

952
00:49:34.220 --> 00:49:37.460
‫خب ایزا لزبین باشه،
‫مگه چه اشکالی داره؟

953
00:49:37.490 --> 00:49:38.590
‫خب، درست و به درد بخور نیست...

954
00:49:38.630 --> 00:49:39.930
‫«به درد بخور نیست»؟!

955
00:49:39.960 --> 00:49:42.330
‫بابا، شاید بهتر باشه بذاری
‫فرانسیس خودش حرف بزنه.

956
00:49:43.330 --> 00:49:44.570
‫خب، می‌دونی...

957
00:49:44.600 --> 00:49:46.170
‫نگرانی از این‌که فرانسیس
‫با یه لزبینِ ۱۹ ساله

958
00:49:46.200 --> 00:49:48.340
‫سکس داشته باشه؟

959
00:49:48.370 --> 00:49:50.540
‫-من سکس نداشتم.
‫-نگران نیستم.

960
00:49:50.570 --> 00:49:52.440
‫حرفم تو دهن من نذار.

961
00:49:52.470 --> 00:49:53.940
‫نمی‌ذارم.

962
00:49:55.580 --> 00:49:57.710
‫اگه خودشون می‌خوان،
‫مشکلی نداره.

963
00:49:57.750 --> 00:50:00.380
‫و منظورت از «خودشون»،
‫جمعِ یا مفرد؟

964
00:50:00.420 --> 00:50:03.390
‫چون فقط یکیشون
‫بالغِ با سنِ قانونیه،

965
00:50:03.420 --> 00:50:06.360
‫پس فقط یکیشون می‌تونه
‫رضایت آگاهانه بده.

966
00:50:06.390 --> 00:50:08.320
‫و فکر کنم اونم همون دخترِ لزبینه باشه.

967
00:50:08.360 --> 00:50:11.090
‫به من ربطی نداره که بخوام
‫به فرانسیس بگم چیکار کنه یا نکنه.

968
00:50:11.130 --> 00:50:12.360
‫چه کصشعری!

969
00:50:12.400 --> 00:50:14.300
‫من همیشه بهت می‌گم چی کار کنی،

970
00:50:14.330 --> 00:50:16.770
‫ولی اینکه انجامش بدی یا نه،
‫دیگه خودت می‌دونی.

971
00:50:16.800 --> 00:50:18.630
‫خب، حالا درباره این لزبین...

972
00:50:18.670 --> 00:50:20.300
‫لزبین نیست. کوئیره.

973
00:50:20.340 --> 00:50:22.640
‫هیس!

974
00:50:22.670 --> 00:50:25.270
‫- دیدی؟ باز همون کلمه رو گفت.
‫- چی؟ «کوئیر»؟

975
00:50:25.310 --> 00:50:27.440
‫- کوئیر.
‫- باز شروع شد.

976
00:50:27.480 --> 00:50:28.980
‫دقیقاً همون بحثیه که

977
00:50:29.010 --> 00:50:30.950
‫سی ساله داریم سرش بحث می‌کنیم.

978
00:50:33.420 --> 00:50:35.650
‫عزیزم، شاید تو کوئیر باشی.

979
00:50:35.680 --> 00:50:37.220
‫- ولی من گی‌ام.
‫- آره.

980
00:50:37.250 --> 00:50:40.560
‫و تمام عمرم واسه این قضیه جنگیدم،

981
00:50:40.590 --> 00:50:44.860
‫به‌عنوان یه مرد همجنس‌گرای HIV مثبت
‫که علناً همجنس‌گرا بودنش رو اعلام کرده.

982
00:50:44.890 --> 00:50:46.630
‫چون بالاخره یکی باید این کارو می‌کرد.

983
00:50:46.660 --> 00:50:48.860
‫- همه‌مون همین کارو کردیم.
‫- آره، همه‌مون کردیم.

984
00:50:48.900 --> 00:50:50.470
‫- اینو می‌فهمم، ولی...
‫- آره، درسته.

985
00:50:50.500 --> 00:50:51.800
‫ما اون دوران رو از سر نگذروندیم.

986
00:50:51.830 --> 00:50:53.270
‫مامان.

987
00:50:53.300 --> 00:50:54.970
‫فکر کنم بابا می‌خواد بگه که...

988
00:50:55.000 --> 00:50:56.740
‫نه، نه، چیزی که می‌خوام بگم اینه که

989
00:50:56.770 --> 00:50:58.270
‫اگه فرانسیس دلش بخواد با

990
00:50:58.310 --> 00:51:00.710
‫یه نوزده‌ساله خوشگل بخوابه
‫که خودش رو

991
00:51:00.740 --> 00:51:03.550
‫«شاهزاده جنگجوی رنگین‌کمانی گرین‌پیس»
‫معرفی می‌کنه،

992
00:51:03.580 --> 00:51:04.710
‫می‌تونه این کارو بکنه،

993
00:51:04.750 --> 00:51:06.610
‫ولی اینکه به همه بگیم دوجنس‌گرا هستن،

994
00:51:06.650 --> 00:51:09.680
‫حقوقی رو که برای به‌دست آوردنشون
‫جنگیدم و جون کندم، زیر سؤال می‌بره.

995
00:51:09.720 --> 00:51:11.520
‫آره، ما مجبور بودیم

996
00:51:11.550 --> 00:51:12.720
‫برای حقوق همجنس‌گراها

997
00:51:12.750 --> 00:51:14.390
‫خیلی سخت بجنگیم؛

998
00:51:14.420 --> 00:51:16.960
‫چیزایی که فرانسیس دیگه مجبور نیست باهاشون درگیر بشه.

999
00:51:16.960 --> 00:51:21.960
‫ولی خب این که چیز خوبیه، نه؟

1000
00:51:21.960 --> 00:51:23.170
‫هی.

1001
00:51:24.130 --> 00:51:25.770
‫هی!

1002
00:51:25.800 --> 00:51:27.270
‫می‌دونی، این‌جوری زدن بیرون

1003
00:51:27.300 --> 00:51:29.500
‫ممکنه خیلی خصمانه به نظر بیاد.

1004
00:51:30.810 --> 00:51:33.310
‫زیادی ناراحت نباش.
‫همه‌شون هنوز زخمشون تازه‌ست.

1005
00:51:33.340 --> 00:51:36.050
‫اوه، منظورت از «همه‌شون»
‫مفرده یا جمع؟

1006
00:51:36.080 --> 00:51:38.050
‫چون داری عمداً همه‌چی رو گنگ می‌کنی.

1007
00:51:38.080 --> 00:51:39.480
‫می‌دونم.

1008
00:51:41.050 --> 00:51:42.180
‫جیمپا...

1009
00:51:42.220 --> 00:51:43.250
‫اون این‌قدر اصرار داره

1010
00:51:43.290 --> 00:51:44.990
‫که بگه ایسا باید لزبین باشه.

1011
00:51:45.020 --> 00:51:47.860
‫ولی از نظر اون، «لزبین» یعنی
‫کسی که جذب زن‌ها می‌شه، درسته؟

1012
00:51:47.890 --> 00:51:49.890
‫ولی من زن نیستم، مامان.

1013
00:51:49.930 --> 00:51:51.760
‫پس چرا اینو به جیمپا نگفتی؟

1014
00:51:51.790 --> 00:51:53.560
‫می‌دونی برای تو چقدر راحت‌تره

1015
00:51:53.600 --> 00:51:55.260
‫که اینو بگی تا برای من؟

1016
00:51:55.300 --> 00:51:56.770
‫چی رو بگم؟

1017
00:51:58.300 --> 00:52:00.200
‫اینکه طرف من وایسی.

1018
00:52:01.200 --> 00:52:03.170
‫فکر می‌کنی من طرفت نمی‌ایستم؟

1019
00:52:04.840 --> 00:52:07.010
‫خب، جیمپا این‌جوریه دیگه.

1020
00:52:07.040 --> 00:52:08.680
‫وقتی من نباشم، می‌خوای چطوری باهاش کنار بیای؟

1021
00:52:13.180 --> 00:52:15.120
‫- ایساست.
‫- جواب بده.

1022
00:52:18.120 --> 00:52:19.390
‫اوه، سلام.

1023
00:52:19.420 --> 00:52:22.060
‫کجایی و داری چی کار می‌کنی؟

1024
00:52:23.290 --> 00:52:26.300
‫اوه، جای خاصی نیستم.
‫کار خاصی هم نمی‌کنم.

1025
00:52:26.330 --> 00:52:30.130
‫بعید می‌دونم،
‫ولی می‌خواستم ببینم

1026
00:52:30.170 --> 00:52:32.200
‫می‌خوای با من یه دوری بزنی؟

1027
00:52:33.440 --> 00:52:36.470
‫اگه لازمه از مامانت یا جیم اجازه بگیری،
‫اشکالی نداره.

1028
00:52:36.510 --> 00:52:38.240
‫نه، لازم نیست از کسی اجازه بگیرم.

1029
00:52:59.790 --> 00:53:01.800
‫استرالیایی‌ها از آفتاب می‌ترسن.

1030
00:53:09.640 --> 00:53:11.110
‫اونجا چیه؟

1031
00:53:12.980 --> 00:53:14.640
‫- اونجا؟
‫- آره.

1032
00:53:15.640 --> 00:53:18.850
‫یه پاتوق بزرگ برای لاس و رابطه‌ست.
‫بیست‌وچهارساعته، هفت روز هفته.

1033
00:53:18.880 --> 00:53:21.320
‫اوه، واسه همینه منو آوردی اینجا؟

1034
00:53:21.350 --> 00:53:23.390
‫می‌خوای بریم یه نگاهی بندازیم؟

1035
00:53:24.720 --> 00:53:26.060
‫اِم...

1036
00:53:30.760 --> 00:53:32.330
‫می‌خواستی درباره چیزی حرف بزنی؟

1037
00:53:34.400 --> 00:53:36.530
‫فکر کنم یه کم از حرف زدن خسته شدم.

1038
00:53:36.570 --> 00:53:37.930
‫اشکالی نداره؟

1039
00:53:39.030 --> 00:53:40.100
‫معلومه.

1040
00:56:53.800 --> 00:56:55.560
‫نه، امتحانش کردم.

1041
00:56:55.600 --> 00:56:57.030
‫جواب نمیده.

1042
00:56:57.070 --> 00:56:58.430
‫میگه دو بار دیگه فرصت داری بزنی

1043
00:56:58.470 --> 00:56:59.770
‫قبل از این‌که کلاً قفلت کنه.

1044
00:57:14.880 --> 00:57:16.750
‫نوهٔ شاهکار من

1045
00:57:16.790 --> 00:57:18.920
‫یه شاهکار خلق کرده.

1046
00:57:20.960 --> 00:57:22.390
‫بیاین جشن بگیریم.

1047
00:57:30.600 --> 00:57:31.770
‫هوم؟

1048
00:57:37.170 --> 00:57:38.840
‫می‌خوای به هانا بگی؟

1049
00:57:39.840 --> 00:57:41.210
‫فکر می‌کنی نباید بگم؟

1050
00:57:45.150 --> 00:57:48.320
‫به نظرم سکس واسه اون ساده‌تره.

1051
00:57:48.350 --> 00:57:49.450
‫اومم.

1052
00:57:50.450 --> 00:57:52.220
‫دلم به حالِ زن‌های استریت می‌سوزه.

1053
00:57:52.250 --> 00:57:53.690
‫این‌که مجبوری همون‌جا دراز بکشی،

1054
00:57:53.720 --> 00:57:56.130
‫بقیه هم پیش خودشون فکر می‌کنن
‫فقط دلت می‌خواد یکی بیاد بگادت.

1055
00:57:56.160 --> 00:57:58.060
‫هیچ‌کسم در موردش حرفی نمی‌زنه.

1056
00:57:58.090 --> 00:58:00.800
‫فقط همون کاری رو می‌کنن که ازشون انتظار میره.

1057
00:58:02.660 --> 00:58:04.430
‫مزیتِ چیزی که ما هستیم

1058
00:58:04.470 --> 00:58:08.340
‫اینه که نمی‌تونی در مورد هیچ‌کس
‫هیچ فرضی از پیش داشته باشی.

1059
00:58:08.370 --> 00:58:10.770
‫همیشه باید دقیق بپرسی چی می‌خواد.

1060
00:58:10.810 --> 00:58:13.110
‫باید بگی چی می‌خوای.

1061
00:58:13.140 --> 00:58:15.040
‫رضایت دادن و خواستن خیلی سکسیه.

1062
00:58:15.080 --> 00:58:16.750
‫فهمیدنِ این‌که طرف چی می‌خواد.

1063
00:58:17.980 --> 00:58:19.620
‫آره، به شرطی که شبیه دفترچه راهنمای

1064
00:58:19.650 --> 00:58:21.650
‫ماشین لباسشویی نباشه.

1065
00:58:31.490 --> 00:58:34.500
‫مامان باهات راجع به موندنِ من
‫توی آمستردام حرف زده؟

1066
00:58:35.930 --> 00:58:37.470
‫پدر و مادرت عاشقتن.

1067
00:58:37.500 --> 00:58:39.470
‫حسابی ازت حمایت می‌کنن و پشتتن.

1068
00:58:40.770 --> 00:58:41.900
‫خب بعدش؟

1069
00:58:41.940 --> 00:58:44.510
‫و انگار مدرسه‌ها توی استرالیا

1070
00:58:44.540 --> 00:58:45.870
‫الان خیلی وضعیت بهتری دارن.

1071
00:58:48.240 --> 00:58:49.780
‫مدرسه خوبه.

1072
00:58:49.810 --> 00:58:52.410
‫این‌طوری نیست که کتکم بزنن
‫یا همچین چیزی.

1073
00:58:53.650 --> 00:58:57.620
‫ترسیده نیستم دقیقاً،
‫فقط...

1074
00:58:59.520 --> 00:59:00.790
‫...ارتباط نمی‌گیرم.

1075
00:59:02.220 --> 00:59:04.960
‫خسته شدم از این حس که انگار
‫دارم یه جورایی

1076
00:59:04.990 --> 00:59:07.030
‫کوییر بودنمو می‌کوبم
‫تو صورتِ بقیه.

1077
00:59:07.060 --> 00:59:08.300
‫هوم.

1078
00:59:11.330 --> 00:59:13.000
‫شاید این حس هیچ‌وقت تموم نشه.

1079
00:59:14.600 --> 00:59:17.510
‫ولی هیچ‌وقتم جلودارمون نمیشه.

1080
00:59:19.840 --> 00:59:25.610
‫تو رئیس کانونِ
‫ال‌جی‌بی‌تی مدرسه‌ای.

1081
00:59:25.650 --> 00:59:28.080
‫پس اوضاع نمی‌تونه اون‌قدرام داغون باشه.

1082
00:59:30.720 --> 00:59:33.460
‫شاید هنوز وقتش نرسیده باشه
‫که خونواده‌تو ول کنی بری.

1083
00:59:35.860 --> 00:59:38.030
‫ولی خودت مجبور شدی
‫خونواده‌تو ول کنی.

1084
00:59:38.060 --> 00:59:40.100
‫نه، مجبور نشدم.

1085
00:59:40.130 --> 00:59:41.530
‫خودم دلم خواست.

1086
00:59:41.560 --> 00:59:42.800
‫منظورت چیه؟

1087
00:59:43.970 --> 00:59:46.800
‫کاترین پیشنهاد داد که اون و بچه‌ها هم
‫با من بیان.

1088
00:59:47.870 --> 00:59:50.370
‫من خودم تصمیم گرفتم
‫تنهایی بیام آمستردام.

1089
00:59:52.170 --> 00:59:54.110
‫مامان اینو می‌دونه؟

1090
00:59:54.140 --> 00:59:55.610
‫مطمئن نیستم.

1091
00:59:55.640 --> 00:59:57.080
‫مادربزرگت چی میگه؟

1092
00:59:58.380 --> 01:00:00.980
‫می‌گفت به نظرش بهتر بود
‫همون آدلاید بمونن.

1093
01:00:01.020 --> 01:00:04.020
‫به خاطر هانا.
‫آخه فقط ۱۳ سالش بود.

1094
01:00:04.050 --> 01:00:05.750
‫دروغه.

1095
01:00:05.790 --> 01:00:08.820
‫بیشترِ آدمایی که خونه و زندگی
‫و خونواده‌شونو ول کردن

1096
01:00:08.860 --> 01:00:11.230
‫و اومدن اینجا،

1097
01:00:11.260 --> 01:00:13.100
‫مجبور بودن این کارو بکنن.

1098
01:00:13.130 --> 01:00:14.430
‫اومم.

1099
01:00:14.460 --> 01:00:17.500
‫مسئلهٔ بقا و زنده موندن بود،
‫مسئلهٔ داشتنِ آینده.

1100
01:00:17.530 --> 01:00:19.100
‫ولی من نه.

1101
01:00:20.470 --> 01:00:22.370
‫من رسماً خودخواهی کردم.

1102
01:00:26.840 --> 01:00:28.040
‫بیا بخور.

1103
01:00:29.210 --> 01:00:30.650
‫حالتو جا میاره.

1104
01:00:35.050 --> 01:00:38.620
‫با ایزا... ارتباط گرفتی؟

1105
01:00:40.720 --> 01:00:43.130
‫فهمیدی ایزا چی می‌خواست؟

1106
01:00:45.630 --> 01:00:47.200
‫اصلاً و ابداً.

1107
01:00:47.230 --> 01:00:49.100
‫یادم رفت بپرسم.

1108
01:00:53.370 --> 01:00:56.470
‫هیچی با تصوراتی که داشتم
‫جور درنیومد.

1109
01:00:56.510 --> 01:00:58.810
‫حتی نمی‌دونم اصلاً از چی خوشم اومد.

1110
01:01:00.510 --> 01:01:02.640
‫فقط فکر می‌کردم
‫همه‌چی واضح‌تر و روشن‌تر باشه.

1111
01:01:23.800 --> 01:01:25.300
‫الو؟

1112
01:01:25.330 --> 01:01:26.640
‫سلام.

1113
01:01:26.670 --> 01:01:28.670
‫از دیدنت خوشبختم تیلدا.

1114
01:01:28.700 --> 01:01:32.170
‫نمی‌خوام نقشش رو
‫زیادی منفعل و بی‌دست‌وپا بازی کنم.

1115
01:01:32.210 --> 01:01:35.010
‫ولی به نظر میاد نیازها و خواسته‌هاشو
‫به خاطر شوهرش

1116
01:01:35.040 --> 01:01:36.480
‫قربانی می‌کنه.

1117
01:01:36.510 --> 01:01:37.950
‫اومم.

1118
01:01:37.980 --> 01:01:39.550
‫آره، این‌طورم میشه دیدش.

1119
01:01:39.580 --> 01:01:40.920
‫چون حتی با این‌که شوهرش گیه،

1120
01:01:40.950 --> 01:01:42.090
‫منظورم اینه بازم این مَرده‌ست

1121
01:01:42.120 --> 01:01:43.550
‫که راه می‌افته میره به کشف خودش برسه

1122
01:01:43.590 --> 01:01:44.950
‫و زن کُنج خونه می‌مونه.

1123
01:01:44.990 --> 01:01:46.890
‫آره،
‫این‌طورم میشه گفت.

1124
01:01:46.920 --> 01:01:48.560
‫و منظورم اینه بازم این مَرده‌ست

1125
01:01:48.590 --> 01:01:51.390
‫که، می‌دونی، هیچ مسئولیت مستقیمی
‫واسه تر و خشک کردن بچه‌هاش قبول نمی‌کنه.

1126
01:01:51.430 --> 01:01:53.130
‫که خب...
‫احتمالاً واقعیت زندگی خیلی‌هاست.

1127
01:01:53.160 --> 01:01:54.460
‫درسته؟ یعنی،
‫مخصوصاً تو اون دوران.

1128
01:01:54.500 --> 01:01:56.930
‫فقط فکر کردم شاید دلت نخواد
‫این‌طوری...

1129
01:01:56.970 --> 01:01:59.430
‫...نشونش بدی.

1130
01:01:59.470 --> 01:02:01.670
‫یا زنه رو.

1131
01:02:01.700 --> 01:02:03.570
‫تمامِ این افکار...

1132
01:02:03.610 --> 01:02:05.840
‫واقعاً جالب و قابل‌تأملن، امم...

1133
01:02:13.220 --> 01:02:15.450
‫-دربارهٔ فیلمت بود؟
‫-آره.

1134
01:02:17.850 --> 01:02:19.320
‫با فرانسیس آشتی کردی؟

1135
01:02:19.350 --> 01:02:21.760
‫فکر نمی‌کردم
‫لازم باشه.

1136
01:02:22.820 --> 01:02:25.190
‫می‌دونی که اصلاً اشکالی نداره

1137
01:02:25.230 --> 01:02:28.260
‫آدم با یکی مخالفت کنه
‫و حتی حرفای تلخ و گزنده بزنه؟

1138
01:02:29.230 --> 01:02:30.800
‫لازم نبود اون‌قدر تند بری و بهش فشار بیاری.

1139
01:02:32.000 --> 01:02:34.340
‫این ماجرا سرِ اینه که
‫فرانسیس سکس داشته؟

1140
01:02:36.870 --> 01:02:38.470
‫اوه. نمی‌دونستی.

1141
01:02:38.510 --> 01:02:40.140
‫از کجا باید می‌دونستم؟

1142
01:02:40.180 --> 01:02:44.310
‫مطمئنم فرانسیس به زودی
‫همهٔ جزئیات رو مو به مو کف دستت می‌ذاره.

1143
01:02:45.380 --> 01:02:46.720
‫نگران نباش.

1144
01:02:47.980 --> 01:02:50.620
‫خیلی جلوتر از سنیه
‫که من شروع کردم.

1145
01:02:52.420 --> 01:02:54.890
‫من سن و سال فرانسیس که بودم،

1146
01:02:54.920 --> 01:02:57.990
‫حتی کلمه‌ای واسه توصیف حالم
‫و اون چیزی که بودم نداشتم...

1147
01:03:00.500 --> 01:03:01.960
‫می‌دونم بابا.

1148
01:03:03.600 --> 01:03:06.500
‫ولی فرانسیس همهٔ این کلمات رو بلده.

1149
01:03:07.940 --> 01:03:10.610
‫حالِ فرانسیس خوب میشه.

1150
01:03:10.640 --> 01:03:12.740
‫می‌تونن...

1151
01:03:12.770 --> 01:03:15.380
‫...از دور منو بپرستن و بُت کنن.

1152
01:03:15.410 --> 01:03:17.050
‫منم دقیقاً همین شکلی دوست دارم.

1153
01:03:19.920 --> 01:03:22.050
‫پس هنوزم دنبال کارِ هلسینکی هستی؟

1154
01:03:22.090 --> 01:03:24.190
‫اوه، فکر می‌کنی نباید برم؟

1155
01:03:25.690 --> 01:03:26.920
‫چی قراره بپزیم؟

1156
01:03:26.960 --> 01:03:28.690
‫اوسوبوکو (خوراک ماهیچه گوساله).

1157
01:03:30.390 --> 01:03:32.160
‫شاید من یه چیز دیگه واسه خودمون درست کنم.

1158
01:03:35.060 --> 01:03:37.070
‫آخ، کیرم توش!

1159
01:03:37.100 --> 01:03:38.830
‫-ببینم دستتو.
‫-نه، نه.

1160
01:03:38.870 --> 01:03:40.800
‫خوبم. ریدم توش.

1161
01:03:40.840 --> 01:03:42.470
‫عمیقه؟ بخیه می‌خواد؟

1162
01:03:42.500 --> 01:03:44.410
‫-نه، نه، خوبم.
‫-بابا؟

1163
01:03:44.440 --> 01:03:46.780
‫بیمارستانِ تخمی لازم ندارم! آخ!

1164
01:03:46.810 --> 01:03:48.380
‫آروم باش.

1165
01:03:48.410 --> 01:03:51.050
‫فقط تکیه بده اینجا.

1166
01:03:52.510 --> 01:03:53.850
‫محکم بگیرش.

1167
01:04:00.120 --> 01:04:01.390
‫هوم.

1168
01:04:01.420 --> 01:04:03.460
‫از فیلمت برام بگو.

1169
01:04:04.960 --> 01:04:06.230
‫امم...

1170
01:04:06.260 --> 01:04:08.860
‫دربارهٔ یه زوجه.

1171
01:04:08.900 --> 01:04:11.830
‫دربارهٔ تعهد و پایبندیه

1172
01:04:11.870 --> 01:04:14.800
‫و احساسات متناقضی که بهش داریم.

1173
01:04:14.840 --> 01:04:17.770
‫یعنی احساساتِ خودِ من بهش. و، امم...

1174
01:04:20.140 --> 01:04:22.080
‫...حس می‌کنم مردم متوجهش نمیشن و درکش نمی‌کنن.

1175
01:04:23.410 --> 01:04:24.580
‫هوم.

1176
01:04:26.080 --> 01:04:28.020
‫استیون یادت میاد؟

1177
01:04:31.450 --> 01:04:33.390
‫خیلی دوستش داشتم.

1178
01:04:34.620 --> 01:04:36.290
‫فرانسیس هم خیلی دوستش داشت.

1179
01:04:36.320 --> 01:04:38.260
‫آره، منم همین‌طور.

1180
01:04:39.660 --> 01:04:42.460
‫ولی طفلک بدجوری به تک‌همسری
‫متعصب و پایبند بود.

1181
01:04:42.500 --> 01:04:44.370
‫بهش نگفتی چی می‌خوای؟

1182
01:04:44.400 --> 01:04:46.430
‫چرا، اونم قبول کرد.

1183
01:04:47.500 --> 01:04:49.010
‫اوایلش.

1184
01:04:49.040 --> 01:04:50.910
‫تا وقتی که زد زیرش.

1185
01:04:50.940 --> 01:04:52.810
‫تو هم که حاضر نبودی عوض بشی.

1186
01:04:52.840 --> 01:04:54.910
‫عزیز دلم، من اصلاً به تک‌همسری
‫اعتقادی ندارم.

1187
01:04:57.310 --> 01:04:58.910
‫اوه، چقدر دوست‌داشتنی و ماه بود.

1188
01:05:01.350 --> 01:05:03.390
‫تو هم خودت به تک‌همسری
‫اعتقاد نداری.

1189
01:05:06.390 --> 01:05:08.390
‫ولی از اون طرفم می‌دونم چقدر
‫می‌تونه عالی و قشنگ باشه.

1190
01:05:09.390 --> 01:05:11.560
‫ثبات داشتن، وفاداری.

1191
01:05:11.590 --> 01:05:14.600
‫انگار داری در مورد یه سگ حرف می‌زنی! هوم!

1192
01:05:14.630 --> 01:05:16.800
‫راستی سگه چطوره؟

1193
01:05:16.830 --> 01:05:19.330
‫وای! باید به مامان زنگ بزنم.

1194
01:05:25.110 --> 01:05:26.880
‫من زیاد اهل روی گشاده و ارتباط گرفتن نیستم.

1195
01:05:27.880 --> 01:05:31.050
‫نه. فکر نکنم باشی.

1196
01:05:42.460 --> 01:05:43.790
‫بیداری؟

1197
01:05:49.630 --> 01:05:51.200
‫گرسنت نیست؟

1198
01:05:52.770 --> 01:05:54.400
‫داشتم فکر می‌کردم
‫بهتره تو همین‌جا بمونی

1199
01:05:54.440 --> 01:05:55.700
‫وقتی من میرم لندن.

1200
01:05:57.340 --> 01:05:58.470
‫چرا؟

1201
01:05:58.510 --> 01:05:59.710
‫نمی‌دونم، فقط...

1202
01:05:59.740 --> 01:06:01.880
‫...فرصت میده تا حسابی
‫آمستردام رو ببلعی و تجربه کنی.

1203
01:06:03.680 --> 01:06:06.150
‫معلومه با ایزا خیلی
‫بهت خوش گذشته.

1204
01:06:08.220 --> 01:06:10.120
‫داشتم...
‫می‌خواستم بهت بگم.

1205
01:06:11.090 --> 01:06:12.790
‫طوری نیست فرانسیس. همه‌چی اوکیه.

1206
01:06:15.290 --> 01:06:16.930
‫باشه.

1207
01:06:21.130 --> 01:06:23.200
‫خیلی برات ذوق دارم.
‫اتفاق بزرگیه.

1208
01:06:46.890 --> 01:06:48.720
‫جیم هیل توی هلسینکی!

1209
01:06:48.760 --> 01:06:50.730
‫یانی! چطوری؟

1210
01:06:51.930 --> 01:06:53.800
‫پژوهشی که برات فرستادم
‫رسید دستت؟

1211
01:06:53.830 --> 01:06:56.070
‫آره، آره، معلومه. فوق‌العاده بود.

1212
01:06:56.100 --> 01:06:58.800
‫هیچ‌چیزی مثل نظریهٔ مسکن اجتماعی
‫ضربان قلبمو بالا نمی‌بره.

1213
01:06:58.830 --> 01:07:00.070
‫جدی میگم جیم.

1214
01:07:00.100 --> 01:07:01.970
‫-خیلی خوشحالم می‌بینمت.
‫-منم همین‌طور.

1215
01:07:07.840 --> 01:07:10.850
‫این قضیه هنوزم واسه من
‫یه تمرکز و اولویتِ خیلی بزرگه.

1216
01:07:10.880 --> 01:07:15.050
‫ایجاد ظرفیت‌های علمی
‫واسه گروه‌ها و نهادهای مردمی.

1217
01:07:15.080 --> 01:07:17.590
‫یادمه حتی همون موقع‌ها،
‫توی سمپوزیوم سی‌دی‌سی

1218
01:07:17.620 --> 01:07:21.390
‫توی همایش ایدز ۲۰۱۸
‫هم مطرحش کردی.

1219
01:07:21.420 --> 01:07:24.230
‫توی سخنرانی عمومیم بود،
‫همونی که توی انجمن بین‌المللی ایدز ارائه دادم.

1220
01:07:24.260 --> 01:07:25.530
‫۲۰۱۹.

1221
01:07:25.560 --> 01:07:27.200
‫اصلاً به گرد پاتم نمی‌رسیم.

1222
01:07:27.230 --> 01:07:29.200
‫اوه، کارولینا توام اونجا بودی.

1223
01:07:29.230 --> 01:07:32.270
‫بودم، بودم، ولی بازم سرعتم
‫بهت نمی‌رسید!

1224
01:07:36.640 --> 01:07:37.710
‫خب...

1225
01:07:38.870 --> 01:07:40.640
‫این حوزه‌ایه که دلتون می‌خواد

1226
01:07:40.680 --> 01:07:42.740
‫کسی که توی این موقعیت شغلیِ
‫جدید قرار می‌گیره روش تمرکز کنه؟

1227
01:07:45.350 --> 01:07:47.120
‫خیلی هیجان‌زده شدیم

1228
01:07:47.150 --> 01:07:49.050
‫وقتی زنگ زدی و گفتی میای شهر

1229
01:07:49.090 --> 01:07:51.350
‫و می‌خوای در مورد این موقعیت شغلی
‫گپ بزنی.

1230
01:07:51.390 --> 01:07:53.990
‫شخصاً واسه خودِ من افتخار بزرگیه.

1231
01:07:54.020 --> 01:07:56.390
‫معلومه که از فرصتِ دیدار
‫حسابی استقبال کردیم.

1232
01:07:56.430 --> 01:07:58.890
‫مایهٔ افتخار ما خواهد بود
‫که به فردی

1233
01:07:58.930 --> 01:08:00.460
‫با دانش و تجربهٔ شما
‫دسترسی داشته باشیم.

1234
01:08:00.500 --> 01:08:01.760
‫بله.

1235
01:08:01.800 --> 01:08:04.800
‫داشتیم صحبت می‌کردیم که شاید بتونیم

1236
01:08:04.830 --> 01:08:08.470
‫یه جایگاه رسمی در قالبِ
‫مشاور عالی

1237
01:08:08.500 --> 01:08:12.980
‫یا عضویت در هیئت‌مدیره،
‫وقتی تا سه سال آینده جا باز شد، تعریف کنیم.

1238
01:08:13.010 --> 01:08:15.240
‫اومم. آره.

1239
01:08:18.250 --> 01:08:19.950
‫حالا که هلسینکی هستی،

1240
01:08:19.980 --> 01:08:22.150
‫امیدوار بودم بتونم واسه ناهار یا شام
‫ببرمت بیرون.

1241
01:08:22.180 --> 01:08:24.890
‫اون‌وقت چرا باید دلت بخواد
‫همچین کاری بکنی؟

1242
01:08:24.920 --> 01:08:28.360
‫راستش، ما بدجوری تحت‌تاثیرِ
‫میریام اورلمنز قرار گرفتیم.

1243
01:08:28.390 --> 01:08:29.690
‫میریام؟

1244
01:08:29.720 --> 01:08:33.360
‫سنش کمه، ولی مطالبه‌گری و فعالیتش
‫واسه برابری در خدمات درمانی

1245
01:08:33.400 --> 01:08:37.130
‫خیلی خوب با حوزه‌های تاثیرگذاری جدید ما
‫هم‌خوانی داره.

1246
01:08:37.170 --> 01:08:39.440
‫تو سال‌هاست که یه جورایی
‫منتور و راهنماش بودی.

1247
01:08:39.470 --> 01:08:40.640
‫۱۰ سال.

1248
01:08:44.510 --> 01:08:46.210
‫واسه همین دعوت به شامم
‫این‌قدر ناشیانه بود.

1249
01:08:48.080 --> 01:08:50.610
‫نظر منو در مورد
‫میریام اورلمنز می‌خواین؟

1250
01:08:50.650 --> 01:08:53.080
‫خب، تو معرّف و رفرنسِ اون هستی.

1251
01:08:54.080 --> 01:08:56.190
‫ولی برای نظرت خیلی احترام قائلیم.

1252
01:08:56.220 --> 01:08:58.650
‫مخصوصاً رک‌گویی و صداقتت
‫که زبانزد خاص و عامه.

1253
01:08:58.690 --> 01:09:00.820
‫خیلی دلم می‌خواست با هم شام بخوریم،
‫ولی...

1254
01:09:00.860 --> 01:09:05.460
‫...حتی یه ساکم با خودم نیاوردم،
‫و تو شهر خودمم کلی کار رو سرم ریخته.

1255
01:09:06.800 --> 01:09:10.600
‫ولی نیازی به شام خوردن نیست
‫تا بهت بگم میریام...

1256
01:09:12.970 --> 01:09:14.770
‫...انتخاب بی‌نظیریه.

1257
01:09:14.800 --> 01:09:17.470
‫عمل‌گراست. کارش بر اساس شواهد و فکت‌هاست.

1258
01:09:17.510 --> 01:09:20.610
‫موفقیتش توی تمرکز روی جوون‌ها

1259
01:09:20.640 --> 01:09:22.310
‫و قشرهای به‌حاشیه‌رانده‌شده‌ست.

1260
01:09:22.340 --> 01:09:24.780
‫رویکردِ درخشان و حق‌محورش

1261
01:09:24.810 --> 01:09:27.720
‫باعث تغییرِ سیاست‌های واقعی شده، نه فقط...

1262
01:09:41.100 --> 01:09:43.730
‫چون واقعاً
‫شاهکاره. حله؟

1263
01:09:46.770 --> 01:09:48.470
‫سلام!

1264
01:09:51.240 --> 01:09:53.280
‫سلام!

1265
01:09:53.310 --> 01:09:54.810
‫اسمتو بگو.

1266
01:09:56.010 --> 01:09:57.380
‫-واسه چی؟
‫-سلام بچه‌ها.

1267
01:09:57.410 --> 01:09:58.850
‫فقط اومدم
‫پروفسور رو برسونم خونه.

1268
01:09:58.880 --> 01:10:00.880
‫باید اسمتو بگی،
‫نه فقط یه سلامِ خشک‌وخالی.

1269
01:10:00.920 --> 01:10:02.650
‫وگرنه نمی‌فهمیم
‫کی هستی

1270
01:10:02.680 --> 01:10:04.190
‫یا چی می‌خوای.

1271
01:10:04.220 --> 01:10:06.060
‫مگه جز من کی می‌تونه باشه؟

1272
01:10:10.060 --> 01:10:12.260
‫فکر کنم وقت خوابه.

1273
01:10:12.290 --> 01:10:14.130
‫خب، چطور پیش رفت؟

1274
01:10:14.160 --> 01:10:17.100
‫-خیس و داغون.
‫-هوم.

1275
01:10:18.200 --> 01:10:19.440
‫ولی خیلی عالی بود.

1276
01:10:19.470 --> 01:10:21.100
‫بذار من، امم...

1277
01:10:24.040 --> 01:10:26.210
‫خیلی خوب پیش رفت.

1278
01:10:27.310 --> 01:10:29.010
‫باید کلاه‌شونو بندازن هوا اگه منو داشته باشن.

1279
01:10:30.210 --> 01:10:32.880
‫یادم انداخت... اوه.

1280
01:10:34.050 --> 01:10:35.120
‫...به همهٔ اون ایده‌هایی که...

1281
01:10:37.790 --> 01:10:39.920
‫به ایده‌هایی که هنوز تو کله‌م دارم.

1282
01:10:39.960 --> 01:10:42.690
‫به انرژی و توانی که هنوز دارم.

1283
01:10:42.720 --> 01:10:44.160
‫آاااخ.

1284
01:10:48.260 --> 01:10:50.430
‫ساعت... ساعت چنده؟

1285
01:10:50.470 --> 01:10:52.600
‫بیا بریم بخوابیم، آقای پروفسور.

1286
01:11:00.440 --> 01:11:02.310
‫به نظرم
‫می‌تونه گزینهٔ جالبی باشه.

1287
01:11:02.340 --> 01:11:04.380
‫ایده‌های جالبی داشت.

1288
01:11:06.850 --> 01:11:08.680
‫ولی لااقلش اینه که دل به کار میده و انگیزه داره.

1289
01:11:08.720 --> 01:11:09.850
‫یه لحظه.

1290
01:11:10.890 --> 01:11:12.090
‫خوش بگذره.

1291
01:11:12.120 --> 01:11:14.220
‫فکر کنم منطقیه که
‫تو همین‌جا بمونی.

1292
01:11:14.260 --> 01:11:15.390
‫اوهوم.

1293
01:11:15.420 --> 01:11:16.590
‫معلوم بود تهش همین میشه.

1294
01:11:16.630 --> 01:11:17.960
‫عذاب وجدان به خوردِ مامانت نده.

1295
01:11:17.990 --> 01:11:20.700
‫آره فرانسیس، مامانتو واسه این‌که
‫کار می‌کنه سرزنش نکن.

1296
01:11:20.730 --> 01:11:21.860
‫نمی‌کنم که.

1297
01:11:21.900 --> 01:11:23.900
‫ترجیح میدادی یه مادری داشته باشی
‫که بچپه تو خونه

1298
01:11:23.930 --> 01:11:25.170
‫و برات بیسکوئیت بپزه؟

1299
01:11:25.200 --> 01:11:26.500
‫همچین مادری دلت می‌خواد؟

1300
01:11:26.540 --> 01:11:28.240
‫آره دیگه. من باید برم. باید برم
‫به قطارم برسم.

1301
01:11:28.270 --> 01:11:30.410
‫نه، من همچین مادری نمی‌خوام.

1302
01:11:30.440 --> 01:11:31.410
‫آره. خیلی‌ام عالی.

1303
01:11:31.440 --> 01:11:33.540
‫اه! کیرم تو این شانس!

1304
01:11:33.580 --> 01:11:35.880
‫امم، اولش گفته بودم
‫شاید فرانسیس هم بیاد.

1305
01:11:35.910 --> 01:11:37.980
‫به مامانت بگو خیالت راحت باشه، چیزیم نمیشه.

1306
01:11:38.010 --> 01:11:39.550
‫یا اصلاً هیچی به من نگو.

1307
01:11:39.580 --> 01:11:40.680
‫هوم.

1308
01:11:41.820 --> 01:11:43.550
‫ولی مـ... من واقعاً می‌خواستم بهت بگم.

1309
01:11:43.590 --> 01:11:46.060
‫فقط... هنوز نگفته بودم.

1310
01:11:46.090 --> 01:11:47.320
‫منظورم این نبود.

1311
01:11:47.360 --> 01:11:49.230
‫طوری نیست.
‫مجبور نبودی به من بگی.

1312
01:11:49.260 --> 01:11:50.430
‫باشه؟

1313
01:11:50.460 --> 01:11:52.790
‫باشه؟ معلومه که طوری نیست.

1314
01:11:53.900 --> 01:11:55.100
‫امم...

1315
01:11:56.300 --> 01:11:58.300
‫دلت نمی‌خواد
‫آمستردام بمونی؟

1316
01:11:59.300 --> 01:12:01.270
‫دلت می‌خواد با من بیای؟

1317
01:12:06.540 --> 01:12:09.840
‫ولی حال بابا خوبه. واسه مصاحبه
‫رفته فنلاند.

1318
01:12:09.880 --> 01:12:11.810
‫باید به پدرت بگی

1319
01:12:11.850 --> 01:12:14.320
‫که زیادی داره مسخره‌بازی درمیاره و خودخواهی می‌کنه.

1320
01:12:14.350 --> 01:12:17.220
‫نیازی نداره من این چیزا رو
‫بهش گوشزد کنم.

1321
01:12:17.250 --> 01:12:20.060
‫بهش بگو با یه ذره آبرو و وقارِ تخمی
‫بشینه سر جاش و بازنشسته بشه.

1322
01:12:20.090 --> 01:12:21.720
‫لازم نیست چیزی بهش بگیم.

1323
01:12:21.760 --> 01:12:23.360
‫حس پیری می‌کنه مامان.

1324
01:12:23.390 --> 01:12:26.260
‫تا حالا راجع به فیلمت
‫باهاش حرف زدی؟

1325
01:12:26.300 --> 01:12:28.060
‫یه جورایی، آره.

1326
01:12:28.100 --> 01:12:29.860
‫نگرانی از این‌که
‫برکت و دعای خیرشو

1327
01:12:29.900 --> 01:12:31.230
‫بهت نده؟

1328
01:12:31.270 --> 01:12:33.470
‫فقط دلم نمی‌خواد
‫کارمون به دعوا بکشه.

1329
01:12:33.500 --> 01:12:34.900
‫اون‌وقت بهت میگه

1330
01:12:34.940 --> 01:12:36.970
‫بخش‌های به مراتب جذاب‌تری
‫توی زندگیش وجود داشته،

1331
01:12:37.010 --> 01:12:38.640
‫پس خودتو آماده کن.

1332
01:12:38.670 --> 01:12:40.210
‫شاید.

1333
01:12:48.580 --> 01:12:51.150
‫میریام، دیگه اصلاً
‫سر نمی‌زنی بهم.

1334
01:12:51.190 --> 01:12:53.060
‫-خودت گفتی نیام.
‫-عمراً نگفتم!

1335
01:12:53.090 --> 01:12:55.690
‫گفتی به خدا.

1336
01:12:55.720 --> 01:12:57.790
‫گفتی.

1337
01:13:01.930 --> 01:13:05.230
‫ممنون بابت تعاریف و حرف‌های قشنگی
‫که پشت سرم زدی.

1338
01:13:05.270 --> 01:13:06.700
‫از ته دل گفتم.

1339
01:13:09.370 --> 01:13:11.510
‫می‌تونستی بهم بگی.

1340
01:13:11.540 --> 01:13:14.140
‫نمی‌دونستم تو هم دنبال
‫همون شغلی

1341
01:13:14.180 --> 01:13:15.380
‫تا این‌که خودت

1342
01:13:15.410 --> 01:13:17.350
‫توی مهمونیت
‫جلوی همه اعلامش کردی.

1343
01:13:17.380 --> 01:13:19.280
‫اگه زودتر می‌فهمیدی،

1344
01:13:19.320 --> 01:13:21.380
‫بازم واسه اون پست
‫اقدام می‌کردی؟

1345
01:13:24.550 --> 01:13:25.850
‫اگه شغلی در کار باشه،

1346
01:13:25.890 --> 01:13:27.590
‫یه فکری به حالِ ریچارد می‌کنی، نه؟

1347
01:13:29.890 --> 01:13:31.390
‫از سرِ من بازش کن.

1348
01:13:39.800 --> 01:13:41.500
‫دوتا بغل.

1349
01:13:41.540 --> 01:13:43.270
‫خیلی خوش‌شانسی ها، نه؟

1350
01:14:06.600 --> 01:14:09.470
‫باورم نمیشه
‫حسودیم شده.

1351
01:14:09.500 --> 01:14:11.470
‫طوری نیست، درکت می‌کنم.

1352
01:14:11.500 --> 01:14:13.370
‫طوری هست، اتفاقاً اصلاً اوکی نیست.

1353
01:14:14.500 --> 01:14:17.510
‫احمقانه‌ست. خیلی تخمی و...

1354
01:14:17.540 --> 01:14:20.180
‫خیلی به طرز تخمی‌ای مسخره‌ست.

1355
01:14:26.750 --> 01:14:29.080
‫خیلی کارم بچگونه‌ست،
‫مگه نه؟

1356
01:14:30.220 --> 01:14:32.450
‫میشه فقط برگردیم خونه؟

1357
01:14:33.760 --> 01:14:35.090
‫برمی‌گردیم.

1358
01:14:35.120 --> 01:14:38.060
‫با جیمپا راجع به فیلمت حرف بزن
‫و بعدش بزنیم بریم خونه.

1359
01:14:38.090 --> 01:14:39.560
‫می‌زنم.

1360
01:14:46.840 --> 01:14:48.640
‫فکر نکنم اون کار رو بخوام.

1361
01:14:49.610 --> 01:14:53.680
‫فکر کنم...
‫همین آمستردام بمونم.

1362
01:14:53.710 --> 01:14:56.010
‫فکر... فکر کنم آمستردام بتونه

1363
01:14:56.040 --> 01:14:59.280
‫واسه تو واقعاً عالی باشه، فرانسیس.

1364
01:14:59.310 --> 01:15:03.250
‫همین‌جا می‌مونم
‫تا بتونی بیای پیش خودم زندگی کنی.

1365
01:15:03.290 --> 01:15:05.250
‫-مطمئنی؟
‫-معلومه که آره.

1366
01:15:05.290 --> 01:15:09.590
‫این‌طوری خودتم بیشتر
‫میای بهم سر می‌زنی.

1367
01:15:09.630 --> 01:15:11.060
‫آره.

1368
01:15:11.090 --> 01:15:12.630
‫نظرت چیه، نوهٔ گل من؟

1369
01:15:25.870 --> 01:15:28.040
‫-باشه.
‫-خوبه.

1370
01:15:29.040 --> 01:15:30.710
‫این همون چیزیه که می‌خوای؟

1371
01:15:32.480 --> 01:15:34.450
‫آره، یعنی،
‫فوق‌العاده به نظر میاد جیمپا.

1372
01:15:34.480 --> 01:15:36.590
‫خوبه.

1373
01:15:39.420 --> 01:15:40.990
‫کیرم تو این شانس.

1374
01:15:42.860 --> 01:15:44.090
‫نقشهٔ زیرکانه‌ت

1375
01:15:44.130 --> 01:15:46.060
‫اصلاً اون‌طوری که انتظار داشتی
‫نگرفت و پیش نرفت، نه؟

1376
01:16:26.800 --> 01:16:28.440
‫چند سالته؟

1377
01:16:29.610 --> 01:16:30.770
‫به اندازهٔ کافی بزرگ.

1378
01:16:30.810 --> 01:16:33.140
‫هوم. فقط می‌خواستم مطمئن بشم،
‫می‌دونی که.

1379
01:16:33.180 --> 01:16:35.180
‫همیشه مطمئن.

1380
01:16:35.210 --> 01:16:37.010
‫یه بار یه پیرمردو کردم،

1381
01:16:37.050 --> 01:16:39.350
‫بعدش فهمیدم از خانه سالمندان
‫فرار کرده بوده.

1382
01:16:43.550 --> 01:16:46.090
‫عواقب و تاوانِ
‫پیرمردبازی و ددی‌دوست بودن.

1383
01:16:46.120 --> 01:16:47.360
‫هوم!

1384
01:16:49.120 --> 01:16:50.930
‫پس بدو بیا دیگه.

1385
01:16:50.960 --> 01:16:52.390
‫بیا دنبالم.

1386
01:17:00.200 --> 01:17:01.670
‫من که گفته بودم پشیمونم از این‌که

1387
01:17:01.700 --> 01:17:03.070
‫فرانسیس به اندازه کافی
‫باهاش وقت نگذرونده.

1388
01:17:03.110 --> 01:17:04.140
‫اومم.

1389
01:17:05.310 --> 01:17:06.880
‫شهر معرکه‌ایه.

1390
01:17:18.890 --> 01:17:21.390
‫-کافه‌های خیلی توپی داره.
‫-اومم.

1391
01:17:21.420 --> 01:17:22.890
‫مدرسه‌های خوبی هم داره.

1392
01:17:31.530 --> 01:17:32.870
‫سلام ریچارد.

1393
01:17:49.420 --> 01:17:51.850
‫امم، نمی‌دونم
‫بهت چی گفتن...

1394
01:17:53.060 --> 01:17:55.620
‫...ولی دو روز پیش
‫یه سکتهٔ مغزیِ سنگین کردی.

1395
01:17:57.190 --> 01:17:59.630
‫واسه همین بردنت توی کما
‫تا از مغزت محافظت کنن.

1396
01:18:01.430 --> 01:18:03.800
‫حالا هم از کما
‫درت آوردن

1397
01:18:03.830 --> 01:18:05.200
‫تا ببینن اوضاعت چطوره.

1398
01:18:06.940 --> 01:18:09.770
‫بهمون گفتن الان صدامونو
‫می‌شنوی. درسته؟

1399
01:18:12.310 --> 01:18:14.080
‫ظاهراً می‌تونی
‫دستم رو فشار بدی.

1400
01:18:16.910 --> 01:18:19.650
‫پس بابا اگه صدامو می‌شنوی،
‫میشه دستمو فشار بدی؟

1401
01:18:24.620 --> 01:18:27.890
‫پس یه بار واسه آره،
‫دوبار واسه نه.

1402
01:18:29.290 --> 01:18:30.530
‫باشه.

1403
01:18:31.960 --> 01:18:35.130
‫حالت خوبه؟
‫منظورم اینه جایی از بدنت درد می‌کنه؟

1404
01:18:39.770 --> 01:18:42.040
‫نه؟ خوبه. خیلی خب.

1405
01:18:43.970 --> 01:18:45.810
‫یادته من کی‌ام؟

1406
01:18:45.840 --> 01:18:48.010
‫منم، هانا، دخترت.

1407
01:18:52.510 --> 01:18:54.050
‫و یه فیلم‌ساز

1408
01:18:54.080 --> 01:18:55.780
‫و یه زن و یه مادر.

1409
01:19:03.690 --> 01:19:06.290
‫فرانسیس هم اینجاست،
‫نوه‌ت.

1410
01:19:10.570 --> 01:19:11.830
‫سلام جیمپا.

1411
01:19:26.150 --> 01:19:28.450
‫نگران نباش بابا، باشه؟
‫می‌دونم باید چیکار کنم.

1412
01:19:29.420 --> 01:19:30.690
‫باشه، می‌دونم.

1413
01:19:35.760 --> 01:19:37.290
‫حس می‌کنی هنوز خودتی؟

1414
01:19:39.900 --> 01:19:42.100
‫نه، معلومه که حس نمی‌کنی.
‫چه سوال مسخره‌ای.

1415
01:19:43.800 --> 01:19:45.330
‫عجیبه که هیچی نمیگی.

1416
01:19:50.710 --> 01:19:52.270
‫می‌خوای از خودت برات تعریف کنم؟

1417
01:19:55.180 --> 01:19:56.310
‫باشه.

1418
01:19:56.340 --> 01:19:59.850
‫متولد سال ۱۹۵۱ هستی.

1419
01:20:00.850 --> 01:20:03.050
‫پدر و مادرت مِری و بیل بودن.

1420
01:20:04.420 --> 01:20:06.390
‫به تک‌همسری اعتقاد نداری.

1421
01:20:06.420 --> 01:20:09.060
‫کلی معشوقه و پارتنر داشتی.

1422
01:20:10.330 --> 01:20:12.060
‫استیون، که همه‌مون عاشقش بودیم.

1423
01:20:13.830 --> 01:20:16.730
‫بعدشم اوایل که اومده بودی اینجا،
‫یه، امم...

1424
01:20:17.670 --> 01:20:19.300
‫یه عکاس بود.

1425
01:20:19.330 --> 01:20:22.110
‫قدبلند و مو بور.

1426
01:20:22.140 --> 01:20:24.010
‫اون عکسی رو ازت گرفت
‫که من خیلی دوستش داشتم.

1427
01:20:24.040 --> 01:20:25.170
‫دان.

1428
01:20:25.210 --> 01:20:27.380
‫اسمش دان بود.

1429
01:20:27.410 --> 01:20:29.310
‫یادم اومد. آره، دان.

1430
01:20:30.710 --> 01:20:32.050
‫یادش نمیاد؟

1431
01:20:32.080 --> 01:20:35.380
‫فقط دارم مطمئن میشم
‫بفهمه کیه.

1432
01:20:35.420 --> 01:20:37.590
‫هی. ببخشید.

1433
01:20:45.330 --> 01:20:47.300
‫وای خدا، نگاش کن.

1434
01:20:47.330 --> 01:20:48.830
‫یا مسیح.

1435
01:20:50.330 --> 01:20:51.700
‫وای هانا، طاقت دیدنشو ندارم.

1436
01:20:51.730 --> 01:20:54.170
‫-صداستو می‌شنوه ها.
‫-باشه.

1437
01:21:00.610 --> 01:21:00.780
‫پس خودش تنهایی
‫نمی‌تونه نفس بکشه؟

1438
01:21:00.810 --> 01:21:02.040
‫-نه.
‫-باشه.

1439
01:21:02.080 --> 01:21:03.550
‫لااقل فعلاً که نه. هوم؟

1440
01:21:06.310 --> 01:21:08.720
‫یا خدا، نمی‌تونن یه کم سرشو بیارن بالا
‫یا یه خاکی تو سرش کنن؟

1441
01:21:08.750 --> 01:21:10.590
‫این‌طوری قیافه‌ش بدجوری
‫تخمی و وحشتناک شده.

1442
01:21:10.620 --> 01:21:12.750
‫چرا فقط نمی‌شینیم
‫باهاش حرف بزنیم؟

1443
01:21:12.790 --> 01:21:13.860
‫باشه.

1444
01:21:23.470 --> 01:21:25.270
‫راستش اصلاً نمی‌دونم
‫چی باید بگم.

1445
01:21:25.300 --> 01:21:27.040
‫همیشه خودش یه بند
‫حرف می‌زد.

1446
01:21:28.440 --> 01:21:29.770
‫خودتم خوب بلدی حرف بزنی.

1447
01:21:29.810 --> 01:21:31.540
‫آره، می‌دونم. خودمم می‌دونم بلدم.

1448
01:21:34.610 --> 01:21:36.810
‫وای خدای من هانا،
‫بابامونو نگاه کن.

1449
01:21:36.850 --> 01:21:39.280
‫داره صداتو می‌شنوه ها.

1450
01:21:39.310 --> 01:21:42.420
‫وای خدا بابا، قیافه‌ت
‫شبیه ریدمان شده.

1451
01:21:43.590 --> 01:21:45.220
‫سلام.

1452
01:21:45.250 --> 01:21:46.920
‫طوری نیست.

1453
01:21:54.760 --> 01:21:55.800
‫اوه.

1454
01:21:55.830 --> 01:21:57.170
‫من اینجام.

1455
01:21:58.630 --> 01:22:00.000
‫همه‌چی مرتبه.

1456
01:22:06.010 --> 01:22:08.280
‫دکتره می‌گفت یه مریض مشابه
‫داشته

1457
01:22:08.310 --> 01:22:09.950
‫که الان می‌تونه بشینه تو حیاط‌خلوت،

1458
01:22:09.980 --> 01:22:12.150
‫یه فنجون چایی بزنه
‫و یه سگ بذاره رو پاش،

1459
01:22:12.180 --> 01:22:14.380
‫و... و این‌که اصلاً
‫دلیلی نداره

1460
01:22:14.420 --> 01:22:16.420
‫که بابا نتونه همچین زندگی‌ای داشته باشه.

1461
01:22:17.850 --> 01:22:20.320
‫اه، این قهوه افتضاحه.

1462
01:22:20.360 --> 01:22:22.260
‫چه بلایی سرِ شیرش آوردن؟

1463
01:22:22.290 --> 01:22:24.030
‫ریزوتوی خودتو ببین.

1464
01:22:24.060 --> 01:22:26.390
‫-کدوم احمقی تو ریزوتو توفو می‌ریزه؟
‫-خوبه بابا.

1465
01:22:26.430 --> 01:22:29.070
‫نه بابا، شوخی می‌کنی!
‫اگه گَنده، باید پسش بدی.

1466
01:22:29.100 --> 01:22:30.700
‫یه چارکِشو خوردم دیگه.

1467
01:22:30.730 --> 01:22:33.240
‫یا مسیح هانا، باید بفهمن
‫غذاشون تخمیه.

1468
01:22:33.270 --> 01:22:36.140
‫الان بهشون میگم تا بیان
‫پسش بگیرن.

1469
01:22:36.170 --> 01:22:37.210
‫نه، تورو خدا نکن.

1470
01:22:37.240 --> 01:22:38.740
‫چرا آخه؟

1471
01:22:42.080 --> 01:22:44.010
‫آخه کدوم اسکولی تو ریزوتو توفو می‌ریزه؟

1472
01:22:44.050 --> 01:22:46.450
‫می‌خواین بگم
‫توفوهاشو براتون دربیارن؟

1473
01:22:46.480 --> 01:22:47.520
‫نه، خوبه.

1474
01:22:47.550 --> 01:22:48.880
‫یـ... یه کمیشو خوردم دیگه.

1475
01:22:48.920 --> 01:22:50.190
‫خداییش طوری نیست، خوبه.

1476
01:22:50.220 --> 01:22:52.790
‫بذار همین ریزوتوی آشغالو بخوره
‫اگه دلش می‌خواد.

1477
01:22:54.620 --> 01:22:56.030
‫خیلی خب، آره.

1478
01:22:56.060 --> 01:22:57.590
‫فقط به آشپزخونه بگو
‫دست‌پختشون ریدمانه.

1479
01:22:57.630 --> 01:23:00.560
‫این تخم‌مرغ‌ها رو هم ببین، زیادی
‫پخته و لاستیک شده. نگاشون کن.

1480
01:23:01.500 --> 01:23:03.630
‫قشنگ نگاشون کن. سفتِ سفتن،
‫حتی تکونم نمی‌خورن.

1481
01:23:03.670 --> 01:23:05.940
‫می‌خواین بگم دوباره
‫براتون درست کنن؟

1482
01:23:05.970 --> 01:23:07.840
‫نه، فقط به آشپزخونه بگو
‫غذاشون افتضاحه.

1483
01:23:08.870 --> 01:23:10.110
‫چشم.

1484
01:23:24.390 --> 01:23:25.820
‫می‌تونیم براش یه سگ بگیریم

1485
01:23:25.850 --> 01:23:27.220
‫اونم بتونه بشینه
‫توی حیاط...

1486
01:23:27.260 --> 01:23:28.520
‫احتمالاً وصل به هزارتا دستگاه و لوله.

1487
01:23:28.560 --> 01:23:30.760
‫...سگ رو پاهاش، دکترا هم...
‫گفتن که

1488
01:23:30.790 --> 01:23:32.860
‫حتی شاید بتونه
‫یه کم ارتباط برقرار کنه.

1489
01:23:32.890 --> 01:23:34.800
‫به قول خودِ همون دکتره: «شاید،

1490
01:23:34.830 --> 01:23:36.460
‫«اونم بعد از یه دوره توانبخشیِ

1491
01:23:36.500 --> 01:23:37.670
‫طولانی و فوق‌العاده طاقت‌فرسا.»

1492
01:23:37.700 --> 01:23:39.070
‫با این حال هنوزم شدنیه.

1493
01:23:39.100 --> 01:23:40.570
‫ممکنه سال‌ها طول بکشه اِم،

1494
01:23:40.600 --> 01:23:41.940
‫بدونِ هیچ تضمینی،

1495
01:23:41.970 --> 01:23:43.810
‫تازه این بهترین حالت ممکنه.

1496
01:23:43.840 --> 01:23:45.270
‫ولی بازم زندگیه.

1497
01:23:45.310 --> 01:23:47.080
‫هیچ‌کسم نباید کل زندگیشو تباه کنه
‫تا از بابا تر و خشک کنه.

1498
01:23:47.110 --> 01:23:48.810
‫-خودشم اینو نمی‌خواست.
‫-وای خدا هانا.

1499
01:23:48.840 --> 01:23:50.810
‫-این چیزی نیست که خودش بخواد.
‫-از کجا با این قطعیت میگی؟

1500
01:23:50.850 --> 01:23:52.250
‫هیچ وصیت‌نامه پزشکی یا دستوری واسه ادامه درمان
‫به جا نذاشته.

1501
01:23:52.280 --> 01:23:55.050
‫وصیت‌نامهٔ جدیدی هم در کار نیست.
‫هنوزم اسم استیون توشه.

1502
01:23:55.080 --> 01:23:57.220
‫چون آپدیتش نکرده بود.
‫ولی خوب می‌دونیم چی می‌خواد.

1503
01:23:57.250 --> 01:23:58.650
‫این دوتا یکی نیستن.

1504
01:23:58.690 --> 01:24:00.560
‫به من گفت اِم،
‫کاملاً واضح و پوست‌کنده هم گفت.

1505
01:24:00.590 --> 01:24:02.860
‫اگه افتاده‌تر و ناتوان‌تر شد،
‫بذارین بمیره.

1506
01:24:06.100 --> 01:24:07.960
‫و... بعدش چی؟

1507
01:24:09.730 --> 01:24:11.230
‫چی، پا شیم بریم یه قهوه بزنیم؟

1508
01:24:11.270 --> 01:24:13.570
‫همچین کصشعری گفت؟

1509
01:24:13.600 --> 01:24:16.710
‫خودت می‌دونی بابا چطوریه.
‫عین خودِ من چرت‌وپرت زیاد میگه.

1510
01:24:16.740 --> 01:24:18.440
‫می‌تونست کتبی بنویسدش،

1511
01:24:18.470 --> 01:24:20.110
‫می‌تونست... می‌تونست
‫دستورالعمل بذاره،

1512
01:24:20.140 --> 01:24:21.840
‫ولی نذاشت.

1513
01:24:21.880 --> 01:24:23.980
‫شایدم خیلی خوشحال و راضی باشه

1514
01:24:24.010 --> 01:24:26.550
‫از این‌که فقط تو حیاط بشینه
‫و یه سگ رو پاهاش باشه.

1515
01:24:26.580 --> 01:24:27.850
‫این تعریفِ خودِ جهنم واسه اونه.

1516
01:24:27.880 --> 01:24:29.250
‫خب این اواخر
‫خیلی راضی بود

1517
01:24:29.290 --> 01:24:31.050
‫که بشینه رو کاناپه
‫و ماست کوفت کنه.

1518
01:24:32.090 --> 01:24:33.660
‫خیلی شکسته و ناتوان شده بود

1519
01:24:33.690 --> 01:24:34.720
‫از بعد سکتهٔ اولش، هانا.

1520
01:24:34.760 --> 01:24:36.090
‫فقط خودت نبودی که ببینی.

1521
01:24:44.170 --> 01:24:46.500
‫منم دیدم که می‌نشست
‫رو کاناپه و ماست می‌خورد.

1522
01:24:48.300 --> 01:24:49.600
‫اوه.

1523
01:24:53.140 --> 01:24:57.650
‫یه سری قطعات پارچه‌ای بودن
‫حدوداً یک در دو متر،

1524
01:24:57.680 --> 01:24:59.780
‫و کلی جنس‌ها و طرح‌های مختلفِ
‫پارچه بود،

1525
01:24:59.810 --> 01:25:01.880
‫و... و ما تزیینشون
‫می‌کردیم

1526
01:25:01.920 --> 01:25:03.390
‫با نگین و دکمه و...

1527
01:25:03.420 --> 01:25:04.590
‫همه‌چی.

1528
01:25:04.620 --> 01:25:05.720
‫هر چی.
‫هر چی دلمون می‌خواست.

1529
01:25:05.750 --> 01:25:07.260
‫پولک،

1530
01:25:07.290 --> 01:25:08.860
‫عروسک‌های پولیشی.

1531
01:25:08.890 --> 01:25:10.430
‫مو. کاندوم.

1532
01:25:12.730 --> 01:25:14.730
‫ولی هر چی گیرت می‌اومد
‫رو بعدش...

1533
01:25:14.760 --> 01:25:17.900
‫...می‌دوختی به هم
‫تا یه چهل‌تکهٔ یادبود درست شه.

1534
01:25:17.930 --> 01:25:20.770
‫حس می‌کردم هر هفته کارمون همینه.
‫عاشقش بودم.

1535
01:25:20.800 --> 01:25:23.810
‫چطور می‌تونستی عاشقش باشی؟
‫آخه خیلی... غم‌انگیزه.

1536
01:25:23.840 --> 01:25:26.240
‫-فکر کنم فقط واسه این بود که...
‫-هوم.

1537
01:25:26.280 --> 01:25:28.140
‫من ۱۵ سالم بود.

1538
01:25:28.180 --> 01:25:30.710
‫واسه من بیشتر شبیه
‫کاردستیِ خونوادگی بود.

1539
01:25:30.750 --> 01:25:32.150
‫کار مهم و باارزشی بود

1540
01:25:32.180 --> 01:25:35.220
‫چون بعضیا حتی خاکسپاری یا مراسم یادبودی هم
‫نصیبشون نمی‌شد.

1541
01:25:35.250 --> 01:25:36.750
‫یا خونواده‌هاشون خجالت می‌کشیدن و ننگ می‌دونستن.

1542
01:25:36.790 --> 01:25:38.520
‫می‌دونی، یا دلشون نمی‌خواست توجه بقیه
‫جلب بشه

1543
01:25:38.550 --> 01:25:39.520
‫به این‌که چطوری مردن.

1544
01:25:39.550 --> 01:25:41.060
‫واسه همین تنها راهیه

1545
01:25:41.090 --> 01:25:43.530
‫که قربانیانِ
‫بیماری ایدز

1546
01:25:43.560 --> 01:25:44.930
‫هنوزم یاد و خاطره‌شون زنده مونده.

1547
01:25:44.960 --> 01:25:47.260
‫- اومم.
‫- یه روز می‌شنوی که، امم...

1548
01:25:47.300 --> 01:25:49.430
‫«از فلیکس خبر داری؟

1549
01:25:49.470 --> 01:25:51.400
‫«برگشته شهرش پیش خونواده‌ش.»

1550
01:25:51.430 --> 01:25:53.300
‫بعدشم از زبون خونواده‌ش می‌شنویم

1551
01:25:53.340 --> 01:25:54.500
‫که فلیکس یهویی بر اثر

1552
01:25:54.540 --> 01:25:56.070
‫سرطان ریه یا یه کصشعر مسخره‌ای مرده.

1553
01:25:56.110 --> 01:25:58.110
‫آره. حقیقتو خوب می‌دونستیم.

1554
01:25:58.140 --> 01:26:01.410
‫ولی اون اوایل واقعاً آدم از چیزی سر درنمی‌آورد.

1555
01:26:01.440 --> 01:26:05.380
‫مدام آزمایش می‌دادی،
‫ولی همیشه وحشت داشتی.

1556
01:26:06.580 --> 01:26:08.180
‫همیشه یه ترسِ تخمی باهات بود.

1557
01:26:10.520 --> 01:26:12.820
‫رفتیم تعطیلات اسپانیا.
‫توام بودی؟

1558
01:26:12.850 --> 01:26:14.720
‫-آره. تامم بود.
‫-آره.

1559
01:26:14.760 --> 01:26:16.160
‫- و جیم.
‫- جیم.

1560
01:26:16.190 --> 01:26:17.860
‫رفتیم به ساحل همجنس‌گراها.

1561
01:26:17.890 --> 01:26:19.200
‫یه یارویی اونجا بود،

1562
01:26:19.230 --> 01:26:22.230
‫یه مردِ شدیداً لاغر و استخونی،
‫که فقط یه...

1563
01:26:22.260 --> 01:26:23.970
‫...اسمش چی بود، مایوی شنای، امم...

1564
01:26:24.000 --> 01:26:26.670
‫-مایو.
‫-مایو، آره.

1565
01:26:26.700 --> 01:26:30.440
‫وقتی از رو تختش پا شد بره سمت دریا،

1566
01:26:30.470 --> 01:26:34.040
‫می‌دیدی که سر تا پاش پر از
‫سارکوم کاپوسیه.

1567
01:26:34.080 --> 01:26:35.410
‫هوم.

1568
01:26:35.440 --> 01:26:39.120
‫به خدا کل بدنش پر بود.
‫وحشتناک بود.

1569
01:26:39.150 --> 01:26:41.320
‫داشتم فکر می‌کردم
‫چه صحنهٔ چندش و ترسناکیه،

1570
01:26:41.350 --> 01:26:42.820
‫ولی هم‌زمان پیش خودم گفتم:

1571
01:26:42.850 --> 01:26:45.490
‫نه بابا، این‌که چقدر شجاعانه
‫و چقدرم قشنگه

1572
01:26:45.520 --> 01:26:48.120
‫که این‌قدر راحت و بی‌خیال
‫بدنشو این‌طوری نشون میده.

1573
01:26:49.530 --> 01:26:51.630
‫ولی جیم اصلاً اهل این فازا نبود، ابداً.

1574
01:26:51.660 --> 01:26:54.030
‫جیم فقط انگشتشو گرفت
‫سمت یه لکهٔ بنفشِ کوچولو

1575
01:26:54.060 --> 01:26:55.900
‫روی گردن یا شونهٔ تام

1576
01:26:55.930 --> 01:26:57.430
‫و بهش گفت...

1577
01:26:59.270 --> 01:27:02.070
‫«باید نشون دکتر بدیش،
‫وگرنه... اه اَه، الفاتحه.»

1578
01:27:02.100 --> 01:27:03.310
‫نه بابا!

1579
01:27:03.340 --> 01:27:04.840
‫کلاً ذره‌ای نزاکت و ملاحظه
‫سرش نمیشه.

1580
01:27:04.870 --> 01:27:05.910
‫اصلاً و ابداً.

1581
01:27:05.940 --> 01:27:07.140
‫اصلاً انگار بویی ازش نبرده.

1582
01:27:07.180 --> 01:27:08.640
‫لبِ ساحل بودیم مثلاً.

1583
01:27:08.680 --> 01:27:10.480
‫واسه این‌جور چیزا که
‫آداب و نزاکتی وجود نداشت.

1584
01:27:10.510 --> 01:27:11.550
‫نه، نداشت.

1585
01:27:11.580 --> 01:27:13.380
‫ولی با این حال، آره دیگه،
‫خیلی... بی‌شعوری و بی‌ادبی بود.

1586
01:27:15.220 --> 01:27:17.920
‫تام یه جورایی آدم حساسی بود،

1587
01:27:17.950 --> 01:27:19.090
‫درست برعکس جیم.

1588
01:27:20.120 --> 01:27:21.690
‫اونم گفت: «دستت درد نکنه جیم.

1589
01:27:21.720 --> 01:27:24.630
‫«خیلی ممنون که گند زدی به تعطیلاتم.

1590
01:27:24.660 --> 01:27:26.730
‫«موچاس گراسیاس، فدات بشم.»

1591
01:27:26.760 --> 01:27:29.860
‫ولی واقعاً داشت.

1592
01:27:29.900 --> 01:27:31.570
‫- اوووه.
‫- آره، واقعاً بهش مبتلا بود.

1593
01:27:31.600 --> 01:27:34.340
‫-آره، اونم آخرش یه چهل‌تکهٔ یادبود نصیبش شد.
‫-آره.

1594
01:27:35.640 --> 01:27:37.940
‫خیلی... خیلی وحشتناکه.

1595
01:27:40.380 --> 01:27:44.150
‫ببخشید. واقعاً افتضاحه.

1596
01:27:44.180 --> 01:27:46.020
‫شرمنده‌ام، واقعاً ببخشید.

1597
01:27:46.050 --> 01:27:50.250
‫داستان خیلی تلخیه.
‫اصلاً خنده‌دار نیست. واقعاً نیست.

1598
01:27:50.290 --> 01:27:53.190
‫اصلاً نمی‌دونم چرا
‫دارم بهش می‌خندم.

1599
01:28:03.970 --> 01:28:05.670
‫ببخشید.

1600
01:28:10.270 --> 01:28:13.010
‫وای خدا، فقط دلم نمی‌خواد بمیره.

1601
01:28:19.220 --> 01:28:21.180
‫ولی حتماً به شراب بیشتری
‫نیاز دارم، واسه همین...

1602
01:28:21.220 --> 01:28:23.520
‫الان می‌ریزم برات.

1603
01:28:28.390 --> 01:28:30.690
‫دستت درد نکنه.
‫ممنون جناب.

1604
01:28:33.660 --> 01:28:35.900
‫فکر کنم... آره.

1605
01:28:46.180 --> 01:28:47.840
‫من که می‌خوام، می‌دونی.

1606
01:28:47.880 --> 01:28:49.210
‫چیو؟

1607
01:28:49.250 --> 01:28:51.380
‫دلم می‌خواد بمیره.

1608
01:28:56.750 --> 01:28:58.750
‫چون تو مثل اونا بهش وابسته نیستی
‫و نیازش نداری.

1609
01:29:06.630 --> 01:29:08.100
‫پیش خودش فکر می‌کنه ما با هم سِرّ و سِری داریم.

1610
01:29:10.670 --> 01:29:12.470
‫می‌دونم.

1611
01:29:18.210 --> 01:29:20.740
‫پوستِ صورتیِ تیره روی بند انگشت‌ها.

1612
01:29:22.010 --> 01:29:23.910
‫تاندون‌های برجسته و مشخص.

1613
01:29:25.550 --> 01:29:26.780
‫یه خراشیدگیِ کوچولو.

1614
01:29:26.810 --> 01:29:28.350
‫هوم!

1615
01:29:28.380 --> 01:29:31.720
‫چندتا موی تیره هم
‫روی لبهٔ بیرونی دستت هست.

1616
01:29:58.050 --> 01:30:00.520
‫شاکر باش و سرتو بنداز پایین گورتو گم کن.

1617
01:30:26.840 --> 01:30:30.180
‫به نظرت امیلی جیمپا رو
‫بهتر از تو می‌شناسه؟

1618
01:30:32.680 --> 01:30:34.080
‫تو چی فکر می‌کنی؟

1619
01:30:37.620 --> 01:30:40.920
‫امیلی کل عمرش یا با جیمپا زندگی کرده
‫یا نزدیکش بوده،

1620
01:30:40.960 --> 01:30:44.160
‫واسه همین رابطه‌ش با اون... فرق داره

1621
01:30:44.190 --> 01:30:45.590
‫با رابطه‌ای که ما داریم.

1622
01:30:45.630 --> 01:30:47.130
‫ما داریم؟

1623
01:30:47.160 --> 01:30:48.460
‫اون چه رابطه‌ایه؟

1624
01:30:48.500 --> 01:30:50.470
‫از راه دور.

1625
01:30:51.800 --> 01:30:53.200
‫اومم.

1626
01:30:55.140 --> 01:30:57.040
‫من فقط می‌خوام بدونم
‫خودِ جیمپا چی می‌خواد.

1627
01:30:58.810 --> 01:31:00.540
‫فکر می‌کنی من نمی‌دونم چی می‌خواد؟

1628
01:31:03.250 --> 01:31:05.280
‫داستانی که همیشه تعریف می‌کنی،

1629
01:31:05.310 --> 01:31:08.820
‫راجع به این‌که چطور آخرش مجبور شد
‫بیاد آمستردام،

1630
01:31:08.850 --> 01:31:12.350
‫راجع به این‌که مامان‌بزرگ تصمیم گرفت
‫موندن توی آدلاید بهترین کاره.

1631
01:31:13.360 --> 01:31:14.420
‫خب؟

1632
01:31:16.890 --> 01:31:18.130
‫حقیقت نداره.

1633
01:31:19.600 --> 01:31:21.860
‫مامان‌بزرگ به جیم گفت که می‌تونه همراهش بیاد

1634
01:31:21.900 --> 01:31:23.300
‫و بچه‌ها رو هم با خودش بیاره.

1635
01:31:23.330 --> 01:31:25.070
‫همگی با هم می‌تونستین کوچ کنین بیاین اینجا.

1636
01:31:26.170 --> 01:31:27.870
‫ولی جیمپا گفت نه.

1637
01:31:28.840 --> 01:31:30.870
‫گفت می‌خواد تنهایی این کارو بکنه.

1638
01:31:32.840 --> 01:31:34.280
‫می‌تونست

1639
01:31:34.310 --> 01:31:36.280
‫همه‌تونو با خودش بیاره

1640
01:31:36.310 --> 01:31:38.050
‫ولی خودش دلش نخواست.

1641
01:31:42.380 --> 01:31:43.890
‫این چیزیه که خودش بهت گفت؟

1642
01:31:45.650 --> 01:31:47.060
‫فکر می‌کنی دروغ گفته؟

1643
01:31:49.760 --> 01:31:51.230
‫نه، فکر نمی‌کنم دروغ گفته باشه.

1644
01:31:58.770 --> 01:32:00.600
‫تو و بابا فقط با هم دیگه رابطه دارین؟

1645
01:32:03.640 --> 01:32:04.870
‫بیشتر وقتا، آره.

1646
01:32:06.540 --> 01:32:08.140
‫چرا راجع بهش حرف نمی‌زنین؟

1647
01:32:12.250 --> 01:32:14.220
‫من مثل جیمپا راحت و بی‌پرده نیستم.

1648
01:32:16.950 --> 01:32:18.250
‫هوم.

1649
01:32:38.440 --> 01:32:41.110
‫و تو ۵ سال مدیر بهداشت عمومی بودی.

1650
01:32:41.140 --> 01:32:42.410
‫اینو یادت میاد؟

1651
01:32:43.880 --> 01:32:45.410
‫آره؟ و...

1652
01:32:46.850 --> 01:32:48.220
‫ممنون.

1653
01:32:51.790 --> 01:32:55.060
‫و... و...

1654
01:33:02.060 --> 01:33:03.800
‫امیلی اومده.

1655
01:33:09.370 --> 01:33:11.510
‫هانا،
‫لازم نیست این کارو بکنی.

1656
01:33:11.540 --> 01:33:13.140
‫معلومه پفیوز! من که ژامبون نمی‌خورم.

1657
01:33:13.180 --> 01:33:15.040
‫چی؟ ریدم توش.

1658
01:33:15.080 --> 01:33:17.710
‫نه هانا،
‫دارم دربارهٔ بابامون حرف می‌زنم.

1659
01:33:17.750 --> 01:33:20.680
‫نه، قرار نیست خودِ من
‫عملاً بکشمش که.

1660
01:33:20.720 --> 01:33:22.580
‫کیرم توش هانا، منظورم...

1661
01:33:23.720 --> 01:33:26.220
‫منظورم اینه که لازم نیست
‫تو ازش مراقبت کنی.

1662
01:33:26.260 --> 01:33:28.660
‫اگه ترست از همینه،
‫خودم به عهده می‌گیرمش. خوب اینو می‌دونی.

1663
01:33:28.690 --> 01:33:30.260
‫لازم نیست از هیچیِ زندگیت بزنی
‫و فداکاری کنی.

1664
01:33:30.290 --> 01:33:31.260
‫امیلی.

1665
01:33:31.290 --> 01:33:33.400
‫نه، زندگیِ تخمیِ خودمه
‫به خودم مربوطه.

1666
01:33:36.670 --> 01:33:38.200
‫من می‌تونم کمک کنم.

1667
01:33:38.230 --> 01:33:40.170
‫می‌تونم همین‌جا بمونم
‫و باهاشون زندگی کنم.

1668
01:33:40.200 --> 01:33:41.970
‫جیمپا هم کلی کیف می‌کنه و...

1669
01:33:42.010 --> 01:33:45.240
‫...می‌تونم این شهرو درست‌حسابی تجربه کنم.

1670
01:33:45.270 --> 01:33:46.680
‫- نه.
‫- چرا نه؟

1671
01:33:46.710 --> 01:33:48.840
‫قبلاً که مشکلی نداشتی
‫بیام باهاش زندگی کنم.

1672
01:33:48.880 --> 01:33:51.010
‫نه، نه، لزوماً این‌طور نبود.

1673
01:33:52.150 --> 01:33:53.520
‫نبود؟

1674
01:33:56.790 --> 01:33:58.220
‫هانا، میشه لطفاً
‫یه چیزی بگی؟

1675
01:34:00.390 --> 01:34:02.190
‫این چیزی نیست که خودش بخواد.

1676
01:34:06.000 --> 01:34:07.400
‫طوری نیست مامان.

1677
01:34:07.430 --> 01:34:10.270
‫ببخشید، نذارید به پای پرخاش،
‫ولی من باید برم.

1678
01:34:10.300 --> 01:34:11.730
‫برم یه قدمی بزنم.

1679
01:37:27.560 --> 01:37:29.600
‫-اون استیونه؟
‫-اومم.

1680
01:37:34.540 --> 01:37:36.240
‫بهش چی گفتی؟

1681
01:37:36.270 --> 01:37:38.640
‫بهش گفتم

1682
01:37:38.670 --> 01:37:41.380
‫خیلی لجبازی می‌کنه
‫که وصیت‌نامه‌شو آپدیت نمی‌کنه.

1683
01:37:42.610 --> 01:37:45.150
‫بهش گفتم من هیچ‌وقت
‫ازش هیچی نخواستم

1684
01:37:45.180 --> 01:37:47.450
‫جز ثبات و وفاداریش،

1685
01:37:47.480 --> 01:37:50.350
‫و این تنها چیزی بود
‫که ازم دریغ کرد.

1686
01:37:51.350 --> 01:37:53.590
‫و ازش پرسیدم چه فایده‌ای داره

1687
01:37:53.620 --> 01:37:57.060
‫این‌همه آرمان و عقیده
‫و نظرات رنگارنگ،

1688
01:37:57.090 --> 01:38:00.330
‫وقتی نمی‌تونه به کسایی که عاشقشونه
‫چیزی که نیاز دارن رو بده.

1689
01:38:03.630 --> 01:38:06.640
‫می‌دونی، این حقو داری که عصبانی باشی

1690
01:38:06.670 --> 01:38:08.240
‫یا از دستش دلخور و ناامید بشی

1691
01:38:08.270 --> 01:38:10.310
‫و در عین حال عاشقش باشی
‫و بپرستیش.

1692
01:38:10.340 --> 01:38:12.070
‫می‌دونم.

1693
01:38:12.110 --> 01:38:13.510
‫مطمئنی؟

1694
01:38:21.580 --> 01:38:23.320
‫مطمئن نیستم اصلاً یادت بیاد

1695
01:38:23.350 --> 01:38:25.250
‫که اون روز در مورد چی حرف زدیم.

1696
01:38:26.350 --> 01:38:28.590
‫یا اصلاً چیزی از هیچ‌چیز
‫یادت مونده باشه یا نه.

1697
01:38:29.590 --> 01:38:31.090
‫ولی من هانام،

1698
01:38:31.130 --> 01:38:33.400
‫کوچیک‌ترین دخترت.

1699
01:38:33.430 --> 01:38:35.730
‫و یه فیلم‌ساز.

1700
01:38:35.760 --> 01:38:37.630
‫یه مادر.

1701
01:38:37.670 --> 01:38:39.170
‫یه زن.

1702
01:38:41.500 --> 01:38:43.840
‫و امروز باید تصمیم بگیریم
‫با تو چیکار کنیم.

1703
01:38:51.580 --> 01:38:52.710
‫همه‌ش سرم غر می‌زنی

1704
01:38:52.750 --> 01:38:54.950
‫که چرا وقتی زنگ می‌زنی
‫جواب تلفنتو نمیدم.

1705
01:38:54.980 --> 01:38:58.090
‫و این‌که چرا کم بهت سر می‌زنم
‫و زیادی کار می‌کنم،

1706
01:38:58.120 --> 01:38:59.590
‫ولی اینا چیزاییه
‫که خودت بهم یاد دادی.

1707
01:39:01.290 --> 01:39:03.730
‫و حالا قراره یه فیلم
‫دربارهٔ تو بسازم،

1708
01:39:03.760 --> 01:39:05.730
‫و هی می‌گفتم هنوز وقت ندارم
‫بیام سر بزنم،

1709
01:39:05.760 --> 01:39:07.230
‫و توام مدام می‌گفتی:

1710
01:39:07.260 --> 01:39:08.630
‫«توی تقویمت وقتشو خالی کن،

1711
01:39:08.660 --> 01:39:10.400
‫و به تمام کسایی که باهاشون کار می‌کنی بگو

1712
01:39:10.430 --> 01:39:12.970
‫که این برنامه قطعیه
‫و پاشو بیا دیدنم.»

1713
01:39:15.770 --> 01:39:18.010
‫اینم یه جورشه واسه این‌که
‫بیشتر از برنامه‌م نگه‌م داری پیش خودت!

1714
01:39:21.340 --> 01:39:23.180
‫حالت خوبه؟ جات درد می‌کنه؟

1715
01:39:27.550 --> 01:39:28.880
‫نه؟ خوبه.

1716
01:39:31.950 --> 01:39:34.520
‫پس می‌خوام دربارهٔ فیلمم
‫برات تعریف کنم.

1717
01:39:37.190 --> 01:39:39.530
‫داستان از سال ۱۹۷۷ شروع میشه...

1718
01:39:41.230 --> 01:39:43.700
‫...که مسلماً دورانِ
‫متفاوت و سختی بوده

1719
01:39:43.730 --> 01:39:45.770
‫واسه این‌که اعلام کنی همجنس‌گرایی.

1720
01:39:45.800 --> 01:39:48.300
‫ولی واسه شخصیت اصلی من
‫به مراتب سخت‌تره

1721
01:39:48.340 --> 01:39:49.800
‫چون زن داره،

1722
01:39:49.840 --> 01:39:52.440
‫با یه بچهٔ نوپا
‫و یه نوزاد تازه متولدشده.

1723
01:39:53.540 --> 01:39:56.210
‫ولی بالاخره به خونواده‌ش میگه.

1724
01:39:58.510 --> 01:40:00.280
‫و به جای دعوا و درگیری،

1725
01:40:00.320 --> 01:40:04.020
‫اون و زنش راهی پیدا می‌کنن
‫تا به زندگی مشترکشون ادامه بدن

1726
01:40:04.050 --> 01:40:06.290
‫و دوتا بچه‌شونو
‫با هم بزرگ کنن.

1727
01:40:08.620 --> 01:40:11.830
‫شروع می‌کنن به ساختنِ
‫یه پیوندِ متفاوت

1728
01:40:11.860 --> 01:40:15.030
‫که توش مشترکاً والدگری می‌کنن
‫و تو یه زندگی شریکن و...

1729
01:40:15.060 --> 01:40:17.400
‫...جفتشونم روابط مختلفی دارن،

1730
01:40:17.430 --> 01:40:19.470
‫بعضیاش خوب، بعضیاش بد، و...

1731
01:40:20.600 --> 01:40:23.470
‫...بیشتر از ۱۰ سال
‫همین‌طوری به زندگی ادامه میدن.

1732
01:40:24.510 --> 01:40:26.180
‫و، امم...

1733
01:40:26.210 --> 01:40:27.610
‫...می‌دونی، با هم یه خونه
‫و کاشانه می‌سازن،

1734
01:40:27.640 --> 01:40:29.350
‫با هم... بیسکوئیت می‌پزن.

1735
01:40:30.380 --> 01:40:31.710
‫توی پیچ‌وخم زندگی
‫هوای همدیگه رو دارن و به هم درس میدن

1736
01:40:31.750 --> 01:40:34.550
‫تا یه زندگی خوب
‫و یه خونوادهٔ خوب بسازن.

1737
01:40:36.480 --> 01:40:39.220
‫و به خاطر همینم، دختر کوچیکه‌شون
‫جوری بزرگ میشه

1738
01:40:39.260 --> 01:40:43.760
‫که پدرشو به عنوان یه مرد گی
‫و یه پدر، یه کلِ واحد ببینه...

1739
01:40:43.790 --> 01:40:47.560
‫یه وجودِ یکپارچه،
‫بدون هیچ بخش پنهان یا جداافتاده‌ای.

1740
01:40:49.730 --> 01:40:53.100
‫ولی بعدش وقتی دختره
‫۱۳ سالش میشه همه‌چی عوض میشه.

1741
01:40:55.640 --> 01:40:57.410
‫واسه پدره سخت‌تر و سخت‌تر میشه

1742
01:40:57.440 --> 01:40:58.980
‫که توی آدلاید کار پیدا کنه.

1743
01:40:59.010 --> 01:41:02.040
‫زیادی سیاسی و جنجالی
‫به حساب میاد،

1744
01:41:02.080 --> 01:41:04.710
‫و... احساس خفگی و محدودیت می‌کنه از

1745
01:41:04.750 --> 01:41:07.150
‫طرز تفکرها، اون محیط
‫و سبک زندگی،

1746
01:41:07.180 --> 01:41:09.050
‫و واسه همین میگه
‫که باید بذاره بره.

1747
01:41:13.020 --> 01:41:15.990
‫و این‌طوری میشه که به همین سادگی،
‫بعد ۱۳ سال، می‌ذاره میره.

1748
01:41:30.370 --> 01:41:33.310
‫ولی به جای این‌که
‫یه تصمیمِ تلخ و فاجعه‌بار باشه...

1749
01:41:36.910 --> 01:41:39.150
‫...جوری نشون داده میشه که
‫انگار یه اتفاق شگفت‌انگیزه...

1750
01:41:40.980 --> 01:41:43.090
‫...که قراره پنجره‌های تازه‌ای
‫به زندگی همه‌شون باز کنه.

1751
01:41:44.590 --> 01:41:45.820
‫و واقعاً هم باز کرد.

1752
01:42:46.650 --> 01:42:48.350
‫فیلمم دربارهٔ همچین چیزیه.

1753
01:42:54.360 --> 01:42:55.820
‫دربارهٔ دختریه که یاد می‌گیره

1754
01:42:55.860 --> 01:42:58.230
‫اون‌قدرام به پدرش وابسته و نیازمند نباشه.

1755
01:43:03.430 --> 01:43:04.600
‫چون دلش نمی‌خواد باباش

1756
01:43:04.630 --> 01:43:06.800
‫کُنج خونه بشینه
‫و واسه‌ش بیسکوئیت بپزه.

1757
01:43:09.000 --> 01:43:10.640
‫و دختره از این بابت شاکر و قدردانه.

1758
01:43:31.730 --> 01:43:33.660
‫از این داستان خوشت اومد، جیمپا؟

1759
01:43:40.300 --> 01:43:42.300
‫و به نظرت راسته؟

1760
01:43:50.510 --> 01:43:51.650
‫جیمپا.

1761
01:43:55.520 --> 01:43:57.690
‫الان دلت می‌خواد بمیری؟

1762
01:44:07.100 --> 01:44:08.660
‫اِم...

1763
01:44:10.130 --> 01:44:11.300
‫هوم.

1764
01:44:27.980 --> 01:44:30.820
‫صد بار تا حالا باهاش
‫خداحافظی کردی.

1765
01:44:30.850 --> 01:44:32.090
‫چیزیش نمیشه مامان، راحت میشه.

1766
01:44:33.020 --> 01:44:35.930
‫فقط دلم نمی‌خواد حس تنهایی کنه.
‫حتماً خیلی ترسیده.

1767
01:45:43.890 --> 01:45:44.960
‫سلام؟

1768
01:46:26.140 --> 01:46:28.800
‫جیمپا همیشه فکر می‌کرد
‫حق با خودشه.

1769
01:46:30.010 --> 01:46:31.340
‫شاید شنیده باشین که می‌گفت:

1770
01:46:31.370 --> 01:46:33.080
‫«من کم پیش میاد اشتباه کنم،
‫این‌بارم حق با منه.»

1771
01:46:34.440 --> 01:46:36.710
‫ولی بعضی وقتام
‫نظرش عوض می‌شد.

1772
01:46:36.750 --> 01:46:38.880
‫فقط عادت کرده بود
‫واسه حرفش بجنگه.

1773
01:46:40.650 --> 01:46:44.220
‫این اواخر بهم گفت
‫که خودخواه بوده.

1774
01:46:44.250 --> 01:46:47.190
‫و حقیقت اینه که
‫می‌تونست بی‌ملاحظه و بی‌پروا باشه.

1775
01:46:47.220 --> 01:46:48.990
‫به بقیه آسیب می‌زد و دل می‌شکست.

1776
01:46:51.630 --> 01:46:54.130
‫همیشه می‌گفتم قهرمانِ زندگیِ منه.

1777
01:46:55.760 --> 01:46:57.930
‫ولی در واقعیت اون‌قدرام
‫خوب نمی‌شناختمش.

1778
01:47:00.000 --> 01:47:02.470
‫فقط یه تصویر و تصور ازش
‫توی ذهنم داشتم.

1779
01:47:05.740 --> 01:47:08.240
‫و شاکر و قدردانِ همون تصویرم.

1780
01:47:29.800 --> 01:47:31.770
‫دوستت دارم.

1781
01:47:33.140 --> 01:47:34.700
‫منم دوستت دارم.

1782
01:47:46.010 --> 01:47:47.550
‫تو قهرمان منی.

1783
01:47:49.000 --> 01:49:54.000
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال